بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 30

سرقت ادبى‌

سؤال (11):

نويسنده اى با استفاده از فرصت، به سرقت انديشه يا نظريه معينى از نويسنده ديگرى مى پردازد و به سرعت آن را به اجرا گذارده و آن انديشه را به خود نسبت مى دهد و نويسنده ديگر ناگهان متوجه ميشود كه انديشه يا نظريه او كه قصد داشت آن را آغاز و تطبيق نمايد، به سرقت رفته است. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟

جواب:

سرقت افكار و نظريات و تدوين آنها در كتابهاى خود اشكالى ندارد. بلى نسبت دادن آنها به خود جايز نيست؛ چون دروغ محسوب مى‌شود.

حقوق مؤلف، ناشر، مخترع و مبتكر

سؤال (12):

آيا به نظر شما مؤلف و نشر حقوقى دارند؟ مخصوصاً با توجه به اين كه امروزه در همه وزارت خانه هاى فرهنگ و اطلاعات و مراكز چاپ و نشر در همه كشورها اين حق به رسميت شناخته شده و در قوانين مربوط به حقوق مؤلف و حق اختراع و ابتكار گنجانده شده است؟

جواب:


صفحه 31

قبلًا گفته شد كه حق نشر براى مؤلف و ناشر هرچند نزد عقلا ثابت است، اما از نگاه شريعت ثابت نشده است. دليل اين نظر اين است كه ما راهى نداريم براى احراز امضاى شارع نسبت به حقوق مستحدثه اى كه در زمانهاى متأخر از زمان تشريع در ميان عارف و عقلا ايجاد شده است.

سؤال 13:

نظر جناب‌عالى در مورد حقوق اختراع و ابتكار علمى در علوم تطبيقى يا علوم محض و اكتشافات مربوط به كيميا و فيزيك و مانند آن چيست؟

جواب:

پيشتر گفته شد كه چنين چيزى از نگاه شريعت ثابت نشده است. در اين صورت هيچ مانعى نيست در استفاده از ابداعات و ابتكارات، هرچند شخص مبتكر و اختراع كننده در مورد استفاده از آنها رضايت هم نداشته باشد؛ زيرا چنين چيزى تصرف در مالكيت يا حق شرعى او محسوب نميشود.

تجديد چاپ كتاب بدون اجازه مؤلف‌

سؤال (14):

برخى از ناشران با يكى از مؤلفان توافق مى كند كه كتاب وى را در مقابل 10% از تعداد كل تيراژ آن به چاپ رساند. آيا اين ناشر مى‌تواند


صفحه 32

كتاب مذكور را بار ديگر و بدون اطلاع مؤلف و بدون در نظر گرفتن 10% براى او به چاپ برساند؟

جواب:

بلى ناشر مى تواند كتاب را بدون حصول موافقه مؤلف، مجدداً چاپ نمايد.

تملك روزنامه‌هاى مربوط به اداره عمومى‌

سؤال 15:

گاهى يك اداره عمومى در برخى از روزنامه ها اشتراك مى نمايد و به طور طبيعى براى اين منظور از بودجه اداره عمومى، مبلغى براى آن تخصيص داده مى شود تا مديران و برخى از كارمندان بتوانند از خواندن و مطالعه آنها استفاده نمايند. آيا اين مديران و كارمندان مى توانند اين روزنامه ها را به منظور تملك، براى خود بردارند، با علم به اين كه اين روزنامه ها با پول اداره عمومى خريده شده و معمولًا يك يا چند نسخه از آنها در آرشيف اداره نگهدارى ميشود تا در صورت نياز در آينده به آنها مراجعه شود، اما مديران يا كارمندان آنها را براى خود برمى دارند؟ در اين مورد نظر جنابعالى چيست؟

جواب:

تصرف در اموال عمومى در غير موارد مجاز شرعى، جايز نيست. از اين رو كارمندان حق ندارند روزنامه‌هايى را كه با مال عمومى‌


صفحه 33

خريدارى شده، براى خود بردارند.

سؤال (16):

اما اگر اين روزنامه ها كه براى بخش خصوصى يا عمومى خريدارى مى شود، از كد «مصارف متفرقه» اى خريدارى شود كه معمولًا بعد از استعمال و استفاده، استهلاك شده و ارزشى نداشته و بعد از استفاده حفظ نمى گردد، در اين صورت حكم تملك آنها چيست؟

جواب:

در اين حالت گرفتن آنها براى خود مجاز است.

چاپ كتاب بدون اجازه مؤلف‌

سؤال 17:

برخى از كتاب ها فايده زيادى براى جامعه و مردم دارد. آيا جايز است كه برخى از مؤمنان صاحب كتابفروشى، اين كتابها را بدون اجازه مؤلفان آن ها- مخصوصاً در شرايطى كه گرفتن اجازه از آنان مشكل يا غير ممكن باشد- به چاپ برسانند، با علم به اين كه ممكن است ناشر در صورت شكايت مؤلف كتاب يا ورثه او به دادگاه مربوطه، با مشكلات قانونى و حقوقى هم مواجه شود؟

جواب:

هرگاه كتاب در مالكيت صاحب كتابفروشى باشد- چنان كه ظاهر


صفحه 34

همين است- از نگاه شرعى براى او جايز است كه به چاپ و نشر آن اقدام كند؛ زيرا گفته شد كه حق تأليف از نگاه شريعت به اثبات نرسيده است.

استفاده از روزنامه‌هاى داراى اسامى متبركه‌

سؤال 18:

آيا جايز است از روزنامه ها استفاده‌هاى ديگرى صورت گيرد؛ مانند: غذاخوردن روى آنها، پاك كردن شيشه با آنها و يا پيچيدن جعبه‌ها و امثال آن؛ با علم به اين كه معمولًا روزنامه ها از نام خداوند (ج)، پيامبر (ص) ائمه (ع)، آيات قرآن كريم و احاديث شريف خالى نيست؟

جواب:

در صورتى كه به طور اجمالى اعلام داشته باشد به وجود نام خدا يا آيات قرآنى يا نام هاى پيامبران و ائمه (ع) استفاده از روزنامه در امورى كه هتك و توهين محسوب شود، جايز نيست.

استفاده سخنران از منابع بدون ذكر منبع‌

سؤال 19:

آيا براى سخنران يا كنفرانس دهنده جايز است كه قسمت‌ها يا موضوعاتى را از كتاب‌ها حفظ كند و بدون اشاره به منابع و مآخذى كه استفاده‌


صفحه 35

كرده، براى عامه مردم القا نمايد؟ با علم به اين كه عدم ذكر منابع، ممكن است براى مخاطب اين توهم را پديد آورد كه گويا سخنران يا استاد، اين موضوع را با اجتهاد شخصى خود آماده كرده است؛ در حالى كه در واقع آن موضوع از اجتهاد دانشمند ديگر يا كتاب ديگرى بوده است. نظر جناب‌عالى در اين مورد چيست؟

جواب:

براى خطيب يا كنفرانس دهنده واجب نيست كه منابع سخنان خود را نام ببرد. چنان كه بر مؤلف نيز واجب نيست كه در پاورقى كتاب خود، منابع نظريات و آراى مندرج در كتاب را نام ببرد و توهم مردم درباره اين كه اين موضوع از اجتهادات خود او است، تأثيرى ندارد. زيرا او در مقام تاليف يا القاى سخنرانى، مكلف به دفع توهم مردم درباره خود نيست.

وارد كردن غير قانونى كتاب‌

سؤال 20:

وزارت خانه هاى اطلاعات برخى از كشورهاى عربى و اسلامى، ورود كتاب به كشورهاى خود را كنترل مى كنند. در صورتى كه كتابهاى مربوط به مذهب اهل بيت (ع) را بيابند، آنها را مصادره كرده و در آينده حريق مى كنند. از اين رو، برخى از مؤمنين براى وارد كردن اين نوع كتابها به راه‌هاى ديگرى متوسل مى شوند كه براى آنان خطرات بزرگى‌


صفحه 36

نيز در پى دارد. آيا على رغم علم به اين خاطرات و نتايج منفى آن، اقدام به وارد كردن اين كتاب ها جايز است؟

جواب:

در صورتى كه توسل به اين شيوه ها خطرات زياد يا نتايج منفى نسبت به مذهب داشته باشد، جايز نيست.

خريدن نشريات وابسته به دشمنان اسلام‌

سؤال 21:

آيا خريدن كتاب ها، مجلات و روزنامه هاى خارجى كه توسط ناشران يهودى دشمن اسلام، نشر مى شود، جايز است؟ مخصوصاً اگر خريدن آنها از اين باب باشد كه «هركس زبان قومى را بداند، از شر آنها در امان خواهد بود» و با خريدن آنها بتواند بفهمد كه دشمنان اسلام و امت اسلامى چه مينويسند و به چه مى انديشند. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟

جواب:

خريدن اين نوع مجلات و روزنامه ها اشكالى ندارد؛ مخصوصاً كه به منظور يك غرضى صحيح عقلايى- چنان كه در سؤال آمده است- صورت گيرد.


صفحه 37

نوشته هاى تفرقه افكن و توهين آميز

سؤال 22:

برخى از نويسندگان گاهى در موضوعات بسيار حساسى وارد مى شوند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم موجب تفرقه در ميان ملت مى گردد. مثل اين كه اختلافات بين جريانهاى اسلامى را دامن ميزنند و اين كه فلان عالم يا فلان مرجع تقليد و فلان نويسنده چه گفته و از اين طريق اتهاماتى را مطرح مى كنند. گاهى هم از يك چيز ساده با يك تفسير غلط و نادرست، موضوع بزرگى مى سازند كه اذهان مردم را مشوش ساخته و اعتماد مردم را به اين يا آن عالم متزلزل مى گردانند. به نظر شما آيا خريدن اين نوع كتاب ها مجاز است؟ آيا واقعاً خواندن آنها جايز است؟ آيا واجب است كه اين نوع كتابها با نوشته هاى هدفمند و واقع بينانه نقد و رد شود؟

جواب:

خريدن و نشر چنين كتاب هايى به طور كلى جواز ندارد؛ زيرا موجب مفسده بزرگى بوده و با تأثير بر اذهان، اعتماد مردم به علما و در نهايت اعتقاد به دين و مذهب را متزلزل مى گرداند. اما نقد آنها به شكل علمى و عينى و به طور دقيق و واقعى و بيان منابع، مغالطات و نظريات باطل آنها، بدون توسل به شتم و دشنام، لازم است.