غلام محمد رحیمی، معاون نخست وزیر، مسؤل صنایع اطلاعی در دست نیست.
مهندس عبدالکافی رسولی، معاون وزیر، مسؤل معادن اطلاعی در دست نیست.
وزارت برنامه ریزی، مهندس محمد صدیق عالمیار وزیر، فارغ التحصیل مؤسسه تکنولوژی
افغانستان همچنین در پلی تکنیک افغانستان تحصیل کرده است. آموزش بیشتر در اتحاد شوروی در
رشته مهندسی زمین شناسی.
فاتح محمد تارین معاون وزیر، در اتحاد شوروی تحت سرپرستی سازمان ملل متحد آموزش دیده
است. همچنین 18 ماه در فرانسه در رشته مدیریت صنعتی تحصیل کرده است.
عبدالغفور ملک زاده معاون وزیر در آمار، اطلاعی در دست نیست.
وزارت بهداشتی عمومی، دکترشاه ولی وزیر (معاون نخست وزیر). فارغ التحصیل دانشکده پزشکی
دانشگاه کابل.
پست معاون وزیر شاغل ندارد، وزارت ترابری، محمد حسن بارق شافعی وزیر. هیچ گونه تحصیلات
دانشگاهی یا پیشرفته ندارد.
نور محمد دلیلی، معاون وزیر 2 سال برنامه آموزشی در ایالات متحده، نزد اداره هواپیمایی کشوری.
وزارت کارهای عمومی، دستگیر پنج شیری لیسانس دانشکده ادبیات دانشگاه کابل.
مهندس صالح محمد پیروز، معاون وزیر اطلاعی در دست نیست.
وزارت آب و برق، منصور هاشمی وزیر ابتدا در دانشکده تربیت معلم کابل تحصیل کرده و سپس در
دانشکده آمریکایی بیروت از سال 60 1955، لیسانس دانشگاه کابل در رشته فیزیک 1960، فوق
لیسانس از دانشگاه آریزونا 1965.
مهندس محمد جمعه برک زوی، معاون وزیر 2 سال در دانشگاه آمریکایی بیروت
شورشی غیر وابسته افغانی به سفارت تلفن می کند
سند شماره (20)
سری
ایران تهران16 مه 1979
عالیجناب
در ملاقات اخیرمان نخست وزیر در مورد دریافت اطلاعاتی که ممکن است از طریق دیگر برای شما
قابل حصول نباشد اظهار علاقه نمود.
به پیوست مطالبی است در مورد افغانستان که قسمت اول در حقیقت گزارش وضعیت از زمان کودتای
آوریل 1978 تا به حال می باشد، ارسال می دارم. قسمت دوم از میان آخرین اطلاعات ما تهیه و تنظیم شده
است. لطفا مرا مطلع گردانید که آیا اطلاعاتی با این ماهیت مورد علاقه شماست و یا به من توصیه کنید چه
زمینه های به خصوصی مورد نظر شما و همکارانتان می باشد.
منتظر تبادلات آتی با شما هستم.
اراتمند شما چارلز ناس
مسؤل مطالب
جناب آقای امیرانتظام، معاون نخست وزیر
دفتر نخست وزیری، تهران
سند شماره (21)
از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 20 می 79
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.
طبقه بندی: سری تهران 05208
رونوشت به: سفارت آمریکا در کابل و.....
شماره سند: تهران 5208
موضوع: شورشی غیر وابسته افغانی به سفارت تلفن می کند
1 (تمام متن سری، این یک پیام گزارشی است.)
2 خلاصه: ضیا ناصری شهروند آمریکایی افغانی، که برای کسب کمکهای مالی جهت نهضت چریکی
افغانستان و دیدار با آیت اللّه خمینی، آیت اللّه خلخالی، و وزیر امور خارجه، یزدی در ایران است، ضعفهای
عمده نهضت را اعم از رهبری، مالی و سازماندهی برای کارمند سیاسی سفارت توصیف کرد، اما گفت که
نهضت تا نوامبر دولت خلقی را بر خواهد انداخت تا جمهوری دمکراتیک اسلامی را بنا نهد. (پایان
خلاصه)
3 ناصری که خود را به عنوان یکی از دوستان ریک شرمن در اسلام آباد معرفی می کرد، در 17 می به
قسمت سیاسی تلفن کرد. ما در خلال صرف قهوه ملاقات کردیم و راجع به دوستانمان و فعالیتهای جاری
او صحبت کردیم. ناصری خود را به عنوان «یک میهن پرست آزاد» که برای رهبران مختلف در پاکستان
کار می کند ولی با هیچ یک همراهی ندارد؛ اگر چه نزدیکترین همکاریها را با پیر سید احمد گیلانی دارد،
توصیف کرد.
او گفت که هم اکنون از نیویورک، جایی که با محمد علی بوکسور ملاقات کرد، و از فرانکفورت، جایی
که با حدود سیصد نفر از تجار تبعیدی افغانی ملاقات کرد، می آید. (او گفت علی او را رد کرد، ولی
افغانیهای فرانکفورت 50000 مارک بیعانه دادند.) هدف اصلی او افزایش میزان اعانات است و او از
طرف «شورای انقلابی و اسلامی افغانستان» اعتبارنامه ای همراه داشت.او با معرفی نامه ای برای آیت اللّه
خلخالی، رئیس دادگاههای اسلامی (و او گفت، داماد آیت اللّه خمینی) در ایران است.او گفت، خلخالی بعد
از ظهر آن روز او را به قم می برد، جایی که او برای روز بعد قرار ملاقاتی با خمینی داشت.اگر خمینی
موافقت کند، او دوباره با خلخالی و یزدی، وزیر امور خارجه برای بحث در مورد جزئیات کمک مالی برای
نهضت و برپایی کمپهای نظامی پناهندگان در مرز ایران و افغان، ملاقات خواهد کرد.
4 ناصری نهضت را بسیار فعال اما «کاملاً بی سرمایه» توصیف کرد. او می گوید در عین حالی که او
برای یافتن پول تلاش می کند، رهبران خود را در رابطه با حمایت مورد انتظار از جانب کشورهای
عربستان سعودی، مناطق خلیج، و چین فریب می دهند. او می گوید که گیلانی در ژانویه به عربستان
سعودی رفت و به عنوان مهمان شاهزاده فهد دو هفته آنجا ماند، ولی هیچ چیزی دریافت نکرد. در ماه
مارس او ناصری، از ابوظبی دیدار کرد، ولی غیر از آرزوهای خوب چیزی دستگیرش نشد. او با خمینی
هم در ماه مارس قرار ملاقاتی داشت، اما از او خواسته شد تا وقتی که انقلاب ایران امور خود را سر و
سامان دهد، آن را به تعویق اندازد. در همین زمان، او از افغانیها در آمریکا مقدار قابل توجهی وثیقه به
دست آورده بود، ولی تمام آنها برای مواد غذایی صرف شده و برای اسلحه و مهمات چیزی باقی نمانده
است او رهبری افغانها را در پاکستان به عنوان غیر متجانس توصیف کرد که از «اخوان المسلمین تا
مارکسیستهای اسلامی» را در برمی گیرد و در عین حالی که برای کسب برتری تقلا می کنند با ترشرویی با
یکدیگر همکاری می نمایند و مایل نیستند به هیچ کسی خارج از جمع خود، منجمله خود او اعتماد کنند.
او در حالی که می گفت، آنها مردان را در مأموریتهای خودکشی بدون استراتژی عمومی، که متحمل تلفات
سنگینی می شود (700 زخمی در یک اردو) و برای آنها هیچ تسهیلات پزشکی وجود ندارد و از
بهره برداری از موفقیت آن شکست می خورند، تلف می کنند، تخصص جنگی آنها را بی بها جلوه داد.
همگی آنها بر لزوم جمهوری دمکراتیک اسلامی موافقند، ولی بر تعریف آن موافقت ندارند. اگر چه
اکثر جنگها (در 23 تا از 28 استان) به طور ناگهانی و بدون رهبری از پاکستان اتفاق می افتد و او معتقد
است که با همه شکستهایش، و با کمبود مواد غذایی مورد انتظار در افغانستان در ماه اکتبر، یک قیام
عمومی و شورش از جانب سربازان بیدار وجود خواهد داشت و دولت تره کی تا ماه نوامبر به پایان خواهد
رسید. او می گوید تنها چیزی که می تواند در آن برنامه زمانی دخالت کند، مداخله واحدهای نظامی روسی
است که مخالفان را با پایان مشابهی ساکت می کند، اما یک جنگ طولانی لازم دارد. بهترین حدس او این
است که روسیه در حال حاضر از این موقعیت استفاده نخواهد کرد. او قول داد که پس از اینکه با دولتمردان
ایران ملاقات کرد، تلفن کند و نتایج درخواستهایش را بدهد.
5 برای اسلام آباد: ناصری در نظر دارد که برای سه هفته در اسلام آباد باشد و امیدوار است که به
ریک شرمن سر بزند.
6 تهران تحت پوشش جداگانه ای، اعلامیه ای را که ناصری پخش می کند به همراه تقاضای او برای
اینکه نهضت انقلابی را توضیح دهد، برای وزارت، کابل، و اسلام آباد می فرستد.
7 اظهارنظر: انتقاد شخصی ناصری از گیلانی و سایر رهبران، به علاوه نظر او در مورد حسادت و
کمبود اعتماد در خارج از محدوده داخلی، ممکن است نظراتی را که به وسیله آصفی، معاون گیلانی، عنوان
می شود، توضیح دهد (تلگرام مأخذ). با وجود این، اگر او در کسب وثیقه موفق شود، گیلانی و سایرین
ممکن است اهمیت او را برای خود مورد تجدید نظر قرار دهند. پایان نظریهناس
واکنش محدود ایرانیان در قبال در خواست شورشیان افغانی
سند شماره (22)
از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 21 می 79
به: سفارت آمریکا در اسلام آبادطبقه بندی: سری
رونوشت به: وزیر امور خارجه واشنگتن و سفارت آمریکا در کابل
شماره سند: 5246
موضوع: واکنش محدود ایرانیان در قبال در خواست شورشیان افغانی
1 تمام متن سری است.
2 خلاصه: ناصری، مسؤل جمع آوری پول برای افغانها درباره کمک ایرانیان گزارش داد، صحبت از
کمکهای «انساندوستانه». گزارش درباره 30 الی 35 هزار نفر پناهنده افغانی در ایران. (پایان خلاصه)
3 ضیاء ناصری شهروند آمریکایی افغانی در تاریخ 21 ماه می تلفن کرد تا نتایج مذاکراتش را با
مقامات ایرانی گزارش دهد. او اظهار می کند که سفری به قم داشته و با آیت اللّه خمینی ملاقات کرده است.
او گفت که گفتگوهای آیت اللّه دوستانه بود اما آنقدر هم رضایت بخش نبود. او از آیت اللّه کمک نظامی
خواسته بود و آیت اللّه در عوض با او از کمک «انساندوستانه» صحبت کرده بود. او دوباره با آیت اللّه
خلخالی صحبت کرده بود و او گفته بود که این ملاقات «می تواند یک شروع» باشد. او با یزدی وزیر امور
خارجه ملاقات نکرد ولی در عوض با آقای تقوی رئیس قسمت امور مربوط به افغانستان در وزارت امور
خارجه، ملاقات کرد و ملاقات دیگری تقریبا به فاصله ده روز دیگر با او انجام داد.
4 دیروز، در یک مصاحبه مطبوعاتی، آیت اللّه روحانی، یک شخصیت مذهبی مهم و نزدیک به آیت اللّه
خمینی اظهار داشت که: «مردم افغانستان باید علیه دولت خود همانند ملت ایران قیام کنند.»
او از دولت ایران تقاضای مداخله نظامی در افغانستان و مساعدت به برادران مسلمان را کرد. این گونه
اظهارات بوسیله یک مقام غیر رسمی، شخصیت درجه دوم اهمیت کمی دارد مگر اینکه خمینی یادولت آن
را تأیید کنند.
5 ناصری اظهار داشت که دولت موقت ایران به او کمک کرده تا با پناهندگان افغانی تماس بگیرد. او
به مشهد، جایی که افغانیها یک دفتر دارند، رفت و سپس تا کمپهای پناهندگان اسکورت شده بود. او اظهار
می دارد که در آنجا 30 الی 35 هزار افغانی در منطقه ای به طول بیست مایل در طول مرز از شهر تایباد در
جنوب مشهد زندگی می کنند. بیشتر آنها کشاورز هستند و با رمه هایشان آمده اند و به خاطر کمبود علوفه
بسیاری از آنها مجبور به بازگشتن به افغانستان شده اند. از این تعداد یک صد افسر نظامی افغانی از نیروی
زمینی، نیروی هوایی و توپخانه هستند. این نظامیان سعی دارند با تمرین دادن افراد یک گروه چریکی
تشکیل دهند (بیشتر پناهندگان مرد شخصا صاحب تفنگ می باشند و ناصری می گوید که آنها تعدادی از
عملیات را داخل افغانستان رهبری می کنند.) ناصری امیدوار است که ایرانیان خود سرپرستی پناهندگان
افغانی را به جای این افسران افغانی در دست بگیرند و آنها را تمرین و آموزش بیشتری بدهند.
6 ناصری قصد دارد فردا به پاکستان سفر کند و بعد از تقریبا یک هفته به ایران بازگردد.ناس
موضوع افغانستان: پیش بینیهایی در مورد دخالت روسیه
سند شماره (23)
از: سفارت آمریکا مسکوتاریخ: 24 می 1979 سری
به: وزارت خارجه واشنگتنطبقه بندی: سری
موضوع افغانستان: پیش بینیهایی در مورد دخالت روسیه
1 (محرمانه) خلاصه: ما فکر نمی کنیم که اتحاد شوروی تحت شرایط فعلی تمایلاتش در افغانستان را
بی انتها بیند. به نظر ما قیاس سازی با دخالت سال 1968 شوروی در چکسلواکی اشتباه است. ما فکر
می کنیم که روسها به افزایش پشتیبانی نظامی و تدارکاتی خود از رژیم طرفدار شوروی در کابل ادامه
می دهند. ممکن است تعدادی از پرسنل روسی در عملیات نظامی دولت افغانستان شرکت پیدا کنند. در هر
صورت تحت شرایط قابل پیش بینی، مسکو از به دوش کشیدن قسمت اعظم بار مبارزه ضد شورش در
افغانستان اجتناب خواهد ورزید. (پایان خلاصه)
2 (محرمانه) ما با نظریات اصلی تحلیل کابل (مرجع الف) و به خصوص با این نتیجه گیری که روسها
احتمالاً تلاش خواهد کرد تا از سقوط به داخل چیزی که می تواند یک تله از نوع ویتنام بشود اجتناب
ورزند، موافقیم. در حقیقت ما در پایین آوردن ارزش تشبیه چکسلواکی حتی جلوتر می رویم. همان
طوری که در مرجع ب اشاره شد، به نظر ما تحت شرایط قابل پیش بینی روسها نسبت به اعزام واحدهای
رزمی در سطح بالا جهت نجات رژیم خلقی از سرنگونی (که در مورد چکسلواکی تعداد 14 لشکر روسی
به اضافه 4 لشکر از دیگر کشورهای پیمان ورشو شرکت داشتند) توجهی جدی مبذول نخواهند نمود.
3 (سری) نتیجه گیری ما براساس چندین قضیه اثبات شده می باشد.
الف: از نظر استراتژیکی، افغانستان در یک طبقه بندی کاملاً مجزا از چکسلواکی قرار دارد.
چکسلواکی به صورت پلی بر روی و یا در نزدیکی راههای تاریخی هجوم به روسیه قرار گرفته است.
چکسلواکی عضوی از «جامعه مشترک المنافع سوسیالیستی اروپای شرقی» و «سیستم سوسیالیستی
جهانی» و نیز پیمان ورشو می باشد و تغییرات در سیستم داخلی آن می تواند به طور نسبی مستقیما روی
سیستم داخلی اتحاد شوروی اثر بگذارد.
ب: از نقطه نظر مسکو و خصوصا در ماههای آینده، هجوم شوروی به افغانستان احتمالاً می تواند به
زیان منافع استراتژیک جهانی منجر شود. در زمانی که مسکو به طور فزاینده ای با تهدید چینیها در شرق
درگیر است. این هجوم ضربه ای خطرناک به دتانت (DETANT) با غرب وارد می کند. چنین حرکتی
مطمئنا مذاکرات سالت را به سرنوشت بدی دچار می سازد. این کار برای اتهامات چینیها و دیگران در
مورد اهداف توسعه طلبانه و برتری جویانه روسها در دنیا سودی عالی در برخواهد داشت (مثل مورد
چکسلواکی در دراز مدت). این کار روابط با دنیای پراهمیت اسلام را تند و تیره می کند.
ج: در 1968 روسها به طور صحیح حساب کرده بودند که چکها نخواهند جنگید. این در مورد
افغانستان اتفاق نخواهد افتاد. از این بالاتر، هدف روسها در چکسلواکی به سادگی با اشغال و آرام کردن
مراکز شهری حاصل گردید. کار مسکو در افغانستان که قسمت اعظم جمعیت (و مقاومت) در مناطق
روستایی قرار دارد مشکل تر خواهد بود. حتی امکان دارد که شورش در افغانستان به خاطر درگیری
مستقیم سربازان روسی نیروی بیشتری بگیرد و بقای رژیم تره کی امین به طور فزاینده ای به درگیری
مستمر جنگی آن سربازان وابسته بماند.
د: فقط بر اساس آمادگی نظامی برای چنین اقدامی، روسها وضعیت افغانستان را به طریقی پیچیده تر از
آن در خواهند یافت که در جولای و اوت 1968 رو به رو شدند. تدارک برای هجوم به چکسلواکی تحت
پوشش مانورهای وسیع رزمی و تدارکاتی در محدوده پیمان ورشو صورت گرفت. در نتیجه کار اصلی
اکتشاف، تدارکات و روشهای کنترل و فرماندهی انجام گرفته بود و از همه مهمتر بسیج مورد لزوم و
استقرار نیروها از طریق مانورهای نسبتا عادی انجام شد. متقاعد شدن نسبت به یک صحنه مؤثر و قابل
مقایسه در مورد افغانستان مشکل است. تمرکز نیروهای لازم برای عملیاتی به سبک چکسلواکی احتمالاً
بسیج و به خدمت گرفتن وسیع و مجدد نیروها در مناطق مرتبط به هم را ایجاب می نماید؛ هر چند این
مشکلات با به خدمت گرفتن لشکرهای هوا برد تا حدی مرتفع خواهد شد. با در نظر گرفتن تمام دو بخش
نظامی شوروی که با افغانستان مرز عادی دارند و با قائل شدن استثناء، روسها دارای یازده لشکر می باشند
که فقط 3 لشکر را می توان بدون بسیج آماده برای رزم دانست. هیچ کدام از سه لشکر برای مأموریتی در
افغانستان به صورت دلخواه قرار نگرفته اند و آنها هنوز نیاز دارند که مرز چین را که مهمترین موضوع مورد
توجه حداقل یکی از بخشهای نظامی است مورد ملاحظه قرار دهند.
4 (محرمانه) البته برای ما امکان نخواهد داشت و نیز احمقانه است که کاملاً امکان هجوم شوروی به
افغانستان در پاسخ به درخواست از جانب یک رژیم خلقی محاصره شده را رد کنیم. در عین حالی که ما
معتقدیم بی رغبتیها بر حسب محاسبات مسکو در مورد بهترین منافعش در این زمان به نظر می آید که
شدیدا بر انگیزه هایش می چربد، عواملی که توسط کابل اقامه شده (در پاراگراف 11 مرجع الف) هنوز
دارای قدرت می باشند. اگر وضعیت سیاسی نظامی در افغانستان به بدتر شدن ادامه دهد، رهبری
شوروی ممکن است اغوا شده و امکان مداخله به مقیاسی کوچکتر برای حفاظت از سرمایه گذاری های
کلی خود را مورد توجه قرار دهد. به این دلیل به نفع ماست که گاهگاهی یادآوریهایی به روسها در مورد
دیدگاه جدی که ما در مقابل چنین اقداماتی اتخاذ می کنیم، بنماییم. یادآوریهای غرب و دولتهای جهان
سوم بی رغبتیهایی را نسبت به مداخله مستقیم در آنها (روسها) به وجود می آورد.
5 (محرمانه) غیر از مداخله نظامی مستقیم و در سطحی وسیع از جانب شوروی ماهیت و حدود
همکاری نظامی شوروی با افغانستان چیست؟ قابلیت جذب ارتش افغانستان ممکن است تنها محدودیت
در این مورد که روسها تا چه حد متمایلند که به جلو بروند، باشد. ما معتقدیم تعداد مشاورین روسی
می تواند به طور تصاعدی افزایش یابد و برخی از آنها می توانند در عملیات نظامی درگیر شوند. برای مثال
برخی پشتیبانیهای توپخانه روسی به شکل هلیکوپترهای توپدار و یا حمایت تاکتیکی هوایی برای
عملیات زمینی یا خدمت گیری پرسنل روسی جهت اداره کردن تجهیزات نظامی پیچیده می تواند فراهم
شود. به هر صورت این می تواند در زمینه به دوش گیری بار سنگین رزم توسط سربازان افغانی و نه روسی
در وضعیتی که قابلیتهای جمهوری افغانستان برای ادامه بقا و توسعه کنترلش و (نه مداخله مستقیم مسکو)
تعیین کننده های اصلی سرنوشت انقلاب افغانستان خواهند بود، قرار می گیرد.
6 (محرمانه) سرانجام، با عطف به پاراگراف 11 مرجع الف، ما آن نگرانی از بابت جمعیت مسلمان
جمهوریهای آسیای مرکزی روسیه را مورد توجه قرار نمی دهیم که به خودی خود انگیزه ای باشند برای
رهبری روسیه که یک روش مداخله جویانه در افغانستان را اتخاذ نمایند. تمام اطلاعاتی که ما راجع به
منطقه جمع آوری کرده ایم اشاره دارند که مسکو موقعیت را به خوبی تحت کنترل خود دارد. سفرهای
مکرر مأموران سفارت در ماههای اخیر به آسیای مرکزی روسیه معدودی علامت نارضایتی را آشکار
ساخته اند. جمهوریهای آسیای مرکزی پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی مهمی را تحت حکومت شوروی
به دست آورده اند و از یک سطح زندگی بالاتری نسبت به مناطق همجوار در افغانستان و ایران
برخوردارند و اگر با این وجود در ماههای آینده نارضایتی بالا بگیرد، می توان روی روسها حساب کرد که
سریعا و به طور مؤثری آن را شکست دهند.
انتصاب دیپلمات روسی به عنوان «مشاور دیپلماتیک» در جمهوری دمکراتیک افغانستان
سند شماره (24)
از: سفارت، مسکوتاریخ: 24 می 79
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: انتصاب دیپلمات روسی به عنوان «مشاور دیپلماتیک» در جمهوری دمکراتیک افغانستان
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 در ملاقات چهار جانبه روز 22 می، سفیر انگلیس گزارش داد که واسیلی استفانویچ سافرونچک،
معاون سابق نماینده دائمی شوروی در سازمان ملل و مأمور فعلی بخش دوم اروپایی وزارت خارجه به
عنوان مشاور دیپلماتیک دولت افغانستان به کابل اعزام خواهد شد. ما گمان می کنیم که عملاً این انتصاب
او را مشاور شخصی ح. امین خواهد کرد.
3 یک دیپلمات پاکستانی روز 24 می به ما گفت که یک دیپلمات چینی به او تذکر داده که سافرونچک
احتمالاً به عنوان سفیر به کابل خواهد رفت. منبع پاکستانی گفت، گرچه ظاهرا سافرونچک قبلاً هیچ گونه
مأموریتی در امور افغان و حتی آسیا ندارد، بایگانی سفارت نشان می دهد که او در یک سفر اداری کوتاه
پیش از کودتای 78 یا در جریان آن در کابل بوده است. منبع پاکستانی افزود که به اعتقاد ما سافرونچک
ارتباطی با ک.گ.ب. دارد.
4 گزارش خلاصه زندگی وی در سفارت او را یک متخصص در امور انگلیس معرفی می کند. او قبل از
انتقال به سازمان ملل به عنوان نماینده دائمی شوروی به مدت سه سال به عنوان سفیر شوروی در غنا
خدمت کرده است (6871). او ظاهرا یک بار عضوی از هیئت نمایندگی شوروی در کمیسیون اقتصادی
آسیا بوده است و به میزان وسیعی در سراسر خاوردور و خاورمیانه مسافرت کرده است.
5 سفارت از هر گونه اطلاعات بیوگرافی بیشتری که وزارتخانه قادر به فراهم کردن است قدردانی
می کند.
لایحه اصلاحی مجلس سنا درباره کمک به افغانستان
سند شماره (25)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 2ژوئن 1979
به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی سیطبقه بندی: استفاده محدود اداری
شماره: 4236
موضوع: لایحه اصلاحی مجلس سنا درباره کمک به افغانستان
1 تمام متن برای استفاده اداری محدود
2 خلاصه: در حالی که این سفارت نسبت به احساساتی که باعث شد که ماده اصلاحیه پیشنهادی پل
استون درباره قانون مساعدت عمرانی بین المللی سال 1979 تصویب شود بسیار مشتاق است؛ برای ما
هنوز معلوم نیست که آیا این اصلاحیه به منافع کلی ایالات متحده در این منطقه خدمت خواهد کرد یا نه.
(پایان خلاصه)
3 ما در تمایل کنگره و وزارت امور خارجه برای کسب اطلاع از تمامی حقیقت درباره حوادثی که
منجر به ربودن و قتل فجیع سفیر دابز شد، سهیم هستیم و ما جمهوری دمکراتیک افغانستان را تحت فشار
قرار داده ایم تا در این باره از تمایل ما استقبال کند. معذالک ما بسیار غیر محتمل می دانیم که این رژیم به
خاطر سروکار داشتن با این حادثه از ما پوزش بطلبد تا چه رسد به اینکه مسؤولیت قتل سفیر را به عهده
بگیرد.
4 سودمند بودن ماده اصلاحیه درباره این خواست که جمهوری دمکراتیک افغانستان همه کارمندان
حکومت ایالات متحده در افغانستان را تحت حمایت قرار دهد تا اندازه زیادی به این بستگی دارد که
مقصود از «کافی» چیست. جمهوری دمکراتیک افغانستان برای تأسیسات حکومت ایالات متحده در
کابل و همچنین برای کاردار و همچنین همان طور که تقاضا شده است برای کارهای رسمی محافظانی
گماشته است. جمهوری دمکراتیک افغانستان همچنین یک محافظ برای اتوبوسهای مدرسه آمریکایی
تعیین کرده است. معذالک ما معتقدیم که اگر ما تقاضای محافظانی برای همه کارمندان حکومت ایالات
متحده بنماییم، انجام وظایف رسمی ما دچار اختلال خواهد شد. معذالک هیچ راهی برای تضمین اینکه
یک حمله تروریستی علیه پرسنل حکومت ایالات متحده که به خوبی طرح ریزی شده باشد موفقیت
نداشته باشد، وجود ندارد. صرف نظر از اینکه چند نفر محافظ از سوی جمهوری دمکراتیک افغانستان
برای حمایت از چنین اشخاصی تعیین شده باشد.
5 مسئله اینکه آیا «اوضاع و احوال تغییر یافته محسوسی در افغانستان» از نوعی که در ماده اصلاحیه
بخش ب پیش بینی شده است به وجود خواهد آمد احتمالاً بستگی به عواملی خواهد داشت که در قلمرو
فاجعه قتل دابز نیست. معذالک لازم به تذکر است که یکی از چهره های کلیدی در این حادثه به نام سید
داود تارون از سمت رئیس پلیس که وی آن را عهده دار بود برکنار شده است. ما یقین نداریم که آیا انتقال
تارون یک نوع تنزل رتبه است یا ارتقاء رتبه و یا اینکه آیا همه این امور مربوط به رسیدگی به ماجرای
ربودن سفیر است یا خیر.
6 ما درباره نظریات شخص دابز درباره افغانستان توجه خاصی مبذول می داریم. او قبول داشت که
ایالات متحده منافع ناچیزی در افغانستان دارد و بنابراین احساس می کرد که حکومت ایالات متحده در
مورد افغانستان باید در درجه اول از لحاظ ثبات منطقه ای توجه کند. او شدیدا معتقد بود که افغانستان
نباید یک عامل بی ثباتی باشد و اینکه ما باید با کشورهای دیگر و از جمله کشورهای آزاد این منطقه در
جستجو برای کمک به افغانستان در انتخاب یک راه دیگری برای حضور کشور دیگری غیر از اتحاد
شوروی همکاری کنیم.
7 جمهوری دمکراتیک افغانستان در جریان 13 ماه فرمانروایی خود به نحو فزاینده ای به مسکو
نزدیک شده است و سه کشور دیگر همسایه خود، یعنی پاکستان، ایران و چین را به مداخله در امور داخلی
(به ویژه نارضایتیهای رشد یابنده ضد رژیم و جنگهای چریکی) متهم کرده است. ما در حال حاضر هیچ
نشانه ای در دست نداریم که دلالت بر آن کند که جمهوری دمکراتیک افغانستان سیاستهای خود را از خط
مشی رادیکال و متمایل به شوروی که از آن پیروی می کند، تغییر خواهد داد. همچنین هیچ گونه نشانه ای
در دست نیست که فعالیت های ضد رژیم کاهش یابد.
8 با این وجود، ما این امر را به نفع حکومت ایالات متحده و ثبات منطقه ای تلقی می کنیم که رئیس
جمهوری اختیار ادامه پرداختهای کمکی برای لااقل خط لوله را داشته باشد. هر چند رهبران رژیم کنونی
افغانستان اغلب طوری رفتار می کنند که برخلاف تمایلات و منافع ایالات متحده است، ولی ما می دانیم که
در خارج از چهارچوب رژیم و گاهی در داخل آن افغانیهایی وجود دارند که به ادامه حضور کمکی ایالات
متحده در افغانستان، هر چند که محدود باشد، ارج می گذارند. طرحهای محقرانه کمکی ما برای رفع
نیازهای اساسی انسانی به کار رفته و نشان دهنده آن است که ایالات متحده همچنان به نگرانیها و
غمخواریهای بشر دوستانه خود درباره افغانستان فقیر شده و مردم آن، علیرغم موضع گاه به گاه، خصمانه
رژیم ادامه می دهد. ما باید همچنین در نظر داشته باشیم که تا اندازه ای که برای ما معلوم است هیچ کدام از
کشورهای این منطقه پیشنهاد نکرده اند که حکومت ایالات متحده همه کمکهای خود را به افغانستان قطع
کند. بالعکس، این کشورها ظاهرا احساس می کنند که به نفع آنهاست که حکومت ایالات متحده لااقل یک
حضور کمکی محقرانه در اینجا داشته باشد. حفظ یک چنین حضوری به حکومت ایالات متحده امکان