عجمان شیخ راشد بن حمید
راشد که یک چهره مردمی میانه رو در میان شیخ نشین ها است وزنه سیاسی چندانی به حساب نمی آید. عجمان که یک جزیره کوچک محصور در شارجه است، پایگاه سیاسی چندانی برای وی فراهم نیاورده و احتمالاً او را به عنوان یک چهره ثانی در دورنمای خلیج فارس حفظ خواهد کرد. یکی از دختران وی همسر فرمانروای فجیره است.
بحرین شیخ عیسی بن سلمان آل خلیفه
شیخ عیسی که از سال 1961 فرمانروای بحرین بود کمتر از برادرش یعنی شیخ محمد بن سلمان آل خلیفه توانمند است، چون برادر وی مهم ترین فرمانروای با نبوغ خانواده حاکمه به حساب می آمد. تصمیم انگلیس مبنی بر خروج از بحرین سبب شد که عیسی به لزوم به دست گرفتن استقلال و ابتکار عمل پی ببرد، و تلاش کرد اعتبار بیشتری برای خود دست و پا کند. محافظه کاری اساسی او سبب تحریک ناسیونالیست ها و شورشیان عرب که او را بازیچه انگلیس می خوانند شده است. به نظر ناظران در بحرینی که رادیکالهای مختلف عربی در آن نفوذ کرده اند، عیسی شانس زیادی برای حضور در قدرت در چند سال آینده نخواهد داشت.
دوبی شیخ راشد بن سعید بن مکتوم
راشد که مستعدترین و آگاه ترین حکام شیخ نشین ها است، به نظر بسیاری از جمله معدود شیوخی است که تضادهای سیاسی و اقتصادی موجود درخلیج فارس را به خوبی درک کرده است. تقریباً به تنهایی او دوبی را به صورت یک شهر - کشور مترقی - درآورده است. راشد در فدراسیون امارات عربی نقش مهمی داشته گرچه این نقش همیشه سازنده نبوده است. در واقع او و دامادش شیخ احمد از قطر متهم به در هم شکستن اتحاد فدراسیون در پاییز گذشته شده بودند. راشد نیز مانند زاید، حامی همکاری ایران و شیخ نشینهاست، و چندین بار به ایران سفر کرده است. در پایان اجلاس فدراسیون امارات عربی، بعضیها وی را متهم کردند که بنا به دستور ایران سعی دارد در کنفرانس خرابکاری کند.
فجیره شیخ محمد بن حمد الشرقی
شیخ محمد که در میان شیخ نشین ها از محبوبیت چندانی برخوردار نیست از طرف انگلیس نیز مورد اعتماد شمرده نمی شود، چون او را یک توطئه گر می دانند. او در منطقه خلیج [فارس] از نظر سیاسی دارای اهمیت چندانی نیست.
قطر شیخ احمد بن آل ثانی
احمد که پس از خلع پدرش در سال 1960 به قدرت رسید، هرگز نتوانست قدرت و
اندیشه مشابه با عمو، ولیعهد و معاون فرمانروا یعنی خلیفه را نشان دهد. احمد می داند که خلیفه سعی دارد در فرصت مناسب وی را سرنگون سازد ولی او تاکنون از این کار ممانعت به عمل آورده است. او به قیمت تحمل برچسب طرفداری از غرب در سیاست های عربی خود را بی طرف نگاه داشته است. اعلام خروج انگلیس از خلیج [فارس] سبب شد که احمد فعالیت سیاسی بیشتری از خود نشان دهد، ولی هنوز معلوم نیست که این انرژی از خلیفه و یا از خود او ناشی می شود.
رأس الخیمه شیخ صفر بن محمد القاسمی
شیخ صفر که یک فرمانروای خوب و سخت کوش است آگاهیش بیش از حد میانگین است و دوبار به ایران سفر کرد تا پیرامون ادعای ایران در مورد تصرف جزایر تنب که رأس الخیمه نیز دعوی تصرف آن را دارد مذاکره نماید. ایرانیها در گذشته فکر می کردند که صفر به دعوت آنها پاسخ گوید، لیکن تلاش ایرانیها تاکنون نتیجه مثبتی نداشته است. در مانورهای فدراسیون امارات عربی، صفر همیشه خود را با احمد از قطر و راشد از دوبی پیوند داده و اصرار داشته که قرارگاههای دفاعی پیشنهادی در پایتخت او واقع شود.
شارجه شیخ خالد بن محمد القاسمی
خالد که یک محافظه کار بوده و بنا به گزارشهای رسیده یاران بدوی را ترجیح می دهد، قبل از رسیدن به قدرت در سال 1965 یک مغازه رنگ فروشی پرمنفعت در دوبی دایر کرده بود. در اثر فشار ایران در مورد جزیره ابوموسی، او با لجبازی تمام ادعای آن کشور را نپذیرفته است. ایران فکر می کرد که مسئله دعوی ابوموسی خیلی سخت تر از دعوی تنب باشد، چون شیخ نسبت به عکس العمل های تندروانه خیلی بیش از شیخ رأس الخیمه حساسیت نشان می داد.
ام القوین شیخ احمد بن رشید آل مولی
از احمد که چه در خارج و چه در داخل محبوب است و مردی با استعداد خوانده می شود به عنوان فردی دانا، رک گو، لایق و صلح طلب یاد می شود که معمولاً برای واسطه شدن در اختلافات ساحلی شیخ نشین ها از وی یاری طلبیده می شود. ولی چون شیخ نشین او کوچک است، نمی تواند در زمره فرمانروایان قدرتمند تر درآید و در امور خلیج [فارس] نیز نقش چندان مهمی ندارد.
مسقط و عمان شیخ قابوس بن سعید آل ابوسعید
تنها فرزند و وارث سلطان سعید بن تیمور آل بوسعید که اخیراً به جای پدر بر تخت نشست، در 18نوامبر 1940 متولد شده است. او دوره دبیرستان را به انگلیس رفت و در
سالهای 1960 و 1962 در دانشگاه سند هرست انگلیس به تحصیل پرداخت. او گویا تحصیلات خود را به خوبی به پایان رسانیده بود. به علت حسادت و محافظه کاری، پدرش چندین سال او را مخفی نگاه داشت. به علت دوران طویل تحصیلات در انگلیس طرفدار بریتانیاست و در یکی از هنگ های انگلیس نیز از اوت 1962 تا فوریه سال 1963 خدمت کرده است. کسانی که قابوس را ملاقات کرده اند او را فردی آگاه، سخت کوش و کاملاً توانا توصیف می کنند.
ولیعهد بحرین؛ شیخ حمد بن عیسی بن سلمان آل خلیفه
سند شماره 115
محرمانه
موضوع: ولیعهد بحرین؛ شیخ حمد بن عیسی بن سلمان آل خلیفه
محل و تاریخ تولد: بحرین، 1949
وی علاوه بر ولیعهدی، وزیر دفاع و فرمانده کل نیروهای مسلح نیز است.
وی در بحرین و انگلستان (سند هرست) تحصیل کرده است. و با یک دختر تحصیلکرده بحرینی ازدواج کرد که با او در انجام امور مشترک مساعی دارد. هر دوی آنها به زبان انگلیسی صحبت می کنند و حداقل یک فرزند (پسر) دارند.
حمد طرفدار غرب بوده و با مستشاران اردنی مستقر در ارتش خود رفتاری صمیمانه دارد.
فکر می کنم که حمد به آمریکا سفر کرده و مسافرتهای بسیار دیگری نیز انجام داده است. وی فردی جوان و خوش برخورد و در وهله اول گوشه گیر است ولی این اشکال نیز خیلی زود مرتفع می گردد. بحرین دارای یک ارتش 1100 نفری است، نیروی دفاعی بحرین متشکل از یک گردان پیاده و یک دسته زرهی (تانک و نفربر) است. علاوه بر این، یک نیروی گارد 300 نفره متشکل از افراد قبیله ای عربستان سعودی نیز در این کشور وجود دارد.
بخش دوم/ روابط نظامی ایران و آمریکا
مراحل انتقال [تسلیحات] به کشور ثالث
سند شماره 116
محرمانه17 نوامبر 1974- 26 آبان 1353
از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی به: سفارت آمریکا، تهران
مرجع: الف- تهران 8752، ب- تهران 9644، پ- امان 5628
موضوع: مراحل انتقال [تسلیحات] به کشور ثالث
1- پیرو درخواست مطرح شده در مرجع الف می توانید اطلاعات زیر را در ارتباط با رویه های دولت ایالات متحده برای انتقال اقلام دفاعی با مبدأ آمریکایی به کشورهای ثالث به مقامات ذیربط دولت ایران ارایه دهید. ادامه متن (بدون طبقه بندی).
2- رویه های دولت ایالات متحده در ارتباط با انتقال اقلام دفاعی با مبدأ آمریکایی به کشور ثالث بر قوانین آمریکا و مقررات دولت مبتنی است. مرجع اساسی قانونی مربوط به چنین انتقال هایی بخش 505 (E) از قانون اصلاح شده مساعدت های خارجی مصوب 1961، و بخش A3 از قانون اصلاح شده فروش های نظامی خارجی مصوب 1968 است. (هر دو بخش دارای زبانی مشابه است به جز اشاراتی که در آنها به بخش یا بند قبلی قانون شده است) بدین شرح: «رئیس جمهور نمی تواند با هیچ درخواستی برای تصویب انتقال هرگونه سلاح، سیستم تسلیحاتی، مهمات، هواپیما، قایق نظامی، کشتی نظامی و یا سایر تجهیزات جنگی به یک کشور دیگر موافقت کند... مگر آنکه ایالات متحده خود حاضر باشد رأساً اقلام دفاعی مورد تقاضا را به آن کشور انتقال دهد و رئیس جمهور باید پیش از اعلام موافقت با چنین درخواستی، رئیس مجلس نمایندگان و کمیته روابط خارجی سنا را کتباً از قصد خود، دلایل موافقت با درخواست، اقلام دفاعی مورد نظر و کشور خارجی که قرار است اقلام دفاعی مزبور به آن انتقال یابد، مطلع سازد. علاوه بر این رئیس جمهور نمی تواند... با انتقال هر گونه اقلام دفاعی قابل توجه مندرج در فهرست تجهیزات نظامی ایالات متحده موافقت نماید مگر اینکه کشور خارجی درخواست کننده با خارج کردن اقلام دفاعی مورد نظر از حالت نظامی پیش از انتقال آنها موافقت نماید، و یا کشور خارجی دریافت کننده کتباً به دولت ایالات متحده تعهد دهد که چنانچه اقلام دفاعی مورد نظر از حالت نظامی خارج نشده باشند بدون کسب اجازه از رئیس جمهور، آنها را به یک کشور یا شخص خارجی دیگر انتقال نخواهد داد.»
3- بخش هایی که در بالا از قانون مساعدت های خارجی و قانون فروش های نظامی خارجی ذکر شد برای انتقال هر گونه اقلام دفاعی چه با مبدأ مساعدت های نظامی (قانون مساعدت های خارجی) و چه با مبدأ فروش های نظامی خارجی به شخص ثالث، به استثنای انهدام اقلام اسقاطی، صدق می کند (حتی در ارتباط با انهدام اقلام اسقاطی نیز کسب اجازه ضروری است.) این امر بدین معناست که چنانچه ایالات متحده یک هواپیمای نظامی را در اختیار کشوری قرار می دهد، حال چه به صورت کمک های بلاعوض تحت قانون مساعدت های خارجی و چه از طریق فروش نقدی یا اقساطی تحت قانون فروش های نظامی خارجی، مفاد این بخش های
قانونی باید رعایت شود. این امر در ارتباط با اقلام دفاعی تولید شده تحت لیسانس آمریکا در خارج از کشور، چنانچه محصول نهایی شامل اقلام دفاعیِ مشمول قانون مساعدت های نظامی خارجی و یا فروش های نظامی خارجی باشد، صدق می کند. سیاست های ایالات متحده چنین اقتضا می کند که معیارها و رویه های یکسانی نیز در ارتباط با [انتقال های مجدد] همه اقلامی که از طریق فروش های نظامی خارجی تأمین شده اند، به کار گرفته شود. صرف نظر از اینکه یک قلم چند بار ممکن است انتقال یابد، هر بار باید این مراحل طی شود.
4- سه محور اصلی مطرح شده در این بخش های قانونی عبارتند از: (1) آیا ایالات متحده خود حاضر است اقلام دفاعی تقاضا شده را رأساً به کشور مورد نظر انتقال دهد؛ (2) اطلاع قبلی به کنگره در صورتی که رئیس جمهور قصد موافقت با درخواست انتقال را داشته باشد؛ و (3) خارج کردن اقلام دفاعی مورد نظر از حالت نظامی و یا کسب تعهدنامه کتبی از کشور دریافت کننده در ارتباط با اقلام قابل توجه دفاعی (پیش از موافقت با درخواست). در ارتباط با محور اول، ممکن است کشور ثالثی که برای دریافت اقلام پیشنهاد شده است به موجب قانون مساعدت های خارجی و یا قانون فروش های نظامی خارجی صلاحیت دریافت مستقیم هیچکدام و یا برخی از اقلام دفاعی را از ایالات متحده نداشته باشد، و یا شاید کشور مزبور به موجب سیاست های جاری دولت سلب صلاحیت شده باشد. در هر دو حالت، آمریکا رأساً اقلام دفاعی را به کشور مورد نظر انتقال نخواهد داد و بنابراین نمی تواند انتقال آن اقلام را به کشور مورد نظر از یک کشور دیگر تصویب کند.
شرط اطلاع قبلی به کنگره در ارتباط با تصویب انتقال های شخص ثالث در سال 1973 توسط کنگره در قانون مساعدت های خارجی گنجانده شد. پیش از آن کنگره فقط گزارش های نیم سالانه ای در ارتباط با این نوع انتقال ها دریافت می کرد.
تعهد مربوط به انتقال شخص ثالث که باید به موجب قانون مساعدت های خارجی و قانون فروش های نظامی خارجی از دریافت کننده پیشنهادی کسب شود، باید دارای شرایط زیر باشد: (الف) کتبی باشد؛ (ب) به دولت ایالات متحده تسلیم شود؛ و (پ) تصویب پیش از انتقال کسب شود.
5- چنانچه [یک کشور] اقلام دفاعی قابل توجهی تحت شرایط صرفاً تجاری کسب کند، یعنی بدون طی مراحل برنامه مساعدت های نظامی و فروش های نظامی خارجی، آنگاه شرایط قانونی فوق در مورد آن قابل اجرا نخواهد بود. با وجود این، ایالات متحده همسو با سیاست هایش و مقررات اجرایی، همچنان معیارهای مربوط به صلاحیت کشورهای دریافت کننده و تعهد شخص ثالث را به کار خواهد بست. شرط تعهد شخص ثالث همیشه در ترتیبات مربوط به صدور مجوز و یا اسناد صادرات از سوی دولت آمریکا گنجانده می شود، که به موجب آن کشور دریافت کننده تعهداتی در قبال انتقال اقلام دفاعی مورد نظر به دولت آمریکا تسلیم می کند، که این شرط در مورد انتقال های بعدی اقلام مزبور نیز صادق خواهد بود.