نوشته هاى تفرقه افكن و توهين آميز
سؤال 22:
برخى از نويسندگان گاهى در موضوعات بسيار حساسى وارد مى شوند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم موجب تفرقه در ميان ملت مى گردد. مثل اين كه اختلافات بين جريانهاى اسلامى را دامن ميزنند و اين كه فلان عالم يا فلان مرجع تقليد و فلان نويسنده چه گفته و از اين طريق اتهاماتى را مطرح مى كنند. گاهى هم از يك چيز ساده با يك تفسير غلط و نادرست، موضوع بزرگى مى سازند كه اذهان مردم را مشوش ساخته و اعتماد مردم را به اين يا آن عالم متزلزل مى گردانند. به نظر شما آيا خريدن اين نوع كتاب ها مجاز است؟ آيا واقعاً خواندن آنها جايز است؟ آيا واجب است كه اين نوع كتابها با نوشته هاى هدفمند و واقع بينانه نقد و رد شود؟
جواب:
خريدن و نشر چنين كتاب هايى به طور كلى جواز ندارد؛ زيرا موجب مفسده بزرگى بوده و با تأثير بر اذهان، اعتماد مردم به علما و در نهايت اعتقاد به دين و مذهب را متزلزل مى گرداند. اما نقد آنها به شكل علمى و عينى و به طور دقيق و واقعى و بيان منابع، مغالطات و نظريات باطل آنها، بدون توسل به شتم و دشنام، لازم است.
چاپ و نشر كتابهاى ضاله
سؤال 23:
برخى از ناشران، كتاب هاى اسلامى هدفمندى را نشر مى كنند، ولى گاهى كتاب هايى را چاپ مى كنند كه در مورد محتوا و رويكرد مؤلفان آنها ملاحظاتى وجود دارد؛ به گونه اى كه ممكن است اين نوع كتاب ها كتاب ضلال محسوب شود. اما استدلال اين ناشران اين است كه آنها يك مركز تجارتى هستند و براى هر كسى كه قيمت چاپ را بپردازد، چاپ مى كنند. نظر جنابعالى در اين مورد چيست؟
جواب:
هرگاه اين كتاب ها از نوع كتاب هاى ضلال محسوب شود، چاپ و نشر آن ها جايز نيست. اما اگر كتاب ضلال محسوب نشود و تنها مشتمل بر مطالب و نظريات باطل و نادرست و غير مؤثر در اذهان مردم باشد، مانند بسيارى از كتابهايى كه در بازار مسلمين نشر مى شود، چاپ و نشر آنها اشكال ندارد.
چاپ كتابهاى اسلامى با پول خمس و صادقات
سؤال 26:
آيا مى توان كتاب هاى اسلامى هدفمند را كه در موضوعات مختلف مورد نياز روزمره مردم نوشته شده، از وجوهات شرعى، يعنى خمس،
چاپ كرد، مثل اين كه نويسنده با يكى از وكلاى شما توافق كند كه چاپ كتاب تمويل شود با پول خمسى كه وى در سر سال خود به وكيل پرداخت مى كند. آيا اين توافق كافى است يا لازم است در اين مورد، اجازه خاصى از جناب شما گرفته شود؟
جواب:
در صورتى كه وكيلى ما چاپ كتاب را مصلحت بداند، اجازه خاصى از ما لازم نيست.
سؤال 25:
يكى از مؤمنين مبلغى را از شخص نيكوكارى دريافت كرده تا آن را در مورد ايتام مسلمين مصرف نمايد، با علم به اين كه اين مبلغ از خمس نيست و يك نوع تبرع يا صدقه است، آيا مى توان اين مبلغ را به وكيل شما داد تا چاپ كتاب هاى اسلامى هدفمند در موضوعات مختلف موردنياز عامه مردم را تمويل كند تا فايده آن به همگان برسد؟ يا لازم است اين مبلغ- چنان كه آن شخص نيكوكار خواسته است- تنها در مورد ايتام مسلمين مصرف شود؟
جواب:
بلى دادن مبلغ به وكيل ما مجاز است. ولى اگر شخصى نيكوكار، مورد مصرف آن را تعيين كرده باشد مثل ايتام مسلمين، بايد در همان مورد مصرف شود و اگر تعيين نكرده باشد، مى توان آن را با رعايت اهمّ فالأهمّ، در هر امر خيرى مصرف كرد.
امانت گرفتن كتاب
سؤال 29:
بسيارى از فرهنگيان عادت دارند كه كتاب ها را از ديگران براى مدت محدودى به امانت و عاريه مى گيرند، ولى در بازپس دادن آن تأخير مى كنند. گاهى اين تأخير به چندين سال كشيده مى شود، تا آنجا كه صاحب كتاب مأيوس شده يا به كلى فراموش مى كند. زمانى كه به ياد مى آورد و كتاب را مطالبه مى كند، آن شخص ادعا مى كند كه كتاب گم شده يا كسى ديگر آن را از او گرفته است و يا عذر معمولى ديگرى را مطرح مى كند. در اين مورد نظر جنابعالى چيست؟
جواب:
تأخير در بازپس دادن كتابها از مدت تعيين شده، جايز نيست و اگر از باب تسامح و سهلانگارى تأخير نمايند، گناه كرده اند. اگر كتاب ها از بين برود و تلف شود ضامن هستند.
عكس بردارى كتاب، فروش و توزيع آن بدون اجازه مؤلف يا ناشر
سؤال 27:
آيا جايز است كتابها و نشرات اسلامى هدفمند، از طريق كاپى يا عكس بردارى و بدون اجازه از صاحبان يا ناشران آنها، تكثير و سپس
فروخته شود، يا رايگان توزيع گردد؟ با علم به اين كه اين نوع كتاب ها در برخى از كشورها ممنوع هستند و با علم به اين كه تكثير اين كتاب ها و نشرات، موجب افزايش آگاهى اعتقادى و شناخت جامعه و نسل جديد در مورد فرهنگ اصيل اسلامى مى گردد؟
جواب:
بلى! جايز است و قبلًا گفته شد كه براى صاحب يا ناشر كتاب، از نگاه شرعى، حق منع به اثبات نرسيده است. پس اگر شخصى اين كتاب ها و نشرات را بخرد، مى تواند به تكثير آنها از طريق عكس بردارى و نسخه بردارى و يا چاپ و نشر بپردازد.
پديده غربزدگى
سؤال 28:
برخى از فرهنگيان و روشنفكران در جوامع ما، تحت تأثير بسيارى از نظريات غرب در عرصه هاى فرهنگ، انديشه و ادب قرار مى گيرند تا آنجا كه همان رويكردها را در زندگى خود مورد عمل قرار ميدهند و به گونه اى ريشه ها و منابع فرهنگ و انديشه اصيل موجود در ميراث بزرگ اسلامى را ناديده ميگيرند. هنگامى كه مؤمنين با آنان در اين مورد هم سخن شوند، پاسخ آنان توهين آميز بوده و گاهى متدينين را به واپس گرايى، ارتجاع يا سنتى بودن متهم ميكنند، در حالى كه اين خلاف واقعيت است؛ زيرا همگى مى دانيم كه حوزه علميه و استادان آن از دين
اسلام محافظت و پاسدارى مى كنند، اما به آشنايى و اطلاع از انديشههاى ديگر به گونه تطبيقى و مقايسه با روش اسلامى به منظور اثبات حق و ابطال باطل، نيز دعوت مى نمايند. نظر شما در مورد اين دسته از روشنفكران چيست؟ و مؤمنين را در رويارويى با آنان چه هدايت مى دهيد؟
جواب:
سبب و منشأ اين حالت امور ذيل است:
1. عدم اطلاع و ناآشنايى آنان با ميراث و فرهنگ اسلامى،
2. ديدگاه آنان درباره پيشرفت غرب در فرهنگ و سنتها.
3. تأثير تبليغات گمراه كننده بر ضد اسلام و مسلمين.
وظيفه مؤمنين در برخورد با آنان بايد توأم با حكمت، موعظه حسنه، سخنان نيك و با گشادهرويى باشد؛ زيرا چنين برخوردى موجب دوستى و محبت شده و بر آنان تأثير خواهد گذاشت. اما وظيفه علما در اين مورد اين است كه آنان را به دين اسلام و فرهنگ و ارزشهاى انسانى اعتدال گراى آن ارشاد نمايند و اين كه اسلام تنها دينى است كه مى تواند مشكلات بزرگ انسانى را حل كند و انسان را به انرژى بزرگ معنوى و ملكات فاضله و اخلاق پسنديده مجهز گرداند. زيرا فرهنگ اسلامى كه در حقيقت عبارت از وظايف عملى الهى است، نقش مهمى در تربيت انسان دارد و او را با دين و ايمان به خداوند يكتا و بى همتا آشنا مى گرداند. اين
ايمان، سلوك و رفتار انسان را در همه عرصه هاى فردى، اجتماعى، خانوادگى، اقتصادى و فرهنگى مهذب و آراسته مى سازد. در حالى كه فرهنگ مبتذل در غرب، انسان را به غرايز حيوانى و شهوات نفسانى مجهز ساخته و از ارزش ها و آرمانهاى انسانى تهى مىگرداند.
بر جوانان ما كه براى تحصيلات عالى به غرب مى روند لازم است كه براى كسب تخنيك هاى عالى و تكنالوژى پيشرفته در طب، انجنيرى، اقتصاد، علوم فضايى و غيره تمام همت و كوشش خود را به كار گيرند و در عين حال سنتهاى اسلامى و فرهنگ انسانى خود نيز پاسى دارند و هنگام بازگشت به كشور خود، خدمات عالى علمى و فنى را ارايه نمايند و زمينه تحول و تكامل وطن خود را گام به گام فراهم كنند تا سرانجام جامعه شان به يك جامعه مترقى و پيشرفته تبديل شود.
تلخيص، ساده سازى و نشر كتاب بدون اجازه مؤلف
سؤال 29:
برخى از كتابهاى اسلامى توسط مؤلفان آنها با شيوهاى نگارش يافته كه براى بسيارى از مردم قابل فهم نيست؛ گويا آنها تنها براى نخبگان، فرهنگيان و انديشمندان تأليف شده است. نظر جناب شما چيست اگر
كسى اين نوع كتاب ها را خلاصه و ساده گرداند و سپس براى استفاده عامه مردم به چاپ برساند؟ آيا گرفتن اجازه از مؤلفان آنها لازم است؟
جواب:
گرفتن اجازه لازم نيست؛ زيرا گفته شد كه آنان از نگاه شرعى حق منع از چاپ و نشر و همچنين تلخيص آنها را ندارند و چاپ و نشر و خلاصه كردن، از نگاه شرعى نه تصرف در ملك مؤلفان است و نه تصرف در حق آنان.
چاپ قرآن با كاغذهاى بازيافت شده
سؤال 30:
برخى از شركتهاى تجارتى و سرمايه گذارى به بازيافت اوراق كاغذ مى پردازند؛ بدين ترتيب كه كاغذهاى باطله را از زبالهدانى ها و مانند آن جمع آورى نموده با شيوههاى صنعتى به توليد مجدد آن به عنوان كاغذ چاپ مى پردازند. آيا چاپخانهها و مراكز نشر مى توانند اين نوع كاغذها را براى چاپ قرآن شريف و كتابهاى دينى خريدارى نمايند؟ با علم به اين كه اين كاغذ قبلًا مصرف شده و به زباله دانى و محلات جمع و حفظ زباله انداخته شده و چه بسا ممكن است در آنها چيزهايى چاپ شده باشد كه با آداب دينى يا با تعاليم دين اسلام به طور كلى منافات داشته باشد؟
جواب:
بلى! خريدارى آن جايز است و استعمال آن در چاپ قرآن و ساير