را چندین بار در طول صحبتهای خود تکرار کرد. سفیر هولمز نیز درباره بهبود روابط صحبت کرد وگفت که
او نیز تجاربی در مذاکرات خلع سلاح دارد و گفت که بهبود واقعی در کاهش تسلیحاتی، مسئله بازرسی دو
جانبه را پیش می کشد که مسئله ای بسیار ضروری است؛ اگر هدف کنترل تسلیحاتی باشد. سفیر شوروی
این موضوع را دنبال نکرد و در عوض درباره ضرورت گامهای میانجیگرانه عملی صحبت کرد. وی درباره
استفاده از قراردادی در زمینه کاهش یا عدم افزایش بودجه نظامی سخن راند. سفیر زایتسف گفت:
تضادهای بین آمریکا و شوروی آن چنان مستقیم نیست که منجر به یک فاجعه بین این دو شود، بلکه این
تضاد از جنبه های وسیع و کلی برخوردار است. او برای بشریت سخن گفت و اظهار داشت که بودجه را
می توان به جای استفاده در مقاصد نظامی به منظورهای بهتر استفاده کرد.
سفیر شوروی گفت که او و سفیر هولمز البته در وهله اول علاقه مند به اوضاع ایران هستند. وی اظهار
داشت که امیدوار است، بهبود در روابط آمریکا و شوروی در اینجا هم منعکس شود و دیگر اینکه آمریکا
نباید نسبت به بهبود روابط شوروی و ایران حسادت ورزد و به سفیر اطمینان داد که این بهبود روابط «نتایج
بدی به همراه» نخواهد داشت. با وجود اینکه، چندین بار سفیر هولمز اظهار داشت که آمریکا خواهان
ایجاد روابط بد بین ایران و شوروی نیست و اصلاً نگران بهبود روابط بین شوروی و ایران نمی باشد، ولی
سفیر شوروی چندین بار این موضوع را تکرار کرد. سفیر شوروی گفت که شوروی خوشحال می شود که
تداوم و یا افزایش کمکهای آمریکا به ایران را شاهد باشد، چون باعث می شود که مخارج شوروی در ایران
کمتر بشود. وی خاطر نشان ساخت «ما جاهای دیگر برای پول خرج کردن داریم.»
سفیر شوروی گفت امیدوار است وی و سفیر هولمز بیشتر یکدیگر را ملاقات کرده به تبادل عقاید و
نظرات بپردازند. ممکن است این عقاید و نظریات یکسان نباشند ولی برای ایجاد تفاهم دو جانبه مفید
است. سفیر هولمز نیز اظهار داشت که چنین ملاقاتهایی سودمند و دلخواه می باشد.
در مورد مثبت بودن کاهش مخارج نظامی، سفیر زایتسف گفت این گونه کاهشهای بودجه می تواند
آمریکا را در مورد مشکل خروج طلای خود یاری دهد، چون این امر نمی تواند تا ابد ادامه یابد. سفیر
هولمز سعی کرد نظریه سفیر شوروی را مبنی بر اینکه مخارج نظامی مسبب اصلی مشکل خروج طلای
آمریکاست، تصحیح نماید و گفت که برای آمریکا مهم نیست که این مشکل حل نشود. ولی سفیر شوروی
درباره نظریه خود پافشاری می کرد.
در یک نقطه از بحث، سفیر هولمز سهوا به روابط بین شوروی و چین اشاره کرد و سفیر شوروی
داوطلبانه به ارائه پاسخ پرداخت. وی گفت برخوردهای سختی بین دو دولت درنظر گرفته است، هر کس
هم که قدری شعور داشته باشد این موضوع را می فهمد. این برخوردها سبب شده است تا دو دولت مواضع
سیاست خارجی خود را روشن سازند. حالا حتی آنها که فکر می کرده اند که سیاست «همزیستی
مسالمت آمیز» شوروی تنها یک مانور سیاسی بوده است، باید قبول کنند که برعکس، اساس و پایه
سیاست خارجی شوروی را تشکیل می دهد.
سفیر شوروی اظهار داشت که شوروی اصرار داشته است که حتی اگر به قیمت از بین رفتن روابط
کمونیستی بین چین و شوروی هم تمام بشود این خط مشی را در سیاست خود دنبال نماید. بنابراین دنیا
هم باید آگاه باشد که شوروی اهمیتی اساسی برای سیاست همزیستی مسالمت آمیز خود قائل است.
در پاسخ به سؤال سفیر هولمز، سفیر شوروی گفت که پکف سفیر پیشین شوروی در اینجا هنوز هم در
مرخصی به سر می برد و معلوم نیست به کجا فرستاده شود. زایتسف گفت برژنف در 15 نوامبر به ایران
خواهد آمد و شش روز در اینجا به سر خواهد برد. سفیر هولمز گفت در نظر داشته در این تاریخ به مرخصی
برود، ولی سعی دارد برنامه خود را تغییر داده حداقل دو روز اول بازدید برژنف از ایران را در اینجا بماند.
سفیر شوروی گفت که او کمی با زبان فرانسوی آشناست و در زمان تصدی وی به عنوان ریاست بخش
کشورهای خاور نزدیک و میانه در وزارت امور خارجه زبان فارسی را نیز می آموخت، ولی فرصت تمرین
پیدا نکرده است. ظاهرا او کمی با انگلیسی آشناست ولی درک وی از این زبان بسیار وسیع است.
سند شماره (6)
تاریخ: 5 می 6415 اردیبهشت 1343خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزیر امور خارجه در واشنگتن
در عرشه بن هوم ریچارد، در دوم ماه مه، شاه درباره گفتگویی که با سفیر شوروی انجام داده بود با من
صحبت کرد. شاه صحبتش را با انتقاد شدید از ناصر، جاه طلبیها و فعالیتهایش که موجب به خطر افتادن
صلح در خاورمیانه بود و خطر جدی را متوجه منطقه می ساخت آغاز کرده بود. وی شورویها را به خاطر
حمایت از چنین فرد دردسرسازی که به عنوان رئیس جمهور جمهوری متحده عربی مسئولیت سرش
نمی شود به باد انتقاد گرفت. شاه به زایتسف گفت که به نظر وی ناصر مسئول همه تبلیغات عرب علیه ایران
است. سفیر شوروی در پاسخ گفته بود که احتمالاً مسئول، ناصر نیست بلکه شرکتها نفتی ممکن است
مسئول باشند. شاه گفت که این اظهار نظر «کاملاً بی ربط» است. وی ظاهرا خوشحال بود از اینکه توانسته
است با این لحن با سفیر شوروی حرف بزند.هولمز
مربوط به گزارش بیوگرافی مقامات بلوک شوروی
سند شماره (7)
تاریخ: 2 مارس 1966 11 اسفند 1344سری
از: GTEبه: تمامی پستهای دیپلماتیک و کنسولی
موضوع: مربوط به گزارش بیوگرافی مقامات بلوک شوروی
موضوع این بخشنامه بسط دادن دستورالعملهایی می باشد که در مآخذ گنجانیده شده است و این به
خاطر تأکید دوباره بر سر مهم بودن جمع آوری بیوگرافیهای گزارش شده در رابطه با مقامات بلوک
شوروی می باشد. دستورالعملهای مختلف قبلی تأکیدشان بر سر ارزش تماس با مقامات بلوک شوروی
بود. این مطلب چندین بار تکرار شده است که این چنین تماسهایی به وسیله کارمندان حوزه ای اگر بر
مبنای انتخابی باشد و سپس گزارش شود و به طور مرکزی به وسیله پست حوزه ای مورد کنترل قرار
بگیرد، می تواند یک منبع مهم و با ارزش اطلاعاتی باشد. علاوه بر مفید بودن در زمینه های اطلاعاتی،
سیاسی، اقتصادی، نظامی و بقیه زمینه های مربوط خصوصا خیلی مهم خواهد بود که به طور کامل از این
تماسها استفاده گردد، تا از این فرصتی که دست می دهد برای جمع آوری اطلاعات بیوگرافی مقامات بلوک
شوروی استفاده بشود. به خصوص این نوع اطلاعات در بیشتر قسمتها در منابع اسنادی مورد دسترسی
نمی باشد در حالی که بیشتر گزارشهایی که نتیجه این تماسها می باشد و در گذشته دریافت گردیده است،
اطلاعات بیوگرافی مفیدی را در برداشته خیلی از کارمندان سعی در محصور نمودن گزارششان فقط در
رابطه با مطالب مورد مذاکره می نمایند و فراموش می نمایند که مطالب بیوگرافی را که در تمام طول ملاقات
اتفاق می افتد ذکر نمایند. اطلاعات اصلی بیوگرافی که مورد علاقه ما می باشد شامل مطالبی است از قبیل:
تاریخ و محل تولد، سن تخمینی، شرح اوضاع بدنی و طبیعی شخص، خانه و محیط کودکی، خانواده و
تحصیلات و افراد با نفوذی را که با او در تماس می باشند. به علاوه، مسائل مشاهده شده به وسیله کارمند
گزارش دهنده در مورد شخصیت طرف گفتگو کننده که از بلوک شوروی است، علایق که او نشان می دهد یا
استعدادهای مشخصه او یا حالت طبیعی او در حال خیانت مورد علاقه ما می باشد. بر اساس همین گزارش
تقاضا می گردد که تلاش مخصوصی برای گنجاندن چنین اطلاعاتی در آینده وقتی چنین تماسهایی عملی
می گردد بشود. اگر تماس با همان یک شخص برای مدتی ادامه یابد کارمند تماس گیرنده باید یک
ارزشیابی شخصیت بر اساس تجربیات تماسهای گذشته اش با مقام بلوک شوروی ارائه بدهد.
راسک
سند شماره (8)
صورت مذاکرهخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: ویکتور جی. اوزی پف، دبیر دوم سفارت شوروی در تهران، والتر جی. رمزی، دبیر دوم
سفارت آمریکازمان: 9 آوریل 1966 20 فروردین 45
مکان: سفارت آمریکا، تهران
آقای اوزی پف به درخواست خودش با من ملاقات کرد. آخرین بار وی را در ضیافت روز ملی
مجارستان که در سفارت این کشور در تهران در 4 آوریل برگزار شده بود، مختصرا ملاقات کرده بودم و در
آنجا او از من خواست که زمانی تعیین شود تا به تلافی ملاقات من با او در 12 فوریه در سفارت شوروی،
دوباره با من ملاقات نماید. گفتگوی ما حدود 50 دقیقه به طول انجامید و کاملاً به فارسی صورت گرفت.
نکات زیر در این گفتگو مطرح گردید:
1 پس از تعاریفهای معمول، به اوزی پف گفتم که چون ما در اینجا اتاق پذیرایی خاصی تهیه ندیده ایم
مجبورم از وی در یکی از دفاتر استفاده شده (اتاق بایگانی شماره 105) پذیرایی نمایم. این موضوع باعث
شد که چند دقیقه ای هم درباره هنرهای معماری به کار رفته در سفارت شوروی که به سبک قدیمی ساخته
شده و با ساختمان مدرن سفارت آمریکا فرق دارد صحبت کنیم. اوزی پف از من پرسید که آیا به «کلوپ»
شوروی رفته ام. پس از سؤال و جوابی که در نتیجه آن معلوم شد منظورش کدام کلوپ است (کلوپ ویژه
کارمندان سفارت شوروی در خیابان استالین)، من گفتم که یک بار حدود یک سال قبل برای دیدن یک
فیلم لهِستانی به آنجا رفته بودم. اوزی پف پرسید که آیا مایلم بار دیگر به آنجا سری بزنم. من جواب
مشخص ندادم او هم در این باره اصرار نورزید.
2 بیست و سومین کنگره حزب کمونیست: پرسیدم که آیا سفیر زایتسف به تهران بازگشته است و گفتم
که گمان می کنم که وی نماینده بیست و سومین کنگره حزب کمونیست در مسکو بوده است. اوزی پف
نمایندگی ما در کنگره را تأیید کرده گفت که وی به علت ادامه بحث پیرامون مسائل اقتصادی و غیره در
مسکو، تا چند روز دیگر باز نخواهد گشت. به نرمی اظهار تعجب کردم چون کنگره در روز قبل خاتمه یافته
بود. اوزی پف شرح داد که «گفتگوها»ی نمایندگان کنگره، تا چند روز بعد، به خصوص پیرامون مسائل
اقتصادی ادامه خواهد داشت و محدود به امور داخل شوروی نیز نمی شود. شوروی مصمم است به همه
کشورهای سوسیالیستی «که برای استقلال خود مبارزه می کنند» کمک نماید و این شامل ویتنام نیز
می شود. بمباران ویتنام شمالی توسط آمریکا خطر تشدید برخوردها را به همراه دارد و ممکن است موجب
رویارویی نیروهای آمریکا و شوروی گردد.
وی گفت خوشبختانه نیروهای شوروی و آمریکا مستقیما با یکدیگر درگیر نشده اند و بهتر است وضع
به همین منوالی باقی بماند. در ادامه گفت که به نظر او آمریکا فقط جهت حفظ «حیثیت» خود به جنگ در
ویتنام ادامه می دهد (در اینجا از کلمه انگلیسی استفاده کرد) حال آنکه اگر از ویتنام خارج شود «بر
حیثیت» خود افزوده است.
به اوزی پف گفتم که اگر فکر می کند که آمریکا صرفا به خاطر حفظ و حراست از آبروی خود در ویتنام
درگیر است کاملاً اشتباه می کند و واقعیت دارد که آمریکا باید به ویتنام جنوبی در جهت حفظ استقلال خود
یاری دهد تا نشان بدهد که ما در آینده نیز بر معاهدات خویش خواهیم ماند. نکات مهم عبارتند از:
الف تصمیم ما مبنی بر اینکه به ویت کنگ ها نباید اجازه داده شود که برای رسیدن به یک راه حل به
زور متوسل شوند.
ب دیگر اینکه همه ویتنام نباید در حوزه نفوذ چین کمونیست قرار گیرد.
در رابطه با بمباران ویتنام شمالی توسط آمریکا به اوزی پف گفتم که 39 روز است که ما بمباران هایمان
را متوقف کرده ایم و تلاشهای زیادی به خرج داده ایم تا جهت مذاکره پیرامون مشکلات ویتنام راهی
گشوده شود. از طرف ویتنام شمالی ذره ای علاقه به حل و فصل مسائل از طریق مسالمت آمیز ندیده ایم. به
همین دلیل دیگر نمی توان به آمریکا گفت که به مذاکره بپردازد. آمادگی ما برای مذاکرات در گذشته نیز
نشان داده شده است.
اوزی پف باز هم به تشدید بحران اشاره کرد و گفت که آیا سخنرانی مارشال مالینوسکی در بیست
وسومین کنگره حزبی را شنیده ام. وقتی که جواب منفی مرا شنید به توضیح خلاصه توانایی ها و آمادگیهای
شوروی در همه جوانب صنایع نظامی پرداخت.
برای عوض کردن موضوع، از اوزی پف پرسیدم که آیا رضا رادمنش هم به عنوان نماینده حزب توده به
کنگره راه یافته است. با خنده جواب مثبت داد ولی گفت که او در مجمع به ایراد سخنرانی نپرداخته است و
اضافه کرد که این کنگره متشکل از احزاب سیاسی بوده، نه دولتها. بنا بر این عادی است که حزب توده نیز
نماینده ای به آن گسیل دارد.
اوزی پف دفعتا به بحث یکجانبه ای درباره پیشرفتهای اقتصادی و افزایش بنیه صنعتی شوروی
پرداخت. از آغاز برنامه 5 ساله در 1928 تولید آهن شوروی در سال گذشته از 12 میلیون تن به 81
میلیون تن افزایش یافته و تولید نفت نیز به 250 میلیون تن رسیده است. در حالی که تولید کلی ملی
شوروی به میزان 8 تا 10 درصد در سال افزایش می یابد تولید کلی ملّی آمریکا فقط 2 درصد است. که البته
در مورد رقم آخر من رقمی را که او داده بود تصحیح کردم.
در اینجا من بحث را قطع کرده گفتم از آنجا که هردویمان در ایران به سر می بریم، بهتر است درباره ایران
صحبت کنیم. از او پرسیدم که حالا که روابط بین ایران و شوروی عادی تر شده است آیا دولت شوروی در
نظر ندارد از ایرانیها بخواهد که محدودیتهای خود را علیه حزب توده کاهش دهند؟ اوزی پف در جواب
گفت «نه»، در ادامه از او پرسیدم که به نظر او مردم شوروی درباره دولتشان که کمکهای اقتصادی به یک
دولت سلطنتی که مخالف حزب کمونیستی داخلی آن است می دهد چگونه فکر می کنند. در جواب گفت که
مردم شوروی از اینکه کشورشان با ایران که به رهبری شاه سریعا در حال پیشرفت است روابط خوبی
برقرار کرده خوشحال هستند. وی خاطر نشان ساخت که با وجود اینکه هر دو کشور ایران و افغانستان
سلطنتی هستند ولی شوروی خوشحال می شود که به آنها از نظر اقتصادی کمک نماید. دولت متبوع وی
درباره حزب توده ایران صحبتی نخواهد کرد به این دلیل که (1) روابط شوروی با ایران بر اساس اصول
سیاسی و اقتصادی است نه بر اساس اصول ایدئولوژیک، (2) برای شاه و دیگر احزاب سیاسی مانند حزب
توده قابل تحمل نیست، بنابراین این فایده ای ندارد.
به هنگام خداحافظی، اوزی پف گفت که امیدوار است باز هم با یکدیگر ملاقات کرده به تبادل نظریات
مفید بپردازیم. وی گفت که ممکن است برای یک سفر کوتاه مدت در چند روز آینده به کرمان برود و
بنابراین بعد از آن با یکدیگر ملاقات خواهیم کرد. ولی بعد از آن فورا حرف خود را پس گرفت و گفت که
سفری به «خارج از تهران» خواهد کرد. و از من پرسید که آیا می توانم برایش تمبرهای پستی باطل شده
چه آمریکایی و چه مربوط به دیگر کشورها را تهیه کنم تا برای کلکسیون فرزندش بفرستد. گفتم سعی
می کنم این کار را انجام دهم. کاملاً سعی داشتم طوری رفتار کنم که گویا مایل به ملاقات دوباره وی نیستم.
نظریات: مطالعه مطالب بالا بایستی در رابطه با مشکلات موجود در زمینه ارتباطی صورت پذیرد. زبان
فارسی مقام گزارشگر خیلی خوب نیست و فارسی صحبت کردن اوزی پف با وجود اینکه لغت زیاد
می داند بین بد و نامفهوم نمره می گیرد. اوزی پف سعی داشت موضع خودش یا شوروی را در قبال ویتنام
مشخص سازد و اگر من هم با او در ادامه بحث در این باره همراهی می کردم حتما تمام بحث ما پیرامون
ویتنام دور می زد. ولی او به هنگام بیان نظریات خود به هیچ وجه خشن و دارای حالت تهاجمی نبود بلکه
نکات مطرح شده را با شوخ طبعی مورد بحث قرار می داد. فکر نمی کنم که اوزی پف می خواست با بحث
پیرامون ویتنام و بیاناتش مرا تحت تأثیر قرار بدهد، بلکه فکر می کنم که او بیشتر مایل به ملاقات با من و
ادامه «تماس» خود بوده است و پس از اینکه موفق به ملاقات شد چنین تصمیم گرفت که با اعلام عدم
توافق بر سر ویتنام می تواند بحث را به پیش ببرد و از مطرح شدن هرگونه بحث دیگری که سخت باشد
جلوگیری به عمل آورد.
اخراج سه دیپلمات روسی از ایران
سند شماره (9)
کشور: ایران. شورویتاریخ: 9 آوریل 1966 20 فروردین 1345
سری غیر قابل انتشار برای بیگانگانمحل و تاریخ: ایران، تهران (12 آوریل 1966)
منبع و ارزیابی: یک سرویس رسمی ایرانی
موضوع: اخراج سه دیپلمات روسی از ایران
1 در 9 آوریل 1966 سازمان امنیت و اطلاعات ملی (ساواک) فیکرت اسفندیار اقلی افندیوف
وابسته کنسولی شوروی را در تهران، در یک ملاقات مخفیانه با یک جاسوس ایرانی که کارمند دولت بود
دستگیر نمود. ساواک افندیوف را به وزارت امور خارجه برد و در آنجا او را بازرسی نمودند. آنها دریافتند
که او حامل 15000 ریال و 3 پاسپورت است که به نامهای جاسوس ایرانی و خانواده اش صادر شده بود.
دفتر وزارت امور خارجه، کاردار شوروی پاول پترویچ زوتف را احضار نمود و اعلام کرد که آفندیوف
پرسونا نان گراتا باید ایران را ترک کند. او همچنین در نظر دارد که نامه ای به سفارت شوروی بفرستد و
درخواست اخراج ویکتور نیکلایویچ اسپل نیکوف دبیر اول و اسماعیل مرتضی اقلی علیوف دبیر سوم را
به خاطر عواقب ماجرای بالا، بنماید. آفندیوف درخواست خروج در تاریخ 12 آوریل نمود (اظهار نظر
حوزه ای: افندیوف، اسپل نیکوف و علیوف هر سه نفر مأموران کا.گ.ب می باشند. زوتف پک مأمور در
اداره اطلاعایت ارتش سرخ شوروی GRU می باشد).
2 ساواک به طور نزدیک ماجرا را از سال 1962 وقتی که اسپل نیکوف برای اولین بار این جاسوس را
ملاقات نمود و شروع به کار کردند تحت نظر داشت. او کارش را در سال 1964 به علیوف و سپس در
اواسط سال 1965 به افتدیوف واگذار نمود و این در وقتی بود که آن جاسوس به طور رسمی برای دادن
اطلاعات در مورد ساواک استخدام شده بود. بر طبق دستورالعمل ساواک این جاسوس اطلاعات کنترل
شده ای را به روسها می داد تا اینکه مقامات ایرانی با اجازه شاه تصمیم به خاتمه دادن به ماجرا و دستگیر
نمودن افراد بالا نمودند.
15000 ریال پیدا شده در جیب علیوف پولی بود که می بایستی به جاسوس مربوطه پرداخت گردد.
پاسپورتهای ذکر شده به خاطر حفاظت او در موقعی که ساواک موضوع را دریابد تهیه شده بود.
3 وزارت امور خارجه به سفیر ایران در مسکو، احمد میرفندرسکی دستورداده است که یک نامه
اعتراض آمیز در مورد این موضوع به وزارت امور خارجه شوروی ارسال دارد.
4 اظهار نظر حوزه ای: این موضوع هنوز روشن نشده است که آیا اخراج این سه دیپلمات روسی در
مجامع عمومی ذکر می شود یا نه. نعمت اللّه نصیری، رئیس ساواک تمایل به افشای این موضوع در مجامع
عمومی دارد و احتمالاً در تاریخ 14 آوریل این تمایلش را به شاه سفارش خواهد نمود.
5 حوزه پخش: (بخش پرسنلی) نیروی هوایی و دریایی کشوریCINCMEAFSA ، CINCSOUTH،
CINCUSNAREUR به لندن نیز فرستاده شده است.
نگرانی مقامات درباره تبلیغات شفاهی روسها در ایران
سند شماره (10)
کشور: ایران شوروی سری غیرقابل انتشار برای بیگانگان
منبع: یکی از مقامات ایرانی ساواک تاریخ: 16 آوریل 1966 27 فروردین 45
موضوع: نگرانی مقامات درباره تبلیغات شفاهی روسها در ایران
1 مقامات برجسته سازمان ساواک ایران از شایع نمودن اخبار بی اساس در طبقات مختلف مردم
تهران توسط روسها اظهار نگرانی نموده اند. از نظر آنها این یک تلاش هماهنگ از طرف شورویهاست بر
اینکه بتوانند با ایجاد سوء ظن و نارضایتی در افکار مردم ایران به روابط ایران و غرب خدشه وارد سازند.
2 دو تن از فعالترین مقامات روسی شناخته شده در این تلاش عبارتند از فدور الکسیویچ سالچنکف،
مشاور سفارت و ویکتوریاکفلویچ اوزی پف، دبیر دوم سفارت شوروی. تلاشهای این دو پیرامون دو
موضوع متمرکز گردیده است. الف امروز دیگر پیمان سنتو بی فایده است و ایران باید از آن خارج گردد. به
عنوان دلیل نیز از عدم مساعدت سنتو به پاکستان در جنگ بین پاکستان و هند یاد می نمایند.
ب بین شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم نفتی اختلافات زیادی وجود دارد و کنسرسیوم در نظر ندارد
میزان تولید نفت را به مقدار دلخواه دولت ایران افزایش دهد. قرارداد بین ایران و کنسرسیوم به هیچ وجه
سودمند نیست و در این میان فقط کنسرسیوم و شرکتهای نفتی غرب از آن بهره می برند.
3 اظهار نظر حوزه گمان می رود که سالچنکف یک مقام اطلاعاتی شوروی و اوزی پف یکی از
افسران سازمان جاسوسی کا. گ. ب باشد.
سند شماره (11)
تاریخ: 19 آوریل 1966 30 فروردین 1345خیلی محرمانه
صورت مذاکرهمکان: محل اقامت آقای ی. ساهنی، دبیر اول سفارت هند
شرکت کنندگان: گرانت وسکانیان، دبیر اول سفارت شوروی
وسکانیان در یک گفتگوی 30 دقیقه ای نظرات زیر را ابراز داشت که من هم پس از ارائه پاسخ مناسب
به طور فشرده و مختصر در اختیار شما قرار می دهم:
1 ایران: در حالی که شوروی در زمینه اقتصادی و دیگر جنبه های مفید به یاری ایران پرداخته است،
آمریکا فقط این کشور را مجهز به تسلیحات نظامی از قبیل اف 5 می نماید.
2 اتحادیه سنتو: وسکانیان فکر می کند که این به اصطلاح اتحادیه در حال نابودی است و حداکثر تا
دو سال دیگر دوام نخواهد داشت. وی گفت «بالاخره ایرانیها متقاعد شده اند که خطر حمله ای از طرف
شوروی آنها را تهدید نمی کند» (وی سعی داشت مرا وادار سازد که درباره اجلاس اخیر کمیته نظامی سنتو
در تهران ونیز موارد مطروحه در کنفرانس وزیران در ترکیه صحبت کنم. من نیز صرفا باحالت تمسخر به او
جواب دادم که همان طور که او نیز می داند این موضوعات «سری» بوده و او نیز صد درصد می داند که چرا
من نمی توانم درباره آنها صحبتی به نمایم. او نیز دیگر این موضوع را پیش نکشید.)
3 معاهده اسلامی: در این باره وی به توضیح پیرامون خط شوروی پرداخت، ولی من گفتم که فکر
نمی کنم اتحادی در پیش باشد بلکه فقط جنبه یک اجلاس را داشته است و گفتم که حملات تبلیغاتی
کمونیستی باید به نفع اجلاس تمام شده باشد و ممکن است خیلیها را که حتما به فکر انعقاد چنین معاهده
اسلامی نیفتاده بودند به فکر آن بیندازد. وی مصرا اظهار می داشت که این توطئه ظریف است که از ط رف
شما انگلیسیها طرح ریزی شده است.
4 ویتنام: آمریکا هر چه زودتر باید خود را از شر این مشکل رها سازد و در صورتی که مایل به ترک
ویتنام باشد باید مسئله آبرو و حیثیت را کنار بگذارد. فرانسویها نیز نه تنها هند و چین بلکه الجزیره و دیگر
نقاط آفریقا را ترک کردند، ولی حیثیت آنها برباد نرفته است. آمریکا نباید تصمیم شوروی را مبنی بر مقابله
در جنگ ویتنام نادیده بگیرد.
5 پارلمان ایران: وی گفت که مرا در جلسات مجلس و سنا در هفته های اخیر ندیده است. فکر
نمی کنم موضوعات مورد علاقه چندانی در آنها مطرح شده باشد. مثل اینکه در ادامه گفت که جذب
نمایندگان مجلس نمی تواند فایده چندانی در برداشته باشد.
اخیرا یکی از نمایندگان مجلس به نام عبداللّه والا و چند تن دیگر به دعوت شوروی از این کشور
بازدید به عمل آوردند. ولی وسکانیان گفت والا نمی تواند دوست ما باشد، چون هنوز هم در روزنامه اش به
حمله علیه ما ادامه می دهد. (اظهار نظر: والا عضو حزب مردم و ناشر مجله تهران مصور می باشد.)
6 موارد دیگر: فکر می کنم با مطرح کردن بحث پارلمانی که از طریق رادیو پیک ایران (12 آوریل)
شنیده بود، وسکانیان را حسابی ناراحت کردم، این موضوع درباره نحوه برخورد شوروی با روشنفکران
سیناوسکی و دانیل بود که وسکانیان گفت که این دو به عنوان شایعه پردازان در خارج به سزای اعمال
خویش رسیده اند و این حقیقتی است چون همسران دیپلماتهای شوروی اجازه خروج همراه آنها را
ندارند.
7 اظهار نظر: تقریبا نیمی از مباحث ما به بحث پیرامون فلسفه آزادی اختصاص یافت که برای
هردویمان جالب بود و وسکانیان گفت که بهتراست در یک موقع مناسب به بحث درباره آن بپردازیم. به او
گفتم که هرجا و هر زمانی را که انتخاب نماید من نیز آماده هستم.بخش سیاسی: سی ان، راسیاس
سند شماره (12)
سری
ژانویه 1968 بهمن 46
ولادیمیر یاکولویچ یروفیف سفیر شوروی
در تعدادی از تغییرات دیپلماتیک شوروی که در ژانویه 1968 صورت پذیرفت ولادیمیریاکولویچ
یروفیف به عنوان سفیر شوروی در ایران انتخاب گردید، که این پس از انتصاب وی به عنوان ریاست
نمایندگی شوروی در قاهره از سال 1959 تا 1965 اولین انتصاب وی در خارج می باشد. یروفیف که قبلاً
متخصص امور انگلیس بود، پس از اشتعال به کار وی به عنوان ریاست وزارت امور خارجه در بخش
کشورهای خاورمیانه ای در سال 1958 به کار پیرامون خاورمیانه پرداخت. در همان حال با حفظ سمت
در وزارت امور خارجه نمایندگی شوروی را در چند کنفرانس و سازمانهای بین المللی نیز عهده دار بوده
است.
یروفیف در 24 مه 1909 در مسکو متولد گردید و تحصیلات عالیه خود را در انستیتو ماشین آلات
مسکو دریافت کرد و به پایان رساندن سه واحد در سال 1938 نائل آمد.
پس از خدمت به عنوان معاون ریاست و بعدها ریاست امور کنسولی بخش کمیسری امور خارجه خلق در
1939 و 1940 و کنسول سفارت شوروی در ترکیه از سال 1940 تا 1942 گردید و در همان سال به
قسمت معاونت ریاست بخش دوم اروپا (انگلیس و کشورهای مشترک المنافع) وزارت امورخارجه
انتخاب و آن مقام را تا سال 1948 حفظ نمود. از سال 1948 تا 1949 برای مدت کوتاهی به عنوان رئیس
وزارت امور خارجه در بخش کشورهای آمریکای لاتین انتخاب گردید. به هنگام سفری که به عنوان
مشاور سفیر شوروی در لندن از 1949 تا 1952 نمود یروفیف حداقل یک بار در غیاب سفیر شوروی در
این کشور به عنوان کاردار عمل نمود. در اوت 1952 انتصاب وی به عنوان سفیر شوروی در اوروگوئه
موجب بروز اختلافات سیاسی و داخلی در آن کشور گردید. گفته می شد که وی یک دیپلمات کار کشته
نبوده و فقط به منظور تشدید بحران و تبلیغات به آنجا فرستاده شده بود. وی دیگر نتوانست آن مقام را
حفظ نماید. بعدها به عنوان مشاور سفیر در امور فرهنگی سفارت شوروی در پاریس از ژانویه 1954 تا
اوایل 1955 به کار مشغول شد. در اوت 1955 وی به سمت ریاست بخش دوم کشورهای اروپایی انتخاب
شد و تا اواخر سال 1958 در آن پست باقی ماند و پس از آن به عنوان رئیس بخش خاور نزدیک وزارت