بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 515

به خود نگيرند، آرايش و خودنمايي آنان براي شوهرشان باشد."[1]از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است كه : "جهاد زن، خوب شوهرداري كردن است ."[2]2 -پدر و مادر و فرزندان يك سلسله حقوق و تكاليف متقابل نسبت به يكديگر دارند، به طوري كه هر يك از آنان اگر آن تكاليف را نشناسند يا به آن عمل نكنند نسبت به ديگري ستم كرده اند. از آنجا كه مادر در دوران حاملگي فرزند خود را با سختي حمل كرده و از ثمره جان خود به او داده و با تمام وجود از نوزادش حمايت نموده و خود را از شيريني آسايش و راحتي خواب محروم ساخته و تلخي ها و سردي و گرمي زندگي را تحمل نموده است تا نوزادش رشد كند، حق دارد كه فرزندش در مقابل زحمت و رنج هاي او شكرگزار او باشد و به وظايف خود در قبال او عمل نمايد. پدر نيز حقوقي دارد كه رعايتش واجب است . پدر اصل است و فرزند فرع بر او. اگر پدر نبود فرزند نيز نبود. هر نعمتي كه به فرزند مي‌رسد به وسيله پدر به او رسيده است ; پس بايد خدا را ستايش كند و از شكر نعمت پدر لحظه اي غفلت نكند. فرزندان نيز حقوقي دارند كه رعايت آنها از سوي والدين لازم و ضروري است . حق فرزند آن است كه والدين بدانند او جزئي از وجود آنهاست و منسوب به پدر و مادر مي‌باشد و مسؤوليت سلامت و تربيت و راهنمايي فرزند در امر خداشناسي و اطاعت از پروردگار با والدين مي‌باشد و در آخرت پاداش حسن تربيت يا كيفر سوء تربيت او را خواهند ديد. پس او را بايد چنان تربيت كنند كه در دنيا مايه سرفرازي و در آخرت نزد خداوند معذور باشند. والدين بايد با فرزندان خود در بخشش و رفتار عدالت را رعايت كنند. پيامبرخدا6فرمود: "اعدلوا بين
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 6 از ابواب مقدمات النكاح، ج 20، ص 29، حديث 2 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 136، ص 495 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :515

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 516

أولادكم"[1]"ميان فرزندانتان به عدالت رفتار نماييد." و نيز در روايت آمده است : "ساووا بين أولادكم في العطية"[2]"در بخشش ميان فرزندان به مساوات عمل كنيد."3 -برادر يا خواهر به منزله دست و بازو و تكيه گاه و مايه عزت و شوكت يكديگرند; و حق آنان اين است كه همديگر را وسيله اي براي انجام گناه و تجاوز به حريم خداوند يا مردم قرار ندهند و در كارها و مشكلات، يكديگر را ياري نمايند.

نفقه و سرپرستي خانواده

در هر اجتماعي حتي در يك خانواده، دو نوع مسؤوليت وجود دارد: يكي مسؤوليت هر يك از اعضا نسبت به ديگري و حقوقي كه بايد رعايت شود، و ديگري وظيفه جمعي و همگاني نسبت به يكديگر. در اين صورت جامعه مسؤول استمرار و استحكام و همبستگي آن است . به عبارت ديگر براي پيشبرد درست هر جمعي لازم است كه برنامه دقيقي وجود داشته باشد. اگر برنامه ريزي صحيحي نباشد و كارها بر اساس تناسب روحي و توانايي هاي هر كسي تقسيم نشود و تداخل مسؤوليت ها صورت بگيرد، يا از ظلم و اجحاف سر در مي‌آورد و يا موجب سست شدن بنيان آن جامعه و خانواده مي‌گردد. مهمترين مسأله در خانواده تأمين زندگي اعم از پوشاك، خوراك و مسكن، و فراهم كردن شرايط تعليم و تربيت است . مسؤوليت اين بخش از زندگي بر عهده مرد مي‌باشد. و بر همين اساس مسؤوليت سرپرستي خانواده نيز به عهده مرد
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 101، ص 92، حديث 16) .
[2]متقي هندي، كنز العمال، ج 16، ص 444، حديث 45346 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :516

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 517

است .[1]اين مسؤوليت مانند مسؤوليت هاي مشابه آن، مستلزم فداكاري و از خودگذشتگي است . لذا دستور داده شده است كه اگر دشمني به انسان و يا خانواده اش حمله كرد، دفاع از آنها واجب است، هر چند بداند كه كشته و يا مجروح مي‌شود. بنابراين اگر براي پدر سرپرستي و نگهداري فرزنداني كه به سن بلوغ نرسيده اند قرار داده شده، يا اجازه پدر در مورد ازدواج دختر دوشيزه خود لازم شمرده شده، و يا براي شوهران براي اداره امور خانه حقوقي پيش بيني شده، براي اين است كه از اختلال و از هم پاشيدگي كانون خانواده جلوگيري شود و كارها انتظام و جريان شايسته خود را داشته باشد. با توجه به اين واقعيت، مرد مسؤول امور خانواده است و اگر از حدود خود خارج شود و تخلفي از ناحيه وي صورت بگيرد و برخلاف مصالح خانواده رفتار كند و يا از موقعيت خود سوءاستفاده نمايد، حقي براي او باقي نخواهد ماند. مسأله تأمين نيازمنديهاي زندگي و سامان دادن امر آن به وسيله مرد، عامل بسيار مهمي در ايجاد راحتي و آسايش خاطر اعضا و از جمله زن است . چنين تدبيري به اعضاي خانواده اين فرصت را مي‌دهد كه با خيال آسوده سهم خود را در هر چه بهتر تنظيم كردن امور خانواده ادا كنند. البته اين مسأله هرگز نبايد به صورت ابزاري براي زورگويي و سلطه گري بي چون و چراي مرد بر زن و يا فرزندان درآيد. مديريت و مسؤوليت اداره خانواده به معناي تحكم و آمريت بي چون و چرا و همراه با خشونت نيست . مديريت در خانواده - و در هر جا - نيازمند تدبير و برنامه ريزي و استفاده از روشهاي سودمند براي اداره و تربيت صحيح است . برخي از اين راهها با استفاده از مشورت با اعضاي خانه و به كارگيري آنها ممكن است، و برخي با تشويق و زبان رفق و مدارا، و برخي با انذار و هشدار دادن . در هر صورت زن و مرد در تربيت فرزندان، هر دو داراي مسؤوليت مي‌باشند و بايد با همكاري و كمك يكديگر در اين مهم كوشا باشند.
[1]اشاره است به آيه 34 سوره نساء: (الرجال قوامون علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم) "مردان سرپرست و نگهبان زنانند، به دليل آن كه خدا برخي از ايشان را بر برخي ديگر برتري داده و به دليل آن كه از اموالشان خرج مي‌كنند."نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :517

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 518

افراد واجب النفقه

بر انسان واجب است مخارج زندگي چند دسته را تأمين كند:1 -زن دائم، همچنين زن موقتي كه هنگام اجراي عقد، شرط نفقه كرده باشد.2 -پدر و مادر و همچنين پدران و مادران آنان، هر چه بالا روند.3 -پسر و دختر و نيز اولاد آنان، هر چه پايين روند. به جز زن كه در هر صورت، چه فقير باشد چه بي نياز، مخارج زندگي او بر عهده مرد مي‌باشد، نفقه دادن به خويشان، مشروط به فقر و نياز آنان است . اما اگر آنها بتوانند با كاري كه مناسب با حال و شأنشان باشد مخارج خود را تأمين نمايند، تأمين مخارج آنان واجب نيست . البته خويشان ديگري همچون برادر، خواهر، عمه، عمو، دايي، خاله و اولاد آنان كه واجب النفقه نيستند، در صورت نيازمندي و توانايي بر كمك آنان، تأمين نفقه آنان مستحب است .

حقوق كودك

1 -شير دادن ; گرچه بر مادر واجب نيست به طور مجاني و يا با دريافت مزد كودك را شير بدهد، ولي در صورتي كه تغذيه او به شير مادر منحصر باشد و امكان استفاده از شير غير مادر وجود نداشته باشد و يا موجب ضرر و زيان براي كودك بشود، بر مادر واجب است او را شير بدهد. هرچند مادر مي‌تواند براي شير دادن مطالبه مزد نمايد، ولي سزاوار است مزد نگيرد. مدت شيردادن كامل دو سال تمام است ; و بيست و يك ماه هم كافي است . ولي كمتر از آن ظلم در حق بچه است و احوط رعايت اين مدت است ; مگر اين كه مقدور نباشد.2 -تربيت ; افزون بر تأمين مخارج تغذيه و لباس و تحصيل فرزند، تربيت صحيح و نظارت بر امور او و نيز ازدواج او از حقوق فرزند بر پدر مي‌باشد.


صفحه 519

البته تربيت به معناي راهنمايي و راهبري به مصالح و نيازهاي كودك است ; و در اسلام كودك آزاري ممنوع است و در صورت وارد آوردن هرگونه آسب بر بدن كودك، ديه واجب خواهد شد.

مستحبات پس از ولادت

پس از ولادت نوزاد مستحب است او را غسل دهند، جامه سفيد بپوشانند و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند و نام خوبي براي او تعيين نمايند. عقيقه كردن براي نوزاد نيز مستحب است و درباره آن بسيار سفارش شده است و در سلامت فرزند تأثير بسزايي دارد.

ازدواج موقت

ازدواج مي‌تواند به دو گونه صورت بگيرد: "دائم" و "موقت". ازدواج موقت و دائم در برخي موارد يكسان هستند و در برخي احكام با هم تفاوت دارند. آنچه در درجه اول اين دو را از هم متمايز مي‌كند اين است كه در ازدواج موقت لازم است مدت آن و مهر را مشخص نمايند، و پس از پايان مدت، اگر مايل به تمديد بودند با عقد جديد تمديد مي‌كنند; و اگر نه از هم جدا مي‌شوند. تفاوت جوهري اين دو ازدواج در اين است كه ازدواج موقت از برخي قيود و حدودي كه بعدا براي ازدواج دائم مي‌شماريم آزاد است و به اراده و قرارداد طرفين بستگي دارد. حتي موقت بودن آن نيز در حقيقت به طرفين نوعي آزادي در تصميم مي‌بخشد.

چرا ازدواج موقت ؟

تأمين غريزه جنسي يك واقعيت و نياز انسان به ويژه در سنين جواني است . سهل انگاري و بي توجهي به اين نياز چه بسا ممكن است جامعه را به بحران جنسي دچار كند و در اثر عدم پاسخگويي به آن به آفت هايي چون هرزگي جنسي، مواد


صفحه 520

مخدر، خشونت و بيماريهاي خطرناك مبتلا سازد. از سوي ديگر بسا براي همه مردم ازدواج دائم نه به مصلحت است و نه مقدور، و راه حلي كه قرآن كريم پيشنهاد داده ازدواج موقت است .[1]بنابراين ممكن است هدف اصلي از ازدواج، غير از تشكيل خانواده، امور ديگري نيز باشد:1 -زن و مردي كه به جهاتي آمادگي براي پذيرش تمام شرايط همسري دائمي را ندارند و نمي خواهند و يا نمي توانند تمام مسؤوليت ها و تكاليف زوجيت دائمي را به عهده بگيرند صرفا براي اين كه بتوانند تماس و برخورد معمولي با يكديگر داشته باشند و يا قبل از ازدواج دائم بتوانند نسبت به يكديگر شناخت و اطمينان كامل پيدا كنند، براي مدت معيني با هم ازدواج مي‌كنند. در اين صورت اگر اطمينان كامل به يكديگر پيدا كردند، ازدواج را ادامه مي‌دهند، و اگر نه از هم جدا مي‌شوند.2 -مرداني كه مدت زمان قابل توجهي به همسر خود دسترسي ندارند يا همسرشان بر اثر بيماري و غير آن، توان جنسي خود را از دست داده است و يا كسي كه همسر خود را از دست داده و امكان يا قصد ازدواج مجدد دائم را ندارد.3 -جواناني كه به سن بلوغ رسيده اند و امكان تشكيل خانواده و ازدواج دائم براي آنان مقدور نيست . فشار غريزه جنسي و محروم بودن از همسري شايسته، استعدادهاي آنان را مشغول و هدر مي‌دهد و يا به معصيت آلوده مي‌كند و نتايج تلخي چه از نظر اجتماعي و چه از نظر فردي به بار مي‌آورد. در اين صورت دو راه بيشتر وجود ندارد، يا اين كه آنان به حال خود رها شوند و رابطه نامشروع داشته باشند و يا از طريق مشروع به غريزه خود پاسخ بدهند. و چون امكان ازدواج دائم برايشان فراهم نيست، ازدواج موقت بهترين راه حفظ آنان از گناه و تأمين غرايز جنسي است . بنابراين آن دسته از قانون گذاران مخالف ازدواج موقت كه ارتباط غيرقانوني و
[1]سوره نساء (4)، آيه 24 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :520

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 521

غيررسمي زن و مرد يعني زنا را جايز نمي شمارند، يا بايد ادعا كنند كه هيچ يك از مردان و زنان، خارج از ازدواج رسمي دائمي هيچ گونه رابطه جنسي با هيچ كس ديگر ندارند و يا اگر عملا مي‌بينند كه تا حدود قابل ملاحظه اي ارتباطهاي گوناگون آزاد بين زنان و مردان وجود دارد، بايد ضمن تجديدنظر در روابط قانوني ازدواج اعتراف كنند كه بي توجهي به بعضي از نيازها و ضرورتها موجب اين تخلفات و روابط نامشروع و ايجاد عقده ها و يا بي بند و باريها شده است و براي آن ناچار بايد تدبيري انديشيد. در اسلام كه خواسته هاي فطري و نيروهاي مختلف جسمي و رواني انسان از نظر دور نمانده است، با واقع بيني كامل براي اين گونه مشكلات اجتماعي راه حل هاي عاقلانه و به دور از افراط و تفريط ارائه و پيشنهاد شده است ; و براي حل اين معضل، بهترين راه ازدواج موقت معرفي شده است . در بعضي روايات آمده است كه اميرالمؤمنين (ع) و امام صادق (ع) فرموده اند: "اگر از ازدواج موقت جلوگيري نشده بود هيچ كس جز فرد شقي تن به زنا نمي داد."[1]ممكن است افرادي از اين قانون سوءاستفاده كنند و يا وسيله بوالهوسي عده اي شود، اما هر قانوني در مواردي خاص و جزئي مي‌تواند زمينه سوء استفاده واقع شود. مهم آن است كه از راههاي سوء استفاده جلوگيري شود.

احكام ازدواج موقت

افزون بر تصريح به مدت و مهريه، در عقد ازدواج غير دائمي احكامي مقرر شده كه بايد به آنها توجه شود. از جمله :1 -زن و مرد مي‌توانند در ازدواج موقت شرط كنند كه بهره برداري جنسي آنها محدود باشد و يا مثلا نزديكي صورت نگيرد، در اين صورت مرد مكلف است شروط مورد توافق در ضمن عقد را رعايت كند; مگر اين كه زن بعدا راضي شود.
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب متعة، ج 21، ص 5 و 10) و 11، حديث 2 و 20 و 24 و 25 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :521

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 522

2 -در ازدواج دائم در هر صورت مرد بايد عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسكن و احتياجات ديگر زن از قبيل دارو و طبيب باشد; ولي در ازدواج موقت بستگي به قراري دارد كه ميان طرفين منعقد مي‌گردد. ممكن است مرد نخواهد يا نتواند متحمل اين مخارج بشود و يا زن نخواهد از پول مرد استفاده كند.3 -در ازدواج دائم مرد عنوان سرپرست خانواده را عهده دار است ; اما در ازدواج موقت به قراردادي كه ميان آنان بسته مي‌شود بستگي دارد.4 -در ازدواج دائم زوجين فقط با جلب نظر ديگري حق دارند از بچه دار شدن و توليد نسل جلوگيري كنند، ولي در ازدواج موقت جلب رضايت طرف ديگر ضرورت ندارد و مرد و يا زن مي‌تواند خود از بچه دار شدن جلوگيري كند.5 -اگر در اثر آميزش زن و مرد در اين نوع ازدواج كودكي متولد شد، مانند ازدواج دائمي مرد مسؤول اداره و تأمين زندگي اوست .6 -ممنوعيت ايجاد روابط جنسي زن با ديگران در مدت مورد توافق همانند ازدواج دائم است و تمام آن احكام را دارد.7 -پس از تمام شدن مدت تعيين شده، زن و شوهر خود به خود از هم جدا مي‌شوند و نياز به طلاق نيست ; ولي اگر آميزش صورت گرفته باشد، زن بايد عده نگه دارد تا اگر زن باردار است معلوم شود و مردي كه مسؤول اداره كودك است مشخص گردد. عده اين ازدواج در صورتي كه همبستر شده اند اگر عادت مي‌شود بنابراحتياط واجب گذشتن دوبار عادت ماهانه يا دو پاكي هركدام بيشتر است مي‌باشد، و اگر عادت نمي شود گذشتن چهل و پنج روز است . و اگر همبستر نشده اند يا زن يائسه است عده ندارد.8 -در اين نوع ازدواج حق توارث بين زن و شوهر نيست ; مگر درصورتي كه ارث بردن را در ضمن عقد شرط كرده باشند، كه در اين صورت بنابراحتياط با ساير ورثه مصالحه شود و ورثه او را راضي نمايند.