خضوع و خشوع و وقار بخواند و از غفلت و شتابزدگي بپرهيزد و توجه داشته باشد كه با چه كسي سخن ميگويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگي خداوند عالم ناچيز ببيند. در هر حال ترك نماز علاوه بر اين كه آثار بسيار سوئي در زندگي انسان ميگذارد، موجب محروم شدن از رحمت الهي خواهد شد و عذاب اخروي را در پي خواهد داشت . در قرآن آمده است : "وقتي از دوزخيان ميپرسند چه چيز شما را جهنمي كرد، جواب ميدهند: ما در دنيا نمازگزار نبوديم ."[1]
نمازهاي واجب
بر هر انسان مكلفي تعدادي نماز واجب است كه عبارتند از:1 -نمازهاي يوميه 2 - نماز جمعه 3 - نماز آيات 4 - نماز ميت 5 - نماز طواف واجب 6 - نماز قضاي پدر و مادر كه بر پسر بزرگتر - يا بنابر احتياط - بر بزرگترين مرد وارث واجب است . 7 - نمازي كه با اجير شدن يا نذر يا عهد و يا قسم بر انسان واجب ميشود. 8 - نماز عيد فطر و قربان با وجود شرايط آنها.
مقدمات نماز
براي انجام نماز و حضور در برابر خداوند متعال و اظهار بندگي و پرستش آن ذات مقدس، مقدماتي لازم است كه تا فراهم نشوند نماز صحيح نيست . اين مقدمات عبارتند از: وقت، مكان، قبله، لباس و طهارت .
وقت نماز
نمازهاي شبانه روزي (يوميه) كه مسلمان مكلف انجام ميدهد پنج نماز است : نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء كه هر يك را بايد در وقت خود انجام دهد.
[1]سوره مدثر (74)، آيات 40 - 43 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :440
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
1 -نماز صبح، دو ركعت است و وقت آن از اول سپيده صبح تا طلوع آفتاب است .2 -نماز ظهر، چهار ركعت است (در غير سفر) و وقت آن از اول ظهر است تا مقدار چهار ركعت قبل از غروب آفتاب (كه وقت مخصوص نماز عصر است).3 -نماز عصر، چهار ركعت است (در غير سفر) و وقت آن بعد از مقدار چهار ركعت از اول ظهر (كه وقت مخصوص نماز ظهر ميباشد) تا غروب آفتاب است .4 -نماز مغرب، سه ركعت است و وقت آن از اول مغرب است تا نيمه شب .5 -نماز عشاء، چهار ركعت است (در غير سفر) و وقت آن پس از مقدار سه ركعت از اول مغرب (كه وقت مخصوص نماز مغرب است) شروع ميشود تا نيمه شب .
مكان نمازگزار
مكان نمازگزار بايد داراي شرايط زير باشد:1 -مباح باشد.2 -آرام و بدون حركت باشد; لذا نماز در جاهايي كه استقرار و آرامش در آنجا ممكن نيست، مانند جاهاي فنردار يا وسايل نقليه متحرك (مگر در مواقع ناچاري مانند تنگي وقت) صحيح نيست . در حال ناچاري هم بايد تا جايي كه ميتواند و صورت نماز به هم نمي خورد هنگام حركت و تكان خوردن چيزي نخواند، و هرگاه وسيله نقليه از سمت قبله برگشت او نيز خود را به سمت قبله بچرخاند.3 -محل سجده پاك باشد; و غير محل سجده هم بايد نجاست سرايت كننده نداشته باشد.4 -محل نماز هموار باشد; به گونه اي كه جاي پيشاني از جاي زانو و بنابراحتياط واجب جاي ساير اعضاي سجده، بيش از چهار انگشت بسته، فراز و نشيب نداشته باشد.5 -مكان نمازگزار به گونه اي باشد كه وي بتواند قيام و ركوع و سجود را به طور صحيح انجام دهد، مگر در حال ناچاري كه بايد به قدري كه ممكن است آنها را به جا آورد.
6 -مكان نمازگزار از جاهايي نباشد كه ماندن يا ايستادن در آن و يا نشستن روي آن حرام است ; به عنوان مثال نبايد روي قبور معصومين (ع) و يا جلوتر از قبر آنان بايستد; بلكه مساوي قبور آن بزرگواران نيز - اگر موجب بي احترامي شود - نماز نخواند.
قبله
اگر چه توجه كردن به خدا و اجراي وظيفه بندگي جهت و طرف خاصي ندارد - همان گونه كه در قرآن آمده است : (فأينما تولوا فثم وجه الله )[1]"به هر طرف رو آوريد پس آنجا وجه الله است ." - اما كعبه بنابر دلايلي، از جمله وحدت رويه مسلمانان و متوجه ساختن آنان به مركز نشر اسلام، قبله قرار داده شده است . محلي كه به نام توحيد بنا شده و از سوي حضرت ابراهيم (ع) و فرزندش اسماعيل (ع) تجديد بنا گرديده است . نمازگزاراني كه در مسجدالحرام و نزديك كعبه هستند، بايد به طور دقيق رو به كعبه ايستاده و كعبه را برابر خود قرار دهند; ولي كساني كه در جاهاي دور قرار دارند، اگر به گونه اي به سمت خانه خدا بايستند كه گفته شود رو به قبله ايستاده اند كافي است . البته نماز مستحبي را ميتوان در حال راه رفتن و يا سواره خواند; و اگر كسي در اين دو حالت نماز مستحبي بخواند لازم نيست رو به قبله باشد.
لباس نمازگزار
1 -نمازگزار اگر مرد باشد بايد هنگام خواندن نماز - هر چند كسي او را نبيند - عورت خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند. و اگر زن باشد بايد تمام بدن را بپوشاند، ولي پوشاندن صورت به اندازه اي كه در وضو شسته ميشود و
[1]سوره بقره (2)، آيه 115) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :442
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
دست تا مچ و پا تا مچ لازم نيست ; و براي آن كه يقين كند مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقداري از اطراف صورت و قدري پايين تر از مچ را هم بپوشاند.2 -لباس نمازگزار بايد پاك باشد. بنابراين اگر لباس آلوده و نجس است، بايد آن را پاك كند.3 -لباس نمازگزار بنابر احتياط واجب بايد مباح باشد. بنابراين كسي كه ميداند پوشيدن لباس غصبي حرام است، چنانچه از روي عمد با لباس غصبي يا لباسي كه نخ يا دكمه و يا چيز ديگر آن غصبي است نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره به جا آورد.4 -چيزهايي كه از مردار و يا از حيوان حرام گوشت است، نبايد در لباس نمازگزار و يا همراه او باشد. و اين حكم بنابر احتياط واجب در موردي كه حيوان داراي خون جهنده نباشد نيز جاري است .5 -پوشيدن لباسي كه از ابريشم خالص تهيه شده و يا طلاباف است براي مردان جايز نمي باشد و نماز در آن باطل است ; و بنابراحتياط زن نيز در لباس ابريشم نماز نخواند; ولي پوشيدن لباس طلاباف و به طور كلي زينت كردن به طلا براي زنها - در نماز يا غير آن - اشكال ندارد.
طهارت
نمازگزار بايد بدنش پاك باشد. طهارت دو نوع است : طهارت ظاهري و طهارت باطني و معنوي .
الف - طهارت ظاهري
طهارت ظاهري آن است كه بدن و لباس به چيزهاي ناپاك و نجس آلوده نباشد. بنابراين بايد قبلا نجاست و آلودگي را زايل كرده و بعد از پاكي بدن و لباس، نماز خواند. (مگر در صورت مشقت يا مواردي كه در توضيح المسائل استثنا شده است .)[1]
[1]رساله توضيح المسائل، مسائل 767 - 778 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :443
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نجاسات
چيزهاي نجسي وجود دارد كه نبايد اثري از آنها در بدن و لباس نمازگزار باشد; و اگر كسي بدن و لباسش به آنها آلوده باشد، بايد قبل از نماز آنها را پاك كند; كه عبارتند از:1 و 2 -ادرار و مدفوع انسان و حيواناتي كه حرام گوشت هستند. و اگر حيوان حرام گوشت داراي خون جهنده نباشد، بنابر احتياط واجب بايد از ادرار آن پرهيز كرد; ولي پرهيز از مدفوع آن لازم نيست .3 و 4 و 5 -مني و خون و مردار انسان و حيواناتي كه خون جهنده دارند اگر چه حلال گوشت باشند; هرچند نجاست مني حيوانات حلال گوشت ثابت نيست و پرهيز از آن مطابق احتياط ميباشد.6 و 7 -سگ و خوكي كه در خشكي زندگي ميكنند; ولي دريايي آنها پاك است .8 -شراب، عرق، آبجو و هر چيز مست كننده اي كه به خودي خود روان باشد نجس و خوردن آن حرام است ; و اگر مثل بنگ و حشيش روان نباشد و در آن آب بريزند كه روان شود، پاك است ولي خوردن آن حرام است .9 -بنابراحتياط واجب از عرق كسي كه از راه حرام جنب شده اجتناب شود.10 -بنابراحتياط واجب از عرق شتر و ساير حيواناتي كه به خوردن مدفوع انسان عادت كرده اند - به طوري كه عمده خوراك آنها مدفوع انسان باشد - اجتناب شود. بسياري از فقها، كافر را نيز نجس ميدانند. كافر كسي است كه از روي عناد و جحد منكر خداست يا براي او شريك قرار ميدهد، و يا پيامبري حضرت محمد6و يا معاد را انكار نمايد. ولي به نظر ميرسد اهل كتاب مانند يهود و نصارا و زردشتيها اگر به شراب و گوشت خوك و مانند آن آلوده نباشند، پاك بودن آنان بعيد نيست ; و نجاست كفار غير اهل كتاب نيز محل اشكال است، و در فرض نجاست از قبيل ساير نجاسات نيست ; بلكه يك حكم سياسي اسلام بوده كه منظور
شارع مقدس دور نگاه داشتن مسلمانان از حشر و نشر با كفار بوده است تا تحت تأثير افكار و عقايد آنان قرار نگيرند; و اين مسأله منافاتي با مباحثات علمي و روابط اقتصادي و تجاري با آنان - در صورت عدم مفسده - ندارد.
راه ثابت شدن نجاست
نجاست هر چيز از سه راه ثابت ميشود:الف -خود انسان يقين كند كه چيزي نجس شده است .ب -كسي كه چيزي در اختيار اوست و متهم به دروغگويي نيست، بگويد آن چيز نجس است .ج -دو مرد عادل بگويند چيزي نجس شده است . بلكه اگر يك مرد عادل هم بگويد احتياط واجب آن است كه از آن پرهيز شود.
راه نجس شدن چيزهاي پاك
اگر چيز نجسي به چيز ديگري كه پاك است برسد، در صورتي كه هر دو و يا يكي از آنها چنان تر باشد كه تري يكي به ديگري سرايت كند، آن چيز پاك هم نجس ميشود; ولي اگر رطوبت چندان نباشد كه به ديگري سرايت كند، چيزي كه پاك بوده نجس نمي شود.
پاك كننده ها (مطهرات)
يازده چيز، شئ نجس را پاك ميكند و به آنها "مطهرات" ميگويند.
1 - آب
"آب" با چهار شرط چيز نجس را پاك ميكند:1 -مطلق باشد; پس آب مضاف، مثل گلاب، بنابر احتياط واجب چيز نجس را پاك نمي كند.2 -پاك باشد.
3 -هنگام شستن چيز نجس، مضاف نشود و بو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد.4 -پس از آب كشيدن چيز نجس عين نجاست در آن نمانده باشد.
آب قليل و كر
اصل آب از نظر مقدار و خاصيت پاك كنندگي بر دو قسم است :1 -آب كر; و آن مقدار آبي است كه بر اثر ملاقات چيزهاي نجس، علاوه بر اين كه خودش نجس نمي شود، چيز نجس را نيز پاك ميكند; به شرط اين كه عين نجس، بو يا رنگ و يا مزه آن را تغيير ندهد. و مقدار آن به حسب وزن تقريبا 384 كيلوگرم است و به حسب مساحت مقدار حجم مكعبي است كه هر طرف آن 3/5 وجب شخص معمولي در حدود 73 سانتي متر باشد.2 -آب قليل ; و آن آبي است كه از آب كر كمتر باشد و از زمين هم نجوشد. اگر بخواهيم چيز نجس را به وسيله آب قليل، مثلا با آفتابه و پارچ و مانند آن پاك بكنيم، بايد آن را روي چيز نجس از بالا به پايين بريزيم ; و اگر نجاست به آب قليل برخورد كند، خود آب را آلوده ميكند. ولي آب كر در صورتي نجس ميشود كه بر اثر ملاقات با چيز نجس، يكي از سه صفت آن (رنگ، بو يا مزه) تغيير كند. ظرف نجس شده را با آب قليل سه مرتبه بايد شست ولي در آب جاري و كر يك مرتبه كافي است ; و اگر ظرفي را سگ در آن چيز روان خورده باشد، ابتدا با خاك پاك خاكمال ميكنند سپس بنابراحتياط واجب با كمي مخلوط آب و خاك آن را ميسايند و بعد بنابراحتياط سه بار آن را ميشويند; همچنين ظرفي را كه سگ آن را ليسيده و يا آب دهانش را در آن ريخته، بنابراحتياط واجب بايد پيش از شستن خاكمال كرد. و اگر خوك از ظرفي چيز روان خورده باشد، بايد با آب قليل آن را هفت مرتبه شست ; و در آب كر و جاري هم احتياط هفت مرتبه است . و لازم نيست آن را خاكمال كنند. و اگر ظرفي به شراب نجس شده باشد بايد با آب قليل سه مرتبه
شسته شود; و بنابراحتياط آب كر و جاري هم همين حكم را دارد. مخرج مدفوع انسان علاوه بر آب (با رعايت شرايطي كه در توضيح المسائل گفته شده است)[1]با سه قطعه سنگ يا پارچه، دستمال كاغذي و مانند آن نيز پاك ميشود.
2 - زمين
"زمين" با پنج شرط كف پا و ته كفش نجس را پاك ميكند:1 و 2 -بنابر احتياط واجب زمين پاك و خشك باشد.3 -به سبب راه رفتن و برخورد با زمين نجس، كف پا يا ته كفش نجس شده باشد.4 -نجاستي كه به كف پا يا ته كفش رسيده، با راه رفتن يا ماليدن پا به زمين بر طرف شود.5 -زميني كه روي آن راه ميروند خاكي يا سنگفرش و يا آجر فرش و مانند آن باشد; ولي با راه رفتن بر روي فرش و يا حصير و يا سبزه، پا و كفش نجس پاك نمي شود; و پاك شدن آن با راه رفتن روي آسفالت نو كه روي آن قير است و زميني كه با چوب فرش شده محل اشكال است .
3 - آفتاب
"آفتاب" زمين و ساختمان و چيزهايي مانند: در، پنجره و ميخ هايي را كه در ساختمان به كار رفته و جزو ساختمان به شمار ميآيد، با شش شرط پاك ميكند:1 -چيز نجس به گونه اي تر باشد كه اگر چيز ديگري به آن برسد تر شود.2 -پيش از تابيدن آفتاب، عين نجاست از آن چيز بر طرف شده باشد.3 -چيزي مانند ابر يا پرده و يا جسم ديگري از تابيدن مستقيم خورشيد به چيز نجس جلوگيري نكند. و اگر از پشت شيشه يا به وسيله آينه بتابد، پاك شدن آن محل اشكال است .
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسأله 228 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :447
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست