مالش را از حساب سازمان حج و زيارت خارج سازد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مجبور است كه مالش را از حساب سازمان خارج سازد، به گونهاى كه بودن آن مال در حساب سازمان او را به سختى و مشقّت دچار سازد، در اين صورت جايز است كه مالش را از حساب سازمان خارج سازد، و اللَّه العالم.
(7)
فرزندى، در سازمان حج و زيارت، مادرش را ثبت نام كرد و در قرعهكشى نام او در سالهاى بعدى درآمد اما پيش از آن كه نوبت او در آن سال فرا رسد، مادرش فوت كرد در اين صورت آيا حج بر او مستقر شده است يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر براى رفتن به حج، راه ديگرى نداشته يا آن كه بر او سخت و دشوار بود، حج بر او مستقر نشده است، و اللَّه العالم.
(8)
كسى كه همانند يك كارمند مسئوليت برخى از كارهاى ادارى و فراهم نمودن نيازهاى حجاج را بر عهده دارد و به مقتضاى سيستم و سازمان دولت متبوع خويش، پيش از فرا رسيدن ايام حج به شهر و ديار خويش برگردد اما مىتوانست با گذشت كردن از حقّ اجرت خود- كه در برابر خدمترسانى به حجاج به او پرداخت مىشد- اجازه ماندن را در آنجا بدست آورد، در اين صورت آيا چنين كارى بر او واجب است، و حج او حجة الاسلام شمرده مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: در فرض سؤال بنا بر احتياط- اگر اقوى نباشد- بر شخص
لازم است در صورتى كه استطاعت مالى و بدنى دارد اجازه ماندن در آنجا را بگيرد و حج را انجام دهد، و اللَّه العالم.
(9)
حضرتعالى در مناسك فرمودهايد: «اگر حج بر كسى واجب شد و شخص مكلّف در اداى آن كوتاهى و اهمال كرد تا آن كه استطاعت او زايل گرديد و از بين رفت، به هر صورت كه مىتواند واجب است كه آن را بجا آورد»، حال اين سؤال مطرح مىشود، اگر قرض انسان را در مقابل مردم كوچك كند تكليف چيست؟ و آيا بايد قرض كند و به حج برود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مىتواند قرض بگيرد يا آن كه درخواست هبه و بخشش بكند، احتياط واجب آن است كه اين كار را انجام دهد و با آن حج را بجا آورد، و اللَّه العالم.
(10)
اگر براى كسى شرايط استطاعت فراهم شد، اما براى رفتن به حج اهمال و سستى كرد تا آن كه فقير شد، بگونهاى كه شرايط فعلى و وضع مالى او اجازه نمىدهد كه حج را ادا كند، در اين صورت: آيا كسى مىتواند از طرف او بصورت تبرعى حج را بجا آورد، و آيا به اين صورت- انجام دادن حج تبرعى ديگرى از طرف او- ذمّه او فارغ مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: مجزى بودن حج تبرعى از طرف كسى كه مالى ندارد، مشكل است، و در صورتى كه بتواند خودش به حج برود، بر او واجب است، و اللَّه العالم.
(11)
اگر كسى مالى را به اندازه رفتن به حج، پيش از روزهاى حج،
بدست آورد و مالك آن شود در اين صورت آيا جايز است كه آن را در سفر زيارتى، هزينه كند، و حج را از دست بدهد، و آيا با اين كار، حج بر ذمّه او مستقر مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه شخص مىتواند در آن سال به حج برود بر او واجب است كه آن مال را حفظ و نگهدارى كند، وگرنه، حج بر او مستقر مىگردد، و اللَّه العالم.
(12)
مؤسسه و هيئتى وجود دارد كه براى اشخاص گذرنامه و مجوز سفر حج را تهيه مىكند لكن براى گرفتن مجوز شرائطى قرار داده است در صورتى كه مراجعهكننده بعضى از آن شرائط را ندارد ولى به دروغ يا توريه اظهار مىكند كه واجد شرائط است و با اين طريق به حج مىرود آيا حجش صحيح است يا نه؟ و اگر قبلًا حج نكرده آيا حج او حجة الاسلام واقع مىشود يا نه؟ و آيا بر او لازم است توريه كند تا حجة الاسلام را انجام دهد؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، بايد توريه كند و با اين كار مستطيع مىگردد، و در صورتى كه قبلًا به حج نرفته باشد، حج او، حجة الاسلام بشمار مىآيد، و اللَّه العالم.
(13)
زنى، بار اوّل حج واجب خود را انجام داده است، و با توجه به دشواريها و سختىهاى اعمال و مناسك حج، و سستى بدن او، آيا جايز است كه در سالهاى بعدى فقط به زيارت بارگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه برود و به زيارت ايشان اكتفا كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: بلى، جايز است، و اللَّه العالم.
(14)
كسى كه مىخواهد اعمال حج را بجا آورد، آيا بر او جايز است كه از بانك دولتى بصورت ربا، وامى دريافت كند و نيّت كند كه بهره آن وام را پرداخت نكند بلكه خود بانك (يا از حقوق و يا از حساب بانكى او كه در آن بانك موجود است)، بصورت قسطى كسر خواهد كرد؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه قرضگيرنده ملتزم به دادن زيادى نشود و در وقت قرض گرفتن قصدش اين باشد كه زيادى را به بانك هبه نمايد قرض مزبور مانعى ندارد، و اللَّه العالم.
(15)
اگر- مثلًا- سه نفر براى تأسيس كاروان حج بيت اللَّه الحرام با همديگر شريك شدند، و همچنين براى خريد ابزار و وسايل كاروان نيز شريك شدند، اما آن وسايل را از مالكيت خود خارج كردند به اينگونه- بر اساس قول و قرارى كه با همديگر گذاشته بودند- كه همه آنها را در راه خدا بكار گيرند، و بر اساس قراردادى كه با همديگر گذاشتند كه اگر اين كاروان منحل شد همه ابزار و وسايل آن، به يك مؤسسه و نهادى خيريه و يا به كاروانى مشابه آن اهدا گردد و همچنين با همديگر قرار گذاشتند كه مديريت و سازماندهى اين كاروان نيز منوط و مشروط به رأى و نظر هر سه نفر آنها باشد. حالا اگر فرض كنيم كه يك نفر از آنها بر مديريت اين كاروان مستولى و حاكم شد و دو نفر ديگر را از اظهار نظر و مديريت آن بركنار كرد. در اين صورت: كسى كه مىخواهد با اين كاروان به حج برود، آيا جايز
است كه با اين كاروان برود يا آنكه جواز رفتن او به حج، مشروط به اجازه گرفتن از دو شريك ديگر است؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه شخص ببيند يكى از آنها متصدى كار شده و مديريت كاروان بر عهده او است، حمل بر صحت نموده و لازم نيست فحص نمايد [و مىتواند با اين كاروان به حج برود] بلى، اگر فهميد كه چيزهائى با پول همه آنها خريدارى شده است، جايز نيست كه در آن تصرف كند، مگر با اجازه گرفتن از آن دو شريك ديگر، كه بركنار شدهاند، و اللَّه العالم.
(16)
آيا بر شخصى عامى جايز است كه به تنهائى بدون راهنما يا روحانى به حج برود با اينكه احتمال مىدهد در اعمال خود با مخالفت با احكام شرعى دچار مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: بر او واجب است كه مناسك حج را بياموزد حتى اگر در هنگام انجام دادن اعمال حج باشد، و نيازى نيست كه حتماً روحانى يا راهنما را همراه خود داشته باشد تا آنكه اعمال خود را بصورت صحيح انجام دهد و مطمئن شود كه صحيح انجام داده است، تا حكم به فارغ شدن ذمّه خود بدهد، و اللَّه العالم.
شرايط وجوب حج
اوّل: كمال كه با بلوغ و عقل است
[چند مسأله]
(17)
اگر كودك بعد از احرام بستن و پيش از انجام دادن عمره تمتع يا پس از آن و قبل از انجام دادن اعمال حج تمتع بالغ شد، در حال حاضر وظيفه او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر شرايط استطاعت را داراست در صورتى كه بتواند بايد به يكى از ميقاتها برگردد و از آنجا محرم شود، وگرنه، حج او، مجزى از حجة الاسلام نخواهد بود، و اگر استطاعت او باقى ماند در سال بعد بايد به حج برود، و اللَّه العالم.
(18)
اگر طفل مميّز محرم شد و در مشعر الحرام بالغ شد، اگر شرايط استطاعت را داشت، آيا حج او مجزى از حجة الاسلام مىباشد يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: مجزى نيست، و اللَّه العالم.
(19)
حدّ و مرز بلوغ نسبت به دختران چه مقدار است؟
[جواب]
باسمه تعالى: حدّ بلوغ براى دختران از نظر سنّى، كامل شدن نُه سال قمرى است، و اللَّه العالم.
حاجى نمودن كودك و ديوانه
(20)
آيا حاجى نمودن كودك مطلقاً مستحب است، يا آنكه به غير مميّز اختصاص دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: تفاوتى ميان آنها وجود ندارد، و اللَّه العالم.
(21)
آيا حاجى نمودن ديوانه نيز مستحب است؟
[جواب]
باسمه تعالى: استحباب آن ثابت نشده است، اما به قصد و نيّت رجاء جايز است، و اللَّه العالم.
(22)
همانگونه كه به پايان رساندن حج واجب است، آيا به پايان بردن حج كسى كه او را احرام بستهايم و حاجى كردهايم نيز واجب است، و در صورتى كه واجب نباشد، با چه چيزى و چگونه كودك از احرام خارج مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: بنا بر احتياط به پايان رساندن اعمال كسى كه او را احرام بسته و حاجى نمودهايد لازم است، و با به پايان رساندن اعمال، از احرام خارج مىشود، و اللَّه العالم.
(23)
اگر ولى كودك، فرزندش را براى عمره برد و عمره تمتعش را به پايان برد، آيا لازم است كه او را براى حج تمتع نيز ببرد، و اگر واجب نيست، آيا بر ولىّ او متعيّن است كه او را طواف نساء بدهد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بلى بنا بر احتياط بر او لازم است، و اللَّه العالم.
(24)
آيا مُحرم كردن كودك به احرام عمره مفرده همانند مُحرم نمودن او به احرام حج، مستحب است؟
[جواب]
باسمه تعالى: بلى، مستحب است، و اللَّه العالم.
(25)
آيا در طواف دادن كودك به طواف واجب مراعات طهارت از
حدث و خبث اعتبار دارد يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: نه، اعتبارى ندارد، لكن همانطور كه در مناسك يادآور شدهايم در وقتى كه مىخواهد طفل را طواف دهد واجب است او را وضو دهد اگر چه به صورت وضو باشد، و اللَّه العالم.
(26)
مقصود از ولى در حاجى نمودن طفل چه كسى است؟ آيا خصوص ولى شرعى است يا كسى كه امر او را بعهده دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: مقصود كسى است كه امر او را بعهده دارد، به ويژه اگر با اجازه ولى شرعى او باشد، و اللَّه العالم.
(27)
اگر ولى كودك، جز يك قربانى- آن هم فقط براى خودش- پيدا نكند، در اين صورت آيا از طرف خودش قربانى كند، يا از طرف كودكش، كه او را مُحرم به احرام حج تمتع كرده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن كودك مالى نداشته باشد، بايد از طرف كودك قربانى كند و از طرف خودش روزه بگيرد وگرنه از مال خود كودك قربانى را خريدارى كرده و از طرف او سر ببرد، و اللَّه العالم.
(28)
در مفروض سؤال پيشين، اگر ولى كودك توان روزه گرفتن را نداشت، آيا مىتواند از طرف خودش قربانى كند يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: از طرف خودش قربانى كند، و كودكى را كه مُحرم كرده و حاجى كرده است، حجّش را رجاء اتمام كند و به پايان برساند، و اللَّه العالم.
(29)
در مفروض سؤال پيشين، آيا حاجى نمودن كودك نيز مستحب