بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 292

ناچيزي مانند خاك چگونه با تدبير و قدرت و علم خدا موجودات عظيمي آفريده شده اند. چگونه از درون ماده انسانهاي كاملي بيرون آمدند كه صدرنشين ملكوت مي‌شوند و بر موجودات والايي همچون فرشتگان نيز برتري مي‌يابند. معاد در تداوم خالقيت خدا و از جلوه هاي عظمت اوست . نبود معاد، حيات و زندگي دنيايي را پوچ و بي رمق مي‌كند. به راستي بدون آن زندگي نشاط و هدفي ندارد.

معاد، جسماني و يا روحاني ؟

آيا معاد با همين بدن دنيايي تحقق پيدا مي‌كند و يا اين كه روح پس از مفارقت از بدن و انتقال به عالم برزخ در قيامت احضار مي‌شود؟ مشركان عصر نزول قرآن نيز اين استبعاد و سؤال را داشتند كه وقتي بدن پس از مرگ در دل خاك قرار گرفت و سپس متلاشي شد، حتي استخوانها پوسيد و با خاك يكسان گرديد، بازگشت و تلفيق روح با بدن چگونه امكان پذير است ؟ (قال من يحي العظام و هي رميم )[1]"گفت چه كسي اين استخوانها را كه اين گونه پوسيده است زندگي مي‌بخشد." اشكال ديگري كه ممكن است درباره معاد مطرح شود اين است : وقتي موجودي سير كمالي خود را طي كرد و به رشد مناسب خود رسيد، بازگشت به حالت اول بازگشت به قهقرا محسوب مي‌شود. بازگشت به حالت نخست، شرايط و زمان و مكان سابق و اسباب و وسايل پديد آورنده را لازم دارد. يعني همان شرايط و همان مناسبات لازم است تا بار ديگر همان موجود به وجود بيايد و پا به عرصه وجود بگذارد، و چنين امري ناشدني است . چه اين كه براي تحقق آن، همه عالم با همان شرايط سابق بايد اعاده شود تا بار ديگر هر موجودي در جايگاه خود قرار بگيرد. بنابراين اگر معاد تحقق هم پيدا كند امكان جسماني آن وجود ندارد و بايد روحاني باشد.
[1]سوره يس (36)، آيه 78 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :292

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 293

از آيات قرآن و روايات اهل بيت (ع) استفاده مي‌شود كه معاد انسانها جسماني است . شهادت دست و پا در موقف حسابرسي،[2]وعده به خوردن و آشاميدن،[1]لذات جنسي،[5]استفاده از سايه ها و چشمه سارها[4]و پوشيدن جامه هاي ديبا[3]و تكيه كردن بر تختهاي مرصع[6]و امثال اينها در بهشت، نشان مي‌دهد كه انسانها با جسم در قيامت و مواقف آن حاضر خواهند شد. افزون بر اين خداوند كه در استبعاد مشركان از معاد مي‌فرمايد: همان خلقت اوليه را باز خواهد گرداند: (انه يبداء الخلق ثم يعيده )،[7]موضوع بازگشت همان موجود سابق را مطرح كرده است . ولي اين كه اگر بدن متلاشي شود و يا طعمه حيوانات گردد و يا در آتش سوزانده شود، بار ديگر آفريده شدنش ممكن نباشد، چنين نيست . اگر اجزاي بدن به قطعات ريزي تبديل شود و در جاهاي مختلفي پراكنده گردد، گردآوري آنها از گوشه و كنار و به هم متصل كردنش براي قادري توانمند، كار دشواري نيست . (ايحسب الانسان أن لن نجمع عظامه ‌ بلي قادرين علي أن نسوي بنانه)[8]"آيا انسان مي‌پندارد كه ما استخوانهايش را گرد نخواهيم آورد؟ آري، ما توانايي داريم كه سرانگشتانش را برابر كنيم ." چنين كاري از خلق اوليه انسان كه بي هيچ شكل و قواره اي انجام گرفت، سخت تر نيست . همان گونه كه در طبيعت مي‌تواند درختي را كه خشك شده دوباره بروياند، گياهي كه نابود شده هسته آن دوباره از دل خاك سر درآورد، آن خدايي كه از خاك موجود پيچيده اي مي‌سازد، مي‌تواند بار ديگر به او شكل و حيات ببخشد. آن كسي كه انسان داراي ابعاد مختلف حيات را از قطره اي نطفه مي‌آفريند، بار ديگر به راحتي قادر خواهد بود كه او را بازآفريني نمايد.
[1]سوره طه (20)، آيه 55 .
[2]سوره طور (52)، آيه 19.
[3]سوره الرحمان (55)، آيات 56، 58، 72 ; و آيات متعدد ديگر از قرآن كريم .
[4]سوره مرسلات (77)، آيه 41 .
[5]سوره كهف (18)، آيه 31 .
[6]سوره واقعه (56)، آيات 15) - 16) .
[7]سوره يونس (10)، آيه 4 .
[8]سوره قيامت (75)، آيات 3 - 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :293

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 294

اما اين كه بازگشت مجدد چيزي به عرصه حيات، به شرايط زماني و مكاني پيشين و ساير شرايط نياز داشته باشد، اشكال غير قابل دفعي نيست . حقيقت و هويت انسان به روح و جان اوست كه از بدن جدا شده و در عالم برزخ باقي است، و در قيامت احضار مي‌شود. روح فرمانده بدن و قوام هويت اوست . به دليل اين كه همه كارها و صفات و عقايد درست و نادرست از سوي روح تحصيل مي‌شود، طبيعي است كه همه چيز به او مربوط است . ممكن است روح در قالب ديگري آورده شود، و در عين حال هويت و اين هماني محفوظ است ; همان گونه كه در دنيا بدن دائما در حال تحول و تغير است، اجزاي بدن تحليل مي‌روند و مواد غذايي تازه جاي آنها را مي‌گيرند ولي شخصيت و هويت انسان باقي است، چون همه تحت اداره يك روح مي‌باشند. همان روح تشكيل دهنده هويت هر كسي، نقش دنيايي خود را به خاطر ملكاتي كه كسب كرده است خواهد داشت . هر عملكردي كه دارد از طريق اعضا و جوارح بدن جديد انجام مي‌دهد. تعبير به "خلق جديد"[1]در قرآن نيز با اين سازگار است . و مي‌توان چنين حالتي را با روايت هم منطبق دانست كه مي‌فرمايد: "في الجنة علي صور ابدانهم لو رأيته لقلت فلان ..."[2]"آنان در بهشت در صورت بدنهاي خويش اند كه اگر آنها را ببيني خواهي گفت اين فلاني است ... ." به عبارت ديگر: اجزاي مادي دنيايي پس از مرگ زوال پيدا مي‌كنند و روح ماندگار مي‌شود. چون هويت و حقيقت انسان را روح تشكيل مي‌دهد، او مي‌تواند در قالب مادي ديگري درآيد و به جهت ملكاتي كه كسب كرده و اعمالي كه در دنيا انجام داده، در آخرت بر همان روش مشي كند; كيفر و پاداش خود را دريافت نمايد و لذات و دردها را، اعم از روحي و جسمي، بچشد. هر بخشي از اعضاي بدن به تناسب عملكرد روح، براي انسان گواهي مي‌دهد.
[1]سوره سباء (34)، آيه 7 ; سوره ق (50)، آيه 15) .
[2]طوسي، تهذيب الاحكام، ج 1، ص 466، حديث 1527) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :294

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 295

و مي‌توان گفت - چنان كه صدرالمتألهين شيرازي 1 گفته - روح در عالم برزخ و عالم آخرت با بدن مثالي مشابه با بدن مادي به حيات خويش ادامه مي‌دهد و در عين حال اين هماني صادق است، نظير عالم خواب كه هرچند بدن مادي در رختخواب آرميده است ولي روح با بدن مثالي به فعاليت هاي خود ادامه مي‌دهد. و بالاخره اصل معاد جسماني امري است قطعي و قرآن كريم بر آن گواهي مي‌دهد; هرچند ما نتوانيم به همه خصوصيات آن واقف شويم . آنچه از ضروريات دين است و ايمان و اعتقاد به آن واجب و لازم است، اصل معاد جسماني است نه كيفيت و خصوصيات آن .

حسابرسي

مردگان با دميده شدن مجدد در صور احضار مي‌شوند و آنگاه به موقف حسابرسي برده مي‌شوند تا بازخواست و حسابرسي شوند. يكي از مواقف قيامت برپايي دادگاه و حسابرسي از بندگان است . حسابرسي در قيامت به دليل اين كه با علم بي پايان و واسع الهي صورت مي‌گيرد، روشن و بي ابهام است . اعمال هيچ كسي ذره اي ناديده گرفته نمي شود.[1]نامه اعمال بندگان آماده مي‌گردد. پيامبران و گواهان اعمال، حضور پيدا مي‌كنند و ميان مردم به حق داوري مي‌شود. انسانها هرچه در دنيا انجام داده اند، به طور كامل در كتاب و يا به تعبيري در نامه عملشان ثبت مي‌شود: (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد)[2]"سخني نمي گويد مگر اين كه نزد او مراقبي مهيا حاضر است ." همه اعمال كوچك و بزرگ نوشته مي‌شود: (و كل صغير و كبير مستطر).[3]نامه عمل هر كسي در قيامت در مقابل ديدگانش قرار مي‌گيرد و به او گفته مي‌شود تا نامه اش را بخواند; و هر كس براي حسابگري خود كافي است .[4]
[1]سوره زلزله (99)، آيات 7 - 8 .
[2]سوره ق (50)، آيه 18) .
[3]سوره قمر (54)، آيه 53 .
[4]سوره اسراء (17)، آيات 13) - 14) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :295

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 296

در چنين موقفي است كه هر كسي بايد پاسخگوي اعمالش باشد. هر كس نيكي كرده و توشه اي اندوخته شادمان است و به اهلش برمي گردد: (و ينقلب الي أهله مسرورا)[1]و هر كس مرتكب خطا و گناه شده و به درگاه خداوند كفران نموده و حق بندگي را ادا نكرده، سخت به هراس مي‌افتد. (و وضع الكتاب فتري المجرمين مشفقين مما فيه و يقولون ياويلتنا مال هذا الكتاب لايغادر صغيرة و لاكبيرة الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا و لايظلم ربك أحدا)[2]"و كارنامه عمل در ميان نهاده مي‌شود، آنگاه مجرمان را از آنچه در آن [ثبت ] است بيمناك مي‌بيني ; و مي‌گويند: اي واي بر ما! اين چه نامه اي است كه هيچ كوچك و بزرگي را فرو نمي گذارد جز اين كه آن را به شمار آورده است . آنچه را كه مرتكب شدند حاضر يافتند; و پروردگار تو به هيچ كس ستم نمي كند." كوچك ترين عمل انسان، اگرچه در دل سنگ و يا در دوردست ترين نقطه عالم باشد، خداوند آن را خواهد آورد و حسابرسي خواهد كرد.[3]هر كسي مسؤول عمل خويش است و بار گناه ديگري را بر عهده نمي گيرد.[4]آري ! كساني كه موجب گمراهي بندگان خدا شده اند، علاوه بر گناه خود گناهي نيز به اندازه گناه گمراه شدگان بر دوش خواهند كشيد.[5]وقتي انسانها در چنان موقفي قرار مي‌گيرند، آرزو مي‌كنند اي كاش ميان آنان و گناهانشان فاصله زيادي مي‌افتاد.[6]در مقابل، به لطف و كرم الهي اعمال خوب پاداش مضاعف خواهد داشت . (من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها)[7]"هر كس حسنه اي به جا آورد، براي او ده برابر آن است ." در حالي كه كيفر گناه افزايش نمي يابد و به اندازه و تأثير گناه است : (و من جاء بالسيئة فلا يجزي الا مثلها)[8]"و هر كس گناهي به جا آورد، جزايي جز همانند آن نخواهد داشت ."
[1]سوره انشقاق (84)، آيه 9 .
[2]سوره كهف (18)، آيه 49 .
[3]سوره لقمان (31)، آيه 16) .
[4]سوره انعام (6)، آيه 164) .
[5]سوره نحل (16)، آيه 25 .
[6]سوره آل عمران (3)، آيه 30 .
[7]سوره انعام (6)، آيه 160) .
[8]سوره انعام (6)، آيه 160) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :296

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 297

آري ! گناهاني كه ذاتي انسان شده اند و رسوخ در جان گناهكار پيدا كرده اند، به تناسب آن كيفر خواهند داشت، و چه بسا ماندن و جاوداني شدن در عذاب از همين جهت باشد. از امام صادق (ع) روايت شده است كه ماندگاري گروهي از اهل جهنم در عذاب به اين جهت است كه آنان به اين مي‌انديشيده اند تا زماني كه در دنيا هستند به گناهان خود ادامه دهند.[1]حسابرسي اعمال بسته به عملكرد انسانها متفاوت خواهد بود. برخي حسابرسي آسان خواهند شد و نامه عملشان به دست راستشان داده خواهد شد;[2]و برخي ديگر نامه عمل خود را از پشت سر مي‌گيرند و فرياد واويلا و هلاكت سر مي‌دهند.[3]اينان آرزو مي‌كنند كه كاش نامه عملشان به آنها داده نمي شد.[4]بر كافران در آن موقف، چنان عرصه تنگ و فضاحت بار مي‌شود كه آرزو مي‌كنند اي كاش خاك بودند،[5]و اصلا خلق نشده بودند. از كافران هيچ فديه اي پذيرفته نيست و هيچ كسي در آن روز به كمك كافران نمي آيد،[6]مال و اولاد كه در دنيا كارسازند، در آنجا هيچ فايده اي ندارند،[7]مگر آن كه از آنها براي اندوختن توشه اخروي استفاده شده باشد. مجازات نتيجه قهري عمل و تجسم آن مي‌باشد. هيچ راه گريزي براي كسي وجود ندارد. همه چيز تحت سيطره بي چون و چراي خداوند است . حتي پشيماني هم سودي ندارد; چه اين كه وقت آن گذشته است . كسي كه پيام پيامبر دروني و بيروني را ناديده بگيرد و بر اسب شهوت و ظلم و باطل خواهي خود سوار شود و بر آن بتازد و گوش شنوايي براي هيچ سخن حقي نداشته باشد، چگونه مي‌توان از او عذر و فديه پذيرفت و پشيماني اش را جدي گرفت ؟ براي رسيدگي به اعمال بندگان شاهداني حضور پيدا مي‌كنند: (و جأت كل نفس معها سائق و شهيد)[8]"و هركسي كه مي‌آيد با او سوق دهنده و
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 85، حديث 5 .
[2]سوره انشقاق (84)، آيات 7 - 8 .
[3]سوره انشقاق (84)، آيات 10) - 11) .
[4]سوره حاقه (69)، آيه 25 .
[5]سوره نباء (78)، آيه 40 .
[6]سوره آل عمران (3)، آيه 91 .
[7]سوره آل عمران (3)، آيه 10) ; سوره شعراء (26)، آيه 88 .
[8]سوره ق (50)، آيه 21 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :297

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 298

گواهي دهنده اي هست ." حضور گواهان در محكمه قيامت، و آمدن پيامبران و صالحان و صديقان، با توجه به اين كه خدا همه چيز را مي‌داند و فرشتگان رقيب و عتيد همه چيز را ثبت كرده اند، براي اين است كه به صورت ملموس و عيني وعده هاي داده شده را ببيند و به خوبي به او تفهيم شود كه چگونه حقايق را ناديده گرفته و به پيامهاي آسماني بي اعتنايي كرده است . گواهي بر اعمال بندگان نه تنها از ناحيه گواهان بيروني[3]كه از سوي اعضاي بدن[2]و حتي زمين نيز خواهد بود.[1]رسيدگي به اعمال همه بر اساس موازين عدل خواهد بود،[4]و به هيچ كسي در اين محاسبه ستم روا داشته نخواهد شد; (و ما ربك بظلام للعبيد)[5]"و پروردگارت ستمگر بندگان نيست ." عامل سعادت انسان ايمان و عمل صالح، و موجب شقاوت ابدي او كفر و شرك ورزيدن است . خداوند درباره مؤمنان داراي عمل صالح فرموده است : (و من يعمل من الصالحات من ذكر أو أنثي و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنة ).[6]"كساني از زن و مرد وارد بهشت مي‌شوند كه مؤمن بوده و عمل صالح انجام دهند." اما اگر كسي عمل صالح بدون ايمان داشته باشد، كفر و انكار او اثري از عمل صالح باقي نمي گذارد; چون قوام عمل و قبول شدنش به نيت عامل آن بستگي دارد. به عبارتي اعمالي مي‌توانند اثر پايدار داشته باشند كه هم صالح باشند و هم عامل آنها از انجام آنها قصد خير و الهي داشته باشد; و اين براي شخص فاقد عقيده درست ممكن نيست . (مثل الذين كفروا بربهم أعمالهم كرماد اشتدت به الريح في يوم عاصف ...)[7]"مثل اعمال كساني كه به پروردگارشان كافر شدند، همانند خاكستري است كه در روز طوفاني باد سخت بر آن بوزد." در برابر، ايمان آن چنان تأثير گذار است كه نه تنها عمل صالح را اثر بخش مي‌كند، كه باعث مي‌شود برخي گناهان ناديده گرفته شود.[8]
[1]سوره نساء (4)، آيه 41 .
[2]سوره فصلت (41)، آيات 20 - 21 .
[3]سوره زلزله (99)، آيه 4 .
[4]سوره انبياء (21)، آيه 47 .
[5]سوره فصلت (41)، آيه 46 .
[6]سوره نساء (4)، آيه 124) .
[7]سوره ابراهيم (14)، آيه 18) .
[8]سوره نساء (4)، آيه 31 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :298

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 299

تجسم اعمال

فلاسفه و علماي اخلاق مي‌گويند كه انسان هر عملي را به صورت مدام و مكرر انجام بدهد، به تدريج در جان او اثر مي‌گذارد و راسخ و به عبارتي ملكه مي‌شود. اعمال چنان در جان آدمي رسوخ مي‌كند كه شخصيت انسان را رقم مي‌زند. ملكات نفساني در جايي كه همه چيز روشن و آشكار مي‌شود، بروز مي‌كند و خود را نمايان مي‌سازد. مي‌توان كيفر و پاداش را ثمره همين ملكات و اعمال نقش بسته در جان دانست . sheerاي دريده پوستين يوسفان ____ گرگ برخيزي از اين خواب گراناين سخن هاي چو مار و كژدمت ____ مار و كژدم مي‌شود گيرد دمتpsheer حشر انسان در قيامت بر اساس صورت باطني و سيرت دروني اوست . كيفر و پاداشهاي اخروي همانند مجازاتهاي دنيايي نيست كه قراردادي باشد. بلكه شبيه امور تكويني است . حقيقت گناه در روز قيامت آشكار مي‌شود و همان كيفر است . گناه را مي‌توان به چاقويي تشبيه كرد كه كسي در چشم خود فرو مي‌برد كه در اين صورت نابينايي و از كار افتادن چشم، نه يك امر قراردادي بلكه امري تكويني است . كيفر گناه همانند محصول طبيعي كشت است . هر كسي هر چه بكارد، محصول همان را درو خواهد كرد. عمل كه در جان رسوخ مي‌كند و ذاتي او مي‌شود، همواره با انسان خواهد بود. اثر چنين عملي از آنجايي كه در جان ريشه دوانده و جزء ذات انسان شده، تداوم خواهد داشت و به زودي زايل شدني نيست . از امام علي (ع) نقل شده است كه در آخرين لحظه حيات انسان در دنيا، فرزند و مال و عمل در مقابل ديدگان انسان مجسم مي‌شود. او از هر يك مي‌پرسد كه برايش چه خواهند كرد، مال جواب مي‌دهد كفنت از من . فرزند اظهار مي‌دارد تو را به قبر مي‌رسانم . عمل مي‌گويد: من با تو در قبر و رستاخيز همدم خواهم بود. آنگاه آن حضرت مي‌فرمايد: اگر از اولياي خدا باشد عملش در خوش چهره ترين،