سفر واقعی راترفورد به هندوستان بر مبنای یک مأموریت فرضی و بازگشت وی از طریق تهران همراه با
توضیحات مناسب در مورد عدم تکمیل آن هستیم. بدین طریق راترفورد در پاسپورت خود ورودیهای
تازه خواهد داشت که به اعتبار توجیه پوشش وی خواهد افزود، علاوه بر آن او یک دستورالعمل برای کار
ظاهریش در هندوستان خواهد داشت).(1)
6 قرار است راترفورد در تاریخ 18 مرداد 1358 به نام «هویت (ب)»(2)پاسپورت عادی و جعلی
ایالات متحده را دریافت کند. در مدتی که راترفورد در ستاد است اسناد کمکی از قبیل کارتهای اعتبار،
خورده اشیاء جیبی و دفترچه واکسیناسیون و غیره برای وی تهیه خواهد شد، و نیز پیشنهاد می شود که
راترفورد از طریق آتن (که وی آن را خوب می شناسد) به ایران یا هندوستان مسافرت نموده تا از این طریق
ویزای تجاری را به عوض گرفتن در واشنگتن در آنجا بگیرد. ما در نظر داریم که راترفورد حداکثر دو هفته
در تهران اقامت نماید، این عامل کنترلی بر چگونگی برقراری موازنه بین کسب حداکثر مصاحبت با ل 1 و
در عین حال احتراز از برانگیختن ظن او به اینکه راترفورد «در این حول و حوش می پلکد» خواهد بود،
پیش بینی شده که 60 درصد وقت راترفورد در ایران صرف کار پوششی وی می شود که فکر می کنیم به قدر
کافی وقت برای ملاقات وی با ل 1 باقی می گذارد.
7 توصیه می شود که راترفورد از نزدیک شدن به سفارت آمریکا خودداری کند، ولی اتخاذ تصمیم
برای شیوه های ارتباطی را به قرارگاه وا می گذاریم. برنامه ریزی نزدیک قرارگاه و راترفورد در این قضیه
حکم تعیین کننده خواهد داشت، چرا که پیش بینی اینکه عبور از مرحله دوباره تا برقراری مجدد رابطه
محرمانه استوار چه سرعتی ممکن است به خود بگیرد امری است دشوار، این دیگر به شعور راترفورد
بستگی دارد که تصمیم بگیرد با چه شدتی و برای مقاصد چقدر دست بالایی، جدیت به خرج دهد.
در نظر داشته باشید که برنامه قبلی برای این قضیه بر این فرض استوار بود که ل 1 را از راههای
معمولی نمی توان به استخدام درآورد و اینکه هدف ما به این صورت درآمده که ل 1 را تشویق کنیم تا
محتاطانه با یک دوست مورد اطمینان در سفارت آمریکا که به مسایل اقتصادی علاقه مند است رابطه
محرمانه داشته باشد. تصمیمات مهم مشخصی مانند چگونگی تماس ل 1 با مأمور سفارت (چگونگی
تماس مأمور سفارت با وی) و نیز زمان بندی چنین تماسی در رابطه با عزیمت راترفورد از ایران،
مخصوصاً مستلزم طرح ریزی دقیق و مشترک خواهد بود.
8 از قرارگاه تقاضا می کنیم در مورد طرحی که رئوسش در بالا آمده و اینکه آیا زمان بندی مسافرت
پیشنهادی راترفورد به ایران برای قرارگاه مناسب هست، نظریاتش را ابراز دارد. هرگونه تحول دیگری را
به اطلاع شما خواهیم رساند.
9 پرونده 959289 201، تا 2 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود.تماماً سرّی
1- بحث بر سر این است که برای اینکه داستان پوششی راترفورد کاملاً طبیعی جلوه کند ٬ وی را به هند هم بفرستند که بعد از آن به ایران بیاید و مدارکی هم برایش تهیه کنند که نشان دهد راترفورد در هند به کار تجاری مشغول بوده ٬ و بدین ترتیب در صورتی که وی توسط کمیته بازداشت شود ٬ داستان وی خیلی طبیعی تر جلوه می کند چرا که پاسپورتش ورودی و خروجی هند را هم دارد. 2- با مراجعه به ( هویت ب) مشخص می شود که راترفورد تمام مدارکش را با نام ویلیام ا. فاستر تهیه کرده است. بنابراین هر تماسی که وی در ایران داشته است و هر نشانه ای که از خود به جا گذاشته است با نام ویلیام ا. فاستر می باشد. برای جلوگیری از اشتباه تذکر می دهیم که نام حقیقی وی همان طور که در (هویت الف) آمده است ورنون کاسین می باشد و نیز راترفورد نام رمز نامبرده است که در مدارک سیا به کار رفته است.
سند شماره 3
از: رئیس 481988 3 مرداد 1358 اعضاء سرّی
به: تهران با حق تقدم
اخطار جاسوسی پخش محدود س، د، لور
عطف به: رئیس 481971(1)
1 هویت الف... ورنون کاسین(2)
هویت ب .... ویلیام، ا، فاستر(3)
2 پرونده 959289 201 تا 2 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود. تماماً سرّیسرّی
سند شماره 4
از: تهران 53894 20 مرداد 1358 اعضاءسرّی
به: فوری فرانتک، رونوشت فوری برای رئیس، بن، آلمان دیرتک(4)
اخطار جاسوسی پخش محدود ل، پ، گامین س، د، لور
عطف به رئیس(5)492219
1 ترتیبات تماسها به قرار زیر می باشند:
الف راترفورد در یکی از روزهای هفته قبل از ساعت 13 به یکی از شماره های «هویت الف» تلفن
می کند و یکی از شماره های داخلی «هویت ب» را می خواهد (تماس تلفنی نباید از اتاق هتل انجام گیرد).
خود را به نام «هویت ج» معرفی می کند و سراغ «هویت د» را می گیرد.(6)فردی که تلفن را جواب می دهد
می گوید که «هویت د» در اداره نیست و قرار است در یک ساعت معینی به اداره برگردد. ساعات معینی که
گفته می شود روز ملاقات را تعیین می کند. بدین ترتیب که ساعت یک یعنی ملاقات در همان روز و ساعت
دو یعنی ملاقات در روز بعد.
ب علائم راهنمایی دیگر در خیابانهای اطراف هتل اینترکنتینانتال وجود ندارد، بنابراین راترفورد
برای رسیدن به محلی که ماشین او را سوار می کند باید طبق برنامه زیر عمل کند:
هتل را ترک کند، به سمت چپ پیچیده (در امتداد خیابان آریامهر سابق) به طرف غرب برود تا به اولین
چهارراه برسد سپس به سمت چپ پیچیده و از سمت چپ خیابان امیرآباد سابق) به طرف جنوب برود.
1- این تلگراف عطف به تلگراف قبلی می باشد. 2- ورنون کاسین نام حقیقی آقای راترفورد می باشد. 3- ویلیام ٬ ا ٬ فاستر نامی است که آقای راترفورد تمامی مدارکش را با آن تهیه نموده است. 4- فرانتک و دیرتک از اداره های فنی سازمان سیا هستند که اولی به احتمال قوی در فرانسه می باشد. 5- این تلگراف که تلگراف حاضر پیرو آن می باشد در دست نیست. 6- با مراجعه به سندی که این هویتها را مشخص می کند روشن می شود که ”هویت الف“ شماره های تلفن سفارت و ”هویت ب“ شماره های داخلی مربوط به قرارگاه سیا می باشد ٬ ”هویت ج“ جورج جانسون می باشد یعنی وقتی راترفورد تماس گرفت باید خود را جورج جانسون معرفی کند و سراغ ”هویت د“ یعنی آقای آهرن را بگیرد که رئیس قرارگاه سیا در تهران است. علت اینکه راترفورد خود را به نام جورج جانسون معرفی می کند این است که اگر تلفن سفارت کنترل بشود مشخص نگردد که چه کسی تماس گرفته است و همان طور هم که در ادامه سند ذکر شده است هیچ وقت ساعت و روز تماس به وسیله تلفن گفته نمی شود و این مسئله خود از شگردهای جاسوسی می باشد.
پگویین(1)سوار بر پیکان 4 در زرد کمرنگ برای سوار کردن راترفورد به طرف شمال خیابان امیرآباد
حرکت می کند. اگر راترفورد به چهارراه بعدی (تقاطع امیرآباد و کشاورز بلوار الیزابت دوم سابق) برسد
باید همان جا منتظر بماند تا پکوئین برسد و سوارش کند.(2)
ج راترفورد باید دقیقاً رأس ساعت 0020 هتل را ترک کند.
2 لطفاً به راترفورد اطلاع دهید که برای منتظر ماندن در خیابان و سوار ماشین شدن، لباس معمولی
بهترین لباس است. از او بخواهید که مشخصات لباسی را که می خواهد بپوشد برای ما شرح دهد.
ما از توضیحاتی که شما در مورد مشخصات جسمانی نامبرده می دهید تشکر می کنیم.(3)
3 با علم به اینکه برنامه سفر راترفورد جنبه آزمایشی دارد توصیه می کنیم که وی با احتساب دو یا سه
روز بیشتر از حداقل مدتی که قرار است در تهران بماند، هرچه زودتر برای خروج از تهران بلیطش را رزرو
نماید چرا که تمام صندلیهای پروازهای خطوط هوایی به مقصد غرب از چندین هفته جلوتر رزرو شده اند.
تا تاریخ 20 مرداد 1378 در بایگانی ضبط شود. تماماً سرّی سرّی
1- پکوئین نام رمز رئیس قرارگاه سیا در تهران یعنی آقای تام آهرن می باشد. 2- همان طور که در سندهای قبلی ذکر شده است راترفورد نباید به سفارت نزدیک شود چرا که احتمال دارد مظنون واقع شود اما از طرفی چون ناگزیر است با رئیس قرارگاه تهران رابطه داشته و پیشرفت کارها را به وی اطلاع دهد و درضمن در این عملیات مهم و حساس با وی مشورت هم بکند بنابراین تمام برنامه فوق الذکر بین آنها طرح ریزی شده است. هر وقت که راترفورد بخواهد آهرن را ملاقات نماید تلفنی به سفارت می زند و همان گونه که قبلاًذکر شد عمل می نماید اگر به وی گفته شد که آهرن ساعت یک می آید راترفورد می داند که قرار ساعت 20 همان روز است و اگر گفته شده که ساعت 2 می آید یعنی قرار ساعت 20 فردا شب است. 3- اینکه قرارگاه تهران مشخصات جسمانی راترفورد را می خواهد ٬ نشان می دهد که آهرن و راترفورد یکدیگر را نمی شناسند.
سند شماره 5
از: تهران 53895 20 مرداد 1358 اعضاءسرّی
به: فوری فرانتک، رونوشت فوری برای رئیس، بن، آلمان، دوپرتگ
اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین(1)س، د، لور
عطف به:(2)53894
«هویت الف» 829051، 820091، 824001.
«هویت ب» 1106 تکرار می شود 1106 یا 1135 تکرار می شود 1135.
«هویت ج» جورج جانسون.
«هویت د» آقای آهرن.
تا 20 مرداد 1378 در بایگانی ضبط شود. تماماً سرّی سرّی
1- ال ٬ پی گامین ٬ نام رمز این عملیات است ٬ اغلب عملیات سیا دارای نام رمز می باشند. 2- این تلگراف عطف به تلگراف قبلی می باشد.
سند شماره 6
از: رئیس494677 23 مرداد 1358 اعضاءسرّی
به: تهران رونوشت برای فرانتک، دیرتک، آنتک
اخطار جاسوسی پخش محدود ال.پی.گامین س.د.لور
عطف به: تهران 53894(1)
1 برای اطّلاع شما، راترفورد محل و برنامه های قطعی سفر خود را از طریق «ال، پی، نایت» (هویت)(2)
اظهار می دارد که آن هم به ستاد مرکزی اطلاع می دهد. بعد از دریافت خبر، ستاد در زمان مناسب مسیر
پنهانی و رزرو جا در هتل و رزرو بلیط راترفورد را به اطلاع قرارگاه خواهد رسانید، انتظار می رود که این
تمهیدات امکان دهند ارتباطات به نحو نسبتاً سریعی انجام گیرد، زیرا که راترفورد در اغلب موارد به «ال،
پی، نایت» تلگراف ارسال خواهد کرد. در نظر داشته باشید که در رابطه با احتمالات زیر نیز
دستورالعملهایی برای تماس اضطراری ترتیب داده شده اند. الف تأخیر در آتن حین گرفتن ویزا برای
ایران یا هندوستان. ب لزوم تماس با راترفورد در صورتی که، بنا به دلایلی، قرارگاه تهران با ستاد مرکزی
تصمیم به الغاء مأموریت بگیرند (قابل اجراء فقط در دهلی نو و تهران). ج ضرورت تماس با قرارگاههای
آتن و دهلی نو در مواقع اضطراری.
د به تعویق افتادن عمل، در زمانی که (بعد از یک یا دو ملاقات) ل 1 اظهار کند که به نظر او
موضوعات مورد بحث راترفورد به اتمام رسیده، باید از تماس اضطراری استفاده شود، در چنین شرایطی
خوب است راترفورد به نحوی مدتی خود را معطل نموده و بهانه موجهی بتراشد تا از ل 1 برای وعده غذا
یا یک گفتگوی غیر رسمی دعوت نماید. بر این اساس راترفورد می تواند (با طرح سؤالی درباره سفر
تجاری خود) تلگرافی به ال، پی، نایت، بزند که جواب آن فقط بعد از 5 روز خواهد رسید. به این ترتیب
راترفورد می تواند ادعا کند که منتظر پاسخ شرکت خود می باشد، اما به عبارت دیگر تا زمان عزیمتش
وقت کشی کند، امید است تحت این شرایط ل 1،احتمالاً مخالفتی با یک یا دو ملاقات اجتماعی بیشتر
ننماید. (در تمام احتمالات فوق الذکر اولین کانال ارتباط از طریق ال، پی، نایت خواهد بود.)
2 برای ملاقات اولیه در تهران، اگر اوضاع جوی اجازه دهد راترفورد لباس عادی می پوشد که شامل
شلوار خرمایی رنگ، پیراهن (بدون کراوات) و کت خواهد بود. قد وی تقریباً 185 سانتیمتر است و
ظاهری لاغر دارد، 63 ساله و با قامتی کشیده است، چشمانش آبی و موهای اطراف شقیقه اش در حال
خاکستری شدن است، نامبرده دفترچه نارنجی روشن برنامه پرواز لوفت هانزا را در دست چپ خواهد
داشت. (مشخصات جسمانی پگویین به راترفورد داده شده است.)
3 پیشرفتهای (حاصل) در مسافرت راترفورد را به محض اطلاع خبر خواهیم داد. به هر حال در نظر
داشته باشید که بهترین تخمینی که فعلاً می توان درباره زمان ورود راترفورد به تهران زد، 28 مردادماه
است.
4 پرونده 959289 201 تا 23 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود. تماماً سرّی سرّی
1- این تلگراف که تلگراف حاضر پیرو آ می باشد همان سند شماره چهار است. 2- با مراجعه به سند شماره هفت مشخص می شود که این ”هویت“ شرکت مشاورتی ران میدز ”کارور اسوشیتز“ است ضمناً ال ٬ پی ٬ نایت نام رمز این شرکت در تلگرافات سازمان سیا است.
سند شماره 7
از: رئیس 494683 23 مرداد 1358 اعضاءسرّی
به: تهران رونوشت برای فرانتک، دیوتک، آنتک
اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور
عطف به: رئیس(1)494677
1 هویت: شرکت مشاورتی «دان میدز»، «کارور استوشیتز»(2)
2 پرونده 959289 201، تا 23 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود.تماماً سرّی
سرّی
1- این تلگراف عطف به سند شماره شش می باشد. 2- این تلگراف هویّت مذکور در سند شش را مشخص می نماید.
سند شماره 8
از: تهران(1)8 شهریور 1358 اعضاء(2)سرّی
به: رئیس
اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور
1 ... تماسهای تلفنی 7 شهریور، راترفورد موفق شد که برای ساعت 8 صبح روز 8 شهریور با
س،د،لور در اقامتگاهش قرار ملاقاتی بگذارد. هر چند این ملاقات مختصر بود، اما ما را قادر ساخت که...
را تجدید کرده و ملاقات دیگری را برای 11 شهریور ترتیب بدهیم.(3)
2 اگرچه ساختمان شامل سه آپارتمان است (هر طبقه یک آپارتمان به نظر می رسید که خانواده
خواهر ازدواج کرده س، د، لور 1 (ل 1) و خانواده خود ل 1 هر سه واحد را در اختیار دارند.
3 به نظر می رسد که س، د، لور 1 در وضع جسمی و روحی خوبی به سر می برد. او تأکید کرد که شبانه
روز گرفتار است و وقت کمی برای صرف امور خانواده اش دارد. به نظر می رسد که وی از اینکه بار دیگر
راترفورد را می بیند خوشحال است و همچنین تمایلش در صحبت با راترفورد در مقایسه با دوران اقامتش
در پاریس درست کمی قبل از آنکه به تهران بازگردد، بیشتر بود.
او از زمانی که با همراهان خمینی به ایران برگشت به پاریس نرفته است (نظریه: ل 1 در پاسخ تلفنهای
راترفورد به هتل تلفن زده بود اما راترفورد را با اسم کوچک سراغ گرفته بود، به وی گفته بودند کسی با
چنین اسمی نامش (در دفتر هتل) ثبت نشده است.)
4 ل 1 تأیید کرد که وی جزء 15 نفر اعضای شورای انقلاب است. در مورد قدرت شورای انقلاب و
نقش آن ل 1 نظر داد که این شورا آن طور که باید و شاید مؤثر عمل نمی کند. واضح بود که وی برای تمام
اعضاء شورا ارزش زیادی قائل نیست.
5 علاوه بر کار با شورای انقلاب او همچنین جزء 72 نفر اعضای مجلس خبرگان که در حال حاضر
مشغول بررسی قانون اساسی جدید هستند می باشد. او پیش بینی می کند که تقریباً ظرف یک ماه این کار
تمام شود. (نظریه: او ملاقات ما را برای شرکت در یکی از جلسات خبرگان ترک کرد.)
6 نسبت به دولت بازرگان ل 1 آن را به استهزاء گرفت و .......... دولت ............ او ........... شجاعت
............. می داند، او تصدیق کرد................ در این مقطع تاریخی ............ زیرا که ............. حمایت و
پذیرش ملت ............... برای نامزدهای این مقام ................. (نظریه: ............ گزارشات منتشره، او
شغلی در دولت نپذیرفته چرا که ارزش کمی برای آن قائل است.)
7 با اغتنام فرصت برای طرح مسئله، راترفورد اشاره کرد از مجموع آنچه شنیده به نظر می رسد که
اتخاذ تصمیمات مهم به خمینی واگذار می شود و بدون او امور از هم می پاشد. ل 1 به سرعت با اشاره به
1- چون که تاریخ این سند 8 شهریور مشخص می گردد که شماره این تلگراف باید حدود ( 54080 ) باشد. 2- این تلگراف از اسنادی است که قسمتی از آن نابود شده است. بنابراین قسمتها در متن ترجمه سند با نقطه چین مشخص گردیده است عباراتی که در روی نقطه چینها نوشته شده است عباراتی است که اطمینان صد درصد نسبت به درستی آنها وجود دارد. 3- اسناد ورود راترفورد به ایران در دست نیست تا بتوان تاریخ دقیق ورود وی به ایران را مشخص نمود. اما با توجه به شواهد مشخص می گردد که وی اوایل شهریور به ایران آمده است. ملاقات 8 شهریور که سند حاضر حاصل آن است باید اولین ملاقات راترفورد با آقای ابوالحسن بنی صدر باشد. طبق اظهار همین سند دومین ملاقات هم در تاریخ 11 شهریور بوده (که سند مربوط به آن در دست ما نیست) و طبق سند شماره ده سومین ملاقات هم در تاریخ 14 شهریور بوده است.
اینکه درباره توانایی و قدرت خمینی مبالغه شده، استثنایی بر این تحلیل عنوان کرد. او این مسئله را واضح
کرد که خمینی قادر نیست کشور را به تنهایی اداره کند و باید به دیگران تکیه کند. (نظریه: این نظر تا حدی
مطابق با آن چیزی است که در پاریس گفت «من به خمینی احتیاج دارم اما خمینی هم به من احتیاج دارد.»
لحن این نظریه به نحوی بود که انسان استنباط می کند این ل 1 فکر می کند نسبت به آنچه از خمینی
می توان انتظار داشت محدودیتهایی وجود دارد.)
8 او همچنین خاطرنشان کرد که دارد روزنامه انقلاب اسلامی را انتشار می دهد، او ادعا می کند که
روزانه صدهزار نسخه به چاپ می رساند.
9 (نظریه: هرچند ملاقات مختصر بود اما شواهدی به اندازه کافی وجود داشت که حاکی از این باشد
که احتمالاً راهی برای جلب همکاری وی وجود دارد.)
10 پرونده 959289 201 تا 8 شهریور 1378 در بایگانی حفظ شود.
تماماً سرّی سرّی