بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 65

صحت متن هر كتابى مطابق به آنچه مؤلف آن را تهيه كرده است، در چاپ‌هاى بعدى رعايت و تضمين گردد.

جواب:

اما در مورد كتابهاى علمى تحقيقى مثل كتاب هاى اصولى و فقهى و مانند آنها، قرار دادن آنها تحت يك معيار عددى كه هر نظريه و ابتكار و تحقيق را حفظ كند، اصولًا ناممكن است؛ علاوه بر اين كه جنين كارى لازم هم نيست. اما كتاب هاى حديث را مى توان تحت اين معيار قرار داد؛ به گونه اى كه از هر نوع كم يا زياد كردن محفوظ بمانند. اما اين كار هم لازم نيست. تنها چيزى كه حرام است تحريف حقايق و خيانت در امانت و حذف نصوصى مربوط به فضايل امير المؤمنين (ع) و احقيت ايشان براى خلافت است.

نويسندگان دربار و تحريف تاريخ‌

سؤال 55:

تاريخ اسلامى ما گرفتار نويسندگانى است كه از سوى زمامداران تعيين مى شوند. اين نوع نويسندگان، تاريخ و رويدادهاى آن را آنچنان مينويسند كه كاخ هاى قدرت به آنان ديكته كرده باشند، حتى اگر حقايق و پشت پرده رويدادها را با توطئه و دسيسه بپوشانند و كتمان كنند. هنوز هم بسيارى از اين دسته از نويسندگان در بسيارى از كشورهاى ما، در اطراف زمامداران و نظامهاى حاكم مى چرخند. تكليف‌


صفحه 66

شرعى ما در برابر اين گروه از نويسندگان و آنچه درباره تزوير و تحريف حقايق مينويسند چيست؟

جواب:

وظيفه شرعى در برابر نوشته هاى آنان در مورد تحريف و تغيير حقايق، بيان واقعيت ها و حقايق است، با نوشتن و تبليغات به شكل عينى حكيمانه و با موعظه حسنه و اشاره به اشتباهات و تغيير و تحريف حقايق، بدون طعن و شتم. اين شيوه در اذهان بيشتر تأثير مثبت دارد تا رويارويى با آنان كه ممكن است تأثير منفى داشته باشد.

نقد ادبى با مقاد غربى‌

سؤال 56:

برخى از نويسندگان متخصص در نقد فرهنگى به طور عام و نقد ادبى به طور خاص، در متد نقدى خود، متكى بر نظريات غربى هستند كه هيچ رابطه اى با انديشه اسلامى و همچنين ميراث فرهنگى عربى و زبان و ادبيات آن ندارد و اين باعث ميشود كه براى بسيارى از خوانندگان اين نوع نقدهاى ادبى، نوعى از تزلزل و هرج و مرج فكرى ايجاد شود؛ زيرا آنان متون ادبى عربى را كه توسط يك اديب مسلمان و پايبند به اسلام در همه امور زندگى خود، پديد آمده است، با روش كاملًا دور و بيگانه با اسلام مورد نقد قرار مى دهند. اين روش خود به خود باعث ميشود كه‌


صفحه 67

بسيارى از تناقضات فكرى در اصول ثابت مطرح گردد. اين دسته از منتقدان، متن عربى را مطابق به معيارهاى ثابت غربى و غير اسلامى مورد نقد و تحليل و تفسير قرار مى دهند، با اين هدف كه اين متون را از اعتبار ساقط كنند و آنها را از معانى روشن و واضح خود تهى سازند و به معانى بى ربط و بى نظم و نسق و غيرقابل قبول براى خود تبديل نمايند. ما از اين نوع متدهاى غربى براى نسل هاى خود نگران هستيم. نظر جنابعالى در اين مورد چيست؟

جواب:

وظيفه ما در دنياى باز و آزاد كنونى، مقابله با اين گروه از منتقدان با شيوه متقابل است. بدين معنى كه بايد افكار و نظريات و فرهنگ غربى به گونه عينى و واقعى و بدون شتم و طعن نقد گردد و مغالطه ها، نظريات باطل و تحريفات آنان در مورد وارونه نشان دادن حقايق و ارايه ناقص و نادرست آن بيان شود و اين كه فرهنگ اسلامى در تربيت انسان و رابطه او با جامعه و تهذيب سلوك و رفتار او در همه عرصه هاى فردى، اجتماعى، خانوادگى، اقتصادى و غيره، نقش مهمى دارد. اسلام با تربيت انسان، او را در مسير مستقيم و به سمت اعتدال و ميانه‌روى و عدم انحراف به چپ و راست، جهت مى دهد و وى را به انرژى نيرومند روانى و ملكات فاضله اخلاقى و نيروى دين و ايمان مجهز ميگرداند. در حالى كه فرهنگ رايج بين مردم در غرب، انسان را به سوى غرايز حيوانى و شهوات‌


صفحه 68

نفسانى سوق مى دهد. از همين رو نظام خانواده، اخلاق و معنويت در غرب از هم گسيخته و فروپاشيده است. اين وضعيت در غرب در اذهان جوانان آنها مى تواند تأثيرگذار باشد؛ زيرا مى بينند كه در نظام اجتماعى و خانوادگى در اسلام يك نوع معنويتى وجود دارد كه در نظام خود آن را نمييابند. بلكه در نظام خود با يك نوع از هم گسيختگى و فروپاشى مواجه هستند. از همين رو به اسلام و گرويدن به آن ترغيب مى شوند.

از سوى ديگر بر جوانان ما است كه به جاى فرهنگ مبتذل رايج در غرب، از سنتهاى اسلامى و فرهنگ انسانى خود پاسدارى نمايند و خود را در عرصه هاى گوناگون طب، مهندسى، علوم فضايى، اقتصاد و غيره، به فنون عالى و تكنالوژى پيشرفته معاصر مجهز گردانند و همه تلاش خود را به كار بندند و از هر وسيله ممكن استفاده كنند تا به تخنيكهاى عالى دست پيدا نمايند.

كتابهاى طالع بينى‌

سؤال 57:

نظر جنابعالى چيست درباره كتابهايى كه از برجهاى فلكى و رابطه آن با طالع و احوال مردم از نگاه سعادت و شقاوت و سرنوشت زندگى آنان در دنيا سخن مى‌گويند؟


صفحه 69

جواب:

چنين سخنانى اعتبار شرعى ندارد و نمى توان مطابق آنها حكم كرد؛ زيرا از نگاه شرع هيچ ارزشى ندارد.

كتابهاى كفشناسى‌

سؤال 58:

برخى از افراد به كفشناسى مى پردازند و از اين طريق امرار معاش مى كنند و برخى از كتابفروشى‌ها هم كتابهايى را در اين زمينه مى‌فروشند. نظر جنابعالى در مورد كف‌شناسى چيست؟ آيا اين مسأله ريشه و اساس علمى شناخته شده در ميراث اسلامى ما دارد؟

جواب:

چنين عملى جايز نيست؛ زيرا يك نوع اخبار از غيب است و اخبار از غيب شرعاً جواز ندارد.

رابطه برخى ارقام و اعداد در قرآن كريم با اعجاز

سؤال 59:

در برخى از كتاب ها مى خوانيم كه از ارقام و اعداد شگفت آورى سخن مى گويد. از جمله در برخى از كتابها از فروپاشى اسرائيل در سال 1443 هجرى برابر با سال 2022 ميلادى سخن گفته شده است. مؤلفان‌


صفحه 70

اين كتاب ها به قرآن كريم و پيوند دادن برخى از رويدادهاى تاريخى به همديگر استدلال مى كنند و از آن جمله گفته شده كه دولت اول يهود در سال 722 قبل از ميلاد از بين رفته است و پيشگويى درباره فروپاشى كشور اسرائيل در سال 621 نازل شده است و تعداد سال ها از پيش گويى تا تأسيس دولت دوم يهود در سال 1948 ميلادى، 1368 سال است وتعداد سال ها از پيش گويى تا كامل شدن دولت دوم يهود در جنگ 1967 ميلادى و ضميمه ساختن قدسى، 1387 سال است و تعداد سال ها از نزول پيش گويى تا تحقق آن، 1444 سال است. همچنين گفته اند كه اگر به سوره «اسراء» برگرديم ميبينيم كه كلمه‌«أُولاهُما»در آيه‌«فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما[1]» كلمه شماره 38 است و كلمه‌«وَعْدُ»در آيه‌«فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ»كلمه شماره 72 و كلمه‌«الْآخِرَةِ»كلمه شماره 73 و كلمه‌«وَ لِيَدْخُلُوا»شماره 76 است. هر گاه شماره‌هاى اين كلمات را به عدد 19 ضرب كنيم نتايج زير به دست مى آيد:

أولاهما؛ 38* 19- 722. اين نتيجه، تاريخ از بين رفتن دولت اول يهود است. وعد: 72* 19- 1368. اين نتيجه، تعداد سالها از پيشگويى در سال 621 ميلادى تا تأسيس دولت دوم يهود در سال 1948 ميلادى است.

الآخرة: 73* 19- 1368-. اين نتيجه، تعداد سالها از نزول پيشگويى در سال 621 ميلادى تا كامل شدن دولت دوم يهودى در سال 1967 ميلادى است.

وليدخلوا: 76* 19= 1444-. اين نتيجه، تعداد سالها از نزول پيشگويى در سال 621 تا سال 2022 ميلادى است.

[1]. سوره اسراء آيه 6.


صفحه 71

با دقت در اين داده‌هاى رياضى، مى بينيم كه صد در صد صحيح و درست است. نظر جناب شما در اين مورد چيست؟ آيا اين سخنان از مصاديق علم «سنين و حساب» است كه در قرآن كريم آمده است:«وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا»[1]و آيا به نظر شما اين مسأله از اعجازهاى عددى قرآن كريم است؟

جواب:

اين مسأله هيچ ربطى به اعجاز ندارد، بلكه يك نوع تخمينات بى ارزش است و از مصاديق علم سنين» و «حساب» نيست. علاوه بر اين كه اين شخصى در محاسبه هم اشتباه كرده است؛ زيرا كلمه اولاهما در آيه، با حساب از اول سوره، كلمه شماره 38 نيست. همچنين بايد گفت كه چرا اين شماره ها به عدد 19 ضرب شود، نه 20 يا 18؟ مگر عدد 19 چه خصوصيتى دارد؟ طبيعى است كه جمع بين ارقام و اعداد آيات و كلمات يا حروف و ضرب آنها در يك عدد ديگر، گاهى مى تواند يك نتيجه شگفت آورى داشته باشد، اما اين غير از اعجاز است.

[1]. سوره إسراء، آيه 17.


صفحه 72

كنترل و سانسور پايگاه‌هاى انترنتى‌

سؤال 60:

آيا كنترل پايگاه‌هاى انترنتى از سوى حكومتها جواز دارد؛ به گونه اى كه ورود به سايتهاى فساد اخلاقى و اباحى گرى اجازه داده نشود؟ همچنين در كنار آن به برخى از پايگاه‌هاى انترنتى اسلامى نيز اجازه داده نشود؟ معمولًا در صفحه اين نوع پايگاه‌ها عبارت ذيل يا مشابه آن ظاهر مى شود: «پايگاه‌هاى غير مجاز» نظر جناب شما در اين مورد چيست؟

جواب:

كنترل اين پايگاه ها بدين صورت كه به مراكز فساد اخلاقى اجازه داده نشود، وظيفه شرعى همه دولتهاى اسلامى است. همچنين وظيفه هر مسلمان است كه در اين پايگاه ها وارد نشود. اما اجازه ندادن به سايتهاى اسلامى با اسلامى بودن دولت سازگار نشست.

آزادى اديان و مذاهب‌

سؤال 61:

آيا حكومت اين حق را دارد كه قوميت يا مذهب خاصى را كه از نگاه ايدئولوژى يا انديشه و يا عادات و