بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 211

نسبت به يك سوره[2]يا آوردن كلامي مشابه .[1]خيلي ها به فكر معارضه افتادند. چه بسا در خلوت با خود انديشيدند كه چيزهايي را سرهم بندي كنند و چنان هم كردند، اما وقتي با قرآن مقايسه مي‌كردند جرأت اعلام نداشتند. عده اي كه به خود جرأت دادند تا معارضه خود را علني كنند، آنچه ساختند و عرضه كردند هيچ گاه نتوانست كاري از پيش ببرد و ناتواني آنان را از رويارويي در برابر قرآن آشكار كرد. قرآن پيشاپيش اين تعجيز را بدين گونه اعلام داشته است : (قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا)[3]"بگو: اگر انس و جن متحد شوند كه مانند اين قرآن كتابي بياورند، هرگز نمي توانند; هرچند همه پشتيبان يكديگر باشند." آنچه مخالفان پيامبر6دنبال مي‌كردند، ظاهرا امر فصاحت و بلاغت قرآن بود و در اين زمينه شكست خوردند. بي گمان آنچه قرآن را به عنوان كتاب آسماني برتر و برجسته كرده، محتواي ماندگار و كارساز او براي بشريت است . و از اين رو اعجاز قرآن منحصر در جنبه هاي ادبي آن نيست . در قرآن اخبار غيبي فراواني مطرح شده و از حوادث آينده خبر داده شده است . قصه هاي گذشتگان اعم از انبيا و شخصيت هاي تاريخي همانند لقمان، فرعون، نمرود و ملكه سبا بازگو شده است . از تصميماتي كه مخالفان پيامبر6مي‌گرفتند پرده برداشته مي‌شد; مثل آنچه در دارالندوه درباره قتل و يا تبعيد پيامبر6اتفاق افتاد: (و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك أو يقتلوك أو يخرجوك ).[4]و نيز محفل منافقان كه در آن بر ضد پيامبر6تصميم گيري مي‌شد: (اذ يبيتون ما لا يرضي من القول ).[6]همچنين قرآن از پيروزي قريب الوقوع روميان بر ايرانيان خبر داد.[5]اين پيشگويي زماني بود كه پيامبر يار و ياوري نداشت و چنين پيشگويي با جار و
[1]سوره بقره (2)، آيه 23 .
[2]سوره طور (52)، آيه 34 .
[3]سوره اسراء (17)، آيه 88 .
[4]سوره انفال (8)، آيه 30 .
[5]سوره نساء (4)، آيه 108) .
[6]سوره روم (30)، آيات 1) - 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :211

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 212

جنجال تبليغاتي شديدي مواجه مي‌شد و ظاهرا حربه اي بر ضد پيامبر بود. وجود خبرهايي از واقعيت هاي علمي عالم كه صدها سال بعد بشر به آنها پي برد، نيز از جمله ويژگي هاي اعجاز قرآن كريم است . زماني قرآن از حقايقي سخن مي‌گفت كه ابزار علمي براي اثبات آنها وجود نداشت . مثل حركت زمين،[1]بادهاي باروركننده ابرها،[4]چگونگي تشكيل ابر،[3]وجود توده هاي يخي در آسمانها،[2]حركت اجرام آسماني در مداري معين[7]و زوجيت اشياء[6]و گياهان[5]همه و همه حاكي از واقعيتي انكارناپذير است ; و آن اين است كه قرآن كتاب ساخته بشر و در رديف كتابهاي معمولي نيست .

قرآن و اسلوب آن

روشي كه در قرآن به كار رفته، در انتخاب كلمات، جمله سازي ها، رعايت لفظ با موضوع، ايجاز و اطناب، روشي بديع است ; نه سابقه دارد و نه لاحقه . حتي سخنان خود پيامبر6از نظر سبك و اسلوب با قرآن تفاوتي اساسي دارد. سبك آن هم بشارت است هم انذار، هم پند است و هم قانونگذاري . گاهي روش پند را انتخاب مي‌كند و زماني طريق استدلال را برمي گزيند، گاهي چنان تند و تيز سخن مي‌گويد كه گويي شلاق مي‌زند، و گاهي دست نوازش مي‌كشد و آرامش مي‌دهد. و با هر مخاطبي به فراخور حالش سخن مي‌گويد. حفظ اسلوب قرآن در طول بيست و سه سال، آن هم در شرايطي مختلف و در بيان موضوعات متنوع، نشان مي‌دهد كه منشاء و پديد آورنده آن حكيم و عالم مطلق
[1]سوره نباء (78)، آيه 6 .
[2]سوره حجر (15)، آيه 22 .
[3]سوره روم (30)، آيه 48 .
[4]سوره نور (24)، آيه 43 .
[5]سوره يونس (10)، آيه 5 ; سوره يس (36)، آيه 40 .
[6]سوره رعد (13)، آيه 3 ; سوره ذاريات (51)، آيه 49 .
[7]سوره طه (20)، آيه 53 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :212

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 213

است و فراتر از كار بشر است . عرب در آن روزگار به اسلوب هاي مختلف كلام آشنا بود. زيبايي هاي يك سخن را خوب مي‌شناخت . اگر در قرآن يك مورد از ابتذال در سبك سراغ داشت، يقينا آن را به رخ مي‌كشيد و برجسته مي‌كرد; چرا كه آنان از هر وسيله اي براي مقابله با پيامبر6استفاده مي‌كردند. وليد بن مغيره كه سخن شناس عصر خود بود در انجمن قريش راجع به قرآن چنين گفت : به خدا سوگند كلامي كه از محمد شنيدم شباهتي به كلام هيچ انسان و جني ندارد. سخنش برتري و زيبايي ويژه اي دارد. شاخسارش پر ميوه و دامنه اش ريشه هاي فراوان و پر بركتي دارد. گفتاري برجسته است و هيچ سخني از آن برجسته تر نيست . و برتر از آن است كه بتوان با آن به معارضه پرداخت .[1]مهمتر اين كه تعليمات عرضه شده با اين قالب و اسلوب، از آسمانها و افلاك و كرات آسماني تا موجودات زميني، از اعماق درياها و امور كشتيراني تا پديده هاي جوي و بارش باران و برف و وزش بادها، از شگفتي هاي جهان جانوران تا عجايب رويش گياهان و پديد آمدن چشمه ها و باغ ها، از رموز خلقت انسان تا پيدايش كوهها و بالاخره از اخلاق تا اقتصاد و جامعه، از معنويات و ماديات، ماهيت گروههاي مختلف اجتماعي، آينده جهان و بشريت و هزاران موضوع ريز و درشت، در آن گرد آمده است و هرچه زمان بگذرد موضوعات جديدتري از آن استنباط مي‌شود.

متواتر و قطعي بودن نص قرآن

در ميان تمام مسلمانان اجماع است كه قرآن زبان به زبان و سينه به سينه با تواتر از پيامبراكرم6رسيده و از هر تصرف و دستبردي مصون مانده است . بزرگان شيعه از شيخ صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسي و سيد مرتضي و طبرسي گرفته تا دانشمندان معاصر همگي و به نمايندگي علماي شيعه اعلام كرده اند كه قرآن كنوني
[1]طبرسي، مجمع البيان، ج 5، ص 387، ذيل آيه 11، از سوره مدثر.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :213

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 214

دقيقا همان چيزي است كه بر پيامبر نازل شده و هيچ گونه تحريف و دستبرد - چه در كاستي و چه در زيادت - بر آن وارد نشده است ; و اگر افرادي از محدثين مطالبي بر تحريف قرآن در ميان علماي اهل سنت و شيعه گفته اند كساني اند كه ميان روايات ضعيف و غير قابل اعتماد و روايات متواتر و اجماعي نتوانسته اند تميز قائل شوند، و نظرات اين جمع قليل آسيبي به تواتر قرآن و اجماعي بودن آن نمي رساند، به ويژه آن كه حتي اين عده قليل اگر نظر درباره تحريف داشته باشند، ناظر به كاستي قرآن دارند; وگرنه در اين كه اين قرآن موجود چيزي اضافه بر قرآن ندارد اتفاق نظر دارند. در آيه شريفه قرآن آمده است : (انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون )[1]"بي شك ما قرآن و ذكر را فرو فرستاديم و ما نگهدار آن هستيم ." و نيز در آيه اي ديگر مي‌فرمايد: (و انه لكتاب عزيز ‌ لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد)[2]"و به راستي آن كتابي ارجمند است، از پيش روي آن و از پشت سرش باطل به سويش نمي آيد، وحي نامه اي است از حكيمي ستوده ." به اين جهت خداوند تأكيد مي‌كند با مقدمات و اسبابي كه براي نگهداري آن فراهم شده، جاي وارد شدن باطل و احتمال تحريف در قرآن وجود ندارد.
[1]سوره حجر (15)، آيه 9 .
[2]سوره فصلت (41)، آيات 41 - 42 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :214

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 215

امامت


صفحه 216

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 217

امامت

امام به معناي پيشوا[2]و مقتدا[1]است . اين كلمه احتمال دارد از "امام" به معناي جلو يا از "ام" به معناي اصل و يا از "ام" به معناي قصد، ريشه گرفته باشد.[3]استعمال اين كلمه در معناي ياد شده در قرآن و حديث رايج است . از امام صادق (ع) نقل است : پيشواياني كه در قرآن از آنها ياد شده دو دسته اند: خداوند مي‌فرمايد: و آنان (انبيا) را پيشواي مردم قرار داديم تا به امر ما هدايت كنند; و در جاي ديگر مي‌فرمايد: و آنان (فرعونيان) را پيشواياني قرار داديم كه به آتش دعوت مي‌كنند.[4]در روايتي از اميرالحاج نيز امام تعبير شده است : "سر فان الامام لايقف"[5]"حركت كن، زيرا امام توقف نمي كند." اگر چه امامت به پيشوايي معنا شده كه شامل افراد خوب و بد مي‌شود، اما در اصطلاح شيعه "امام" به شخصيتي با عظمت روحي و به دور از هر گونه پليدي و گناه گفته مي‌شود كه از جهت علمي و عملي الگوي مردم باشد.

اهميت امامت

امر امامت از چنان اهميتي برخوردار است كه خداوند از آن به عنوان عهد و پيمان خود ياد كرده و فرموده است : (لا ينال عهدي الظالمين )[6]"پيمان من به
[1]ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 109) .
[2]جوهري، صحاح اللغة، ج 5، ص 1865) .
[3]براي تفصيل بيشتر در اين زمينه، ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه، ج 1، ص 74 .
[4]كليني، كافي، ج 1، ص 216، حديث 2 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 5 از ابواب احرام الحج والوقوف بعرفة، ج 13، ص 525، حديث 1) .
[6]سوره بقره (2)، آيه 124) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :217

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 218

ظالمان نمي رسد." اين جمله در ارتباط با مقام امامت است كه خداوند متعال درباره حضرت ابراهيم (ع) در قرآن فرموده است : "وقتي ابراهيم از سوي پروردگارش با چند چيز آزموده شد و او از آنها سربلند بيرون آمد، خداوند فرمود: تو را امام مردم قرار مي‌دهم . ابراهيم درخواست كرد كه از ذريه ام نيز كساني را به مقام امامت برسان ! خداوند فرمود: عهد من به ظالمان نمي رسد."[1]در روايتي از امام رضا(ع) آمده است : "وقتي ابراهيم (ع) مقام نبوت و خليلي را گذراند، خداوند او را به مقام امامت برگزيد، و چون مقام امامت در نظر آن حضرت والاآمد عرض كرد: از نسل من نيز چنين خواهد بود؟"[2]به عقيده شيعه امامت از اصول دين و استمرار نبوت است ; چون شيعه امامت را استمرار مسؤوليت هاي تبليغي و هدايتي پيامبر6مي‌داند. به همين جهت براي امامت شرايطي قائل است كه با وظيفه امام در تفسير قرآن، بيان احكام، رد شبهات و به طور كلي دفاع از حوزه اسلام متناسب باشد. امر امامت از چنان جايگاهي برخوردار است كه در اواخر حيات پيامبر6درباره آن آيه اي نازل شد و پيامبر موظف به ابلاغ آن شد و به آن حضرت هشدار داد كه نرساندن آن به منزله انجام ندادن رسالت است .[3]شيعه و سني اين روايت را از پيامبراسلام6نقل كرده اند كه : "من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية"[4]"هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، مرگ او مرگ جاهلي است ." چنين تعبيري نشان مي‌دهد كه امر امامت در ميان تعاليم دين بسيار مهم است و جزء اصول آن است ; و اگر از فروعات ديني به حساب مي‌آمد، ندانستن و يا نشناختن آن مساوي با مرگ جاهلي (مردن در حال شرك و كفر) تلقي نمي شد.
[1]سوره بقره (2)، آيه 124) .
[2]كليني، كافي، ج 1، ص 199، حديث 1) .
[3]سوره مائده (5)، آيه 67 .
[4]براي تفصيل، ر.ك : اميني، عبدالحسين، الغدير، ج 10، ص 360 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :218

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست