بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 628

بر اساس ناديده گرفتن و خود را به غفلت زدن ." و در بياني ديگر آمده است : "لاعقل كالتجاهل"[1]"هيچ عقلي به كمال عقل آن كس كه خود را به غفلت مي‌زند نمي رسد." حاكم اسلامي نبايد به افراد جامعه سوءظن داشته باشد; چرا كه فرموده اند: "لاايمان مع سوء ظن"[2]"هيچ ايماني با سوءظن باقي نمي ماند." و "لادين لمسيئ الظن"[3]"آدمي كه سوءظن دارد دين ندارد." حاكم اسلامي نبايد رأي خود را از رأي ديگران برتر بشمارد و گمان كند كه نظريات او از نظريات ديگران برتر است ; اين چيزي جز عجب نيست . و امير مؤمنان (ع) فرموده است : "المعجب لاعقل له"[4]"آدمي كه دچار عجب است خرد ندارد." و "شر الناس من يري انه خيرهم"[5]"بدترين مردم كسي است كه خود را خوبترين مردم بداند." حاكم اسلامي اهل حلم و بردباري است، چرا كه مي‌داند: "لا خير في عقل لايقارنه حلم"[6]"خردي كه همراه با حلم نباشد ارزشي ندارد." از امير مؤمنان (ع) نقل شده است : "به واسطه تحمل مشكلات و بردباري مردم يار و ياورت خواهند شد."[7]از امام علي بن موسي الرضا(ع) از پدران بزرگوارش، از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است كه پيامبر اكرم6فرمودند: "المؤمن هين لين سمح له خلق حسن ، و الكافر فظ غليظ له خلق سيئ و فيه جبرية"[8]"مؤمن آسان گير و نرمخو و اهل تسامح است و اخلاق نيك دارد; ولي كافر درشتخو، سنگدل و اخلاق ناپسند دارد و زورگو است ." اخلاق نيك اقتضا مي‌كند كه نقايص رفتاري افراد را تا جايي كه ممكن است ناديده بگيريم و تا جايي كه منجر به اخلال در نظم عمومي نشود خود را به غفلت بزنيم .
[1]همان، ص 53، حديث 432 .
[2]همان، ص 264، حديث 5689 .
[3]همان، حديث 5688 .
[4]همان، ص 308، حديث 7090 .
[5]همان، حديث 7082 .
[6]همان، ص 286، حديث 6416 .
[7]همان، ص 287، حديث 6449 .
[8]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 106) از ابواب احكام العشرة، ج 12، ص 159، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :628

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 629

و - حفظ منافع عمومي در مناسبات داخلي و خارجي

مسؤولان حكومتي صرف نظر از جايگاه اجتماعي ناشي از منصب حكومتي، ممكن است به لحاظ شخصيتي افرادي صاحب عزت و اعتبار باشند و پس از تصدي مقامات حكومتي همچنان متوجه جايگاه فردي خويش باشند. و گاه اتفاق مي‌افتد كه منافع و اعتبار فردي يا گروهي در تعارض و تزاحم با جايگاه حكومتي قرار مي‌گيرد، به گونه اي كه اگر بخواهد اعتبار فردي خود را حفظ كند بايد مسؤوليت اجتماعي را به نحو كامل و صحيح انجام ندهد و در مقابل ناحقي نايستد و يا در برابر قدرت مافوق خود ايستادگي نكند; در اين صورت اگر منافع عمومي را ترجيح دهد، احتمالا منجر به شكست اعتبار فردي و سلب قدرت او مي‌شود. بايد دانست كه تصدي مقامات حكومتي به معناي عهدي است كه بين قدرتمندان و مردم بسته شده و بايد حفظ منافع عمومي در همه حالات بر منافع فردي و گروهي حاكمان ترجيح داده شود. در غير اين صورت عهدشكني و خيانت به امت شده و گناه و كيفر چنين امري در پيشگاه خداوند بسيار سنگين است . همان گونه كه هيچ كس حق ندارد به خاطر برخي تصورات و روحيات فردي و احيانا اصرار و لجاجت بر مواضع فردي يا گروهي، منافع عمومي يك جامعه را دچار خطر كند و به آنها ضرر برساند. از پيامبر گرامي اسلام6نقل شده است : "ان من اخون الخيانة ، تجارة الوالي في رعيته"[1]"بدترين خيانت ها تجارت كردن حاكم با حقوق و امكانات مردم است ." از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است : "ان هذه الامارة امانة ، فمن جعلها خيانة فعليه لعنة الله الي يوم القيامة"[2]"اين حكومت امانت است، اگر كسي آن را در مسير خيانت قرار دهد تا روز قيامت مورد لعنت خدا قرار مي‌گيرد."
[1]متقي هندي، كنزالعمال، ج 6، ص 27، حديث 14698) .
[2]قاضي نعمان، دعائم الاسلام، ج 2، ص 531، حديث 1890) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :629

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 630

در ارتباطات خارجي نيز بايد در بستن قراردادها دقت كافي به عمل آورد، به گونه اي كه منافع عمومي مد نظر قرار گيرد; و مسؤولان امر نبايد از اين طريق براي خود سود و منافعي را كسب كنند. آنان نبايد بر مواضع سياسي خود كه زماني مورد رضايت مردم بوده و سپس تغيير ماهيت داده و تاريخ كاربري آنها گذشته و اكنون ضررهايي را متوجه جامعه مي‌كند اصرار بورزند. و در تمامي زمانها رضايت مردم و منافع ايشان را با رعايت موازين شرعي بر هر چيز و هر كس ترجيح دهند. پس اگر كسي نمي تواند خود را با اين شرايط وفق دهد بايد از تصدي مقامات حكومتي پرهيز كند. از امام صادق (ع) نقل شده است كه : "من ولي شيئا من امور المسلمين فضيعهم، ضيعه الله تعالي"[1]"كسي كه سرپرستي كاري از امور مسلمانها را بپذيرد و حق آنها را ضايع كند خدا او را ضايع مي‌گرداند."

ز - پرهيز از تشنج آفريني

يكي از آفات قدرت، طغيان و تكبر است . معمولا قدرتمنداني كه فاقد ظرفيت لازم براي تصدي مناصب حكومتي هستند، پس از تسلط بر اركان قدرت دچار خودبرتربيني شده و ديگران و به خصوص مخالفان خويش را تحقير مي‌كنند. كوچك شمردن مخالفان سياسي و حركت هاي تند و خشونت بار عليه ايشان (چه به صورت گفتار و چه كردار) مخالفان و هواداران آنان را وادار به واكنش مي‌كند و در نهايت جامعه را دچار تشنج و بحران مي‌گرداند. آن دسته از قدرتمنداني كه داراي ظرفيت لازم هستند، با مدارا و حسن خلق هرگز زمينه بحران و تشنج را فراهم نمي كنند; چرا كه از نظر عقل و منطق و شرع مقدس، رفتارهاي تحريك آميز و تحقير انسانها كاري ناشايست و ناپسند است . اين مطلب در روابط خارجي نيز دقيقا بايد مراعات گردد; چرا كه هر گونه بي احترامي به مقدسات و باورهاي آنان سبب تحريك احساسات و خشم ايشان و
[1]صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 309، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :630

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 631

احتمالا اقدامات مشابه مي‌گردد[1]و ممكن است جامعه را به سوي درگيري و جنگ بكشاند، كه به طور حتم مورد رضايت شارع مقدس نيست . معمولا سبب اصلي نزاع ها و خونريزي ها، يا گفتار نامربوط برخي از قدرتمندان بوده و يا رفتار خلاف منطق ايشان است . در روايت آمده است : "رب فتنة اثارها قول"[2]"بسا آشوب و فتنه اي كه يك گفته آن را به پا كرده است ." و همچنين : "كم من دم سفكه فم"[3]"بسا خونهايي كه دهاني و سخني باعث ريختنش شده است ." اگر تلاش حاكمان جامعه اسلامي براي همزيستي مسالمت آميز و صلح جويانه باشد، به طور حتم از اين گونه امور ناپسند پرهيز مي‌كنند; و زمينه بروز تشنج و بحران را از بين مي‌برند.

ح - صرفه جويي در هزينه ها

اموال عمومي به صورت امانت در اختيار حاكمان است ; و داشتن حق تصرف، به معناي اختيار تام خارج از حدود تعهدات شرعي و قانوني نيست . فراهم كردن وسايل مورد نياز مردم مسؤوليت سنگيني است كه بر عهده مقامات حكومتي گذارده شده و به شدت مورد محاسبه دنيوي و اخروي قرار مي‌گيرد. بخل ورزيدن در هزينه كردن صحيح بيت المال، و برعكس بعضي دست و دل بازي هاي نابجا، صدمات غيرقابل جبراني براي جامعه ايجاد مي‌كند. امير مؤمنان (ع) در عهدنامه خود خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايد: "بخيل را در مشورت كارهاي حكومتي دخالت مده كه تو را از فضل و كرم دور مي‌كند و باز مي‌دارد و ترس از فقر را به تو انتقال مي‌دهد، و ترسو را دخالت مده كه از اقدام به كارهاي ارزشمند باز مي‌دارد; و حريص را دخالت مده كه آزمندي ستمكارانه را
[1]چنان كه قرآن كريم در سوره انعام (آيه 108) يادآور مي‌شود به آناني كه به جز خدا را مي‌خوانند بد نگوييد تا آنان از روي ناداني و دشمني به خدا ناسزا بگويند.
[2]آمدي، غررالحكم، ص 213، حديث 4152 .
[3]همان، حديث 4158 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :631

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 632

برايت مي‌آرايد; پس بخل و ترس و حرص خصلت هايي جدا جدا هستند كه فراهم آورنده آنها بدگماني به خداي سبحان است ."[1]از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه : "حضرت مسيح (ع) فرمودند: همه گونه بيمار را با اذن خدا شفا دادم جز نادان را كه نتوانستم . پرسيده شد كه نادان كيست ؟ فرمود: كسي كه نظر و رأي خود و وجود خويش را از رأي و نظر و وجود سايرين برتر مي‌داند، كسي كه خود را صاحب تمام فضيلت ها مي‌داند و هيچ كس را برتر از خود و صاحب فضيلت نمي داند و تمام حقوق را به نفع خويش لازم مي‌شمارد و هيچ مسؤوليتي نسبت به حقوق ديگران احساس نمي كند. اين همان ناداني است كه هيچ چاره اي براي مداوايش نيست ."[2]مقصود از "سفهاء" در آيه شريفه : (و لا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما)[3]چنين انسانهايي هستند كه اگر بر امور مالي و سياسي مسلط گردند، براي جامعه و مردم جز ايجاد خسارت و مشكل حاصلي ندارند و لذا بايد از دادن مسؤوليتهاي اجتماعي به اين افراد جلوگيري كرد. افرادي مي‌توانند نيازهاي اقتصادي مردم را به خوبي پاسخگو باشند كه قدرت برنامه ريزي و حسن تقدير داشته باشند; و حسن تقدير در معيشت از انسانهايي ساخته است كه به گفته امام باقر(ع) واجد فضايلي چون فهم در دين، صبر و استقامت در سختي ها و مشكلات و دانش برنامه ريزي اقتصادي باشند.[4]

ط - حفظ حقوق اقليت ها

يكي از دشوارترين كارها در مناسبات اجتماعي رعايت حقوق اقليت هاي قومي، مذهبي و سياسي است . آموزه هاي ديني به صراحت بر لزوم حفظ حقوق اقليت ها تأكيد مي‌ورزد و هر گونه بي توجهي به آن را موجب وهن و نشان عدم پاي بندي به دستورات شرع و وظايف انساني مي‌شمارد.[5]
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 430 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 69، ص 319 و 320 .
[3]سوره نساء (4)، آيه 5 .
[4]كليني، كافي، ج 1، ص 32، حديث 32 .
[5]براي تفصيل بيشتر به دراسات في ولاية الفقيه، ج 2، ص 20 و 21 مراجعه كنيد.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :632

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 633

نفي برتري هاي قومي و تساوي آنان در بهره مندي هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي و جلوگيري از تفاخر عرب بر عجم و برعكس، از جمله افتخارات اسلام است ; تا جايي كه اميرالمؤمنين (ع) در آغاز حكومت خويش، برخي امتيازات اعطا شده در دوران خلفاي پيشين را لغو كرد و تساوي در بخشش را مجددا برقرار نمود. در باب حفظ حقوق اقليت هاي ديني، آثار مكتوب پيامبر گرامي اسلام6در قراردادهاي ايشان با مسيحيان و يهوديان بهترين گواه است ; و رفتار مسلمانان با آنها در اكثر زمانها رفتار انساني بوده كه بيانگر اهتمام اسلام به حقوق اهل كتاب است . در قرارداد پيامبراكرم6با مسيحيان نجران آمده است : "لا يغير ما كانوا عليه و لا يغير حق من حقوقهم و امثلتهم"[1]"پيامبر هيچ تغييري در زندگي آنان ايجاد نكند و هيچ حقي از حقوقشان را دگرگون نسازد و سنن و آداب ايشان را تغيير ندهد... ." همچنين در عهدنامه پيامبراسلام6با يهود مدينه آمده است : "يهوديان بني عوف، امتي هستند در كنار مسلمانان ; يهوديان دين خود را دارند و مسلمانان دين خويش را، هر يك دوستان و خويشان خود را خواهند داشت، مگر اين كه كسي ستم روا دارد و گناه كند."[2]اما در باب اقليت هاي سياسي كه در بين خود مسلمانان و با گرايش هاي سياسي متفاوت پديد مي‌آيد به دليل روشن بودن موضوع و يكساني در حقوق، بحث كمتري در ميان علماي دين صورت گرفته است ; ولي به طور قطع و از باب رعايت حق مسلمان و مؤمن بايد حقوق اقليت هاي سياسي و مذهبي مسلمان را رعايت كرد. رواياتي از معصومين (ع) وارد شده است كه رعايت حقوق مخالفان سياسي را ضروري مي‌شمارد و سيره معصومين (ع) نيز اين معنا را تأكيد مي‌كند. امير مؤمنان (ع) در نامه خود به مالك در رعايت حقوق مردم مي‌فرمايد: "فانهم صنفان، اما اخ لك في الدين و اما نظير لك في الخلق"[3]"اين مردم دو دسته هستند،
[1]بلاذري، فتوح البلدان، ص 76 .
[2]ابن هشام، السيرة النبوية، ج 2، ص 149) .
[3]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 53، ص 427 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :633

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 634

يا برادران ديني تو و يا همنوعان تو هستند." يعني چه موافق با تو باشند يا مخالف فكري و عقيده اي تو باشند، بايد حقوق آنان را رعايت كني . و اين به جز رواياتي است كه در مذمت اهانت به مردم[1]يا تصرف و مصادره كردن اموال آنان آمده است .[2]در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است : خداي تبارك و تعالي عزم دارد كه خائن را در كنار خويش مأوي ندهد. راوي مي‌پرسد: خائن كيست ؟ حضرت جواب مي‌دهد: "من ادخر عن مؤمن درهما او حبس عنه شيئا من امر الدنيا"; "كسي كه درهمي را از مؤمني دريغ كند، يا چيزي از امور دنيوي را از او ممانعت كند." سپس فرمود: "خداوند تصميم گرفته است سه دسته را در بهشت جا ندهد: كسي كه خدا و احكام او را رد كند، يا امام و پيشواي هدايتگري را نپذيرد، و يا كسي كه از حق مؤمني ممانعت كند."[3]در حديث معتبر از امام صادق (ع) روايت شده است : در روز قيامت صدايي به گوش مي‌رسد كه مي‌گويد: "اين الصدود لا وليائي" كجايند آناني كه راه را بر دوستان من بستند. آنگاه آدمياني كه صورتشان كريه است برمي خيزند و همان صدا مي‌گويد: اينها كساني هستند كه مؤمنان را آزار داده و حقشان را انكار كرده و با آنان دشمني ورزيده و آنها را به خاطر دين و باورهايشان مورد ستم قرار داده اند; سپس آنها را راهي جهنم مي‌كنند. قسم به خدا عقايد ديني آنان يكسان بوده ولكن حقوق مخالفانشان را حبس كرده و اسرار آنان را فاش مي‌ساختند. "و لكنهم حبسوا حقوقهم و اذاعوا عليهم سرهم".[4]در روايت معتبر ديگري از امام صادق (ع) نقل شده است : "من حبس حق المؤمن اقامه الله عزوجل يوم القيامة خمسمأة عام علي رجليه حتي يسيل عرقه او دمه و ينادي مناد من عند الله : هذا الظالم الذي حبس عن الله حقه . قال : فيوبخ اربعين يوما ثم يؤمر به
[1]صدوق، معاني الاخبار، باب معني الغايات، ص 195) و 196، حديث 1) .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب كتاب الغصب، ج 25، ص 385 .
[3]صدوق، الخصال، باب الثلاثة، ص 151، حديث 185) .
[4]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 145) از ابواب احكام العشرة، ج 12، ص 264 و 265، حديث 2 و 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :634

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 635

الي النار"[1]"كسي كه حق مؤمني را حبس كند خداي عزوجل روز قيامت او را پانصد سال روي پايش نگه مي‌دارد تا عرق يا خونش روان شود، و از جانب خدا ندا داده مي‌شود: اين ظالمي است كه حق خدا را منع كرده است . سپس چهل روز توبيخ مي‌شود و پس از آن دستور داده مي‌شود تا در آتش افكنده شود." صرف نظر از سيره اميرالمؤمنين (ع) درباره مخالفاني كه به مخالفت علني و تشكيلاتي با او پرداختند و او هيچ يك از حقوق و امكانات عمومي و سهميه بيت المال ايشان را قطع نكرد و آزادي رفتار و گفتارشان را از آنان نگرفت، از دلايل ديگر بر ضرورت حفظ حقوق اقليت ها بيان رساي ايشان در عهدنامه خويش با مالك اشتر است كه : "بارها از رسول خدا6شنيده ام كه فرمود: امتي كه حق ضعيف از قوي در آن بدون لكنت زبان گرفته نشود هرگز مقدس نيست ." اين روايت با سندهاي مختلف از طريق فريقين نقل شده است .[2]همين مضمون در روايتي با سند صحيح از امام صادق (ع) نيز نقل شده است كه فرمود: "ما قدست امة لم تأخذ لضعيفها من قويها بحقه غير متضع"[3]"امتي كه حق ضعيف را بدون تواضع كردن او در برابر قوي نگيرد مقدس نيست ." و در جاي خود به طور مستدل به چهارده حقوق براي مخالفان اشاره شده است ; اعم از اين كه مخالف عقيدتي يا سياسي باشند، و نيز اعم از اين كه اصل نظام و حاكميت ديني را قبول داشته يا نداشته باشند، يا ساختار سياسي نظام و يا صلاحيت حاكمان را پذيرفته يا نپذيرفته باشند. اين حقوق - كه برخي از آنها مشترك ميان موافق و مخالف است - عبارتند از:1 -حق آزادي بيان و اظهارنظر در عرصه هاي مختلف .2 -حق فعاليت تشكيلاتي و اقدام عملي .
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 367، حديث 2 .
[2]متقي هندي، كنز العمال، ج 3، احاديث 5544 - 5549، 5587، 5588، 5590، 5591، 5606 - 5611 .
[3]طوسي، تهذيب الاحكام، ج 6، ص 180، حديث 371 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :635

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست