خريدارى شده، براى خود بردارند.
سؤال (16):
اما اگر اين روزنامه ها كه براى بخش خصوصى يا عمومى خريدارى مى شود، از كد «مصارف متفرقه» اى خريدارى شود كه معمولًا بعد از استعمال و استفاده، استهلاك شده و ارزشى نداشته و بعد از استفاده حفظ نمى گردد، در اين صورت حكم تملك آنها چيست؟
جواب:
در اين حالت گرفتن آنها براى خود مجاز است.
چاپ كتاب بدون اجازه مؤلف
سؤال 17:
برخى از كتاب ها فايده زيادى براى جامعه و مردم دارد. آيا جايز است كه برخى از مؤمنان صاحب كتابفروشى، اين كتابها را بدون اجازه مؤلفان آن ها- مخصوصاً در شرايطى كه گرفتن اجازه از آنان مشكل يا غير ممكن باشد- به چاپ برسانند، با علم به اين كه ممكن است ناشر در صورت شكايت مؤلف كتاب يا ورثه او به دادگاه مربوطه، با مشكلات قانونى و حقوقى هم مواجه شود؟
جواب:
هرگاه كتاب در مالكيت صاحب كتابفروشى باشد- چنان كه ظاهر
همين است- از نگاه شرعى براى او جايز است كه به چاپ و نشر آن اقدام كند؛ زيرا گفته شد كه حق تأليف از نگاه شريعت به اثبات نرسيده است.
استفاده از روزنامههاى داراى اسامى متبركه
سؤال 18:
آيا جايز است از روزنامه ها استفادههاى ديگرى صورت گيرد؛ مانند: غذاخوردن روى آنها، پاك كردن شيشه با آنها و يا پيچيدن جعبهها و امثال آن؛ با علم به اين كه معمولًا روزنامه ها از نام خداوند (ج)، پيامبر (ص) ائمه (ع)، آيات قرآن كريم و احاديث شريف خالى نيست؟
جواب:
در صورتى كه به طور اجمالى اعلام داشته باشد به وجود نام خدا يا آيات قرآنى يا نام هاى پيامبران و ائمه (ع) استفاده از روزنامه در امورى كه هتك و توهين محسوب شود، جايز نيست.
استفاده سخنران از منابع بدون ذكر منبع
سؤال 19:
آيا براى سخنران يا كنفرانس دهنده جايز است كه قسمتها يا موضوعاتى را از كتابها حفظ كند و بدون اشاره به منابع و مآخذى كه استفاده
كرده، براى عامه مردم القا نمايد؟ با علم به اين كه عدم ذكر منابع، ممكن است براى مخاطب اين توهم را پديد آورد كه گويا سخنران يا استاد، اين موضوع را با اجتهاد شخصى خود آماده كرده است؛ در حالى كه در واقع آن موضوع از اجتهاد دانشمند ديگر يا كتاب ديگرى بوده است. نظر جنابعالى در اين مورد چيست؟
جواب:
براى خطيب يا كنفرانس دهنده واجب نيست كه منابع سخنان خود را نام ببرد. چنان كه بر مؤلف نيز واجب نيست كه در پاورقى كتاب خود، منابع نظريات و آراى مندرج در كتاب را نام ببرد و توهم مردم درباره اين كه اين موضوع از اجتهادات خود او است، تأثيرى ندارد. زيرا او در مقام تاليف يا القاى سخنرانى، مكلف به دفع توهم مردم درباره خود نيست.
وارد كردن غير قانونى كتاب
سؤال 20:
وزارت خانه هاى اطلاعات برخى از كشورهاى عربى و اسلامى، ورود كتاب به كشورهاى خود را كنترل مى كنند. در صورتى كه كتابهاى مربوط به مذهب اهل بيت (ع) را بيابند، آنها را مصادره كرده و در آينده حريق مى كنند. از اين رو، برخى از مؤمنين براى وارد كردن اين نوع كتابها به راههاى ديگرى متوسل مى شوند كه براى آنان خطرات بزرگى
نيز در پى دارد. آيا على رغم علم به اين خاطرات و نتايج منفى آن، اقدام به وارد كردن اين كتاب ها جايز است؟
جواب:
در صورتى كه توسل به اين شيوه ها خطرات زياد يا نتايج منفى نسبت به مذهب داشته باشد، جايز نيست.
خريدن نشريات وابسته به دشمنان اسلام
سؤال 21:
آيا خريدن كتاب ها، مجلات و روزنامه هاى خارجى كه توسط ناشران يهودى دشمن اسلام، نشر مى شود، جايز است؟ مخصوصاً اگر خريدن آنها از اين باب باشد كه «هركس زبان قومى را بداند، از شر آنها در امان خواهد بود» و با خريدن آنها بتواند بفهمد كه دشمنان اسلام و امت اسلامى چه مينويسند و به چه مى انديشند. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟
جواب:
خريدن اين نوع مجلات و روزنامه ها اشكالى ندارد؛ مخصوصاً كه به منظور يك غرضى صحيح عقلايى- چنان كه در سؤال آمده است- صورت گيرد.
نوشته هاى تفرقه افكن و توهين آميز
سؤال 22:
برخى از نويسندگان گاهى در موضوعات بسيار حساسى وارد مى شوند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم موجب تفرقه در ميان ملت مى گردد. مثل اين كه اختلافات بين جريانهاى اسلامى را دامن ميزنند و اين كه فلان عالم يا فلان مرجع تقليد و فلان نويسنده چه گفته و از اين طريق اتهاماتى را مطرح مى كنند. گاهى هم از يك چيز ساده با يك تفسير غلط و نادرست، موضوع بزرگى مى سازند كه اذهان مردم را مشوش ساخته و اعتماد مردم را به اين يا آن عالم متزلزل مى گردانند. به نظر شما آيا خريدن اين نوع كتاب ها مجاز است؟ آيا واقعاً خواندن آنها جايز است؟ آيا واجب است كه اين نوع كتابها با نوشته هاى هدفمند و واقع بينانه نقد و رد شود؟
جواب:
خريدن و نشر چنين كتاب هايى به طور كلى جواز ندارد؛ زيرا موجب مفسده بزرگى بوده و با تأثير بر اذهان، اعتماد مردم به علما و در نهايت اعتقاد به دين و مذهب را متزلزل مى گرداند. اما نقد آنها به شكل علمى و عينى و به طور دقيق و واقعى و بيان منابع، مغالطات و نظريات باطل آنها، بدون توسل به شتم و دشنام، لازم است.
چاپ و نشر كتابهاى ضاله
سؤال 23:
برخى از ناشران، كتاب هاى اسلامى هدفمندى را نشر مى كنند، ولى گاهى كتاب هايى را چاپ مى كنند كه در مورد محتوا و رويكرد مؤلفان آنها ملاحظاتى وجود دارد؛ به گونه اى كه ممكن است اين نوع كتاب ها كتاب ضلال محسوب شود. اما استدلال اين ناشران اين است كه آنها يك مركز تجارتى هستند و براى هر كسى كه قيمت چاپ را بپردازد، چاپ مى كنند. نظر جنابعالى در اين مورد چيست؟
جواب:
هرگاه اين كتاب ها از نوع كتاب هاى ضلال محسوب شود، چاپ و نشر آن ها جايز نيست. اما اگر كتاب ضلال محسوب نشود و تنها مشتمل بر مطالب و نظريات باطل و نادرست و غير مؤثر در اذهان مردم باشد، مانند بسيارى از كتابهايى كه در بازار مسلمين نشر مى شود، چاپ و نشر آنها اشكال ندارد.
چاپ كتابهاى اسلامى با پول خمس و صادقات
سؤال 26:
آيا مى توان كتاب هاى اسلامى هدفمند را كه در موضوعات مختلف مورد نياز روزمره مردم نوشته شده، از وجوهات شرعى، يعنى خمس،
چاپ كرد، مثل اين كه نويسنده با يكى از وكلاى شما توافق كند كه چاپ كتاب تمويل شود با پول خمسى كه وى در سر سال خود به وكيل پرداخت مى كند. آيا اين توافق كافى است يا لازم است در اين مورد، اجازه خاصى از جناب شما گرفته شود؟
جواب:
در صورتى كه وكيلى ما چاپ كتاب را مصلحت بداند، اجازه خاصى از ما لازم نيست.
سؤال 25:
يكى از مؤمنين مبلغى را از شخص نيكوكارى دريافت كرده تا آن را در مورد ايتام مسلمين مصرف نمايد، با علم به اين كه اين مبلغ از خمس نيست و يك نوع تبرع يا صدقه است، آيا مى توان اين مبلغ را به وكيل شما داد تا چاپ كتاب هاى اسلامى هدفمند در موضوعات مختلف موردنياز عامه مردم را تمويل كند تا فايده آن به همگان برسد؟ يا لازم است اين مبلغ- چنان كه آن شخص نيكوكار خواسته است- تنها در مورد ايتام مسلمين مصرف شود؟
جواب:
بلى دادن مبلغ به وكيل ما مجاز است. ولى اگر شخصى نيكوكار، مورد مصرف آن را تعيين كرده باشد مثل ايتام مسلمين، بايد در همان مورد مصرف شود و اگر تعيين نكرده باشد، مى توان آن را با رعايت اهمّ فالأهمّ، در هر امر خيرى مصرف كرد.
امانت گرفتن كتاب
سؤال 29:
بسيارى از فرهنگيان عادت دارند كه كتاب ها را از ديگران براى مدت محدودى به امانت و عاريه مى گيرند، ولى در بازپس دادن آن تأخير مى كنند. گاهى اين تأخير به چندين سال كشيده مى شود، تا آنجا كه صاحب كتاب مأيوس شده يا به كلى فراموش مى كند. زمانى كه به ياد مى آورد و كتاب را مطالبه مى كند، آن شخص ادعا مى كند كه كتاب گم شده يا كسى ديگر آن را از او گرفته است و يا عذر معمولى ديگرى را مطرح مى كند. در اين مورد نظر جنابعالى چيست؟
جواب:
تأخير در بازپس دادن كتابها از مدت تعيين شده، جايز نيست و اگر از باب تسامح و سهلانگارى تأخير نمايند، گناه كرده اند. اگر كتاب ها از بين برود و تلف شود ضامن هستند.
عكس بردارى كتاب، فروش و توزيع آن بدون اجازه مؤلف يا ناشر
سؤال 27:
آيا جايز است كتابها و نشرات اسلامى هدفمند، از طريق كاپى يا عكس بردارى و بدون اجازه از صاحبان يا ناشران آنها، تكثير و سپس