بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 0

استفتاءات قوه قضائي

نام پدیدآورنده: روحانی، سيد محمد صادق

نام کامل کتاب: استفتائات قوه قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل

نام کامل پدیدآورنده:

مترجم:

محقق/گردآورنده/...:

موضوع: فقه

موضوعات فرعی: احكام حقوقي

ناشر:

محل نشر: قم

نوبت چاپ: اول

تاریخ انتشار: 1378

تعداد صفحات: 322

تعداد مجلدات: 1

توضیحات:


صفحه 1


استفتائات قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل از :
حضرت آيت الله العظمى سيد محمد صادق روحانى ( مد ظله العالى )


صفحه 2


استفتائات قوه قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل از حضرت آيت الله العظمى سيد محمد صادق روحانى ( مد ضله العالى )


صفحه 3


دفتر آية الله العظمى روحانى ( دام ظله ) تلفن : 743538 ( 0251 ) دورنگار : 743538 ( 0251 ) صندوق پستى : 4343 - 37185 قم - ايران پست الكترونيك : E . MAIL : SMS _ ROHANI _ AALULBAYT . ORG قم - خيابان ارم استفتائات قوه قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل از حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد محمد صادق روحانى ( مد ظله العالى ) چاپ : . . . اول / 1378 چاپخانه : . . . سپهر شمارگان : . . . 7000 نسخه قيمت : . . . 600 تومان مركز پخش : . . . 742967 ( 0251 )


صفحه 4


مقدمه :
اجتهاد ، رمز جاويد ماندن اسلام اجتهاد ، يعنى به كار بردن منتهاى كوشش براى درك مقررات اسلام با استفاده از منابع : كتاب ، سنت ، عقل واجماع .
در اين عصر ، اجتهاد يكى از وظايف خطير و پر مسئوليت علما وفقهاى اسلام است . اجتهاد در دوره خاتميت نقش بسيار حساس و اساسى به عهده دارد و در واقع پلى است كه دنياى گذشته را با دنياى آينده ، مربوط مىسازد . و از شرايط امكان جاويد مانده آئين اسلام است و به حق آن را نيروى محرك اسلام خوانده اند .
ابن سينا ( 370 - 428 ه‌ . ق ) فيلسوف نامى اسلامى با روشن بينى خاصى ، موضوع اجتهاد را اين چنين مطرح كرده و گفته است : كليات اسلامى ثابت ولا يتغير و محدود است ، و اما حوادث و مسائل نامحدود و متغير است و هر زمانى مقتضيات مخصوص خود و مسائل مخصوص خود دارد ، به همين جهت ضرورت دارد كه در هر


صفحه 5


زمانى گروهى متخصص و عامل به كليات اسلامى و عارف به مسائل و پيش آمدهاى زمان عهده دار اجتهاد و استنباط حكم مسائل جديد از كليات اسلامى بوده باشند . ( 1 ) آرى زمان به سرعت پيش مىرود ، قهرا مقتضيات زمان ، مسائل جديدى را در زندگى انسان پديد مىآورد كه در زمان هاى گذشته موضوع آن ها هنوز محقق نشده بود ، براى پاسخ به اين نياز بزرگ فقهاى زنده و روشن بينى لازم است كه پا به پاى زمان پيش روند ، مفاهيم و كليات اسلامى را با زندگى نوين جهانى بشر تطبيق كنند تا بر حسب پيشرفت علم و آگاهى مردم ، تلقى و برداشت مذهب را در ذهن و انديشه تحول ببخشند وفقه را بر حسب نياز زمان و به ميزانى كه در هر زمان امكان كشف و فهم بهتر آن حقايق مىرود ، ممكن سازند تا مذهب در چهارچوب شرايط كهنه و گذشته نماند و منجمد نشود و از زمانش واپس نيفتد .
در يكى از اخبار اجتهاد و تقليد مىخوانيم :
و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا ( احاديثنا ) فانهم حجتى عليكم وانا حجة الله ( 2 ) شخصى به نام اسحاق بن يعقوب نامه اى براى حضرت ولى عصر ( عج ) مىنويسد و از مشكلاتى كه برايش رخ داده ، سؤال مىكند و محمد بن عثمان عمرى ( نماينده آن حضرت ) نامه را مىرساند .
پاسخ نامه به خط مبارك صادر مىشود كه در حوادث و رويدادها به راويان حديث ما رجوع كنيد ، زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم .

1 - شفا ، آخر الهيات 2 - وسائل ، ج 18 ، ص 101 ; كتاب القضاء ، باب 11 ، حديث 9 ; اين حديث را مرحوم شيخ طوسى در كتاب الغيبه وطبرسى در الاحتجاج نيز نقل كرده اند .


صفحه 6


منظور از حوادث واقعه كه در اين روايت آمده ، همان مسائل جديد است نويسنده نامه سؤال مىكند حالا كه بعد از اين ما دسترسى به امام خود نخواهيم داشت ، مسائل تازه اى كه پيش مىآيد چه كنيم ؟ امام ( عج ) فرمود : به فقهاء و حكام شرع مراجعه كنيد .
ولى بعضى از فقهاى معاصر مىگويند : منظور از حوادث واقعه مسائل و احكام شرعيه نيست زيرا اين موضوع جز و واضحات مذهب شيعه بوده است كه در مسائل بايد به فقهاء رجوع كنند ، منظور از حوادث واقعه پيش آمدهاى تازه اجتماعى است كه براى مردم و مسلمين روى مىداده است . يعنى حوادث مستحدثه به طور كلى هم روى دادهاى فرهنگى ، فكرى ، اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى و انسانى است . به هر حال خواه منظور از حوادث واقعه خود پيش آمدها باشد و يا مسائل تازه اى كه به مرور زمان رخ مىدهد ، برگشت به يك معنى است . يعنى در حوادث و مشكلات به روات احاديث ( فقهاء ) مراجعه كنيد و از آن ها كسب تكليف نماييد . زيرا آن ها حجت من بر شما مىباشند و من حجت خدا بر شمايم و اين يكى از پيش بينى هاى مترقى فقه شيعه است كه حوادث مستحدثه ) را كه در هر زمانى روى مىدهد و طبيعتا در قوانين فقهى پيشين حكم و راه حلش نيامده است بايد فقهاء بررسى كنند و بر اساس موازين علمى و اجتهادى آن مطرح سازند و پاسخش را بيابند .
مطالعه و بررسى كتب فقه در قرون مختلف ، مىرساند كه به تدريج به موازات نيازمندى هاى مردم مسائل جديدى وارد فقه شده وفقهاى هر زمان در مقام پاسخگويى بر آمده اند و به همين جهت به تدريج بر حجم فقه افزوده شده است اين اصل مىرساند كه چگونه اسلام مسأله زمان و عامل تغيير و تحول و نوآورى را در طى ادوار تاريخى پيش بينى كرده است وفقهاء را در برابر آن مسئول دانسته است .
راز و رمز اجتهاد را با مشخصات ذيل مىتوان شناخت :


صفحه 7


1 - عقل يكى از منابع و مدارك احكام است هيچ دينى مانند اسلام با عقل پيوند نزديك نداشته و براى آن اهميت قائل نشده است . آرى تنها اسلام است كه عقل را يكى از منابع احكام و اساس دين دانسته است . ( 1 ) فقهاء در استنباط احكام به چهار منبع و مدرك تمسك مىكنند : كتاب ، سنت ، عقل و اجماع . و ميان عقل و شرع رابطه ناگسستنى قائلند كه آن را در اصطلاح خودشان قاعده ملازمه مىنامند و مى گويند : كلما حكم به العقل حكم به الشرع و كلما حكم به الشرع حكم به العقل : هر چه عقل حكم كند ، شرع نيز مطابق آن حكم مىكند ، هر چه شرع حكم كند ، عقل بر طبق آن حكم مىكند .
آرى عقل در فقه اسلامى علاوه بر اين كه خود مستقلا منبع و مدرك احكام است در استنباط از ساير منابع و مدارك نيز مددكار خوبى است .
پس اصل ( هر چه عقل روا دارد ، شرع هم روا مىدارد ) يك اصل ثابت و ديرين است كه هرگز منسوخ نشده و نمى شود . از اين رو پذيرش وارد كردن عقل در حريم دين يكى از جهاتى است كه انطباق اين دين را با مقتضيات زمان آسان كرده و مانع بزرگ جاويد ماندن را از ميان بر مىدارد .
2 - در اسلام براى هر موضوعى حكمى است يكى ديگر از جهاتى كه به اسلام امكان جاويد ماندن مىدهد اين است كه : در قوانين اسلام حكم هيچ موضوعى فروگذار نشده است . البته اين يك ادعا نيست بلكه يك واقعيت است و براى كسانى كه به اصول فقه اسلام آشنا باشند كاملا روشن مىباشد .

1 - العقل اساس الدين ، جمله اى است از آن حديث بسيار عالى امير مؤمنان ( ع ) از خود پيامبر اكرم ( ص ) نقل مىكند و اين حديث را قاضى عياض در كتاب خود الشفاء بتعريف حقوق المصطفى آورده است .