احكام سياسي
دين اسلام واجد احكامي است كه زندگي سياسي و اجتماعي مسلمانان را مورد توجه قرار داده و براي بهبود مناسبات آنان دستورهايي را صادر كرده است، يا برخي رفتارهاي معقول را تشويق و ترويج كرده و يا از برخي رفتارهاي ناپسند جلوگيري كرده است . اين قسم از احكام در دو بعد "وظايف فردي" و "وظايف اجتماعي" است .
الف - وظايف سياسي - اجتماعي فردي مسلمانان
برخي از احكام سياسي اجتماعي اسلام از ديدگاه وظيفه فردي مورد توجه قرار گرفته و تحولات اجتماعي تأثير چنداني بر چگونگي انجام آن نمي گذارد. يعني هر فردي به صورت انفرادي موظف است كه كار خود را به درستي انجام دهد; خواه ديگران او را همراهي كنند و يا نكنند. و برخي احكام اگرچه ناظر به وظايف فردي است ولي متأثر از تحولات اجتماعي است و اقبال و ادبار مردم تأثير بسزايي در لزوم يا عدم لزوم انجام آن ميگذارد. در اين بخش عمدتا به احكامي توجه شده است كه در همه حال به عنوان وظيفه فردي متوجه مسلمانان است و وظيفه آنان مشروط به اقدام ديگران نيست .
نماز جماعت، جمعه و عيدين
عبادت ذاتا امري فردي است كه با قصد تقرب به معبود و نيت صحيح تحقق مييابد و دستور به اجتماع امري سياسي است كه به خاطر زندگي اجتماعي و فوايد تجمع انسانها تشريع شده است . صرف نظر از تكليف عمومي مسلمانان به اجتماع و پرهيز از تفرقه، هر مسلماني موظف است روح اجتماع با ساير انسانها خصوصا هم فكران و هم كيشان را در خويش تقويت كند.
لزوم شركت در نماز جمعه و عيدين به هنگام برگزاري آنها با رعايت تمام شرايط و حتي تأكيد بر شركت در نماز جماعت، وظيفه اي كاملا فردي است و تك تك افراد بايد خود را موظف به انجام آن بدانند و هر يك به ديگري واگذار نكند. در حقيقت هر حكم غير كفايي در اسلام شامل همه مسلمين ميشود; و حتي اگر وظيفه اي اجتماعي و سياسي باشد، جنبه فردي آن هم مورد توجه شارع مقدس بوده است ; و نمازهاي ياد شده از آن جمله است . از طرفي ضرورت پرداختن امام به مشكلات و نيازهاي مسلمانان در خطبه هاي نماز و جزء نماز قرار دادن خطبه ها، ترديدي باقي نمي گذارد كه نمازجمعه جنبه سياسي هم دارد. تأكيد بر ضرورت حضور افراد ساكن در فواصل معين، نشان از تأثير جدي اجتماعي اين حضور دارد و هيچ يك از اين وظايف مشروط به اقدام ديگران نشده است . در روايتي از حضرت رضا(ع) نقل شده است : "خداوند خطبه را از آن جهت در نماز قرار داده است كه امام راهي داشته باشد براي موعظه و ترغيب مردم به اطاعت از خدا و پرهيز از معصيت او و شناخت آنچه مصلحت مردم در دنيا و آخرتشان است و شناساندن آن مصلحت به مردم و اعلام آفت ها و روش هاي صحيح زندگي، كه شامل ضرر و نفع ايشان ميشود."[1]امام بايد مردم را از ستم برحذر بدارد و مانع از روحيه ظلم پذيري در آنان گردد و با شجاعت وظايف اجتماعي و فردي مسلمانان را به آنان گوشزد نمايد. اين اجتماع ضروري اگر با تمامي شرايط تحقق يابد، ميتواند مانع عظيمي در برابر حكام ستمگر و قدرت كم نظيري در حمايت از ستمديدگان باشد و حضور مستمر مردم را در زندگي اجتماعي تأمين كند.
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 25 از ابواب صلاة الجمعة، ج 7، ص 344، حديث 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :638
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
حج ، اجتماع عبادي - سياسي بين المللي
آن روزي كه فريضه حج از سوي شارع مقدس تشريع شد، شايد ضرورت حضور در زمان معين، چندان كه لازم بود مورد توجه همگان قرار نگرفت ; ولي در عصر ارتباطات ميتوان فهميد كه روشن بيني و فرصت آفريني اين شريعت تا چه حد دورانديشانه و مدبرانه بوده است . امروز هيچ قدرتي توان بسيج چنين جمعيت عظيمي، با اين تنوع قومي و زباني را ندارد; جمعيتي كه اگر قدرتهاي سياسي مانع نشوند، بسيار بيشتر از آنچه هست گردهم ميآيند و ميتوانند در سرنوشت مسلمانان تأثير جدي بگذارند. افسوس كه اين توانايي در اثر بي توجهي برخي متصديان امور مسلمين در اعصار و قرون متمادي بدون استفاده مانده و ارزش اين فريضه الهي بر مسلمانان همچنان پوشيده است . هر چند وسايل ارتباطي در دنياي جديد بدون زحمت تا درون منازل نفوذ كرده، ولي هرگز زمينه اي مناسب تر از زمينه فرهنگ سازي حج در اختيار مسلمانان قرار نگرفته است . بي توجهي متصديان امور مسلمين، مانع از انجام وظيفه فردي مسلمانان براي ايجاد ارتباط با حجاج ساير ملل و فهميدن مشكلات و توانايي هاي آنان و بسط روح برادري و همبستگي نمي شود. هر مسلماني بايد خود را موظف بداند تا از اين اجتماع عظيم براي تفاهم بيشتر ملل مسلمان بهره بگيرد; چرا كه روح اصلي تشريع حج ، پس از عبادت خدا، ارتباط و تفاهم مسلمين است . هشام بن حكم از امام صادق (ع) نقل كرده است : "خداوند مسلمانان را به حج امر كرده است تا مصلحت دين و دنياي ايشان را تأمين كند. و اجتماع ايشان را از شرق و غرب عالم به صورت فريضه قرار داد تا يكديگر را بشناسند و بهره هاي تجاري و مادي برند و افكار و انديشه هاي ديني را يادآور شوند...; و اين علت واجب بودن حج است ."[1]
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب وجوب الحج، ج 11، ص 14، حديث 18) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :639
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
امر به معروف و نهي از منكر
يكي از مهمترين دستورات سياسي اجتماعي اسلام مسأله امر به معروف و نهي از منكر است كه به گفته اميرمؤمنان (ع): "در حكم اقيانوسي است كه ساير احكام دين در برابر آن همچون چند قطره آب بيش نيستند."[1]مفاد اين حكم عظيم الهي پذيرش مسؤوليت اجتماعي از سوي همه مسلمانان است و تك تك افراد در برابر رفتار ديگران مسؤول شناخته شده اند. در حقيقت نقش تربيتي جامعه و مسؤوليت آن به گونه اي است كه همه افراد موظف به ايفاي نقش اجتماعي خود ميشوند تا رفتارهاي صحيح و پسنديده تبديل به روندي عمومي گردد و رفتارهاي ناپسند با واكنش منفي افراد جامعه روبرو شود و زمينه زياد شدن آن از بين برود. برخي "معروف" و "منكر" را در رديف احكام واجب و حرام تصور كرده و گمان كرده اند مسأله امر به معروف و نهي از منكر بيان احكام و الزام مردم به احكام است . معروف در جامعه بايد به گونه اي باشد كه همه مردم خوب بودنش را بشناسند، لذا در جايي كه حكم به اين مرحله نرسيده، بايد زمينه آشنايي و آگاهي مردم را فراهم كرد. امر به معروف و نهي از منكر داراي مراحلي است : مرحله اول امر به معروف و نهي از منكر اين است كه هر مسلماني بايد در برابر كارهاي ناشايست قلبا ناراحت باشد و اين نارضايتي بايد در رفتار ظاهري او پديدار گردد تا مرتكب منكر، متوجه زشتي رفتار خود گردد و تأثير منفي آن را مشاهده كند و از روش ناپسند خويش دست بردارد. در برابر كارهاي پسنديده هم بايد رفتارهاي حاكي از رضايت و خشنودي و توجه و تشويق كه علني كننده رضايت قلبي در برابر انجام معروف است انجام گيرد تا كارهاي پسنديده تشويق شود و منجر به بسط معروف گردد.
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 374، ص 542 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :640
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
مرحله دوم اظهار بياني رضايت يا عدم رضايت در برابر معروف و منكر است ; يعني با گفتار و نوشتار از رفتارهاي پسنديده استقبال گردد و انجام دهنده كار نيك در حدي كه به تملق نينجامد تشويق گردد، و در برابر رفتارهاي ناپسند اجتماعي واكنش منفي نشان داده شود. اين مرحله ممكن است از همگان برنيايد زيرا برخي افراد زبان گويا يا قلم رسايي ندارند; ولي در هر صورت همه افراد به قدر توان خود در اين زمينه مسؤوليت دارند. در اين مرحله ميتوان از گروههاي سياسي و اجتماعي مانند احزاب و جمعيت هاي صنفي و فرهنگي و رسانه هاي عمومي همچون نشريات و مطبوعات و رسانه هاي صوتي و تصويري نيز بهره گرفت . يعني وظايف اسلامي مسلمانان اقتضا ميكند به بهترين وجه به مسؤوليت هاي ديني و اجتماعي خود عمل نمايند، و اگر از راه تشكيل احزاب و جمعيت ها و اجتماعات قانوني و يا مطبوعات به صورتي بهتر و مؤثرتر به انجام وظايف موفق ميشوند، لازم است براي ايفاي مسؤوليت به اين گونه كارها اقدام كنند. بزرگترين ثمره گسترش اين مسؤوليت اجتماعي حضور و مشاركت مستمر همه مسلمانان در سرنوشت اجتماعي خويش است كه مانع از سوءاستفاده قدرتمندان و قانون شكني متجاوزان به حدود قانوني ميشود. به همين جهت در بيان امام رضا(ع) آمده است : "لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنكر او ليستعملن عليكم شراركم فيدعو خياركم فلايستجاب لهم"[1]"امر به معروف كنيد و از منكر نهي كنيد، وگرنه افراد شرور بر شما مسلط خواهند شد; پس خوبان شما از خدا درخواست كمك ميكنند ولي خواست آنان برآورده نمي شود." امر به معروف و نهي از منكر به معناي رسميت بخشيدن به ناظران منتقد است ; و علي رغم توصيه هاي مؤكد شرع و عقل معمولا افراد مختلف از اين مسؤوليت
[1]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 1) از ابواب امر و نهي، ج 16، ص 118، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :641
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بزرگ شانه خالي ميكنند و خطرات و رنج ها را بر خويش هموار نمي كنند و در هر زمان فقط عده اي از مسلمانان به صورت جدي به اين كار عظيم ميپردازند. در قرآن كريم آمده است : (ولتكن منكم أمة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و أولئك هم المفلحون )[1]"بايد جمعي از شما باشند كه به نيكي دعوت كنند، به كارهاي پسنديده دستور دهند و از كارهاي ناپسند بازدارند، و اين افراد همان رستگارانند." بنابراين هرچند وظيفه امر به معروف و نهي از منكر وظيفه اي عمومي است و بر يك يك افراد مسلمان لازم است كه به اين كار مبادرت نمايند، ولي اگر جمعي به نحو مؤثر اقدام كنند و تأثير اقدام آنان مثبت باشد، يعني از منكر پيشگيري شود و معروف گسترش يابد و مقصود دين تأمين گردد، از آن پس ديگران مسؤوليتي نخواهند داشت ; و به اصطلاح وجوب اين حكم "كفايي" است . مطلب ديگري كه ذكر آن لازم است شرط تأثير است . يعني اگر شرايط اجتماعي به گونه اي باشد كه بيان معروف و نهي از منكر، موجبات عناد و لجاج ديگران را فراهم كند و يا اصولا شرايط و لوازم تأثير به هر دليل فراهم نباشد به گونه اي كه گفتن و نگفتن هيچ تأثيري نداشته باشد و يا خطر جاني و ضرر عمده اي كه زندگي افراد را مختل كند در پي داشته باشد، لزوم حكم منتفي ميگردد و در بعضي موارد مثل موجب عناد و لجاج شدن، عدم انجام امر به معروف و نهي از منكر لازم ميشود. البته در امور مهم مثل حفظ حيثيت دين و جلوگيري از تحريف آن، گرچه خطر و ضررهاي جاني و مالي در پي باشد، اقدام به امر به معروف و نهي از منكر لازم است . مرحله سوم اين حكم اختصاص به حكومت صالح و واجد شرايط دارد، كه در بخش بعدي بيان خواهد شد.[2]
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 104) .
[2]به بند "و" از مورد پنجم از "وظايف سياسي - اجتماعي عمومي مسلمانان" در همين كتاب مراجعه شود.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :642
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
رعايت قوانين اجتماعي
هر مسلماني در هر جامعه اي كه زندگي ميكند لازم است قوانين و مقررات اجتماعي آن جامعه را رعايت كند، و اگر آن قوانين به گونه اي باشد كه برخلاف احكام اسلام باشد، در حد توان بايد از آن محيط دوري گزيند; و اگر حضورش در آن جوامع لازم است، بايد بدون اظهار مخالفت با قوانين اجتماعي، از تخلف از احكام اسلام پرهيز كند. در جوامع اسلامي كه بر اساس احكام دين اداره ميشوند و قوانين اجتماعي برگرفته از كتاب و سنت و فتاواي مجتهدان و كارشناسي كارشناسان و رعايت مصالح اجتماعي است، پيروي از قوانين لازم است و تخلف از آن جايز نيست . اصولا قوانين اجتماعي در حكم قراردادها و معاهدات دوجانبه بين ملت ها و دولت هاست، و اگر اشكال شرعي در اصل قرارداد نباشد، پس از پذيرش آن از سوي دو طرف لازم الاجراست . اين قوانين خواه مثل قوانين اساسي كشورها باشد، يا از قبيل قراردادهايي باشد كه توسط دولت ها منعقد ميگردد، و يا قوانين عادي باشد كه از سوي مجالس قانون گذاري وضع ميشود. براي اقامت در ممالك غير اسلامي بايد قبل از اقامت و يا تابعيت و يا مسافرت، از قوانين آنها اطلاع حاصل كرد و اگر به گونه اي است كه قوانين آنها به صراحت مخالف قوانين اسلام است و شامل مسلمانان نيز ميگردد، چنانچه ضرورتي براي حضور در آنجا نيست، بايد از حضور در آن خودداري شود; و اگر صراحتا مخالفتي با قوانين اسلام ندارد و يا تنها در بعضي از مواد قانوني مخالف باشد، كه ممكن است به صورت اتفاقي شامل حال مسلمانان گردد، حضور مسلمانان در آن جوامع اشكالي ندارد. و در هر صورت مراعات قوانين اجتماعي در هر جامعه اي لازم است و تخلف از آن جايز نيست .
تقيه و رازداري
احكام اسلام از نظر شدت مطلوبيت يا عدم مطلوبيت متفاوت است . برخي از آنها به گونه اي است كه خداوند هرگونه اقدام براي تحقق يا عدم تحقق آنها را درخواست ميكند، كه از آنها به عنوان "واجبات مؤكد" و يا "حرامهاي مؤكد" نام برده ميشود، و بعضي در اين حد از تأكيد نيستند و گاه بسيار خفيف و مورد تساهل اند. از سوي ديگر انسان مؤمن هم داراي ارزشي والامي باشد. بنابر نقل صحيح از امام صادق (ع): "مؤمن احترامش از كعبه بيشتر است"[1]و بنابر بياني ديگر: "احترام مال مؤمن همچون احترام خون اوست و آبروي او نيز در همين حد احترام دارد." بايد توجه داشت كه تمامي احكام اسلام براي سعادت بشر در دنيا و آخرت تشريع شده است و لذا منطبق با فطرت انساني است و اگر بنا باشد هستي او را مورد هجوم قرار دهد و استحكام زندگي وي را از بين ببرد، قطعا از فطري بودن خارج ميشود. حال در صورتي كه ميان حفظ جان و شخصيت مؤمن و حفظ احكام ديني ناسازگاري به وجود آيد و عمل به احكام موجب به مخاطره افتادن جان و آبروي مؤمن گردد، حفظ جان و آبرو مقدم است . در روايتي از امام صادق (ع) آمده است : "ان التقية ديني و دين آبائي"[2]"تقيه دين من و پدران من است ." مفاد اين حكم آن است كه تا وقتي كه خطر و ضرر جدي متوجه مسلمان نيست، بايد بر دستورات ديني تأكيد بورزد; ولي اگر خطر و ضرر مهمي متوجه مسلمان يا مسلمانان بشود، اصرار بر تحقق حكم برداشته ميشود. گاهي منظور از تقيه انجام دادن وظيفه نيست ; بلكه رازداري، كتمان و حفظ سر است . يعني لازم نيست كه علنا و به همه كس توضيح داده شود كه مثلا او چنين ميكند و يا اسراري را كه به جان و مال خود و ديگران آسيب ميرساند فاش كند. در
[1]صدوق، الخصال، باب الواحد، ص 27، حديث 95 .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 24 از ابواب امر و نهي، ج 16، ص 210، حديث 24 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :644
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست