است. دو دانشجوی دختر نیز از قرار معلوم اخیرا دستگیر شده و به زندان پل چرخی انتقال داده شده و از
قرار معلوم سربازان، آنها را مورد تجاوز قرار داده اند. این دختران بعدا آزاد شده اند و اکنون در بیمارستان
بستری هستند.
9 اظهار نظر: دانشگاه در حالت فعل و انفعال به سر می برد. ولی در حال عصیان، هنوز نشانه هایی از
اینکه رژیم نتواند این تشنجات را مهار کند یا نارضایتی زاینده را سرکوب کند وجود ندارد. ما نیز
نمی توانیم احتمال اینکه این ناآرامی و خشونتهای جسته و گریخته در دانشگاه ممکن است به یک مشکل
جدی برای دولت تبدیل شود کنار بگذاریم. ما همچنان مراقب اوضاع و تحولات دانشگاه خواهیم بود.
فلاتین
وضع کنونی افغانستان از لحاظ عصیان
سند شماره (37)
از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 10 ژوئیه 79
به: وزیر امور خارجه در واشنگتن
طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: وضع کنونی افغانستان از لحاظ عصیان
1 یادداشت مقدماتی. (استفاده محدود اداری) به قضاوت این سفارت محتویات این گزارش می تواند
برای استفاده اعضای کنگره و اعضای برگزیده رسانه ها یا نمایندگان حکومتهای دوست در اختیار آنها
گذارده شود. طبقه بندی کلی این گزارش خیلی محرمانه تعیین شده است، معذالک اگر مقامات واشنگتن
ترجیح بدهند که بعضی از مطالب آن در این مرحله افشاء نشود، همه نتیجه گیریهایی که در این گزارش ابراز
شده می تواند به عنوان نتیجه گیریهای حساس تلقی شود.( پایان یادداشت مقدماتی).
2 خلاصه: (استفاده محدود اداری) در حالی که تابستان داغ پرگرد و غبار بر افغانستان مستولی
می شود، رژیم خلقی جمهوری دمکراتیک افغانستان همچنان با گسترش کند ولی مداوم فعالیت شورشیان
در سراسر قسمت اعظم کشور مواجه است. هر چند خلقیها با کمال کارایی و قدرت تصمیم و سرعت و
بی رحمی با مبارزه طلبیهای شورشیان مقابله کرده اند معذالک رژیم افغانستان هنوز نشان نداده است که
قادر است از لحاظ نظامی یا سیاسی با حالت عصیان عمومی که در حال گسترش است و داراییهای
حکومت را به فرسایش می برد مقابله کند. گروههای مختلف شورشیان هنوز فاقد سازمان یافتگی کافی
داخلی و هماهنگی استراتژیک با یکدیگر و رهبریت مرکزی و پشتیبانی معنادار خارجی و تهیه یک محور
دیگر ایدئولوژیک و سیاسی که در اطراف آن بتوانند گرد هم آیند، می باشند. شورشیان مانند خود خلقیها،
دستخوش فرسایش از لحاظ افراد و مصالح هستند. از سوی دیگر قبایل شورشی افغان می توانند از سنت
دیرینه فعالیت چریکی استفاده کنند و نیازهای ساده لجستیکی آنها باعث می شود که آنها بتوانند از زمین و
آنچه که از تاراج کاروانهای دولتی به دست می آورند ارتزاق کنند. هر چند آینده بسیار نزدیک چشم انداز
شومی برای خلقیها دارد، معذالک کادر حزبی سرسخت و سازمان یافته خلقیها صفوف وفاداران به خلق را
به عنوان اشخاصی محکم و ایثارگر نگه نگه می دارد و عناصر کلیدی نیروهای مسلح (مثلاً سپاه زرهی و
واحدهای برگزیده کماندویی و نیروی هوایی) همچنان از رژیم حمایت می کنند. هر چند اوضاع از
نقطه نظر چپگرایان بسیار جدی است معذالک آن قدرها بد نیست که باعث شود خلقیها برای مداخله
مستقیم شوروی استمداد کنند. هنوز زودتر از آن است که رهبری مصمم و سرسخت تره کی و امین را از
میدان به در رفته تصور کنیم. (استفاده محدود رسمی).
3 اوضاع نظامی: فعالیت چریکی همچنان در سراسر اغلب ایالات افغانستان در گسترش است،
همچنان که یک ماه پیش بود (تلگراف مرجع). رژیم خلقی در حال حاضر کمتر از نیمی از کشور را در
کنترل خود دارد و بیشتر آن نیز تنها در ساعات روز است. (همان طوری که یک رئیس قبیله اخیرا گفته بود
«عصیان افغانستان مانند یک معاشقه مطبوع است و بیشتر عملیات شب هنگام انجام می گیرد.» نیروهای
دولتی برای حفظ نقاط اصلی و پرجمعیت به کار می روند و بیشتر جاده های اصلی و ارتباطات و بهترین
نواحی کشاورزی و بعضی از پاسگاههای دور افتاده کلیدی که به حیثیت و اعتبار دولت وابستگی دارند؛
مانند اسد آباد، حکومت نشین ایالت کنار (که به نام چیغه سرای نیز معروف است) که در آنجا سربازان
جنگزده خلقی ماهها با منظره پرچمهای پر اهتزاز سبز اسلامی در تپه های مجاور مواجه هستند.
4 (استفاده اداری محدود) هر چند خلقیها مدعی هستند که جاده منطقه جلال آباد به اسدآباد را در
کنترل خود دارند، به ندرت اتفاق می افتد که یک اتومبیل دست به این سفر خطرناک بزند بدون آن که لااقل
یک گلوله به آن اصابت و آن را سوراخ بکند. یک خودروی ویژه متعلق به طرح سازمان ملل متحد اخیرا از
اسدآباد برداشته شد و هنگامی که از جاده بیرون آورده می شد به شکل یک پنیر سوئیسی در آمده بود که
بیش از یکصد گلوله به آن اصابت کرده و با گلوله مشبک شده بود. این جاده به خصوص نشان دهنده انتهای
دیگر میزان «کنترل دولتی است.» بیشتر جاده های اصلی معمولاً در کنترل دولت است، معذالک اگر
شورشیان با موفقیت قسمتی از یک شاهراه کلیدی را ببندند نیروهای دولتی معمولاً ظرف سه یا چهار
ساعت از آن نقاط دور می شوند. چند جاده از قبیل جاده هایی که از کوههای پکتیا که پر از شورشیان است
عبور می کند و به پاسگاه دولتی خست منتهی می شود. تنها به ندرت باز است. بنابراین خلقیها برای
پشتیبانی از نیروهای خود در چنین مناطقی به پشتیبانی هوایی متوسل می شوند.
5 (استفاده اداری محدود) در حالی که در بعضی از ایالات زد و خوردها در حال حاضر بشدت کمی
ادامه دارد، در ایالات شرقی شرقی بدخشان و کنار ننگرهار و پکتیا و پکتیکا، اخیرا زد و خوردهای
شدیدی در جریان بوده است. نیروهای خلقی یک شهر و مقداری اسلحه و مهمات و وسائط نقلیه و آذوقه و
آنچه که برای دستگاه رهبری کابل بیش از همه ناراحت کننده است، تعدادی سرباز نیز از دست دادند. هر
روز سربازان خلقی در جریان عملیات کشته و یا مجروح می شوند و یا مفقود می شوند و ارتباط آنها با
مرکز قطع می شود و اغلب نیز آنها جبهه خود را تغییر داده و به شورشیان می پیوندند. اخیرا واحدهایی به
تعداد یک گروهان از کنترل خلقی خارج شده اند. در یک یا دو مورد حتی گردانها ناپدید شده اند. این امر
رژیم را دچار کمبود نفرات در فرماندهیهای اصلی در سراسر افغانستان نموده است. تصفیه های سیاسی،
کادر افسران را ناتوان کرده است و در نتیجه کادرهای غیرنظامی یا افسران جزء جوان وفادار به رژیم در
رأس واحدهای بزرگ نظامی قرار گرفته اند و این امر با مساعدت نزدیک و فعال مستشاران نظامی
شوروی صورت گرفته است. این مستشاران همان طوری که قبل از انقلاب خلقیها متداول بود معمولاً
اونیفورمهای افغانی به تن می کنند.
6 (استفاده محدود اداری) کفگیر رژیم ظاهرا برای به دست آوردن رزمندگان به ته دیگ رسیده است
و به راههایی از قبیل متقاعد کردن دانشجویان جوان دانشگاه و دانش آموزان جوان دبیرستانها به داوطلب
شدن در نیروهای مسلح و تحت تأثیر قرار دادن جمعیت بالغ دهکده ها برای ورود در صفوف چریکها و
انتخاب کارگران موقتی که برای کار در گوشه های خیابانها می ایستند و فرستادن آنها به جبهه یا یادآوری
کردن آنهایی که خدمت نظام خود را انجام داده اند به انجام وظایف نظامی،متوسل می شود. این کمبود
فزاینده نیروی انسانی نظامی منعکس کننده کاهش مداوم کادرهای غیر نظامی در وزارتخانه های کابل
است، در حالی که دستگاه رهبری حزب خلق به پاکسازیهای بی پایان سیاسی خود همچنان ادامه می دهد.
این کمبود منابع انسانی یکی از موانع حزب خلق برای عملیات است ولی دستگاه رهبری ظاهرا بالاترین
اولویت خود را به وفاداری به رژیم تلقی می کند. (معذالک ما اخیرا گزارشی را شنیده ایم که هنوز تأیید
نشده است و حاکی از آن است که روز هشتم ژوئیه 70 نفر از زندان پل چرخی آزاد شده اند از میان آنهایی
که آزاد شده اند از قرار معلوم چند نفر افسران سابق ارتش بوده اند که بعضی از آنها به داشتن تمایلات
پرچمیستی مظنون بوده اند).
7 (استفاده محدود اداری) مشکلات جدید امنیتی برای خلقیها از جمله تحولاتی که جدیدا اتفاق
افتاده و قابل توجه است و علامات اولیه ای است که حالت عصیان ممکن است به کابل نیز سرایت کرده
باشد. روز 23 ژوئن در نقاط مختلف کابل نخستین تیراندازیهای هماهنگ نشده یا بد هماهنگ شده روی
داد. مهمترین زد و خورد از سوی گروه شیعه هزاره که از قرار معلوم یک اقلیت مذهبی و قومی در این
جامعه اکثرا پشتو و سنی است روی داد. معذالک شورشیان از قرار معلوم نتواسته اند قصدی را که داشته اند
عملی سازند و رژیم نظم را مجددا برقرار کرد ولی این برقراری نظم با خونریزی توأم بود. از آن زمان به بعد
سطح عملیات خشونت آمیز در کابل اندکی افزایش یافته است. از زمان انقلاب سال 1978 صدای
شلیکهای پراکنده شنیده می شود ولی بعضی از این تیراندازیها دوام بیشتر داشته است. علاوه بر این
شورشیان برای نابود کردن خودروهای نظامی گاه به گاه در امتداد جاده کابل به ترخام کمین می کنند و
گاهی هم ارتباطات در امتداد این جاده قطع می شود. خلقیها تاکنون با این اسباب زحمتها با کارآیی تمام و
به سرعت مقابله کرده اند. دستگاه رهبری خلق در کابل همچنان با ظاهری آرام به این مفهوم که بر اوضاع
مسلط است به مردم نشان می دهد. به جز چند حادثه ای که در بالا ذکر شد و این واقعیت که شهر مانند یک
اردوگاه مسلح است، کابل از یک آرامش قابل ملاحظه برخوردار بوده و دارای ظاهری آسوده و صلح آمیز
است. معذالک در زیر این آرامش یک نوع تشنج قابل مشاهده ای وجود دارد.
8 شورشیان تاکنون چه نتایجی به دست آورده اند؟ هر چند شورشیان گاه به گاه دستخوش فرسایش
سنگینی شده و بدون پشتیبانی معنادار خارجی مبارزه می کنند، معذالک اغلب توانسته اند بینی رژیم خلق
را خون آلود کنند و دعاوی مکرر دستگاه رهبری خلق را مبنی بر اینکه آنها «از پشتیبانی پرشور 98% از
جمعیت افغانستان برخوردارند» به صورت حرفهای تو خالی در آوردند. همچنین این واقعیت که فعالیت
شورشیان امور اقتصادی کشور را در هم ریخته و برنامه های عمرانی اقتصادی ناشی از خارج را متوقف
کرده است بدین ترتیب خلقیها را از پرداختهای بسیار مورد لزوم خارجی محروم کرده است، دارای اهمیت
فزاینده اقتصادی است.
9 آیا خلقیها دوام خواهند آورد یا اینکه ناگزیر خواهند بود روسها را به کشور خود فراخوانند؟ از
اوایل ماه ژوئیه گذشته رژیم خلقی هر چند جنگ زده است چنین به نظر می آید که می تواند با منابع نظامی و
پلیسی خود، بقای خود را حفظ کند. با توجه به اینکه کمکهای شوروی از لحاظ کادر و پشتیبانی
مستشاران به نحو سخاوتمندانه ای هم چنان ادامه دارد، خلقیها بدون شک به این نکته پی برده اند که
دعوت از سربازان رزمنده از کشوری که در اینجا به عنوان یک همسایه گسترش طلب معرفی شده است،
آنها را در نظر بیشتر افغانیها (از جمله بیشتر آنهایی که حاضر بوده اند به نیروی نوآور خلقیها فرصت بدهند
تا این کشور را از غرقاب قرنها کندی فئودالی رهایی دهد) بی اعتبار خواهد ساخت. بنابراین خلقیها به
وضوح این خط مشی را به عنوان یک اقدام برای روز مبادا تلقی می کنند و آن روز مبادا هنوز فرا نرسیده
است.
فلاتین
مقاصد شوروی در افغانستان و پاکستان
سند شماره (38)
از: دفتر وابسته دفاعی ایالات متحده کابلتاریخ: 11 جولای 1979
به: سازمان اطلاعاتی دفاع واشنگتن
طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: مقاصد شوروی در افغانستان و پاکستان
1 خلاصه بر طبق گفته دو دیپلمات کشور ثالث، روسیه شوروی سه هدف در افغانستان دارد. این
هدفها حفاظت سرمایه گذاریهایشان در جهت حمایت از انقلاب، برقراری یک رژیم سوسیالیست و توسعه
دامنه نفوذشان می باشد. اگر چنین به نظر روسها برسد که رژیم فعلی تره کی در افغانستان موفق نخواهد
بود، آنها برای تعویض این رژیم با رژیمی که در نظر توده مردم افغان قابل قبول تر باشد و به منظور حفظ
آبرو و به دست آوردن این سه هدف، تردید به خودشان راه نخواهند داد. این رژیم جدید ظاهرا
ناسیونالیست تر خواهد بود و احتمالاً از میان نیروهای مسلح بیرون کشیده می شود. روسها برای مطمئن
شدن از موفقیت انقلاب از آوردن نیروهای نظامی به افغانستان ابایی نخواهند داشت. تحولی که (به نظر
منابع) عکس العمل جدی دولت آمریکا را تسریع نخواهد کرد.
2 منبع الف با پیشقدمی خودش با یک تلفن (اداری) به مأمور گزارش نمود. در طول یک ملاقات
نسبتا طولانی 5/2 ساعته منبع و مأمور گزارش گفتگویی داشتند که چندین موضوع را در بر می گرفت و
موضوع اصلی آن گفتگو نظرات منبع در مورد مقاصد شوروی در افغانستان بود. در جواب سؤال مأمور
گزارش منبع اظهار داشت که به نظر او روسیه شوروی سه هدف در افغانستان دارد. اولین آنها حفاظت
سرمایه گذاریهای انبوه تسلیحاتی تجهیزاتی و پولی است که آنها برای رژیم تره کی مهیا نموده اند که انقلاب
را با موفقیت به نتیجه برساند. دومی، مطمئن شدن از اینکه یک رژیم سوسیالیست در افغانستان باقی
می ماند، و آخرین، مطمئن شدن از اینکه ریسک آنها در افغانستان و گسترش دامنه نفوذشان کاهش داده
نشود و بلکه وسعت بیشتری پیدا کند. منبع به گفته هایش این طور ادامه داد که به نظر او رژیم فعلی به خاطر
مشکلات فزاینده اش با شورشیان مسلمان که شدیدا با یک دولت سوسیالیست مخالفند و به خاطر عدم
محبوبیت در میان توده مسلمان پر حرارت افغانستان مسلمان پر حرارت افغانستان، مدت زیادی دوام
نمی آورد. بنا به گفته ای، روسها نیز شروع به درک این موضوع کرده اند. آنها به منظور مطمئن شدن از
موفقیت انقلاب و به دست آوردن هدفهایشان از تعویض دولت فعلی با دولتی که بیشتر مورد قبول اکثریت
مردم مسلمان باشد و همچنین طرفدار مسکو باشد (ولی با جلوه کمتر)، تردید به خودشان راه نخواهند داد.
مأمور گزارش، از منبع نظراتش را در مورد این که چه کسی رژیم جدید را تشکیل خواهد داد بیرون کشید.
منبع اظهار داشت که عمدتا ترکیبی از افسران ناسیونالیست نظامی که هواخواه آرمان شوروی هستند،
خواهد بود. او به اظهاراتش این طور ادامه داد که او چندین افسر را می شناسد که در این قالب جای
می گیرند ولی جزئیات بیشتری را تشریح نکرد. منبع اظهار داشت که روسها از هدف نهاییشان برای
دستیابی به آبهای گرم بنادر پاکستان در دریای عرب دست برنخواهند داشت. منظور از این کار این خواهد
بود که روسها مجهز به پایگاهی شوند که بتوانند قدرت دریاییشان را برای کنترل خطوط ارتباطات دریایی
که بر روی آن نیازمندیهای سوختی دنیای آزاد در حرکت است، طرح ریزی نمایند. مطابق گفته منبع این
دسترسی از طریق همکاری عوامل دوست در استان بلوچستان پاکستان حاصل خواهد شد. حتی امروز
هر دو عوامل مخفی و غیر مخفی در بلوچستان وجود دارند که با هزینه روسها از خودمختاری استان دفاع
می کنند. به موقع خودش و با شرایط لازم سیاسی بلوچستان می تواند یک ماهیت جداگانه سیاسی داشته
باشد و بعد روسها قادر خواهند بود که به هدف دیرینه (تقرب به دریای عرب) دست پیدا کنند. به نظر منبع
ضروری است که دولت ایالات متحده کمک اقتصادی لازم را برای یاری پاکستان در توسعه سریع
بلوچستان به منظور تلاش در جهت کند ساختن ابتکارات (پیشقدمی) روسیه در منطقه مهیا کند. منبع به
صورت اضافی درخواست مهمی در زمینه همکاری نظامی دولت آمریکا به منظور تجهیز پاکستان به
نیروهای قابل اطمینان داشت. در جواب سؤال مأمور گزارش که چگونه این کمک نظامی (اگر مهیا شد) به
وسیله هند ارزیابی خواهد شد، منبع اظهار داشت که مضحک خواهد بود که هر ملتی منجمله هند معتقد
باشد که پاکستان مقاصد خصمانه ای بر علیه داشته باشد.
پاکستان یک کشور کوچک با منابع محدود است و هیچ قصدی برای برداشتن قدم خصمانه ای بر علیه
یک قدرت بزرگ مثل هند ندارد.
پاکستان تمایل دارد در این مورد که از قابلیتهای نظامیش هرگز بر علیه هند به استثنای دفاع از
حاکمیتش استفاده نخواهد کرد، هر نوع ضمانت لازم را بدهد.
منبع گفت که من متقاعد شده ام که روسها برای مطمئن شدن از موفقیت انقلاب سوسیالیستی در
افغانستان و به دست آوردن هدفهایشان در این منطقه از وارد کردن نیروهای نظامیشان به افغانستان (اگر
لازم باشد) ابایی ندارند.
در جواب سؤال مأمور گزارش چگونه این تحول به وسیله ملل دنیا و به ویژه دولت آمریکا با توجه به
موافقتنامه اخیر سالت 2 ارزیابی خواهد شد. (منبع) جواب داد که این موضوع توجه زیادی را به خود
معطوف نمی کند، به طوری که در نظر پاکستان و خیلی دیگر از ملل دوست این طور آمده است که دولت
ایالات متحده، پاکستان و این منطقه را به عنوان غیر اساسی بودن از نقطه نظر منافع ملی و استراتژیک شما
حذف نموده است.
3 در طول یک مأموریت وابستگی (دفاعی) که مأمور گزارش در همان روز حضور داشت، منبع ب در
جواب سؤال مأمور گزارش درباره نظرات او در مورد مقاصد شوروی، عمدتا همان نظریات را به وسیله
منبع الف اظهار شده بود داد. یک نکته که هر دو منبع بر آن تأکید داشتند فقدان آشکار ابراز علاقه به وسیله
دولت ایالات متحده در تحولات آشکار این منطقه بود. هر دو منبع بر این نکته که دولت آمریکا باید
اقدامات مقتضی را برای متوقف نمودن توسعه طلبی شوروی در این منطقه بنماید تأکید داشتند.
نظریه ها: بر اساس مطلب این طور به نظر مأمور گزارش رسید که هر دو منبع خط حزبی دولتهایشان را
بیان می کردند. به همان اندازه که در این اولین ملاقات که مأمور گزارش اطلاعاتی از هر دو منبع کسب
می کند یک ارزیابی اف 6 تعیین شد.
حیرت سفیر کبیر آلمان از تناقضات رژیم خلقی
سند شماره (39)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 11 ژوئیه 1979
به: وزارت خارجه واشنگتن
طبقه بندی خیلی محرمانه
موضوع: حیرت سفیر کبیر آلمان از تناقضات رژیم خلقی
1 تمام متن محرمانه است
2 همان طور که در تلکس مرجع پیش بینی شده بود دکتر هرمن شوسیائو، سفیر کبیر جمهوری
دمکراتیک آلمان در کابل در 9 ژوئیه با من ملاقات نمود تا درباره وضعیت فعلی در افغانستان گفتگو کند.
شوسیائو به همان صورت که روش همیشگی او است، سعی کرد که دوستانه و صریح به نظر آید.
3 شوسیائو از این که چگونه به نظر می رسد که افغانها در روابطشان با دیگر کشورها بد عمل کرده اند و
فرصتهای آشکار برای ارائه یک چهره دیپلماتیک بدون اشکال را از دست داده اند اظهار حیرت کرد. او با
استفاده از رابطه دو جانبه کابل اسلام آباد به عنوان یک نمونه، اظهار تعجب نمود که چرا افغانستان در
آخرین لحظه به طور آشکار علائم خود را تغییر داد و با عضویت پاکستان در جنبش غیر متعهدها در
کنفرانس وزرای غیر متعهد در کلمبو مخالفت کرد. شوسیائو یادآوری نمود که به نظر می رسید افغانها به
طور روشن قبل از آن کنفرانس به پاکستانیها قول داده بودند که از پیشنهاد پاکستان برای عضویت در
کنفرانس وزرای غیر متعهد حمایت خواهند کرد. شوسیائو فاش ساخت که حتی روسها این طرز عمل را
مورد تشویق قرار داده بودند. شوسیائو گفت که او و دیگر ناظران از اینکه افغانها موضعی شدید و ضد
پاکستانی در کلمبو اتخاذ نمودند تعجب زده شدند.
افغانها در عوض اظهار داشتند، هر چند افغانستان مشکلات دو جانبه زیادی با پاکستان دارد ولی این
مشکلات می توانند به طرق دیگر حل شوند، در نتیجه افغانستان جلو ورود پاکستان به جبهه غیرمتعهدها
را نمی گیرد. او به ویژه موضع افغانستان را احمقانه خواند چون که آنها نمی توانند رأی کافی برای سد کردن
عضویت پاکستان بیاورند.
4 شوسیائو همچنین از اینکه مقامات پلیس افغانستان درست زمانی که وزارت خارجه افغانستان
برای سفر دوست، معاون وزیر خارجه به اسلام آباد آماده می شد، یک عضو هیئت پاکستانی را بازداشت
می کنند، حیرت زده بود. شوسیائو هیچ شکی باقی نگذاشت که وی بر این اعتقاد است که فرد پاکستانی به
زور توسط پلیس امنیتی افغانستان دستگیر شده بود و آن طوری که افغانیها اظهار می کنند به طور
داوطلبانه به طرف افغانیها نرفته بود. شوسیائو در ضمن در مورد موضوع سفر دوست، اظهار تعجب نمود
که چرا خلقیها احساس کرده بودند که مجبورند اعلامیه رسمی بعدی پاکستانیها در این خصوص که آقای
شاهی. در بازگشت سفر دوست، دیداری با حفیظ اللّه امین خواهد داشت را رد کنند.
جدا از حساسیتهای تشریفاتی که وجود دارد، شوسیائو فکر می کند که امین قادر خواهد بود آقا شاهی را با
گرمی بپذیرد و او را به یک مقام پایین تر، مثل جلیلی وزیر آموزش و پرورش برای گفتگوهای واقعی
بسپارد.
5 وقتی من از شوسیائو پرسیدم که چرا وی فکر می کند رژیم خلقی اغلب به نظر می رسد که با اهداف
متناقض عمل می کند، شوسیائو پاسخ داد این یک راز است. او گفت هر چند ممکن است یک وزارتخانه با
روشی مغایر روش وزارتخانه دیگر عمل کند ولی بایستی یک دستورالعمل کلی از بالا وجود داشته باشد.
شوسیائو به عنوان نمونه به سخنرانی ضد پاکستانی هیئت نمایندگی افغانستان در کلمبو پرداخت که
می بایستی از پیش به وسیله کسی نه کمتر از امین، نخست تأیید می شد.
6 با پرداختن به وضعیت شورش شوسیائو آن را وخیم می دانست. او گفت وابستگان یکی از مأموران
او، زمانی که وی از مرخصی به کابل باز می گردد در برلین پشت سر گذاشته می شوند، چون که او فکر
می کند وضعیت امنیتی در افغانستان خطرناک است. شوسیائو فاش ساخت که چکها تعدادی مشاور فنی
به منطقه هرات می فرستند، اما بدون همسران و فرزندانشان.
7 شوسیائو گفت که او آشفتگی همکاری اقتصادی در این کشور را به ویژه ناامید کننده می بیند. او
اغلب به افغانها گفته است که آنها احمق هستند که وسیعترین مشارکت ممکن به وسیله تمام ملل شرق و
غرب، را در توسعه شان تقویت نمی کنند. شوسیائو در این ارتباط اظهار داشت که او به تندروهای خلقی
گفته بود وقتی که آنان تلاش می کنند تا نمایندگان امپریالیستی را از کابل اخراج کنند، آنها از جنبش مدرن
سوسیالیستی فاصله دارند. او اظهار داشت که به آنان گفته بود که چگونه برای تمام ملل لازم است که برای
صلح و پیشرفت اقتصادی با یکدیگر همکاری نمایند.
8 شوسیائو در مورد برنامه های آلمان شرقی برای افغانستان خیلی خشن بود. شوسیائو که مدتی
طولانی در مورد قدرت جذب افغانستان نسبت به کمکهای خارجی بدبین بوده است گفت که به
راهنمایی او جمهوری دمکراتیک آلمان مبلغ اولیه نسبتا کمی به صورت کمک اعتباری برای آزمایش
موفقیت احتمالی برنامه ریزی آلمان شرقی در این منطقه به رژیم خلقی پیشنهاد کرده است. در هر صورت
شوسیائو با گفتگوهای اولیه تکنیکی با مقامات افغانی دلسرد شده بود. آنها از آلمان شرقی خواسته بودند
تا نوعی از تأسیسات صنعت مادر را در افغانستان برپا کنند و تقاضا داشتند که آلمان شرقی تمام پروژه را
تقبل کند. شوسیائو گفت که وی افغانها را به پای یک نقشه دنیا برد و متذکر شد که آلمان شرقی چقدر از
افغانستان دور است و این سؤال را مطرح کرد که اگر آنها جدا چنین چیزی را پیشنهاد می کنند، بایستی که
به عنوان نمونه آجرهای آلمان شرقی برای چنین پروژه ای از لهستان و اتحاد شوروی بگذرند. او
نتیجه گیری کرد که تاکنون در متقاعد نمودن افغانها به عملی بودن در مورد چنین پیشنهاداتی ناموفق بوده
است.
9 نظریه: نظراتی که در 9 ژوئیه از طرف شوسیائو ابراز شد با طرز برخورد انتقادی که وی از زمان
ورودش به اینجا یعنی یازده ماه پیش در گفتگوهای خصوصی با دیگر دیپلماتها نسبت به رژیم خلقی نشان
داده است، موافق می باشد. شوسیائو موضوع مذاکرات تقبل شده از طرف شوروی برای تشکیل یک جبهه
ملی جهت جایگزینی با رژیم خلقی را متذکر نشد.
تبلیغات زیرزمینی افغانستان خواهان برکناری امین، نخست وزیر می باشد
سند شماره (40)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 16 ژوئیه 1979
به: وزارت خارجه واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: تبلیغات زیرزمینی افغانستان خواهان
برکناری امین، نخست وزیر می باشد
1 تمام متن محرمانه است
2 خلاصه: سیل اخیر اعلامیه های زیرزمینی که خواهان برکناری امین، نخست وزیر و همقطاران او
(ولی نه پرزیدنت تره کی) می باشد و تشکیل یک جبهه متحد از تمام انقلابیون واقعی می تواند قسمتی از یک
تلاش (که بر سر زبانهاست) برای تعدیل ترکیب رهبری این رژیم به منظور درهم ریختن ترکیب آشوب
فزاینده داخلی باشد. زمینه اعلامیه ها از پرچم که جناح رقیب حزب است می باشد و بنابراین با پایه های
چپ افراطی و ضد غربی واقعی، آرامش کمی به آنهایی که ممکن است برای یک تعدیل واقعی در
سیاستهای دولت خلقی امید داشته باشند می بخشند.
3 شبنامه های زیرزمینی چندین روز پیش شروع به انتشار در سطح کابل نمود. توزیع شبنامه ها
مخفیانه بوده است ولی به صورت نسبتا آشکاری (نسخه هایی پیدا شد که در کف خیابان افتاده بود و یکی
در روز روشن به دیوار (خانه) یک دیپلمات آویزان بود) اشاره می کند که بعضی بخشهای دولت به طرف
دیگر می چرخند. ماهیت فشار این اعلامیه ها متشابه است و شامل نکات برجسته زیرین می باشد:
حفیظ اللّه امین، نخست وزیر و «باند جانیان فاشیست» او هدف اصلی می باشند در حالی که هنوز
انتقادی از پرزیدنت تره کی نشده است.
هدفهای دیگر اینها هستند: «امپریالیسم ایالات متحده» (که دست نابکار او به مفهوم صحیح پشت
تمام وقایع در منطقه است)، اخوان المسلمین، دولت نظامی پاکستان، دولت ایران، و نیروهای ارتجاعی.
هدفهای انقلابیون باید همانهایی باشد که به وسیله میراکبر خیبر (روشنفکر پرچمی که قتل او در 17
آوریل 1978 یک سری وقایع را شعله ور ساخت که منجر به انقلاب خلقی شد) اظهار شد و ایدئولوژی
کارگران، با حمایت روسیه شوروی و دیگر کشورهای سوسیالیست، باید به عنوان چراغ راهنما مورد
استفاده قرار گیرد.
اعمال رژیم سردسته جنایتکاران حرفه ای (امین) شامل دستگیری و شکنجه بدون تبعیض زنان و
دختران، بالا بردن منافع امپریالیسم آمریکا، شکنجه های حیوانی انقلابیون واقعی، غارت خانه های مردم
بیگناه که تماما جنبه های حکومت آدولف هیلتر می باشد.
پیشرفت انقلاب و دفاع از تمامیت ارضی و استقلال وطن غیر ممکن است مگر با حذف فوری امین
و دستیارانش.
مرگ بر امین و پارتیزانهای فاشیست او، مرگ بر سیا، مرگ بر اخوانیها (اخوان المسلمین)، مرگ بر
مائوئیستها و پیش به سوی اتحاد و وحدت نیروهای ناسیونالیست و دموکراتیک.
4 نظریه: نوشته آشکارا نحوه نویسندگی پرچمیها را منعکس می کند به طوری که بیشتر سخنان تند
متوجه رهبری خلقی می شود (ولو منهای تره کی)، این جنبه به خصوص می تواند قسمتی از یک تلاش در
شرف وقوع که بر سر زبانهاست باشد، که بعضی اعضای رهبری فعلی را به منظور به هم ریختن ترکیب