بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 318

قوه عاقله دارد و از سوي ديگر قوه غضب و قوه توهم و خيال . تمايلات نفس در انسان زياد است و حد و حصر ندارد. هر چه به خواهش هايش بيشتر نايل شود، باز هم سير نمي شود. اگر تمام دنيا را به او بدهند باز هم درخواست مي‌كند. اسلام براي جلوگيري از چنين خطري انسان را به رعايت ميانه روي سفارش كرده و براي آن ملاكهايي نيز قرار داده است . از مزاياي اسلام اين است كه دستورات و مقررات آن معتدل است، تا جايي كه امت اسلام "امت وسط" نام گرفته است . (و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس )[1]"ما شما [مسلمانان ] را امت ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد." از نظر اسلام بندگان خاص خدا كساني اند كه ميانه رو و معتدل باشند. (و الذين اذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما)[2]"و [بندگان خدا] كساني اند كه هنگام انفاق، نه اسراف كرده و نه بخل مي‌ورزند; بلكه ميان اين دو ميانه رو و معتدلند." خداوند متعال در همين رابطه به پيامبرش مي‌فرمايد: در انفاق دست خود را بسته نگه ندار و كاملا باز و گشاده نيز ندار، كه هر كدام باشد به نكوهش و حسرت خواهي نشست .[3]خداوند در دستور صريحي به پيامبر6او را از پيروي كساني كه دچار افراط و تفريط هستند نهي كرده است . (و لا تطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان أمره فرطا)[4]"هرگز از كساني كه دلهايشان را از ياد خود غافل كرده ايم و تابع هواي نفس خود شده اند و به افراطكاري پرداخته اند پيروي نكن ." اميرمؤمنان (ع) درباره افراط و تفريط فرموده است : "به رگ هاي انسان پاره گوشتي آويخته است كه شگفت آورترين چيزهايي است كه در او وجود دارد و آن دل است ; زيرا كه دل را ماده ها بود از حكمت و ضد آن . پس اگر در دل اميدي پديد آيد طمع او را خوار كند، واگر طمع به او هجوم آورد حرص او را نابود سازد، و اگر
[1]سوره بقره (2)، آيه 143) .
[2]سوره فرقان (25)، آيه 67 .
[3]سوره اسراء (17)، آيه 29 .
[4]سوره كهف (18)، آيه 28 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :318

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 319

نا اميدي بر او غالب گردد حسرت و تأسف او را بكشد، و اگر غضب شدت پيدا كند آرام نگيرد، و اگر سعادت و خرسندي نصيب وي شود زمام خويشتنداري را از دست مي‌دهد، و اگر ترس به ناگاه او را فرا گيرد پرهيز كردن او را مشغول دارد، و اگر گشايشي در كارش پديد آيد و در امن و امان باشد دچار غفلت مي‌شود، واگر مالي به چنگ آورد توانگري او را به سركشي وادارد، و اگر به فقر و نداري گرفتار شود به بلا دچار گردد، و اگر مصيبتي به او برسد نابردباري رسوايش سازد، و اگر گرسنگي بي طاقتش گرداند ناتواني وي را از پا در آورد، و اگر بيش از حد سير شود پر بودن شكم به او زيان رساند. پس هر تفريط و تقصير او را زيان رساند و هر افراط و از حد گذراندن موجب تباهي او مي‌شود."[1]افراط و تفريط هر دو رذيلت اخلاقي اند، و آنچه فضيلت است حد وسط اين دو مي‌باشد. افراط در شهوت انسان را به بي بند و باري مي‌كشاند، و تفريط در آن منجر به گوشه گيري و انقراض نسل مي‌شود. راه اعتدال تشكيل خانواده و ازدواج است . اگر شخصي كاملا به آرزوهاي خود بي اعتنا باشد، دچار حسرت و اندوه مي‌شود; و اگر همواره دنبال خواهش هاي نفساني و آرزوها باشد، طمعكار مي‌گردد. حد وسط اين دو پذيرفته است كه تلاش در جهت كسب روزي و قناعت به اندازه نياز مي‌باشد. اميرمؤمنان (ع) مي‌فرمايد: "لاتري الجاهل الا مفرطا او مفرطا"[2]"نادان را نمي بيني مگر اين كه كاري را از اندازه فراتر برد و يا بدانجا كه بايد نرساند." و همين طور مي‌فرمايد: "نتيجه تفريط پشيماني است ."[3]عدالت كه در آثار ديني روي آن تأكيد زيادي شده، همين داشتن حالت اعتدال و دور بودن از افراط و تفريط در امور زندگي است .
[1]كليني، كافي، خطبة الوسيلة، ج 8، ص 19) ; سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 108، ص 487 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 70 .
[3]همان، حكمت 181، ص 502 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :319

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 320

5 - پيوند اخلاق با عبادت

براي تحصيل فضايل اخلاقي و فاصله گرفتن از رذيلت ها، انسان از همان دوران كودكي بايد تحت تربيت قرار بگيرد. كودك استعداد هرگونه ساخته شدن را دارد. در اين دوران پدر و مادر و متوليان كودك بايد او را در مسير صحيح هدايت كنند، و آنگاه كه او به سن بزرگي و بلوغ مي‌رسد دستورالعمل هايي براي وي وجود دارد كه با رعايت آنها خود مراقب تربيت خويش مي‌شود. در اسلام عالي ترين برنامه هاي تربيتي و روشهاي تهذيب نفس در قالب عبادت و پرستش خداوند گنجانده شده است . اسلام براي مهار نفس نه تنها از راههاي غير متعارف و رياضت هاي طاقت فرسا استفاده نكرده بلكه آنها را ممنوع دانسته است . اسلام از طريق دستور به انجام عبادت و اطاعت كه امري فطري است، نفس را مهار مي‌كند. عمل به اين گونه دستورات، به صورت طبيعي و بدون تحميل بر نفس، به تعديل غرايز نفساني و كنترل آنها مي‌انجامد. نماز و روزه و ساير عبادات داراي نقشي بسيار سازنده اند. مثلا حج از همان آغاز، برنامه خودسازي و طهارت نفس است . براي حج بايد همه لباسها را از بدن بيرون آورد و لباس احرام پوشيد. بدن و احرام بايد پاك باشد و لباس احرام مباح بوده و هيچ حقي از هيچ كسي در آن نباشد. حتي از خيلي حلالها بايد پرهيز شود. حج بايد در وقت معيني به جا آورده شود، و به علاوه حركت هاي مخصوصي براي آن تعيين شده است . در عمل عبادي حج كنترل و تمرين به اوج خود مي‌رسد. در يك كلام مي‌توان حج را برنامه خودسازي و تهذيب نفس دانست . اين تكليف، تمرين خودسازي است كه در قالب عبادت معيني ارائه شده است و به تدريج آثار عميقي بر روح انسان مي‌گذارد. خصلت كبر و خودخواهي را از بين مي‌برد. در نتيجه انسان از خودخواهي به خداپرستي مي‌رسد. عبادت همچنين روحيه خيرخواهي و منفعت رساني به ديگران را در انسان تقويت مي‌كند.


صفحه 321

روزه عمل عبادي ديگري است كه بر مكلفان واجب است يك ماه از سال را از اموري معين خودداري نمايند. شخصي كه آزاد بوده تا بخورد و بياشامد و يا اعمال مجاز را انجام دهد، بايد در ايام روزه داري به اختيار خود از ارتكاب آنها خودداري نمايد. آن هم در وقت معيني خودداري را شروع و در زمان معيني آن را به اتمام برساند. اين عمل اثر تربيتي و اخلاقي عميقي روي انسان مي‌گذارد. هم اثر فردي دارد و هم اثر اجتماعي . حس نوع دوستي و هم نوايي با ديگران را در انسان احيا مي‌كند. روزه انسان را به فكر فقرا و بينوايان مي‌اندازد.

6 - تقوا به مثابه ركن اخلاق

قرآن كريم راه فلاح و رستگاري را در تهذيب نفس و پالايش آن از آلودگي ها مي‌داند: (قد أفلح من تزكي).[1]و عاقبت بي توجهي به تهذيب نفس و آلوده كردن آن را مايه بدبختي و خسران دانسته است : (و قد خاب من دساها).[2]آلودگي به رذايل اخلاقي چنان تأثير منفي در انسان دارد كه مانع معرفت و ايمان مي‌شود. خداوند درباره تكذيب كنندگان قرآن مي‌فرمايد: (كلا بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون )[3]"چنين نيست كه آنان گمان كرده اند، بلكه آنچه انجام مي‌داده اند بر دلهاي آنها زنگار بسته است ." پيامبران الهي پيش و بيش از هر چيزي به موضوع تهذيب روح و اخلاق پرداخته اند. در سوره اعراف پس از بيان سرگذشت انبيا و امت هاي آنان مي‌فرمايد: اگر مردم آباديها، ايمان و تقوا پيشه مي‌كردند، ما به طور حتم درهاي بركات خود را از آسمان و زمين بر آنان مي‌گشوديم ; ولي آنان به تكذيب انبيا پرداختند و در نتيجه ما آنان را به سبب بد كرداري گرفتار عذاب كرديم .[4]از سفارشهاي خداوند به تقوا،
[1]سوره اعلي (87)، آيه 14) ; "رستگار است كسي كه پاك باشد."
[2]سوره شمس (91)، آيه 10) .
[3]سوره مطففين (83)، آيه 14) .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 96 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :321

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 322

مي‌توان استفاده كرد كه تقوا عامل پايداري جوامع و سعادت دنيوي و اخروي آنان است، و پيمودن مسيري بر خلاف تقوا جز هلاكت و خسران ابدي فرجامي ندارد. "تقوا" در اصل "وقوي" به معناي نگهداري است . تقوا را حفظ كردن چيزي از چيزهاي آزار دهنده و زيان رسان معنا كرده اند.[1]تقوا بدين معناست كه انسان هنگام تمايلات نفساني و يا غضب بتواند خود را كنترل و تعديل نمايد. كمتر سوره اي در قرآن وجود دارد كه موضوع تقوا در آن نيامده باشد. از ديدگاه قرآن نيكي تنها در تقواپيشگي حاصل مي‌شود.[2]بهره مندي از معرفت و تمييز حق و باطل توسط تقوا حاصل مي‌شود.[3]در امان ماندن از وسوسه هاي شياطين به وسيله تقوا به دست مي‌آيد.[5]تقوا انسان را از نصرت الهي بهره مند مي‌كند.[4]همراهي و ياري پروردگار نصيب تقواپيشگان مي‌شود.[7]آرامش قلب با تقوا به دست مي‌آيد.[6]تقوا راه نجات است .[8]تقوا علاوه بر آثار اخروي، در زندگي دنيوي و گسترش رزق و روزي و رهايي از مشكلات نيز تأثير دارد.[9]در يك كلمه رستگاري از آن متقين است،[11]و آنان محبوب خداوند هستند.[10]خداوند به كرات به پرهيزگاري و رعايت تقواي الهي دعوت كرده است . تقوا سپر انسان در برابر همه مشكلات و دفاع از حريم هاي الهي است . تقوا عامل كرامت و بزرگواري نزد خداوند است . هيچ عاملي - اعم از مال، حسب، نسب، مقام و موقعيت - به جز تقوا نمي تواند فرد را از ديگران ممتاز نمايد. تقوا سرچشمه همه فضيلتهاست . (ان أكرمكم عندالله أتقاكم ).[12]
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 881 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 189) .
[3]سوره انفال (8)، آيه 29 .
[4]سوره اعراف (7)، آيه 201 .
[5]سوره آل عمران (3)، آيات 120) و 125) .
[6]سوره بقره (2)، آيه 194) ; سوره نحل (16)، آيه 128) .
[7]سوره اعراف (7)، آيه 35 .
[8]سوره نمل (27)، آيه 53 ; سوره زمر (39)، آيه 61 ; سوره فصلت (41)، آيه 18) .
[9]سوره اعراف (7)، آيه 96 ; سوره طلاق (65)، آيات 2 و 4 ; سوره ليل (92)، آيات 5 - 7 .
[10]سوره نور (24)، آيه 52 .
[11]سوره آل عمران (3)، آيه 76 .
[12]سوره حجرات (49)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :322

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 323

انسان متقي نه تنها هيچ حرامي را مرتكب نمي شود و واجبي را ترك نمي كند، بلكه در موارد مشتبه نيز كاملا احتياط را مراعات مي‌كند. اميرالمؤمنين (ع) فرموده است : "لا ورع كالوقوف عندالشبهة"[1]"هيچ پارسايي بالاتر از توقف در شبهات نيست ." تقوا فوق ايمان است .[2]از امام صادق (ع) نقل شده كه به مفضل بن عمر فرمود: "ان قليل العمل مع التقوي خير من كثير العمل بلاتقوي"; "عمل كم همراه با تقوا بهتر از عمل زياد بدون تقواست ." مفضل مي‌گويد عرض كردم : چگونه مي‌شود كه عمل زياد باشد ولي تقوا نباشد. فرمود: "آري مثلا شخصي اطعام مي‌كند، با همسايگان مدارا مي‌كند، منزل خود را براي پذيرايي از ديگران آماده مي‌كند، اما وقتي راه حرام براي او باز باشد وارد آن مي‌شود. اين كار بدون تقواست . اما شخص ديگري اين كارها را انجام نمي دهد ولي باب حرام كه بر او گشوده شود وارد آن نمي شود."[3]رسول اكرم6پس از پايان غزوه بدر بر سر كشتگان دشمن حاضر شد و در حالي كه ايستاده بود فرمود: آنچه خدا به ما از نصرت و امداد وعده داده بود تحقق يافت ; آيا عذابي كه به شما وعده داده بود محقق شد؟ عده اي از منافقان گفتند: محمد با مرده ها سخن مي‌گويد! حضرت نگاهي به آنان كرد و فرمود: "اگر به آنان اجازه داده شود كه سخن بگويند به طور حتم خواهند گفت : "و ان خير الزاد التقوي" بي گمان بهترين توشه تقواست ."[4]هر وقت رسول اكرم6با مؤمني وداع مي‌كرد، در حق او دعا مي‌كرد و چنين مي‌فرمود: "زودكم الله التقوي" خداوند زاد و توشه تقواي شما را زياد گرداند.[5]و حضرت علي (ع) در پاسخ به اين پرسش كه برترين عمل چيست، فرمود: تقوا.[6]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 113، ص 488 .
[2]كليني، كافي، باب فضل الايمان علي الاسلام، ج 2، ص 51 .
[3]همان، ص 76، حديث 7 .
[4]صدوق، من لا يحضره الفقيه، باب التعزية، ج 1، ص 114، حديث 536 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، آداب السفر، باب 29، ج 11، ص 406، حديث 1) .
[6]صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 274، ح 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :323

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 324

امام محمد باقر(ع) فرموده است : "همانا تقوا سفارش خدا به شما و به پيشينيان است . خداوند فرموده است : ما اهل كتاب را پيش از شما و شما را سفارش كرديم كه تقوا داشته باشيد."[1]با توجه به مطالب ياد شده اكنون اين جمله نوراني اميرمؤمنان (ع) بهتر قابل درك است كه فرمود: "التقي رئيس الاخلاق"[2]"تقوا سرآمد همه فضايل اخلاقي است ." چرا كه اگر كسي تقوا داشت، اين توانايي را دارد كه در همه جا و در همه شرايط خود را از گناه و آلودگي حفظ كند.

7 - عزت نفس

انسان ذاتا به گونه اي آفريده شده كه از ذلت گريزان است و در پي عزت تمام مي‌باشد.[3]اين خصلت در تمامي انسانها كاملا مشهود است . در نظام اخلاقي اسلام، داشتن اخلاق خوب مستلزم عزت نفس و ذليل و حقير نشدن در برابر ديگران است . هيچ مسلماني حق ندارد شخصيت خود را در برابر ديگران بشكند و تحقير نمايد. آبروي خود را حراج كند و مايه مسخره و بازيچه ديگران قرار بگيرد. كسي مجاز نيست خود را در نزد ديگران كوچك كند. متواضع بودن غير از ذلت و كرنش از روي ذلت است و غير از دريوزگي است . البته معناي اين سخن تكبر و فخرفروشي به ديگران نيست . اخلاق خوب داشتن، به معناي زير پاگذاشتن كرامت و عزت نفس خود نيست . خداوند متعال مي‌فرمايد: (و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين )[4]"عزت و بزرگواري و صلابت از آن خدا و رسول او و از آن مؤمنان است ." يك فرد مسلمان در برابر دشمن و در برابر عناصر دو رو، نيرنگ باز و دغل كار بايد سرافراز، مقتدر و بزرگوار زندگي كند. و در برخورد با مسائل جدي و استوار باشد; فردي سست عنصر، بي مايه و تأثير پذير نباشد و آلت دست ديگران واقع نشود.
[1]كليني، كافي، ج 3، ص 423، حديث 6 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 410، ص 548 .
[3]"عزت" در اصل به معناي زمين سخت است، و در انسان به حالتي گفته مي‌شود كه مانع از مغلوب شدن مي‌شود.
[4]سوره منافقون (63)، آيه 8 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :324

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 325

در حديثي وارد شده كه هر كس اختيار هر چيزي را دارد اما اختيار آبرويش را ندارد. حق ندارد بگويد اختيار خودم را دارم دلم مي‌خواهد آبرويم برود. مخصوصا كسي كه آبرويش را از راه دين و مذهب به دست آورده، حق ندارد آن را با هيچ چيز از بين ببرد و يا با بهايي اندك نابود نمايد. امام صادق (ع) در حديثي مي‌فرمايد: "و لاتكن فظا غليظا يكره الناس قربك و لاتكن واهنا يحقرك من عرفك"[1]"نه چنان تندخو باش كه مردم خوش نداشته باشند به تو نزديك شوند، و نه چنان سست و بي حال كه هر كه تو را مي‌بيند تحقيرت كند." در حديث ديگري آمده است : "ان اعظم الناس قدرا من لايري الدنيا لنفسه خطرا"[2]"ارجمندترين مردم كسي است كه براي دنيا در برابر نفس خود ارزش قائل نيست ." اميرالمؤمنين (ع) در وصيت به فرزند بزرگوارش امام مجتبي (ع) فرمود: "اكرم نفسك عن كل دنية و ان ساقتك الي الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضا، و لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا"[3]"نفس خود را از هر كار فرومايه و پستي بالاتر بدار; هر چند كه نفس، تو را به سوي آنچه خواهي برساند. زيرا هر چيزي را كه از دست بدهي مي‌تواني عوض آن را به دست بياوري، مگر آن مقدار از خودت را كه نمي تواني عوضي براي آن به چنگ آوري . بنده غير خودت نباش، زيرا خداوند تو را آزاد خلق كرده است ." تملق گويي، منت كشي و دريوزگي به نزد هر شخصي بردن، در شأن يك مسلمان نيست . امام صادق (ع) فرمود: "ان الحر حر علي جميع احواله"[4]"انسان آزاده در هر شرايطي آزاده است ." قرآن كريم تعدادي از مسلمانان را كه به اصحاب صفه شهرت يافته اند ستوده و
[1]حراني، تحف العقول، ص 304 .
[2]كليني، كافي، ج 1، ص 19) ; حراني، تحف العقول، ص 389 .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 401 ; نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 33 از ابواب صدقه، ج 7، ص 231 و 232 ; حديث 7 .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 89، حديث 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :325

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست