بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 69

جواب:

چنين سخنانى اعتبار شرعى ندارد و نمى توان مطابق آنها حكم كرد؛ زيرا از نگاه شرع هيچ ارزشى ندارد.

كتابهاى كفشناسى‌

سؤال 58:

برخى از افراد به كفشناسى مى پردازند و از اين طريق امرار معاش مى كنند و برخى از كتابفروشى‌ها هم كتابهايى را در اين زمينه مى‌فروشند. نظر جنابعالى در مورد كف‌شناسى چيست؟ آيا اين مسأله ريشه و اساس علمى شناخته شده در ميراث اسلامى ما دارد؟

جواب:

چنين عملى جايز نيست؛ زيرا يك نوع اخبار از غيب است و اخبار از غيب شرعاً جواز ندارد.

رابطه برخى ارقام و اعداد در قرآن كريم با اعجاز

سؤال 59:

در برخى از كتاب ها مى خوانيم كه از ارقام و اعداد شگفت آورى سخن مى گويد. از جمله در برخى از كتابها از فروپاشى اسرائيل در سال 1443 هجرى برابر با سال 2022 ميلادى سخن گفته شده است. مؤلفان‌


صفحه 70

اين كتاب ها به قرآن كريم و پيوند دادن برخى از رويدادهاى تاريخى به همديگر استدلال مى كنند و از آن جمله گفته شده كه دولت اول يهود در سال 722 قبل از ميلاد از بين رفته است و پيشگويى درباره فروپاشى كشور اسرائيل در سال 621 نازل شده است و تعداد سال ها از پيش گويى تا تأسيس دولت دوم يهود در سال 1948 ميلادى، 1368 سال است وتعداد سال ها از پيش گويى تا كامل شدن دولت دوم يهود در جنگ 1967 ميلادى و ضميمه ساختن قدسى، 1387 سال است و تعداد سال ها از نزول پيش گويى تا تحقق آن، 1444 سال است. همچنين گفته اند كه اگر به سوره «اسراء» برگرديم ميبينيم كه كلمه‌«أُولاهُما»در آيه‌«فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما[1]» كلمه شماره 38 است و كلمه‌«وَعْدُ»در آيه‌«فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ»كلمه شماره 72 و كلمه‌«الْآخِرَةِ»كلمه شماره 73 و كلمه‌«وَ لِيَدْخُلُوا»شماره 76 است. هر گاه شماره‌هاى اين كلمات را به عدد 19 ضرب كنيم نتايج زير به دست مى آيد:

أولاهما؛ 38* 19- 722. اين نتيجه، تاريخ از بين رفتن دولت اول يهود است. وعد: 72* 19- 1368. اين نتيجه، تعداد سالها از پيشگويى در سال 621 ميلادى تا تأسيس دولت دوم يهود در سال 1948 ميلادى است.

الآخرة: 73* 19- 1368-. اين نتيجه، تعداد سالها از نزول پيشگويى در سال 621 ميلادى تا كامل شدن دولت دوم يهودى در سال 1967 ميلادى است.

وليدخلوا: 76* 19= 1444-. اين نتيجه، تعداد سالها از نزول پيشگويى در سال 621 تا سال 2022 ميلادى است.

[1]. سوره اسراء آيه 6.


صفحه 71

با دقت در اين داده‌هاى رياضى، مى بينيم كه صد در صد صحيح و درست است. نظر جناب شما در اين مورد چيست؟ آيا اين سخنان از مصاديق علم «سنين و حساب» است كه در قرآن كريم آمده است:«وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا»[1]و آيا به نظر شما اين مسأله از اعجازهاى عددى قرآن كريم است؟

جواب:

اين مسأله هيچ ربطى به اعجاز ندارد، بلكه يك نوع تخمينات بى ارزش است و از مصاديق علم سنين» و «حساب» نيست. علاوه بر اين كه اين شخصى در محاسبه هم اشتباه كرده است؛ زيرا كلمه اولاهما در آيه، با حساب از اول سوره، كلمه شماره 38 نيست. همچنين بايد گفت كه چرا اين شماره ها به عدد 19 ضرب شود، نه 20 يا 18؟ مگر عدد 19 چه خصوصيتى دارد؟ طبيعى است كه جمع بين ارقام و اعداد آيات و كلمات يا حروف و ضرب آنها در يك عدد ديگر، گاهى مى تواند يك نتيجه شگفت آورى داشته باشد، اما اين غير از اعجاز است.

[1]. سوره إسراء، آيه 17.


صفحه 72

كنترل و سانسور پايگاه‌هاى انترنتى‌

سؤال 60:

آيا كنترل پايگاه‌هاى انترنتى از سوى حكومتها جواز دارد؛ به گونه اى كه ورود به سايتهاى فساد اخلاقى و اباحى گرى اجازه داده نشود؟ همچنين در كنار آن به برخى از پايگاه‌هاى انترنتى اسلامى نيز اجازه داده نشود؟ معمولًا در صفحه اين نوع پايگاه‌ها عبارت ذيل يا مشابه آن ظاهر مى شود: «پايگاه‌هاى غير مجاز» نظر جناب شما در اين مورد چيست؟

جواب:

كنترل اين پايگاه ها بدين صورت كه به مراكز فساد اخلاقى اجازه داده نشود، وظيفه شرعى همه دولتهاى اسلامى است. همچنين وظيفه هر مسلمان است كه در اين پايگاه ها وارد نشود. اما اجازه ندادن به سايتهاى اسلامى با اسلامى بودن دولت سازگار نشست.

آزادى اديان و مذاهب‌

سؤال 61:

آيا حكومت اين حق را دارد كه قوميت يا مذهب خاصى را كه از نگاه ايدئولوژى يا انديشه و يا عادات و


صفحه 73

سنت‌ها با آن مخالف است، تحت سانسور قرار دهد، به گونه‌اى كه به آنان اجازه ندهد كه طريقه، عادات و سنت هاى خود در زندگى را ابراز نمايند و يا در كنار ساير فرهنگهاى انسانى، داراى استقلال فرهنگى بوده و شخصيت ويژه خود را داشته باشند؟

جواب:

به مقتضاى حقوق بين الملل كه اصل آزادى اديان و مذاهب را پذيرفته، هيچ دولتى اين حق را ندارد و هيچ دولتى نمى تواند مذهب خاصى را بر پيروان مذاهب ديگر تحميل كند؛ زيرا اين حالت در كشور، هرج و مرج، شورش، فتنه و نفاق ايجاد مى كند. اما اگر پيروان هر مذهب در مذهب و اقامه شعاير دينى خود آزاد باشند، بدون اين كه حق نقد مذهب ديگر را داشته باشند، در كشور ثبات و امنيت حاكم مى شود.

افشاى رسوايى‌هاى دشمنان اسلام‌

سؤال 62:

نظر جناب عالى چيست در مورد افشاى رسوايى‌هاى دشمنان اسلام از آمريكا و هم پيمانان آن و كسانى كه در جهت آنان حركت مى كنند اعم از حكومتها يا ملتها، مخصوصاً با توجه به اين كه نشر رسوايى‌هاى آنان در واقعيتهاى اجتماعى و در دنياى سياست، اقتصاد، استراتژى هاى صنعتى و هژمونى تجارتى، مى تواند ملت را با حيله ها و دسايس آنان‌


صفحه 74

آشنا گرداند؟

جواب:

اين كار اشكالى ندارد اگر به صورت واقع بينانه و عينى انجام شود. بلى نسبت به ملت ها و طوايف ممكن است گاهى مفسده اين عمل از مصلحت آن بيشتر باشد، مثل اين كه اين نوع افشاگرى‌ها به تفرقه و نفاق بيشتر بين ملت ها و فرق مسلمان منجر گردد، با اين كه از سوى ديگر آنچه از نگاه شارع مهم و مطلوب است، وحدت صفوف مسلمين در برابر توطئه ها و برنامه هاى دشمنان است.

وظيفه مسلمانان در قبال تبليغات ضد اسلامى غرب‌

سؤال 63:

تكليف علما، انديشمندان، روشنفكران و ادباى متعهد مسلمان در رويارويى با موج تبليغات غرب به طور عام و آمريكا به طور خاص به منظور لطمه زدن به حيثيت و اعتبار اسلام و امت اسلامى چيست؟

جواب:

وظيفه همه علما، خطبا، انديشمندان، روشنفكران و نويسندگان اين است كه با همه وسايل ممكن و به صورت عينى، با اين توطئه هاى تبليغاتى مقابله كنند و افكار گمراه كننده و اتهامات بى اساس آنان عليه اسلام را نقد نمايند و بيان كنند كه دين اسلام دين صلح،


صفحه 75

عدالت و انسانيت بوده و با فرياد بلند خود بر ارزشى و حقوق بشر تأكيد دارد، مانند اين سخن خداوند«أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»[1]، آيا واقعاً دين اسلام با اين نصوصى روشن و قاطع خود ترور، تندروى و قاتلان جنايتكار را ترويج و تبليغ مى كند يا اين كه بر ضد همه اشكال و انواع تروريسم و تندروى است؟

حمايت از جنبشهاى آزادى بخش اسلامى‌

سؤال 64:

برخى از حكومت ها، جنبشهاى آزادى بخش اسلامى را كه از او طان، ارزش ها، كرامت و دين خود دفاع مى كنند، حركتهاى تروريستى مى خوانند. چنان كه آمريكا چنين ادعايى دارد. اين نوع برخورد به نفع صهيونيزم جهانى و اسرائيل تمام شده و در خدمت آنان خواهد بود. نظر جناب عالى در اين مورد چيست؟ آيا كسى كه از دين، وطن، عرض و كرامت خود دفاع مى كند، تروريست است؟ تكليف شرعى ما در قبال اين گروه از مسلمانان كه پرچم جهاد و دفاع از بيضه اسلام و دفاع از دين، وطن و كرامتشان را برافراشته اند چيست؟ به نظر شما تكليف علما،

[1]. سوره مائده، آيه 32.


صفحه 76

انديشمندان، روشنفكران و ادباى متعهد در دادن دست يارى به اين مجاهدين چيست؟ رسالت و مسئوليت نوشتارى و تبليغاتى آنان در اين موضوع چگونه بايد باشد؟

جواب:

كسى كه از جان، عرضى، مال و سرزمين خود دفاع مى كند، تروريست نيست؛ بلكه اين حق مشروع عقلايى آنان در همه اديان آسمانى است. زيرا اين يكى از اولويتهاى حقوق بشر در كره زمين است. تروريست كسى است كه مردم بى گناه را به شكل فجيع غير انسانى به قتل ميرساند و سرزمين ديگران را اشغال و اهالى آن را به قتل مى رساند يا آواره مى گرداند و به شيوه هاى مختلف به عرض، آبرو و عزت آنان بى حرمتى مى كند.

وظيفه شرعى در قبال آنان، تأييد و مساعدت مادى و معنوى و تبليغاتى آنان است تا حقوق مشروع خود را بازپس گيرند؛ چون اين قيام آنان يك قيام دفاعى است براى دفاع از جان، عبارضى و سرزمين شان و نه جهاد و دفاع از بيضه اسلام تا وظيفه همه مسلمين اين باشد كه به طور مستقيم و با همه وسايل ممكن در كنار آنان وارد جهاد شوند.