بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 443

دست تا مچ و پا تا مچ لازم نيست ; و براي آن كه يقين كند مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقداري از اطراف صورت و قدري پايين تر از مچ را هم بپوشاند.2 -لباس نمازگزار بايد پاك باشد. بنابراين اگر لباس آلوده و نجس است، بايد آن را پاك كند.3 -لباس نمازگزار بنابر احتياط واجب بايد مباح باشد. بنابراين كسي كه مي‌داند پوشيدن لباس غصبي حرام است، چنانچه از روي عمد با لباس غصبي يا لباسي كه نخ يا دكمه و يا چيز ديگر آن غصبي است نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره به جا آورد.4 -چيزهايي كه از مردار و يا از حيوان حرام گوشت است، نبايد در لباس نمازگزار و يا همراه او باشد. و اين حكم بنابر احتياط واجب در موردي كه حيوان داراي خون جهنده نباشد نيز جاري است .5 -پوشيدن لباسي كه از ابريشم خالص تهيه شده و يا طلاباف است براي مردان جايز نمي باشد و نماز در آن باطل است ; و بنابراحتياط زن نيز در لباس ابريشم نماز نخواند; ولي پوشيدن لباس طلاباف و به طور كلي زينت كردن به طلا براي زنها - در نماز يا غير آن - اشكال ندارد.

طهارت

نمازگزار بايد بدنش پاك باشد. طهارت دو نوع است : طهارت ظاهري و طهارت باطني و معنوي .

الف - طهارت ظاهري

طهارت ظاهري آن است كه بدن و لباس به چيزهاي ناپاك و نجس آلوده نباشد. بنابراين بايد قبلا نجاست و آلودگي را زايل كرده و بعد از پاكي بدن و لباس، نماز خواند. (مگر در صورت مشقت يا مواردي كه در توضيح المسائل استثنا شده است .)[1]
[1]رساله توضيح المسائل، مسائل 767 - 778 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :443

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 444

نجاسات

چيزهاي نجسي وجود دارد كه نبايد اثري از آنها در بدن و لباس نمازگزار باشد; و اگر كسي بدن و لباسش به آنها آلوده باشد، بايد قبل از نماز آنها را پاك كند; كه عبارتند از:1 و 2 -ادرار و مدفوع انسان و حيواناتي كه حرام گوشت هستند. و اگر حيوان حرام گوشت داراي خون جهنده نباشد، بنابر احتياط واجب بايد از ادرار آن پرهيز كرد; ولي پرهيز از مدفوع آن لازم نيست .3 و 4 و 5 -مني و خون و مردار انسان و حيواناتي كه خون جهنده دارند اگر چه حلال گوشت باشند; هرچند نجاست مني حيوانات حلال گوشت ثابت نيست و پرهيز از آن مطابق احتياط مي‌باشد.6 و 7 -سگ و خوكي كه در خشكي زندگي مي‌كنند; ولي دريايي آنها پاك است .8 -شراب، عرق، آبجو و هر چيز مست كننده اي كه به خودي خود روان باشد نجس و خوردن آن حرام است ; و اگر مثل بنگ و حشيش روان نباشد و در آن آب بريزند كه روان شود، پاك است ولي خوردن آن حرام است .9 -بنابراحتياط واجب از عرق كسي كه از راه حرام جنب شده اجتناب شود.10 -بنابراحتياط واجب از عرق شتر و ساير حيواناتي كه به خوردن مدفوع انسان عادت كرده اند - به طوري كه عمده خوراك آنها مدفوع انسان باشد - اجتناب شود. بسياري از فقها، كافر را نيز نجس مي‌دانند. كافر كسي است كه از روي عناد و جحد منكر خداست يا براي او شريك قرار مي‌دهد، و يا پيامبري حضرت محمد6و يا معاد را انكار نمايد. ولي به نظر مي‌رسد اهل كتاب مانند يهود و نصارا و زردشتيها اگر به شراب و گوشت خوك و مانند آن آلوده نباشند، پاك بودن آنان بعيد نيست ; و نجاست كفار غير اهل كتاب نيز محل اشكال است، و در فرض نجاست از قبيل ساير نجاسات نيست ; بلكه يك حكم سياسي اسلام بوده كه منظور


صفحه 445

شارع مقدس دور نگاه داشتن مسلمانان از حشر و نشر با كفار بوده است تا تحت تأثير افكار و عقايد آنان قرار نگيرند; و اين مسأله منافاتي با مباحثات علمي و روابط اقتصادي و تجاري با آنان - در صورت عدم مفسده - ندارد.

راه ثابت شدن نجاست

نجاست هر چيز از سه راه ثابت مي‌شود:الف -خود انسان يقين كند كه چيزي نجس شده است .ب -كسي كه چيزي در اختيار اوست و متهم به دروغگويي نيست، بگويد آن چيز نجس است .ج -دو مرد عادل بگويند چيزي نجس شده است . بلكه اگر يك مرد عادل هم بگويد احتياط واجب آن است كه از آن پرهيز شود.

راه نجس شدن چيزهاي پاك

اگر چيز نجسي به چيز ديگري كه پاك است برسد، در صورتي كه هر دو و يا يكي از آنها چنان تر باشد كه تري يكي به ديگري سرايت كند، آن چيز پاك هم نجس مي‌شود; ولي اگر رطوبت چندان نباشد كه به ديگري سرايت كند، چيزي كه پاك بوده نجس نمي شود.

پاك كننده ها (مطهرات)

يازده چيز، شئ نجس را پاك مي‌كند و به آنها "مطهرات" مي‌گويند.

1 - آب

"آب" با چهار شرط چيز نجس را پاك مي‌كند:1 -مطلق باشد; پس آب مضاف، مثل گلاب، بنابر احتياط واجب چيز نجس را پاك نمي كند.2 -پاك باشد.


صفحه 446

3 -هنگام شستن چيز نجس، مضاف نشود و بو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد.4 -پس از آب كشيدن چيز نجس عين نجاست در آن نمانده باشد.

آب قليل و كر

اصل آب از نظر مقدار و خاصيت پاك كنندگي بر دو قسم است :1 -آب كر; و آن مقدار آبي است كه بر اثر ملاقات چيزهاي نجس، علاوه بر اين كه خودش نجس نمي شود، چيز نجس را نيز پاك مي‌كند; به شرط اين كه عين نجس، بو يا رنگ و يا مزه آن را تغيير ندهد. و مقدار آن به حسب وزن تقريبا 384 كيلوگرم است و به حسب مساحت مقدار حجم مكعبي است كه هر طرف آن 3/5 وجب شخص معمولي در حدود 73 سانتي متر باشد.2 -آب قليل ; و آن آبي است كه از آب كر كمتر باشد و از زمين هم نجوشد. اگر بخواهيم چيز نجس را به وسيله آب قليل، مثلا با آفتابه و پارچ و مانند آن پاك بكنيم، بايد آن را روي چيز نجس از بالا به پايين بريزيم ; و اگر نجاست به آب قليل برخورد كند، خود آب را آلوده مي‌كند. ولي آب كر در صورتي نجس مي‌شود كه بر اثر ملاقات با چيز نجس، يكي از سه صفت آن (رنگ، بو يا مزه) تغيير كند. ظرف نجس شده را با آب قليل سه مرتبه بايد شست ولي در آب جاري و كر يك مرتبه كافي است ; و اگر ظرفي را سگ در آن چيز روان خورده باشد، ابتدا با خاك پاك خاكمال مي‌كنند سپس بنابراحتياط واجب با كمي مخلوط آب و خاك آن را مي‌سايند و بعد بنابراحتياط سه بار آن را مي‌شويند; همچنين ظرفي را كه سگ آن را ليسيده و يا آب دهانش را در آن ريخته، بنابراحتياط واجب بايد پيش از شستن خاكمال كرد. و اگر خوك از ظرفي چيز روان خورده باشد، بايد با آب قليل آن را هفت مرتبه شست ; و در آب كر و جاري هم احتياط هفت مرتبه است . و لازم نيست آن را خاكمال كنند. و اگر ظرفي به شراب نجس شده باشد بايد با آب قليل سه مرتبه


صفحه 447

شسته شود; و بنابراحتياط آب كر و جاري هم همين حكم را دارد. مخرج مدفوع انسان علاوه بر آب (با رعايت شرايطي كه در توضيح المسائل گفته شده است)[1]با سه قطعه سنگ يا پارچه، دستمال كاغذي و مانند آن نيز پاك مي‌شود.

2 - زمين

"زمين" با پنج شرط كف پا و ته كفش نجس را پاك مي‌كند:1 و 2 -بنابر احتياط واجب زمين پاك و خشك باشد.3 -به سبب راه رفتن و برخورد با زمين نجس، كف پا يا ته كفش نجس شده باشد.4 -نجاستي كه به كف پا يا ته كفش رسيده، با راه رفتن يا ماليدن پا به زمين بر طرف شود.5 -زميني كه روي آن راه مي‌روند خاكي يا سنگفرش و يا آجر فرش و مانند آن باشد; ولي با راه رفتن بر روي فرش و يا حصير و يا سبزه، پا و كفش نجس پاك نمي شود; و پاك شدن آن با راه رفتن روي آسفالت نو كه روي آن قير است و زميني كه با چوب فرش شده محل اشكال است .

3 - آفتاب

"آفتاب" زمين و ساختمان و چيزهايي مانند: در، پنجره و ميخ هايي را كه در ساختمان به كار رفته و جزو ساختمان به شمار مي‌آيد، با شش شرط پاك مي‌كند:1 -چيز نجس به گونه اي تر باشد كه اگر چيز ديگري به آن برسد تر شود.2 -پيش از تابيدن آفتاب، عين نجاست از آن چيز بر طرف شده باشد.3 -چيزي مانند ابر يا پرده و يا جسم ديگري از تابيدن مستقيم خورشيد به چيز نجس جلوگيري نكند. و اگر از پشت شيشه يا به وسيله آينه بتابد، پاك شدن آن محل اشكال است .
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسأله 228 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :447

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 448

4 -آفتاب به تنهايي تري چيز نجس را خشك كند.5 -آفتاب مقداري از بنا يا ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته يكمرتبه خشك كند; در غير اين صورت فقط روي آن پاك مي‌شود و زير آن نجس مي‌ماند.6 -بين روي زمين يا ساختمان كه آفتاب به آن مي‌تابد و داخل آن، هوا يا جسم پاك ديگري فاصله نباشد; وگرنه قسمت داخل پاك نمي شود.

4 - استحاله

اگر ماهيت و جنس چيز نجس به گونه اي عوض شود كه به صورت چيز پاكي درآيد، پاك مي‌شود; كه اصطلاحا مي‌گويند "استحاله" شده است ; مثل اين كه سگ در نمكزار نمك گردد يا چوب نجس خاكستر شود. ولي اگر ماهيت و جنس آن عوض نشود پاك نمي شود، مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند.

5 - كم شدن دو سوم آب انگور

جوش آمدن آب انگور كه موجب حرام شدن آن مي‌شود، به دو صورت است :الف -به وسيله آتش جوش آمده باشد، كه در اين صورت خوردنش حرام و بنابر احتياط نجس است ; و تنها در صورتي پاك و حلال مي‌شود كه چنان بجوشد كه دو سوم آن بخار شود و شيره گردد.ب -به خودي خود جوش آمده باشد، كه در اين صورت نجس و خوردن آن حرام است ; و تنها در صورتي پاك و حلال مي‌شود كه تبديل به سركه گردد.

6 - انتقال

اگر خون بدن انسان يا حيواني كه خون جهنده دارد به بدن حيواني كه خون جهنده ندارد انتقال يابد و خون آن حيوان به شمار آيد، پاك است ; و اين را در اصطلاح "انتقال" مي‌گويند; مانند خوني كه پشه از بدن انسان يا حيوان ديگر مي‌مكد و جزء بدن پشه مي‌شود.


صفحه 449

7 - اسلام

اگر كافر شهادتين يعني "أشهد أن لا اله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله" را از روي جد و عقيده بگويد، هر چند به زبان ديگر باشد، مسلمان مي‌شود و - بنابر قول به نجاست - پس از مسلمان شدن بدن و عرق او پاك است .

8 - تبعيت

"تبعيت" آن است كه چيز نجسي با پاك شدن چيز نجس ديگر پاك شود; مانند سركه شدن شراب، كه سبب مي‌شود ظرف آن نيز به تبعيت پاك شدن سركه ها پاك گردد.

9 - بر طرف شدن عين نجاست

اگر باطن بدن انسان - مانند داخل دهان و بيني - به نجاست آلوده شود، چنانچه آن نجاست بر طرف شود، باطن پاك شده و لازم نيست آن را آب بكشند; همچنين است اگر بدن حيوان نجس شده باشد و نجاست آن بر طرف شود. و اگر در داخل دهان جسم خارجي باشد مثل اين كه دندان را پر كرده باشند و نجاست به آن چيز خارجي رسيده باشد، پاك شدن به مجرد برطرف شدن عين نجاست محل اشكال است .

10 - استبراي حيوان نجاست خوار

ادرار و مدفوع حيواني كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده، بنابر احتياط واجب نجس است ; و براي پاك شدن بايد مدتي - كه در توضيح المسائل بيان شده است -[1]به آن خوراك پاك بدهند و نگذارند نجاست بخورد.
[1]ر.ك : توضيح المسائل، مسأله 188) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :449

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 450

11 - غايب شدن مسلمان

اگر بدن يا لباس مسلمان يا ظرفي كه از آن استفاده مي‌كند نجس شود و او غايب گردد، چنانچه احتمال برود وي آن چيز را آب كشيده يا به واسطه برخورد با باران و يا آب كر و جاري پاك شده، پرهيز از آن لازم نيست .

ب - طهارت معنوي

به جز طهارت گفته شده، يك نوع طهارت ديگر نيز در اسلام مقرر و واجب شده، و آن به هنگام اعمال عبادي و از آن جمله نماز است كه شرط صحت نماز مي‌باشد; و آن به سه چيز محقق مي‌شود: وضو، غسل و تيمم .

وضو

"وضو" شستشوي مخصوصي است كه انسان به دستور خداي متعال پيش از نماز و برخي ديگر از عبادات، براي تطهير دل و تقرب به خداوند انجام مي‌دهد. وضو عملي براي طهارت روح و ايجاد آمادگي براي عبادت است و از اين رو بسيار ارزشمند مي‌باشد و چنان است كه در روايت از آن به "نور" تعبير شده است .[1]در مواردي از جمله براي نماز و طواف واجب و دست زدن به نوشته قرآن و همچنين جهت اداي نذر و عهد و يا سوگند براي با وضو بودن، بايد وضو گرفته شود. نمازگزار خود را با اين شستن ظاهري آماده زدودن آلودگي هاي روحي و قلبي مي‌كند; از اين رو انسان هر چه به هنگام وضو توجه و حضور قلب بيشتري داشته باشد، نشاط و حضور معنوي بهتري در نماز خواهد داشت . اما بايد دانست كه فلسفه وضو را نمي توان به اين امور و يا به اموري چون رعايت بهداشت منحصر نمود; آنچه در وضو لازم است تعبد و بندگي در برابر ذات يگانه خداوند است .
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 8 از ابواب وضوء، ج 1، ص 377، حديث 8 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :450

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست