اين كار، احتياج به اذن از حاكم شرع ندارد.
چاپ كتابهاى دعا براى استفاده عموم
سؤال 45:
برخى از خانوادهها كتابهاى دعا را چاپ مى كنند و در صفحه اول آن مى نويسند كه اين كتاب هديه به روح يكى از بستگان آنها بوده و به روح او فاتحه خوانده شود. سپس اين كتابها را در مساجد براى استفاده عموم توزيع مى كنند. آيا چاپ كتاب هاى دعا با اين روش درست است؟ آيا لازم است از جناب شما يا يكى از وكلاى شما اجازه گرفته شود تا از صحت نقل و نوشته دعاها اطمينان حاصل شود و از نقل و چاپ آنها به صورت نادرست جلوگيرى گردد؟
جواب:
چاپ كتاب هاى دعا به شيوه اى كه اشاره شد، اشكالى ندارد و منوط به اذن حاكم شرع نيست، مشروط بر اين كه در متن دعا با كم و زياد كردن، تصرف و اجتهاد صورت نگيرد.
آموختن علوم دينى از طريق نوارهاى كاست
سؤال 46:
نظر جنابعالى چيست در مورد آموختن علوم دينى از طريق نوارهاى
كاست بدون اشراف و نظارت استاد يا مدرس، با علم به اين كه برخى از درسها مانند عقايد و فلسفه پيچيدگىهايى دارد كه موجب شبهه براى دانشجو مى گردد؟ آيا بر او واجب نيست كه براى حصول اطمينان از آموخته هاى خود با يكى از استادان يا علما درباره مطالب اين كتاب ها مباحثه و تبادل نظر كند تا در مورد صحت معلومات و اندوختههاى خود مطمئن گردد؟
جواب:
آموختن درسى هاى دينى فقه و اصول و عقايد از طريق نوارهاى كاست اشكالى ندارد و هيچ فرقى ندارد كه اين درسها به طور مستقيم از استاد يا از طريق نوارهاى كاست فراگرفته شود. بلى اگر سطح علمى دانشجو ضعيف باشد به گونه اى كه اگر براى او شبهه اعتقادى پديدآيد نتواند آن را دفع كند، بر او لازم است كه در درسى هاى عقايد شركت نكند، نه به طور مستقيم نزد استاد و نه از طريق نوارهاى كاست.
حق مشاركت خوانندگان در تهيه مطالب براى روزنامهها
سؤال 47:
برخى از روزنامه ها نوشته هاى خوانندگان خود را ميپذيرند و آنها را در «صفحه خوانندگان» يا در «صفحه نظريات مردم» و مانند آن به نشر
مىرسانند. سردبيرانى كه اين نوشتهها را در صفحات مربوطه تنظيم مى كنند، در مقابل كار خود مزد ماهانه دريافت مى نمايند، اما نويسندگانى كه با مشاركت در اين صفحه، مطالب خود را نشر مى كنند، در مقابل نوشته ها و پيگيرى هاى فرهنگى خود هيچ نوع مزد يا مكافاتى دريافت نمى كنند، در حالى كه سردبيران مسئول اين صفحات هيچ زحمتى نمى كشند جز انتخاب مقالاتى كه به آنان از خوانندگان مى رسد و ارسال آنها به حروف چينى و سپس صفحه بندى و چاپ. آيا اين عمل يك نوع ناچيز پنداشتن و حقير و كم ارزش دانستن اشياى مردم و سلب حقوق معنوى آنان نيست؟ مخصوصاً كه روزنامه صفحات خود را از زحمات و كوششهاى ديگران پرمى كند و شمارههاى آن را به فروش مى رساند و سودهاى زيادى به دست مى آورد، در حالى كه نويسندگانى كه براى آن مطلب مينويسند، هيچ نوع بدلى در مقابل همكارى و مشاركت خود دريافت نمى كنند.
جواب:
همه آنچه در سؤال آمده، هيچ اشكالى ندارد؛ زيرا آنچه گفته شده از نگاه شرعى به اثبات نرسيده كه حق آنان باشد تا اين نوع اعمال روزنامه، سلب حقوق آنان تلقى شود.
نويسندگان توجيهگر سياستهاى حكام و رابطه تروريسم با اسلام
سؤال 48:
برخى از روزنامه نگاران به توجيه سياستهاى حكام و مواضع ذليلانه آنان در قبال مسايل سرنوشت ساز امت ما مخصوصاً مسأله فلسطين مى پردازند. زيرا موضع اكثر- البته نه همه- زمامداران در كشورهاى عربى اسلامى موافق با ديكته هاى كاخ سفيد و برنامه هاى آنان به نام صلح است. رسانهها در كشورهاى عربى اسلامى ما ابزار فرمانبردار و در خدمت آمريكا و صهيونيزم بين المللى است و از نگاه آنان هر كسى كه بر خلاف اين سياست حركت كند، تندرو يا مخالف و يا تروريست و چيزهايى از اين قبيل ناميده مى شود. نظر جنابعالى در مورد اين نويسندگانى كه سياستهاى اين زمامداران را توجيه مى كنند چيست؟
جواب:
وظيفه هر مسلمان از ديدگاه شرع تنها همين مقدار است كه با هر وسيله ممكن از حق دفاع كند و نه بيشتر از آن. همچنين از توجيه باطل در چهره حق پرهيز كند و اين مساله را تبيين نمايد كه دين اسلام دين صلح، مسالمت و عدالت است و اسلام ترور را در همه اشكال و انواع آن محكوم مى كند و به حفظ جان انسانها اهتمام مى ورزد خداوند فرموده است:«وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»اسلام
كشتن انسان را بدون دليل، به شدت تقبيح و محكوم كرده است.«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً».آيا متنى قوى تر از اين آيه در مورد حفظ حقوق بشر و تأكيد بر آن، در نظام ديگرى در جهان وجود دارد؟
ولى بسيار جاى تأسف است كه در اين اواخر گروهى در ميان مسلمانان ظهور كرده كه به اعمال غيرانسانى تروريستى دست مى يازند مانند كشتن زنان، مردان، اطفال و كهنسالان بى گناه، به گونه بسيار فجيع و غيرانسانى به نام دين، در حالى كه اسلام از چنين افرادى برائت ميجويد. از اين رو، بر رهبران مسلمان از دين مداران و سياستمداران است كه متحد شوند و با توحيد كلمه و با استفاده از هر وسيله ممكن مانند تبليغات به اشكال مختلف و اعمال قوه و غيره، اين غده سرطانى، يعنى تروريسم، را از پيكر امت اسلامى بزدايند. وجود اين پديده خبيث و ناپاك در پيكر امت اسلامى، فرصت و زمينه را فراهم ميسازد براى ورود دشمنان در سرزمينهاى اسلامى گاهى به بهانه اين كه دين اسلام، تروريسم را ترويج مى كند، گاهى به اين نام كه مسلمانان قادر به دفع ترور و تروريستها از كشورهاى خود نيستند.
رمزگشايى لوحهاى فشرده و تكثير آنها
سؤال 49:
برخى از متخصصين كامپيوتر، سى دى ها يا لوحهاى فشردهاى را كه برنامه ها و درسهاى اسلامى در آنها تسجيل شده است، رمزگشايى مى كنند و سپس به تكثير و فروش آنها براى منافع شخصى خود اقدام مى نمايند، با اين كه شركت ها و مؤسساتى كه اين لوح ها را نشر كرده، بر روى آنها نوشته اند كه: «همه حقوق محفوظ است» و اين كه نسخه بردارى و تكثير آنها مجاز نيست و با اين كه سرقت اين الواح فشرده و تكثير آنها موجب زيانهاى مادى به ناشران آنها مى گردد. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟
جواب:
قبلًا گفته شد كه اين حقوق هرچند در نزد عارف و عقبلا در عصر حاضر ثابت است، اما در زمان معصومين (ع) به جهت عدم ثبوت موضوع آن، ثابت نبوده است. بدين جهت نمى توان از طريق عدم ورود منع و رداع از سوى معصومين (ع) امضا و تأييد آن را كشف و احراز كرد. از اين رو، هيچ اشكالى وجود ندارد در رمزگشايى لوحهاى فشرده و تكثير و فروش و استفاده از آنها و اين موجب زيان مالى شركت ها يا مؤسسات ناشر آنها نمى شود و تنها از انتفاع زيادتر و سود بيشتر آنان مانع مى گردد.
چاپ كتاب بدون نام مؤلف
سؤال 50:
آيا چاپ و نشر كتاب بدون نام مؤلف جايز است؟ با علم به اين كه اين روش ممكن است موجب زيان ناشر يا كتابفروش شود، مخصوصاً كه اگر اين كتابها مشتمل بر افكارى باشد كه حقايق سياسى، اقتصادى يا فرهنگى دولتها يا گروههاى معينى را افشا مى سازد. از سوى ديگر چاپ كتاب بدون شناخت مؤلف آن در دنياى انديشه و فرهنگ، يك امر طبيعى و عادى نيست. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟ آيا اين از مصاديق رازدارى و تقيه محسوب مى شود؟
جواب:
اگر در چاپ كتاب ها بدون نام مؤلف، مصلحتى وجود داشته باشد، چاپ آنها با اين روش اشكالى نخواهد داشت. اما اينكه چاپ آنها در شرايط خاصى موجب زيان مراكز نشر و كتابفروشى ها مى شود، مانع از جواز چاپ نمى گردد.
انتخاب نوع كاغذ، تعداد صفحه و حجم كتاب در قرارداد جاب
سؤال 51:
ناشرى با نويسندهاى درباره چاپ كتاب وى توافق مى كند، ولى بعد از اين كه طرفين از همديگر جداشدند، ناشر مرداد مى شود كه كتاب را با
كدام كاغذ چاپ كند. چون ناشر يك نوع كاغذ دارد، اما با سه منبع توليد و هر كدام داراى قيمت متفاوت از ديگرى است؛ به گونه اى كه اگر كاغذ اعلى را انتخاب كند، سود آن تقليل مييابد و اگر كاغذ ارزان را در نظر بگيرد، سود آن ازدياد خواهد يافت و به طور طبيعى ناشران سود زياد را دوست دارند و از اين رو كاغذ ارزان را انتخاب مى كنند. اكنون سؤال اين است كه اگر نوع كاغذ، يكى اما منابع صنعت و توليد آن متفاوت باشد؛ يعنى توليد چند كشور و با قيمت هاى متفاوت باشد، آيا ناشر مى تواند هر نوعى را كه بخواهد انتخاب كند؟ يا اين كه لازم است رضايت صاحب كتاب را به دست آورد يا در قرارداد اين شرط را بگنجاند تا مشكل شرعى پيدانكند؟
جواب:
اگر در ضمن قرارداد، نوع كاغذ معين نشده باشد، مالاك، نوع متعارف و متداول در چاپخانهها و مراكز نشر است.
سؤال 52:
اگر بين ناشر و مؤلفى درباره چاپ كتابى، توافقى صورت گرفته باشد، آيا بر ناشر لازم است كه براى مؤلف تعداد صفحات كتاب و اندازه و حجم آن را مشخص نمايد؟ زيرا ناشر مى تواند در مورد حجم كتاب به اختيار خود عمل كند. يعنى حجم حروف (قلم و سايز) را به دلخواه خود انتخاب كند كه خود باعث كم يا زيادشدن صفحات كتاب و كوچك يا بزرگ شدن حجم آن خواهد شد. در نتيجه اگر ناشر بخواهد سود بيشتر به