تكليف
وظايف ديني افراد مسلمان را "تكليف" ميگويند. تمام كارهايي كه انسان با اراده انجام ميدهد از نظر دين حكم معيني دارد و به طور كلي از پنج قسم زير خارج نيست :1 -واجب ; و آن كاري است كه بايد آن را انجام داد و ترك آن گناه است ; مانند نماز. و اگر نظر مجتهد در مسأله اي "احتياط واجب" باشد، به معناي اين است كه در آن مسأله به نظر قطعي دست نيافته و لذا كسي كه از اين مجتهد تقليد ميكند بايد طبق اين احتياط عمل كند كه در رتبه پس از فتوا قرار دارد يا در همان مسأله به مجتهد فالاعلم[1]رجوع كند.2 -مستحب ; و آن كاري است كه انجام آن پسنديده است و موجب رضاي خدا ميشود و ترك آن گناه نيست . مانند خواندن نماز به جماعت . و "احتياط مستحب" آن وقتي است كه مجتهد در مسأله اي فتوا و نظر قطعي داده و در عين حال راه احتياط را هم نشان ميدهد; مقلد ميتواند در آن مسأله به فتواي مجتهد عمل نمايد و يا شخصا به احتياط عمل كند، و نمي تواند به مجتهد ديگر رجوع نمايد.3 -حرام ; و آن كاري است كه نبايد آن را انجام داد و انجامش گناه و معصيت است ; مانند ظلم .4 -مكروه ; كاري است كه ترك آن بهتر است . مانند كارهايي كه اشتغال به آنها در طبع انسان صورت خوشي ندارد; مثل اشتغال به امور مردگان .5 -مباح ; كاري است كه انجام و ترك آن از نظر دين مساوي است و بستگي به ميل و اراده انسان دارد. مانند انتخاب هر شغل حلال و جايز. البته امور مباح نيز اگر به قصد جلب رضايت خداوند انجام شود عبادت است .
[1]"فالاعلم" به مجتهدي ميگويند كه رتبه علمي او از مجتهد اعلم پايين تر و از ساير مجتهدان بالاتر است .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :432
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شرايط تكليف
هر شخص مسلماني كه بالغ و عاقل است و قدرت انجام دستورات الهي را دارد، مكلف به انجام تكاليفي است كه از ناحيه خداوند مقرر شده است . بنابراين دستورات ديني از اشخاص نابالغ، ديوانه و ناتوان برداشته شده است . نشانه بلوغ در دختر يا پسر از نظر شرعي يكي از اين سه امر است :الف -روييدن موي زبر و درشت زير شكم، بالاي عورت .ب -بيرون آمدن مني ; در خواب باشد يا بيداري .ج -تمام شدن پانزده سال قمري براي پسران و نه سال قمري براي دختران .[1]البته در بعضي موارد سن به تنهايي براي صحت عمل كافي نيست و شرايط ديگري نيز لازم است . مثلا در پيشنهاد و قبول ازدواج و دخالت در امور مالي و نقل و انتقال آن، علاوه بر بلوغ، رشد جسماني و عقلاني و تشخيص نيك و بد و مصالح و مفاسد نيز معتبر است ; و معامله كسي كه درست را تشخيص نمي دهد و ممكن است فريب بخورد صحيح نيست .
تكليف يا حق
"تكليف" و "حق" در مواردي از يكديگر متمايز ميشوند; كه از آن جمله است :1 -تكليف قابل غصب توسط ديگري نيست ; ولي حق قابل غصب ميباشد.2 -تكليف وظيفه اي است كه هر كس به آن مكلف شود، بر او لازم است كه آن را انجام دهد و مجاز به ترك آن نيست . اما حق چيزي است كه هر كسي آن را دارا باشد بايد در اختيارش قرار گيرد; و اگر غصب شده يا در اختيار ديگري قرار گرفته، بايد برگردانده شود.
[1]پانزده سال قمري در حدود 164) روز - يعني حدود پنج ماه و نيم - زودتر از پانزده سال شمسي تكميل ميشود; و نه سال قمري در حدود 98 روز زودتر از نه سال شمسي كامل ميگردد.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :433
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
3 -حق به طور معمول و غالب قابل گذشت و چشم پوشي است، در حالي كه تكليف اين گونه نيست .4 -معمولا حق مستلزم و منشاء تكليف بر ديگري است ; يعني هر كس واجد حقي بر ديگري شد، بر عهده ديگري تكليف خاصي پديد ميآيد. ولي موارد تكليف اصولا اين گونه نيستند; جز موارد خاصي .5 -موارد حق معمولا طرفيني ميباشد. به عبارت ديگر هر كس نسبت به ديگري واجد حقي شود، متقابلا او نيز بر اين شخص حقي پيدا خواهد كرد; جز در مورد خداوند كه نسبت به بندگانش حقوقي دارد ولي در مقابل، مكلف به انجام كاري نيست ; هرچند خداوند بنابر فضل بي پايان خود، رحمت بر بندگان را بر خويش واجب گردانيده است .[1]
ابواب فقه
فقه به دليل اين كه در تمام عرصه هاي زندگي گستردگي دارد، فقها آن را در دسته هاي مختلفي قرار داده اند. در اين نوشته بر اساس اهميتي كه بعضي از موضوعات پيدا كرده و عنايت خاصي به آنها وجود دارد، ابواب فقه را به اين شرح تقسيم كرده ايم : عبادات، خانواده، اقتصاد و سياست .
[1](كتب ربكم علي نفسه الرحمة); سوره انعام (6)، آيه 54 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :434
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
عبادات
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
عبادات
در اين قسمت به موضوعاتي پرداخته ميشود كه به چگونگي پيوند انسان با خداوند مربوط ميشود. مانند نماز، روزه، حج، اعتكاف و نذر كه در آنها قصد و نيت تقرب به خدا شرط است . گفتني است كه بعضي عبادات در عين عبادت خدا بودن، ممكن است بعد سياسي اجتماعي نيز داشته باشند; مانند نماز جماعت، نماز جمعه، حج و... .[1]برخي از عبادتها واجب هستند، مثل نمازهاي واجب ; و برخي ديگر مستحب ميباشند، مانند نمازهاي مستحبي، دعا، توسل و زيارت .
نماز
نماز يعني نيايش و اظهار بندگي و شكرگزاري به شكل مخصوص و معين در برابر خداوندي كه انسان به او اعتقاد و ايمان دارد و وجود خود و نعمت هايي را كه دارد از طرف او ميداند. نماز ارتباط معنوي ميان آفريده و آفريدگار و درخواست ياري از اوست براي آن كه انسان بتواند انسانيت خود را نگهداري كند و در مسير حق و حقيقت قرار گيرد. از سويي به مكلفان تعليم داده شده است كه با آفريننده خود چگونه راز و نياز كنند و او را به چه صفاتي بخوانند.
[1]زكات و خمس هرچند جنبه عبادي دارند و بايد به قصد قربت پرداخت شوند ولي چون جنبه مالي در آنها قوي تر است در باب اقتصاد از آنها سخن ميگوييم .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :437
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اهميت نماز
نماز تأثير مهمي در خودسازي انسان دارد و موجب كمال او ميشود. نماز انسان را از دغدغه ها و اضطراب ها نجات ميدهد; چون ياد خدا آرامش بخش جانهاست . (ألا بذكر الله تطمئن القلوب )[1]"آگاه باشيد كه با ياد خدا دلها آرامش مييابد." و نماز بزرگترين ذكر الهي است : (و لذكر الله أكبر).[2]و ستون دين است : "الله الله في الصلاة فانها عمود دينكم".[3]"خدا را! خدا را! نسبت به نماز كه پايه دين شماست ." در صورتي كه شرايط و آداب آن كاملا رعايت شود، موجب پاكي از آلودگي ها خواهد شد. (ان الصلا ة تنهي عن الفحشاء و المنكر)[4]"نماز آدمي را از كارهاي زشت و ناشايست باز ميدارد." زيرا نماز چنان تأثيري در انسان برجاي ميگذارد كه اگر نمازگزار شرايط آن را مراعات كند، هيچ گاه به سراغ بديها نمي رود. مثلا يكي از شرايط نماز اين است كه مكان و لباس نمازگزار غصبي نباشد، حتي اگر يك نخ غصبي در لباسش باشد نماز او درست نيست، نمازگزار وقتي كه مجبور است اين اندازه از حرام اجتناب كند، ممكن نيست در مال حرام تصرف كند و يا حق كسي را ضايع كند. و نيز در صورتي نماز داراي آثار معنوي خواهد بود كه انسان از حرص و حسد و ساير صفات ناپسند پرهيز كند. اگر بعضي از مردم نمازگزار مرتكب كارهاي ناپسند ميشوند، به اين دليل است كه به دستورهاي لازم در نماز عمل نمي كنند و در نتيجه نمازشان تأثير لازم را در آنها ندارد و از ثمرات عالي آن بهره نمي برند. از رسول خدا6نقل شده است كه فرمود: "همان گونه كه اگر انسان در شبانه روز پنج نوبت خود را شستشو دهد ناپاكي و آلودگي از بدن او زدوده ميشود، نمازهاي پنجگانه نيز چنين است و انسان را از گناهان و ناپاكي هاي اخلاقي پاك ميكند."[5]
[1]سوره رعد (13)، آيه 28 .
[2]سوره عنكبوت (29)، آيه 45 .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 47، ص 422 .
[4]سوره عنكبوت (29)، آيه 45 .
[5]صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 136، حديث 640 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :438
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
از امام صادق (ع) نقل است كه فرمود: "اولين چيزي كه اعمال بنده با آن محاسبه خواهد شد نماز است ; پس اگر نماز مورد پذيرش خداوند قرار گيرد، عبادتها و اعمال نيك ديگر پذيرفته ميشود; و چنان كه نماز در پيشگاه خداوند پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمي شود."[1]به طور كلي شارع مقدس اهميت زيادي براي نماز قائل شده است ; به گونه اي كه در هر حال حتي در حال احتضار نماز را واجب كرده است ; و محتضر اگر نتواند نماز را به زبان بياورد، بايد در دل بگذراند. و نيز در حالت جنگ و ترس از دشمن يا حال اضطرار و ناچاري اگر نتواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله لازم نيست ; ولي در هر حال بايد نماز را بخواند. كسي كه به نماز اهميت نمي دهد مورد نكوهش خداوند متعال قرار گرفته است . خداوند در قرآن ميفرمايد: (فويل للمصلين الذين هم عن صلا تهم ساهون )[2]"واي بر نمازگزاراني كه در نمازشان سهل انگاري ميكنند." بنابراين شايسته است انسان نماز را بسيار مهم شمرده و آن را در اول وقت به جا آورد. از امام كاظم (ع) نقل شده است : "پدرم هنگام وفات چنين گفت : پسرم ! كسي كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما نايل نخواهد شد."[3]و نقل است : "روزي رسول خدا6در مسجد نشسته بودند كه مردي وارد شد و مشغول نماز گرديد، ولي ركوع و سجود را به طور كامل و صحيح به جا نمي آورد، حضرت فرمودند: حالت او مانند نوك زدن كلاغ است . اين مرد اگر در اين حال و با چنين نمازي بميرد، به دين من از دنيا نرفته است ."[4]خلقت انسان براي رشد و تعالي اوست و تكامل او در ارتباط با خدا ممكن است و بهترين وسيله ارتباط با خدا نماز است . بنابراين انسان بايد نماز را با توجه كامل و
[1]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 6 از اعداد الفرائض، ج 3، ص 25، حديث 3 .
[2]سوره ماعون (107)، آيات 4 - 5 .
[3]كليني، كافي، ج 3، ص 270، حديث 15) .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 9 از ابواب اعداد الفرائض، ج 4، ص 37، حديث 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :439
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست