بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 146

و- تهیه کننده گزارش بیشتر روز را به همراه فرمانده مأموران شبه نظامی کمیته اسلامی که از سفارتخانه محافظت می کنند در شهر گردش کرد. از دو ساختمان که قبلاً منازل نیروهای آمریکایی بود ولی حالا شبه نظامیان کمیته در آن سکنی داشتند، بازدید کردیم. هر دو ساختمان و محتویات آنها دست نخورده بود و ظاهراً هیچ خسارتی به آنها وارد نشده بود. ما همچنین از «منطقه خلیج» دیدن کردیم (منطقه ای که در آن باشگاههای نظامی، سینما، دفتر پست، دفتر اداره مطبوعات، دفتر حسابداری مرکزی، منازل پرسنل نظامی، و واحدهای اداری دیگر قرار دارد.) تهیه کننده گزارش با خودرو از اطراف مجتمع دیدن کرد ولی اجازه نیافت به همراه محافظان وارد ساختمان ها شود. ظواهر امر از آن حکایت داشت که به جز چند جای گلوله در بعضی پنجره ها و بر روی خودروهایی که در پارکینگ قرار داشتند خسارتی به مجتمع وارد نشده است. تهیه کننده گزارش فردا نیز به همراه فرمانده محافظان به آنجا خواهد رفت و سعی خواهد کرد در صورت امکان وارد برخی از ساختمان ها بشود.

ز- تهیه کننده گزارش از منبع 6846008 خبردار شد که آقای ام.ای. قهرمانپور، رئیس یک شرکت فیلیپینی به نام پندیکس، به او (منبع) خبر داده است که نیروی دریایی ایران از شرکت آنها خواسته تا دوباره از تاریخ 7 مارس قرارداد خود را اجرا کنند. آقای قهرمانپور همچنین اظهار داشته است که طبق شایعات (در نیروی دریایی ایران) به جای جانشین فعلی فرمانده کل که در رسانه ها از او صحبت می شود، قرار است دریادار بازنشسته، علوی، فرمانده کل نیروی دریایی ایران شود. او همچنین اطلاع داد که دریادار بازنشسته آریانپور به جای ارتشبد طوفانیان معاون وزیر جنگ خواهد شد. منبع 6846008 اظهار داشت که آخرین پست دریادار آریانپور در نیروی دریایی اسلامی ایران، فرماندهی مرکز پشتیبانی آن بوده است.

نظریات مرکز تهیه گزارش: (محرمانه- غیرقابل رؤیت برای بیگانگان) منبع 6846008 در حال حاضر منبع زیر دست خود را F-6 ارزشیابی می کند، ولی همچنان با او تماس خواهد داشت و جدیدترین تحولات در نیروی دریایی ایران را به تهیه کننده گزارش اطلاع خواهد داد. وابسته نیروی زمینی می گوید که شخصاً مدیر جدید واحد دفاع غیر نظامی را می شناسد و شاید بتواند با او تماس بگیرد و اطلاعات تازه ای به دست آورد. تهیه کننده گزارش در طول دیدارش از منطقه خلیج متوجه یک آمبولانس ارتش آمریکا شد که در آنجا پارک بود و از محافظ پرسید آیا می تواند خودروی مذکور را به سفارت آمریکا برگرداند. محافظ به تهیه کننده اطلاع داد که این امر به دلیل خطرات احتمالی مقدور نیست زیرا هر دو طرف درگیر در انقلاب از این آمبولانس ها به منظور انتقال مهمات برای جناح خود استفاده می کند و او می ترسد مبادا به هنگام برگرداندن آمبولانس کشته شود. پزشک سفارت سعی دارد آمبولانس را به سفارتخانه برگرداند زیرا این امر در صورت وقوع وضعیت اورژانس هم به نفع محافظان ایرانی و هم به نفع کارمندان سفارت است، چرا که ترافیک تهران در طول روز به حالت عادی قفل شده اش بازگشته است، و سفر با خودروهای عادی در سطح شهر بسیار وقت گیر است.

گزارش وضعیت سیاسی 5 مارس


صفحه 147

سند شماره 81

محرمانه5 مارس 1979 14 اسفند 1357

از: سفارت آمریکا، تهران 2712به : وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.

موضوع: گزارش وضعیت سیاسی 5 مارس(1)

خلاصه: راهپیمایی یادبود مصدق. قطع روابط ایران و آفریقای جنوبی. ادامه ناآرامی ها در کردستان. ادامه درگیری های تبریز. اعدام های بیشتر. اعلام برنامه های جدید شهرداری از سوی توسلی شهردار تهران. خمینی از مطبوعات دفاع می کند، فلسفی به مطبوعات می تازد.

1- مطبوعات تهران بیشترین صفحات خود را به راهپیمایی ای که قرار است به مناسبت یادبود مصدق در محل دفن او در 100 کیلومتری تهران برگزار شود، اختصاص دادند. شرکت کنندگان در این راهپیمایی که متین دفتری، نوه مصدق آن را ترتیب داده است، شامل آیت الله طالقانی، مجاهدین، فداییان، و هزاران نفر دیگر خواهد بود.

2- ایران رسماً روابط خود را با آفریقای جنوبی قطع کرده و از آلن فریزر، سر کنسول آفریقای جنوبی، خواسته است تا فوراً از ایران خارج شود.

3- فشار کردها برای خودمختاری ادامه دارد، و یکی از رهبران کرد در مهاباد مدعی شده است که برخی مشاوران خمینی به درستی اخبار را به او اطلاع نمی دهند. (تلگرام جداگانه)

4- روغنی (محفوظ) به کارمند سیاسی استمپل خبر داده است که خشونت ها در تبریز شدت یافته و هر روز بیش از ده نفر در درگیری ها کشته می شوند. روغنی گفته است که هیأت ویژه ای به تبریز اعزام خواهد شد تا مشکلات انتقال قدرت از کمیته به دولت را بررسی کند.

5- در خبرهای دیگر مربوط به تبریز، رادیو ایران اعلام کرد که سرلشگر احمد بیدآبادی، فرماندار نظامی سابق تبریز، و شش تن دیگر اعدام شدند. سرلشگر عبدالله خواجه نوری و تیمسار فخر مدرس (که قبلاً متصل به دربار سلطنتی بود)، سرتیپ علی اکبر یزدجردی از مشهد، سرهنگ منصور زمانی رئیس سابق زندان قصر، جهانگیر تارخ (معروف به جهانگیر) که طبق شایعات سرشکنجه گر ساواک بوده، و سالارجاف نماینده سابق کردستان در مجلس از جمله اعدام شدگان هستند.

6- محمد توسلی (که حالا معلوم شده است همان طرف تماس کارمند سیاسی استمپل به نام توکلی بوده و پرونده اطلاعات شخصی او در اداره موجود است) برنامه های جدیدی برای شهرداری اعلام کرده است، از جمله تأکید بر عدم اخذ برخی مالیات ها از ساکنان جنوب شهر تهران، توسعه جنوب شهر، توقف پروژه شهر اقماری عباس آباد و لغو قرارداد کنونی ساخت مترو و مذاکره برای عقد قرارداد جدید. استمپل از انتظام (محفوظ)، معاون نخست وزیر، شنیده است که توسلی (معروف به توکلی) پُستی کمتر از آنچه انتظار داشته، یعنی شهرداری تهران، به

1- در اصل سند، موضوع، به صورت دستنویس اضافه شده است. م.


صفحه 148

دست آورده است زیرا از چپی ترین عناصر کمیته رهبری انقلاب است، و بازرگان قصد دارد او را از جریان اصلی سیاست در ایران دور نگاه دارد.

7- خمینی در پاسخ به حمله یزدی، معاون نخست وزیر، به مطبوعات از روزنامه های فارسی زبان دفاع کرده است. مبارزه ضدمطبوعات (یزدی مطبوعات را به ضداسلامی و ضدانقلابی بودن متهم ساخته بود) منجر به حملاتی به بعضی از دفاتر روزنامه ها در شهرستانها شده بود. در حمله لفظی دیگری، محمدتقی فلسفی، که از «روحانیون برجسته» توصیف می شود، طی نطقی در قم به رادیو و تلویزیون ملی ایران و مطبوعات تاخت و مدعی شد که آنها رسالت خود را مبنی بر انعکاس درست خبرهای جمهوری اسلامی به مردم انجام نمی دهند. در عین حال، پوشش خبری مطبوعات انگلیسی زبان و فارسی زبان همچنان با یکدیگر متفاوت است و در مطبوعات فارسی زبان تأکید بیشتری بر گزارش های ضدآمریکایی است. سولیوان

حمله به سفارت

سند شماره 82

محرمانه5 مارس 1979 14 اسفند 1357

از: سفارت آمریکا، تهران 2714به : وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.

موضوع: حمله به سفارت

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: در این تلگرام کوشش شده است تا وقایع 14 فوریه 1979 که طی آن تعداد زیادی از چریک های کاملاً مسلح ایرانی به سفارت حمله کردند و به آن خسارت زدند، گزارش شود. این گزارش براساس مصاحبه تهیه کننده گزارش با تفنگداران دریایی، کارمندان آمریکایی، کارمندان ایرانی، و اعضای مختلف کمیته و دولت موقت ایران تهیه شده است. در گزارش حاضر به این سئوال که چه کسی و چرا حمله را طرح و اجرا کرده است، نمی پردازیم، بلکه صرفاً تلاش داریم وقایع را آنگونه که اتفاق افتاد گزارش کنیم تا سندی رسمی برای تحلیل های آینده از این نوع به دست داده باشیم. پایان خلاصه.

3- پیش زمینه

الف) بعداز ظهر روز 11 فوریه، پس از آنکه ارتش ایران تصمیم گرفت نیروهای خود را به پادگان ها فرابخواند، سفارت از نیروهای محافظ ارتشی ایران محروم شد. سفیر سولیوان همان روز با حضور معاون سفیر، کنسول اداری، وابسته نظامی و کارکنان دفتر امنیتی جلسه ای برگزار کرد تا در مورد امکان دفاع در مقابل یک حمله مسلحانه بحث و گفتگو کنند. نتیجه بحث این بود که تعداد 20 تفنگدار دریایی برای دفاع از سفارت در مقابل یک حمله بزرگ کافی نیست و بنابراین در صورت بروز چنین حمله ای باید تسلیم شد تا میزان تلفات جانی به حداقل برسد. مأموریت یافت تمام تفنگ های ام-16 را از دست تفنگداران دریایی جمع آوری کند و به


صفحه 149

آنها دستور دهد که تفنگ های ساچمه ای شماره 9 خود را که کشنده نیست، برای بازداشتن کسانی که ممکن است قصد نفوذ به محوطه سفارت را داشته باشند، به کار ببرند. علاوه بر این، تفنگداران دریایی اجازه یافتند اسلحه کمری شان را به منظور دفاع شخصی نگاه دارند. در صورت یک حمله بزرگ، آنها اجازه تیراندازی نداشتند، بلکه فقط باید از گاز اشک آور، و در صورت فرمان سفیر، از تفنگ های ساچمه ایشان استفاده می کردند.

(ب) روز بعد، مورخ 12 فوریه، چریک های مجاهد پایگاه نظامی پشت ساختمان سفارت را تسخیر کردند. پس از آن، خیلی زود چریک های مسلح مسلمان در نقاط مختلفی در بیرون از دیوارهای سفارت مستقر شدند. مقامات سفارت از گفتگوهایی که با برخی عناصر نزدیک به کمیته های انقلاب داشتند دریافتند که حداقل برخی از این مجاهدین دستور دارند از سفارت محافظت کنند.

(ج) این نگهبانان در روز 13 فوریه محل را ترک کردند. همان شب، جان استمپل با امیرانتظام تماس گرفت تا از او بخواهد که محافظان را بازگردانند. انتظام قول داد که محافظان روز بعد بازخواهند گشت.

4- نفوذ اولیه به محوطه سفارت

(الف) حمله به سفارت در روز چهارشنبه، 14 فوریه، ساعت 10:30 دقیقه صبح شروع شد. دو مرد مسلح با یونیفورم جنگی از دیوار نگهبانی درب خیابان روزولت بالا آمدند. در آن زمان سه تفنگدار دریایی مشغول نگهبانی بودند: گروهبان دوفرنز، گروهبان داونی، و گروهبان نوبل. یکی از این نگهبا ن ها از طریق بی سیم تجاوز به حریم سفارت را گزارش داد. در همان حال چهار چریک دیگر از دیوار نگهبانی درب اصلی بالا آمدند و شروع به تیراندازی به سوی ساختمان سفارت کردند. سپس دوفرنز را بلافاصله خلع سلاح کردند، او را از دیوار بالا کشیدند و در خودرویی نشاندند که بیرون از سفارت منتظر ایستاده بود، و مستقیماً به مقر کمیته مرکزی در خیابان ایران نزدیک مدرسه علوی بردند. داونی و نوبل در حال عقب نشینی به سوی محل اقامت سفیر شروع به پرتاب گاز اشک آور کردند. یک گلوله به گاز اشک آوری که در دست داونی بود اصابت کرد و او شدیداً در معرض گاز اشک آور قرار گرفت. در همین اثنا، یک چریک با شلیک گلوله قفل دروازه خیابان روزولت را شکست و چریک های بیشتری وارد محوطه سفارت شدند. پس از احتمالاً 10 یا 15 دقیقه، کامیون هایی در مقابل درب ایستادند و مردان مسلح بیشتری از آن پیاده شدند. چند چریک اول یونیفورم جنگی به تن داشتند، ولی گروههایی که بعد از آنها در مقابل سفارت پیاده شدند یونیفورم های مختلف و یا قسمتی از یونیفورم و یا حتی بعضی از آنها لباس شخصی پوشیده بودند. همه آنها مسلح بودند و بعضی ها هم ماسک ضدگاز داشتند. ظرف 15 دقیقه، نزدیک به 40 تا 100 مرد مسلح در اطراف دروازه خیابان روزولت جمع شدند. این مردان مسلح ظاهراً قصد داشتند به سوی محل اقامت سفیر بروند، هر چند برخی از آنها از پشت درختها و بوته ها مدام به طرف ضلع شرقی


صفحه 150

ساختمان کنسولی تیراندازی می کردند.

(ب) تقریباً در همان زمان، عده ای از بالای دیوار مقابل ساختمان کنسولی به محوطه پارک موتوری حمله ور شدند. چند دقیقه بعد به محوطه تعاونی و سپس به دروازه خیابان بیژن نیز حمله شد. از همان ابتدا، تیراندازانی که در بالای پشت بام های اطراف سفارت موضع گرفته بودند، مدام به سوی سفارت تیراندازی می کردند.

(ج) گروهبان پنمن و استوار دوم کوتس در حیاط مجاور به خیابان تخت جمشید که مستقیماً روبروی ساختمان کنسولی بود، نگهبانی می دادند. پنمن گزارش داد که 50 تا 60 نفر با استفاده از نردبان از بالای دیوار مقابل ساختمان به داخل حیاط آمده اند. به خاطر تیراندازی شدید، او در پایین ساختمان کنسولی گیر افتاده بود و با تفنگ ساچمه ایش به سوی مهاجمان شلیک می کرد. کوتس به داخل اتاق نگهبانی بخش مراجعان دوید و پنمن را پوشش داد تا او بتواند به داخل ساختمان بدود.

(د) پنمن و کوتس درب اتاق نگهبانی را قفل کردند و از پشت شیشه ضدگلوله مهاجمان را زیر نظر نگرفتند. مهاجمان ابتدا سعی کردند از درب اصلی ساختمان کنسولی وارد ساختمان شوند، سپس یک کوکتل مولوتوف به سوی پنجره لابی پرتاب کردند، و سپس به سوی دیواری که حیاط را از پارکینگ کوچک دروازه شرقی جدا می کرد، رفتند. آنها با استفاده از نردبان از دیوار بالا رفتند و ظاهراً به طرف دروازه خیابان روزولت حرکت کردند تا به همرزمانشان بپیوندند. در همین اثنا، دو نفر یک مسلسل کالیبر 30 را در مقابل درب اتاق نگهبانی دروازه مستقر و به سوی آن تیراندازی کردند.

(ه ) در دروازه پارک موتوری، مهاجمان با مشکل مواجه شدند. گروهبان هیل، سرجوخه موتن و سرجوخه اَوری در اتاق نگهبانی دروازه پارک موتوری مشغول نگهبانی بودند که تعدادی از مردان مسلح از پشت دروازه به درون محوطه پارک موتوری شروع به تیراندازی کردند. تفنگداران دریایی گاز اشک آور به خارج از دروازه و به درون محوطه پرتاب کردند. شاید گاز اشک آور و شاید هم دیوارهای بلند، و شاید هم به احتمال بیشتر ترکیب این دو ورود مهاجمان به محوطه پارک موتوری را به تأخیر انداخت. ولی نهایتاً تفنگداران دریایی مجبور به عقب نشینی به سوی ساختمان کنسولی شدند. آنها به محض رسیدن به ساختمان کنسولی موقتاً در پارکینگ ضلع شمالی ساختمان توقف کردند تا جلوی ورود مهاجمان از محوطه پارک موتوری را بگیرند. بعد از گذشت چند دقیقه که هیچ مهاجمی دیده نشد، آنها به طرف در شرقی رفتند و وارد ساختمان کنسولی شدند. وقتی چریک ها بالاخره وارد محوطه پارک موتوری شدند، دفاتری را که آنجا قرار داشت تفتیش و چند آمریکایی را دستگیر کردند. این گروه 12 نفری را ابتدا به دانشگاه تهران و سپس به کمیته انتقال دادند و روز بعد آزاد کردند.

(و) در محوطه تعاونی، سرجوخه لوجکوک و سیبی میتی پُست نگهبانی را از گروهبان


صفحه 151

هینوجوس که در غذاخوری مشغول صرف صبحانه بود، تحویل گرفته بودند. وقتی تیراندازی در مقابل سفارت شروع شد، هینوجوس و گروهبان کراوس که ساعت 09:00 پُست خود را ترک کرده بود تا بخوابد، به آنها پیوستند. آنها به دفتر سفیر رفتند، درها و گاوصندوق ها و همچنین درب اصلی که مقابل پارکینگ پشتی سفارت بود را قفل کردند. در حدود 15 دقیقه بعد از شروع حمله، به سوی آنها نیز تیراندازی شد. آنها ابتدا مطمئن شدند که خطری متوجه افراد داخل غذاخوری نیست، سپس هینوجوس و کراوس به سوی درب کوچه آمریکا که کلیدش را پیدا کرده بودند، رفتند تا آن را قفل کنند. از ساختمان اتاق بازرگانی شدیداً به سوی آنها تیراندازی می شد، و آنها مجبور شدند به سوی درب اصلی غذاخوری که لوجکوک و میدی در آنجا منتظرشان بودند، عقب نشینی کنند. هینوجوس، گروهبان ارشد جمع، از لوجکوک که متخصص شناسایی بود، پرسید چه باید بکنند. لوجکوک نیز گفت که بهتر است به غذاخوری بروند و از داخل سنگر بگیرند. افرادی که در داخل غذاخوری بودند، تقریباً 25 آمریکایی و ایرانی، به داخل آشپزخانه رفته بودند.

5- تسلیم تفنگداران دریایی

(الف) داونی و نوبل سریعاً از درب خیابان روزولت عقب نشینی کردند و پشت گلدان های پاسیوی محل اقامت سفیر سنگر گرفتند. سرجوخه اندرسن که به هنگام شروع تیراندازی در آسایشگاه تفنگداران بود نیز به آنها پیوست. اندرسن پشت اتاقک آجری نگهبانی در کنار دیوار خیابان روزولت سنگر گرفت. تفنگداران دریایی از این موضع به آتش مهاجمان پاسخ می دادند. ولی مهاجمان به تدریج به داونی و نوبل که از ساختمان های مجاور سفارت در معرض تیراندازی قرار داشتند، نزدیک شدند. یک گلوله به بازوی نوبل اصابت کرد. آنها تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند. نوبل از ضلع غربی محل اقامت سفیر دوید، از آشپزخانه گذشت و به سمت اتاق تفنگداران دریایی رفت. داونی نیز به اندرسن ملحق شد.

(ب) سپس داونی و اندرسن در طول دیوار عقب نشینی کردند تا اینکه به پنجره شمالی اتاق مطالعه سفیر رسیدند. آنها با بی سیم اجازه خواستند که پنجره را بشکنند و وارد اتاق مطالعه شوند، سپس وارد محل اقامت سفیر شدند و به آشپزخانه رفتند. چهار نفر از خدمتکاران سفیر در آشپزخانه پناه گرفته بودند.

(ج) در همین اثنا، نوبل با عبور از درب به حیاطی رفت که روبروی درب اتاق تفنگداران قرار داشت، و به سوی ورودی غربی زیرزمین انبار دوید. وقتی به انبار رسید، تفنگدارانی که در کنار درب خیابان بیژن نگهبانی می دادند، و همچنین بسیاری از تفنگدارانی که در آسایشگاه بودند و نگهبانان دیوار خیابان روزولت- اردلان پُست خود را ترک کرده و به زیر زمین پناه آورده بودند.

(د) داونی و اندرسن چهار خدمتکار را به حیاط کوچک کنار آشپزخانه محل اقامت سفیر بردند. ظرف چند لحظه، مهاجمان وارد خانه شدند و تفنگداران دریایی خود را تسلیم کردند و


صفحه 152

به آشپزخانه انتقال یافتند.

(ه ) مهاجمان درباره اینکه باید با اُسرا چکار بکنند حرفشان شد، ولی بالاخره یکی از آنها، که ظاهراً دکتر بود، حرفش را بر کرسی نشاند و گروگانها را به اتاق نشیمن بردند. جالب است که یک گروه فیلمبرداری از تلویزیون ایران هم در آنجا حاضر بود. چریک ها سه بار آنها را تفتیش کردند ولی نتوانستند اسلحه مگنوم 357 اندرسن را پیدا کنند. بار چهارم، اسلحه را پیدا کردند، که این مسئله ایرانی ها را به خشم آورد. لباس نظامی دو تفنگدار را روی سرشان کشیدند و آنها را روی مبل های روبروی هال نشاندند. برای تفنگداران مسجل بود که می خواهند اعدامشان کنند، ولی یک آمبولانس به درون سفارت آمد و تفنگدارن و چهار خدمتکار را به مقر کمیته بردند. در طول راه، یکی از مهاجمان با فریاد به مردمی که در خیابان بودند می گفت که آمریکایی ها را دستگیر کرده اند.

(و) پنمن و کوتس در داخل اتاق کوچک نگهبانی مجاور خیابان تخت جمشید که یک مسلسل کالیبر 30 به سوی درش تیراندازی می کرد، حبس شده بودند. تعدادی از مهاجمان که از طرف پارک موتوری به محوطه وارد شده بودند آنها را دیدند و به طرف در غربی نگهبانی شروع به تیراندازی کردند. پنمن دید که گلوله یکی از مهاجمان که از چند متری به سوی شیشه ضدگلوله اتاق نگهبانی تیراندازی کرده بود، کمانه کرد و به خودش خورد. چند دقیقه بعد، پنمن و کوتس تسلیم شدند و بلافاصله به کمیته انتقال یافتند.

(ز) در قسمت تعاونی، چریک ها وارد محوطه کوچک پارکینگ شده بودند و به سوی ساختمان تعاونی و غذاخوری تیراندازی می کردند. غیرنظامیان داخل غذاخوری در آشپزخانه پناه گرفته بودند و تفنگداران دریایی پشت پیشخوان بودند. آنها تعدادی از سلاح های خود را پنهان کردند تا در موقع تسلیم آنها را به همراه نداشته باشند. هینوجوس از ایرانی ها پرسید برای تسلیم شدن چه کلمه ای باید به کار ببرند و سپس با بی سیم از سفیر اجازه گرفت که خود را تسلیم کنند. در این موقع، مردان مسلح سعی داشتند با شکستن درب کناری غذاخوری از طریق کفاشی وارد غذاخوری شوند. هینوجوس فریاد زد «تسلیم» ولی تیراندازی شدیدتر شد، به طوری که هینوجوس فکر کرد کلمه را اشتباه می گوید. او از ایرانی ها کمک خواست و یک زن از میان آنها بیرون آمد و به سوی مهاجمان فریاد کشید. آنها از پشت در گفتند که باید یک نفر پشت پنجره بایستاد تا آنها بتوانند او را ببینند. هینوجوس داشت از پشت پیشخوان بیرون می آمد تا پشت پنجره برود که یکی از پیشخدمتان غذاخوری از آشپزخانه بیرون دوید و فریاد زد «تسلیم». ناگهان به داخل رستوران تیراندازی شد، و گلوله ای به سینه او اصابت کرد و او را کشت. هینوجوس فکر می کند که یک گلوله سرگردان موجب مرگ پیشخدمت شد، زیرا گلوله یکی از شیشه های سالم پنجره را شکست و وارد شد، در حالیکه چریک ها بیشتر شیشه ها را شکسته بودند.

(ح) سپس چریک ها وارد غذاخوری شدند و همه را به اسارت گرفتند و آنها را مقابل


صفحه 153

تعاونی بردند. بعد از آنکه تفنگداران دریایی را خلع سلاح کردند، اُسرا به دو گروه ایرانی و آمریکایی تقسیم شدند. مهاجمان بسیار هیجان زده بودند و مثل اتفاقی که در محل اقامت سفیر افتاد، درباره اینکه باید با اُسرا چکار بکنند، شدیداً حرفشان شد. این بار پیش از آنکه تصمیم بگیرند اُسرا را به محوطه پارک موتوری ببرند یکی از چریک ها برای ساکت و تهدید کردن همرزم خود مجبور شد تیراندازی هوایی کند.

(ط) نزدیک به 40 تا 45 نفر از مردان مسلح در محوطه پارکینگ کارمندان سفارت را به اسارت گرفته بودند. آنها نیز لباس های مختلفی به تن داشتند، از لباس های چریک های سازمان آزادیبخش فلسطین گرفته تا یونیفورم های نیروی هوایی و لباس های شخصی. آنها طوری عمل می کردند که گویی اعضای یک گروه هستند. (توضیح: اُسرا در مورد اینکه در اینجا چه اتفاقی افتاد با یکدیگر اختلاف نظر دارند. هینوجوس و کراوس می گویند که تمام مدت فقط یک گروه در آنجا بود. ولی کارمندان ایرانی سفارت می گویند بعد از آنکه آنها را در مقابل تعاونی به صف کردند یک گروه دیگر نیز به آنجا آمد. نظر دوم با آمدن دکتر یزدی و «آدمهای خوب» به سفارت که در پایین شرح داده ایم، مطابقت دارد.)

(ی) چریک ها از تفنگداران دریایی پرسیدند که آیا سلاح دیگری دارند، هینوجوس می خواست بگوید نه که کراوس گفت بله. کراوس به همراه تعدادی از چریک ها به داخل ساختمان رفت و محل سلاح هایی را که پنهان کرده بودند به آنها نشان داد. یک چریک یکی از تفنگ های ساچمه ای سفارت را برداشت و با آن ور رفت، و ساچمه آن را کف زمین شلیک کرد، ساچمه کمانه کرد و به بالای چشم کراوس خورد و او را بیهوش به زمین انداخت.

(ک) پیش از این، پس از آنکه اُسرا را از ساختمان غذاخوری بیرون آورده بودند، چند نفر برای انتقال جسد پیشخدمت با برانکارد از آمبولانسی که آنجا بود به داخل ساختمان رفتند. حالا چند نفر دیگر برای آوردن کراوس به داخل ساختمان رفتند. پس از آن اُسرای ایرانی را آزاد کردند. اُسرای آمریکایی را نیز سوار بر خودرویی کردند که در محوطه سفارت پارک شده بود. (توضیح: اُسرای ایرانی می گویند که در همین اثنا بود که یک ملا به همراه «گروه دوم» به آنجا آمد، و تعدادی از نفرات گروه اول با دیدن آن ملا پنهان شدند و دیگر سر و کله شان پیدا نشد.)

(ل) پس از آن اُسرای تعاونی را به پارک موتوری بردند و آنها را به اُسرای ساختمان کنسولی ملحق کردند، که شرح آن در زیر آمده است.

6- اشغال ساختمان کنسولی

(الف) پس از تسلیم نگهبانان در محل اقامت سفیر، اتاق نگهبانی و تعاونی، و نبود مقاومت در نقاط دیگر، مهاجمان توجه خود را کاملاً به ساختمان کنسولی معطوف کردند.

(ب) وقتی اولین گلوله ها شلیک شد، نزدیک به 60 نفر در ساختمان بودند. در ابتدا، اکثر آنها صرفاً خود را روی زمین انداختند و از پنجره ها دور شدند. به موازات شدت گرفتن