بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 570

معامله و ربا

هنگامي كه آيات تحريم ربا نازل شد، رباخواران اين سؤال را مطرح كردند كه چه تفاوتي ميان سود حاصله از ربا و سود خريد و فروش است : (ذلك بأنهم قالوا انما البيع مثل الربا).[1]پاسخ قرآن با تأكيد بر سخن قبلي اين بود: (و أحل الله البيع و حرم الربا)[2]ميان بيع و ربا تفاوت هست . خداوند خريد و فروش را جايز و ربا را حرام كرده است . پر واضح است كه در بيع يك خدمت مورد نياز اقتصادي صورت مي‌گيرد; زيرا بيع عبارت است از توزيع كالا، و اين در زندگي اجتماعي بشر امري لازم و ضروري است، در حالي كه ربا چنين نيست . ربا دهنده بدون هيچ زحمتي از سود فراواني بهره مي‌برد و چنين درآمدهاي سرشاري تعادل اقتصادي را به هم مي‌زند. افزون بر اين معامله تابع عرضه و تقاضاست و لذا داراي يك سود ثابت نيست، بستگي به تلاش و فعاليت بيشتر و آشنايي به مسائل اقتصادي دارد; در حالي كه در ربا سود ثابت موجب مي‌گردد كه وام گيرندگان دچار شكست فاحش شوند و با يك اقدام مكرر و گسترده، عده اي در جامعه مرتب ضعيف و ضعيف تر مي‌شوند و عده اي هر روز بر ثروتشان افزوده مي‌گردد، بدون اين كه دغدغه اي به كار، بازار، تورم و... داشته باشند. در ارتباط با يك سرمايه دار رباخوار، چند صد نفر پس از چند سال زمين گير و ساقط مي‌شوند و سرمايه و ثروت آنان به تدريج به جيب يك نفر سرازير مي‌گردد.

انواع ربا

ربا بر دو نوع است : 1 - رباي معاملي 2 - رباي قرضي .الف -"رباي معاملي"، آن است كه كالايي را در برابر مقداري اضافه از همان كالا، يا همان مقدار و پول اضافه، يا همان مقدار و انجام يك كار اضافي، و يا همان مقدار با قرار مدت براي يك طرف بفروشد. اضافه كردن چيزي در طرف مقابل،
[1]سوره بقره (2)، آيه 275 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 275 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :570

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 571

مثل اين كه يك تن گندم را بفروشد به يك تن و پنج من گندم، يا يك تن گندم و هزار تومان، يا يك تن گندم و انجام كاري براي فروشنده، و...; در همه اين موارد معامله ربايي بوده و باطل مي‌باشد.ب -"رباي قرضي"، آن است كه قرض دهنده شرط كند كه بدهكار مبلغي اضافه بر آنچه گرفته بدهد يا مقداري از جنس ديگر به آن اضافه كند يا كاري براي او انجام بدهد و يا آن را با كيفيت خاصي كه ارزش مالي دارد پس بدهد. البته اگر قرض گيرنده به ميل خود - بدون اين كه قرض دهنده شرط كند - بيشتر از مقدار قرض بپردازد، اشكال ندارد; بلكه مستحب است . رباي قرضي به هيچ وجه حلال نمي شود و راههايي كه براي فرار از آن در بعضي از كتابها بيان شده جايز نيست، و زياده اي كه گرفته مي‌شود حرام است . در رباي معاملي در صورتي كه بخواهند دو كالاي همجنس را كه با هم تفاوت قيمت دارند معامله كنند، مي‌توانند چيزي را ضميمه كنند; به گونه اي كه از معامله "مثل به مثل همراه با زياده" خارج گردد. مثلا اگر يك خروار برنج مرغوب ارزش دو خروار برنج نامرغوب را دارد و بخواهند آنها را با هم مبادله كنند، مي‌توانند يك خروار برنج مرغوب را همراه با يك عدد ساعت به دو خروار برنج نامرغوب بفروشند. البته بهتر است در همين صورت يك خروار برنج مرغوب را به پول بفروشند و بعد با آن پول دو خروار برنج نامرغوب را بخرند كه مبادله كالا به كالا نباشد.

بانك

با رواج اسكناس و پول و توسعه تجارت، ايجاد بانك يكي از ضروريات زندگي اجتماعي مردم شده است . بانك ها خدمات گوناگوني به مشتريان خود ارائه مي‌دهند. بانك ها براي ارائه خدمات و تسهيلاتي كه براي مردم به وجود مي‌آورند، مي‌توانند كارمزد دريافت كنند; و نيز تحت يكي از عنوانهاي داد و ستد، مانند مضاربه، وارد تجارت شوند و به سپرده ها علي الحساب سود بپردازند; اما اين سود


صفحه 572

نمي تواند ثابت باشد. از سوي ديگر اگر قراردادهاي بانك ها براي فرار از ربا و جنبه صوري داشته باشد و متقاضي برخلاف شرايط و قرارداد عمل كند، اشكال دارد.

سفته

سفته نوعي برات و حواله است و بر دو قسم مي‌باشد:الف -"سفته حقيقي"، و آن سفته اي است كه بدهكار در برابر بدهي خود به طلبكار مي‌دهد.ب -"سفته دوستانه"، و آن سفته اي است كه شخص به ديگري مي‌دهد بدون آن كه به او بدهكار باشد. اگر كسي بخواهد سفته حقيقي را كه از بدهكار گرفته با ديگري معامله كند، بايد به ترتيبي كه ربا لازم نيايد عمل نمايد. به عنوان مثال مبلغي را از بانك يا شخص ديگر به عنوان وام بگيرد و سفته را به وام دهنده تحويل دهد و او را در وصول سفته وكيل خود نمايد تا پس از وصول، طلب خود را بردارد و مبلغ اضافه را نيز به عنوان كارمزد حساب كند; به شرط اين كه مبلغ باقيمانده عرفا در حد كارمزد باشد، نه اين كه خواسته باشد با اين عنوان از ربا فرار كند. پس اگر به اين ترتيب عمل نكند و مبلغي را كه كمتر از مبلغ سفته است از شخص ثالث قرض نمايد و مبلغ سفته را به شخص ثالث حواله دهد، ربا و حرام است . و اگر مبلغ سفته را به ديگري به مبلغ كمتر بفروشد، صحت آن محل اشكال است .

وظايف مالي

در يك نگاه مي‌توان به اختلاف سطح زندگي مردم و درآمدهاي آنان پي برد. اين تفاوتها عوامل مختلفي دارد. برخي عوامل به عملكرد و ستم هايي مربوط است كه از ناحيه زمامداران و زراندوزان به آنان تحميل شده است . عواملي مانند: غصب، احتكار و تجاوز به بيت المال و... . اموري از اين قبيل موجب مي‌شود كه حقوق برخي از افراد جامعه به جيب عده اي معدود سرازير شود و در نتيجه اختلاف


صفحه 573

فاحشي ميان افراد جامعه به وجود آيد. خداي متعال در سوره ابراهيم (ع) پس از يادآوري بسياري از نعمتهاي خود فرموده است : (و آتاكم من كل ما سألتموه و ان تعدوا نعمت الله لاتحصوها ان الانسان لظلوم كفار)[1]"خدا به شما داده است از هر چه تقاضا كرده ايد، و اگر نعمتهاي خدا را بشمريد نمي توانيد احصاء كنيد، به درستي كه انسان، ستم پيشه و ناسپاس است ." ظاهرا مقصود اين است كه آنچه تقاضاي خلقت و طبيعت شماست براي شما آفريده است و نعمتهاي او بي شمار است . در اينجا جاي سؤال است كه پس چرا اين همه فقر و كمبود وجود دارد؟ و جمله آخر پاسخ اين سؤال است : كمبودها در اثر ظلم ستمگران است كه به اموال و حقوق ديگران تجاوز مي‌كنند. و يا در اثر كفران نعمتها - از قبيل درياها و معادن و آب و زمين - است كه از آنها بهره نمي برند. و اميرالمؤمنين علي (ع) در اين باره مي‌فرمايد: "فماجاع فقير الا بما متع به غني"[2]"فقيري گرسنه نشد مگر به سبب آنچه ثروتمند از آن بهره برد." عده اي بدون تلاش و رنج، ثروتهاي كلاني به دست آورده و از همه امكانات رفاهي برخوردارند، و متقابلا تنبلي عده اي موجب ناتواني اقتصادي آنان مي‌شود و باعث پيدا شدن اختلاف طبقاتي فاحش مي‌گردد. بي عدالتي و تنبلي كه موجب اختلاف سطح اقتصادي مي‌شود، مورد تأييد دين نيست و آنها را هم نبايد به حساب قضا و قدر گذاشت ; بلكه از سويي بايد تلاش نمود با برپايي عدالت جلوي تجاوز و تبعيض را گرفت ; و از سوي ديگر با تلاش و كوشش در اداره زندگي، رفاه نسبي براي خانواده ها فراهم نمود. برخلاف دو مورد ياد شده كه رابطه ظالمانه و كيفيت رفتار فردي آن را به وجود مي‌آورد و بايد درصدد رفع آن برآمد، مورد ديگري وجود دارد كه بر اساس خلقت و استعداد انسان است . برخي در خلقت تكويني ناتوان، عاجز و معلولند، و كساني هم ممكن است بر اثر سوانح و بلاياي طبيعي آسيب ببينند; و از طرفي كساني هستند كه از ضريب هوشي بالا برخوردار بوده و جسمي توانا دارند و از خلاقيت
[1]سوره ابراهيم (14)، آيه 34 .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 328، ص 533 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :573

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 574

بهره مند مي‌باشند، يا در اثر تحصيلات و ارتقاي سطح علمي به توانايي بالايي رسيده اند. طبيعي است هر كس از توانايي بالاتري برخوردار باشد، بهره مندي او از امكانات و منابع طبيعي بيشتر خواهد بود; و هر كس ناتوان باشد، توانايي استفاده كمتري خواهد داشت . دين اين تفاوت طبيعي را به رسميت مي‌شناسد و براي اين كه اين تفاوت موجب تبعيض فاحشي در جامعه نگردد و باعث نشود كه عده اي از همه امور رفاهي برخوردار باشند و عده اي به نان شب محتاج، وظايفي را بر عهده ثروتمندان قرار داده است و توصيه هايي به آنان در مورد فقرا و مستمندان كرده و به طور كلي از بين بردن خلاهاي اجتماعي و اقتصادي را كه مربوط به همه جامعه مي‌شود، يادآور شده است ; تا جايي كه در روايتي از پيامبر اكرم6نقل شده است كه فرمودند: "هر كس صداي انساني را بشنود كه از مسلمانان ياري مي‌طلبد و جوابي به او ندهد، مسلمان نيست ."[1]توصيه ها و تكاليف ديني در اين رابطه بسيار و قابل توجه است و مسلمانان ملزم هستند كه آنها را رعايت نمايند; كه به مواردي چند از وظايف مالي اشاره مي‌گردد.

1 - انفاق

گسترده ترين موضوع قرآني در رابطه با وظايف اقتصادي "انفاق" است . اين كلمه بيش از هشتاد بار در قرآن با تعبيرهاي مختلف آمده و مسلمانان را تشويق به پرداخت قسمتي از عطاياي الهي به ديگران كرده است . بر اساس فرهنگ اسلامي مالك حقيقي خداوند متعال است . (و آتوهم من مال الله الذي آتاكم )[2]"از مالي كه خدا به شما داده به آنان بدهيد." و نيز: "مؤمنان كساني هستند كه از آنچه به آنان روزي داديم انفاق مي‌كنند."[3]خداوند به مؤمنان توصيه مي‌كند قبل از آن كه مرگشان فرا برسد و اموالشان ديگر به كار آنان نيايد انفاق
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 59 از ابواب جهاد العدو، ج 15، ص 141، حديث 1) .
[2]سوره نور (24)، آيه 33 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :574

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 575

كنند: (و أنفقوا من ما رزقناكم من قبل أن يأتي أحدكم الموت ).[1]شيطان از انفاق و از فقر و ناداري مي‌ترساند، اما خداوند به مغفرت و رضوان خود براي شخص انفاق كننده وعده مي‌دهد: (يا أيها الذين آمنوا أنفقوا من طيبات ما كسبتم و مما أخرجنا لكم من الارض ... الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء و الله يعدكم مغفرة منه و فضلا).[2]خداوند براي فقرا و سائلان و محرومان جامعه در اموال ثروتمندان حقي قرار داده است .[3]اين حق منطبق بر همان صدقات و زكاتهاي واجب و مستحب مي‌باشد كه شرايط و كيفيت جمع آوري و مصرف آنها در بحث زكات آمده است . در روايات متعددي آمده است : "خداوند آنچه مقتضاي عدالت بوده انجام داده و حق فقرا و محرومان را تأمين كرده و در اموال ثروتمندان قرار داده است ; ولكن به خاطر امتناع ثروتمندان از انفاق است كه در جامعه فقير و تهيدست وجود دارد."[4]به هر حال اگر درآمد بسيار با انفاق همراه نباشد، به انحراف اقتصادي منجر مي‌شود; كه در اين صورت تحريم شده است .

2 - ممنوعيت زراندوزي

يكي از وظايف انسان مسلمان پرهيز از گنج اندوزي است . خداوند مي‌فرمايد: (و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب أليم ‌ يوم يحمي عليها في نار جهنم فتكوي بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما كنزتم لانفسكم فذوقوا ما كنتم تكنزون )[5]"به آنها كه زر و سيم انباشته و ذخيره مي‌سازند و در راه خدا انفاق نمي كنند، مژده عذابي دردناك بده . روزي كه با طلاها و نقره هاي گداخته در آتش سوزان، صورت ها و پهلوها و پشت هايشان را داغ مي‌كنند (و به آنها مي‌گويند) اين
[1]سوره منافقون (63)، آيه 10) .
[2]سوره بقره (2)، آيات 267 - 268 .
[3]سوره معارج (70)، آيات 24 - 25 .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب ماتجب فيه الزكاة، ج 9، ص 9 تا 13، حديث 2 و 3 و 6 و 9 .
[5]سوره توبه (9)، آيات 34 - 35 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :575

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 576

همان چيزي است كه براي خود گنج مي‌كرديد; پس بچشيد چيزي را كه براي خود مي‌اندوختيد." "كنز" به معناي روي هم انباشتن و گرد آوردن ثروت است .[1]اين عمل در تعاليم دين ممنوع شده و ثروت اندوزان سخت نكوهش شده اند. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "اموال زيادي را كه خداوند به شما داده براي اين است كه در آن جهت و راهي كه خدا خواسته به كار ببريد، و آنها را براي گنج اندوزي نداده است ."[2]به هر حال، علت حرام بودن گنج اندوزي آن است كه هم انباشته كردن اموال در يك جا موجب محروميت ديگران مي‌شود و هم زمينه ساز كارهاي ناپسندي از قبيل ربا مي‌گردد و در نهايت موجب طغيان و سركشي در برابر خداوند خواهد شد.

3 - پرداخت زكات

يكي ديگر از وظايف مالي افراد ثروتمند براي جبران كاستي هاي اقتصادي جامعه "زكات" است . زكات در قرآن و احاديث معمولا در رديف نماز قرار گرفته است . در نگاه تعاليم اسلامي رفع بسياري از كمبودهاي اجتماعي و تأمين معيشت فقرا و مستمندان جامعه به وسيله زكات مي‌باشد. در زمان حكومت پيامبر اكرم6و حضرت امير(ع) عمده كمبودها و نيازهاي جامعه به وسيله زكات برطرف مي‌شد; و نه چيزي كه مشمول زكات مي‌شد درآن روزگار ثروت مهم مردم بوده است . درباره اهميت زكات و تأكيد بر پرداختن آن، روايات زيادي نقل شده است . از امام جعفر صادق (ع) نقل شده كه فرمودند: "اموال خود را با پرداخت زكات حفظ كنيد و بيماران خود را با دادن صدقه مداوا نماييد، و هيچ مالي در بيابان يا دريا تلف
[1]راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص 727 .
[2]كليني، كافي، ج 4، ص 32، حديث 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :576

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 577

نمي شود مگر به سبب ترك زكات ."[1]در حقيقت زكات بيمه كردن مال است ; همان گونه كه زكات فطره بيمه عمر مي‌باشد. بنابر مشهور زكات در نه چيز واجب است : گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند. اگر كسي مالك يكي از اين نه چيز بوده و بالغ و عاقل باشد و قدرت تصرف در مال خود را داشته باشد و آن مال به مقدار نصاب رسيده باشد، زكات بر او واجب مي‌شود. در غلات چهارگانه هنگام تعلق زكات، و در چهارپايان و طلا و نقره براي كسي كه در آنها تصرف مي‌كند، بايد يازده ماه مالك آنها بوده باشد. هر چند بنابر نظر مشهور فقها، زكات فقط در اين نه چيز واجب مي‌شود ولي علاوه بر اين موارد - بنابر احتياط - زكات "سلت" كه دانه اي است به نرمي گندم و خاصيت جو را دارد و "علس" كه شبيه گندم است و نيز زكات "برنج"، "ذرت" و "ساير حبوبات" هم مطابق شرايط "گندم و جو" پرداخت شود. بلكه شايد بتوان گفت موضوع زكات وسيع تر از موارد مذكوره مي‌باشد و حاكم اسلامي با در نظر گرفتن كمبودهاي اقتصادي و نيز ثروت و درآمد عمومي، برحسب نياز زكات را در اموال مردم قرار مي‌دهد و در نتيجه مالياتها به عنوان زكات واجب دريافت مي‌شود.

مصارف زكات

زكات را مي‌توان در موارد زير مصرف نمود:1 -فقير، يعني كسي كه همه يا بخشي از هزينه هاي ساليانه خود و افراد تحت تكفل خود را نداشته باشد; پس كسي كه مي‌تواند از راه درآمد املاك يا صنعت، كارگري، گرفتن اجاره و مانند آن مخارج ساليانه خود را تأمين نمايد فقير نيست .2 -مسكين، و او كسي است كه وضع اقتصادي اش از فقير بدتر است .3 -عامل زكات، يعني كسي كه مأمور جمع آوري و نگهداري و حسابرسي زكات است .
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 3 از ابواب ما تجب فيه الزكاة، ج 9، ص 24 و 25، حديث 8 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :577

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست