بزرگ شانه خالي ميكنند و خطرات و رنج ها را بر خويش هموار نمي كنند و در هر زمان فقط عده اي از مسلمانان به صورت جدي به اين كار عظيم ميپردازند. در قرآن كريم آمده است : (ولتكن منكم أمة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و أولئك هم المفلحون )[1]"بايد جمعي از شما باشند كه به نيكي دعوت كنند، به كارهاي پسنديده دستور دهند و از كارهاي ناپسند بازدارند، و اين افراد همان رستگارانند." بنابراين هرچند وظيفه امر به معروف و نهي از منكر وظيفه اي عمومي است و بر يك يك افراد مسلمان لازم است كه به اين كار مبادرت نمايند، ولي اگر جمعي به نحو مؤثر اقدام كنند و تأثير اقدام آنان مثبت باشد، يعني از منكر پيشگيري شود و معروف گسترش يابد و مقصود دين تأمين گردد، از آن پس ديگران مسؤوليتي نخواهند داشت ; و به اصطلاح وجوب اين حكم "كفايي" است . مطلب ديگري كه ذكر آن لازم است شرط تأثير است . يعني اگر شرايط اجتماعي به گونه اي باشد كه بيان معروف و نهي از منكر، موجبات عناد و لجاج ديگران را فراهم كند و يا اصولا شرايط و لوازم تأثير به هر دليل فراهم نباشد به گونه اي كه گفتن و نگفتن هيچ تأثيري نداشته باشد و يا خطر جاني و ضرر عمده اي كه زندگي افراد را مختل كند در پي داشته باشد، لزوم حكم منتفي ميگردد و در بعضي موارد مثل موجب عناد و لجاج شدن، عدم انجام امر به معروف و نهي از منكر لازم ميشود. البته در امور مهم مثل حفظ حيثيت دين و جلوگيري از تحريف آن، گرچه خطر و ضررهاي جاني و مالي در پي باشد، اقدام به امر به معروف و نهي از منكر لازم است . مرحله سوم اين حكم اختصاص به حكومت صالح و واجد شرايط دارد، كه در بخش بعدي بيان خواهد شد.[2]
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 104) .
[2]به بند "و" از مورد پنجم از "وظايف سياسي - اجتماعي عمومي مسلمانان" در همين كتاب مراجعه شود.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :642
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
رعايت قوانين اجتماعي
هر مسلماني در هر جامعه اي كه زندگي ميكند لازم است قوانين و مقررات اجتماعي آن جامعه را رعايت كند، و اگر آن قوانين به گونه اي باشد كه برخلاف احكام اسلام باشد، در حد توان بايد از آن محيط دوري گزيند; و اگر حضورش در آن جوامع لازم است، بايد بدون اظهار مخالفت با قوانين اجتماعي، از تخلف از احكام اسلام پرهيز كند. در جوامع اسلامي كه بر اساس احكام دين اداره ميشوند و قوانين اجتماعي برگرفته از كتاب و سنت و فتاواي مجتهدان و كارشناسي كارشناسان و رعايت مصالح اجتماعي است، پيروي از قوانين لازم است و تخلف از آن جايز نيست . اصولا قوانين اجتماعي در حكم قراردادها و معاهدات دوجانبه بين ملت ها و دولت هاست، و اگر اشكال شرعي در اصل قرارداد نباشد، پس از پذيرش آن از سوي دو طرف لازم الاجراست . اين قوانين خواه مثل قوانين اساسي كشورها باشد، يا از قبيل قراردادهايي باشد كه توسط دولت ها منعقد ميگردد، و يا قوانين عادي باشد كه از سوي مجالس قانون گذاري وضع ميشود. براي اقامت در ممالك غير اسلامي بايد قبل از اقامت و يا تابعيت و يا مسافرت، از قوانين آنها اطلاع حاصل كرد و اگر به گونه اي است كه قوانين آنها به صراحت مخالف قوانين اسلام است و شامل مسلمانان نيز ميگردد، چنانچه ضرورتي براي حضور در آنجا نيست، بايد از حضور در آن خودداري شود; و اگر صراحتا مخالفتي با قوانين اسلام ندارد و يا تنها در بعضي از مواد قانوني مخالف باشد، كه ممكن است به صورت اتفاقي شامل حال مسلمانان گردد، حضور مسلمانان در آن جوامع اشكالي ندارد. و در هر صورت مراعات قوانين اجتماعي در هر جامعه اي لازم است و تخلف از آن جايز نيست .
تقيه و رازداري
احكام اسلام از نظر شدت مطلوبيت يا عدم مطلوبيت متفاوت است . برخي از آنها به گونه اي است كه خداوند هرگونه اقدام براي تحقق يا عدم تحقق آنها را درخواست ميكند، كه از آنها به عنوان "واجبات مؤكد" و يا "حرامهاي مؤكد" نام برده ميشود، و بعضي در اين حد از تأكيد نيستند و گاه بسيار خفيف و مورد تساهل اند. از سوي ديگر انسان مؤمن هم داراي ارزشي والامي باشد. بنابر نقل صحيح از امام صادق (ع): "مؤمن احترامش از كعبه بيشتر است"[1]و بنابر بياني ديگر: "احترام مال مؤمن همچون احترام خون اوست و آبروي او نيز در همين حد احترام دارد." بايد توجه داشت كه تمامي احكام اسلام براي سعادت بشر در دنيا و آخرت تشريع شده است و لذا منطبق با فطرت انساني است و اگر بنا باشد هستي او را مورد هجوم قرار دهد و استحكام زندگي وي را از بين ببرد، قطعا از فطري بودن خارج ميشود. حال در صورتي كه ميان حفظ جان و شخصيت مؤمن و حفظ احكام ديني ناسازگاري به وجود آيد و عمل به احكام موجب به مخاطره افتادن جان و آبروي مؤمن گردد، حفظ جان و آبرو مقدم است . در روايتي از امام صادق (ع) آمده است : "ان التقية ديني و دين آبائي"[2]"تقيه دين من و پدران من است ." مفاد اين حكم آن است كه تا وقتي كه خطر و ضرر جدي متوجه مسلمان نيست، بايد بر دستورات ديني تأكيد بورزد; ولي اگر خطر و ضرر مهمي متوجه مسلمان يا مسلمانان بشود، اصرار بر تحقق حكم برداشته ميشود. گاهي منظور از تقيه انجام دادن وظيفه نيست ; بلكه رازداري، كتمان و حفظ سر است . يعني لازم نيست كه علنا و به همه كس توضيح داده شود كه مثلا او چنين ميكند و يا اسراري را كه به جان و مال خود و ديگران آسيب ميرساند فاش كند. در
[1]صدوق، الخصال، باب الواحد، ص 27، حديث 95 .
[2]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 24 از ابواب امر و نهي، ج 16، ص 210، حديث 24 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :644
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بسياري از مواقع منظور از تقيه ترك واجبات و انجام محرمات نيست ; بلكه منظور از آن، علني انجام ندادن واجبات است . البته در موارد معدودي اين حكم متوقف ميشود. مثل مجبور شدن بر قتل ديگران كه نمي توان - به صرف ترس از كشته شدن خود در صورت سرپيچي از دستور ستمگران - كشتن بي گناهي را مجاز شمرد. اين موارد عمدتا به حق الناس مربوط ميشود، ولي در حق الله - در صورت حصول شرايط - تقيه جايز و در برخي موارد واجب است . بايد امور اهم و مهم شوند و مهم به خاطر اهم ترك گردد. نمي توان به خاطر اندك خطر يا ضرري، از انجام وظايف اجتماعي خودداري ورزيد; به عبارت ديگر تقيه نبايد بهانه اي براي حفظ قدرت يا ثروت و يا موقعيت اجتماعي قرار گيرد. شرع مقدس با حفظ اهميت هر امري در جاي خود، اهميت آبرو، مال و جان مؤمن را در نظر داشته و با تشريع حكم تقيه همه راهها را براي حفظ حيثيت انسان در نظر گرفته است . هر مكلف مسلماني ميتواند در حوادث زندگي به تفكيك اهم و مهم به صورت فردي اقدام كند و در موارد ضرورت با حفظ جهات شرعي تقيه نمايد. البته درباره حقوق ساير مردم، تنها قوانين اجتماعي پذيرفته شده جاري است و اصولا تقيه در اين بخش به شدت مشروط است و جزئيات آن را در كتب فقهي تفصيلي بايد جستجو كرد. قسمي ديگر از تقيه نيز وجود دارد كه در اصطلاح به آن "تقيه مداراتي" گفته ميشود; و نوعي رعايت جامعه، مذاهب اسلامي و شرايط بين المللي است كه به مناسبت وظايف سياسي در صفحات آتي بيان خواهد شد.
حضور در اجتماع و ممنوعيت عزلت
يكي از حالاتي كه ممكن است بر افراد مستولي شود، روحيه عزلت و گوشه گيري و يا رهبانيت است كه اسلام از آن منع كرده و بر حضور فعال انسانها در
اجتماع اصرار ورزيده است . در روايات بسياري از رهبانيت و از نشستن در كنج عزلت - حتي به بهانه عبادت - منع شده است . در قرآن كريم آمده است : (و لا تنس نصيبك من الدنيا)[1]"بهره خودت را از دنيا فراموش نكن ." در روايت آمده است : "لارهبانية في الاسلام"[2]"گوشه گيري در اسلام نيست ." "و رهبانية امتي الجهاد في سبيل الله"[3]"و رهبانيت امت من جهاد در راه خداست ." در قرآن درباره مسيحيان آمده است : (و رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم )[4]"رهبانيتي كه از پيش خود آوردند، ما آن را براي ايشان مقرر نكرديم ." در بخش امر به معروف و نهي از منكر يادآوري شد كه اساس آن حكم بر ضرورت نظارت مستمر همه افراد جامعه و توجه مسؤوليت شرعي همه آنان استوار است، و كسي كه عزلت ميگزيند اين بخش از احكام خدا را تعطيل ميكند; احكامي كه از اهميت بسزايي برخوردار است .
ب - وظايف سياسي - اجتماعي عمومي مسلمانان
برخي از احكام شريعت صرف نظر از مسؤوليت فردي مسلمانان، به عنوان قانون اجتماعي تشريع شده و مسؤول اجراي آن جامعه اسلامي و متوليان اداره امور جامعه هستند. در اموري كه احتياج به سازماندهي و مديريت دارد و از عهده تك تك افراد خارج است، بايد حكومت به نيابت از عموم براي انجام آن اقدام كند. گستردگي اين امور از يك طرف و حضور همه جانبه دين از طرف ديگر، وظيفه مسؤولان امر را سنگين و تشخيص صحيح راه حل ها را مشكل كرده است . امور فرهنگي،
[1]سوره قصص (28)، آيه 77 .
[2]قاضي نعمان، دعائم الاسلام، ج 2، ص 193، حديث 701 .
[3]نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، باب 60 از ابواب الدفن، ج 2، ص 401، حديث 42 .
[4]سوره حديد (57)، آيه 27 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :646
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
اقتصادي، سياسي، نظامي، امنيتي و قضايي در اين بخش قرار ميگيرند; ولي بعد اجتماعي اين احكام و نقش آن در قوام و ثبات سياسي مورد نظر است، نه پرداختن به ريز وظايف و حقوق افراد جامعه . اكنون با تفكيك كل مسائل به موارد عمده احكام سياسي و وظايف عمومي مسلمانان ميپردازيم .
1 - امور فرهنگي
مقصود از امور فرهنگي كارهايي است كه رويكرد صرفا فرهنگي آن بيشتر مورد نظر شارع بوده است، كه در اينجا به موارد مهم آن ميپردازيم :
الف - تعليم و تربيت عمومي
برنامه ريزي براي تعليم و تربيت افراد جامعه و رشد علمي و فرهنگي آنان از جمله وظايف دولت ها و زمامداران است . حكومت ديني مسؤوليت گسترش علم و دانش و رشد و ارشاد مسلمين را دارد و بايد حداكثر تدبير و توان خود را در اين راه به كار گيرد. "طلب العلم فريضة علي كل مسلم"[1]"در جستجوي دانش بودن بر هر مسلماني لازم است ." اين دستور تمامي زنان و مردان مسلمان را موظف به آموختن ميكند. وظيفه انبياي الهي و به دنبال ايشان وظيفه آناني كه در جايگاه انبيا قرار ميگيرند تعليم و تربيت عموم مردم است ; (و يعلمهم الكتاب و الحكمة ).[2]تأكيد دين بر لزوم يادگيري دانش حتي در دورترين مكانها مثل چين در زمان رسول خدا6: "اطلبوا العلم و لو بالصين"[3]و يا آموختن حكمت از نا اهل ترين انسانها: "خذ الحكمة و لو من اهل النفاق"[4]به اين علت است كه علم و دانش نوري
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 30، حديث 1) .
[2]سوره جمعه (62)، آيه 2 .
[3]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 4 از ابواب صفات القاضي، ج 27، ص 27، حديث 20 ; مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 177، حديث 55: "دانش را بجوييد، هرچند در چين باشد."
[4]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 80، ص 481: "حكمت را بياموزيد، هرچند از منافقان ."نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :647
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
است كه تاريكي هاي جهل را ميشكافد و زندگي را آسان ساخته و فرصت تدبير و تفكر را افزون ميسازد. پيشرفت هاي علمي و فني و نوآوري ها و باز شدن دريچه هاي بيشتر به اسرار هستي، استواري دين را افزون ساخته و قدرت لايزال خداوند را نمايان ميسازد و در نهايت عبوديت را عقلاني و هموار ميسازد. در برخي از روايات از علم به "نور" تعبير شده است : "ليس العلم بكثرة التعلم و انما هو نور يقذفه الله في قلب من يريد الله أن يهديه".[1]به اين دليل كه دانش بايد راهگشايي داشته باشد; و چه بسا علومي كه وسيله آزار و زحمت ديگران شود. از اين رو بايد به سمت علمي روي آورد كه براي فرد و جامعه، و دنيا و آخرت مفيد باشد. بنابراين زندگي مادي و آسايش و آرامش بشر را علم تأمين ميكند. كوشش جدي زمامداران در راه بسط علم و دانش سبب استحكام حكومت و ديانت است ; و هر گونه سهل انگاري و يا بي اعتنايي به علم و دانش و بي توجهي به دانشمندان، بي اعتباري و سستي حكومت و ديانت را در پي خواهد داشت . لازم است برنامه ريزي ها براي تربيت و تعليم به گونه اي باشد كه بالاترين اعتبار اجتماعي مخصوص علم و دانش و تحقيق و فن آوري باشد و جايگاه اجتماعي دانشمندان و كارشناسان و محققان جامعه برتر از زمامداران باشد، كه فرموده اند: "العلماء حكام علي الملوك"[2]"دانشمندان فرمان دهندگان بر حاكمان هستند."
ب - تبليغ دين
دين مجموعه اي از احكام و باورهاست كه در برخي موارد پذيرفتن جزئيات آن مشروط به فهميدن برخي ظرافت هاي علم و حكمت است، و برخي از احكام آن براي بازداشتن تجاوز به حقوق ديگران وضع شده است . هيچ كس در تبليغ متاع خود از نكات مبهم و پيچيده و دور از فهم و ذهن مخاطب بهره نمي گيرد; بلكه
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 225، حديث 17) ; شهيد ثاني، منية المريد، ص 167) .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 183، حديث 92 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :648
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
مطالب نزديك به فهم مخاطب و حتي امور رغبت برانگيز و تشويق كننده را براي جلب توجه اوليه ابراز ميكند تا انس و رغبت ايجاد شود و اندك اندك تمامي اجزا و شرايط متاع را معرفي ميكند. در تبليغ دين و شريعت اسلام بايد از مزاياي شريعت مصطفوي در برابر ساير شرايع آغاز كرد و وجوه مشترك را در جاي خود عرضه نمود. حقايق شرعي موقعي براي مردم قابل پذيرش است كه به عنوان قوانين گريزناپذير و قطعي تصوير زيبايي از يك جامعه متوازن اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي را به نمايش بگذارد; ولي معرفي دين با احكام شديد كه براي ممانعت از ظلم و تجاوز وضع شده - و احيانا لازم هم هست - ممكن است قابل پذيرش مردم نباشد و ضد تبليغ به شمار آيد. قرآن كريم شريعت محمدي6را اين گونه معرفي ميكند: (الذين يتبعون الرسول النبي الامي الذي يجدونه مكتوبا عندهم في التوراة و الانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الاغلا ل التي كانت عليهم )[1]"آناني كه از فرستاده [ي ما]، آن پيامبر امي، كه وصف او را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مييابند پيروي ميكنند، او ايشان را به شايسته ها امر كرده و از ناشايسته ها نهي ميكند و پاكها را بر ايشان حلال كرده و آلوده ها را حرام ميكند و موانع و زنجيرهاي بسته شده به فكر و جسم ايشان را از آنان برمي دارد." در روايات تأكيد شده است : "رغبوا الناس في دينكم"[2]"مردم را به دين خود ترغيب كنيد." اگر به سبب تبليغ سوء دين و شريعت، مانع از هدايت كسي شده يا هدايت شده اي را از دين متنفر گردانيم، يكي از بزرگترين گناهان را مرتكب شده ايم . قرآن كريم در جمله اي كوتاه معيار صحيح و مناسب براي تبليغ دين و گرايش جذاب را بيان كرده است : (ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم
[1]سوره اعراف (7)، آيه 157) .
[2]صدوق، الخصال، باب السبعة، ص 355، حديث 35 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :649
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست