عبدالله، تحت كفالت جدش عبدالمطلب (رضوان الله عليه) قرار گرفت . پس از دو سال جدش نيز از دنيا رفت و كفالت او را عمويش ابوطالب (رضوان الله عليه) بر عهده گرفت . او همانند اكثريت مردم مكه امي و درس نخوانده بود; (فآمنوا بالله و رسوله النبي الامي ).[1]به رغم اين كه آن حضرت در محيط مكه و اطراف آن بزرگ شد، رنگ محيط آنجا را به خود نگرفت . امين بود و به امانتداري معروف شد. هيچ بتي را نپرستيد. علي (ع) درباره آن حضرت فرموده است : "بزرگترين فرشته از فرشتگان خدا از دوران كودكي او را در مسير بزرگواري و اخلاق حسنه قرار ميداد."[2]او كه به پاكي و امانتداري معروف شده بود و همه او را به نام "محمد امين" ميشناختند، در سن چهل سالگي در يك روز كه طبق معمول براي عبادت به غار حرا رفته بود به پيامبري مبعوث و رسالت او آغاز گرديد: (اقراء باسم ربك الذي خلق خلق الانسان من علق ).[3]"بخوان به نام پروردگارت كه خلق نمود، خلق نمود انسان را از علقه ." محتواي دعوت و آهنگ آياتي كه او براي مردم تلاوت ميكرد چنان جاذبه داشت كه مخالفانش را سر در گم كرد، و آنان او را گاهي كاهن و گاهي ساحر و زماني شاعر و گاهي هم مجنون خواندند. دعوت او در مرحله نخست از خانواده اش شروع شد و به تدريج به قبيله و سپس مردم جزيرة العرب و در نهايت به همه جهان گسترش يافت . (و أوحي الي هذا القرآن لا نذركم به و من بلغ )[4]"و اين قرآن به من وحي شده تا به وسيله آن شما و هر كس را كه اين پيام به او برسد هشدار دهم ." پس از يك دهه شعاع دعوت او از مكه فراتر رفت و به مدينه رسيد. طولي نكشيد كه در مدينه دولتي را بنيان نهاد. مشكلات طاقت فرساي داخلي و خارجي، نه تنها او را نا اميد نكرد بلكه مصمم تر ميكرد. از همان اعراب خشن و بدوي، مردان بزرگي را تربيت كرد كه نمونه ممتازي از انسانهاي وارسته، ايثارگر و از خود گذشته بودند.
[1]سوره اعراف (7)، آيه 158) .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 192، ص 300 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 14، ص 475 .
[3]سوره علق (96) آيات 1) و 2 .
[4]سوره انعام (6)، آيه 19) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :203
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
سيره رسول اكرم6
در حديث مشهوري از پيامبر6آمده است : "ادبني ربي فأحسن تأديبي"[1]"پروردگارم مرا ادب كرد و نيك ادب كرد." و نيز فرمود: "انا اديب الله و علي أديبي"[2]"من دست پرورده خداوندم و علي (ع) دست پرورده من است ." پيامبر6شخصيتي الهي داشت و يگانه آفرينش بود. تمام اعمال و رفتارش الهي بود. در روايتي آمده است كه "خداوند پيغمبرش را به بهترين وجه تربيت كرد و هنگامي كه ادب را كامل كرد فرمود: تو همانا داراي اخلاق بزرگوارانه اي هستي . (و انك لعلي خلق عظيم ).[3]پس از اين بود كه امر دين و امت را به او واگذار كرد تا بندگان خدا را راهنمايي و تربيت كند."[4]و به همين جهت بود كه او را الگوي تمام عيار قرار داد. (لقد كان لكم في رسول الله أسوة حسنة )[5]"همانا رسول خدا براي شما سرمشقي نيكو است ." براي آشنايي بيشتر با ابعاد شخصيت آن بزرگوار، برخي از سيره آن حضرت را مرور ميكنيم .
عبادت
رسول اكرم6موظف بود شب زنده داري كند و نافله شب را به جا آورد و قرآن قرائت نمايد. خداوند به او فرمان داده بود: مقداري از شب را بيدار و به عبادت مشغول باش، باشد كه خدايت تو را به مقام محمود مبعوث گرداند.[6]پيامبراسلام6بالاترين افتخارش اين بود كه عبد خدا باشد. خداوند متعال در قرآن كريم از او به عنوان عبد خود ياد كرده است .[7]او قبل از رسالت نيز بخشي از
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 210; طبرسي، مجمع البيان، ج 5، ص 333، ذيل آيه 4 از سوره قلم .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 231 .
[3]سوره قلم (68)، آيه 4 .
[4]كليني، كافي، ج 1، ص 266، حديث 4 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 17، ص 4، حديث 3 .
[5]سوره احزاب (33)، آيه 21 .
[6]سوره اسراء (17)، آيه 79.
[7]سوره اسراء (17)، آيه 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :204
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
وقت خود را در غار حرا به عبادت خدا ميپرداخت .[1]آن بزرگوار گاهي از خوف خدا آنقدر ميگريست كه بي هوش ميشد. به او عرض شد مگر خداوند گناهان گذشته و آينده ات را نيامرزيده است ؟ فرمود آيا بنده شكرگزار خدا نباشم ؟[3]روزي هفتاد مرتبه استغفار ميكرد.[2]در ابتدا آنقدر روزه ميگرفت كه ميگفتند ديگر افطار نمي كند. پس از آن يك در ميان روزه ميگرفت و بعد روزهاي دوشنبه و پنج شنبه هر هفته و در نهايت سنت بر اين شد كه در ماه سه روز پنج شنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنج شنبه آخر ماه را روزه بگيرد. ميفرمود: هر كس چنين كند، مثل اين است كه تمام سال را روزه گرفته است .[4]
مدارا و مردم داري
از امام باقر(ع) نقل شده است كه جبرئيل (ع) به حضور پيامبر6آمد و عرض كرد: خداوند سلام ميرساند و سفارش ميكند كه با خلق من مدارا كن .[5]رفق و مداراي آن حضرت موجب شد تا دلها به سوي او گرايش پيدا كنند; و از افراد خشن و سنگدل، انسانهايي رئوف و مهربان تربيت نمايد. (فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك )[6]"به سبب رحمت خداوند است كه با آنان نرم خو هستي، و اگر خشن و سخت دل بودي هرآينه از اطرافت پراكنده ميشدند." نقل شده است كه مردي به محضر آن حضرت مشرف شد. هيبت آن بزرگوار سبب شد او بر خود بلرزد. پيامبر6به او فرمود: آسان بگير و راحت باش . من پادشاه نيستم ; همانا پسر آن زني هستم كه خوراك او پوست بود.[7]امام حسين (ع) ميفرمايد: از پدرم درباره روش رسول خدا6با همنشينانش پرسيدم، فرمود:
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 192، ص 300 .
[2]كليني، كافي، ج 2، ص 95، حديث 6 .
[3]كليني، كافي، ج 2، ص 505، حديث 5 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 258، حديث 41 .
[4]صدوق، من لايحضره الفقيه، باب صوم السنة، ج 2، ص 48، حديث 1) .
[5]كليني، كافي، ج 2، ص 116، حديث 2 .
[6]سوره آل عمران (3)، آيه 159) .
[7]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 229، ذيل حديث 35 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :205
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
خوشرو، خوشخو و نرم بود، و خشن، درشتخو، سبكسر، فحاش و عيبجو نبود. خود را از سه چيز دور ميداشت : جدال، پرحرفي و گفتن مطالب بي فايده .[1]آن حضرت با فقيران نشست و برخاست ميكرد، با آنان هم سفره ميشد، و با دست خود به آنان غذا ميداد.[2]اگر سه روز يكي از اصحاب خود را نمي ديد از حال وي جويا ميشد. اگر در مسافرت بود در حقش دعا ميكرد و اگر در منزل بود به ديدارش، و اگر بيمار بود به عيادتش ميرفت .[3]پيامبر6هنگامي كه معاذبن جبل را به يمن فرستاد، اموري را به وي سفارش فرمود. از جمله اين كه مبادا مسلماني را دشنام دهي .[4]در خطبه حجة الوداع خطاب به مردم فرمود: چنان كه اين ايام (ايام حج) و اين شهر مكه محترم است، خون و عرض و آبروي شما محترم است . حق ريختن خون و هتك آبروي يكديگر را نداريد; تا آنگاه كه به ديدار خداوند نايل شويد.[5]
نظافت و آراستگي
پيامبر6به نظافت و پاكيزگي اهتمامي ويژه داشت . عادتش اين بود كه به آينه نگاه ميكرد، موي سرش را شانه ميزد و چه بسا اين كار را در برابر آب انجام ميداد و موي سر خود را منظم ميكرد. نه تنها براي خانواده خود بلكه براي اصحابش نيز خود را ميآراست و ميفرمود: خدا دوست دارد كه وقتي بنده اش براي ديدن برادرانش از خانه بيرون ميرود، خود را مهيا و زينت كند.[6]هر شب سه بار مسواك ميزد، قبل از خواب و پس از خواب و براي عبادت و هنگام رفتن براي نماز صبح .[7]در مسافرتها چند چيز را هميشه همراه خود داشت . ظرف روغني كه با آن
[1]همان، ص 152) و 153) ; صدوق، عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 318 و 319 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 228، حديث 34 .
[3]همان، ص 233 .
[4]حراني، تحف العقول، ص 26 .
[5]همان، ص 31 .
[6]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 249 .
[7]همان، ص 254 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :206
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بدنش را روغن مالي كند، سرمه دان، قيچي، مسواك و شانه .[1]از امام صادق (ع) نقل شده كه رسول خدا6بيش از آن مقداري كه براي خوراك هزينه ميكرد، براي عطر خرج ميكرد. افراد آن حضرت را در تاريكي شب به وسيله بوي خوشي كه از وجود شريفش به مشام ميرسيد ميشناختند.[2]
اعتدال
قرآن كريم امت اسلامي را امت وسط معرفي كرده است : (و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا)[3]"و اين چنين شما را امتي وسط قرار داديم تا گواهاني بر مردم باشيد و رسول خدا بر شما گواه باشد." امت وسط، يعني امتي معتدل و ميانه رو. امام باقر(ع) از قول رسول خدا6نقل كرده است : "هر كسي رغبت و نشاطش به عبادت طبق سنت من باشد هدايت شده است، و اگر مخالف سنت من باشد گمراه شده و عملش تباه خواهد شد. اي مردم ! بدانيد من نماز ميخوانم و ميخوابم، روزه ميگيرم و افطار ميكنم، ميخندم و گريه ميكنم ; پس هر كس از راه روشن من روي بگرداند از من نيست ."[4]آن حضرت از عظمت و مقام معنوي وصف ناشدني برخوردار بود، به او وحي ميشد و در تبليغ دين خدا جدي بود و هيچ ملاحظه اي نداشت ; اما در معاشرت با مردم خيلي متواضع بود و گاهي نيز با اصحاب خود شوخي ميكرد. امام صادق (ع) درباره رسول خدا6ميفرمايد: "رسول خدا6شوخي ميكرد و جز حق نمي گفت ."[5]نقل است كه عربي باديه نشين براي آن حضرت هديه آورد و همانجا به حضرت عرض كرد: پول هديه ما را بپرداز! پيامبر6خنديد; و براي آن حضرت اين ماجرا به قدري جالب بود كه وقتي اندوهگين ميشد ميفرمود: آن اعرابي كجاست ؟ كاش پيش ما ميآمد.[6]
[1]همان، ص 250 .
[2]همان، ص 248 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 143) .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 85، حديث 1) .
[5]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 66 از احكام عشرة، ج 8، ص 408، حديث 2 .
[6]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 80 از احكام عشرة، حديث 1، ج 12، ص 112) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :207
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
برخورد با دشمن
از امام صادق (ع) نقل شده است كه هرگاه رسول خدا6تصميم ميگرفت لشگري را براي جهاد گسيل دارد، عموم لشگر و خصوصا فرماندهان را به تقوا و ترس از خدا سفارش ميكرد و ميفرمود: "به نام خدا و در راه خدا با كافران بجنگيد، به آنان مكر نورزيد، خيانت نكنيد، بيني كشته ها را نبريد، كودكان را و كساني را كه در كوهها (ديرها) به عبادت مشغولند نكشيد، درختان خرما را آتش نزنيد و هيچ درخت ميوه داري را قطع نكنيد، زراعتي را آتش نزنيد... هيچ حيوان حلال گوشتي را پي نكنيد."[1]پيامبراسلام6از بي ايماني قومش به شدت اندوهگين بود تا خدايش فرمود: (فلعلك باخع نفسك علي آثارهم ان لم يؤمنوا بهذا الحديث أسفا)[2]"گويي اگر به اين سخن ايمان نياورند تو جان خود را از اندوه در پيگيري كارشان تباه كني ." در فتح مكه رو به قريش كرد و فرمود: فكر ميكنيد با شما چه رفتاري خواهم داشت ؟ آنان گفتند: ما جز نيكي از تو سراغ نداريم و جز نيكي گماني به تو نمي بريم . تو برادري مهربان و كريم و فرزند برادري كريم هستي ! سپس پيامبر6فرمود: برويد كه همه شما آزاديد.[3]
زهد و ساده زيستي
از علي (ع) نقل است كه زيرانداز پيامبر6عبايش بود. متكايش هم پوستي بود كه داخل آن به جاي پشم و پنبه، برگ خرما قرار داده شده بود. نيز از او روايت است : شبي عباي پيامبر6و يا چيز ديگري را چند لايه كردند و زير آن حضرت انداختند، براي اين كه وقتي ميخواهد بخوابد جايش نرم باشد و پهلو و كمرش صدمه نبيند. صبح كه شد حضرت فرمود: اين فراش نرمي كه امشب براي من مهيا
[1]كليني، كافي، ج 5، ص 29، حديث 8 .
[2]سوره كهف (18)، آيه 6 .
[3]مسعودي، مروج الذهب، ج 2، ص 297 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :208
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
كردند مرا از نماز شب بازداشت . و آنگاه دستور داد تا آن را به صورت يك لا كنند تا آن حضرت احساس راحتي نداشته باشد.[1]امام باقر(ع) درباره پيامبر6فرمود: "رسول الله هيچ درهم و ديناري و عبد و كنيزي را به ارث، و هيچ گوسفند و شتري را بر جاي نگذاشت . موقعي كه رحلت كرد، زره آن حضرت نزد يك يهودي به خاطر بيست صاع جو كه براي خرجي خانواده اش گرفته بود گرو بود."[2]و نيز از علي (ع) نقل شده كه پيامبراسلام6تا زنده بود سه روز از نان گندم خود را سير نكرد.[3]امام باقر(ع) از قول آن حضرت نقل كرده است كه از پنج خصلت دست بردار نيستم : غذا خوردن با بردگان در روي زمين، سوار شدن بر الاغ كه تنها پلاسي برگرده دارد، دوشيدن بز، پوشيدن جامه پشمين و سلام كردن به كودكان .[4]
معجزه پيامبراسلام6
همان طور كه پيشتر گفتيم هر پيامبري براي اثبات نبوت و حقانيت خود، معجزه اي داشته است . پيامبراكرم6از آن جهت كه خاتم انبياست، بايد معجزه اي به تناسب خاتميت خود ارائه ميداد كه تا پايان عالم، اين معجزه ماندگار و اثبات كننده حقانيت آيين و نبوت او باشد; و چنين نيز كرد. در عصري كه عرب به شيوايي گفتارش ميباليد و قبايل مختلف در عرصه فصاحت و بلاغت، در شعر و گفتار به رقابت ميپرداختند، و در همان دوره اي كه عرب جاهلي با افتخار معلقات هفتگانه[5]را به ديوار كعبه آويزان كرده بود، و در
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 217، حديث 5 .
[2]همان، ص 219، حديث 8 .
[3]همان، ص 220، حديث 15) .
[4]همان، ص 215، حديث 2 ; و ص 220، حديث 11) .
[5]نام هفت قصيده از شاعران عرب است كه به رسم تفاخر به ديوار كعبه آويزان كرده بودند تا واردان آنها را تماشا كنند.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :209
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شرايطي كه نبوغ آنان در اين زمينه فوق العاده رشد كرده بود و گمان ميكردند هنرآفريني در اين موضوع به بالاترين حد خود رسيده است، پيامبر بدون هيچ سابقه اي در فصاحت و بلاغت و خواندن و نوشتن سخناني را عرضه كرد كه همگان را در بهت و حيرت فرو برد. به گونه اي كه جاذبه و كشش آن قابل انكار نبود. اين سخنان آن چنان شيوا و نافذ بود كه بي اختيار افراد تحت تأثير آن قرار ميگرفتند. نظم و آهنگ، تمثيل و كنايه، تشبيهات و استعارات و ايجازگويي در آن موج ميزد; اما نخوت و غرور و عصبيت جاهلي عده اي از آنان اجازه نمي داد تا تسليم آن شوند. گاهي ميگفتند شعر،[2]و گاهي اظهار ميداشتند سحر است .[1]عده اي آن را افسانه دانستند،[4]و جمعي آن را سخن يك كاهن[3]پنداشتند. عده اي از ترس تأثير شگفت آن دستور ميدادند كه مردم گوشهاي خود را بگيرند. در همه اين گفته ها و رفتارها يك حقيقت نهفته بود; و آن اعتراف ضمني به فوق العاده بودن و برتري قرآن در عرصه فصاحت و بلاغت نسبت به همه خطبه ها و شعرهاي عصر خود بود. آن موضع گيري ها، در ضمن مخالفت، اظهار عجز از رويارويي با قرآن نيز بود. پيامبر6از آنان درخواست كرد و به مبارزه طلبيد كه اگر قبول نداريد اين گفته ها سخن خداست مانندش را بياوريد. (و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوا شهداءكم من دون الله ان كنتم صادقين )[5]"اگر در آنچه بر بنده خود (محمد(ص" نازل كرده ايم شك داريد، يك سوره مانند آن را بياوريد و گواهان خود را به جز خدا بخوانيد، اگر راست ميگوييد." البته اين همتاطلبي در سه مرحله انجام گرفت ; در مرحله اي درخواست مبارزه نسبت به تمام قرآن،[7]در مرحله اي ديگر نسبت به ده سوره،[6]و در آخرين مرحله
[1]سوره انبيا (21)، آيه 5 .
[2]سوره سباء (34)، آيه 43 .
[3]سوره انعام (6) آيه 25 .
[4]سوره طور (52)، آيه 29 ; سوره حاقه (69)، آيه 42 .
[5]سوره بقره (2)، آيه 23 ; و نيز ر.ك : سوره يونس (10)، آيه 38 .
[6]سوره اسراء (17)، آيه 88 .
[7]سوره هود (11)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :210
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست