بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 52

مصرف بيت المال در تبليغات حكومتها

سؤال 41:

آيا از نگاه شرعى هر نوع نظام حكومتى مى تواند بيت المال مسلمين را صرف تبليغات اين نظام و بدگويى مخالفين و رقباى خود نمايد، آن هم با استفاده از شيوه‌هاى گوناگون تبليغاتى در روزنامه ها، مجلات، نشرات، شبكه هاى الكترونيكى و غيره؟

جواب:

براى هيچ نظامى از نگاه شرعى روا نيست كه بيت المال مسلمين را چنين مصرف كند؛ زيرا اين اموال بايد در راه مصالح اسلام و مسلمين مانند اعمار و تأسيس انستيتوتهاى اسلامى، مدارس دينى، حوزات علميه، نشر فرهنگ دينى و انديشه‌هاى اسلامى با همه شيوه هاى ممكن مصرف شود. بلى هرگاه نظام حكومتى، يك نظام اسلامى و مبتنى بر اساس اصل حاكميت خداوند يكتا و بى همتا باشد، مى تواند از بيت المال به نفع نظام استفاده كند. بدين جهت كه در رأس اين نظام در زمان حضور، پيامبر اكرم (ص) يا يكى از ائمه اطهار (ع) و در زمان غيبت هم فقيه جامع الشرايط و اعلم قرار دارد.


صفحه 53

نسبت دادن كتاب كسى ديگر به خود

سؤال 62:

اگر نويسنده اى به سرقت كتاب مؤلف ديگرى دست زده و آن را به خود نسبت دهد، حكم شرعى آن چيست؟

جواب:

اين عمل جايز نيست؛ زيرا نسبت دادن كتاب به خود، با اين كه آن كتاب از ديگرى است، دروغ است.

تشابه ابداعات شعرى و ادبى‌

سؤال 43:

نظر شما درباره توارد و تشابه خيال يا انديشه چيست؟ به عنوان مثال گاهى شاعرى در كشورى، اشعارى را ميسرايد و شاعرى ديگر در كشور ديگر عين همان شعر يا مشابه آن را ميسرايد، بدون اين كه دو شاعر سابقه ارتباط با همديگر داشته باشند. علماى روان شناسى از اين حالت سخن گفته اند. اما آيا اين حالت در انديشه دينى ما بنياد يا تفسيرى دارد؟

جواب:

براى اين پديده در انديشه هاى دينى تفسيرى وجود ندارد. البته اين پديده اگر دايمى باشد، تصادفى هم نخواهد بود؛ زيرا تصادف هيچگاه دايمى نيست. بلكه بايد گفت چنين حالتى ناشى از تقارب‌


صفحه 54

بين دو شاعر از نگاه نيروى ابداع، نظام شاعرى، فن و متد ادبى مى باشد. والله العالم.

حق چاپ و نشر كتابهايى كه مؤلف يا وارت آن نيست‌

سؤال 44:

نظر جنابعالى چيست درباره برخى از چاپخانه ها و مراكز نشر كه كتابهاى ميراث فرهنگى را- كه ملكيت شرعى شخص معينى نيست- چاپ مى كنند و از آن سود به دست مى آورند؟ همچنين نظر شما چيست در مورد كتاب هاى اسلامى قديمى كه مؤلفان يا وارثان آنان كه حق چاپ و نشر را داشته باشند، اصلًا وجود ندارند. حق چاپ و نشر اين نوع كتاب ها از كيست؟ آيا اين حق از حاكم شرع يعنى مراجع تقليد و و كلاى آنان است؟ از نگاه شرع كار چاپخانه ها و ناشران در استفاده از اين حق و كسب مبالغ هنگفت سود چه حكمى دارد؟

جواب:

چاپخانه‌ها و مراكز نشر مى توانند كتابهاى ميراث فرهنگى و اسلامى قديمى مانند كتابهاى فقهى، اصولى و غيره را چاپ و نشر نمايند. بلكه چنين عملى خدمت به دين و مذهب و احياى ميراث اسلامى شمرده ميشود. چنان كه قبلًا گفته شد حق چاپ، تأليف و نشر براى مؤلفين، نويسندگان و ناشران شرعاً ثابت نشده، تا اين حق بعد از فوت به ورثه آنان انتقال يابد. همچنين اقدام به‌


صفحه 55

اين كار، احتياج به اذن از حاكم شرع ندارد.

چاپ كتابهاى دعا براى استفاده عموم‌

سؤال 45:

برخى از خانواده‌ها كتابهاى دعا را چاپ مى كنند و در صفحه اول آن مى نويسند كه اين كتاب هديه به روح يكى از بستگان آنها بوده و به روح او فاتحه خوانده شود. سپس اين كتابها را در مساجد براى استفاده عموم توزيع مى كنند. آيا چاپ كتاب هاى دعا با اين روش درست است؟ آيا لازم است از جناب شما يا يكى از وكلاى شما اجازه گرفته شود تا از صحت نقل و نوشته دعاها اطمينان حاصل شود و از نقل و چاپ آنها به صورت نادرست جلوگيرى گردد؟

جواب:

چاپ كتاب هاى دعا به شيوه اى كه اشاره شد، اشكالى ندارد و منوط به اذن حاكم شرع نيست، مشروط بر اين كه در متن دعا با كم و زياد كردن، تصرف و اجتهاد صورت نگيرد.

آموختن علوم دينى از طريق نوارهاى كاست‌

سؤال 46:

نظر جنابعالى چيست در مورد آموختن علوم دينى از طريق نوارهاى‌


صفحه 56

كاست بدون اشراف و نظارت استاد يا مدرس، با علم به اين كه برخى از درسها مانند عقايد و فلسفه پيچيدگى‌هايى دارد كه موجب شبهه براى دانشجو مى گردد؟ آيا بر او واجب نيست كه براى حصول اطمينان از آموخته هاى خود با يكى از استادان يا علما درباره مطالب اين كتاب ها مباحثه و تبادل نظر كند تا در مورد صحت معلومات و اندوخته‌هاى خود مطمئن گردد؟

جواب:

آموختن درسى هاى دينى فقه و اصول و عقايد از طريق نوارهاى كاست اشكالى ندارد و هيچ فرقى ندارد كه اين درسها به طور مستقيم از استاد يا از طريق نوارهاى كاست فراگرفته شود. بلى اگر سطح علمى دانشجو ضعيف باشد به گونه اى كه اگر براى او شبهه اعتقادى پديدآيد نتواند آن را دفع كند، بر او لازم است كه در درسى هاى عقايد شركت نكند، نه به طور مستقيم نزد استاد و نه از طريق نوارهاى كاست.

حق مشاركت خوانندگان در تهيه مطالب براى روزنامه‌ها

سؤال 47:

برخى از روزنامه ها نوشته هاى خوانندگان خود را ميپذيرند و آنها را در «صفحه خوانندگان» يا در «صفحه نظريات مردم» و مانند آن به نشر


صفحه 57

مى‌رسانند. سردبيرانى كه اين نوشته‌ها را در صفحات مربوطه تنظيم مى كنند، در مقابل كار خود مزد ماهانه دريافت مى نمايند، اما نويسندگانى كه با مشاركت در اين صفحه، مطالب خود را نشر مى كنند، در مقابل نوشته ها و پيگيرى هاى فرهنگى خود هيچ نوع مزد يا مكافاتى دريافت نمى كنند، در حالى كه سردبيران مسئول اين صفحات هيچ زحمتى نمى كشند جز انتخاب مقالاتى كه به آنان از خوانندگان مى رسد و ارسال آنها به حروف چينى و سپس صفحه بندى و چاپ. آيا اين عمل يك نوع ناچيز پنداشتن و حقير و كم ارزش دانستن اشياى مردم و سلب حقوق معنوى آنان نيست؟ مخصوصاً كه روزنامه صفحات خود را از زحمات و كوششهاى ديگران پرمى كند و شماره‌هاى آن را به فروش مى رساند و سودهاى زيادى به دست مى آورد، در حالى كه نويسندگانى كه براى آن مطلب مينويسند، هيچ نوع بدلى در مقابل همكارى و مشاركت خود دريافت نمى كنند.

جواب:

همه آنچه در سؤال آمده، هيچ اشكالى ندارد؛ زيرا آنچه گفته شده از نگاه شرعى به اثبات نرسيده كه حق آنان باشد تا اين نوع اعمال روزنامه، سلب حقوق آنان تلقى شود.


صفحه 58

نويسندگان توجيه‌گر سياست‌هاى حكام و رابطه تروريسم با اسلام‌

سؤال 48:

برخى از روزنامه نگاران به توجيه سياستهاى حكام و مواضع ذليلانه آنان در قبال مسايل سرنوشت ساز امت ما مخصوصاً مسأله فلسطين مى پردازند. زيرا موضع اكثر- البته نه همه- زمامداران در كشورهاى عربى اسلامى موافق با ديكته هاى كاخ سفيد و برنامه هاى آنان به نام صلح است. رسانه‌ها در كشورهاى عربى اسلامى ما ابزار فرمانبردار و در خدمت آمريكا و صهيونيزم بين المللى است و از نگاه آنان هر كسى كه بر خلاف اين سياست حركت كند، تندرو يا مخالف و يا تروريست و چيزهايى از اين قبيل ناميده مى شود. نظر جنابعالى در مورد اين نويسندگانى كه سياستهاى اين زمامداران را توجيه مى كنند چيست؟

جواب:

وظيفه هر مسلمان از ديدگاه شرع تنها همين مقدار است كه با هر وسيله ممكن از حق دفاع كند و نه بيشتر از آن. همچنين از توجيه باطل در چهره حق پرهيز كند و اين مساله را تبيين نمايد كه دين اسلام دين صلح، مسالمت و عدالت است و اسلام ترور را در همه اشكال و انواع آن محكوم مى كند و به حفظ جان انسانها اهتمام مى ورزد خداوند فرموده است:«وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»اسلام‌


صفحه 59

كشتن انسان را بدون دليل، به شدت تقبيح و محكوم كرده است.«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً».آيا متنى قوى تر از اين آيه در مورد حفظ حقوق بشر و تأكيد بر آن، در نظام ديگرى در جهان وجود دارد؟

ولى بسيار جاى تأسف است كه در اين اواخر گروهى در ميان مسلمانان ظهور كرده كه به اعمال غيرانسانى تروريستى دست مى يازند مانند كشتن زنان، مردان، اطفال و كهنسالان بى گناه، به گونه بسيار فجيع و غيرانسانى به نام دين، در حالى كه اسلام از چنين افرادى برائت ميجويد. از اين رو، بر رهبران مسلمان از دين مداران و سياستمداران است كه متحد شوند و با توحيد كلمه و با استفاده از هر وسيله ممكن مانند تبليغات به اشكال مختلف و اعمال قوه و غيره، اين غده سرطانى، يعنى تروريسم، را از پيكر امت اسلامى بزدايند. وجود اين پديده خبيث و ناپاك در پيكر امت اسلامى، فرصت و زمينه را فراهم ميسازد براى ورود دشمنان در سرزمينهاى اسلامى گاهى به بهانه اين كه دين اسلام، تروريسم را ترويج مى كند، گاهى به اين نام كه مسلمانان قادر به دفع ترور و تروريستها از كشورهاى خود نيستند.