د - معاهدات بين المللي
انعقاد عهدنامه ها و قراردادها ميان مسلمانان و ساير دولت ها براي كسب منافع مشترك جايز بلكه در شرايطي لازم است ; همان گونه كه رسول خدا6با مشركان و سايرين رفتار كرد. از اهداف حكومت، ايجاد امنيت و امكان تجارت بين المللي و حفظ منافع ملت ها در معاهدات و تعامل بين ملت ها بوده و اسلام نيز آن را به رسميت شناخته است . دولت ها موظف اند منافع ملت خود را در ضمن رعايت منافع مشترك خود تأمين كنند و از پذيرش قراردادهايي كه به ضرر ملتشان است و يك جانبه منافع بيگانگان را تأمين ميكند يا نسبت تأمين منافع در آن غيرمنطقي است پرهيز كنند. البته ممكن است واقعيت ها به گونه اي باشد كه چاره اي جز اكتفا به حداقل منافع ملي نباشد; ولي بايد توجه داشت كه موارد استثنايي در حد رفع ضرورت باشد، و جهت اصلي بايد تأمين عادلانه منافع طرفين يا اطراف قرارداد باشد. حفظ حيثيت اجتماعي و عزت مسلمين در قراردادهاي سياسي اجتماعي وظيفه زمامداران است، و قراردادها نبايد به گونه اي باشد كه خدشه اي به عزت مسلمانان وارد شود. قرآن كريم ميفرمايد: (و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين )[1]"عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ." هيچ مؤمني حق خوار كردن خود را ندارد. امام صادق (ع) فرموده است : "ان الله تبارك و تعالي فوض الي المؤمن كل شئ الا اذلال نفسه"[2]"خداوند متعال هر چيزي را به خود مؤمن واگذار كرده است جز خوار كردن خودش را." بنابراين بايد در معاهدات بين المللي به گونه اي رفتار كرد كه نه تنها منجر به ذلت و خواري مسلمانان نگردد، بلكه عزت بيشتر ايشان را تأمين كند. نكته ديگر - چنان كه پيشتر نيز بيان گرديد - رعايت حقوق همه انسان ها، صرف نظر
[1]سوره منافقون (63)، آيه 8 .
[2]كليني، كافي، ج 5، ص 63، حديث 3 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :668
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
از مليت و مذهب آنان است ; دولت ها تا زماني مجازند منافع ملي خود را درنظر بگيرند و سياستهاي خود را در آن جهت تنظيم نمايند كه موجب پايمال شدن و تضييع حقوق مشروع ملت هاي ديگر نشوند. اگر انعقاد معاهده اي به نفع يك كشور باشد و منافع ملي آن را تأمين نمايد اما مفاد آن ستم به ملت هاي ديگر را موجب گردد و تجاوز به حقوق مشروع آنان به شمار آيد، مورد رضايت شريعت محمدي6نيست و بايد از آن پرهيز شود. خداي متعال در آيه احسان - كه در مبحث قبلي نيز به آن اشاره گرديد - ميفرمايد: (لاينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين انما ينهاكم الله عن الذين قاتلوكم في الدين و اخرجوكم من دياركم و ظاهروا علي اخراجكم ان تولوهم )[1]"خداوند شما را از نيكي كردن و رعايت عدالت نسبت به كساني كه در امر دين با شما پيكار نكرده اند و از خانه و ديارتان بيرون نرانده اند، نهي نمي كند; به درستي كه خدا عدالت پيشگان را دوست دارد. او فقط شما را از دوستي با كساني نهي ميكند كه در امر دين با شما جنگيدند و شما را از خانه و ديارتان بيرون كردند يا به بيرون راندن شما كمك كردند." از اين دو آيه و آيات قبل و بعد از آن و نيز آيات ديگر استفاده ميشود كه آيه احسان تمام انسانها را دربر ميگيرد و تنها استثناء آن محاربان و كافراني هستند كه با مسلمانان سرجنگ دارند و به ستم حقوق آنان را زير پا گذاشته اند.
ه - تقيه مداراتي
متوليان امور اجتماعي ميتوانند براي حفظ مصالح و منافعي مهم تر يا حفظ امور اساسي تر، برخي از فروعات جزئي احكام را موقتا ناديده انگارند و براي رعايت وحدت ميان مسلمانان و يا جلوگيري از بدفهمي تعاليم دين به اصطلاح تقيه مداراتي كنند; و اين يكي از بحث هاي مهم در سياست اجتماعي اسلام است .
[1]سوره ممتحنه (60)، آيات 8 - 9 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :669
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
تقيه معمولا در برابر قدرت برتر و يا ضررهاي غيرقابل تحمل و جبران، صورت ميگيرد. اما گاهي تقيه نوعي خويشتن داري در رعايت مصالح در سطح جامعه و در اجتماعي بزرگ تر از سوي مسلمانان در ميان مذاهب مختلف است . بنابراين در صورتي كه دولت اسلامي با مطالعات كارشناسي متوجه شود كه عمل به برخي احكام موجب ضررهاي غيرقابل جبراني براي امت اسلامي و يا اسلام ميشود، ميتواند و بسا بايد موقتا از آن چشم پوشي كند. يعني هر گاه شرايط اجتماعي داخلي يا بين المللي به گونه اي باشد كه اصرار بر برخي رفتارهاي شرعي يا مقررات داخلي حكومتي، سبب هرج و مرج داخلي و يا نارضايتي شديد و سستي پايه هاي دين و اعتقاد مردم به حكومت ديني شود و يا دشواريها و ضررهاي مادي و معنوي هنگفتي در سطح بين المللي به ملت و كشور متوجه سازد و يا اعتبار دين و آيين را در دنياي خارج از اسلام مخدوش كند و توجه اين ضرر و خطرها از سوي كارشناسان معتقد و انديشمندان متدين تأييد گردد، بر زمامداران اسلامي لازم ميگردد كه از اصرار بر اجراي احكام شرعي يا عرفي مورد نظر براي مدتي چشم پوشي كرده و مانع از خطرات و ضررهاي مذكور گردند. و معناي صحيح تقيه مداراتي همين است ; يعني از يك حكم براي رعايت مصلحت مهم تر در صورت تزاحم، چشم پوشي شود. در روايت صحيح از امام باقر(ع) نقل شده است : "التقية في كل شئ يضطر اليه ابن آدم، فقد احله الله له"[1]"تقيه و پرهيز در هر چيزي كه آدمي به آن مضطر و مجبور شود جايز است و خدا آن را بر او حلال كرده است ." از امام صادق (ع) نقل شده است : "ان تسعة اعشار الدين في التقية و لادين لمن لا تقية له"[2]"نه دهم دين در تقيه است، و كسي كه تقيه نكند دين ندارد." در جاي ديگر فرموده است : "كلما تقارب هذا الامر كان اشد للتقية"[3]"هر چه زمان ظهور مهدي (عج) نزديك تر شود تقيه نيز شديدتر ميشود." در روايتي امام صادق (ع) به
[1]كليني، كافي، ج 2، ص 220، حديث 18) .
[2]همان، ج 2، ص 217، حديث 2 .
[3]همان، ج 2، ص 220، حديث 17) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :670
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
هشام بن حكم هشدار ميدهد تا مبادا عملي انجام دهد كه مايه سرزنش شود و يا موجب سرافكندگي اهل بيت گردد. در اين روايت، امام (ع) ميفرمايد: "... صلوا في عشائرهم و عودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و لايسبقونكم الي شئ من الخير; فأنتم أولي به منهم . والله ما عبدالله بشئ أحب اليه من الخباء. [قال الراوي ] قلت : و ماالخباء؟ قال (ع): التقية ."[1]"در نمازهاي مخالفان ما شركت كنيد و به عيادت بيماران آنان برويد و در تشييع جنازه هاي آنان شركت كنيد; و مبادا كه آنان در كارهاي خوب بر شما پيشي بگيرند و شما سزاوارتر از آنها هستيد. به خدا سوگند خدا به چيزي پرستيده نشد كه در نزد او محبوب تر از خباء باشد. [راوي ميگويد:] پرسيدم : خباء چيست ؟ فرمود: تقيه". توجه به اين نكته لازم است كه همين رعايت جوانب و توجه به مصالح جهان اسلام در سطح بين المللي نيز مطرح است ; زيرا بسياري از سياستمداران عالم و يا متفكران غير مسلمان تحت تأثير رفتارهاي نادرست برخي مسلمانان در طول تاريخ - از قبيل خونريزي هاي شديد دو دولت عثماني و صفوي و يا بني اميه و بني عباس و نيز در عصر حاضر به نام اسلام - تصور غير واقعي از اسلام و احكام آن دارند و شايد در اين تصور مقصر هم نباشند; لذا وظيفه ملت و دولت اسلامي در بخش تبليغات اين است كه تصوير دقيق و صحيحي از اسلام واقعي ارائه كنند تا زمينه مخالفت با احكام اسلام از بين برود و انديشمندان عالم به احكام نوراني دين خدا بدبين نشوند. اين راه هم طولاني است و هم دشوار، و اگر اين دو عامل مانع از برنامه ريزي صحيح براي رسيدن به آن گردد، طول مدت لزوم تقيه و بقاي اضطرار به احكام ثانويه و منطبق با مصالح عمومي مسلمين بيشتر ميشود، كه مسؤوليت آن بر عهده آناني است كه از اقدامات درازمدت ولي مؤثر سرپيچي كرده و به برنامه هاي كوتاه مدت و مضر روي ميآورند.
[1]همان، ج 2، ص 219، حديث 11) ; حر عاملي، وسائل الشيعة، ج 16، ص 219، حديث 2 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :671
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
برخي افراد با افتخار ميگويند ما احكام اسلام را اجرا ميكنيم و به خواست و تمايل ديگران هيچ توجهي نمي كنيم ; ولي بي توجهي به بازتاب رفتارهاي اجتماعي نشانه كمال انساني و تقوا نيست، بلكه يكي از وظايف مسلمانان توجه به تأثير رفتارشان در جوامع بشري است ; چرا كه بايد آنان را با رفتار خويش به اسلام و احكام آن تشويق كرده و با جلب محبت و علاقه به دين باعث گسترش دين خدا شوند. تذكر اين نكته ضروري است كه رفتار خشونت آميز و غيرمنطقي برخي از مسلمانان در گذشته و حال، با معيارهاي ديني و سيره پيامبراكرم6و پيشوايان معصوم (ع) هيچ گونه تطابقي ندارد. اين گونه اعمال اساسا با احكام اوليه اسلام سازگار نيست و در اين موارد نوبت به احكام ثانويه و لزوم تقيه نمي رسد و در همه حال بايد از آنها اجتناب ورزيد.
و - اصلاح بين مردم در سياست خارجي و داخلي
زمامداران اسلامي بايد به لوازم تصدي مقامات اجتماعي پاي بند باشند، كه مهم ترين آن نقش داوري آنان در جامعه است . تصميمات حاكميت به نوعي داوري شبيه است كه عدالت در آن به ثبات حكومت منجر ميشود و جور و ستم در آن منجر به سستي حاكميت ميگردد. "الحيف يدعو الي السيف"[1]"تمايل ظالمانه به يك طرف سبب قيام و درگيري مسلحانه ميگردد." در اختلافات اجتماعي ميان گروههاي صنفي، قومي، سياسي و... حاكمان بايد در نقش داور بي طرف ظاهر شوند و مانند پدري كه ميان فرزندان خود داوري ميكند بدون برانگيختن حساسيت ساير فرزندان اقامه حق نموده و تا آنجا كه ممكن است بين آنان را اصلاح كنند. همين نقش براي مجموعه حكومت اسلامي در سطح بين المللي هم هست . يعني در منازعات كشورها يا اختلافات داخلي يك كشور، تنها در نقش ميانجي و
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، حكمت 476، ص 559 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :672
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
حداكثر حمايت سياسي و معنوي از صاحب حق بايد حضور يابند. گسترش صلح و مسالمت و حل اختلافات از طريق رفتار منطقي و آرامش بخش و بسط فرهنگ مسالمت جويي و گفتگو به جاي نزاع و درگيري در صحنه هاي جهاني و داخلي بايد چهره اصلي دولت اسلامي باشد تا ترجمان اصيلي براي فرهنگ ديني و به تعبير قرآن (و ما أرسلناك الا رحمة للعالمين )[1]باشد. دولتي كه ميخواهد به نام پيام آور رحمت الهي حكومت كند، نمي تواند پيام آور خشونت و درگيري و لجاجت و تكروي باشد; بلكه بايد به صورتي فعال جهان را در مسير وحدت و رحمت و مدارا و مسالمت و صلح قرار دهد و با تكيه بر منطقي شايسته، جايگاه عقلاني خود را پيدا كند و بدون زياده خواهي به آن اكتفا نمايد. دولت اسلامي از گسترش صلح و صفا و محبت و دوستي مردم جهان استقبال ميكند و اهداف خويش را با اين پديده ها تأمين شده ميبيند; و البته دفاع از مظلومان و ستم ديدگان و حقوق قانوني و مشروع ايشان را در همه حال جزئي از سياست مبتني بر عدالت و محبت خويش ميشمارد. اصلاح بين مردم يك توصيه قرآني است و امري است كه در روايات متعدد بر آن تأكيد شده است .
ز - استقلال همه جانبه
دولت اسلامي بايد در تصميمات خويش با حفظ تمامي مصالح داخلي و خارجي، مستقل از اراده بيگانگان تصميم گيري كند و تمامي مراحل منجر به تصميم و اجرا را با اختيار خويش طي كند و اجازه ندهد كه اموري خارج از روال طبيعي بر او تحميل گردد. تدبير صحيح مسؤولان ميتواند از بسياري تصميم هاي اضطرارگونه جلوگيري كند و راه استقلال رأي را بازگذارد و جامعه اسلامي را به امور ناخواسته دچار نكند.
[1]سوره انبياء (21)، آيه 107) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :673
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
قدرت تحليل حوادث و كشف لوازم آنها و شم سياسي و توجه به واقعيات و پايداري و استقامت در برابر مشكلات ميتواند شخصيت مستقل حاكم اسلامي را ترسيم كند. دولت اسلامي نبايد به گونه اي رفتار كند كه هميشه متأثر از واقعيت هايي باشد كه ديگران ميآفرينند، و دولت به صورت عكس العملي وادار به تصميم گيري هاي اجباري شود; بلكه بايد با تأثير گذاري بر واقعيت ها و حضور و نقش فعال در ايجاد آنها، سياست خود را پيش از وقوع مشخص كرده باشد.[1]استفاده از فرصت ها براي تصميم گيري و يا بي اعتنايي به آنها ميتواند در جهت استقلال نقش داشته باشد. يعني آناني كه از فرصت ها بهره برداري ميكنند، ميتوانند به دور از فشارها و شتابهاي تحميلي به سر برند; و آنان كه فرصت هاي تاريخي را بي جهت از دست ميدهند، به ناچار گرفتار بحران در تصميم گيري شده و استقلال خويش را از دست ميدهند.
4 - امور نظامي، انتظامي و امنيتي
از ضرورتهاي زندگي اجتماعي در دوران معاصر، وجود نيروهاي مسلح براي مقابله با حوادث احتمالي و دفاع از تماميت ارضي كشورها و حفظ مرزها و بالا بردن توان دفاعي ملت ها در مقابل تهاجم بيگانگان است . وجود نيروهاي انتظامي و امنيتي نيز براي حفظ امنيت داخلي كشورها لازم و ضروري است . اسلام توجه به اين موارد را لازم شمرده و روش معهود و مرسوم انسانها در حكومتداري را پذيرفته و راهنمايي هايي در جهت استفاده صحيح از اين روشها ارائه كرده است . رعايت اين ارزشها و اصول ميتواند در رسيدن به اهداف و تمايز جامعه ديني از غير آن كمك كند; و اصل و اساس تشكيل حكومت را كه تقويت ايمان و معنويت است آشكار سازد.
[1]عن علي (ع): "كل شئ طلبته في وقته فقد فات وقته" "هر چيزي كه زمانش رسيده و تو آن را بخواهي، در حقيقت وقتش سپري شده است ." ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 323، حديث 700 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :674
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
الف - تشكيل و اداره نيروهاي مسلح
قرآن كريم به صراحت به استعداد قوا دستور داده و فرموده است : (و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم و آخرين من دونهم لا تعلمونهم الله يعلمهم )[1]"و در برابر آنها فراهم كنيد آنچه در توان داريد از قدرت انساني و ساز و برگ نظامي تا دشمنان خدا و خود و افرادي را كه مخفيانه دشمني ميكنند، و فقط خدا آنان را ميشناسد و شما آنها را نمي شناسيد، بترسانيد." اين دستور در جهاني كه واقعيت آن متكي بر كاربرد زور و سلاح بوده و هست، واكنشي طبيعي و مبتني بر واقعيتي غيرقابل انكار است . هر چند مطلوب دين، جهاني عاري از درگيري و نزاع است كه طبيعتا به تدارك نظامي و امنيتي وسيع احتياجي ندارد ولي در جهاني كه همه گونه انگيزه براي درگيري و جنگ هاي خانمان سوز را دارد و مناسبات اجتماعي آن بر اقتدار نظامي و سلاحهاي پيشرفته رقم ميخورد، جوامع اسلامي نمي توانند از تهيه و تأمين قدرت مناسب براي حفظ كيان و عزت مسلمين كوتاهي كنند; و تا مناسبات قدرت در جهان چنين است، وظيفه زمامداران تدارك قوا براي دفاع از هويت اسلام و مسلمين است . در درون جوامع اسلامي نيز براي جلوگيري از تجاوز ستمگران و دفاع از حقوق مظلومان احتياج به قدرت هست، و تا تعدي به حقوق ديگران وجود دارد حضور نيروهاي مسلح لازم است تا متعديان مسلح را خلع سلاح كرده و حضور قدرتمندانه آنان، تفكر تجاوز را از سر ستمگران بيرون كند. تأمين امنيت امور اقتصادي و سرمايه هاي مردم در جامعه، خانه و كاشانه و... وظيفه اوليه دولت است و دولت اسلامي هم بايد ابزار مناسب براي آن را در اختيار داشته باشد.
[1]سوره انفال (8)، آيه 60 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :675
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست