18 -"عاريه" آن است كه انسان مال خود را به ديگري بدهد تا از آن استفاده كند و در مقابل چيزي هم از او نگيرد.19 -"هبه" يا بخشش، آن است كه انسان چيزي را كه ملك خود اوست به رايگان ملك ديگري كند و به او ببخشد.20 -"وقف" آن است كه انسان ملكي را ثابت نگه دارد و منافع آن را براي شخص يا اشخاص و يا براي كار يا مصرفي تعيين نمايد. مانند اين كه زميني را براي مسجد يا حسينيه يا مدرسه و يا فقرا اختصاص دهد. به مالي كه وقف ميشود "موقوفه" و به وقف كننده "واقف" و به كسي كه براي او يا مصرفي كه براي آن وقف شده است "موقوف عليه" گفته ميشود.
مقررات كلي معاملات
در همه داد و ستدها و قراردادها بايد اين شرايط رعايت شود:1 و 2 -طرفين معامله بالغ و عاقل باشند.3 -طرفين علاوه بر بلوغ رشد داشته باشند. يعني در حدود متعارف براي معامله اي كه انجام ميدهند، از كارداني برخوردار باشند. بنابراين معامله سفيه يعني كسي كه معمولا دارايي خود را در كارهاي بيهوده مصرف ميكند و كارهاي او از نظر عرف عاقلانه نيست، صحيح نمي باشد.4 -كسي آنان را به معامله مجبور نكرده باشد.5 -طرفين معامله نسبت به آنچه روي آن معامله ميكنند از نظر مقدار، خصوصيات قابل توجه از قبيل شكل، رنگ، كيفيت تحويل و... آگاهي كافي داشته باشند; به طوري كه كمترين ابهامي كه بعدا مايه اختلاف نظر آنها شود، براي هيچ كدام باقي نماند.6 -حاكم شرع يكي از آنان يا هر دو را از تصرف در اموالشان منع نكرده باشد.7 -طرفين معامله صاحب كالا و پول باشند و يا همانند پدر يا جد پدري شخص نابالغ يا وكيل در معاملات، اختيار مال در دست آنان باشد.8 -طرفين نسبت به معامله قصد جدي داشته باشند.
انواع خريد و فروش
خريد و فروش را ميتوان به يكي از راههاي زير انجام داد:الف -"نقدي" معامله نقدي آن است كه مدت در تحويل كالا و عوض آن شرط نشود.ب -"نسيه" معامله نسيه آن است كه فروشنده، كالا را به خريدار بسپارد ولي قرار بگذارند كه خريدار بهاي آن را در وقت ديگر به فروشنده بدهد. در اين نوع معامله مدت بايد كاملا معلوم باشد.ج -"سلف" (پيش فروش). معامله سلف آن است كه قرار بگذارند خريدار هنگام معامله، بهاي كالا را بپردازد و كالا را كه كلي و به ذمه فروشنده است در زمان معين ديگري تحويل بگيرد.
موارد فسخ معامله (خيارات)
حق به هم زدن معامله را "خيار" ميگويند، و فروشنده يا خريدار در يازده مورد حق دارند معامله را به هم بزنند.1 -"خيار مجلس"، اگر خريدار و فروشنده از مجلسي كه معامله در آن انجام شده متفرق نشده باشند و قصد بر هم زدن معامله را نمودند، حق دارند آن را فسخ نمايند.2 -"خيار غبن"، در صورتي است كه خريدار يا فروشنده در معامله زيان ديده باشند.3 -"خيار شرط"، اين است كه طرفين در ضمن معامله شرط كنند كه هر دو و يا يكي از آنان تا مدت معيني حق فسخ معامله را داشته باشد.4 -"خيار تدليس"، در موردي است كه فروشنده مال خود را بهتر از آنچه هست جلوه دهد، به گونه اي كه بهاي آن در نظر مردم بيشتر از بهاي معمول باشد.5 -"خيار تخلف شرط"، در موردي است كه طرفين در ضمن معامله، انجام كاري را شرط كنند و يا در ضمن معامله شرط كنند كه كالا داراي شرايط ويژه اي باشد ولي به آن شرط عمل نشود يا آن كالا داراي آن شرط نباشد.
6 -"خيار عيب"، در صورتي است كه در كالاي مورد معامله يا عوض مشخص آن عيبي باشد.7 -"خيار تبعض صفقه"، در صورتي است كه پس از انجام معامله آشكار شود كه مقداري از كالا يا عوض مشخص آن، مال ديگري بوده و صاحب آن راضي نشود.8 -"خيار رؤيت"، در موردي است كه فروشنده ويژگي هاي كالاي معيني را كه خريدار نديده به او بگويد ولي بعد معلوم شود كه حقيقت نداشته است ; و يا خريدار خصوصيات عوض معيني را كه ميدهد بگويد و بعد معلوم شود طوري كه تعريف كرده نبوده است .9 -"خيار تأخير"، در موردي است كه خريدار پول كالايي را كه به طور نقد خريده تا سه روز نپردازد و فروشنده هم كالا را تحويل نداده باشد; چنانچه خريدار شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد و شرط تأخير در تحويل كالا هم نشده باشد.10 -"خيار حيوان"، اگر كالاي مورد معامله حيوان باشد، خريدار حق دارد تا سه روز معامله را به هم بزند.11 -"خيار تعذر تسليم"، در جايي است كه فروشنده نتواند كالايي را كه فروخته تحويل دهد; مثلا اتومبيلي را كه فروخته است به سرقت رود.
آداب داد و ستد
مستحب است فروشنده در بهاي كالا ميان مشتريها تفاوت نگذارد و در تعيين قيمت سخت گيري نكند، و اگر خريدار پشيمان شود و تقاضاي به هم زدن معامله (اقاله) را نمايد بپذيرد. از امام صادق (ع) نقل شده است : "هر بنده اي كه معامله مسلماني را كه از خريد يا فروش پشيمان شده به هم بزند و اقاله كند، خداوند لغزش آن بنده را در روز قيامت از بين خواهد برد."[1]
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 3 از ابواب آداب التجارة، ج 17، ص 386، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :564
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
از نكاتي كه رعايت آن سفارش شده اين است كه از قسم خوردن در معامله حتي اگر راست هم باشد پرهيز شود. البته اگر به دروغ قسم بخورد، مرتكب حرام شده است .
احتكار و قيمت گذاري
يكي از كارهاي نادرست اين است كه كالايي كه مورد نياز مردم است به انگيزه گرانتر شدن از دسترس خريداران دور نگه داشته شود، به شكلي كه مردم از اين جهت در مضيقه و سختي قرار گيرند. خواه قصد ضرر زدن به آنان در بين باشد و يا نباشد. از احتكار در روايات زيادي مذمت شديد شده و شخص محتكر از رحمت الهي دور و خطاكار و خائن معرفي شده و در برخي روايات در حد قاتل شمرده شده است . مطابق بعضي روايات، محتكر از پناه خداوند متعال خارج شده است و از نعمت هاي الهي محروم ميشود.[1]حكومت صالح بايد از احتكار كالاهاي ضروري جلوگيري كند، ولي صاحب كالا نسبت به قيمت گذاري آن آزاد است . پيامبر6از نرخ گذاري بر روي كالاهاي احتكار شده پرهيز نمود; و چون به آن حضرت پيشنهاد نرخ گذاري گرديد، در حالي كه آثار ناراحتي در چهره ايشان ظاهر بود فرمودند: "اين امر به دست من نيست، بلكه به دست خداست ; هر زمان كه بخواهد قيمت را پايين آورده يا بالا ميبرد."[2]در حقيقت چگونگي عرضه و تقاضا معمولا مشكل را حل ميكند; ولي با اين حال اگر فروشنده ها تباني كرده و در قيمت گذاري اجحاف نمودند، حكومت صالح بايد به مقدار لازم جلوي اجحاف را بگيرد و نرخ متعادلي را كه به نفع طرفين باشد تعيين نمايد.
[1]همان، باب 27 از ابواب آداب التجارة، ج 17، ص 423 - 427 .
[2]همان، باب 30، ج 17، ص 430، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :565
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
معاملات باطل
در چند مورد معامله باطل است :1 -خريد و فروش عين نجس كه از آن منفعت حرام برده شود، مثل مشروبات الكلي ; ولي خريد و فروش چيزهايي همچون خون انسان براي تزريق كه منفعت حلال دارند جايز است .2 -خريد و فروش مالي كه از راه نامشروع به دست آمده است، مانند مال غصبي يا مالي كه از راه دزدي يا قمار و يا به وسيله معامله باطلي به دست آمده باشد.3 -خريد و فروش چيزهايي كه ارزش مالي ندارند، مانند پر كاه ; و يا منافع معمولي آنها فقط كار حرام باشد، مانند ابزار لهو و لعب در جايي كه تنها استفاده حرام داشته باشند.4 -خريد و فروش آميخته با غش . و "غش" آميختن كالاي نامرغوب با كالاي مرغوب است به گونه اي كه قابل تشخيص نباشد. از پيامبراكرم6نقل شده است كه فرمودند: "هر كس با برادر مسلمان خود غش كند، خداوند بركت روزي او را ميبرد و راه معاش او را ميبندد و او را به خودش وامي گذارد."[1]5 -معاملات ربايي .
مشاغل حرام
از جمله درآمدها و كسب هاي حرام عبارتند از: دزدي، ربا، رشوه، درآمد از راه غناي حرام و مدح و تقويت ظالم، شراب فروشي، جادوگري، كهانت و تنجيم در صورتي كه براي غير خداوند تأثير قائل شوند، و شعبده بازي در صورتي كه براي جلوه دادن حق به شكل باطل يا باطل به شكل حق باشد. اگركسي از اين راهها مالي به دست آورد، تصرف در آنها حرام است و ضامن آن ميباشد.
[1]ر.ك : همان، باب 86 از ابواب "ما يكتسب به"، حديث 11) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :566
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
پول
تا زماني كه زندگي اجتماعي بشر توسعه نيافته و تقسيم كار و تخصص و ارتباطات در ميان نبود، حوايج افراد در سطح پاييني قرار داشت و به آساني با مبادله كالا به كالا (كالايي توليد شده با كالايي ديگر) نيازها برطرف ميشد. اما رفته رفته با تكامل صنايع و توسعه اقتصادي و تنوع كالا و ازدياد روابط، ديگر مبادله ساده ممكن نبود و معاملات با مشكلات زيادي مواجه شد. لذا به ناچار پول به عنوان وسيله مبادله و قيمت گذاري كالا تعيين شد. اين اقدام اگرچه مشكلات زيادي را حل كرد، اما اشكالات تازه اي را نيز به وجود آورد. يكي از اين اشكالات آن بود كه پول به تدريج نقش اوليه خود را از دست داد و از حالت وسيله بودن خارج شد و مستقلا موضوع معامله قرار گرفت . به اين ترتيب اشخاص از پول به عنوان راهي براي كسب درآمد آن هم به طور مطمئن تر از توليد و كار و كوشش و بدون انجام تلاشي يا تحمل خطري احتمالي استفاده كردند و با قرض دادن به اشخاص و مطالبه سود ثابت روز به روز بر ثروت خود افزودند; هر چند به قيمت نابود كردن عده اي ديگر تمام شد. با اين عمل به تدريج رباخواري شكل جديدي پيدا كرد و معادلات اقتصادي با اين وسيله به هم خورد. اين عمل وضع جامعه را به هم زد و موجب فاصله بيشتر طبقات اجتماعي گرديد. بدون شك پول نقش بسيار مهمي در آسان كردن روابط اقتصادي دارد و معامله كردن با آن اشكالي ندارد. هم ميتوان پول را در مقابل كالا پرداخت و هم با آن مبادلات ارزي داشت و هم آن را با پرهيز از ربا خريد و فروش كرد; اما در جايي كه پول در شكل گسترده تري به رباخواري و بهره كشي دامن ميزند، خطرناك و عامل مفاسد اقتصادي و اجتماعي ميگردد و معنويت جامعه با سودپرستي و تراكم ثروت تهديد ميشود.
قرض الحسنه
قرض دادن از كارهاي مستحبي است كه در آيات قرآن و احاديث معصومين (ع) درباره آن سفارش زيادي شده است . در قرآن خداوند خود را قرض گيرنده معرفي كرده است . در اين آيات به قرض دهنده، افزايش و بركت در مال، مغفرت و رحمت وعده داده شده است . (من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له أضعافا كثيرة )[1]"چه كسي است كه به خداوند قرض نيكو دهد تا براي او چندين برابر افزايش دهد." از پيامبر اكرم6نيز روايت شده است : "هر كس به برادر مسلمان خود قرض دهد، مال او زياد ميشود و تا زمان پرداخت بدهكار ملائكه بر او رحمت ميفرستند."[2]همچنين در حديثي ديگر ميفرمايد: "هزار درهمي را كه در دو مرحله قرض دهم براي من بهتر و محبوبتر است از اين كه آن را به يكباره صدقه دهم ."[3]وام گيرنده همان مقدار كه دريافت كرده مديون است و نه بيشتر; اما از آنجا كه تورم گاهي چنان زياد ميشود كه اختلاف فاحشي در قدرت خريد بين پول داده شده و دريافتي ايجاد ميكند، در اين صورت پرداخت همان مقدار دريافتي محل اشكال است و بنابر احتياط لازم است دو طرف با يكديگر مصالحه نمايند.
ربا
يكي از بدترين و زشت ترين كارهاي اقتصادي، عمليات اقتصادي ربوي است كه بايد آن را از ظالمانه ترين انواع استثمار به حساب آورد. اسلام اين اقدام را نادرست دانسته و رباخواران را به سختي نكوهش كرده است . طبق آيات قرآن حرمت ربا در چند مرحله و خطاب - از روش نرم به شدت - اعلام شده است . در مرحله نخست ربا دهندگان را مخاطب ميسازد و به اشتباه
[1]سوره بقره (2)، آيه 245 .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 6 از ابواب دين و قرض، ج 18، ص 330، حديث 3 .
[3]همان، باب 8، ص 334، حديث 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :568
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
آنان كه گمان ميبرند با دادن ربا موجب افزايش ثروت ثروتمندان ميشوند، اشاره ميكند كه اين اقدام مايه افزايش نزد خداوند نخواهد بود ولذا عمل آنان مورد تأييد خداوند نمي باشد: (و ما آتيتم من ربا ليربو في أموال الناس فلا يربوا عند الله ).[1]در مرحله ديگر رباخواران يهود را مذمت كرده كه چرا با اين كه طبق مقررات ديني خود از آن نهي شده اند، مرتكب اين عمل ميشوند و اموال مردم را به ناحق ميخورند، و عذاب دردناكي در انتظار آنان است : (و أخذهم الربا و قد نهوا عنه و أكلهم أموال الناس بالباطل و أعتدنا للكافرين منهم عذابا أليما).[2]در آيه اي ديگر از رباي فاحش و بهره مركب - كه پس از نپرداختن سررسيد اول اصل پول و سود آن به عنوان اصل تلقي ميشود و به همه آن، سود تعلق ميگيرد - نهي و آن را ممنوع كرده است : (يا أيها الذين آمنوا لا تأكلوا الربا أضعافا مضاعفة ).[3]و بالاخره با شدت تمام رباخواري را حرام كرده و آن را به منزله اعلام جنگ خدا و پيامبر با وي حساب آورده و مؤمنين را مكلف نموده است كه اصل ارزش مالي را كه پرداخته اند دريافت نمايند: (يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقي من الربا ان كنتم مؤمنين فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلكم رءوس أموالكم لا تظلمون و لا تظلمون )[4]"اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا پروا كنيد و باقيمانده ربا را رها كنيد اگر مؤمن هستيد; پس اگر چنين نكنيد جنگ خدا و رسولش را اعلام نماييد. و اگر توبه كرديد سرمايه اصلي تان از آن شماست ; نه ستم ميكنيد و نه به شما ستم ميشود." در روايات، گناه يك درهم ربا بزرگتر از هفتاد مرتبه زناي با محارم دانسته شده است .[5]بر مسلمانان است كه به جاي روي آوردن به عمل زشت رباخواري و سود سرشار بي حساب و بي زحمت كه آثار مخربي را در اقتصاد به جاي ميگذارد، به قرض الحسنه روي آورند و بركت و رحمت الهي را در اين اقدام انساني جستجو كنند.
[1]سوره روم (30)، آيه 39 .
[2]سوره نساء (4)، آيه 161) .
[3]سوره آل عمران (3)، آيه 130) .
[4]سوره بقره (2)، آيات 278 - 279 .
[5]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب ربا، ج 18، ص 117، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :569
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست