(ساف) است. (ساف یک پوشش سیاسی - قانونی است که فعالیتها را هماهنگ کرده، در تضادهای
عقیدتی میانجیگری می نماید و به عنوان یک دولت در تبعید «بدون استفاده از این عنوان» عمل می کند.)
فتح نماینده موضع میانه رو ساف بوده و سعی بر آن دارد تا یک دولت فلسطینی مستقل در ساحل غربی رود
اردن و نوار غزه ایجاد نماید. لیکن در نوامبر 1977 پس از ابتکار صلح سادات نظامیگری جدید دیگری از
سازمان فتح بروز کرد. در ماه دسامبر، این گروه در اجلاس برخورد و مقاومت در تریپولی شرکت جست و
سوگند یاد کرد که اسرائیل را نه به رسمیت بشناسد و نه بر سر میز مذاکره با آنها بنشیند و نه از در صلح با
آنها درآید. در همان حال یک اعلامیه اتحاد جداگانه فلسطینی سبب آشتی بین سازمان فتح و گروههای
رادیکال تر فلسطینی که در زمره ارتدادیون درآمده بودند گردید.
(طبقه بندی نشده) در سال 1978، کمیته مرکزی فتح بیانیه شدیداللحن دیگری انتشار داد که در آن
خاطر نشان ساخته بود که «رخدادها ثابت کرده اند ...(که) بدون زور و مبارزه نمی توان به صلحی عادلانه
دست یافت. بلکه سرانجام آن تسلیم خواهد بود» و به دنبال انتشار چهارچوب صلح کمپ دیوید، کمیته
مرکزی از همه فلسطینیها خواست تا «این خودمختاری پیشنهادی را به این دلیل اشغال صهیونیزم را
محترم شمرده است، رد نمایند، و انتخابات در سرزمینهای اشغالی را تحریم کنند. چون نمایندگان انتخابی
حافظ منافع امپریالیسم خواهند بود، و هرگونه سازش و معامله با دشمن صهیونیستی را تحت عنوان
کمپ دیوید و تحت نفوذ سادات نپذیرند.»
(طبقه بندی نشده) در همان حال که سازمان فتح اعراب و فلسطینیان را به اتحاد فرامی خواند، سعی
برآن دارد که از سلطه یافتن دولتی عربی و یا گروههای چپگرا بر نهضت مقاومت فلسطین جلوگیری به
عمل آورد. ناسیونالیزم بسیار شدید نیز از اصول حاکم بر این نهضت می باشد.
(طبقه بندی نشده) تحت پوشش میانه روی و با استفاده از اسم مستعار سپتامبر سیاه، سازمان فتح به
بهره برداری از عملیات تروریستی بین المللی پرداخت. با وجود اینکه این سازمان مسئولیت عملیات
انجام شده در اسرائیل و سرزمینهای اشغالی را به عهده گرفته و به عملیات انتقام جویانه خود در عراق
مشغول است، هنوز مسئولیت هیچ یک از عملیات بین المللی در خاک بیگانه را تحت عنوان نام خود قبول
نکرده است. از زمان پیدایش کمپ دیوید چند تن از رهبران فتح منافع آمریکا در خاورمیانه را مورد تهدید
قرار داده اند، ولی عملاً کاری انجام نداده اند.
نیروی تقریبی
(طبقه بندی نشده) 000/8 تا 000/10 نفر
(طبقه بندی نشده) سازمان سپتامبر سیاه: در اوج فعالیتهای خود در سال 73-1972 تعداد 300 نفر
نیرو داشته است.
رهبران اصلی:
(طبقه بندی نشده) یاسر عرفات (ابوعمار). در سال 1929 در اورشلیم متولد گردید.
(طبقه بندی نشده) عرفات که یکی از اعضای قبیله حسینی و خویشاوند دور مفتی اعظم فقید است در
جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 شرکت داشت. خانواده او به نوار غزه پناهنده شدند و خود او در
دانشگاه قاهره به تحصیل پرداخت و در همان جا ریاست فدراسیون دانشجویان فلسطینی را به عهده
گرفت. رئیس جمهور مصر یعنی ناصر تصمیم گرفت حملات فدائیون را از نوار غزه به داخل خاک اسرائیل
تحت کنترل درآورد و به این ترتیب عرفات زندانی گردید. او بعدها آزاد شد و در خدمت ارتش مصر در
جنگ سوئز در سال 1956 شرکت جست.
(طبقه بندی نشده) عرفات به کویت رفت و با گروه کوچکی از پناهندگان فلسطینی سازمان فتح را با
هسته هایی مخفی در جبهه آزادیبخش ملی الجزایر تأسیس نمود. در سال 1964 وی تمام مشاغل دیگر
خود را ترک گفت تا تمام زندگیش را وقف انقلاب فلسطین سازد. وی دارای زندگی شخصی نیست. از
زمان آغاز به کار در اول ژانویه 1965 عرفات در طرح و هدایت بسیاری از عملیات چریکی فتح دست
داشت. به دلیل نبرد مسلحانه فتح و رهبری وی در این هسته بسیار فعال، عرفات توانست نظارت شدیدی
بر سازمان ساف که بسیار ضعیف شده بود در سال 1969 اعمال نماید.
(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) به خاطر استعداد دیپلماتیک و سیاسیش به عنوان رهبر
مقاومت فلسطین، عرفات توانسته است جان سالم به در ببرد. تنها معیار مشخص کننده سیاست خارجی او
در قبال دیگر ملل برخورد آنها با انقلاب فلسطین است. وی اساسا فردی است فاقد یک ایدئولوژی و
بسیار فرصت طلب که سعی دارد با همه کشورهای عربی چه محافظه کار و چه پیشرو روابط حسنه برقرار
سازد، تا از حمایت مالی، اخلاقی، دیپلماتیک و تسلیحاتی آنها جهت پیشبرد انقلاب ملی بهره برد. عرفات
که میل دارد بین متحدین عربی خود فرقی قائل نشود، به فعالیتهای مستقلی نیز دست زده است که
همردیفان خود را بسیار عصبانی کرده است. عرفات که همیشه سعی دارد کاری انجام دهد که فلسطینیها
نیز در مراحل صلح و نتایج آن شرکت داشته باشند و سوریها نیز بر نهضت مقاومت و فعالیتهای او نتوانند
تسلط پیدا کنند. مدتها بعد از اینکه دیگر اعضای نهضت و دیگر افراد جهان عرب با لحنی تند با سادات و
مصر برخورد می کردند، وی با لحن و عملی حاکی از احتیاط با این موضوع روبرو می شد. وی اعلامیه
اتحاد میان فلسطینیها را با این ادعا که وی به عنوان رهبر ساف بالاتر از گروههاست امضا نکرد و این کار
وی گویا از لحن تهاجمی اعلامیه علیه تلاشهای سادات سرچشمه می گیرد.
(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) روابط عرفات با سوریه نیز تابع سیاست واقعی است. در
مراحل اولیه جنگ 76-1975 لبنان، که در آن سوریه به حمایت از مسیحیان دست راستی علیه مسلمان
دست چپی و متحدین فلسطینی شرکت داشت، این طور به نظر می رسید که عرفات و حافظ اسد رئیس
جمهور سوریه دشمنان آشتی ناپذیر باشند. ولی عرفات با تلاش خود نهضت مقاومت را از صحنه برخورد
مسیحی / سوری کنار نگهداشت و با سوریه علیه عراق و گروههای مخالف آن متحد گردید. پیوند منافع
عرفات و اسد،سبب مداومت تسلط «محافظه کارانه» عرفات بر ساف شده است.
(طبقه بندی نشده) سفر عرفات به همراه رهبر لیبی معمرقذافی به اردن در سپتامبر سال 1978 سبب
بروز نارضایتی دیگر گروههای فلسطینی و همکاران فتح گردید که علت این نارضایتی نیز عدم مشورت با
این گروهها بوده است. عصبانیت آنها به این جهت بود که درباره ملاقات با شاه حسین، فردی که مسئول
اخراج هزاران چریک فلسطینی در سال 71-1970 بود به آنها اطلاعی داده نشده بود. احیای روابط بین
فلسطین و اردن که به صورت یک طرفه از جانب عرفات صورت گرفته بود هنوز هم موضوع مورد
اختلاف درون فلسطین می باشد.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) در سال 1978، مانورهای سودجویانه عرفات در چند
واقعه بعد از جنگ لبنان، مخالفت شدیدی از طرف رفقای افراطی تر وی بروز داد و باعث شد تا وی از
شدیدترین بوته های آزمایش سیاسی موفق بیرون آید. برای اولین بار عرفات دستور داد تا علیه مخالفین
درون سلسله مراتب فتح، عملیات نظامی اجرا گردد. در نتیجه، سازمان فتح به یک سری عملیات
تروریستی علیه عراق دست زد. چون این کشور از سازمان ژوئن سیاه قنبری النباء که میانه روهای فتح را
مورد حمله قم قرار داد و به تحریک چپیهای فتح پرداخته بود، حمایت می کرد. بنابراین عرفات که
مهمترین حامی اتحاد بین اعراب و فلسطینیهاست به خاطر محکم کردن سلطه خود در فتح و نهضت کلی
فلسطینیها با اعراب و فلسطینیها به مبارزه پرداخت. موضع رهبری که از مدتها پیش به علت مهارتهای
سیاسی وی اشغال شده بود به علت پیشدستی او در به کار گرفتن زور علیه مخالفین کوچکتر محفوظ ماند.
(طبقه بندی نشده) در سال 1978 سلسله مراتب تصمیم گیری ساف به وسیله دیگر گروههای
فلسطینی که بیشتر خواهان تصمیم گیری به روش همکاری و «دموکراتیک» هستند مورد انتقاد قرار
گرفت. با وجود اینکه از عرفات با ذکر نام یاد نشده بود، ولی روشن است که تحمیل روش محافظه کارانه در
لبنان و نیز اعمال انضباطی «دیکتاتورمآبانه» او اهداف اصلی مورد انتقاد بوده است. عرفات که خود را
تجسم عینی انقلاب فلسطینی می داند، منتقدانی را که مخالفت خود را اعلام می دارند، نادیده می انگارد.
(طبقه بندی نشده) عرفات که دائما در حال سفر است گاهی به نظر می رسد که از سفر به عنوان وسیله
فرار از مشکلات درونی فلسطین استفاده می کند. اعلام رسمیت همه جانبه ای که در حمایت از ساف شده
است. بیشتر مرهون مهارتهای وی در تلاش و روابط عمومی می باشد. او تاکنون به عنوان سرپرست یک
هیئت فلسطینی چندین بار به شوروی سفر کرده است. درآوریل 1977 ، وی برای اولین بار به طور رسمی
با برژنف ریاست حزب کمونیست شوروی ملاقات نمود. در ماه مه 1978 عرفات از شوروی به عنوان
رهبر فتح دیدار نمود. خلاصه اینکه وی فقط در سال 1978 سه بار به مسکو سفر نمود.
(طبقه بندی نشده) عرفات از تروریسم بین المللی حمایت نمی کند، چون آن را عامل مداخله گر در
تلاشهای دیپلماتیک برای پیشبرد آرمان فلسطین می داند. چون شایع شده بود که وی به هنگام کشتاری
که توسط سازمان سپتامبر سیاه در خارطوم در مارس 1973 رخ داد در یک پایگاه مخابراتی فتح حضور
داشته است، تا مدتی به شهرتش لطماتی وارد شده بود. با این وصف، عرفات اعلام می دارد که عملیات
سازمان فتح علیه اسرائیل و مناطق اشغالی بخشی از نبرد مسلحانه مشروع فلسطینی هاست و اخیرا
پیشنهاد کرده است که در صورتی که فلسطینیها را وادار به پذیرفتن طرح خودمختاری ساحل غربی و نوار
غزه بنمایند، چریکها منافع آمریکا در خاورمیانه را مورد تهاجم قرار خواهند داد. وی به یک نماینده
کنگره آمریکا اطمینان داد که ایجاد یک دولت فلسطینی در قلمرو محدود باعث خواهد شد که در استفاده
از روشهای خشونت بار جهت توسعه قلمرو خود محدودیتهایی به وجود آورد و علاوه بر این باعث خواهد
شد که اسرائیل بی قید و شرط به رسمیت شناخته شود. نظریات عرفات و دیگر همکارانش درباره عملیات
احتمالی ملی فلسطینی چندان نیز واضح نیست.
(طبقه بندی نشده) به عنوان رئیس کمیته مرکزی فتح، ریاست کمیته اجرائی ساف، و فرماندهی کل
نیروهای انقلاب فلسطین، عرفات نیرومندترین رهبر فلسطینی می باشد.
(طبقه بندی نشده) صلاح خلف (ابوایاد). در سال 1933 در شهر یافا متولد شده است.
(طبقه بندی نشده) خلف در سال 1948 اسرائیل را به قصد نوار غزه ترک نمود. پس از آن به دانشگاه
قاهره رفت و با عرفات آشنا شد و به عنوان دستیار وی در فدراسیون دانشجویی فلسطینی به فعالیت
پرداخت. خلف از اولین پایه گذاران فتح است و کمکهای شایانی در تشکیل اولین هسته های مخفی آن
نموده است. تا سال 1967 در کویت کار می کرد و پس از آن به فعالیت تمام وقت در فتح پرداخت. در سال
1970 خلف در اردن دستگیر شد. لیکن وساطت ناصر، رهبر مصر باعث ممانعت از اعدام وی گردید.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه / هشدار اطلاعاتی) خلف که معمولاً از او به عنوان دومین
شخصیت نیرومند فتح یاد می شود. مطمئنا در رأس سازمان قرار دارد و احتمالاً مهمترین رهبر سازمان
سپتامبر سیاه که اکنون در خفا به سر می برد، بوده است. او به این علت که در وطن فرصت مبارزه نبود،
حامی تروریسم بین المللی شده بود. نام خلف در رابطه با عملیات سپتامبر 1972 در المپیک مونیخ، توطئه
برای سرنگونی شاه حسین اردنی در اکتبر 1974 و تصرف سفارت مصر در مادرید در سپتامبر 1975 برده
می شود. هرگاه که یکی از فرماندهان مورد اعتماد خلف سفری داشته باشد شایع می شود که تروریسم
بین المللی سازمان سپتامبر سیاه هنوز پایان نیافته است.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه و همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) خلف عملیات رباط را
مستقلاً به عهده گرفت، چون کمیته مرکزی فتح در طول 6 ماه قبل از آن عملیات وی را فاقد هرگونه نقش
در ساف اعلام کرده بود. عرفات به سازمان سپتامبر سیاه دستور داده بود که عملیات خود را در سپتامبر
1974 متوقف سازد. بعضی از دولتهای عربی نیز که به اعتبار چپگرایانه خلف علاقه مند بودند، به قولی
اصرار داشته اند که وی این عملیات را ادامه دهد. از طریق انجام عملیات رباط، خلف قصد داشته است
ثابت کند که در رابطه با نهضت فلسطینی وی دارای قدرتی بی چون و چرا می باشد. پس از فاش شدن این
توطئه و به دنبال آن چند هفته غیبت محتاطانه، خلف دوباره در مرکز ساف با نقشی مهمتر و خطیرتر ظاهر
گشت.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه و همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) خلف نیز مانند عرفات
در روابط خود با دولت های عربی و گروههای فلسطینی مستقل و با انعطاف پذیری عمل می کند. وی اولین
شخصیت فلسطینی بود که با رهبر لیبیایی یعنی قذافی تماس برقرار ساخت و چندین بار کمکهای مالی و
تسلیحاتی از وی دریافت نمود. پس از کناره گیری از قذافی، احتمالاً خلف با عناصر رهبریت مصر
ارتباطهایی برقرار کرده است. پس از آن به اتحاد با سوریه دست زد: وی نقش بسیار مهمی در مذاکرات
سوریه و لبنان ایفا کرد و به حمایت از مخالفت سوریه علیه ابتکار (صلح-م) سادات پرداخت و خواستار
سرنگونی رئیس جمهوری مصر گردید.
(طبقه بندی نشده) در بهار سال 1978 به هنگام بروز مشاجرات درونی فتح وی رفتار مشابه دیگری
نیز بروز داد. اصولاً در ماه آوریل خلف با همکاری با نیروهای سازمان ملل که می خواستند عقب نشینی
اسرائیل را سهولت ببخشند، مخالفت ورزید. ظاهرا وی از چپیهای فتح که می خواستند به اسرائیل به
هنگام عقب نشینی حمله نمایند، حمایت می کرد. هنگامی که عرفات و دیگر متحدینش با چپیها برخورد
قاطع نشان دادند، او نیز به جای مخالفت، به تأیید میانه روهای مسلط پرداخت و مشکلات فتح را به گردن
«عراقیهای خرابکار» انداخت و به طور موقت از لبنان خارج شد و پس از خاتمه طوفان دوباره مراجعت
نمود.
(طبقه بندی نشده) اخیرا، خلف در لبنان نقش واسطه یا میانجی را ایفا می کرده است: وی برخلاف
تمایل رادیکالهای فلسطینی با نخست وزیر لبنان ملاقات نمود و خواستار تشکیل اجلاسی بین نمایندگان
ساف و راست گرایان لبنان گردید. خلف اظهار داشت که فلسطینیها و لبنانیها هر دو در این بحران لبنان
درگیر هستند و این جنگ نیز به وسیله آمریکا ترتیب داده شده، تا ساف نابود شود.
(طبقه بندی نشده) تمایل خلف به اشاعه افکار و اعمال به طرقی که عرفات «دیپلمات» و یا
«سیاستمدار»اصلاً موافق آنها نیست، سبب شده است که عرفات از این وضع کاملاً بهره برداری نماید. در
اجلاس تریپولی در سال 1977 خلف بود که به جای عرفات اسناد رسمی سازمان فتح را امضاء کرد و به
این وسیله خود را از همکاری با مرتدین مبرا نمود. ولی چون در سازمان فتح خلف نیز دارای پایگاه قدرت
مخصوص به خودش می باشد و منابع مالی مخصوص به خود نیز دارد، عرفات سعی دارد به نحوی بر
عملیات وی کنترل و نظارت اعمال نماید.
(طبقه بندی نشده) یاداشتهای خلف، به صورت کتابی به نام فلسطینی آواره در فوریه سال 1978
منتشر گردید.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه و همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) خلف رئیس دفتر
امنیتی متحده و نیز عضو کمیته مرکزی سازمان فتح می باشد.
(طبقه بندی نشده) خلیل ابراهیم الوزیر (ابوجهاد). در سال 1931 یا 1941 در غزه متولد گردیده
است.(؟)
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) وزیر که مردی است کم سروصدا و معمولاً دور از انظار
عموم به سر می برد با خواهر عرفات ازدواج کرده است و یکی از مؤسسین اصلی سازمان فتح می باشد. وی
آموزشهای نظامی خود را در جمهوری خلق چین دیده است و به عنوان کلنل در ارتش آزادیبخش
فلسطین خدمت می کرده است. وی همیشه عضو یکی از هیئت های نمایندگی فتح در سفر به چین بوده و به
دیگر کشورهای کمونیستی آسیا نیز سفر کرده است. وزیر در ژوئیه سال 1975 به سرکردگی یک هیأت
بسیار نیرومند از طرف ساف به چین سفر کرد تا علاوه بر مستحکم کردن روابط، سلاح و دیگر حمایتهای
لازم را از آنجا به دست آورد.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) علاوه بر همبستگی بسیار نزدیک وی با عرفات، وزیر از
جهت نقشی که در عملیات و امور نظامی عهده دار است در سازمان فتح دارای اهمیت است. زمانی، وی
مسؤل گردآوری سلاح و مواد برای فتح بود. بنابه گزارشات رسیده وی در سالهای 73-1972 رهبر مهم
سازمان سپتامبر سیاه بوده است. در حال حاضر، وی عضو کمیته مرکزی فتح و رئیس دفتر امور غربی این
سازمان که بر عملیات درون اسرائیل و مناطق اشغالی نظارت دارد بوده و نیز فرمانده العاصفه که شاخه
نظامی فتح است می باشد. وزیر شخصا مسئول طراحی و نظارت بر آموزش در مورد عملیات هتل ساووی
تل آویو در مارس 1975 و تروریسم در جاده بین تل آویو-حیفا در مارس 1978 بوده است.
(طبقه بندی نشده) وزیر که به عرفات وفادار است ظاهرا از مواضع محافظه کارانه ریاست فتح حمایت
کرده و از نیروهای العاصفه جهت سرکوب مخالفین فتح در آوریل 1978 استفاده کرد و مسئول تلاشهایی
در به وجود آوردن تسلط راستگرایان فلسطینی در جنوب لبنان در اواخر همان سال می باشد.
(طبقه بندی نشده) در تاریخ دهم اکتبر 1978 یک بمب الکترونیک در کنار جاده ای که وی از طریق
آن در حال سفر بود، منفجر گردید و شیشه جلوی ماشین وی را در هم شکست، ولی وزیر از چنگال مرگ
گریخت.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) چون پایگاه قدرت وزیر به عنوان بخشی لاینفک از ساخت
سازمان فتح نگریسته می شود، همه او را به عنوان دومین شخصیت نیرومند فتح می شناسند و رقیب
بالقوه ای برای خلف به شمار می رود.
سوابق:
(طبقه بندی نشده) سازمان فتح که در اوائل دهه 1950 توسط تبعید شدگان فلسطینی در کویت
تشکیل شد، در سال 1959 وارد صحنه شد و دست به یک سری شبیخونهای کماندویی در اسرائیل در
تاریخ اول ژانویه 1965 زد. پس از جنگ شش روزه سال 1967، فتح به سرعت رشد یافته دیگر
سازمانهای فدائی را تحت الشعاع قرار داد. در سال 1969 یاسر عرفات رهبر سازمان فتح ریاست ساف را
نیز به عهده گرفت.
(طبقه بندی نشده) حملات تلافی جویانان اسرائیل باعث شد تا نبرد 1968 در کرامه درگیر شود که در
آنجا فتح به مدت 3 روز با حمایت ارتش اردن با اسرائیل به جنگ پرداخت. لیکن در سال 1970 ، در
نتیجه عملیات تروریستی که همیشه در اردن پایان می پذیرفت اردنیها حضور فلسطینیها را خطری علیه
رژیم خود به حساب آوردند. در تابستان 1970 (سپتامبر سیاه) و 1971 همه سازمانهای چریکی
فلسطینی به زور از اردن اخراج گردیدند و اکثر دفاتر و فعالیتها به لبنان منتقل گردید.
(طبقه بندی نشده) چون انجام عملیات علیه اسرائیل از درون کشورهای عربی مجاور دچار
محدودیت روز افزون شده بود، سازمان فتح در نوامبر 1971 توسط سازمان سپتامبر سیاه با به قتل
رساندن نخست وزیر اردن به تروریسم بین الملی دست زد.
(طبقه بندی نشده) پس از جنگ خاورمیانه در اکتبر سال 1973 سازمان فتح اهداف خود را قدری
سبک و سنگین نمود و اینچنین به نظر می رسید که این سازمان پذیرفته است که دیگر به هیچ وجه امکان
ندارد بتوان تمام منطقه فلسطینی مذکور در قرارداد انگلیسی فلسطینی را با نبرد مسلحانه همان طور که
در منشور ملی فلسطین آمده آزاد ساخت. به رهبری سازمان فتح، ساف به صدور یک دستور کار دست
سازد و اهداف زمینی محدود خود را بیان داشت و اظهار نمود که مایل است در کنفرانس صلح ژنو حضور
به هم رساند. (آن تعداد از گروههای فدائی که طرح 1974 ساف / فتح را قبول نکرده بودند در زمره
ارتدادیون درآمدند.)
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه و همپیمانان آنها / هشدار اطلاعاتی) پس از جنگ نیز
عملیات نظامی فتح علیه اسرائیل محدود به عملیات نفوذی از طریق لبنان گردید و لبنان نیز متحمل
عملیات تلافی جویانه اسرائیل گردید.
مشاجرات پیشین فلسطینی لبنانی بر سر چنین عملیاتی نیز به وسیله معاهده قاهره در سال 1969 و
پروتکل ملکارت در 1973 تخفیف داده شد. هدف این قراردادها نظم بخشیدن به حضور فلسطینیها در
لبنان بود، لیکن سبب شد که لبنانیها نیز از طریق بازگذاردن مرزهایشان جهت انجام عملیات کماندویی
درگیر شوند. به همین جهت، فلسطینیها نیز مدعی هستند که قرارداد قاهره حق آنها در باقی ماندن در
جنوب لبنان را مشروعیت بخشیده است. در نتیجه مشکلات چند برابر شد چون حضور فلسطینیها در
لبنان تعادل نظام سیاسی فرقه ای لبنانیها را به خطر می انداخت و سبب بروز جنگی در آوریل 1975
گردید. سازمان فتح نیز دوشادوش نهضت ملی لبنان (مسلمان، چپی) جنگید،شبه نظامیان این نهضت را
مسلح کرده آموزش داد و در بعضی از آنها نیز علاوه بر شرکت در مبارزه به رهبری پرداخت. نیروهای
امنیتی فتح فرمانده پادگان بیروت را تحریک کردند تا به «کودتا از طریق تلویزیون» در مارس 1976
دست بزند. در ژوئن 1976 با پیوستن به مسیحیان راستگرا وارد صحنه گردید. فلسطینیها برای حفظ
آخرین جبهه ای که هم مرز وطنشان بود جنگیدند.
در اکتبر 1976 ، اجلاس عربی ریاض نقش سوریه را مشروعیت بخشید، ولی مانع از آن شد که سوریه
در لبنان و در نهضت فلسطین نقش مسلط را داشته باشد. معذالک فلسطینیها وارد شدند تا به دستورات
سوری (عربی) تن در دهند.
(سری / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه / .../...) علیرغم آتش بس و نیروهای بازدارنده عربی در
لبنان، گاه و بیگاه حملاتی نیز رخ می داد. گاهی نیز سازمان فتح برای جلوگیری از اعمال تحریک آمیز
ارتدادیون و در نتیجه اوج گرفتن جنگ دست به عملیاتی می زد و زمانی دیگر نیز با ارتدادیون در جنگ
علیه شاخه صاعقه و نیروهای بازدارنده تحت فرمان سوریه شرکت می جست تا اتحاد و قاطعیت
فلسطینیها باقی ماند.
با تداوم جنگ، تضاد بین مسیحیان تحت الحمایه اسرائیل و سوریها و نیروهای بازدارنده یا فلسطینیها
بسیار آشکار گشت و عملیات فتح، قابل تمایز از عملیات دیگر نهضتهای مقاومت نگردید.
(طبقه بندی نشده) در ژوئیه سال 1977 قرارداد اشتوره جهت آرام ساختن اوضاع از طریق تعیین
مدت زمانی جهت اجرای معاهده قاهره 1969 و تنظیم حضور فلسطینیها برای بار دیگر در لبنان منعقد
گردید. این طرح خواستار عقب نشینیفلسطینیها از نقاط غربی و مرکزی جنوب لبنان و ایجاد یک نوار
امنیتی در طول مرز اسرائیل گردید. مشروط بر اینکه این نوار به وسیله نیروهای ارتش لبنان پاسدرای
شود. ولی تا نوامبر همان سال معلوم شد که قرارداد اشتوره نیز قابلیت کاربرد ندارد. ارتش ناتوان لبنان
نمی توانست نقش خود را در جنوب ایفا نماید و فلسطینیها نیز از عقب نشینی کامل و ایجاد یک خلأ در
جبهه امتناع می ورزیدند. علاوه بر اینها به علت ابتکارات سادات سوریه نیز از وادار ساختن به همکاری
فلسطینیها با توسل به زور خودداری کرد. خشونتهای مرگباری که تا مارس 1978 ادامه داشت، نشانه
وجود یک بن بست بود.
(طبقه بندی نشده) ابتکار سادات نیز تأثیراتی بر موضع فلسطینیها در لبنان، وحدت درونی فتح، و
روابط فتح با دیگر گروههای فلسطینی و دولتهای عربی به خصوص عراق، بر جای نهاد. در اعتراض به
ابتکار صلح سازمان ژوئن سیاه در فوریه 1978 سردبیر الااهرام، یوسف الصیبایه را که دوست صمیمی
پرزیدنت سادات مصری بود به قتل رسانده، به گروگانگیری دست زد و هواپیمایی را در نیکوزیا در قبرس
ربود.
(طبقه بندی نشده) سازمان فتح که مایل نبود دیگر مخالفین ابتکارصلح با عملیات خود، گوی سبقت
را از وی بربایند، در مارس 1978 در جاده تل آویو حیفا به یک سری عملیات مبادرت ورزید. به عنوان
تلافی نیروهای دفاعی اسرائیل به لبنان هجوم آوردند تا جنوب رودخانه لیطانی را از وجود پایگاههای
چریکی پاک سازند. فلسطینیها نیز که منتظر چنین حمله ای بودند به عقب نشینی منظم مبادرت ورزیده و
از نقاط استراتژیک پیشروی اسرائیل را متوقف ساختند. فلسطینیها توانستند نیروهای اسرائیلی را در
مدت زمان خیلی بیشتر از آنچه که نیروهای مصری در 1956 و نیروهای مرکب عربی در 1967 توانسته
بود متوقف سازند. بنابه گزارشات خسارات فلسطینیها حدود نیمی از آنچه بود که قبلاً پیش بینی شده بود.
به عبارت دیگر فلسطینیها از نظر خودشان پیروز شده بود.
(محرمانه / غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه) حمله اسرائیل سبب به وجود آمدن نیروهای میانجیگر
سازمان ملل و قرار گرفتن آنها بین مرز اسرائیل و فلسطینیها گردید. عرفات از ساف خواست تا از
تلاشهای نیروهای میانجیگر سازمان ملل که عقب نشینی اسرائیل از لبنان را سهولت می بخشید، حمایت
نمایند. لیکن فلسطینیها مصرانه اعلام می داشتند که هیچ یک از قطعنامه های سازمان ملل و یا مفاد
نیروهای میانجیگر این سازمان قادر به تغییر قرارداد قاهره نمی باشد؛ و بنابراین آنها از حق بازگشت خود
به جنوب دست برنخواهند داشت. لیکن فلسطینیها بر سر زمان بازگشت به آنجا با یکدیگر به مخالفت
برخواستند. چپگرایان سازمان فتح و گروههای ارتدادیون به عملیات علیه نیروهای اسرائیلی در حال
عقب نشینی دست زدند و سعی کردندهمکاری عرفات با نیروهای میانجیگر سازمان ملل را با حمله به
نیروهای این سازمان از اعتبار ساقط سازند.
(طبقه بندی نشده) یک هفته قبل از حمله اسرائیل، عرفات سعی کرد علیه مخالفین با تمام قوا اقداماتی
انجام دهد. کلنل علی سلیم حمد (ابوسعید) سرکرده گروه ضربتی فتح به نام الثوره (فتح انقلابی) به اتهام
تلاش جهت به قتل رساندن عرفات و ربودن یک هواپیمای عربی در 1977 به طور مرموزی به دام افتاد.
ابوسعید در مقایسه با دیگران فقط یک حرکت جزئی در برابر محافظه کاران فتح نشان داده بود.
(طبقه بندی نشده) آتش مخالفتهای شدیدتر هنوز در زیر خاکستر پنهان بود. در جنگ لبنان، به
فرماندهان فتح قدرت و اختیارات مستقل در واحدهای نظامی شان اعطا شده بود. یکی از چپگرایان فتح
به نام محمد داود عوده (ابوداود) سعی کرد تصمیم عرفات در قبال نیروهای میانجیگر سازمان ملل و
جنوب لبنان را نادیده گرفته عملیات را تا آن سوی مرزهای اسرائیل ادامه دهد. وی حدود 120 تن که
اکثرشان عضو سازمان ژوئن سیاه بودند را گرد خود جمع کرد و تصمیم گرفت که به اسرائیلیها حمله نماید.
عرفات دستور دستگیری آنها را صادر کرد و مبارزه ای در گرفت. محمد صالح (ابوصالح) و مجید
ابوشراره به طور همصدا و صالح خلف به طور ضمنی از داود و متحدش ناجی آلوش اعلام حمایت کردند.
عرفات نیز از طرف خلیل الوزیر و هایل عبدالحمید حمایت شد و وزیر، حمله به افراد داود را فرماندهی
نمود. پس از درگیری یک سری عملیات درون گروهی دیپلماتیک و اجلاسهای پشت سر هم فتح، بیانیه
سیاسی کمیته مرکزی در سوم ماه می صادر شد و به چشم پوشی از اختلافها ولی مقصر شناختن شبه
نظامیان منجر گردید. اکثر دستگیر شدگان آزاد گردیدند.
(طبقه بندی نشده) لیکن عرفات به تلاش خود برای ایجاد نظم و انضباط در سازمان فتح و نهضت
مقاومت فلسطین ادامه داد. در ماه می 1978 وی سعی کرد فرماندهان نظامی همپیمان با صالح و خلف را
برکنار سازد. با واگذاری مسئولیت تصمیم گیری پیرامون شرایط نظامی در لبنان به وزیر از صدور فرامین
نظامی مستقل جلوگیری به عمل آورد. در ماه ژوئن، عرفات دستور تشکیل یک اجلاس انقلابی فوق العاده
را صادر کرد که در طی آن دو تن ازفلسطینیها را به جرم خیانت در امور حفاظتی به اعدام محکوم نمودند.