امام علي (ع) هر جا كه زمينه مساعدي وجود داشت، تلاش كرد تا معارف دين و تفسير كتاب خدا را بيان كند، و در عين حال براي برگرداندن امر خلافت و امامت به مسير خود تلاش ميكرد. امام كوشيد تا اجازه ندهد دين در زير غبار حكومت و انديشه هاي ناروا مدفون شود، و در عين حال تا جايي كه ممكن بود بر حق خود در امر خلافت پافشاري كرد. آن حضرت در پاسخ به ايراد خوارج كه ميگفتند ما قبول داريم كه تو وصي هستي ولي حق آن را به جا نياورده اي، فرمودند: "اين شما بوديد كه با مقدم داشتن ديگري بر من كافر شديد و باعث شديد كه حاكميت من خدشه دار شود... بر اوصيا لازم نيست كه دعوت كننده به خود باشند... . خداوند ميفرمايد: (و لله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا).[1]اگر مردم حج را تعطيل كردند، بيت (تقصير ندارد و) كافر نشده و اين مردم هستند كه با اين كار خود كافر شده اند. چون خداوند كعبه را براي آنان نشانه قرار داده ; مرا هم همين طور نشانه قرار داده است، آنجا كه رسول خدا6فرمود: اي علي، تو به مانند كعبه هستي كه به سوي او ميآيند، نه اين كه تو به سوي آنها بروي ."[2]
دوازده امام
تعداد اوصياي پيامبر6و جانشينان معصوم آن حضرت دوازده نفرند; و بر اين عقيده، دو دسته دليل در روايات وجود دارد: دسته اي كه به صورت كلي بر وجود امام در جامعه تأكيد دارند; و از جمله روايتي كه در آن از رسول خدا6نقل شده كه زمين از حجت خالي نيست .[3]
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 97 .
[2]طبري، ابن رستم، المسترشد، ص 387 و 394 ; ابن اثير، اسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 4، ص 31، چاپ مصر.
[3]يا مثل اين حديث : "لايزال هذا الامر في قريش ما بقي من الناس اثنان ." صحيح مسلم، كتاب الامارة، ج 12، ص 201 ; طبري، ابن رستم، المسترشد، ص 387، ذيل رقم 130) ; و ص 394، ذيل رقم 132) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :248
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اين قبيل روايات دلالت ميكنند كه در هر زماني بايد امام به حق وجود داشته باشد، تا زمين از حجت خدا خالي نبوده و مردم با شناخت وي از جاهليت نجات يابند. دسته دوم رواياتي اند كه در آنها تعداد و هويت جانشينان و اوصياي پيامبر6معرفي شده اند. سيصد روايت درباره تعداد خلفاي پيامبر6از طرق مختلف وارد شده كه در همه اينها بر عدد دوازده تأكيد شده است . اگر اخبار ديگري برخلاف عدد ياد شده باشد، يا بايد تأويل شود و يا كنار گذاشته شود; زيرا روايات متواتر دلالت دارند كه ائمه (ع) با امام علي (ع) مجموعا دوازده نفرند. در منابع اهل سنت نيز رواياتي قريب به يك مضمون از رسول خدا6درباره دوازده تن بودن خلفاي پيامبر نقل شده است . مثل : "يكون من بعدي اثني عشر اميرا"[1]"پس از من دوازده امير خواهد بود"; و يا "لايزال هذا الامر عزيزا الي اثني عشر خليفة"[2]"اين امر همواره عزيز است تا دوازده خليفه ." منظور از دوازده نفر كساني هستند كه مستحق امر خلافت هستند. يعني شرايط امامت را از قبيل عدالت، علم و... دارا هستند.[3]در كتاب شريف اصول كافي سيزده باب درباره معرفي ائمه (ع) با نام و مشخصات آنان وجود دارد. يك باب از آن مربوط به نص بر امامت ائمه (ع) است و دوازده باب آن به معرفي يكايك امامان دوازده گانه (از حضرت علي (ع) تا حضرت مهدي (عج" توسط امام يا امامان پيشين يا از سوي پيامبر6اختصاص دارد.[4]
[1]سنن ترمذي، كتاب الفتن، باب 46، ج 4، ص 434، حديث 2223 .
[2]صحيح مسلم، كتاب الامارة، ج 12، ص 202 ; نعماني، كتاب الغيبة، ص 175) ; چاپ ديگر، ص 125، باب 6 ; طبرسي، اعلام الوري بأعلام الهدي، ج 2، ص 157) - 165) .
[3]براي تفصيل، ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه، ج 1، ص 377 .
[4]كليني، كافي، ج 1، كتاب الحجة، ص 286 - 329 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :249
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اسامي ائمه (ع)
اسامي امامان به حق و معصوم شيعه به ترتيب عبارتند از:امام اول :حضرت امام اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب (ع)امامدوم : حضرت امام حسن بن علي المجتبي (ع)امام سوم :حضرت امام حسين بن علي سيدالشهدا(ع)امام چهارم :حضرت امام علي بن الحسين سيدالساجدين (ع)امام پنجم :حضرت امام محمدبن علي الباقر(ع)امام ششم :حضرت امام جعفربن محمدالصادق (ع)امام هفتم :حضرت امام موسي بن جعفر الكاظم (ع)امام هشتم :حضرت امام علي بن موسي الرضا(ع)امام نهم :حضرت امام محمدبن علي الجواد(ع)امام دهم :حضرت امام علي بن محمد الهادي (ع)امام يازدهم :حضرت امام حسن بن علي العسكري (ع)امام دوازدهم :حضرت امام حجة بن الحسن المهدي (ع) همچنين بر اساس تصريحات و اشارات پيامبراكرم6شيعه معتقد است كه حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا(س) ام الائمه و به عنوان محور امامت و ولايت بوده و سرور و سيده همه زنان در دو جهان است . آن حضرت اسوه همه انسانها در همه زمانهاست، و از آنجا كه يكي از معصومين ميباشد قول و فعل و تقرير او حجت است . رضاي او رضاي خدا و پيامبر6، و غضب و سخط او غضب و سخط خدا و پيامبر6ميباشد. اين بزرگواران اهل بيت و عترت پيامبرند كه مورد سفارش آن حضرت و داراي اوصاف او هستند; با اين تفاوت كه به آنان وحي نبوت نمي شود. آنان از هرگونه خطا و اشتباه محفوظ، و از گناه و نافرماني خداوند مبرا ميباشند.
برگزيدگي ائمه (ع)
ائمه (ع) انسانهايي برگزيده بودند. همان گونه كه خداوند از ميان مردم پيامبران را برمي گزيند تا پيام رسان او باشند و رهبري معنوي را بر عهده بگيرند، ائمه (ع) نيز به منظور ايفاي نقش امامت ديني مردم برگزيده شده اند. در ميان امت هاي پيشين نيز بوده اند كساني كه به وصايت برگزيده شده بودند; مانند آل ابراهيم و آل عمران كه برگزيدگان خدايند،[1]خداوند درباره امت اسلام نيز ميفرمايد: (ثم أورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا)[2]"برگزيدگان از بندگان خود را وارث كتاب [قرآن ] گردانيديم ." از امام صادق (ع) نقل شده : "لنا من رسول الله الولادة و لنا من كتاب الله الوراثة"[3]"ما فرزندان پيامبر6و وارث كتاب خداييم ."
شايستگي ائمه (ع)
علاوه بر نصوص معتبر و متعددي كه درباره امامت ائمه (ع) وجود دارد، شخصيت برجسته آنان و كمالاتي كه واجد آنها بوده اند، ايجاب ميكند كه پيشوايي مردم بر عهده آنان باشد. ائمه (ع) منشاء بسياري از علوم اسلامي هستند. هيچ فردي در مقام علمي و معنوي، پس از پيامبر به شايستگي آنان نمي رسد. و كسي در علم و فضل آنان ترديدي به خود راه نداده است . نمونه آن امام باقر(ع) و امام صادق (ع) است كه وقتي فرصتي براي آنان فراهم آمد، علوم خود را آشكار كردند و شاگردان فراواني در مكتب خود تربيت نمودند. ابوزهره از دانشمندان معاصر مصري[4]درباره نقش امام باقر(ع) ميگويد: "كان مقصد العلماء من كل البلاد الاسلامية"[5]"او مورد مراجعه دانشمندان از همه بلاد اسلامي بود."
[1]سوره آل عمران (3) آيات 33 - 34 .
[2]سوره فاطر (35)، آيه 32 .
[3]طبري، ابن رستم، المسترشد، ص 600 .
[4]زنده در سال 1390) ق .
[5]ابوزهره، الامام الصادق، ص 18) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :251
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نجاشي در كتاب رجال خود از قول حسن بن علي بن وشاء نقل ميكند كه در مسجد كوفه نهصد شيخ را يافتم كه همه ميگفتند: جعفربن محمد چنين حديث كرده است .[1]كسي مدعي نبوده و نيست كه اين بزرگواران همه علوم خود را از ديگران گرفته اند و در مكتبي درس خوانده اند. اين علوم از سوي خود آنان نشر يافته و فراواني علم آنان بدون اين كه در نزد كسي درس خوانده باشند، ثابت ميكند كه آنان علم الهي داشته اند تا همان نقشي را كه پيامبر براي امت داشت آنان نيز دارا باشند. آنچه لزوم تمسك به اهل بيت پيامبر6و امامان دوازده گانه را ايجاب ميكند، تعيين آنها از ناحيه رسول خدا6و ريشه گرفتن علوم آنان از علم پيامبر6است . امير المؤمنين (ع) در اين باره ميفرمايد: "آگاه باشيد ما خانداني هستيم كه منشاء علوم ما علم خداست و نيز آنچه از پيامبر6شنيده ايم، اگر از آثار ما پيروي كنيد به راههاي ما هدايت خواهيد شد و پرچم حق در دست ماست . آگاه باشيد!... كه خداوند بزرگ به اطاعت افراد معيني (دوازده امام اهل بيت) فرمان داده و پيامبر6نيز مردم را بدانها راهنمايي كرده و آنها را تعيين كرده است . خداوند وجود آنان را بر خير سرشته و هرآنچه را از كرامت لازم بوده به آنان آموخته است . آنان به علومي كه از پيامبر6در نزدشان است مينگرند (و با توجه به آن، احكام و معارف را تبيين ميكنند)."[2]امام صادق (ع) نيز پيامبر6و علي (ع) را منشاء علوم ائمه (ع) معرفي كرده و فرموده است : "گاهي نيز از طريق الهام از امور آگاه ميشويم ."[3]امام باقر(ع) فرمود: "... نبايد تصور كرد كه خداوند اطاعت از اولياي خود را بر بندگانش واجب كند اما اخبار زمين و آسمان را از آنان مخفي كند و آن علوم اصلي
[1]رجال نجاشي، ص 40، رقم 80، ذيل زندگي نامه حسن بن علي وشاء.
[2]طبري، ابن رستم، المسترشد، ص 561، حديث 238 .
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 264، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :252
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
كه در رابطه با قوام دين آنان است را از ايشان قطع نمايد."[1]امام صادق (ع) فرموده است : "هيچ گاه خداوند به وسيله حجتي بر بندگان خود احتجاج نمي كند، مگر اين كه نزد آن حجت همه نيازمنديهاي آنان وجود داشته باشد."[2]در روايتي از امام باقر(ع) با استشهاد به آيه (عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه أحدا الا من ارتضي من رسول )[3]خود را عالم به اموري ميدانند كه مورد قضا و قدر الهي قرار گرفته باشد.[4]عمار ساباطي ميگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم كه آيا امام علم غيب دارد؟ حضرت فرمود: "نه ! ولي هر زمان بخواهد چيزي را بداند خداوند وي را آگاه ميكند."[5]در روايت ديگري از امام صادق (ع) آن حضرت با استشهاد به آيه (قال الذي عنده علم من الكتاب )[7]و مقايسه آن با آيه (... و من عنده علم الكتاب )[6]و اين كه علم چنين كسي بسيار بيشتر از فرد مورد نظر در آيه قبلي است فرمود: "علم الكتاب والله كله عندنا"[9]"به خدا تمام علم كتاب در پيش ماست ."[8]مفضل به امام صادق (ع) عرض كرد: آيا ميشود خداوند اطاعت از كسي را واجب كرده باشد اما اخبار سماوي را از او بپوشاند؟ امام فرمود: "نه ! خداوند به بندگانش مهربانتر از آن است كه اطاعت از بنده اي را لازم كند اما خبرهاي آسماني را از او مخفي كند."[10]
[1]همان، ج 1، ص 261، حديث 4 .
[2]همان، ص 262، حديث 5 .
[3]سوره جن (72)، آيات 26 - 27 . "خداوند داناي نهان است و كسي را بر غيب خود آگاه نمي كند، جز فرستاده اي را كه از او خشنود باشد."
[4]كليني، كافي، ج 1، ص 256، حديث 2 .
[5]همان، ص 257، حديث 4 .
[6]سوره نمل (27)، آيه 40 .
[7]سوره رعد (13)، آيه 43 .
[8]كليني، كافي، ج 1، ص 257، حديث 3 .
[9]درباره آيه (قال الذي عنده علم من الكتاب )، روايت است كه مربوط به آصف بن برخيا از ياران سليمان (ع) است و آيه (و من عنده علم الكتاب ) بر حضرت علي (ع) تطبيق شده است . نورالثقلين، ج 4، صفحات 87 - 92 . وجه برتري دلالت آيه (و من عنده علم الكتاب ) بر آيه ديگر به اين است كه در آن آيه (من) دلالت بر تبعيض ميكند و در اين (علم الكتاب ) به صورت مطلق آمده است .
[10]كليني، كافي، ج 1، ص 261، حديث 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :253
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ائمه (ع) از آنجا كه مسؤول تبيين احكام خداوند، و حجت خدا بر مردم و راهنماي انسانها در ابعاد مختلف ديني و تربيتي هستند، لازم است كه عالم به آنها باشند; اما نسبت به امور ديگري مثل مسائل روزمره زندگي، به خواست آنها و مصالح و موقعيت ها بستگي دارد. شخصي از امام رضا(ع) پرسيد: آيا شما علم غيب داريد؟ حضرت فرمودند: "ابوجعفر(ع) فرمودند: (گاهي) درهاي علم به روي ما گشوده ميشود و ما ميدانيم و (گاهي) بسته ميشود و نمي دانيم . خداوند اسرار (غيبي) را به جبرئيل و او به محمد6و او به هر كس كه خدا بخواهد ميدهد."[1]
تفاوت سيره ائمه (ع)
نگاهي هر چند كوتاه به تاريخ زندگي ائمه (ع) نشان ميدهد كه ائمه (ع) سيره متفاوتي داشته اند. آنچه آن بزرگواران انجام داده اند براساس تكاليف الهي بوده است . در عين حال واقعيت ها و شرايط اجتماعي را نيز مدنظر داشته اند. ائمه (ع) به تناسب شرايط اجتماعي و امكانات و با واقع نگري، به وظيفه خود كه نگاهباني از دين خدا بوده عمل كرده اند. آنان شيوه خود را براي پيشبرد اهدافشان تغيير ميدادند، اما هيچ گاه اصول و جهت كلي را تغيير ندادند. هر يك از آنها در زمان خود نقش بسيار مهمي در معرفي دين خدا و ايفاي رسالتش انجام داد. هيچ گاه حوادث تلخ و شيرين نتوانست كوچكترين تغييري در احوال دروني آنان ايجاد كند. براي همين است كه نه تنها در زمان خود الگو و سرمشق حق طلبان و حقيقت جويان بوده اند، بلكه براي هميشه تاريخ اسوه پويندگان راه حق و حقيقت هستند. به عبارتي ميتوان گفت كه موضع گيري و رفتار ائمه (ع) بر اساس نيازهاي زمان خود و
[1]همان، ص 256، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :254
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شرايط اجتماعي بوده است . آنان با توجه به موقعيت ها و عملكرد حاكمان و جو اجتماعي تلاش ميكردند تا با دوري از دستگاه حاكم و يا در مقطعي به حسب ظاهر نزديكي به آن، اعتقادات ديني مردم را حفظ كنند و تحريف ها و تفسيرهاي نادرست از دين را براي مردم بشناسانند.
امامت در كودكي
به عقيده شيعه اماميه امامان معصوم (ع) از دوران كودكي شأن امامت را دارند; زيرا امامت منصبي است الهي، و مقام امامت دارا بودن علم و توانايي پاسخگويي به نيازها و در يك كلام حجت خدا بودن است . و چون چنين است امكان دارد امامي در سنين كودكي به اين مقام نايل آيد و خداوند چنين موقعيت و دانشي را فراهم سازد. چنين امري در تاريخ دين بي سابقه نيست . درميان امت هاي پيشين نيز كساني بوده اند كه در دوران كودكي به مقام نبوت و يا وصايت رسيده و چنين مقامي را عهده دار شده اند. حضرت عيسي (ع) با اين كه كودكي بيش نبود در گهواره به سخن آمد و گفت : (... اني عبدالله آتاني الكتاب و جعلني نبيا)،[1]و يا درباره حضرت يحيي (ع) چنين آمده است : (يا يحيي خذ الكتاب بقوة و آتيناه الحكم صبيا)[2]"اي يحيي ! كتاب را با توانمندي بگير، و او را در حالي كه كودكي بود حكم (نبوت) داديم ." امام باقر(ع) با استناد به همين دو آيه نتيجه ميگيرد كه آن دو در كودكي حجت و پيامبر خدا بوده اند.[3]صفوان بن يحيي ميگويد: به امام رضا(ع) عرض كردم پيش از اين كه خداوند ابوجعفر (امام جواد)(ع) را به شما عطا كند درباره امام بعدي ميپرسيديم،
[1]سوره مريم (19)، آيه 30 ; "[عيسي در گهواره گفت :] منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است ."
[2]سوره مريم (19)، آيه 12) .
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 382، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :255
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست