(پایان خلاصه)
2 انتصابات شورای وزیران که در 28 ژوئیه اعلام شد عبارتند از: دکتر شاه ولی (معاون سابق نخست
وزیر بهزیستی عمومی) به عنوان معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه: دکتر صالح محمد زیری (وزیر
سابق کشاورزی و اصلاحات ارضی) به عنوان وزیر بهزیستی عمومی: دکتر عبدالرشید جلیلی (وزیر سابق
آموزش و پرورش) به عنوان وزیر کشاورزی و اصلاحات ارضی: سرگرد محمد اسلام وطنجار (وزیر
سابق دفاع) به عنوان وزیر کشور، شرجان مزدوریار (وزیر سابق دفاع) به عنوان وزیر امور خارجه،
صاحب جان صحرایی (وزیر سابق امور خارجه) به عنوان وزیر مشاور، و محمد سالم مسعودی (سفیر در
بلغارستان و به مدت خیلی کوتاهی فرانسه) به عنوان وزیر آموزش و پرورش.
3 نظریه: اعلامیه روز گذشته جمهوری دمکراتیک افغانستان که پرزیدنت نور محمد تره کی شخصا
کنترل نیروهای نظامی افغانستان را به دست می گیرد ولی مسؤولیت انجام مبارزه ضد شوروی رژیم و
اختیار امور روزانه وزارت دفاع را به حفیظ اللّه امین تفویض می کند، آشکارا اشاره بر این داشت که
رهبریت فعلی مبارزه بر علیه مخالفین داخلی را به عنوان وظیفه اصلی و اولیه خود تشخیص داده است.
اعطای مقام وزارت خارجه به شاه ولی هیچ گونه فرسایشی را در قدرت سیاسی امین نشان نمی دهد و نیاز
به تقبل هر گونه سفر خارجی از طرف امین در این موقع حساس را را رفع می کند. بر عکس نقش
بااهمیت تر شده امین در مبارزه با تجاوز خارجی که با انتصاب شاه ولی افزایش یافته است اشاره بر این
دارد که امین در حال حاضر حتی زمان بیشتری برای اختصاص به مسائل داخلی دارد.
4 هر چند به طور رسمی اعلام نشده بود که امین عنوان وزیر دفاع را به خود خواهد گرفت لیکن جا به
جایی وطنجار به وزارت کشور تردیدی باقی نمی گذارد که امین حداقل به عنوان سرپرست وزارت دفاع
فعالیت خواهد کرد. در این رابطه برخی از ناظران در اینجا معتقدند که انتقال یک افسر نظامی حرفه ای مثل
وطنجار به منظور پیشگیری از هرگونه حرکت ارتش افغانستان برای ضبط قدرت سیاسی و به امید
خنثی سازی جریان داخلی می باشد. (در این رابطه وطنجار در هر دو کودتای 1973 و 1978 یک نقش
مهم ایفا کرد.) در هر صورت دیگران فکر می کنند بدتر شدن وضعیت امنیتی در این جا نمایانگر سندی
مشهود از عدم توانایی وطنجار در به دست آوردن نتایج مثبت می باشد.
و بر اساس این استدلال چنانچه رژیم می خواست شانسی واقعی برای تغییر اوضاع به نفع خودش داشته
باشد، امین مجبور بود که قدم به میان گذارد.
5 اگر این تغییرات به خصوص کابینه برای ادامه چهره ای جدید یا پایگاهی وسیعتر از رژیم
طرح ریزی شده بودند که در نتیجه مخالفت را به طریقی ساکت نمایند، اینها به خودی خود، به طور
اسفناکی ناکافی هستند، و احتمالاً اثر کمی روی جریان وقایع داخلی، خواهند داشت. اعضای فعلی دولت
از زمان انقلاب یعنی پانزده ماه پیش در صحنه بوده اند و ما پیش بینی می کنیم هیچ کس از این روش
«چهره های قدیمی در پستهای جدید» راحتی پیدا نمی کند. البته باید دید که آیا شرکت مستقیم امین در
دولت پیشرفت مهمی در محدود کردن شورش ایجاد خواهد کرد یا خیر. ولی حداقل مسؤلیتهای جدید وی
به نظر می رسد که او را در ارتباط نزدیکتر با نیروهای نظامی قرار دهد که پایه محکمی را برای سر پا
نگاه داشتن جمهوری دمکراتیک افغانستان تشکیل می دهند.
ضیا ناصری با پروژه های جدید بازمی گردد
سند شماره (55)
از: سفارت آمریکا در اسلام آبادتاریخ: 1 اوت 1979
به: وزیر خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 8629
موضوع: ضیا ناصری با پروژه های جدید بازمی گردد
1 تمام متن محرمانه
2 ضیا ناصری افغانی آمریکایی با مأمور سفارت در اول اوت در زمانی که در بازگشت از آمریکا به
اسلام آباد وارد شد، با تلفن تماس گرفت. او گفت که چند هفته اخیر را در نیویورک و واشنگتن گذرانده
است اما قادر نبوده است به اندازه لازم با اعضای کنگره به خاطر مسافرت تابستانی اعضای کنگره
تماسهای مفیدی بگیرد.
3 ضیا توضیح داد که بازگشت او به پیشاور برای آغاز یک پروژه جدید است که او آن را درمانگاه
پشتو آمریکایی برای آوارگان افغانی می نامد. او می گوید، درمانگاه در آغاز در شهر پیشاور پایه گذاری
خواهد شد اما احتمالاً به نواحی نزدیک به جبهه افغانستان پاکستان حرکت خواهد کرد.
4 ضیا مدعی است که تعهد پشتیبانی شخصیتها و شرکتهای آمریکایی را برای تأمین منابع پزشکی،
مواد و پرسنل برای راه انداختن درمانگاه در اختیار دارد. او وانت فولکس واگن خودش را با کشتی از
نیویورک حمل کرده تا به عنوان آمبولانس برای طرح به کار گیرد. او در نظر دارد که اطبای بومی پاکستانی
را استخدام کند تا درمانگاه را اداره کنند. تا هنگامی که او بتواند حمایت بیشتر به دست آورده و دکترهای
آمریکایی را به کار گیرد.
5 با وجود شروع کار یک درمانگاه بیماران سرپایی، ضیا تصور می کند که کار پیشرفت کرده به یک
بیمارستان منظم می رسد. او در مورد جوار دولت پاکستان برای این طرح اطلاعی نداشت.
6 نظریه: ضیا ناصری به مأمور سفارت گفت درمانگاه هدف اصلی او در این دیدار خواهد بود و او تنها
به پیشرفتهای میان گروههای مخالف افغانی که با آنها تماس قبلی داشته است، گوش کرده و نگاه خواهد
کرد. او پیشرفت کار درمانگاه را هنگامی که تا چند هفته دیگر به اسلام آباد بازگردد، به مأمور سفارتخانه
گزارش خواهد داد.
7 در حالی که ما نوع دوستی ضیا را تحسین می کنیم (که ما احساس می کنیم صمیمانه است)، ما انتظار
داریم که او به موانعی که دولت پاکستان در سر راهش می نهد برخورد خواهد کرد. هم به علت مشکلات
اداری و هم حساسیتهایی که نسبت به اعمال گذشته ضیا وجود دارد. هیومل
حمایت لیبی از شورشیان افغانستان
سند شماره (56)
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 1 اوت 79
شماره سند: 5820طبقه بندی: سری
موضوع: (سری) حمایت لیبی از شورشیان افغانستان
1 تمام متن سری
2 حمایت لیبی از شورشیان افغان (تلگرام عطف) در رابطه با عکس العملی است که سفیر محلی لیبی
در رابطه با رژیم خلقی از آغاز انقلاب 28 27 آوریل، 1978 اتخاذ کرده است. درست پس از این واقعه،
رژیم خلقی طی یک حرکت تلاش نمود تا ماهیت مارکسیست لنینیستی خود را با عباراتی چون «ما حامی
اسلام هستیم» در ظاهر تغییر دهد. پس از استماع این عبارت، الهادی عمرالحریک سفیر لیبی به سفیر
آمریکا گفت: «تفاوت فاحشی بین این سخن که شخص به اسلام احترام می گذارد و این گفته که وی
مسلمان است وجود دارد.
3 دیپلماتهای لیبی نسبت به تغییر و تحولات افغانستان بسیار مطلع و واقعگرا هستند. آمستوتز
ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار
سند شماره (57)
از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 6 اوت 79
به: وزارت امور خارجه خارجه واشنگتن دی. سی فوری طبقه بندی: سری
شماره سند: 5967
موضوع: ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار
1 (تمام متن سری است)
2 خلاصه: به دنبال نبرد روز قبل بین شورشیان افغان و نیروهای وفادار به رژیم خلقی کابل در 6 اوت
آرامش خود را دوباره به دست آورد. پس از برقراری نظم، نیروهای طرفدار رژیم خلقی اعلام کردند که
شورش از طرف «عوامل پاکستانی و ارتجاع ایرانی» انجام شده بود. این موضوع یکی از مبارزات شدیدی
را که رژیم خلقی با آن درگیر بود نشان داده، ثابت می کند که قدرت به دست گرفتن اوضاع را نیز دارد. با
این وصف، این واقعه مشکلات دیگری را برای رژیم خلقی و یاران روسیش فراهم آورده است. (پایان
خلاصه)
3 با فرا رسیدن سپیده دم در کابل در 6 اوت، شهر کاملاً آرام بود و تحت کنترل شدید رژیم خلقی قرار
داشت. به جز چند خیابان که دائما بسته بود، آمد و شد در خیابانهایی که روز قبل به وسیله شنی تانکها
تخریب شده بود مجاز اعلام گردیده بود.
4 بسیاری از نبردهای 5 اوت به نظر می رسید در بالاحصار، صحنه مبارزات متعدد تاریخی، در
نزدیکی کابل متمرکز بوده است. اصولاً، این برخورد بین نیروهای شورشی و نیروهای مسلح و نیروهای
مسلح وفادار به رژیم خلقی صورت گرفت. علت آغاز این درگیری هنوز مبهم است. بعضی از منابع مطلع
گزارش داده اند که عناصر شورشی حمله را آغاز کردند، ولی با عدم ورود نیروهای پشتیبان نتوانستند
پیشرفتی بنماید.
با وجود اینکه نیروهای شورشی در درون بالاحصار می جنگیدند، ولی پرچم سرخ دایما در بالای
بالاحصار در اهتراز بود این نشان دهنده این امر است که آنها نتوانسته اند کنترل کامل این مرکز نظامی را به
دست گیرند. شورش 5 اوت نیز، همچون قیام هزاره شیعه در 23 ژوئیه نتوانست نیروهای حمایت کننده ای
را در شهر جلب کند، گر چه در تمام طول شب تیراندازیهای پراکنده در کابل به گوش می رسید.
5 به علت اینکه منطقه هنوز در اشغال نیروهای خلقی است نمی توان آمار و ارقام دقیقی از تلفات و
خسارات به دست آورد، ولی صدای شلیک توپخانه و تانک و تیراندازی از طریق هلیکوپترها به طرف
بالاحصار حدود دو ساعت به طول انجامید که خود نمونه کشتار بیرحمانه رژیم خلقی است. یکی از منابع
افغانی که توانسته بود به منطقه نبرد نزدیک شود اطلاع داد که تعداد بسیاری از شورشیان به قتل رسیده اند.
از شماره تلفات بی اطلاع هستیم، ولی متوجه شدیم که رژیم به روی افرادی که در حال فرار از دروازه شهر
به طرف تپه های مشرف بر بالاحصار بودند آتش گشوده است. هلیکوپترهای جنگی نیز در اطراف جاده
لوگر کابل مشغول تیراندازی و پرواز بودند، که احتمالاً متوجه شورشیان فراری بود.
6 امروز کابل حالتی خشمگین و نفرت بار به خود گرفته است. یکی از افغانها به مقام سفارت اظهار
داشت: «اگر آنها تنها این هواپیماها را نداشتند، ما مسلمانها از آنها (شورشیان مترجم) حمایت
می کردیم. این اظهارنظر خود نشان دهنده مشت کوبنده رژیم خلقی علیه شورشیان است و در دل کسانی
که خواهان پیوستن به شورشیان هستند، هراسی عظیم ایجاد می کند.
7 اظهارنظر: یکی از نقاط ضعف اصلی رژیم خلقی در مبارزه بالاحصار در 5 اوت آشکار گشت:
کاهش اعتماد روزافزون، نسبت به سربازان عادی همچنین این حقیقت که رهبری خلقی دارای قدرتی
مخوف برای سرکوبی است که عبارت است از حمایت نیروهای اصلی کشور چون واحدهای کماندو،
بریگادهای مسلح، و نیروی هوایی. همچون انقلاب 28 27 آوریل 1978، نیروهای سوار زرهی این بار
نیز ثابت کردند که یکی از عوامل مهم در کنترل کابل به شمار می روند. هلیکوپترهای جنگی نیز همین نقش
را بازی می کند، البته با میزان کمتری. همانند درگیری یا قیام 23 ژوئن، این بار هم رژیم خلقی دست به یک
سری تبلیغات زد، به این ترتیب که توسط هلیکوپتر اعلامیه هایی را در اطراف شهر می پراکندند، و یا از
طریق بلندگو آنها را قرائت می کردند، و یا از طریق رادیو و تلویزیون آنها را به صورت تبلیغات تجارتی
پخش می کردند.
8 مبارزه بالاحصار بسیار مشکلتر از مبارزه با قیام هزاره شیعه بود. در این درگیری دائما باید مراقب
وسایل و تجهیزات نظامی موجود در بالاحصار می بودند که این نگرانی را می توانستیم در چهره ناظران
خارجی و برگزیدگان افغان مشاهده نماییم. پس از قیام هرات در ماه مارس و شورش جلال آباد در
آوریل، دائما گزارشهایی درباره فرار و پیوستن نیروهای نظامی به شورشیان می رسد که بعضی از این
نیروها بسیار مهم نیز بوده اند. با وجود اینکه نیروهای نظامی کابل هنوز نسبت به رژیم وفادار مانده اند.
اما فرار نیروی نیروهای انسانی ممکن است برای رژیم و ناظران روسی مشکلات فراوان به بار آورد.
شوروی تا به حال کمکهای مادی، تجهیزات نظامی و مستشار در اختیار رژیم قرار داده است. تعداد
مستشاران به حدود 2000 نفر رسیده که بسیاری از آنها مستقیما فرماندهی واحدها را به عهده گرفته اند.
به همین دلیل می توان گفت که ماهیت درگیری شوروی در افغانستان همانند درگیری آمریکا در ویتنام
است (برای مثل: به دست گرفتن کنترل تدریجی پایگاه هوایی باگرام توسط شوروی.)
9 در صورت ادامه وخامت نیروی انسانی، رژیم خلقی احتمالاً از شوروی تقاضای نیروهای رزمنده
را خواهد نمود. که در نتیجه آن شوروی ممکن است نیروهای خود را به کابل، جلال آباد و 36 منطقه دیگر
برای «حراست نظامیان شوروی» گسیل دارد. (تبصره: محله میکرویان کابل که محل سکونت روسهاست
در طول مبارزه پنجم اوت بوسیله نیروهای نظامی به شدت حراست می شد.) پایان اظهارنظر.
10 گزارش امنیتی: به هیچ یک از مقامات آمریکایی در پنجم اوت آسیبی وارد نشد نمایندگی آمریکا
همچنان به فعالیت عادی خود ادامه می دهد.
آمستوتز
کتاب سی ام
افغانستان (2)
افغانستان (2)
ماجرای ملاقات با وزیر خارجه جدید افغانستان دکتر شاه ولی
سند شماره (1)
از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 7 اوت 79
به: وزارت خارجه واشنگتن دی سی فوری
طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 6016
موضوع: ماجرای ملاقات من با وزیر خارجه جدید
افغانستان دکتر شاه ولی
1 (تمام متن خیلی محرمانه است.)
2 خلاصه. پریروز من یک ملاقات دوستانه با دکتر شاه ولی، معاون نخست وزیر و وزیر خارجه جدید
داشتم. من نامه تبریک وزیر خارجه ونس را به او دادم و در پاسخ شاه ولی از من خواست که به جای او
تشکر کنم. او همچنین از من خواست تا وزارت را از این مسئله که افغانستان خواهان ایجاد روابط
دوستانه ای با آمریکاست آگاه سازم و همچنین این مسئله که افغانستان خود را تهدیدی برای آمریکا به
حساب نمی آورد، او اطمینان داشت که دولت آمریکا مانعی در راه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی
جمهوری دموکراتیک افغانستان نخواهد بود. او در باره تحریفات و رفتار غیردوستانه صدای آمریکا و
همچنین مطبوعات آمریکایی در رابطه با مسئله افغانستان گله هایی کرد، اما زیاد در این باره صحبت
نکرد. در اثنای مذاکره، ماجرای مرگ «سفیر دابز» به میان آمد و من او را به طور خلاصه به این نحو در
جریان گذاشتم که دولت او در تلاش برای یافتن بعضی از اسرار این ماجرا همکاری نکرده است.
در جریان بررسی تقاضای دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان مبنی بر این که ما باید، ابعاد
مأموریتمان را کم کنیم، من چنین گفتم که حالا زمان مطرح کردن این موضوع نیست و او هم موضوع را
مطرح نکرد. وزیر خارجه امروز به قصد یک دیدار چهار روزه از بلغارستان اینجا را ترک خواهد گفت.
پایان خلاصه.
3 ملاقات من با وزیر خارجه یک روز پس از شورش بی نتیجه ارتش در روز پنجم اوت انجام گرفت.
عصبی بودن رژیم از وضع امنیتی وزارت کاملاً مشهود بود.
در جلوی در ورودی دو مسلسل سنگین که روی پایه سوار بودند از میان پنجره های شیشه ای به بیرون
نشانه رفته بودند و سربازهای اونیفورم پوش هم در اطراف آن ایستاده بودند. در اطاق جلوی وزیر
خارجه، من به سربازی برخوردم که با یک اسلحه آ کی 47 روی یک صندلی نشسته بود و به من نشانه
رفته بود. وقتی که من به دفتر کار وزیر راهنمایی شدم، سرباز اسلحه اش را برداشت و پشت سر من به طرف
درآمد. کابل این روزها اینچنین است.
4 به نظر می رسید دکتر شاه ولی از دریافت پیام ونس، وزیر خارجه خوشحال است. او پیام را به
دقت خواند و از این که وزیر خارجه آن را فرستاده بود خوشحال به نظر می رسید. من فکر می کنم که این
ژست و عکس العمل به جا بود گرچه مطمئن نیستم که شاه ولی درباره صلح کوچکترین اختلافی با ما
نداشته باشد. احتمالاً مهم ترین مسئله برای شاه ولی این بود که ارسال این پیام برای وزیر خارجه ایجاد
درد سرکرده است.
5 همان گونه که در خلاصه گفتم، شاه ولی از من خواست که تقاضای دولتش را برای ایجاد روابط