بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 61

عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الاغلا ل التي كانت عليهم ...)[1]"[پيامبر] براي آنان پاكي ها را حلال، و ناپاكي ها را حرام مي‌گرداند; و از آنان تكاليف مشقت بار و قيد و بندهايي را كه بر آنها بود، بر مي‌دارد... ." آساني تكاليف ديني به معناي رفع تكليف و يا به طور كلي نبودن هيچ گونه سختي و دشواري نيست . تكاليف ديني اصولا با زحمت همراه است و انجام آنها در صورتي كه دل در گرو آنها باشد و علاقه دروني به آنها تقويت گردد، لذت بخش خواهد بود. رنج اندك، با لذت عبادت به پيشگاه خداوند نه تنها هموار خواهد شد بلكه چنان تحت شعاع بهجت و نشاط بندگي قرار خواهد گرفت كه هيچ احساس بدي وجود نخواهد داشت . به رغم آساني نوع تكاليف ديني و اصل سهولت براي بندگان در اعمال ديني، ممكن است تكليف هايي وجود داشته باشد كه يا سخت باشد و يا كساني نسبت به انجام آنها بي رغبت و بي ميل باشند. همين احساس بي ميلي خود تكليف را دشوار مي‌كند. خداوند خود از اين ناخوشايندي چنين سخن گفته است : (كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسي أن تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي أن تحبوا شيئا و هو شر لكم )[2]"بر شما جنگ و جهاد مقرر شده و آن برايتان ناگوار است، و چه بسا چيزي را ناگوار بدانيد و آن به سودتان باشد و چيزي را گوارا بدانيد و آن به زيانتان باشد." بايد توجه داشت كه اصل تشريع تكليف، براي صيقل روح و رشد و كمال است ; و چنين مهمي بدون زحمت و رنج ميسر نمي شود. ناخوشايندي برخي وظايف ديني مانند تمرين هاي مداوم يك ورزشكار و يا پرهيز بيمار از چيزهايي است كه به آنها علاقه مند است و نمي تواند آنها را مصرف كند، و يا چيزهايي را بايد به مصرف برساند كه خوش ندارد، و در عين ناخوشايندي، سود و نفع او در پرهيز و يا مصرف آن است . با اين همه، سختي تكاليف براي همه نيست و در جايي كه سختي تحمل ناپذير شد تكليف برداشته مي‌شود; و اين يك اصل است كه هر كسي به اندازه توانش مكلف است .
[1]سوره اعراف (7)، آيه 157) .
[2]سوره بقره (2)، آيه 216 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :61

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 62

دينداري

دينداري يعني تعهد و پايبندي به دين و رفتار بر اساس آن . دينداري از آنجايي كه عكس العمل مثبت به دستور خداوند است، وقتي تحقق پيدا مي‌كند كه شخص ديندار خود را تنها در برابر خداوند ملزم ببيند و دغدغه انجام وظايفي را داشته باشد كه از ناحيه خداوند توصيه شده است . دينداري التزام قلبي لازم دارد و تنها عمل به ظواهر براي آن كافي نيست . ممنوع بودن تظاهر، ريا، عجب و امثال اينها نشان مي‌دهد كه شخص ديندار در صورتي كه اعمال ديني را با قصد و نيت نيك و براي خدا انجام دهد پذيرفته است و در صورتي كه شائبه ريا و غير خدا در آن باشد دينداري نيست . خودنمايي و ريا در برخي اعمال موجب بطلان آنها مي‌شود. انجام دستورات ديني بدون قصد و نيت، همانند صدها عملي است كه روزانه انجام مي‌گيرد. يك عمل در صورتي ديني به حساب مي‌آيد كه براي خدا باشد. حتي در امور مباح چنانچه قصد قربت در آن باشد، اثر وضعي دينداري را دارد و انسان را به خداوند نزديك مي‌كند. دين يك سري شعائر و آداب دارد. مي‌توان از اين شعائر و آداب به پوسته و ظاهر تعبير كرد. اين قبيل امور، غير از صورت ظاهري، لايه اي دروني دارند و آن تسليم بودن در برابر خداوند است . اعمال ظاهري علامت و نشانه علاقه دروني به جا آورنده آنهاست . انجام آنها در عين اين كه مي‌تواند حاكي از اعتقاد دروني باشد، مي‌تواند فريب و نيرنگ و رسم و عادت نيز باشد. دينداري در صورتي صادق است كه ميان اعمال ظاهري و حقيقت و لايه آنها رابطه و پيوندي عميق برقرار گردد. چنين اعمالي اگر به عادت تبديل شود و يا به قصد فريب انجام بگيرد، اثر منفي برجا خواهد گذاشت و دست كم اثر ديني نخواهد داشت . دينداري مراتبي دارد. همه بندگان خدا اشتياق و علاقه و استعداد يكساني ندارند. برخي بر اثر استعداد و شوق دروني، تربيت و يا مجاهدت ممكن است به


صفحه 63

درجات بالايي از دينداري برسند، و كساني هم بنابه دلايلي به آن درجات نائل نشوند. كسي براي دينداري بندگان خدا حق حساب كشي از آنها را ندارد. رتبه بندگي و تعهد در برابر خداوند و ميزان آن تنها با خداست . دينداري اگر جلوه اي بيروني دارد، حقيقتش امري دروني و در نتيجه كمتر آزمودني است و كسي جز خدا حق ندارد بندگان خدا را از اين جهت رتبه بندي كند. نكته حائز اهميتي درباره دينداري وجود دارد كه بايد به آن توجه شود، و آن اين كه ممكن است كساني با دروني توصيف كردن حقيقت دينداري، آن را صرفا پرداختن به درون و پاك كردن آن از رذايل و آلودگي بدانند و ظواهر و فرايض ديني را چندان مهم تلقي نكنند. در اين نگاه تصور اين است كه اگر مراد از دينداري تسليم بودن در برابر خداوند و تقرب به اوست، قلب همواره به ياد خداست و نيازي به ظواهر شريعت نيست و با همان توجه هاي دروني هدف برآورده مي‌شود. آري ! حقيقت دينداري امري دروني است، و ليكن پوسته شريعت و ظواهر دين نيز جزئي جداناپذير از دين و براي نگهداري همان گوهر است . نظر صاحب شريعت بر اين بوده كه صورت دينداري با لايه و حقيقت آن آميخته شود و به هر دو توجه گردد; كه بدون آن دو، دينداري تحقق نمي يابد. دينداري پايبندي به مجموعه دستورات دين است . همراهي همه آنها با هم اثربخش است . تجزيه دين و پذيرفتن دلخواه بخشي و رد كردن بخشي، ديگر صفت دينداري را ندارد. خداوند از اين حالت به كفر ياد كرده است : "آنان كه به خدا و پيامبرانش كفر مي‌ورزند و مي‌خواهند ميان خدا و پيامبرانش جدايي بيندازند و مي‌گويند به برخي ايمان مي‌آوريم و به برخي كافر مي‌شويم و تصميم دارند راهي بين اين دو پيدا كنند، آنان حقا كافرند."[1]
[1]سوره نساء (4)، آيات 150) - 151) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :63

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 64

اديان

تاريخ انسانها نشان مي‌دهد كه رفتار آنان آكنده از تمايل به دين است . به تعبيري تاريخ انسان با تاريخ دين يكي است . اين واقعيت در منابع اسلامي هم منعكس شده است . اولين انسان - طبق آنچه در قرآن كريم آمده - آدم (ع) بوده كه سخن از امر و نهي خدا به او و نبوت اوست .[1]انسانها بنا به خواسته دروني شان، يا خود دين هايي ساخته اند و يا انبياي الهي از جانب خداوند براي آنان دين حقي را آورده اند، مانند دين هاي ابلاغ شده توسط حضرت موسي (ع) و عيسي (ع) و پيامبراسلام6. آنچه در اينجا درصدد بيان آن هستيم توجه به جنبه هاي تاريخي دين نيست، بلكه پرداختن به اين نكته است كه آيا هر يك از اديان سهمي از حقانيت دارند يا خير; و كساني كه ديني را طبق مقتضاي محيطي و تربيتي مي‌پذيرند آيا همان دين از ايشان پذيرفته است و يا خير. اديان را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد: ادياني كه بدون بعثت پيامبري از جانب خداوند به وجود آورده شده اند، و ادياني كه پيامبران از جانب خداوند آورده و به مردم ابلاغ كرده اند. اديان غير آسماني به دليل اين كه خدا و پيامبران منشاء آن نبوده اند، مثل همه ساخته هاي بشري ارزش ديني ندارند; هر چند نام دين بر آنها اطلاق شود. آنچه را كه اكنون به عنوان اديان الهي مطرح است، سه دين يهوديت، مسيحيت و اسلام است . بنابر نظري - همان گونه كه در قرآن كريم آمده است - مجوسيت (دين زرتشتيان) و دين صابئان نيز از اديان آسماني اند: (ان الذين آمنوا والذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم )[2]"مؤمنان و يهود و مسيحيان و صابئان، كساني كه به خدا و آخرت ايمان آورند و عمل صالح
[1]سوره بقره (2)، آيه 30 ; سوره آل عمران (3)، آيه 33 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 62 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :64

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 65

انجام دهند، پس پاداششان در پيشگاه پروردگارشان است ." (ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصاري و المجوس و الذين أشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامة )[1]"كساني كه مؤمن اند و يهود و صابئان و نصارا و مجوس و كساني كه مشرك هستند، همانا خداوند ميان آنها در روز قيامت قضاوت خواهد نمود." ولي از اين آيه ها آسماني بودن دين آنان استفاده نمي شود، هرچند از اخبار وارده به دست مي‌آيد كه "مجوس" اهل كتاب آسماني مي‌باشند. مجوسيان معتقد به كتاب آسماني و پيامبري زرتشت هستند، و صابئان مدعي اند كه كتابي آسماني دارند و معتقد به خدا، ملائكه، بهشت، جهنم و برخي از انبيايند.[2]اديان به تدريج دستخوش تغيير و تحريف معنايي و محتوايي شده، و در نتيجه نقش خود را از دست داده اند و پيامبر جديدي از جانب خداوند فرستاده شده است . هريك از پيامبران در زمان ظهور مدعي حقانيت خود بوده و شريعت قبلي را منسوخ و دوره اش را تمام شده معرفي كرده است . هر يك از آنها، اكنون در اطراف و اكناف عالم هواداران و معتقدان فراواني دارند و از موجوديت و حقانيت خود دفاع مي‌كنند. پيامبران در زمان ظهورشان، براي اثبات حقانيت خود از اموري خارق العاده مانند معجزه بهره گرفته اند. از طرفي هر يك از اديان تعاليمي غير از تعاليم ديگري دارند و صرف اعتقاد به اموري غيبي نيستند. يهود ملاك درستي عقيده را ايمان به نبوت حضرت موسي (ع)، و مسيحيان ملاك مسيحي بودن را عقيده به پيامبري حضرت مسيح (ع)، و مسلمانان عقيده به پيامبري حضرت محمد6آخرين پيامبر را ملاك دينداري مقبول مي‌دانند. روشن است كه صرف عقيده به موسي (ع) كه چند هزار سال پيش مي‌زيسته و يا
[1]سوره حج (22)، آيه 17) .
[2]براي اطلاعات بيشتر راجع به صابئين ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية، ج 3، ص 392 - 412 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :65

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 66

عقيده به عيسي (ع) كه دو هزار سال پيش بوده، براي كسي كه آخرين پيامبر براي او فرستاده شده قابل قبول نيست . به همان دليل كه بايد اصل دين را پذيرفت، بايد به آخرين دين ايمان آورد. فهم و تلقي از دين، براي اثبات حقانيت اديان سابق، پس از آمدن دين هاي بعدي كافي نيست . وقتي پيامبري از جانب خداوند با دستورالعمل هايي مبعوث مي‌شود و دلايل كافي براي اثبات حقانيتش دارد، همانند آمدن اولين پيامبر است . كسي نمي تواند به دليل اين كه به آيين و رسومي عقيده دارد، از قبول دين جديد سر باز زند. در قرآن از اقوامي سخن گفته شده كه در برابر پيامبران موضع گيري مي‌كردند و آيين آنها را نمي پذيرفتند. بهانه آنها اين بود كه بر دين و آيين پدرانشان هستند: (قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه آباءنا و تكون لكما الكبرياء في الارض و ما نحن لكما بمؤمنين )[1]"گفتند: آيا آمده اي تا ما را از آيين پدرانمان باز داري ؟ و بزرگي در زمين براي شما دو تن باشد؟ ما به شما مؤمن نيستيم ." اين كه كسي مدعي شود به ديني معتقد است، دليل كافي براي عدم پذيرفتن دين حق نيست . ملاك حقانيت اديان، خدايي بودن آنهاست ; و تنها همين دليل با رعايت نيازهايي كه باعث شده خداوند بعثت انبيا را تجديد كند پذيرفتني است . مؤمن كسي است كه تسليم خداوند باشد و آخرين پيام او را در هر عصري شنوا و پذيرا باشد. در صورتي كه پيروان اديان سابق به رغم آمدن دين جديد همچنان بر عقيده خود اصرار بورزند و پايبندي خود را بر آن اعلام كنند، دو صورت براي آن قابل تصور است : يكي اين كه واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند مي‌دانند و حقانيت دين جديد براي آنان ثابت نشده است، و ديگر اين كه از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانيت دين جديد آن را نمي پذيرند. در صورت اول ايمان آنان پذيرفته است و اسلام هم آنان را به رسميت مي‌شناسد. (ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة
[1]سوره يونس (10)، آيه 78 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :66

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 67

قائمة يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون )[1]"همه اهل كتاب مساوي نيستند; گروهي از آنان در دل شب ايستاده آيات خدا را تلاوت مي‌كنند و سجده مي‌نمايند." گروه دوم كه در برابر دين حق سرسختي نشان مي‌دهند و آن را نمي پذيرند و حاضر نيستند تعصب و سرسختي بي دليل خود را كنار گذاشته و دين حق را بپذيرند، همانند كافراني اند كه حاضر نمي شدند در برابر پيامبران الهي تسليم شوند: (يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله و أنتم تشهدون )[2]"اي اهل كتاب ! چرا به آيات خدا كافر مي‌شويد، در حالي كه خود شاهد آن هستيد."

ختم نبوت

آخرين پيامبر خدا در حدود هزار و چهارصد و چهل سال پيش مبعوث شد و ضمن ابلاغ پيامهاي خداوند، ختم وحي و نبوت را اعلام كرد. در قرآن كريم آخرين كتاب آسماني تصريح شده است : (ما كان محمد أبا أحد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين )[3]"محمد6پدر هيچ يك از مردان شما نيست، بلكه فرستاده خدا و پايان بخش پيامبران است ." آنچه در اينجا لازم است به آن پرداخته شود اين است كه در طول زمان، پيامبران زيادي مبعوث شدند، ولي براي آخرالزمان كه چه بسا زمان طولاني هم بشود، تنها آخرين پيامبر مبعوث شده و ديگر پيامبري مبعوث نمي شود. حال اين سؤال مطرح است كه اگر دين جزء نيازهاي اساسي بشر است و در طول زمان دچار تحريف و تغييراتي مي‌شود و كارآيي خود را از دست مي‌دهد و از طرف ديگر خواسته هاي جديدي مطرح مي‌شود، چرا دين جديدي تشريع نمي شود تا همپاي هر عصر نيازهاي بشر را پاسخ بدهد؟ براي روشن شدن پاسخ اين سؤال توجه به نكات ذيل ضروري است :
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 113) .
[2]سوره آل عمران (3)، آيه 70 .
[3]سوره احزاب (33)، آيه 40 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :67

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 68

1 -ختم نبوت و تشريع ديني ثابت براي دوران آخرالزمان، به معناي ختم هدايت نيست . هدايت امري جاري است و كتاب و دستورهاي آن در دسترس مردم است .2 -از دلايل بعثت انبياي فراوان در مناطق مختلف زمين اين بوده كه انجام رسالت با يك و يا چند پيامبر ميسر نبوده است، در حالي كه اين امكان در آخرالزمان فراهم است و پيام يك پيامبر به راحتي و استواري در اختيار همه انسانها قرار مي‌گيرد. و وقتي همه پيام آسماني را در دسترس داشته باشند، آن هم با شرايط پيش گفته، ديگر نيازي به تجديد دين نيست .3 -انسانهاي پيشين به حدي از تجربه و عقلانيت نرسيده بودند كه خود بتوانند بدون پيامبران و تعاليم پي درپي آسماني به حيات جمعي خود ادامه دهند و از دين ابلاغ شده به آنان حفاظت نموده و خواست هاي ديني را از آن استفاده كنند; در حالي كه در دوران آخرالزمان بشر به حدي مي‌رسد كه با همان آخرين پيام آسماني مي‌تواند حيات جمعي را به راحتي سامان بدهد و نيازهاي معنوي خود را از دين تأمين كند.4 -شرايع و كتابهاي آسماني در دورانهاي پيش، به دليل عدم وجود امكانات لازم، دستخوش تحريف و تغيير مي‌شد; در حالي كه براي آخرين كتاب و دين آسماني اين خطر منتفي است و تمهيداتي براي بقاي آن پيش بيني شده است .5 -مسائل مورد نياز انسانها در متن آخرين دين نهاده شده و صاحبان صلاحيت لازم آنها را استخراج مي‌كنند و در اختيار ديگران قرار مي‌دهند.6 -آخرين دين، دين كامل است . (اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلا م دينا...)[1]"امروز براي شما دينتان را كامل كردم و بر شما نعمتم را تمام نمودم و راضي شدم براي شما اسلام [تسليم ] را به عنوان دين ... ." و چيزي كه به كمال رسيد نياز به تجديد نظر در آن نيست . كليات مورد نياز در آن آمده است و ذكر جزئيات هم نه تنها ضرورتي ندارد، بلكه طرح همه ريزه كاريها موجب
[1]سوره مائده (5)، آيه 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :68

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست