سند شماره (55)
از: سفارت آمریکا در اسلام آبادتاریخ: 1 اوت 1979
به: وزیر خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 8629
موضوع: ضیا ناصری با پروژه های جدید بازمی گردد
1 تمام متن محرمانه
2 ضیا ناصری افغانی آمریکایی با مأمور سفارت در اول اوت در زمانی که در بازگشت از آمریکا به
اسلام آباد وارد شد، با تلفن تماس گرفت. او گفت که چند هفته اخیر را در نیویورک و واشنگتن گذرانده
است اما قادر نبوده است به اندازه لازم با اعضای کنگره به خاطر مسافرت تابستانی اعضای کنگره
تماسهای مفیدی بگیرد.
3 ضیا توضیح داد که بازگشت او به پیشاور برای آغاز یک پروژه جدید است که او آن را درمانگاه
پشتو آمریکایی برای آوارگان افغانی می نامد. او می گوید، درمانگاه در آغاز در شهر پیشاور پایه گذاری
خواهد شد اما احتمالاً به نواحی نزدیک به جبهه افغانستان پاکستان حرکت خواهد کرد.
4 ضیا مدعی است که تعهد پشتیبانی شخصیتها و شرکتهای آمریکایی را برای تأمین منابع پزشکی،
مواد و پرسنل برای راه انداختن درمانگاه در اختیار دارد. او وانت فولکس واگن خودش را با کشتی از
نیویورک حمل کرده تا به عنوان آمبولانس برای طرح به کار گیرد. او در نظر دارد که اطبای بومی پاکستانی
را استخدام کند تا درمانگاه را اداره کنند. تا هنگامی که او بتواند حمایت بیشتر به دست آورده و دکترهای
آمریکایی را به کار گیرد.
5 با وجود شروع کار یک درمانگاه بیماران سرپایی، ضیا تصور می کند که کار پیشرفت کرده به یک
بیمارستان منظم می رسد. او در مورد جوار دولت پاکستان برای این طرح اطلاعی نداشت.
6 نظریه: ضیا ناصری به مأمور سفارت گفت درمانگاه هدف اصلی او در این دیدار خواهد بود و او تنها
به پیشرفتهای میان گروههای مخالف افغانی که با آنها تماس قبلی داشته است، گوش کرده و نگاه خواهد
کرد. او پیشرفت کار درمانگاه را هنگامی که تا چند هفته دیگر به اسلام آباد بازگردد، به مأمور سفارتخانه
گزارش خواهد داد.
7 در حالی که ما نوع دوستی ضیا را تحسین می کنیم (که ما احساس می کنیم صمیمانه است)، ما انتظار
داریم که او به موانعی که دولت پاکستان در سر راهش می نهد برخورد خواهد کرد. هم به علت مشکلات
اداری و هم حساسیتهایی که نسبت به اعمال گذشته ضیا وجود دارد. هیومل
حمایت لیبی از شورشیان افغانستان
سند شماره (56)
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 1 اوت 79
شماره سند: 5820طبقه بندی: سری
موضوع: (سری) حمایت لیبی از شورشیان افغانستان
1 تمام متن سری
2 حمایت لیبی از شورشیان افغان (تلگرام عطف) در رابطه با عکس العملی است که سفیر محلی لیبی
در رابطه با رژیم خلقی از آغاز انقلاب 28 27 آوریل، 1978 اتخاذ کرده است. درست پس از این واقعه،
رژیم خلقی طی یک حرکت تلاش نمود تا ماهیت مارکسیست لنینیستی خود را با عباراتی چون «ما حامی
اسلام هستیم» در ظاهر تغییر دهد. پس از استماع این عبارت، الهادی عمرالحریک سفیر لیبی به سفیر
آمریکا گفت: «تفاوت فاحشی بین این سخن که شخص به اسلام احترام می گذارد و این گفته که وی
مسلمان است وجود دارد.
3 دیپلماتهای لیبی نسبت به تغییر و تحولات افغانستان بسیار مطلع و واقعگرا هستند. آمستوتز
ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار
سند شماره (57)
از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 6 اوت 79
به: وزارت امور خارجه خارجه واشنگتن دی. سی فوری طبقه بندی: سری
شماره سند: 5967
موضوع: ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار
1 (تمام متن سری است)
2 خلاصه: به دنبال نبرد روز قبل بین شورشیان افغان و نیروهای وفادار به رژیم خلقی کابل در 6 اوت
آرامش خود را دوباره به دست آورد. پس از برقراری نظم، نیروهای طرفدار رژیم خلقی اعلام کردند که
شورش از طرف «عوامل پاکستانی و ارتجاع ایرانی» انجام شده بود. این موضوع یکی از مبارزات شدیدی
را که رژیم خلقی با آن درگیر بود نشان داده، ثابت می کند که قدرت به دست گرفتن اوضاع را نیز دارد. با
این وصف، این واقعه مشکلات دیگری را برای رژیم خلقی و یاران روسیش فراهم آورده است. (پایان
خلاصه)
3 با فرا رسیدن سپیده دم در کابل در 6 اوت، شهر کاملاً آرام بود و تحت کنترل شدید رژیم خلقی قرار
داشت. به جز چند خیابان که دائما بسته بود، آمد و شد در خیابانهایی که روز قبل به وسیله شنی تانکها
تخریب شده بود مجاز اعلام گردیده بود.
4 بسیاری از نبردهای 5 اوت به نظر می رسید در بالاحصار، صحنه مبارزات متعدد تاریخی، در
نزدیکی کابل متمرکز بوده است. اصولاً، این برخورد بین نیروهای شورشی و نیروهای مسلح و نیروهای
مسلح وفادار به رژیم خلقی صورت گرفت. علت آغاز این درگیری هنوز مبهم است. بعضی از منابع مطلع
گزارش داده اند که عناصر شورشی حمله را آغاز کردند، ولی با عدم ورود نیروهای پشتیبان نتوانستند
پیشرفتی بنماید.
با وجود اینکه نیروهای شورشی در درون بالاحصار می جنگیدند، ولی پرچم سرخ دایما در بالای
بالاحصار در اهتراز بود این نشان دهنده این امر است که آنها نتوانسته اند کنترل کامل این مرکز نظامی را به
دست گیرند. شورش 5 اوت نیز، همچون قیام هزاره شیعه در 23 ژوئیه نتوانست نیروهای حمایت کننده ای
را در شهر جلب کند، گر چه در تمام طول شب تیراندازیهای پراکنده در کابل به گوش می رسید.
5 به علت اینکه منطقه هنوز در اشغال نیروهای خلقی است نمی توان آمار و ارقام دقیقی از تلفات و
خسارات به دست آورد، ولی صدای شلیک توپخانه و تانک و تیراندازی از طریق هلیکوپترها به طرف
بالاحصار حدود دو ساعت به طول انجامید که خود نمونه کشتار بیرحمانه رژیم خلقی است. یکی از منابع
افغانی که توانسته بود به منطقه نبرد نزدیک شود اطلاع داد که تعداد بسیاری از شورشیان به قتل رسیده اند.
از شماره تلفات بی اطلاع هستیم، ولی متوجه شدیم که رژیم به روی افرادی که در حال فرار از دروازه شهر
به طرف تپه های مشرف بر بالاحصار بودند آتش گشوده است. هلیکوپترهای جنگی نیز در اطراف جاده
لوگر کابل مشغول تیراندازی و پرواز بودند، که احتمالاً متوجه شورشیان فراری بود.
6 امروز کابل حالتی خشمگین و نفرت بار به خود گرفته است. یکی از افغانها به مقام سفارت اظهار
داشت: «اگر آنها تنها این هواپیماها را نداشتند، ما مسلمانها از آنها (شورشیان مترجم) حمایت
می کردیم. این اظهارنظر خود نشان دهنده مشت کوبنده رژیم خلقی علیه شورشیان است و در دل کسانی
که خواهان پیوستن به شورشیان هستند، هراسی عظیم ایجاد می کند.
7 اظهارنظر: یکی از نقاط ضعف اصلی رژیم خلقی در مبارزه بالاحصار در 5 اوت آشکار گشت:
کاهش اعتماد روزافزون، نسبت به سربازان عادی همچنین این حقیقت که رهبری خلقی دارای قدرتی
مخوف برای سرکوبی است که عبارت است از حمایت نیروهای اصلی کشور چون واحدهای کماندو،
بریگادهای مسلح، و نیروی هوایی. همچون انقلاب 28 27 آوریل 1978، نیروهای سوار زرهی این بار
نیز ثابت کردند که یکی از عوامل مهم در کنترل کابل به شمار می روند. هلیکوپترهای جنگی نیز همین نقش
را بازی می کند، البته با میزان کمتری. همانند درگیری یا قیام 23 ژوئن، این بار هم رژیم خلقی دست به یک
سری تبلیغات زد، به این ترتیب که توسط هلیکوپتر اعلامیه هایی را در اطراف شهر می پراکندند، و یا از
طریق بلندگو آنها را قرائت می کردند، و یا از طریق رادیو و تلویزیون آنها را به صورت تبلیغات تجارتی
پخش می کردند.
8 مبارزه بالاحصار بسیار مشکلتر از مبارزه با قیام هزاره شیعه بود. در این درگیری دائما باید مراقب
وسایل و تجهیزات نظامی موجود در بالاحصار می بودند که این نگرانی را می توانستیم در چهره ناظران
خارجی و برگزیدگان افغان مشاهده نماییم. پس از قیام هرات در ماه مارس و شورش جلال آباد در
آوریل، دائما گزارشهایی درباره فرار و پیوستن نیروهای نظامی به شورشیان می رسد که بعضی از این
نیروها بسیار مهم نیز بوده اند. با وجود اینکه نیروهای نظامی کابل هنوز نسبت به رژیم وفادار مانده اند.
اما فرار نیروی نیروهای انسانی ممکن است برای رژیم و ناظران روسی مشکلات فراوان به بار آورد.
شوروی تا به حال کمکهای مادی، تجهیزات نظامی و مستشار در اختیار رژیم قرار داده است. تعداد
مستشاران به حدود 2000 نفر رسیده که بسیاری از آنها مستقیما فرماندهی واحدها را به عهده گرفته اند.
به همین دلیل می توان گفت که ماهیت درگیری شوروی در افغانستان همانند درگیری آمریکا در ویتنام
است (برای مثل: به دست گرفتن کنترل تدریجی پایگاه هوایی باگرام توسط شوروی.)
9 در صورت ادامه وخامت نیروی انسانی، رژیم خلقی احتمالاً از شوروی تقاضای نیروهای رزمنده
را خواهد نمود. که در نتیجه آن شوروی ممکن است نیروهای خود را به کابل، جلال آباد و 36 منطقه دیگر
برای «حراست نظامیان شوروی» گسیل دارد. (تبصره: محله میکرویان کابل که محل سکونت روسهاست
در طول مبارزه پنجم اوت بوسیله نیروهای نظامی به شدت حراست می شد.) پایان اظهارنظر.
10 گزارش امنیتی: به هیچ یک از مقامات آمریکایی در پنجم اوت آسیبی وارد نشد نمایندگی آمریکا
همچنان به فعالیت عادی خود ادامه می دهد.
آمستوتز
کتاب سی ام
افغانستان (2)
افغانستان (2)
ماجرای ملاقات با وزیر خارجه جدید افغانستان دکتر شاه ولی
سند شماره (1)
از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 7 اوت 79
به: وزارت خارجه واشنگتن دی سی فوری
طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 6016
موضوع: ماجرای ملاقات من با وزیر خارجه جدید
افغانستان دکتر شاه ولی
1 (تمام متن خیلی محرمانه است.)
2 خلاصه. پریروز من یک ملاقات دوستانه با دکتر شاه ولی، معاون نخست وزیر و وزیر خارجه جدید
داشتم. من نامه تبریک وزیر خارجه ونس را به او دادم و در پاسخ شاه ولی از من خواست که به جای او
تشکر کنم. او همچنین از من خواست تا وزارت را از این مسئله که افغانستان خواهان ایجاد روابط
دوستانه ای با آمریکاست آگاه سازم و همچنین این مسئله که افغانستان خود را تهدیدی برای آمریکا به
حساب نمی آورد، او اطمینان داشت که دولت آمریکا مانعی در راه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی
جمهوری دموکراتیک افغانستان نخواهد بود. او در باره تحریفات و رفتار غیردوستانه صدای آمریکا و
همچنین مطبوعات آمریکایی در رابطه با مسئله افغانستان گله هایی کرد، اما زیاد در این باره صحبت
نکرد. در اثنای مذاکره، ماجرای مرگ «سفیر دابز» به میان آمد و من او را به طور خلاصه به این نحو در
جریان گذاشتم که دولت او در تلاش برای یافتن بعضی از اسرار این ماجرا همکاری نکرده است.
در جریان بررسی تقاضای دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان مبنی بر این که ما باید، ابعاد
مأموریتمان را کم کنیم، من چنین گفتم که حالا زمان مطرح کردن این موضوع نیست و او هم موضوع را
مطرح نکرد. وزیر خارجه امروز به قصد یک دیدار چهار روزه از بلغارستان اینجا را ترک خواهد گفت.
پایان خلاصه.
3 ملاقات من با وزیر خارجه یک روز پس از شورش بی نتیجه ارتش در روز پنجم اوت انجام گرفت.
عصبی بودن رژیم از وضع امنیتی وزارت کاملاً مشهود بود.
در جلوی در ورودی دو مسلسل سنگین که روی پایه سوار بودند از میان پنجره های شیشه ای به بیرون
نشانه رفته بودند و سربازهای اونیفورم پوش هم در اطراف آن ایستاده بودند. در اطاق جلوی وزیر
خارجه، من به سربازی برخوردم که با یک اسلحه آ کی 47 روی یک صندلی نشسته بود و به من نشانه
رفته بود. وقتی که من به دفتر کار وزیر راهنمایی شدم، سرباز اسلحه اش را برداشت و پشت سر من به طرف
درآمد. کابل این روزها اینچنین است.
4 به نظر می رسید دکتر شاه ولی از دریافت پیام ونس، وزیر خارجه خوشحال است. او پیام را به
دقت خواند و از این که وزیر خارجه آن را فرستاده بود خوشحال به نظر می رسید. من فکر می کنم که این
ژست و عکس العمل به جا بود گرچه مطمئن نیستم که شاه ولی درباره صلح کوچکترین اختلافی با ما
نداشته باشد. احتمالاً مهم ترین مسئله برای شاه ولی این بود که ارسال این پیام برای وزیر خارجه ایجاد
درد سرکرده است.
5 همان گونه که در خلاصه گفتم، شاه ولی از من خواست که تقاضای دولتش را برای ایجاد روابط
نزدیک با آمریکا منعکس کنم. با این فرض که حزب او مورد ستم واقع شده و درباره اش بد قضاوت شده
است او دلیل آورد که دولتش هیچ گاه عملی برخلاف منافع ایالات متحده انجام نداده است و به ندرت در
موقعیتی قرار گرفته است که بتواند برای آمریکا تهدیدی به حساب آید. او مطمئن بود که مردم آمریکا
نمی توانند نسبت به اصلاحات اقتصادی و اجتماعی که رژیم برای ریشه کن کردن فئودالیزم انجام می دهد
اعتراضی بکنند. من به او گفتم که این پیامش را خواهم رساند.
6 ما حدود 50 دقیقه صحبت کردیم. من قصد داشتم که خیلی زودتر از آنجا بروم، اما هر بار که خیال
رفتن داشتم او سؤال جدیدی را پیش می کشید. در این موقعیت حساس و بحرانی در روابط ما، من تصور
کردم که این خیلی مهم است که علاقه مند و حساس جلوه کنم و سعی کنم تا به میزانی روابط شخصیم را با
این مرد گسترش دهم.
7 شاه ولی خجالتی و در برخورد با اشخاص بیگانه کمروست، اما مانند ملاقات قبلی مان، آوریل
گذشته، او به مرور زمان گرم و صمیمی می شود. او به نرمی و تقریبا نجوا مانند حرف می زند. هرگز زیاد
صحبت نمی کند و غالبا در جواب دادن طفره می رود. او انگلیسی را به خوبی صحبت می کند. در آغاز
ملاقاتمان، ما با هم عکس انداختیم، خواهیم دید که آیا این عکسها در مطبوعات محلی چاپ خواهد شد
یا خیر.
او کسی را نداشت که در حال صحبت سخنانش را یادداشت کند.
8 پس از بیان این نکته که دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان خواهان ایجاد روابط دوستانه با
آمریکا می باشد، شاه ولی مختصرا درباره دو موضوع گله کرد. اخبار صدای آمریکا و انتقادات مطبوعات
آمریکا. او روی این مسئله زیاد تکیه نکرد و من هم برای اینکه مناظره جدیدی شروع نکنیم چیزی نگفتم.
9 در طول صحبت، جریان مرگ سفیر «دابز» به میان آمد. من به طور مختصر او را از ناخشنودی
خودمان در رابطه با عدم همکاری جمهوری دموکراتیک افغانستان در تحقیق این جریان آگاه کردم. به او
گفتم که از آغاز آن ماجرای غم انگیز در 14 فوریه، دولت او هیچ گونه علاقه به همکاری نشان نداده است.
وزارتخانه او تاکنون به سه یادداشتی که اخیرا تقاضای اطلاعات خاصی را در مورد مرگ «دابز» داشته
است، هیچ گونه جوابی نداده است. من به شاه ولی گفتم که دلیل این اقدام کنگره مبنی بر رد دادن کمکهای
اقتصادی به کشور او نقشی است که دولت وی در این ماجرا داشته است. جواب شاه ولی از روی بغض و
کینه نبود. او گفت این مسئله که آمریکا کمکها را متوقف کند یا نه موضوعی است که مربوط به خود آمریکا
می شود. در حالی که دولت آمریکا با تمام منابع و امکاناتش هنوز نتوانسته اسرار ترور پرزیدنت کندی را
فاش کند، چرا باید انتظار داشته باشیم که دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان در برخورد با مرگ سفیر
«دابز» بهتر از آمریکا عمل کند.
10 من همچنین به شاه ولی گفتم که در زمینه تقاضای آنها برای ایجاد روابط دوستانه با آمریکا، قبلاً
هیچ اقدامی در مخالفت با جمهوری دموکراتیک افغانستان انجام نداده ایم، گرچه قبلاً از طریق اظهاراتی
که در رادیو و مطبوعات کنترل شده دولت جمهوری دمکراتیک افغانستان شنیده بودیم، این مسئله برای ما
روشن بود که بعضی از اعضای دولت معتقدند که عملی در جهت مخالفت با آنها انجام داده ایم و بدون شک
کوشش داشتند که این موضوع را به مردم افغانستان هم القاء کنند. من گفتم که این عمل نمی تواند. کمکی به
بهبود روابط میان آمریکا و افغانستان کند. من از شاه ولی خواستم که اگر دلیلی مبنی بر دخالت آمریکا دارد