سند شماره (10)
تاریخ : 20 اوت 1979 29 مرداد 1358
وزیر امور خارجه واشنگتن. دی. سی
طبقه بندی : خیلی محرمانه
موضوع : ایران، بررسی سیاست
1 (تمامی متن خیلی محرمانه است.)
2 خلاصه، مقدمه : این مطالب مروری است بر وضعیت فعلی در ایران که ما در آن جستجوی منافعمان
می باشیم و به وسیله چند توضیح کلی در مورد هدایت سیاست ایالات متحده در آینده کوتاه مدت (12 تا
18 ماه) دنبال می شود. (بقیه پاراگراف بعدا خواهد آمد) (پایان خلاصه).
3 در ایران امروز از نظم و ترتیب هیچ نشانه ای وجود ندارد. وسعت دید ما ( و نیز بیشتر ناظران دیگر)
هنوز محدود است. انقلاب ایران که برای موفقیت سریعش آماده نبود، از نظر اتحاد و همبستگی، ضعیف و
از نظر اجرائی ضعیفتر باقی می ماند. دست و پا زدن ممکن است لغتی پرمعنی تر باشد، لیکن ایران از پیدا
کردن جهتهای سیاسی، خیلی دور است و به طور مساوی اگر که به خاطر کاهش نیافتن درآمدهای نفتیش
از ارقام قبل از انقلاب نبود، از نظر اقتصادی آشفته و درهم ریخته بود.
4 یک موضوع روشن است. اسلام همچنان حکمفرماست. خمینی و اطرافیانش در قم تمام امور را
هدایت می کنند. صحبت زیادی از وحدت در روح اسلام وجود دارد و این وحدت برای خنثی کردن ضد
انقلابیون و توطئه گران که گفته می شود در پشت مشکلات انقلاب در کردستان و خوزستان و در حقیقت
مسئول مشکلات رژیم در هر محدوده ای هستند اساسی توصیف شده است. خمینی تنها نیروی محرک
غالب باقی می ماند. و به طور سیاسی از هر جهتی بدون رقیب است، اگر چه مثل 6 ماه پیش مقدس نیست.
احتمالاً یک مورد امکان پذیر، آیت اللّه شریعتمداری است که خودش را در طول انتخابات مجلس بررسی
قانون اساسی که به تازگی پایان یافته (از انظار) دور نگاهداشته بود.
5 ماهیت آن انتخابات مشخصا به شورایی با یک اکثریت استوار از روحانیون طرفدار خمینی منجر
خواهد شد، که مشخصه استحکام ذاتی نیروهای اسلام در قم می باشد. در حقیقت برای مخالفان رژیم، این
یک انقلاب بدون لذت می باشد. همان طور که، ما به طور جداگانه گزارش کرده ایم، نتیجه یک ناامیدی
فزاینده از جانب نیروهای غیرروحانی، روشنفکر و نوگرا در اتحادی که شاه را سرنگون کرد، همراه با
بی ثباتی فزاینده در کوتاه مدت و خطر قطبی شدن سیاسی در دراز مدت بوده است. ایران هنوز به صورت
قطبی در نیامده است، ولی خشونتهای هفته گذشته در خیابانهای تهران بین گروههای سیاسی غیر روحانی
و اسلامی نشانگر مشکلاتی است که اگر ظرفیت بیشتری از زمینه مصالحه از جانب نیروهای مسلط
اسلامی وجود نداشته باشد، به وقوع خواهد پیوست.
6 در عین حال آن نیروها برای مطمئن شدن از انجام یافتن مراحل یک قانون اساسی که مطابق برنامه
باید یک دولت منتخب را در اواخر پاییز بر سرکار آورد به اندازه کافی همچنان در موضع قدرت مانده اند.
نه بختیار در پاریس که خیلی از اینجا دور است ( و نه ارتش که بدون روحیه است، مشکلی برای آن
موضوع نیستند. دولت بعدی احتمالاً از بین گروه شخصیتهایی که در دولت موقت و شورای انقلاب هستند
تشکیل می شود و اکثریتی کافی در یک پارلمان وجود خواهد داشت تا حداقل برای اولین دوره 1820
ماهه به آن دوام و استحکام ببخشد.
دلیل کمی وجود دارد که فکر کنیم یک چنین اکثریتی همبستگی اساسی بیشتری از آنچه که اسلام
می تواند میسر سازد، در برخواهد داشت. احتمال زیادی نیز وجود ندارد که پارلمان یا رهبران آن برای
قطع بیگانگی فزاینده در میان طبقه متوسط، تکنوکراتها و نیروهای غیرروحانی که به طور کلی برای اداره
ایران اساسا مدرنیزه فعلی لازمند به اندازه کافی قابل انعطاف باشند.
7 خود خمینی تعیین کننده اصلی سیاست آینده باقی می ماند. پس از منصوب نمودن یک دولت
مطابق با قانون اساسی اگر خمینی قدم به عقب بگذارد و فضای استنشاق به رهبران روحانی میانه روتر از
قبیل طالقانی و شریعتمداری بدهد، امکان دارد که یک بلوک سیاسی اسلامی بتواند قابلیت انعطاف کافی
برای جلوگیری از بیگانه شدن غیر مذهبیون نشان دهد. در حال حاضر به گواهی احکام صادره از قم که
باعث ایجاد کنترلهای محدود و تند در مورد مطبوعات می شود و افراطیون اسلامی را به خیابانها می شکند
تا روشنفکران الهام گرفته از ایالات متحده و متمایل به چپ را که در مورد انقلاب خرابکاری می کنند و
مورد تقبیح قرار دهند، هیچ گونه نشانه ای از آن وجود ندارد.
8 سرسختی مشابهی در عکس العمل قم نسبت به مسائل خود مختاری استانها کاملاً نمایان است.
فشار بی رحمانه، منجمله استفاده آزادانه از اعدامهای کوتاه مدت، به نظر می آید که تنها طریق پاسخگویی
رژیم باشد. آن سیاست ممکن است در حال حاضر در خوزستان مؤثر واقع شده باشد. اکنون این سیاست
به طور بی رحمانه در کردستان مورد عمل قرار می گیرد (منطقه ای که فشار از آن نوعی که اکنون اعمال
می شود تقریبا مشخص به نظر می رسد که نیروهای سیاسی را که معترضا آماده مصالحه براساس
خودمختاری می باشند، بیگانه می نماید).
9 از نقطه نظر اقتصادی توهمات گسترده ای وجود دارد که انقلاب نتایجی در برنداشته است (در
حقیقت انقلاب کارها را برای خیلیها منجمله تعداد زیادی افراد بیکار خرابتر کرده است) ولی این موضوع
علاقه نسبت به خمینی را در میان آنهایی که ظاهرا بیشترین توافق را دارند کم نکرده است. او هنوز می تواند
خیابانها را به وسیله حامیانش از جنوب تهران پر کند. تا زمانی که درآمدهای نفتی در سطوح بالای فعلی
ادامه دارند، انقلاب از نظر اقتصادی مورد حمله قرار نمی گیرد. چنانچه وقفه ای در صنعت ساختمان با
امکانات زیاد استخدامی آن پیدا شود و اگر بخش صنایع که هنوز به طور کلی در بن بست قرار دارد و فرار
پرسنل مدیریت و تخصصهای مربوط به مدیریت در این بخش قرار دارد، همچنان به طور جدی ادامه دارد،
و نیز گرایشات در مورد بازگشت شرکتهای خصوصی خارجی هنوز در بیشترین حد نامطمئنی قرار دارد،
شروع به فعالیت مجدد نماید، مشاجرات سیاسی فزاینده ای می تواند به وجود آید.
10 به یک رژیم در این حد از مشکلات داخلی می توان توصیه کرد که درگیریش در خارج را به
حداقل برساند. ولی انقلاب ایران سه اصل را در دورنمای خارجیش درگیر می سازد و این اصول قویا، در
یکسری کامل از مسائل معین باقی می مانند. این اصول عبارتند: از قابلت تطابق و ارتباط انقلاب ایران در
محدوده جامعیت اسلام، رد نفوذ خارجی، می خواهد کمونیسم بدون خدا باشد یا سرمایه داری غرب، و
خطر ویژه صهیونیسم بین المللی نسبت به منافع اسلام. نتیجه یک سیاست خارجی است که نسبت به خیلی
از منافع ما خصوصا در مقابل اسرائیل ایجاد تحریک و آزار می نماید. ولی (به خاطر یک سوءظن ذاتی از
گروهها و احتمالاً حتی بیشتر از سوءظن نسبت به رژیم شاه) قادر به داشتن یک وفاداری معقولانه نسبت
به عدم تعهد واقعی می باشد.
11 در این مقام ما منافعمان در ایران را اساسا سه گانه می بینیم، ابتدا حفاظت از تمامیت و استقلال
ایران، دوم، سلامت صنعت نفت آن با ظرفیت بازاریابی عادی مداوم در غرب، سوم یک سیاست خارجی
ایرانی که درصدی را که ایران را با عناصر رادیکالتر غیر متعهدها یکی می کند، محدود نماید. به طور کلی،
اینها منافعی هستند که ما با قسمت اعظم طیف سیاسی ایران بجز ماوراء چپ در آن اشتراک داریم.
12 موضع سیاسی فعلی ما نسبت به ایران نامشخص است، عدم مداخله محض، قرار گرفتن در جریان
فرصتها به منظور بالا بردن ارتباط ما در جایی که امکان پذیر است. ولی شیوه ای را که بدان وسیله ما برای
ایجاد یک رابطه جدید اقدام می نماییم کاملا در اختیار دولت موقت ایران قرار داده ایم. ما معتقدیم این
سیاست پیشرفته تر همان طوری که ایران به طرف دوره بعد از انقلابش حرکت می کند، خودش را هدایت
می کند. ما احتیاج نداریم و نبایستی که رژیم فعلی را بپذیریم، خمینی دوست ایالات متحده نیست، ولی
دیگران در اردوی اسلامی با ما صریحتر هستند.
13 روابط ما با دولت موقت ایران اولین رژیم مطابق قانون اساسی برداشتهای نسبی ما را از یکدیگر
منعکس خواهد نمود. یک مشکل اساسی برای ما در ایران این حقیقت بوده است که بیشتر رهبران جدید
درک نمی کنند که ما تغییر در ایران را پذیرفته ایم (اگر چه مقداری از این تاکتیکی است انعکاس نیاز برای
دست نخورده نگهداشتن اعتبارهای انقلابی ). حتی بنیادی تر از آن این تصمیم رهبری جدید بوده است که
استقلال کاهش را از نفوذ خارجی ( بخوانید: ایالات متحده ) نمایش دهد. ما نیاز داریم که این را درک کنیم
هرگونه پذیرشی از طرف ایالات متحده احتمال مورد سوءظن واقع شدن را در بردارد. با این حال برای ما
جایی برای نشان دادن درجه ای بیشتر از پذیرش و تفاهم وجود دارد. خصوصا همانطوری که انقلاب از
تسلط روحانی خمینی به سمت چیزی که منعکس کننده واقعیتهای سیاسی و اجتماعی ایران باشد حرکت
می نماید.
14 در آینده نزدیک، شاید هیچ چیزی مهمتر از زمان و شخص یک سفیر جدید نباشد. زمان و شرایط
با یکدیگر مخلوط شده اند تا به این موضوع یک اهمیت غیر عادی بدهد، موضوعی که دولت موقت ایران
برای آن هیچ گونه مسئولیتی نمی پذیرد، ولی آنها ما را به این صورت می بینند که تا کنون ما رأی اعتمادمان
را به رهبری جدید و حتی به خود انقلاب مخفی نگاهداشته ایم.
15 تنها محدوده ای که کمی اهمیتش کمتر است، محدوده دیپلماسی عمومی است. دولت موقت ایران
ابراز حسن نیتهای خصوصی ما و تمایل برای همکاری در یک جریان دو جانبه برای ایجاد یک رابطه
جدید را پذیرا بوده است. ولی آنها در غیاب عملی هر گونه بیانیه رسمی از جانب ما در همین رابطه
انعکاسی کمتر از تأیید کامل می بینند. این کار نمی تواند آنقدر بد باشد، دوام انقلاب هنوز از قطعیت دور
است، ولی بعضی بیانیه های مثبت از جانب ما در مورد درک دوره انتقال مشکلی که ایران از آن می گذرد،
می تواند دست میانه روهایی که خواهان روابط خوب با ما هستند محکمتر کند. در حالی که فشار عمدتا بر
دوش دولت موقت است تا به طریقی عمل کند که موجب تقویت وجهه اش در کنگره و بین مردم آمریکا
گردد. یک اظهار نظر مثبت و عمومی گاه بیگاه توسط سخنگوی دستگاه مدیریت درباره علاقه و امیدهای
ما در ایران جدید می تواند به کاهش مقداری از رفتارهای ستیزه جویانه، لعنتهایی که به خاطر صفوف
بنزین به شما می فرستند و رفتارهایی که نسبت به ایران در مردم آمریکا وجود دارند و به تعقیب منافع
درازمدت ما در ایران کمک نمی کنند، کمک کند.
16 در زمینه تدارکات نظامی اکنون در موقعیتی هستیم که به صورت هایی عمل کنیم تا سوءظن های
دولت موقت ایران در این مورد که ما حمل لوازم یدکی را به دلایل سیاسی معوق نگاهداشته ایم، رد کند. از
همه مهمتر ما می توانیم از چیزی که یک وابستگی لوازم یدکی نظامی کاهش یافته ولی هنوز اساسی، و به ما
خواهد بود برای منافع خودمان و به صورتی فعالانه تر از آنکه تاکنون انجام داده ایم استفاده کنیم. از آن
جمله تجربه بنای یک ارتباط با دستگاه ارتشی که قویا غربی و به طور واقعی در دیدگاه سیاسیش
میانه روتر باقی می ماند.
17 در زمینه اقتصاد، داراییهای ما بدون اهمیت نیستند. آن نیروهای غیر چپ که در میدان سیاسی
دوستان طبیعی ما هستند همانهایی هستند که نیازهای مستمر ایران را برای تماسهایی با غرب در زمینه
تجارت و تکنولوژی تشخیص می دهند. ما باید به مؤسسات تجارتی آمریکایی در مورد موضوعات حل
نشده سرمایه گذاری در ایران توصیه نماییم تا با بردباری، پافشاری و مقدار معتنابهی درک دوستانه از یک
جوّ ناسیونالیستی که بر حداقل حضور تکنیکی و مدیریت خارجی امر می نماید، آن را تحمل نمایند.
18 در سیاست خارجی ما در یک نفع بنیادی استراتژیک در زمینه تمامیت و استقلال ایران با دولت
موقت ایران شریک هستیم.این یک دارایی سیاسی است که روسها با این یا هر رژیم قابل تصور بعدی
نمی توانند مدعی آن شوند. این افغانستان نیست. اساس این حقیقت هم بیزاری بنیادی نسبت به کمونیسم
در میان نیروهای اسلامی و همچنین عدم اطمینان تاریخی نسبت به اتحاد شوروی در میان بیشتر ایرانیان
می باشد. اینها دلایل نیرومندی برای اینها هستند که چرا ما می توانیم به رهبری جدید ایران اجازه دهیم
روش خودشان را در ایجاد رابطه با ما تعیین نمایند. در عین حال از فرصتها برای به دست آوردن زمینه
سیاسی برای موقعی که از جانب ما در خواست تفاهم دوستانه شد استفاده می نماییم این شامل تحمل عدم
تعهد آنها خواهد بود و در حقیقت زمانی که این عدم تعهد امتناع از همراهی با کوباییها در تفسیر آنها
(کوباییها ) از عدم تعهد را باعث شود، از آنها (ایرانیان) به خاطر آن تعریف خواهیم کرد. ما پاییز امسال باید
نسبت به چنان فرصتهایی خصوصا اگر کسی از رهبران دولت موقت در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت
کند، هشیار باشیم.
19 در هر صورت نهایتا حقیقت فاصله اساسی ارتباطی بین ما و نیروهای اسلامی در ایران باقی
می ماند. این فاصله با رهبری مثل خمینی بزرگترین مقدار است،زیرا هم عقاید صحیح و سخت مذهبی و
هم یک تنفر و سوءظن دیرینه نسبت به ایالات متحده را باعث می شود. این فاصله با شخصیتهای
میانه روتر مانند آیت اللّه طالقانی و شریعتمداری کمتر است. اما این یک مانع جدی در ایجاد تفاهم با عملاً
تمام رهبریت روحانی می باشد. گروهی که مقدر شده در چند سال آینده نقشی اساسی در ایران بازی کنند.
این که ما به دنبال راههایی تجسمی هستیم تا این فاصله را پر کنیم مهم می باشد. از جمله دیدارهای
مبادله ای توسط متخصصین تصدیق شده در زمینه های مذهبی و فلسفه و برنامه های بلند مدت تر
مبادله ای که دانشجویان این رشته ها را در آن شرکت دهد. ICA(سازمان ارتباطات بین المللی) برخی
نظرات را در این زمینه ها در پیامی جداگانه ارسال داشته است.
درخواستهای ویزای غیر مهاجرتی در ایران بعد از بحران
سند شماره (11)
از : سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 27 اوت 1979 5 شهریور 1358
به : وزارت امور خارجه واشنگتن دی.سی
طبقه بندی : محرمانهشماره : 9593
موضوع : درخواستهای ویزای غیر مهاجرتی در ایران بعد از بحران
1 (تمام متن خیلی محرمانه است )
2 خلاصه : سفارت معتقد است که دیگر نمی توان ایران را یک کشور بحرانی توصیف کرد و بنابراین:
پیشنهاد می کند که تلکس قبلی لغو شود. (پایان خلاصه)
3 ضربه ناگهانی که انقلاب ایران برجای گذاشت، گذشته است. موقعیت، از بسیاری از لحاظ متفاوت
با زمان پهلوی است و شش ماه بعد از ماه فوریه، اوضاع ایران به حال عادی بازگشته است. مشخصه های
اصلی آن (منظور جریان عادی اوضاع است) تا آینده نامعلوم باقی خواهند ماند. اینها شامل حاکمیت
سیاسی روحانیان اسلامی با مقدار زیادی شعار و صحبت مذهبی ملی مشابه آنچه که در خیلی از
کشورهای جهان سوم معمول است، و اقتصادی که بیشتر توسط فلسفه های سیاسی عدالت اجتماعی شکل
می گیرد تا معیارهای منطقی برای مدیریت صحیح، می باشد.
4 اشخاص زیادی در ایران وجود دارند که شخصا شرایط فعلی را ناراحت کننده می یابند. اقلیتهای
نژادی و مذهبی نسبت به تأکید بر روی اسلام شیعه فارسی مشکوک هستند و تجددطلبان و ضد مذهبها از
کم شدن نقششان در حوزه های سیاسی و اقتصادی ناراحتند و تعداد زیاد دیگری برای بی لیاقتی و ناتوانی
نظام جاری اظهار تأسف می کنند.
5 بسیاری از انتقادات معتبرند، گرچه مبنای این انتقادات نمی تواند بحران نامیده شود، بلکه در این
کشور تمام این مسائل عادی تلقی می شود. از این به بعد ما صلاح نمی دانیم که در ارتباط با متقاضیان
ویزای غیر مهاجرتی از ایران بعد از بحران صحبت کنیم. اینکه عده زیادی از ایرانیان میل دارند که
کشورشان غیر از آنچه واقعا هست باشد، به نظر ما دلیلی برای ادامه توقف قانون مهاجرت ایجاد نمی کند.
به طور خلاصه شرایط اینجا همانند شرایط سایر کشورهای در حال رشد است که شرایط محلی، عوامل
محرکه زیادی برای مهاجرت ایجاد می کند. ما باید در این موقعت دقیقا همان برخوردی را بکنیم که در
چنان کشورهایی (منظور در حال توسعه) که عوامل فشار در آنها قوی هستند، انجام می دهیم.
6 رفتار با اقلیتهای مختلف ایرانی در ایران بعد از انقلاب ذکر نکاتی را لازم می دارد. علیرغم
گزارشات زیادی که در مورد آزار و اذیت افراد متفرق رسیده، ولی سفارت هنوز نتوانسته حتی یک مورد
حمله و آزار «رسمی» به اشخاص و یا طبقات مردم را متکی به سند ثابت کند. کارگزاران ارشد حکومت و
اعضای رهبری اسلامی بارها به اقلیتها اطمینان داده اند که حقوق آنها در جمهوری اسلامی محترم شمرده
خواهد شد. تعصب و خشک اندیشی یقینا پایدار است. از این دیدگاه هیچ فرق کیفی بین رژیم خمینی و
رژیم شاه نیست. تقریبا به طور ثابت وقتی که اعضای گروههای اقلیت در مورد علت ترک ایران مورد
سؤال قرار می گیرند، بیشتر نگرانی تازه ای در مورد آینده ایران را ارائه می دهند تا اعمال آزار و اذیت در
گذشته را.
7 با توجه به مطالب بالا، ما توصیه می کنیم که مطالب تلکس قبلی لغو شود و از حالا به بعد با
متقاضیان ویزای غیر مهاجرتی طبق قانون مهاجرت و ملیت عمل کنند.
حرکتهایی به طرف اتحاد دولت
سند شماره (12)
از : سفارت آمریکا در تهرانتاریخ :30 اوت 1979 (8 شهریور 1358)
به : وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.
طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره : 1653
موضوع : حرکتهایی به طرف اتحاد دولت
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 خلاصه: رویدادهای هفته گذشته نشانگر این است که سیستم دوگانه دولت رسمی و غیر رسمی
ایران، به رهبری ارگانهای غیر رسمی یا انقلابی به طرف سیستم متحدتری پیش می رود. مؤسسات
روحانی قدرت خودشان را در مناطق جدید گسترش می دهند. همچنین به وزارتخانه های ظاهرا زیر نظر
دولت موقت ایران، دستورات مستقیم می دهند و به طور روز افزونی بر روی دولت موقت به نخست وزیری
بازرگان، سایه می افکنند.
ممکن است این وضع تشخیص خمینی باشد و اینکه فقط او و یارانش مورد احترام و اطاعت طرفین
سیستم قدرت دو طرفه می باشند. مجلس خبرگان ممکن است به حاکمیت روحانیون تأیید گذارد و رسما
رهبران دولت موقت را که زیاد در رابطه با نهضت اسلامی تشخیص نمی دهند، از دور جریانات بیرون
اندازد. (پایان خلاصه).
3 بعضی از مخاطبها نوشته (FBIS)سازمان جمع آوری اخبار را در زمینه اطلاعیه آیت اللّه خمینی در
28 اوت درباره ارتش، کردستان، آزادی مطبوعات و دیگر مسائل خواهند دید. در طول چند هفته گذشته
امام و یارانش در نهضت اسلامی، کنترل مستقیم بر روی زمینه هایی که ظاهرا تحت کنترل دولت موقت
است، به طور روز افزونی به دست می گیرند. این طور به نظر می رسد که این سیستم دوطرفه قدرت، که بین
قم و تهران می باشد، حتی به عنوان یک سیستم موقت هم خوب کار نکرده است. قم تقریبا در تمام
زمینه های مهم از قبیل امنیت عمومی، مطبوعات، بازرگانی و نظامی تصمیم می گیرد.
4 خمینی حاکمیت خود را در چند هفته گذشته به طور باز اعمال کرده، برای مثال ترمیم شورای
انقلاب و کابینه. پنج وزیر را در شورای انقلاب گماشت و چند مذهبی را در پستهای بعد از معاونت در
وزارتخانه ها نصب نمود.ظاهرا وجود چند وزیر در شورای انقلاب، در کار این شورا تأثیری نداشته و
معاونین جدید در وزارتخانه ها به طور قابل ملاحظه ای در کارها نفوذ دارند. آیت اللّه خامنه ای معاون
وزارت دفاع به طور خیلی نزدیک در امر مشورت در باره آینده هواپیماهای جنگی اف 14 می باشد.
خمینی پست فرماندهی کل قوا را به عهده دارد. دستور او بر ضد کردهای شورشی و برقراری نظم در
ارتش قدرت قم را بر ارتش ایران نشان داد. فرماندهان نظامی برای اطاعت از فرمانها بیشتر از اعتبار
خمینی استفاده می کنند، تا قدرت و پست دولت موقت ایران. فرمانده جدید نیروی هوایی، سپهبد باقری که
به وسیله قدرت خمینی پشتیبانی می شود، برای دوباره القا کردن نظم و دستور در فرماندهی خود تلاش
می کند. در مقابل، به پیغام 27 اوت مهدی بازرگان به ارتش جهت سپاسگزاری برای شجاعت آنها در سقز
توجه کمی شد.
5 انحلال چند نشریه که از روش جنبش اسلامی انتقاد می کردند، به وسیله دادگاههای انقلاب انجام
شد. (9446. تهران CF )
دولت موقت ایران، مخصوصا وزارت ارشاد ملی نقش بسیار کمی در امور دارند. بجز رسیدن به
اقداماتی که به تازگی به وسیله حکام انقلابی انجام شده.
6 عملیات ضد اسلحه های غیرمجاز.
اکنون برنامه خلع سلاح عمومی کاملاً در دست نیروهای انقلابی می باشد. در 27 اوت حاکم انقلابی
(حاکم شرع. م) آیت اللّه احمد آذری قمی به روزنامه های بامداد گفت که هر کس بدون اجازه و به طور
غیرقانونی اسلحه حمل کند، مفسد فی الارض شناخته خواهد شد و تیرباران می شود. طبق گفته های
آذری قمی هیچ مهلتی داده نخواهد شد و این دستور فورا اجرا می شود. به دنبال این دستور حکام دیگر در
مشهد، اصفهان، نجف آباد، فردوس، بندرعباس و دیگر شهرهای بزرگ دستور مشابهی صادر کردند.
مشروط بر اینکه کسانی که اسلحه حمل می کنند، بجز پلیس، ارتش، ژاندارمری و پاسداران انقلاب فقط
یک هفته وقت دارند که اسلحه خود را تحویل دهند. به پاسداران دستور داده شده که ماشینها و خانه ها را
جهت پیدا کردن اسلحه های غیر مجاز جستجو کنند.
7 برنامه دادگاههای انقلابی جهت جمع آوری سلاحهای غیر مجاز، به دنبال تصرف مقر مجاهدین
خلق به وسیله پاسداران می باشد و به خاطر این تصرف آذری قمی از قول امام می گوید که: «هیچ کس حق
تصرف مال دولت را ندارد» مجاهدین هم اعلامیه ای مبنی بر پذیرفتن دستور امام و دولت صادر کرده اند.
به دنبال کشف اسلحه های پنهانی در مقر مجاهدین، آذری قمی اظهار داشت که فقط هفت عدد ژ 3 در
ساختمان پیدا شده.
8 اعضای مجلس خبرگان که برای تدوین یک قانون اساسی جدید برای ایران جمع شده اند به طور
واضح یک خط فکری مذهبی دارند. اهداف اجتماعی اکثر اعضاء خیلی شبیه اهداف خمینی هستند. به هر
حال با وجود هر اختلاف فلسفی که ممکن است بین آنها باشد، بیشتر آنها در این امر موافق هستند که قشر
روحانی باید نقش عمده ای در کارها داشته باشد. FYIمباحثات مجلس دیگر در صفحه اول روزنامه ها
نیستند و به اموری که به وسیله خمینی و دادگاههای انقلاب شکل گرفته، پرداخته شده است. آخرین
گزارش از مجلس این است که درباره بحث بر سر جهودها که جزو یهودیها هستند یا کلیمی ها بوده است.
9 بعضی از ناظران نظر داده اند که تمام این امور یک تصرف قدرت به وسیله قدرتهای انقلابی در برابر
دولت موقت ایران می باشد. برطبق این نظریه، انتقال ارتش و پاسداران به کردستان به علت وقایع کردستان
انجام نشد، بلکه به خواست خمینی و برای کنترل بیشتر بر روی اداره مرکزی بوده است.
10 به هر حال هیچ لزومی ندارد که در این امور طرحی و نقشه ای دیده شود. آنچه امکان دارد این
است که آنهایی که قدرت واقعی را در دست دارند، جهت استفاده کردن از قدرت و برای تحمیل دستور و
ثبات بر روی ملت تحت فشار می باشند و دولت ضعیف موقت برای مقابله با گروههای مسلح، سردرگمی
اقتصادی، قبایل سرکش و دیگر جبهه هایی که حسابش را نکرده اند، باقی می ماند. و اینکه آیا اقدامات
رهبران انقلابی مؤثر می باشد یا نه، باید صبر کرد و دید. کیفیت مختصری در عدالت انقلابی وجود دارد که
هر کسی را مضطرب کند. به هر حال ثبات، یک لازمه مطلق جهت کنترل ایران می باشد و آن بر هر گونه
نظری در امر اقتصادی، مذهب و یا سیاست مقدم می باشد. چنین عملی که در تاریخ ایران ریشه های
عمیقی دارد شامل نمونه های متعددی از پادشاهان می باشد، که آخرین قدمها را جهت برقراری امنیت و
ثبات ملت نامتجانس خود برداشتند.
11 احتمالاً خمینی در حال اعمال حاکمیت مستقیم بر روی سیاست داخلی ایران که همراه نتایج
مجلس خبرگان است می باشد. و این منجر به ایجاد یک وضع متمرکز شده، که در آن نفوذ خمینی و یارانش
«چه روحانی و چه معمولی» بیشتر خواهد بود. در چنین موضعی نقش مخالفان، نفوذ روحانیان، از هر قشر
اجتماعی و سیاسی محدودتر از امروز خواهد شد. که امروز حداقل به چند نفر غیر روحانی اجازه داده
شود که در رئوس دولت موقت ایران خدمت کنند. در چنین چشم اندازی ممکن است خیلیها که در اوائل
انقلاب حمایت می کردند، خوشحال نشوند. تأسیس یک چنین دولتی وضع موجود فعلی را به رسمیت
خواهند شناخت.
تامست
گزارش وضعیت ماهانه برای اوت 1979
سند شماره (13)
سفارت آمریکا تهران ایرانتاریخ : 2 سپتامبر 1979 11 شهریور 1358
پاسخ به : مأمور امنیت منطقه ای
به :رئیس،وزارت خارجه
موضوع: گزارش وضعیت ماهانه برای اوت 1979
1 ارزیابی تهدید
الف: احتمال آشوب در ایران همچنان بالاست.علائم فزاینده ای از رفع توهمات به واسطه نتایج
انقلاب در سطوح بسیاری از جامعه وجود دارد. بیکاری شدید یک مشکل است و اختلاف عقیدتی،
اجتماعی، قومی فراوان می باشد. اگر چه می توان استدلال نمود که خیلی از این مشکلات برای ایران تازه
نیستند لیکن فقدان هر گونه قدرت مرکزی مؤثر برای درگیر شدن با آنها سببی برای نگران است.
دولت موقت ایران به رهبری بازرگان نخست وزیر که هنوز بایستی کنترل اداریش را بر کشور
مستحکم سازد، به طور مداوم توسط دولت ناپیدای آیت اللّه روح اللّه خمینی که اغلب درگیر شدن با
مسائلی که در نتیجه انقلاب، خودشان را نشان داده اند مشکل (و اگر نه غیر ممکن ) می سازد، به عقب زده
می شود. اعضای کابینه دولت موقت ایران مکررا استعفاهایشان را در اعتراض به مداخله شورای انقلاب و
کمیته ها وعدم توانایی ناشی از آن در انجام کارشان ارائه کرده اند.
سازمانهای سنتی امنیتی و مجری قانون (پلیس ملی و ژاندارمری) به صورت واحدهای با دوام وجود
ندارند. ارتش که از نظر سنتی نقش امنیتی داخلی نداشته است. غیر فعال می باشد. این نیروها نسبت به
شرکت جستن در هر گونه فعالیتی که امکان استفاده از زور بر علیه دیگر ایرانیان را در برداشته باشد،
شدیدا بی میل هستند. محاکمات و اعدامها (بیش از 400 نفر تاکنون) در مورد پرسنل پلیس، ژاندارمری و
ارتش که پیش از انقلاب در فعالیتهای امنیتی شرکت داشتند، ادامه دارد. عاملی که روحیه را در این
سازمانها تضعیف می کند و پرسنل آنها را در شرکت پیدا کردن در اجرای وظایف امنیتی داخلی و اجرای
قانون بی میل می سازد. یک نمونه خوب از این هراسها گفتگویی است که اخیرا بین یک مقام عالیرتبه