سند شماره 57
تاریخ: 18 سپتامبر 1978 27 شهریور 1357
طبقه بندی: محرمانه
از: وزارت امورخارجه واشنگتن
به : اداره مأموریتی ناتو، فوری
جهت اطلاع به: سفارت تهران 6643
موضوع: تقاضای مشاوران سیاسی برای مبادله افکار در اوضاع ایران
1 هیئت می تواند از بیانیه های 34، 35، 36 برای مبادله افکار در اوضاع ایران در تاریخ 19 سپتامبر
در جلسه مشاوران سیاسی، چنین نتیجه بگیرد که می توان پاراگراف آخر بیانیه 34 را می توان حذف کرد.
2 به علاوه مطالب زیر تا تاریخ فعلی برای هدف مشابه آماده شده است. اوضاع کلی امنیت در ایران
پس از 18 سپتامبر بهتر شده است.
مقررات منع عبورومرور در تهران از 11 شب تا 5/4 صبح تقلیل یافته است. دولت ایران گفت که در
تبریز تروریستها در لباس مبدل سربازی به یک گشت ارتشی حمله کردند و 9 نفر را کشتند. در اکثر شهرها
مغازه ها، پس از یک هفته مقاومت در مقابل حکومت نظامی باز می شوند.
3 دولت شریف امامی در یک جلسه فوق العاده مجلس رأی اعتماد گرفت، اما تعداد زیادی (در حدود
74 نفر) در این جلسه غایب بودند. دولت خاطرنشان ساخت که به محض اینکه اوضاع اجازه دهد،
حکومت نظامی لغو خواهد شد و مفسدین تحت پیگرد فوری قانونی قرار خواهند گرفت.
رهبر مذهبی شریعتمداری نفوذ مارکسیستی را در بعضی از گروههای مذهبی تصدیق کرده است. در
مجلس دولت فهرستی از تحریک کمونیست ها در آشوب های ایران را بیان کرد. تاکنون ما هیچ گونه
گزارش یا مدرکی مبنی بر دخالت خارجیان در آشوب های اخیر ایران که توسط دولت ایران ادعا شده
است، نداشتیم. نشانه هایی وجود دارد که ممکن است برخی از گروههای مذهبی آماده مذاکره با دولت
باشند.
زمین لرزه اخیر، حادثه بسیار ناگواری که 15 هزار کشته به جای گذاشته است، توجه و توانایی هر دو
طرف یعنی دولت و ملت را در جهت این مشکل فوری جلب خواهد کرد. عوارض سیاسی بر ما روشن
نیست، اما اگر عملیات تسکینی دولت ایران بی اثر تلقی شود، یک مسئله جدی به بار خواهد آمد.
ونس
ایران و شاه، راه سنگلاخی در پیش
سند شماره 58
تاریخ: 21 سپتامبر 1978 30 شهریور 1357
شماره سند: 9157
طبقه بندی: محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهران
به : وزارت امورخارجه واشنگتن
موضوع: ایران و شاه، راه سنگلاخی در پیش
1 در خلال چند روز گذشته و در سایه زمین لرزه شرق ایران دولت جدید ایران رأی اعتماد پارلمانی و
تأیید شش ماهه حکومت نظامی را دریافت کرد. به جز حوادث کوچک از تخلفات قانونی، آرامشی در
شهرها حاصل شده است اما شاه و دولت در آینده مواجه با وضع بغرنجی هستند.
2 دولت مواجه با مشکل استقرار رهبری، احساس موجودیت و ایجاد مقداری اعتماد به نفس در خود
دولت و جلب آرای مردم برای خط مشی خویش است، بدین منظور دولت باید به طرز معقولی در جهت
اعطای آزادی و توسعه پایگاه خود حرکت کند تا گروههای سیاسی مسئولی که بلندپروازیهای دمکراتیک
دارند بتوانند در جریان حکومتی کاری برعهده بگیرند. در ضمن باید عده زیادی را که تبعیت از رهبری را
پذیرفته اند که خواستار سرنگونی رژیم فعلی شده است با خود همراه سازد. در صورت عدم موفقیت در
این امر امکان دارد که برداشتن حکومت نظامی و تجدید روند آزادیخواهی مجددا منجر به ناآرامی های
گذشته و بازگشت اسفبار سرکوبی نظامی می گردد. نتایج حاصله می توانند برای شاه و سلطنت شوم باشند.
3 شاه در جریان دو سال گذشته برنامه آزادیخواهانه را عمدتا براساس خاصی رهبری کرده است.
اتفاقات خود معلوم کرده اند که دو مسئله قانون اساسی مجددا مفتوح می شود. 1 استقلال هیئت دولت و
مسئولین در برابر مجلس 2 نیروی روحانیت اسلامی شیعه به صورت پاسداران سنتی حقوق مردم و
بازگوکننده شکایات آنها. این هر دو موضوع در گذشته به نفع شاه برگزار شده اند. یکی با سرکوبی مصدق و
کنار زدن دنباله روهای او در دهه 1950 و دیگری سرکوبی توده طرفدار آیت اللّه خمینی در سال 63
می باشد. تابستان گذشته شاه تظاهر کرد که به عنوان بخشی از سیاست اعطای آزادیهای خود در جهت
برگزاری انتخابات آزاد در ژوئن مایل است مقداری از قدرت را به نخست وزیر و پارلمان واگذارد. او و
دولت آموزگار توجه کمتری به تفاهم با روحانیت شیعه یا شناسایی نقاط نارضایتی که آن روحانیت
می توانست بهره برداری نماید بودند.
4 نتیجتا روحانیت اقدام به روش های قدیمی جمع کردن توده ها نمودند. هر دو گروه روحانیت
محافظه کار و افراطی، به رهبری آیت اللّه شریعتمداری قم (که با جبهه ملی و دیگر سیاسیون طالب قانون
اساسی طبقه متوسطه که آگاهترند ولی وجد عمومی ندارند در ارتباط است) و آیت اللّه خمینی رهبر
مسلمانان متعصب در عراق (که از سوی برخی تروریست ها، کمونیست های نهانی و عناصر چپ افراطی
حمایت شده) توجه شدیدی به بخش های بزرگ جامعه که بی بهره از مزایای اقتصادی هستند و پرونده کلی
گرفتاریهای سیاسی و اجتماعی هستند، نمودند. این دردسرها به قدر قابل ملاحظه ای در اثر محرومیت ها،
عدم مساوات، فساد بالا رفتن توقعات به علت برنامه توسعه اقتصادی شاه و اصلاحات اجتماعی غربی از
سال 1963 بوجود آمده است. چون این مردم ناراحتی آن را ندارند که چیزی از دست بدهند و از آنجایی
که روحانیت میانه رو چیز قابلی به آنها ارائه نداده اند، به سمت رهبری رادیکال خمینی که طالب سرنگونی
شاه و انهدام سیستم موجود است، رو آوردند.
5 مسایلی که باعث تحرک مخالفین افراطی گردید اشتراک وسیعی دارد با نظرات بسیاری از
سیاسیون مردم دیگری که از شاه حمایت کرده و از هرج و مرج ناشی از سقوط سلطنت واهمه دارند. معهذا
رهبران میانه رو با افراطیون همکاری کردند تا امتیازات بیشتری از شاه بگیرند. روحانیت شریعتمداری
جرأت نکرد که از جناح چپ خارج نشده و انبوه طرفداران افراطی را از دست بدهند. تنها نتیجه اتحاد
آشکار تمام شعبات مخالفین به صورت یک تندباد آتشین عظیم علیه شاه بود.
6 در عمل چنانکه در بندهای بالا روشن گردید مخالفین از نظر ماهیت آن قدر که ظاهرا به نظر
می آید، وحدت ندارند و به علاوه برخورد با آن آنطور که بعضی ها خیال می کنند چندان ساده نیست.
فی المثل عده ای در دولت ایران، بخصوص در ارتش هستند که به اعتقادشان مواجهه با این شکل به
صورت حبس سیاسیون مخالف و ملاهای بین ایشان که رهبری ناراضیان را دارند، تحت عنوان
خرابکاران می باشد. تلقی افراد آگاهتر مثل شاه چنین بود که رهبران بزرگ مذهبی مثل خمینی و
شریعتمداری در وضع کنونی غیرقابل توقیف بوده و به هر حال دیگر رهبران جای آنها را خواهند گرفت.
برای حل مشکل باید به منابع نارضایتی توجه شود و ضمن آن، زمان برای پیاده کردن برنامه های دولتی
کسب شود.
7 به عنوان بخشی از این عمل مسکن و آرام کننده ناراضیان، شاه دستور مبارزه برعلیه فساد چهره ها
و توقیف وزرای پیشین و دیگران را می دهد. نتیجه نهایی این توقیف ها که از سوی ساواک تحت قوانین
حکومت نظامی اعمال می گردد، هر چند به نظر نمی رسد دلیل محکمی برای محاکمه عده زیادی از آنها در
دادگاههای قانونی وجود داشته باشد، احتمال دارد که نتیجه معکوس هم بدهد. در میان حامیان شاه
همانند مخالفین او کسانی هستند که اقدام وی در طعمه گرگ کردن زیردستان سابق برای مصلحت شخصی
را انتقاد می کنند چرا که خود او را مسئول تمام سیاست های اصلی تمام دولت های پانزده گذشته یا بیشتر
می دانند.
8 موضوع جدی قابل بحث این است که آیا در زمان کوتاه 6 ماهه ای که دولت برای خاتمه حکومت
نظامی و قانونگذاری آزادمنانه وعده داده است می تواند عامه مردم ایران را قانع کند که صمیمانه عوامل
نارضایتی را رفع کرده کرده و ناراضیان را آرام کرده یا منزوی نموده و یا مانع شود که درگیری عملی مردم
که دوباره باعث تهدید تمام بنیان بنا خواهد گردید صورت بگیرد. شاه و دیوانسالاری او باید چنان ذهنیت
ظریفی به خرج دهد که برای درک موقعیت خود را به طور موفقیت آمیز جانشین ناراضیان قرار دهند.
9 ضمنا رهبران سیاسی که حامی یا مخالف دولت هستند آرزوی یک تغییر تطورآمیز آزاد را دارند که
می خواند که درجه تشکل سیاسی لازم برای احراز موفقیت در آن نوع انتخابات آزادی که شاه مقرر نموده
را داشته باشند باید به طور چشمگیری بر خود فشار آورند. در حال حاضر اکثر آنها ظروف سیاسی
نشئت داری در منازعه انتخاباتی دارند لذا در معرض غرق شدن در تنها نیروی سیاسی آشکار موجود در
ایران که نیروی مخالف افراطیون سیاسی مذهبی باشد، قرار دارند.
10 این مسایلی است که شاه و دولت جدیدش در آتیه نزدیک با آن مواجه می باشند. چهارچوب
اصلی کشور دست نخورده مانده، ولی اغتشاشات اخیر مثل زمین لرزه های مداوم ایالات شرقی علائمی
است از نوعی بی قراری که به طور بالقوه می تواند بر جامعه فائق آید.
سفارت در پیام های بعدی سعی خواهد کرد که قدرت نیروهای مختلف درگیر را ارزیابی کند و مسیر
اقدامات احتمالی را زیر نظر بگیرد و نقش میانی خود را طبق پیش بینی به انجام برساند.
سولیوان
رفتار دیوانسالاری در ایران
سند شماره 59
تاریخ: 22 سپتامبر 1978 (31 شهریور 1357)
طبقه بندی: محرمانه
گزارشگر: تامست
از: کنسولگری آمریکا در شیراز
به: وزارت امورخارجه واشنگتن
رونوشت جهت کنسولگریهای آمریکا در اصفهان و تبریز
موضوع: رفتار دیوانسالاری در ایران
1 به طور کلی خارجیان در ایران از لحاظ سروکار داشتن با بوروکراسی محلی زندگی در امانی دارند،
بیشتر این خارجیان جنبه گذرا دارند و به همین جهت خدمات مورد احتیاج آنها محدود است.
به جز مسایل مهاجرتی و پروانه کار و شاید اموری مانند گواهینامه رانندگی و ترخیص کالا از گمرک،
آنها فرصت کمتری دارند تا بتوانند شاهد طرز کار بوروکراسی ایران باشد. حتی در زمینه هایی که آنها با
سازمان های دولتی ایران سروکار دارند این اثر با فراهم کردن مؤسسات میانجی از سوی کمپانی یا
سازمان سرپرست که کار آن گذشتن و گذراندن از میان کاغذبازیهای بوروکراتیک است، غالبا سبک تر
می شود. با وجود این یک نفر خارجی پس از چند روز اقامت در اینجا آن چیزی را کشف می کند که
رهبران ملی ایران تنها به دنبال هشت ماه ناآرامی و دهها تلفات آموخته اند و آن این است که نخوت و
خودکامگی بوروکراتیک و اغلب روندهای خودکامانه و غیر معقولانه در این کشور به خودی خود یک
رسوایی ملی و یک منبع عدم رضایت عمومی به شمار می رود.
2 برای عدم پاسخ گویی بوروکراتهای ایران و خدمات ناچیزی که آنها را فراهم می کنند ظاهرا چند
دلیل باید وجود داشته باشد. که از آن جمله: (1) کارمندان غیر واجد شرایط و با آموزش نارسا. (2) ساخت
بی ثبات انتخاب کارمند (3) نبودن سنت خدمات عمومی (4) یک تعصب سازمانی که خطوط عمودی
ارتباطات را ترجیح می دهند (5) درجه فوق العاده تمرکز بنگاهها (6) بزدلی در سطوح پایین و متوسط و
سوءظن در مراحل بالا (7) دریافت های عمومی از طرز کار بوروکراسی و ماهیت رفتار عمومی که از آن
ناشی می شود. این جنبه ها در زیر مورد بحث قرار می گیرد.
3 کمتر نهادهای بوروکراتیک ایران طرز استخدام کارمندان و برنامه های آموزشی خود را به یک
سیستم واحد در آورده اند. اغلب کار استخدام برای بنگاههای دولتی به جای اینکه از طریق جلب این
کارمندان از یک مجتمعی از نامزدهایی که آنها قبلاً در امتحانات مختلف غربال شده اند، انجام شود. از
طریق قرار دادن آگهی در روزنامه ها و سایر نشریات صورت می گیرد. آگهی ها به طور ساده شرایط مورد
لزوم را برای هر سمتی که از طرف سازمان امور استخدامی کشور تعیین شده مشخص می کند. معمولاً به
گواهینامه تحصیلی بیشتر از معلومات عملی نشان داده شده یا مهارت فنی، اهمیت داده می شود. بدین
ترتیب که مثلاً ممکن است داشتن یک درجه مهندسی از یک فرد خواسته شود ولی صلاحیت خدمات
دولتی حیطه انحصاری اعضای خانواده های برجسته اجتماعی ایرانی است روابط خانوادگی و پارتی بازی
ظاهرا در استخدام اهمیت پیدا می کند و اغلب بر عوامل عینی دیگر می چربد.
4 آموزش حرفه ای در بوروکراسی ایران به طور کلی محدود به نوع اشخاص دست اندرکار است.
شرایط آموزشی که به وسیله سازمان امور استخدامی کشور مشخص شده معمولاً در برگیرنده معلومات
کلی مربوط به یک تقاضاکننده کار برای سمتی که او در پی آن است می باشد و پس از آن انتظار می رود که
او معلومات تخصصی با مهارت حرفه ای مورد لزوم را با تجربه کاری بدست آورد. برنامه های رسمی
پرورش حرفه ای تقریبا بالکل وجود ندارد. در حالی که اندکی صلاحیت حرفه ای معمولاً برای پیشرفت
لازم است. این امر تنها عامل نیست و حتی مهم ترین عامل هم نمی باشد. همان طوری که هنگام استخدام
معمولاً رفتار می شود، پارتی بازی اغلب از سوی خود بوروکراتها به عنوان یک شرط ضروری برای یک
زندگی حرفه ای دولتی موفق تلقی می شود. کارمندان دولتی ایران خیلی به ندرت آموزش اختصاصی
می بینند بالنتیجه حتی بوروکراتهای ارشد، اغلب دارای معلومات ابتدایی درباره قوانین و مقرراتی هستند
که بر کار آنها حاکم است و آنها بدین ترتیب تمایل دارند تا براساس اقتضا تا اندازه ای که سابقه اجازه دهد
تصمیم بگیرند. نتیجه گریزناپذیر این امر ناهماهنگی و بنابراین تأثیر پردامنه خودکامگی بوروکراتیک
است.
5 همه بنگاههای دولتی ایران دارای یک چهارچوب کلی سازمانی هستند (مثلاً یک وزارتخانه به
چند اداره و شعبه و دفاتر استانی و غیرمستقیم می شود) ولی قرار دادن کارمندان در یک بنگاه در عمل
اغلب وظیفه روابط قدرتی است که در داخل یک بنگاه پایین چند بنگاه صورت می گیرد، تا اینکه براساس
نیروی انسانی مورد احتیاج و عقلایی باشد. اگر یک وزیر بخصوصی چهره مسلطی در کابینه باشد او و زیر
دستانش ممکن است بکوشند از این واقعیت استفاده کرده و امپراطوری هایی برای خود بسازند در نتیجه
کارمندان دولتی حرفه ای ممکن است روزی خود را از اعضای یک هیئت وسیع کارمندی به حساب آورند
که در راه مسئولیت های مشخص شده، کمتر قرار گرفته اند و یک کارمند که ممکن است تنها فرد دفتر باشد،
چندین کلاه بر سر داشته و همه آنها را متکی به اقبال رو به پیشرفت یار و به زوال سازمان مادری و رهبری
آن می دانند. چیزی که این اوضاع بی ثبات را در داخل ساخت پرسنل بوروکراسی ایران شدیدتر می کند
تمایل کارمندان ارشد دولتی و اصرار بر داشتن اشخاص از خود در مواضع کلیدی در اطراف خود است.
تغییری در سلسله مراتب بالا معمولاً معنای تغییرهای متعدد پرسنل در سلسله مراتب پایین است هیچ
کدام از آنها برای کارمندان دولتی آمریکا که پستی بلندیهای حکومت های متغیر و وزیران کابینه را
احساس کرده اند ناآشنا نیست ولی درجه شدت این پدیده در ایران بسیار شدیدتر است تا در کشورهایی
که دارای بوروکراسی های نسبتا با ثبات هستند. عدم امنیت ناشی از این امر در میان بوروکراتهای ایران
یک نوع گرایش در میان آنها بوجود می آورد تا نسبت به منافع عموم برله منافع شخصی، سهل انگاری
نشان بدهند.
6 ایران مانند بیشتر جوامع کهنه و قدیمی هیچ گونه سنتی از خدمات عمومی ندارد. سابقا انتظار
می رفت که کارمندان دولت از طریق تحمیل اخاذی بر روی عوام الناس طبق اراده خود امرارمعاش کنند.
روش هایی که چنین نظامی به بار می آورد هنوز هم غالبا در داخل حکومت ایران مشاهده می شود هر چند
اعضای آن اکنون مدتهاست از خزانه دولت حقوق می گیرند، بیشتر کارمندان دولت مناسبات خود را با
عموم مردم به عنوان مناسبات ارباب و متقاضی تلقی می کنند. آنها خودشان را به عنوان کسانی می بینند که
به مردمی که حق استفاده از خدمت هایی را که دریافت می کنند ندارند، نعمت هایی ارزانی می دارند. چنین
درکی یک نوع احساس برتری در میان آنها بوجود آورده که اغلب چیزی جز نخوت نیست. روندها نیز در
درجه اول به عنوان طریقه ای برای فراهم کردن خدمات نیست. بلکه در درجه اول به عنوان وسیله اعمال
قدرت حکومت در نظر گرفته می شود. این مفهوم که یک شهروند حقی نسبت به خدمات ویژه دارد معمولاً
در میان بوروکراتهای ایران بیگانه است. هر چند آنها ممکن است حاضر باشند تا زمانی که کنترل های
شایسته حفظ شود، این خدمات را فراهم کنند. در این چنین اوضاع و احوالی به مقتضیات شهروند توجهی
نمی شود زیرا نگرانیهای اداری همیشه در اولویت قرار دارد.
7 بنگاههای دولتی ایران ظاهرا در ارتباط داشتن با یکدیگر در سطوح پایین تر از سطوح بالا
دشواریهایی دارند. یکی از نمونه های نشان دهنده این پدیده همانا مدیران کل در سطح استانی هستند که
اغلب می توانند به طور رسمی با یکدیگر از طریق وزارتخانه های مربوط خود در تهران صحبت کنند. به
همان میزان که جامعه در ایران بغرنج تر می شود، این گرایش عمودی بوروکراسی را چنان وانمود می سازد
که نسبت به نیازهای عمومی پاسخگویی ندارد. مثلاً صنایع برای بدست آوردن ترخیص های لازم جهت
توسعه کارخانجات از بنگاههای مختلف دولتی مربوطه که دارای خطوط ارتباطی افقی کمتری هستند،
مواجه با تأخیرات طولانی می شوند.
8 این اوضاع در ماهیت فوق العاده تمرکز یافته بیشتر بنگاههای دولتی ایران منعکس شده و تشدید
می شود. کمتر اداره ای خارج از تهران دارای اختیارات مهم تصمیم گیری است و حتی امور بسیار عادی
باید اغلب به پایتخت ارجاع شود که در آنجا بار کار فزاینده، تأخیر را بیشتر و بیشتر طولانی می سازد.
برنامه خروج از تمرکز برای سبک تر کردن همین مشکل است ولی اجرای آن دشوارتر از ابداع آن شده
است. کوشش ها برای سهیم شدن در قدرت برخلاف قوانین اساسی با ماهیت بوروکراتیک است و تمامی
نظام دارای رخوت فوق العاده درون ساخته است. علاوه بر این گروههای ذینفع با نفوذ از جمله عناصری از
خود مردم که از عواقب مراکز قدرت پخش شده بیم دارند همیشه در مقابل کوشش های خارج از تمرکز
قرار دادن بوروکراسی مقاومت نشان داده اند.
9 اجتماع ایران و همچنین کارمندان دولت آن در معرض رخنه میل نیرومندی برای اجتناب از
مسئولیت شخصی برای هر نوع اقدامی که ممکن است بعدا مورد انتقاد قرار گیرند و هم چنین از لحاظ
اعتقاد به اینکه دنیا به طور اساسی یک محل خصمانه ای است، قرار گرفته اند.
این روش ها در ترسویی بوروکراتیک فوق العاده در سطوح پایین و متوسط و سوءظن نزدیک به
بیماری روحی در سطوح بالا منعکس شده است. بوروکراتهای سطح پایین و متوسط در ترس دائمی از این
واقعیت بسر می برند که هرگونه اقدامی که آنها به عمل می آورند ممکن است باعث فرو ریختن خشم یک
فرد قدرتمندی بر سر آنها باشد. عاقبت چنین ترسی این است که تصمیم به یک سطح بالاتری ارجاع
می شود این عارضه به روشنی منعکس کننده بسیاری از نگرانی های بوروکراتهای ارشد است.
آنها می خواهند بر اقدامات مادونهای خود کنترل نهایی داشته باشند که مبادا موقعیت آنها توسط این
مادونها متزلزل شود. این خصوصیت بوروکراسی ایران سایر جنبه ها را تقویت می کند از قبیل درجه عالی
تمرکز که منجر به تأخیر می شود و باعث شده است که شهرت بوروکراسی برای عدم پاسخ گویی افزایش
یابد.
10 بالاخره خود مردم ایران نیز به خاطر دریافت خدمات نامناسب از بوروکراتهای خود از این لحاظ
قابل سرزنش هستند که هر سازمانی به طور نهایی منعکس کننده ماهیت جامعه ای است که آن را بوجود
آورده است. از این لحاظ یک خصوصیت رفتار ایرانی حائز اهمیت به نظر می رسد. چنین به نظر می رسد
که کمتر فرد ایرانی اهمیت روندهای معقول را که در قوانین و مقررات تعریف شده است مورد قدردانی قرار
می دهد. همان طوری که یک کارمند دولت تربیت یافته در غرب گفته است بیشتر ایرانیان معتقدند که
می توانند همواره راه خودشان را پیش ببرند اگر به اندازه و به مدت کافی زوزه بکشند. اگر تقاضاکنندگان
روادید نمونه های نماینده معقول جامعه ایران به حساب آینده این یک نظریه ای است که مأمورین
کنسولگری در اینجا می توانند روی آن صحه بگذارند. اغلب مردم در اینجا ظاهرا این اعتقاد را دارند که با
کشیدن نخ صحیح یا با از بدر بردن فرد صحیح برای آنکه شخصا مراجعه کنند یا به طور ساده شخصا با
شور و هیجان تقاضای کاری کنند هر چیزی را که از بوروکراسی ناشی می شود می توانند بدست بیاورند.
مایه تعجب نیست که کارمندان دولت ایران به همان اندازه مأموران کنسولگری در معرض وسوسه توسل به
بدعنقی در مقابل بی انضباطی عموم قرار گیرند و از پذیرفتن جواب هایی را که نمی خواهند بشوند
خودداری کنند.
11 در چنین اوضاع و احوالی علیرغم وعده اخیر منوچهر آزمون وزیر مشاور درباره اینکه «پس از
سالها بدبختی و ناخرسندی (مردم ایران) می توانند در انتظار بر طرف شدن صحیح بدبختی باشند» بهبود
پرمعنا در بوروکراسی ایران یک شبه حاصل نخواهد شد. نه تنها خود بوروکراتها باید روش های ریشه ای
متفاوتی از آنچه که تاکنون به آنها تعلق داشت برای خود بپرورانند، بلکه مردم ایران نیز باید مقدار زیادی
درباره هدف قوانین و مقررات و محدودیت هایی که این قوانین و مقررات چه بر بوروکراتهایی که آنها را به
مورد اجرا می گذارد و چه عموم که در معرض آن قرار گرفته تحمیل می کند، بیاموزند.
در ضمن عدم پاسخگویی بوروکراتیک احتمالاً به عنوان منبع عدم رضایت عمومی همچنان ادامه
خواهد داشت و بنابراین در بافت اجتماعی و سیاسی ایران یک نقطه ضعف خواهد بود.
تامست
روش ها و موضع های سیاسی در جنوب ایران
سند شماره 60
تاریخ: 22 سپتامبر 1978 اول مهر 1357
طبقه بندی: محرمانه
از: کنسولگری آمریکا در شیراز
به: وزارت امورخارجه
موضوع: روش ها و موضع های سیاسی در جنوب ایران
خلاصه و مقدمه: گفتگوهای اخیر با عده مختلفی از مردم در جنوب ایران یک صدایی قابل ملاحظه ای
را مورد نفرت نسبت به رژیم که در رأس آن شاه قرار گرفته آشکار ساخته است ولی در مورد مسایل دیگر
از جمله مقام اسلام، وحدت کمتری نشان داده شده است. عدم رضایت بدون شک عمیق است ولی به غیر
از دانشجویان رادیکال چپ و متعصبین مذهبی رادیکال راست که از سرنگونی شاه و برقراری یک
حکومت سخن می گویند، کمتر مردمی می توانند درباره یک راه سازنده دیگر برای حکومتی که ظرف 15
سال گذشته بر سر کار بوده است با یکدیگر توافق کنند. اغلب برای انتخاباتی که آزاد از دست کاریها بوده و
هر چه زودتر انجام شود تقاضا می شود. معذالک ایرانیان فکور حتی آنهایی که از رژیم کنونی شدیدا
متنفرند اذعان می دارند که در غیاب فشار درباره اینکه چه کسی و تحت چه شرایطی باید انتخابات را
انجام دهد، و اینکه انتخابات احتمالاً مجلسی بوجود خواهد آورد که اعضای آن قادر نخواهند بود درباره
هر مسئله ای به جز تظلمات خود از حکومت های گذشته وحدت ایجاد کنند. باتوجه به چنین اوضاع و
احوالی به نظر می رسد که شاه ناگزیر است که علیرغم فقدان شوق برای رهبریش به عنوان فیصله دهنده
نهایی ایران همچنان به کار ادامه دهد
پایان خلاصه و مقدمه
1 در روزهای اخیر در جنوب ایران پیدا کردن شخصی که کلمه خوبی برای شاه داشته باشد بسیار
دشوار است. نمای جمعیت ایران نشان می دهد که چرا، تقریبا نیمی از همه ایرانیان از سال 1963 به بعد
بدنیا آمده اند و این آخرین باری بود که کشور با یک بحران سیاسی و اقتصادی مهم روبرو شده بود.
تقریبا32 جمعیت ایران از سال 1953 به بعد به دنیا آمده اند و این آخرین زمانی بود که ناچارا حکومت شاه
به طور جدی یک چیز امکان پذیر بود. کمتر کسی از میان این گروه از مقایسه آن زمان و این زمان تحت
تأثیر قرار می گیرد در حالی که این مقایسه برای کسی که شاهد این تحول ایران از یک کشور فقر زده که
حاکمیت آن از سوی کشورهای ثروتمند و با نفوذتر نادیده گرفته شده بود و نقش کلیدی را در آن تحول
داشتند، بوده است، معنی عمیقی دارد. به نسلی که بعد از سال 1953 بدنیا آمد وعده هزاره داده شده است و
مقایسه آن با این معیارها صورت می گیرد.
2 حتی آنهایی که سنشان می رسد که آن روزگار بد سالهای 1953 و قبل از آن را به یاد داشته باشند،
تظلماتی نسبت به رژیم دارند. این تظلمات از غیر مذهبی کردن دولت تا رخوت کارمندان عالیرتبه دولت و
فرو ریختن بازار مستغلات و فساد و ادامه (و رشد) نابرابریها در جامعه ایران، دامنه دارد. شاه و
مشاورینش از منابع عدم رضایت از آن نوعی که در فوق بر شمرده شد بی اطلاع نبودند و معمولاً نسبت به
آنها واکنش نشان می دادند. معذالک اقداماتی که برای رفع فشار در یک زمینه به عمل می آمد، مانند کنترلها