بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 627

توجه به اين درجه بنديها، اخلاق سوء و خلاف فطرت را محقق مي‌كند كه مي‌تواند يك جامعه را به مخاطره بيندازد. پيامبر گرامي اسلام6در جامعه اي پر از فساد، با صبر و متانت و رحمت و رأفت و دعوت به ديني كه سهولت و سماحت در آن نقش اصلي را داشته است، توانست بنيان اجتماعي سالم را بگذارد و انسانهايي تربيت كند كه افتخار انسانيت باشند. قرآن كريم مي‌فرمايد: (فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك )[1]"به خاطر رحمت خدا تو با مردم نرم و آرام شدي و اگر درشتخوي و سنگدل مي‌بودي از دور تو پراكنده مي‌شدند." (و ما أرسلناك الا رحمة للعالمين )[2]"ما تو را جز به عنوان رحمت بر اهل عالم نفرستاديم ." (و انك لعلي خلق عظيم )[3]"تو بر اخلاقي نيكو و بزرگ استوار هستي ." كساني كه در جايگاه پيشوايي مسلمانان قرار گرفته و قدرت جامعه اسلامي را در دست مي‌گيرند، بايد اخلاق نيك پيامبر6و امامان معصوم (ع) را الگوي خود قرار دهند. انسانهاي كينه جو، ترسو، بخيل، حريص، عجول، داراي سوءظن به انسانها، درشت خو، بي ادب در مقام گفتار و رفتار، لاابالي نسبت به احكام شرع و قوانين اجتماعي، غير عادل و غير متعادل، سخت گير نسبت به خطاهاي جزئي ديگران، عيبجوي ديگران، و دلبسته به مقام و ثروت نمي توانند به نمايندگي از جامعه ديني در مناصب اجتماعي قرار بگيرند. وجود هر يك از اين عيب ها به تنهايي براي عدم لياقت افراد كفايت مي‌كند، تا چه رسد كه افراد جامع اين رذايل بخواهند متصدي مقامات اجتماعي باشند. يكي از اخلاق پسنديده حاكم اسلامي اين است كه نسبت به عيوب مردم اهل تغافل و تجاهل باشد. از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است : "نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل"[4]"عاقل نيمي از رفتارش بر اساس تحمل كردن است و نيمي ديگر
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 159) .
[2]سوره انبياء (21)، آيه 107) .
[3]سوره قلم (68)، آيه 4 .
[4]آمدي، غررالحكم، ص 245، حديث 5026 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :627

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 628

بر اساس ناديده گرفتن و خود را به غفلت زدن ." و در بياني ديگر آمده است : "لاعقل كالتجاهل"[1]"هيچ عقلي به كمال عقل آن كس كه خود را به غفلت مي‌زند نمي رسد." حاكم اسلامي نبايد به افراد جامعه سوءظن داشته باشد; چرا كه فرموده اند: "لاايمان مع سوء ظن"[2]"هيچ ايماني با سوءظن باقي نمي ماند." و "لادين لمسيئ الظن"[3]"آدمي كه سوءظن دارد دين ندارد." حاكم اسلامي نبايد رأي خود را از رأي ديگران برتر بشمارد و گمان كند كه نظريات او از نظريات ديگران برتر است ; اين چيزي جز عجب نيست . و امير مؤمنان (ع) فرموده است : "المعجب لاعقل له"[4]"آدمي كه دچار عجب است خرد ندارد." و "شر الناس من يري انه خيرهم"[5]"بدترين مردم كسي است كه خود را خوبترين مردم بداند." حاكم اسلامي اهل حلم و بردباري است، چرا كه مي‌داند: "لا خير في عقل لايقارنه حلم"[6]"خردي كه همراه با حلم نباشد ارزشي ندارد." از امير مؤمنان (ع) نقل شده است : "به واسطه تحمل مشكلات و بردباري مردم يار و ياورت خواهند شد."[7]از امام علي بن موسي الرضا(ع) از پدران بزرگوارش، از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است كه پيامبر اكرم6فرمودند: "المؤمن هين لين سمح له خلق حسن ، و الكافر فظ غليظ له خلق سيئ و فيه جبرية"[8]"مؤمن آسان گير و نرمخو و اهل تسامح است و اخلاق نيك دارد; ولي كافر درشتخو، سنگدل و اخلاق ناپسند دارد و زورگو است ." اخلاق نيك اقتضا مي‌كند كه نقايص رفتاري افراد را تا جايي كه ممكن است ناديده بگيريم و تا جايي كه منجر به اخلال در نظم عمومي نشود خود را به غفلت بزنيم .
[1]همان، ص 53، حديث 432 .
[2]همان، ص 264، حديث 5689 .
[3]همان، حديث 5688 .
[4]همان، ص 308، حديث 7090 .
[5]همان، حديث 7082 .
[6]همان، ص 286، حديث 6416 .
[7]همان، ص 287، حديث 6449 .
[8]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 106) از ابواب احكام العشرة، ج 12، ص 159، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :628

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 629

و - حفظ منافع عمومي در مناسبات داخلي و خارجي

مسؤولان حكومتي صرف نظر از جايگاه اجتماعي ناشي از منصب حكومتي، ممكن است به لحاظ شخصيتي افرادي صاحب عزت و اعتبار باشند و پس از تصدي مقامات حكومتي همچنان متوجه جايگاه فردي خويش باشند. و گاه اتفاق مي‌افتد كه منافع و اعتبار فردي يا گروهي در تعارض و تزاحم با جايگاه حكومتي قرار مي‌گيرد، به گونه اي كه اگر بخواهد اعتبار فردي خود را حفظ كند بايد مسؤوليت اجتماعي را به نحو كامل و صحيح انجام ندهد و در مقابل ناحقي نايستد و يا در برابر قدرت مافوق خود ايستادگي نكند; در اين صورت اگر منافع عمومي را ترجيح دهد، احتمالا منجر به شكست اعتبار فردي و سلب قدرت او مي‌شود. بايد دانست كه تصدي مقامات حكومتي به معناي عهدي است كه بين قدرتمندان و مردم بسته شده و بايد حفظ منافع عمومي در همه حالات بر منافع فردي و گروهي حاكمان ترجيح داده شود. در غير اين صورت عهدشكني و خيانت به امت شده و گناه و كيفر چنين امري در پيشگاه خداوند بسيار سنگين است . همان گونه كه هيچ كس حق ندارد به خاطر برخي تصورات و روحيات فردي و احيانا اصرار و لجاجت بر مواضع فردي يا گروهي، منافع عمومي يك جامعه را دچار خطر كند و به آنها ضرر برساند. از پيامبر گرامي اسلام6نقل شده است : "ان من اخون الخيانة ، تجارة الوالي في رعيته"[1]"بدترين خيانت ها تجارت كردن حاكم با حقوق و امكانات مردم است ." از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است : "ان هذه الامارة امانة ، فمن جعلها خيانة فعليه لعنة الله الي يوم القيامة"[2]"اين حكومت امانت است، اگر كسي آن را در مسير خيانت قرار دهد تا روز قيامت مورد لعنت خدا قرار مي‌گيرد."
[1]متقي هندي، كنزالعمال، ج 6، ص 27، حديث 14698) .
[2]قاضي نعمان، دعائم الاسلام، ج 2، ص 531، حديث 1890) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :629

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 630

در ارتباطات خارجي نيز بايد در بستن قراردادها دقت كافي به عمل آورد، به گونه اي كه منافع عمومي مد نظر قرار گيرد; و مسؤولان امر نبايد از اين طريق براي خود سود و منافعي را كسب كنند. آنان نبايد بر مواضع سياسي خود كه زماني مورد رضايت مردم بوده و سپس تغيير ماهيت داده و تاريخ كاربري آنها گذشته و اكنون ضررهايي را متوجه جامعه مي‌كند اصرار بورزند. و در تمامي زمانها رضايت مردم و منافع ايشان را با رعايت موازين شرعي بر هر چيز و هر كس ترجيح دهند. پس اگر كسي نمي تواند خود را با اين شرايط وفق دهد بايد از تصدي مقامات حكومتي پرهيز كند. از امام صادق (ع) نقل شده است كه : "من ولي شيئا من امور المسلمين فضيعهم، ضيعه الله تعالي"[1]"كسي كه سرپرستي كاري از امور مسلمانها را بپذيرد و حق آنها را ضايع كند خدا او را ضايع مي‌گرداند."

ز - پرهيز از تشنج آفريني

يكي از آفات قدرت، طغيان و تكبر است . معمولا قدرتمنداني كه فاقد ظرفيت لازم براي تصدي مناصب حكومتي هستند، پس از تسلط بر اركان قدرت دچار خودبرتربيني شده و ديگران و به خصوص مخالفان خويش را تحقير مي‌كنند. كوچك شمردن مخالفان سياسي و حركت هاي تند و خشونت بار عليه ايشان (چه به صورت گفتار و چه كردار) مخالفان و هواداران آنان را وادار به واكنش مي‌كند و در نهايت جامعه را دچار تشنج و بحران مي‌گرداند. آن دسته از قدرتمنداني كه داراي ظرفيت لازم هستند، با مدارا و حسن خلق هرگز زمينه بحران و تشنج را فراهم نمي كنند; چرا كه از نظر عقل و منطق و شرع مقدس، رفتارهاي تحريك آميز و تحقير انسانها كاري ناشايست و ناپسند است . اين مطلب در روابط خارجي نيز دقيقا بايد مراعات گردد; چرا كه هر گونه بي احترامي به مقدسات و باورهاي آنان سبب تحريك احساسات و خشم ايشان و
[1]صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 309، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :630

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 631

احتمالا اقدامات مشابه مي‌گردد[1]و ممكن است جامعه را به سوي درگيري و جنگ بكشاند، كه به طور حتم مورد رضايت شارع مقدس نيست . معمولا سبب اصلي نزاع ها و خونريزي ها، يا گفتار نامربوط برخي از قدرتمندان بوده و يا رفتار خلاف منطق ايشان است . در روايت آمده است : "رب فتنة اثارها قول"[2]"بسا آشوب و فتنه اي كه يك گفته آن را به پا كرده است ." و همچنين : "كم من دم سفكه فم"[3]"بسا خونهايي كه دهاني و سخني باعث ريختنش شده است ." اگر تلاش حاكمان جامعه اسلامي براي همزيستي مسالمت آميز و صلح جويانه باشد، به طور حتم از اين گونه امور ناپسند پرهيز مي‌كنند; و زمينه بروز تشنج و بحران را از بين مي‌برند.

ح - صرفه جويي در هزينه ها

اموال عمومي به صورت امانت در اختيار حاكمان است ; و داشتن حق تصرف، به معناي اختيار تام خارج از حدود تعهدات شرعي و قانوني نيست . فراهم كردن وسايل مورد نياز مردم مسؤوليت سنگيني است كه بر عهده مقامات حكومتي گذارده شده و به شدت مورد محاسبه دنيوي و اخروي قرار مي‌گيرد. بخل ورزيدن در هزينه كردن صحيح بيت المال، و برعكس بعضي دست و دل بازي هاي نابجا، صدمات غيرقابل جبراني براي جامعه ايجاد مي‌كند. امير مؤمنان (ع) در عهدنامه خود خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايد: "بخيل را در مشورت كارهاي حكومتي دخالت مده كه تو را از فضل و كرم دور مي‌كند و باز مي‌دارد و ترس از فقر را به تو انتقال مي‌دهد، و ترسو را دخالت مده كه از اقدام به كارهاي ارزشمند باز مي‌دارد; و حريص را دخالت مده كه آزمندي ستمكارانه را
[1]چنان كه قرآن كريم در سوره انعام (آيه 108) يادآور مي‌شود به آناني كه به جز خدا را مي‌خوانند بد نگوييد تا آنان از روي ناداني و دشمني به خدا ناسزا بگويند.
[2]آمدي، غررالحكم، ص 213، حديث 4152 .
[3]همان، حديث 4158 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :631

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 632

برايت مي‌آرايد; پس بخل و ترس و حرص خصلت هايي جدا جدا هستند كه فراهم آورنده آنها بدگماني به خداي سبحان است ."[1]از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه : "حضرت مسيح (ع) فرمودند: همه گونه بيمار را با اذن خدا شفا دادم جز نادان را كه نتوانستم . پرسيده شد كه نادان كيست ؟ فرمود: كسي كه نظر و رأي خود و وجود خويش را از رأي و نظر و وجود سايرين برتر مي‌داند، كسي كه خود را صاحب تمام فضيلت ها مي‌داند و هيچ كس را برتر از خود و صاحب فضيلت نمي داند و تمام حقوق را به نفع خويش لازم مي‌شمارد و هيچ مسؤوليتي نسبت به حقوق ديگران احساس نمي كند. اين همان ناداني است كه هيچ چاره اي براي مداوايش نيست ."[2]مقصود از "سفهاء" در آيه شريفه : (و لا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما)[3]چنين انسانهايي هستند كه اگر بر امور مالي و سياسي مسلط گردند، براي جامعه و مردم جز ايجاد خسارت و مشكل حاصلي ندارند و لذا بايد از دادن مسؤوليتهاي اجتماعي به اين افراد جلوگيري كرد. افرادي مي‌توانند نيازهاي اقتصادي مردم را به خوبي پاسخگو باشند كه قدرت برنامه ريزي و حسن تقدير داشته باشند; و حسن تقدير در معيشت از انسانهايي ساخته است كه به گفته امام باقر(ع) واجد فضايلي چون فهم در دين، صبر و استقامت در سختي ها و مشكلات و دانش برنامه ريزي اقتصادي باشند.[4]

ط - حفظ حقوق اقليت ها

يكي از دشوارترين كارها در مناسبات اجتماعي رعايت حقوق اقليت هاي قومي، مذهبي و سياسي است . آموزه هاي ديني به صراحت بر لزوم حفظ حقوق اقليت ها تأكيد مي‌ورزد و هر گونه بي توجهي به آن را موجب وهن و نشان عدم پاي بندي به دستورات شرع و وظايف انساني مي‌شمارد.[5]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 430 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 69، ص 319 و 320 .
[3]سوره نساء (4)، آيه 5 .
[4]كليني، كافي، ج 1، ص 32، حديث 32 .
[5]براي تفصيل بيشتر به دراسات في ولاية الفقيه، ج 2، ص 20 و 21 مراجعه كنيد.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :632

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 633

نفي برتري هاي قومي و تساوي آنان در بهره مندي هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي و جلوگيري از تفاخر عرب بر عجم و برعكس، از جمله افتخارات اسلام است ; تا جايي كه اميرالمؤمنين (ع) در آغاز حكومت خويش، برخي امتيازات اعطا شده در دوران خلفاي پيشين را لغو كرد و تساوي در بخشش را مجددا برقرار نمود. در باب حفظ حقوق اقليت هاي ديني، آثار مكتوب پيامبر گرامي اسلام6در قراردادهاي ايشان با مسيحيان و يهوديان بهترين گواه است ; و رفتار مسلمانان با آنها در اكثر زمانها رفتار انساني بوده كه بيانگر اهتمام اسلام به حقوق اهل كتاب است . در قرارداد پيامبراكرم6با مسيحيان نجران آمده است : "لا يغير ما كانوا عليه و لا يغير حق من حقوقهم و امثلتهم"[1]"پيامبر هيچ تغييري در زندگي آنان ايجاد نكند و هيچ حقي از حقوقشان را دگرگون نسازد و سنن و آداب ايشان را تغيير ندهد... ." همچنين در عهدنامه پيامبراسلام6با يهود مدينه آمده است : "يهوديان بني عوف، امتي هستند در كنار مسلمانان ; يهوديان دين خود را دارند و مسلمانان دين خويش را، هر يك دوستان و خويشان خود را خواهند داشت، مگر اين كه كسي ستم روا دارد و گناه كند."[2]اما در باب اقليت هاي سياسي كه در بين خود مسلمانان و با گرايش هاي سياسي متفاوت پديد مي‌آيد به دليل روشن بودن موضوع و يكساني در حقوق، بحث كمتري در ميان علماي دين صورت گرفته است ; ولي به طور قطع و از باب رعايت حق مسلمان و مؤمن بايد حقوق اقليت هاي سياسي و مذهبي مسلمان را رعايت كرد. رواياتي از معصومين (ع) وارد شده است كه رعايت حقوق مخالفان سياسي را ضروري مي‌شمارد و سيره معصومين (ع) نيز اين معنا را تأكيد مي‌كند. امير مؤمنان (ع) در نامه خود به مالك در رعايت حقوق مردم مي‌فرمايد: "فانهم صنفان، اما اخ لك في الدين و اما نظير لك في الخلق"[3]"اين مردم دو دسته هستند،
[1]بلاذري، فتوح البلدان، ص 76 .
[2]ابن هشام، السيرة النبوية، ج 2، ص 149) .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 427 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :633

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 634

يا برادران ديني تو و يا همنوعان تو هستند." يعني چه موافق با تو باشند يا مخالف فكري و عقيده اي تو باشند، بايد حقوق آنان را رعايت كني . و اين به جز رواياتي است كه در مذمت اهانت به مردم[1]يا تصرف و مصادره كردن اموال آنان آمده است .[2]در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است : خداي تبارك و تعالي عزم دارد كه خائن را در كنار خويش مأوي ندهد. راوي مي‌پرسد: خائن كيست ؟ حضرت جواب مي‌دهد: "من ادخر عن مؤمن درهما او حبس عنه شيئا من امر الدنيا"; "كسي كه درهمي را از مؤمني دريغ كند، يا چيزي از امور دنيوي را از او ممانعت كند." سپس فرمود: "خداوند تصميم گرفته است سه دسته را در بهشت جا ندهد: كسي كه خدا و احكام او را رد كند، يا امام و پيشواي هدايتگري را نپذيرد، و يا كسي كه از حق مؤمني ممانعت كند."[3]در حديث معتبر از امام صادق (ع) روايت شده است : در روز قيامت صدايي به گوش مي‌رسد كه مي‌گويد: "اين الصدود لا وليائي" كجايند آناني كه راه را بر دوستان من بستند. آنگاه آدمياني كه صورتشان كريه است برمي خيزند و همان صدا مي‌گويد: اينها كساني هستند كه مؤمنان را آزار داده و حقشان را انكار كرده و با آنان دشمني ورزيده و آنها را به خاطر دين و باورهايشان مورد ستم قرار داده اند; سپس آنها را راهي جهنم مي‌كنند. قسم به خدا عقايد ديني آنان يكسان بوده ولكن حقوق مخالفانشان را حبس كرده و اسرار آنان را فاش مي‌ساختند. "و لكنهم حبسوا حقوقهم و اذاعوا عليهم سرهم".[4]در روايت معتبر ديگري از امام صادق (ع) نقل شده است : "من حبس حق المؤمن اقامه الله عزوجل يوم القيامة خمسمأة عام علي رجليه حتي يسيل عرقه او دمه و ينادي مناد من عند الله : هذا الظالم الذي حبس عن الله حقه . قال : فيوبخ اربعين يوما ثم يؤمر به
[1]صدوق، معاني الاخبار، باب معني الغايات، ص 195) و 196، حديث 1) .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب كتاب الغصب، ج 25، ص 385 .
[3]صدوق، الخصال، باب الثلاثة، ص 151، حديث 185) .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 145) از ابواب احكام العشرة، ج 12، ص 264 و 265، حديث 2 و 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :634

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست