بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 23

استفاده كند؛ بدين معنى كه بدون خريدارى آنها و بدون موافقه ناشر، به خواندن و مطالعه آنها بپردازد؟ مخصوصاً در حالتى كه اين مطبوعات در ميان كيسه هاى پلاستيكى بسته بندى شده باشد و كاركن كتاب فروشى، آنها را از كيسه بيرون مى آورد و بعد از مطالعه، دوباره به حالت اول بازمى گرداند، با علم به اين كه اين مجلات و جرايد در مالكيت كتابفروشى نبوده و با سيستم خاصى به فروش ميرسد، بدين ترتيب كه از تعداد فروخته شده، درصد خاصى از سود يا قيمت آنها به كتابفروشى تعلق مى گيرد و نسخه هاى باقى مانده توسط شركت توزيع كننده باز پس گرفته مى‌شود؟

جواب:

تا زمانى كه مالكان اصلى مجلات و روزنامه ها راضى نباشند، مالك كتاب فروشى يا كاركن آن حق استفاده و مطالعه آنها را ندارد؛ در صورتى كه اين مطالعه، مستلزم تصرف در آنها باشد.

سؤال 4:

برخى از كتابفروشان، هفته نامه ها يا فصلنامه ها را به بعضى از خوانندگان به اجاره مى دهند و از آنان براى آن مدت- يك هفته يا سه ماه- مبلغى را به عنوان حق الاجاره دريافت مى كنند و در پايان آن مدت، كتاب فروش، مجلات را دوباره جمع آورى مى كند تا به نماينده شركت توزيع كننده كه براى گرفتن شماره‌هاى قبلى و جايگزين ساختن‌


صفحه 24

شماره‌هاى جديد مراجعه مى كند، تسليم نمايد. كتاب فروش در چنين حالتى براى توزيع كننده ادعا مى كند كه هيچ نسخه اى به فروش نرسيده است. وى سپس در مورد شماره‌هاى جديد باز هم همان كار را انجام مى دهد؛ يعنى آنها را به اجاره مى دهد. ديدگاه شريعت درباره عمل اين شخص چيست؟

جواب:

چنين تصرفى جواز ندارد؛ زيرا خيانت در امانت شمرده ميشود.

فروش نشريات داراى عكس هاى زنان بى حجاب‌

سؤال 5:

آيا جايز است كه در كتابفروشى ها مجلات، روزنامه‌ها و كتابهاى مشتمل بر تصاوير و عكس هاى زنان بى حجاب را به فروش برسانند، در حالى كه اين تصاوير به گونه اى است كه بخشهايى از بدن زنان مانند: موها، دستها، گردنها و ساقهاى آنان برهنه بوده و لباس هاى تنگى را در تن دارند كه مشخصات اندام آنان را نشان مى دهد، با علم به اين كه اكثر كتابفروشى‌ها و قرطاسيه فروشى‌ها در جوامع ما اين مجلات و روزنامه ها را بدين دليل در معرض فروش قرار مى دهند كه مشتريان بيشترى را جلب كنند و آنان را به رفت و آمد در اين محلات ترغيب و


صفحه 25

تشويق نمايند؟

جواب:

فروش آن ها فى نفسه جايز بوده و هيچ اشكالى ندارد و تصاوير زنان بى حجاب مانع صحت بيع آنها نمى شود. بلى! اگر اين كار، موجب بروز مفاسد اخلاقى عمومى در جامعه شود، حاكم شرع مى‌تواند فروش انها را منع كند.

خريد و فروش كتابهاى ضد دين و مذهب‌

سؤال 6:

آيا براى كتابفروشى‌ها جايز است كه كتابهايى را به فروش رسانند كه اسلام را به طور عام يا مذهب اهل بيت (ع) را به طور خاص مورد حمله قرار مى دهند و پيروان آن را تكفير نموده و اهل بدعت و ضلالت مى نامند؟ آيا خريدارى از اين نوع كتابفروشى‌ها به طور مطلق و كلى جايز است؟ آيا توصيه مى كنيد كه با مسئولان اين كتابفروشى ها به طور مطلق و كلى جايز است؟ آيا توصيه مى كنيد كه با مسئولان اين كتاب فروشى‌ها با شيوه منطقى و احسن گفتگو شود تا فروش اين نوع كتابها را متوقف كنند؟ اگر اين گفتگو باعث ضرر و زيان بر گفتگو كننده شود، حكم آن چه خواهد بود؟

جواب:

فروش و نشر كتابهاى مذكور به طور كلى جوازندارد؛ زيرا از بارزترين مصاديق كتاب هاى ضلال و متضمن دروغها و ادعاهاى‌


صفحه 26

باطل در مورد مذهب بوده و موجب آسيب ديدن چهره پيروان اين مذهب مى شود. اما خريدن آنها به منظور آگاهى و نقد و رد آنها اشكالى ندارد. چنان كه گفتگو با مسئولان آنها با شيوه حكيمانه و با موعظه حسنه و با سخنان منطقى و واقع بينانه و بدون شتم و دشنام نيز اشكالى ندارد.

سؤال 7:

آيا براى مسلمان پيرو اهل بيت (ع) جايز است كه چنين كتابهايى را خرد تابشهات و اشكالات صاحبان آنها آشنا شود و آنها را نقد كند، يا اين كه اين كار تنها در صلاحيت علمايى است كه توانايى علمى درك، نقد و رد آنها را دارند؟

جواب:

خريدارى آنها به منظور آگاهى و رد آنها مجاز است مشروط بر اين كه قدرت رد و ابطال شبهات آنها را به گونهاى قابل قبول، واقع بينانه و علمى داشته باشد.

عدم ذكر منابع در نوشته‌ها

سؤال 8:

برخى از نويسندگان منابع و مآخذ را درباره موضوعات معينى خريدارى مى‌كنند و سپس به نوشتن بحث‌ها و بررسى‌هاى خود ميپردازند. در


صفحه 27

حالى كه بسيارى از افكار و نظريات را از آن منابع اقتباس كردهاند، اما بر خلاف امانت علمى متعارف در شيوه‌هاى پژوهش علمى، در حواشى يا پاورقى‌هاى كتابهاى خود هيچ اشارهاى به منابع نمى كنند. آيا با اين عمل خود مرتكب عمل مخالف شرع مى شوند؟ آيا ناشران مجازند در عين علم به موضوع، چنين كتابهايى را نشر كنند؟ آيا كتاب فروش مجاز است در صورت علم به مسأله اين نوع كتاب ها را بفروشد؟

جواب:

اين عمل هيچ منعى ندارد؛ زيرا امانت علمى مانند امانت مالى نيست كه تصرف، تحقيق و اقتباس از آن خيانت تلقى شود. از اين رو، هيچ مانعى وجود ندارد كه منابع موردنظر خريده شود و از نگاه كميت و كيفيت از آنها استفاده شود، بدون اين كه در پاورقى از آنها يادى به عمل آيد. همچنين از نگاه شرعى هيچ مانعى وجود ندارد كه افكار خاصى نقل گردد، بدون اين كه به نام صاحب آنها اشاره‌اى شود. از آنچه گفته شد پاسخ مسايل بعدى نيز روشن مى گردد.

حق فروش كتاب و قيمت آن‌

سؤال 9:

برخى از كتابفروشى ها با برخى از نويسندگان چنين توافق مى كنند كه كتاب هاى آنان را در معرض فروش قرار دهند و در مقابل درصد خاصى از قيمت فروخته شده براى خود برمى دارند. اين درصد گاهى به طور


صفحه 28

متعارف در برخى از مراكز نشر و توزيع به 40 هم مى رسد، ولى در عمل معمولًا ناشر يا كتاب فروش اين مبالغ را در نزد خود نگه مى دارند و در پرداخت حق مؤلف تأخير مى ورزند كه گاهى هفته ها، ماه‌ها و حتى سال ها نيز سپرى ميشود تا آنجا كه حق مؤلف تضييع شده و هيچ چيزى به او نمى رسد و اگر هم چيزى برسد بعد از تأخير زياد و مشكلات فراوان. برخى از ناشران هم گاهى اين نوع كتابها را در مخزن خود نگه مى دارند و در محافظت و نگهدارى آنها اهمال مى كنند؛ به گونه اى كه گاهى اين كتاب ها تلف مى شوند و سپس عذرمى آورند كه كتاب ها تلف شده، پس صاحب آنها حق مطالبه قيمت را ندارد. بسيارى از نويسندگان از اين حالت رنج مى برند. نظر جنابعالى در مورد اين نوع اعمال ناشران يا كتاب‌فروشان چيست؟

جواب:

كتاب فروشان و ناشران مكلفند كه كتاب را مطابق شرايط و مقرراتى كه بين آنان و نويسندگان و مؤلفان در ضمن قرارداد جعاله تعيين مى شود، بفروشند يا نشر كنند و هيچ يك از طرفين حق ندارد از اين شرايط تخلف بورزد. پس كتابفروشى بايد قيمت كتاب را در وقت تعيين شده، به مؤلف پرداخت نمايد، يا عند المطالبه مؤلف در صورت رضايت او به تأخير و يا در صورت اشتراط تاخير در ضمن قرار داد. همچنين بر كتاب فروشى و مراكز نشر لازم است كه از كتاب ها محافظت كرده و در نگهدارى آنها تساهل و تسامح ننمايند.


صفحه 29

اما هرگاه كتاب در نزد آنان تلف شود، در صورتى كه تلف مستند به تقصير و اهمال آنان باشد، ضامن هستند و بايد خساره وارده را بپردازند. ولى اگر در حفظ تقصير نداشته باشند، ضامن نيستند؛ زيرا آنان امين محسوب مى شوند و امين ضامن نيست.

استفاده از منابع بدون اذان صاحب آن‌

سؤال 10:

برخى با مراجعه و حضور در كتابفروشى ها، به جستجو و مطالعه منابع و مآخذ مى پردازند و در اين خلال در دفاتر يادداشتهاى مخصوصى، از اين منابع براى تدوين كتابها يا سخنرانى ها و كنفرانس هاى خود، به گونهاى مخفيانه و بدون اطلاع يا اذن صاحب كتابفروشى، يادداشت مى گيرند. نظر جنابعالى در اين مورد چيست؟

جواب:

اين نوع تصرفات بدون اطلاع يا اذن كتابفروشى جايز نيست؛ مگر اين كه چنين اعمالى، عادى و متعارف باشد و صاحب كتاب فروشى قبلًا به آن راضى باشد.


صفحه 30

سرقت ادبى‌

سؤال (11):

نويسنده اى با استفاده از فرصت، به سرقت انديشه يا نظريه معينى از نويسنده ديگرى مى پردازد و به سرعت آن را به اجرا گذارده و آن انديشه را به خود نسبت مى دهد و نويسنده ديگر ناگهان متوجه ميشود كه انديشه يا نظريه او كه قصد داشت آن را آغاز و تطبيق نمايد، به سرقت رفته است. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟

جواب:

سرقت افكار و نظريات و تدوين آنها در كتابهاى خود اشكالى ندارد. بلى نسبت دادن آنها به خود جايز نيست؛ چون دروغ محسوب مى‌شود.

حقوق مؤلف، ناشر، مخترع و مبتكر

سؤال (12):

آيا به نظر شما مؤلف و نشر حقوقى دارند؟ مخصوصاً با توجه به اين كه امروزه در همه وزارت خانه هاى فرهنگ و اطلاعات و مراكز چاپ و نشر در همه كشورها اين حق به رسميت شناخته شده و در قوانين مربوط به حقوق مؤلف و حق اختراع و ابتكار گنجانده شده است؟

جواب: