بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 306

اهلش واگذارد؟ همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست ; پس خويشتن را جز به آن مفروشيد."[1]هيچ خيري خير نيست اگر آتش دوزخ را به دنبال داشته باشد، و هيچ شري شر نيست اگر بهشت را در پيش رو داشته باشد. پس هر نعمتي در مقابل بهشت حقير است و هر بلايي در برابر دوزخ عافيت است .[2](لمثل هذا فليعمل العاملون ).[3](و سارعوا الي مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات والارض اعدت للمتقين )[4]"و بشتابيد به سوي آمرزشي از پروردگارتان و بهشتي كه وسعت آن [به اندازه وسعت ] آسمان ها و زمين است كه براي تقوا پيشه گان مهيا شده است ." به درستي كه چيزي را همچون بهشت نديدم كه جويندگانش در خواب باشند!.[5]
[1]همان، كلمات قصار، شماره 456 .
[2]همان، كلمات قصار، شماره 387 .
[3]سوره صافات (37)، آيه 61 .
[4]سوره آل عمران (13)، آيه 133) .
[5]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 28 (صبحي صالح) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :306

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 307

بخش دوم :اخلاق


صفحه 308

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 309

علم اخلاق

علم اخلاق دانش و شناخت صفات مهلكه و منجيه انسان است . همچنين چگونگي موصوف شدن و متخلق گرديدن انسان است به صفات نجات بخش، و رها شدن از صفات هلاك كننده است .[1]علم اخلاق مي‌آموزد كه نفس انساني چگونه خلقي تحصيل كند كه همه احوال و افعال كه با اراده از او صادر مي‌شود، زيبا و پسنديده بشود.[2]نفس انسان داراي غرائز و تمايلات و خواسته هاي گوناگون است، و علم اخلاق براي اصلاح و تعديل تمايلات و خواسته هاي دروني انسان است . منشاء اعمال و رفتار انسانها ملكات و روحيات دروني پاك يا ناپاك انسان است و شناخت اين ملكات مربوط به علم اخلاق است . علم اخلاق به انسان ياد مي‌دهد كه چگونه اخلاق ناپسند را از خود دور كند و ملكات خوب را به دست آورد. علم اخلاق علم اصلاح انسان و به كمال رساندن استعدادهايي است كه در انسان وجود دارد. از امام موسي كاظم (ع) نقل شده است : "الزم العلم لك، ما دلك علي صلاح قلبك و اظهر لك فساده"[3]"لازمترين دانش ها دانشي است كه تو را به پاكسازي دل رهنمون كند و تباهي و فساد آن را بر تو آشكار سازد." اخلاق علم به خوبي ها و بدي ها و داشتن صفات نيك است، و افزون بر اين داشتن رفتار مناسب و برخاسته از سرشت نيكو است .
[1]نراقي، ملامهدي، جامع السعادات، ج 1، ص 9 و 10) .
[2]طوسي، خواجه نصيرالدين، اخلاق ناصري، ص 48 .
[3]مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 220، حديث 54 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :309

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 310

فلسفه اخلاق

علم اخلاق به خوب و بد و بايدها و نبايدهاي اخلاقي مي‌پردازد. اما فلسفه اخلاق به سؤالات ديگري پاسخ مي‌دهد; از قبيل اين كه ملاك خوب و بد و خير و شر چيست ؟ چرا آنها خوب يا بد هستند؟ منشاء اعتبار بايدها و نبايدها چيست ؟ آيا امور اخلاقي نسبي هستند يا مطلق ؟ زيبايي چطور؟ چرا سفيدپوستان چيزي را مصداق زيبايي مي‌دانند و سياه پوستان مصاديق ديگري را كه ديگران زيبايي نمي دانند زيبا مي‌شناسند؟ و... . ما در اين كتاب به علم اخلاق مي‌پردازيم نه به فسلفه اخلاق كه به نوبه خود بحثي جذاب و سودمند اما از موضوع و هدف اين رساله خارج است . بشر بر اساس فطرت زيبايي طلبي در زمينه هاي مختلف ديدني ها و شنيدني ها به خلق زيبايي ها پرداخته است . پيدايش و پيشرفت رشته هاي هنري مثل نقاشي، موسيقي، مجسمه سازي، معماري و... از همين فطرت ريشه گرفته و براي ارضاي همين گرايش بوده است . انسان براساس طبيعت اولي خود، از اموري احساس لذت و از اموري احساس نفرت مي‌كند، و بر همين مبنا امور را به زيبا و نيك، و زشت و ناپسند تقسيم مي‌نمايد. اين نكته هم درباره محسوسات و هم در امور غير محسوس صادق است . وقتي شخصي را مي‌بينيم كه به صورت داوطلبانه براي نجات جان انسانهاي ديگر تلاش مي‌كند و از بيچارگان و افتادگان دستگيري مي‌كند، او را به جهت داشتن اين روحيه انسان دوستي تحسين مي‌كنيم و كار او را زيبا مي‌دانيم . از طرف ديگر اگر ببينيم شخصي بدون هيچ دليلي به صورت انسان ناتواني سيلي مي‌زند، روحيه و كار او را تقبيح مي‌كنيم . و همين طور اگر كسي بر اساس شواهد و دلايل و به دور از حب و بغض شخصي به قضاوت در ميان مردم بپردازد، او را عادل ; و اگر برخلاف آن عمل كند، وي را ظالم مي‌شماريم . اساس رفتارهاي اخلاقي، خوبي ها و زشتي هايي است كه عقل و فطرت انسان آنها را تشخيص مي‌دهد. امري ارزش اخلاقي محسوب مي‌شود كه به طور طبيعي تحسين ديگران را


صفحه 311

در پي داشته باشد، و امري خلاف ارزش اخلاقي است كه به طور طبيعي تقبيح ديگران را به دنبال داشته باشد. خاستگاه رفتارهاي انسان يكسان نيست . برخي از آنها صرفا برخاسته از تحريك حسي و بدون اراده و آگاهي است ; مانند فرياد كشيدن هنگام مواجهه ناگهاني با خطر و بسته شدن خود به خود چشم در برخورد با شئ خارجي . دسته ديگري از رفتارهاي انسان ناشي از غريزه است، و كشش و ميل باطني به وجود آورنده آنهاست . مانند آب و غذا خوردن به وقت تشنگي و گرسنگي، و دفاع از خود هنگام احساس خطر. نوع ديگري از رفتارهاي انسان برخاسته از فطرت است ; مانند زيبايي خواهي و حقيقت طلبي . اين گرايش ها و رفتارهاي برخاسته از آنها مختص به انسان است . آنچه از تمدن و فرهنگ در جوامع بشري مشاهده مي‌شود، برآمده از همين خصلت هاست . بخشي از رفتارهاي انسان كه به نام اخلاقيات شناخته شده اند به فطريات منتهي مي‌شوند; رفتارهايي را كه نفس در جهت كمال خود بداند و آنها را زيبا و مورد پسند تشخيص بدهد، انجام آنها را لازم مي‌بيند (بايدها); و رفتارهايي كه برخلاف كمال نفس و مورد نفرت او باشد، ترك آنها را لازم مي‌شمارد (نبايدها). به عبارت ديگر انسان با عقل عملي خود اموري را خوب و زيبا و اموري را بد و قبيح مي‌شمارد. آن دسته از اعمال را كه با كمال نفس هم سو باشد، خوب دانسته و به انجام آنها فرمان مي‌دهد، و دسته ديگري را كه برخلاف كمال نفس باشد، بد و به ترك آنها الزام مي‌كند. حكم به خوب و بد بودن وحكم به لزوم و عدم لزوم، اگر چه اعتباري است ولي ريشه در واقعيت دارد. يعني خاستگاه آنها فطرت و ملكات دروني انسان است .

نظام اخلاقي اسلام و مزاياي آن

بخش قابل توجهي از تعاليم دين اسلام را توصيه هاي اخلاقي تشكيل مي‌دهد. اين دسته از تعاليم، نظام اخلاقي را ساخته اند; با مزاياي زير:


صفحه 312

1 - تحول در اخلاق

ايجاد دگرگوني از اخلاق جاهلي و تأسيس نظام اخلاقي متعالي، خردمندانه و منطبق با فطرت انساني، از اهداف تعاليم اخلاقي دين مبين اسلام است . در جاهليت ارزشهاي اخلاقي به تدريج كمرنگ شده و جاي خود را به ارزشهايي داده بود كه جنبه قبيلگي داشت . اگرچه ارزشهاي اخلاقي قابل قبولي در دوران جاهليت نيز كم و بيش وجود داشته ; اما اولا محدود و ثانيا كاركرد آن نسبت به افراد هم قبيله بوده است . تعصب قبيلگي پايه رفتار هر فرد از افراد قبيله بوده، و ساخت اجتماعي يك زندگي قبيلگي و عشيره اي تمام عيار بوده است . درستي يا نادرستي بينش و كردار يك نفر بستگي به روش و منش بزرگ قبيله داشته است . اما با آمدن اسلام اين مفاهيم اخلاقي به طور گسترده و به صورت عام و مشترك ميان همه مؤمنان و بلكه همه انسانها مطرح گرديد. "انسان" به جاي عشيره و قبيله نشست . تحولي اساسي در مضامين واژه هاي اخلاقي صورت گرفت . برادري ديني به جاي آداب و رسوم كهنه جاهليت نشست .[2]اسلام به جاي نژادها "نژاد واحد انساني" را مطرح كرد.[1]بي گمان در دوران جاهليت، برخي از سجاياي اخلاقي وجود داشت كه قابل تحسين بودند. اسلام آنها را مورد تأييد قرار داد، مانند مهمان نوازي و فتوت ; و بنابراين چنين نبود كه اسلام با هر آنچه از سابق بود مبارزه نمايد، بلكه صفات نيك و سجاياي اخلاقي اي چون مروت، كرم، مردانگي، مهمان نوازي، شجاعت و امانتداري را تشويق كرد و بار معنايي گسترده تري نيز به آنها داد.

2 - واقع بيني

اسلام در تعاليم اخلاقي خود به نيازهاي اصيل و مطابق با فطرت انسان توجه كرده است و با توجه به واقعيات خصوصيات انسان، ارزشها را مطرح و به شكلي با
[1]ر.ك . سوره مجادله (58)، آيه 22 .
[2]سوره حجرات (49)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :312

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 313

آنها برخورد كرده است كه دشواريهاي زندگي - مانند فقر، گرسنگي، بيماري و تنگناهاي ديگر - در نظر گرفته شود; و به گونه اي توصيه كرده است كه در اين شرايط انعطاف داشته باشد و مكلف را دچار مشكل و سختي نكند. دستورهاي اخلاقي اسلام مبتني بر واقع نگري است . تنها توصيه هايي خشك و بي روح و بي فايده نيست و همراه با بيان فلسفه و فايده است . مخصوصا روي اين نكته انگشت مي‌گذارد كه ثمره پاي بندي به ارزشهاي اخلاقي به خود شخص برمي گردد و با اين روش عمل به ارزشهاي اخلاقي را تشويق مي‌كند. در نظام اخلاقي اسلام تنها به ذكر مفاهيم كلي اخلاق و قضاياي بديهي اخلاق اكتفا نشده، بلكه مصاديق هر مفهوم كلي نيز مشخص شده است . آنچه به عنوان ارزشهاي اخلاقي معرفي شده، اموري ارزشمند و تابع مصلحت هستند; و آنچه ضد ارزش قلمداد شده اند، ضد ارزش و داراي مفسده مي‌باشند. مثل عدالت و دعوت به احسان و نيكوكاري : (ان الله يأمر بالعدل و الاحسان );[1]و نهي از فحشا و زشتي ها (و ينهي عن الفحشاء و المنكر و البغي).[2]اسلام به عواطف انسانها و كنترل احساسات و استفاده از آنها براي جا انداختن ارزشهاي اخلاقي توجه كرده است . به غرايز جهت داده و آنها را تكامل بخشيده است . براي پيشرفت معنوي و دستيابي به سازگاري اجتماعي به عواطف انساني توجه خاصي مبذول داشته است . در برنامه هاي تربيتي اسلام، به برخورد عاطفي در كانون خانواده و ارتباط با هم كيشان تأكيد شده است .

3 - توجه به ابعاد وجودي انسان

از مزاياي يك نظام اخلاقي مفيد و كارساز اين است كه با آگاهي از استعدادها و ساختار و توانايي هاي انسان تنظيم شده باشد. اين امتياز در نظام اخلاقي اسلام كه مبتني بر وحي است وجود دارد.
[1]سوره نحل (16)، آيه 90 .
[2]سوره نحل (16)، آيه 90 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :313

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست