بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 137

محضر او سوء ادبى از او سر بزند بيمناك و از اينكه بخواهد در محضر او سخنى بگويد و يا اگر سلطان سؤالى نمود جوابى بدهد در خود احساس عجز مى‌كند و از طرف ديگر در اين مى‌انديشد كه اگر خليفه يا سلطان از اعمال زشت و كارهاى ناروائى كه بر عليه او انجام داده با خبر شود با او چه معامله خواهد كرد و همين فكر و خيال‌ها او را از اينكه چيزى طلب كند و در محضر حق زبان به سؤال بگشايد مانع مى‌شود.

دسته دوم كسانى هستند كه در نعمتهاى الهى از آفرينش آسمان‌ها و زمين‌ها گرفته تا آنچه كه از ابتدا آفرينش اين‌ها در اين ميان وجود يافته و حفظ و نگهدارى آنها بخاطر انعام و روزى و تربيت بندگان، بتفكر و تأمل مى‌پردازند و جميع خيرات دنيوى و دينى را در نظر مى‌آورند و اين همه نعمت كه خدا بر آنها ارزانى داشته و آنچه از اكرام و انعام براى آنها حاضر نموده آنها را از طلب چيزى ديگر، سر افكنده و شرمسار مى‌سازد.

دسته سوم كسانى هستند كه در خيانتشان با اين خداوند منعم و بخشنده در نعمتهاى او مى‌انديشند و تضييع حق نعمتهاى بى‌شمار الهى را از جانب خود، در نظر مى‌آورند و ذلت خيانت و عار و ننگ و شرمسارى و ترس آن‌چنان آنان را فرا گرفته كه ديگر مجالى براى اميد و آرزو براى آنها باقى نگذاشته است.

دسته چهارم كسانى هستند كه لباس غفلت و جهالت بر تن نموده و از نعمتهاى آفريدگار و آنكه رازق آنها است بى‌خبر و نعمتهاى بى‌شمار مولا و سيد خود را در مدت عمر و زمان حيات، از ايجاد و حفظ و


صفحه 138

بقاء و ديگر نعمتها را ناديده گرفته و به اعمال خود فريفته و مغرور گشته‌اند اينان چون كوران و بيماران هستند.

ته پنجم كسانى هستند كه براى دريافت اجرت اعمال خود در ماه رمضان خارج شده‌اند، و زبان حالشان طلب محاسبه در اين معامله با پروردگارشان هست، زبان حال عدل پروردگارى با اينان چنين است:

حال كه هريك از شما اجرت عمل خود طلب مى‌كنيد پس آنچه را كه ما براى شما قبل از آفرينش شما انجام داده‌ايم بخاطر آوريد، و اين دوران بس طولانى حيات خود را كه از زمان پيدايش پدرتان آدم شروع مى‌شود و آنچه ما براى پدران و مادران و اجدادتان انجام داده‌ايم در نظر آوريد، سپس اندكى در مورد اجرت موجوداتى كه ما در راه مصلحت شما از ملائكه و انبياء و ملوك و سلاطين و ديگر بندگانمان از گذشتگان و حاضرين بكار گرفته‌ايم بينديشيد بعد ببينيد چه مقدار ما طلبكار هستيم آن را بپردازيد و بعد خود را از ما طلبكار بدانيد، چون شما از باب اعتراف به فضل و بخشش ما عدول نموده و بر باب طلب اجرت ايستاديد.

دسته ششم كسانى هستند كه ميدانند تمام اعمال نيك آنها با يك نعمت از نعمت‌هاى الهى نمى‌تواند مقابله كند و لذا از باب اجر چيزى طلب نمى‌كنند بلكه بهمان زبان حالى كه قبل از وجود داشتند كه زبان فقر و احتياج باشد بباب كرم و فضل و جود الهى متوسل مى‌شوند.

دسته هفتم كسانى هستند كه لباس معرفت بتن نموده، و همين را كه ذات اقدس حق به آنها روى نموده و آنها را بمحضر احسان خود فرا خوانده نعمتى بس بزرگ، و منتى بر خود ميدانند، اينان را از آن زمان‌


صفحه 139

كه خارج مى‌شوند تا آنگاه كه بمحضر خداوندى باريابند فكرى و ذكرى جز اعتراف به نعمتهاى الهى نيست و زبان حالشان چنين است كه اگر براى آنها ممكن بود كه از ازل تا به ابد موجود مى‌بودند و هر آنچه را كه در توان داشتند در خدمت معبود و شكر انعام و جود و بخشش او بكار مى‌گرفتند خود را قاصر مى‌دانستند و اگر ترس مخالفت با خواسته مولايشان در ميان نبود از او مى‌خواستند كه از باب خدمت او در دنيا و آخرت جدا نشوند.

مى‌گويم سيد رحمة اللّه عليه، درحالى‌كه اصناف مردمان بيشتر از اين است، بهمين مقدار اكتفا نموده زيرا مقصود او اشاره ببيان اوصاف و احوالاتى است كه غالب بر متعبدين و بندگان خدا است و الا كه سالكان راه حضرت حق و سايرين إلى اللّه از اهل توكل و رضا و تسليم و شوق و محبت و انس را حالاتى برتر و بهتر از اين‌ها است كه بيان شد.

و چه بسا كه از اهل شوق و محبت كسانى حاضر اين مجلس شوند كه از آنچه از لذت دعوت و نداء حضرت حق دريافته‌اند مستند اينان را توجهى به عمل و عامل و اجر و پاداش نيست چرا كه اينان داعى مجلس را بخاطر سرور و بهجتش لبيك گفته‌اند و روح و جان خود را فديه او مى‌سازند.

سپس سيد رحمة اللّه عليه اين سخنان زيبا را از زبان كسى كه باستقبال عيد رفته است مى‌گويد:

بارالها ملوك و امراء سپاهيان و بندگان خود را خلعتهائى بخشيدند گرچه بعضى از آنان در شمار ثروتمندان و اغنيا بودند ولى اين بنده مملوك تو سرش از عمامه مراقبت كه لايق حضور تو است مكشوف، و


صفحه 140

تنش از جامه اخلاص كه لازمه محضر تو است برهنه، و از خلعتى كه براى حضور در پيشگاه تو شايسته باشد بى‌نصيب است، جامه اين بنده مملوك بدست غفلتها پاره پاره گشت، و از كثافات شهوتها آلوده شد، و لباس ستر عيوبش را بدست پرده‌درى‌هاى خود پاره نمود و سپر غفران و آمرزش گناهانش را با سبك شمردن استغفار كه باعث تقرب او به تو بود در هم شكست و اكنون عورات و زشتى‌هاى او آشكار، و لغزشگاههاى او پرخطر است، و او در اين عيد سعيد بواسطه اين لباس زشت كه بر تن دارد بى‌آبرو است و از اين جامه منحوس كه بر تن نموده شرمسار و ذليل، بارالها چه مى‌كنى با بنده‌اى كه زبان حالش اين است كه «انا للّه و انا إليه راجعون» درحالى‌كه خود امرا و ملوك را مكارم اخلاق آموختى و تو بودى كه خلعت بخشيدن و بنده را آزاد نمودن و به بنده نعمت ارزانى داشتن را رسم نمودى، آن زمان كه اين بنده مملوك را ايجاد نمودى آنچه از زشتى‌ها كه در آينده از او سر مى‌زد را مى‌دانستى ولى حلم و بردبارى تو همه آنها را تحمل نمود تا اينكه خلعت بقاء بر تن او پوشانيدى و لباس سلامتى اعضاء و شفاء از دردها بر او ارزانى داشتى و گوشت و پوست بر تن او رويانيدى و در انعام و اكرام او مبالغه نمودى، ولى اكنون اين بنده مملوك عريان در محضر تو است، چه كسى او را بپوشاند و عيوبش را پنهان دارد اگر سعه رحمت تو بر او تنگ آيد و چه كسى او را پناه دهد اگر او را از خود برانى، پس اى آنكه بر اين بنده خلعت بخشيدى درحالى‌كه از عاقبت كار او باخبر بودى و از پرورش و اطعام و پناه دادنش دريغ ننمودى درحالى‌كه به جرئت او بر خود آگاه بودى، اكنون بر استغاثه اين بنده ترحمى فرما و به پناه آوردنش به تو نظر لطفى‌


صفحه 141

نما و وسيله قرار دادن فضلت را در مقابل عدلت بنگر، و او را از خلعتهاى عفو و غفران و امان و رضوان خلعتى بپوشان، خلعتى كه ذكر و شكر و سر آن برحمت و بخشش تو منسوب است، اكنون اين بنده دل‌شكسته و شرمسار گشته است تو هم مپسند كه در اين روزى كه تو آن را عيد قرار داده‌اى با اين همه خلعت كه ببندگان و باريافتگان درگاهت بخشيده‌اى او برهنه بماند درحالى‌كه ميدانى او غير از اين باب، بباب ديگرى روى نياورد و او را طاقت عتاب و سرزنش تو نيست پس كجا توان حرمان و عقاب تو را خواهد داشت.

و از جمله آداب عيد رسيدن خدمت امام و كسى كه بنده او را صاحب اين مقام والا مى‌داند مى‌باشد.

مى‌گويم بدانكه چون عيد فطر فرارسد اگر رهبرى جامعه با امام و ولى امر باشد و او در مملكت و در ميان رعايايش بر آن وجهى كه مولايش مقرر داشته حكم براند مى‌بايست كه بنده بخاطر اقبال خداى متعال بر آن امام و تمكنى كه در اداره جامعه به او بخشيده است به او تبريك و تهنيت گويد، و سپس به خود و ديگران بخاطر عزتى كه از رهبرى آن امام نصيبشان گشته و بهر كس كه بواسطه آن امام سعادت يافته و از رهبرى و فوايد دولتش بهره‌مند مى‌شود تبريك و تهنيت گويد و اگر در زمانى بود كه رهبرى جامعه با كسى بود كه اطاعت از او حرام و تصرف او در امور جامعه غير مشروع بود، سزاوار است كه در چنين شرايطى بنده در غضب و خشم بر آن حاكم با خداى خود مواسات و مساوات داشته باشد، و بر آنچه از فقدان رهبرى ولى امر از او و از جامعه فوت شده است متأسف باشد.


صفحه 142

سيد رحمة اللّه عليه از ابى جعفر7روايت نموده كه آن حضرت خطاب به راوى فرمود: اى عبد اللّه هيچ عيد فطر و عيد قربانى بر مسلمين نمى‌گذرد مگر اينكه آن عيد براى آل محمد وسيله تجديد حزن و اندوه مى‌شود، راوى مى‌گويد گفتم چرا، حضرت فرمود: چون آنها حق خود را در دست غير مى‌بينند. بعد مى‌گويد: اگر بدانى كه چگونه اعلام اسلام بواسطه عدل گسترش مى‌يابد و اموالى كه در راه خدا بايد صرف شود چگونه ببندگان خدا بخشيده مى‌شود و مردمان در زمان ولايت امام چگونه شادمان و مسرور مى‌گردند و امنيت چگونه شامل دور و نزديك مى‌شود و نصرت براى ضعيف و ذليل كامل مى‌گردد و دنيا از تابش خورشيد سعادت نورانى، و دست اقبال در هر گوشه و كنار جهان گشوده، و سلطنت و سيطره او بگونه‌اى است كه عقول را شكوفا و دلها را مسرور و آفاق را پر از نور مى‌سازد، اگر باين حقايق آگاه باشى به خدا قسم اى برادر روز عيدى كه بآمدنش خوشحال هستى، غمگين خواهى بود و بر آنچه از كرم و فضل الهى كه از اين باب ببندگان مى‌رسد و بواسطه عدم حكومت امام عادل از تو فوت شده، گريه و اندوه بر تو غالب مى‌گشت، و آنچه ذكر شد مختصرى بر سبيل تنبيه و اشاره بود كه اين مقام را گنجايش بسط سخن در اين مورد نيست و بدانكه صفاء و وفاء نسبت به دوستان و ياران گرچه دور باشند و پراكنده نيكوتر است. از صفاء و وفاء در صورت حضور و اجتماع، پس صفاء و وفاء نسبت به ولايت را شعار قلب خود قرار ده كه پروردگارت بر رفع غم و اندوه از تو توانا است.

ديگر از آداب ايام شريفه براى امت پيامبر اختصاص هر روز


صفحه 143

و شبى به يكى از پيشوايان دين7است، و سزاوار است كه پس از تحيت و سلام بر آن امام كه آن روز اختصاص به او دارد بگويد: اى مولاى من، تو سيدى بزرگوار و پيشوائى بخشنده و بزرگ هستى كه ضيافت و ميهمانى را دوست مى‌دارى و ميهمان را اكرام مى‌نمائى و از طرف خداى متعال مأمور شده‌اى كه بندگان او را پناه دهى و پذيرائى كنى پس مرا پناه ده كه امروز ميهمان تو هستم و از تو پناه مى‌خواهم، و پاداش مرا در اين روز اين قرار ده كه در غم و اندوهت مرا شريك گردانى و دعا و حمايت و ولايت و شفاعت خود را از من دريغ ندارى و مرا در شمار شيعيان خود درآورى و از خدا، ثواب و خير و هدايت و ارشاد و تأييد و تسديد و توفيق و همه خير و خوبى‌هاى دنيا و آخرت را براى من و اهل من و برادران دينى‌ام طلب نمائى و از او بخواهى كه شب و روز و ماه و سال و عمر مرا برضاى خودش ختم گرداند و مرا از خود راضى نمايد و در دنيا و آخرت مرا قرين شما گرداند كه درود و صلوات خدا بر همگان شما باد. و اين عمل را در اول و آخر هر شب و روز انجام دهد.

اما تفصيل اختصاص هر روز به يكى از معصومين عليهم السّلام باين شرح است: شنبه به رسول خدا6، يك‌شنبه به علىّ بن ابى طالب7و دوشنبه به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و سه شنبه به امام سجاد و امام باقر و امام صادق عليهم السّلام و چهار شنبه به امام كاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادى عليهم السّلام پنج شنبه به امام حسن عسكرى و روز جمعه به امام همام نور اللّه التام، فرج اللّه القريب أبو القاسم امام مهدى قائم صلوات اللّه و سلامه عليه و على آبائه الطاهرين و اولاده المنتجبين روحى و ارواح العالمين فداه اختصاص دارد.


صفحه 144

از جمله ايام و ليالى شريفه، شبهاى قدر و پس از آن نيمه شعبان و نيمه ماه رجب و اول ماه رجب است، و لازمه ايمان به خدا و رسول او و قرآن عظيم اينست كه مؤمن اعمالش بدان گونه باشد كه آثار تصديق و ايمان از آن هويدا و آشكار باشد.

و از جمله اين آثار اينست كه مؤمن به هر شبى از اين شبها به اندازه هزار شب اهميت بدهد و بلكه زيادتر، چون قرآن شب قدر را بهتر از هزار ماه دانسته است، و در عظمت اين شب نزد خدا بتفكر و تأمل بپردازد كه خدا براى عبادت در اين شب ابوابى از نور كه هم چون نور عبادت هزار شب است قرار داده و لذا قدر و منزلت اين شب نزد مؤمن مى‌بايست بهمين مقدار باشد، و اگر شب قدر براى كسى بدين گونه بود بناچار مى‌بايست كه قبل از فرا رسيدن آن، و در طول سال خود را با دعا و انتظار و دفع و رفع موانع و تهيه اسباب و حتى تهيه غذا و لباس و مكان مناسب و دعا و مناجات و غير اين‌ها از امورى كه عبارت و خلوت و نيايش با ذات ذو الجلال را كامل مى‌سازد خود را براى آن شب آماده كند و در آن شب از آنچه قبلا گفتيم كه سلام و صلوات بر پيشوايان دين7باشد غفلت ننمايد و در انجام مهمات آن شب به آنها متوسل شود و براى قبولى اعمال و توفيق به انجام آنچه مورد رضاى پروردگار است و براى جلب و محبت او در جميع حالات و اينكه خدا او را تا آن روز كه بملاقات خود مى‌برد از جميع آفات سالم بدارد آنها را شفيع خود گرداند. و در اين شب بر انجام آنچه كه او را برضاى حضرت پروردگار نزديك مى‌كند كوشا و در جميع لحظه‌ها و دقايق آن شب هم و غمش مراقبت در حضور مولايش باشد، و لحظه‌اى از او غافل نشود، و از خوردن و آشاميدن و يا