بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 689

سند شماره (81)

تاریخ: 2 نوامبر 79 11 آبان 58خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در لنینگرادبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی

موضوع: سخنرانان لنینگراد به بحث پیرامون خاورمیانه می پردازند

1 آغاز خلاصه متن: در تاریخ 15 و 28 اکتبر در تالار مرکزی سخنرانی لنینگراد سخنرانان در بحث

پیرامون سیاست خارجی به خاورمیانه توجه زیادی معطوف داشتند. آنها سعی داشتند به حضار بقبولانند

که سیاست آمریکایی «کمپ دیوید» در حال سقوط است؛ موضوع دولتهای عربی محافظه کار منطقه در

حال تغییر است و رهبریت اسلامی در ایران به انقلاب خیانت کرده و «انفجارات» جدید دیگری در پیش

است و دیگر اینکه در رابطه با مرگ ترکی در افغانستان معلوم نیست واقعیت ماجرا چه بوده است. چند

اظهار نظر مطروحه فردی نیز قابل توجه است: به طور مثال، سازمان ساف به رهبری عرفات در تلاش

است تا به طریقی اسرائیل را به رسمیت بشناسد؛ عربستان سعودی از پیشنهاد ارسال «داوطلبین» مصری

به افغانستان استقبال کرده است، و با قرار دادن منابع مالی در اختیار آمریکا سبب شده است که کمکهای

نظامی آمریکا به مراکش علیه پولیساریو افزایش یابد و به رئیس جمهوری سودان نمیری فشار زیادی

وارد می شود تا یا قرارداد کمپ دیوید را حمایت ننماید و یا جنگ داخلی جدید در جنوب سودان را پذیرا

شود و دیگر اینکه تا آنجا که به روابط دولتی منحصر می شود روابط بین ایران و شوروی حسنه است، فقط

عدم صدور گاز این کشور به شوری خصوصا برای ارمنیها مشکلاتی به وجود آورده است. پایان خلاصه.

2 سخنرانی پیرامون سیاست خارجی در تالار مرکزی سخنرانی لنینگراد در 15 و 28 اکتبر در

برگیرنده چند موضوع خاورمیانه ای بود:

سخنران 28 اکتبر سعی کرد «سیاست کمپ دیوید» را در ورطه «سقوط کامل» مجسم نماید؛ وی

مدعی است که پرزیدنت کارتر برای این برنامه خود «یک پایه تجاری مانند» در نظر نگرفته است. در 15

اکتبر یکی از سخنرانان گفت که با کسالت شدید بگین، «ماه عسل» بین مصر و اسرائیل نیز پایان یافته است.

این سخنران در توضیح گفت معادله ای صورت گرفته است که در آن «مانورهای» آمریکا سبب

«تضعیف دیپلماسی آمریکا» شده است. به طور مثال وی به قطعنامه کانادا، آمریکا، کاستاریکا اشاره کرده

که در سازمان ملل پیرامون آن از اعمال اسرائیل در جنوب لبنان با عبارت «غیر ضروری» به نرمی انتقاد

کرده است؛ پاسخ آمریکا در رابطه با فشار مصر در رابطه با افزایش هواپیماهای آن کشور چه بوده است و

دیگر اینکه چطور آمریکا قانع شده است به اردن تانک بدهد در حالی که این کشور هنوز موضع خود را بر

سر قرارداد کمپ دیوید تغییر نداده است. این سخنران با خوشحالی اظهار داشت که شاه حسین پیشنهاد

آمریکا را رد کرده و گفته است که در صورت لزوم به شوروی روی خواهد آورد. ولی این سخنران با

اعتراف به این که اوضاع «چندان هم ساده نیست» خاطر نشان ساخت که فکر نمی کند اردن تهدیدات خود

را جامه عمل بپوشاند.

وقتی که درباره پیام پرزیدنت کارتر به سازمان ساف مبنی بر لزوم به رسمیت شناختن اسرائیل توسط

این سازمان سؤال شد، این سخنران در 15 اکتبر پاسخ داد که سازمان ساف در حال تهیه طرحی است که به

دنبال آن چنین نتیجه ای نیز حاصل خواهد گردید. وی گفت که شوروی به عرفات خاطرنشان ساخته است

که همه کشورهای خاورمیانه حتی اسرائیل حق ادامه حیات دارند. در بحث پیرامون فلسطینیها این


صفحه 690

سخنران گفت که آنها در میان اعراب پیشرفته ترین مردم هستند و «بورژوازی ملی» خود را تشکیل

داده اند، ولی اذعان داشت که از نظر سوابق ایدئولوژیک مارکسیستی با شوروی موافق نمی باشند.

3 سخنران 28 اکتبر به طور چشمگیری به ضعف دولتهای عربی «به اصطلاح محافظه کار» پرداخت و

گفت این ضعفها سبب ازدیاد نگرانی عربستان سعودی شده است.

به گفته بسیاری 28000 سرباز مصری برای سومین سال از نمیری در سودان حفاظت می کنند و

مصریها در این کشور موقعیتهای مهمی را اشغال کرده اند؛ با این وصف در این کشور قیامی پدید آمد که با

ارسال یک نیروی نظامی مصری «در نطفه خفه شد»، ولی اکثریت سیاهپوستان سودان در صورتی که این

کشور خود را از قرارداد کمپ دیوید کنار نکشند همیشه خطر ایجاد یک جنگ داخلی را به همراه

دارند.

این سخنران گفت برای سومین بار سادات دست به پاکسازی ارتش زده است و در نتیجه 40 افسر را

اخراج نموده است.

وی پیش بینی کرد که حمایت آمریکا از مبارزه مراکش علیه پولیساریو «نتیجه غم انگیزی» به دنبال

خواهد داشت (پچالنیه ریزولتاتی)، چون مراکش قدرت حمایت از این جنگ غیر مردمی را ندارد. مصر

پیشنهاد کرده است که نظامیان این کشور را به مراکش ارسال دارد تا نظامیان مراکشی بتوانند آزادانه با

پولیساریو مبارزه نمایند. عربستان سعودی نیز قول داده است که علیرغم قرارداد اجلاس اعراب که در

بغداد منعقد شده بود، از نظر مالی مصر را حمایت نماید تا او نیز بتواند تعادل رژیم شاه حسن را حفظ نماید،

عربستان سعودی دیون مالی مراکش را در قبال سلاحهای آمریکایی خواهد پرداخت. این سخنران در

شگفت است که آمریکا چگونه می تواند کمکهای خود به مراکش را توجیه نماید، در حالی که در سازمان

ملل و سازمان اتحادیه آفریقایی قرار است مسئله صحرای غربی به رفراندوم گذاشته شود. وی مدعی

است که پس از حمله پولیساریو به مراکش مردم مراکش به جای حمایت از دولت به حمایت از پولیساریو

پرداختند. در این رابطه کمکهای الجزایر به پولیساریو نیز کاملاً مورد تأیید قرار گرفت.

4 علیرغم اغراق پیرامون موفقیتهای شوروی و عدم موفقیتهای آمریکا در خاورمیانه، سخنرانان

نتوانستند یأس و بدبینی خود را پیرامون چند مسئله پنهان سازند. سخنران 15 اکتبر در رابطه با سؤالی از

وی در رابطه با اتحاد بین عراق و سوریه به طرز جالبی واقعگرایانه و رک گویانه پاسخ داد. این سخنران

گفت که اعراب اغلب از اتحاد سخن می رانند، ولی هیچ گاه نتیجه ای عاید نشده است. وی گفت که سوریها

می دانند که ورود نظامیان عراق به سوریه جهت کمک به آنها در نبرد با اسرائیل بسیار آسان است، ولی

نمی دانند که پس از خاتمه کار آنها را چگونه اخراج نمایند.

5 سخنران 15 اکتبر خیلی سعی داشت در مورد افغانستان از پیشگویی اجتناب ورزد. گرچه حضار از

وی سؤال کردند که چه بر سر رئیس جمهور پیشین ترکی آمده است، وی گفت متأسفانه این تغییر خالی از

خونریزی نبوده است، ولی از نظر افرادی در سطح او معلوم نیست چه واقعه ای رخ داده است. در یک

مرحله از سخنرانی وی که از عدم ثبات عربستان سعودی در ضدیت با کمپ دیوید سخن می گفت، ناگهان

به انتقاد از عربستان سعودی که قول حمایت از مصر را در ارسال نیروی داوطلب به افغانستان داده بود

پرداخت.

6 سخنران 15 اکتبر درباره افغانستان خیلی پرحرفی کرد. او ایران و پاکستان را متهم کرد که به تعویق


صفحه 691

انقلاب در افغانستان دست زده اند تا کشورهای خودشان از افغانستان پیروی ننمایند. این سخنران

تعبیرات مختلفی را درباره دلیل جایگزینی ترکی توسط امین ارائه داد و اظهار داشت که غرب امیدوار است

امین قدری تفاوت داشته باشد، چون در آمریکا تحصیل کرده است. وی خاطر نشان ساخت که نیروهای

«ضد انقلابی» بسیار نیرومند شده اند. وی گفت که رژیم امین با مداخله خارجی، جنگ افزارها و مشکلات

دیگر رو به رو است. وی اذعان داشت که ترکی احتمالاً خیلی تندروی کرده و رهبریت اسلامی را در

کشوری که 90 درصد آنها مؤمن هستند از خود بیگانه کرده است. در پاسخ به سؤالی که پیرامون حزب

کمونیست افغانستان شده بود، این سخنگو اظهار داشت که رهبریت کمونیست است و وی اخیرا با یک

هیئت نمایندگی جوانان کمونیست افغان ملاقاتی داشته است و در انتها به طور خلاصه گفت «پس چه شده

است؟ هیچ، نیرومندترها قدرت را به دست گرفته اند، همین».

7 مهمترین گزارشی که درباره خاورمیانه در سخنرانیهای لنینگراد ارائه شد، درباره ایران بود که

حاکی از یأس فزاینده شوروی می باشد. در سطح روابط دولتی به گفته سخنران 15 اکتبر روابط «حسنه»

است، ولی این سخنران اذعان داشت که ایران به تجدید ارسال 20 درصد از صادرات گاز خود که بر طبق

قرارداد باید به شوروی وارد شود نپرداخته است؛ وی در دنباله گفت که این توقف در صدور گاز به شوروی

ارمنیها را بیشتر دچار ناراحتی کرده است.

8 اظهارات دیگر این سخنران درباره ایران، نشان داد که روابط چندان هم «رضایت بخش» نبوده

است. بنابه گفته سخنران 15 اکتبر انقلاب ایران دارای دو جنبه ضدکمونیستی و ضدامپریالیستی است.

سخنران به پیام حزب توده اشاره کرد که اعلام داشته بود انقلاب را باید تا سر حد «پیروزی نهایی» ادامه

داد. او درباره نیاز به یک انقلاب دوم در رابطه با اهداف آزادی و کامیابی سخن گفت (او خاطر نشان

ساخت که 4 میلیون نفر بیکار که در برگیرنده بسیاری از روشنفکران نیز می باشد در ایران وجود دارد) و

درست است که خمینی عظیم ترین قدرت را در دست دارد، ولی از احترام او دائما کاسته می شود و رهبریت

اسلامی که در حال حاضر در حال اداره کشور است، دیگر قادر به ادامه راه نخواهد بود. در پاسخ به یکی از

حضار، سخنران گفت که معاهده 1921 هنوز هم به قوت خود باقی است، ولی مداخله شوروی در صورتی

امکان خواهد داشت که کشور دیگری قصد مداخله نظامی داشته باشد (که البته این جواب توسط یکی از

حاضرین که در ردیف جلو نشسته بود مورد تردید قرار گرفت).

9 سخنران 28 اکتبر حتی بیش از سخنران قبل دچار یأس و بدبینی شده بود، چون در رابطه با وقایع

اخیر ایران اعلام داشته بود که اوضاع «بسیار بحرانی است» چون «ارتجاع» کنترل خود بر کشور را کامل

کرده است.

روحانیون اسلامی به کمک «پیشرفته ترین اقشار» جامعه به قدرت رسیدند، ولی اکنون مردم بسیار

مأیوس شده اند و تنها هشت درصد به قانون اساسی جدید رأی داده اند. سخنران رهبریت کنونی را متهم به

چند کار کرده است که عبارتند از: خیانت به فلسطینیهایی که در ایران هستند؛ فروش نفت به اسرائیل از

طریق واسطه گری یک شرکت انگلیسی؛ بی تفاوتی این رژیم نسبت به حضور شاه در آمریکا به این دلیل که

بسیاری از شخصیتهای این رهبریت از «حامیان آمریکا» و نیز از اعضای سابق سازمان ساواک شاه

می باشند.

10 از سخنران 28 اکتبر خواسته شد که درباره مسئله کردستان سخن بگوید. وی گفت کردها خواهان


صفحه 692

خودمختاری ملی در یک ایران دموکراتیک هستند، ولی «تغییرات» سبب شد که رژیم ایران به چپیها

بخصوص حزب توده حمله نماید؛ در اینجا کردها به مطرح کردن این سؤال پرداختند که «آیا در دولتی این

چنین متعصب از نظر مذهبی» خودمختاری اصولاً می تواند وجود داشته باشد.«تا به حال کردها از خود

صبر و استقامت بسیار نشان داده اند» (استویکی).

سخنران 15 اکتبر از اینکه خمینی مسؤولیت عصیان کردها را متوجه شوروی می داند، چون آنها چند

سلاخ روسی داشته اند در حالی که همه نوع سلاح در دسترس آنها قرار داشته، با لحنی انتقادآمیز یاد کرد.

11 سخنران 28 اکتبر با تغییر لحن سعی کرد از ایران کشوری مهاجم و توسعه طلب بسازد. وی ادعا

کرد که «مذهب همیشه یک نیروی تهاجمی است». ایران نه تنها در موضوع افغانستان مداخله می کند، بلکه

عربستان سعودی و عراق هم از ادعای باز پس خواهی جزیره بحرین توسط ایران دچار نگرانی شده اند.

12 این سخنران در خاتمه گفت که آمریکا این نیروهای تفرقه گر در خاورمیانه را زیر نظر داشته از

آنها بهره برداری می نماید و اوضاع به یک نقطه بحرانی در تاریخ رسیده است (اولستری). سخنران در

خاتمه اظهار امیدواری کرد که بنا به منطق تاریخ برای اعراب بهتر است که به سوی شوروی بازگردند.

در رابطه با ایران وی پیش بینی کرد که «واضح است که انفجاری در راه می باشد» (همین عبارت به

لهجه روسی هم نوشته شده).بوچانان

کتاب پنجاهم

شوروی «شرق تجاوزگر» بخش دوم (1)


صفحه 693

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 694

شوروی

«شرق تجاوزگر»

بخش دوم (1)

نگرشی بر صنعت نفت و گاز شوروی


صفحه 695

سند شماره (1)

گزارش اطلاعاتیژوئیه 1976 مرداد 1355

نگرشی بر صنعت نفت و گاز شوروی

احتمالاً شوروی نخواهد توانست در سال 1980 به هدف خود در تولید نفت که همانا تولید به میزان

8/12 4/12 میلیون بشکه در روز است نائل آید. در حوزه های غرب سیبری که منشأ تمام طرحها در

زمینه افزایش تولید است، به این علت که نمی توان از صنایع مورد لزوم به موقع بهره برداری نمود، در تولید

نفت نقصانی به میزان 5 درصد تا 8 درصد به وجود خواهد آمد. برای جبران این کمبود، شوروی ممکن

است میزان مصرف نفت را پایین بیاورد. به پیشنهاد بعضی از مقامات، اگر بتوان در سالهای 1980 در سطح

مصرف سالانه 5 درصد کاهش ایجاد نمود، در حالی که میزان این کاهش در سالهای قبل حدود 7 تا 5/7

درصد بوده است، شوروی خواهد توانست با استفاده از حوزه های نفتی خود نیاز داخلی را تأمین کرده،

نفت بیشتری را به اروپای شرقی ارسال نماید و به میزان کنونی نیز به غرب نفت بفروشد. ولی اگر نتوان در

رشد مصرف کاهشی ایجاد کرد، شوروی مجبور خواهد بود یا میزان صدور نفت به اروپای شرقی و غربی

را افزایش دهد یا از طریق اوپک نفت بیشتری را وارد نماید.

اهداف شوروی در زمینه تولید گاز در سال 1980 یعنی بین 1093 تا 1188 میلیون متر مکعب در

روز نیز حاکی از خوش بینی بیش از حد است. به علت مشکلاتی که در ایجاد خط لوله مناسب وجود

دارد، احتمالاً حدود 3 درصد تا 10 درصد در این زمینه نیز کاهشی در تولید به وجود خواهد آمد. کاهش

این گونه ای احتمالاً سبب خواهد شد که شوروی نتواند به وظایف خود در زمینه صدور گاز و مصرف

داخلی عمل نماید. لیکن گامهایی به منظور انجام این وظایف از هم اکنون برداشته شده است. هر گونه

تخفیف در میزان صدور گاز به غرب معادل از دست رفتن مقدار زیادی ارز خارجی است، که شوروی سعی

دارد از آن هم اجتناب ورزد. به منظور جبران این کمبود پیش بینی نشده و ادامه صدور گاز، شوروی

احتمالاً از ایران و افغانستان مقداری گاز وارد خواهد کرد. علاوه بر این در سالهای 80 1976 از زغال

سنگ به جای گاز در صنایع استفاده خواهد شد. ولی توسل به این گونه منابع جایگزین عملی تدریجی

است. کمبود تولید لوله و تجهیزات خط لوله داخلی و وابستگی روزافزون به واردات و نیز مشکلات حل

نشده ای که در رابطه با برنامه 10 ساله وجود دارد، احتمالاً سبب خواهد شد که برنامه ساختمان خط لوله

عظیم این کشور به اتمام نرسد.

شوروی مهمترین تولیدکننده نفت خام در جهان و بعد از آمریکا دومین تولیدکننده گاز طبیعی با

استفاده از تجهیزات و تکنولوژی داخلی است و فقط در زمینه واردات خط لوله و تجهیزات مربوط به

خطوط لوله از نقاط دیگر کمک می گیرد. لیکن اگر شوروی مایل باشد که در افزایش تولید نفت در سالهای

1980 نیز تداوم وجود داشته باشد، در دهمین برنامه پنج ساله (80 1976) خود، شوروی به تکنولوژی و

تجهیزات غرب باید متوسل شود تا بتواند به کشف و بهره برداری از منابع نفتی جدید در سیبری و دریاهای

قطبی بپردازد. البته مشکل شوروی در زمینه واردات تکنولوژی و تجهیزات غربی تقریبا لاینحل است

چون سازندگان غربی توانایی عرضه آنها را ندارند و شوروی نیز نمی تواند در ازای آنها ارز مورد قبول

بین المللی را بپردازد و یا ترتیب یک معامله پایاپای را بدهد. گرچه در صنعت نفت شوروی خرید تجهیزات

خارجی دارای اولویت می باشد، ولی در پاییز 1975 بعلت کمبود ارز معتبر از 25 پروژه پیشنهادی 12 تای


صفحه 696

آن به تأخیر افتاد.

عملکرد کنونی

1 صنعت نفت شوروی در 15 سال گذشته رشد چشمگیری داشته است. از سال 1974، شوروی

مهمترین تولیدکننده نفت خام و پس از آمریکا دومین تولیدکننده گاز طبیعی بوده است. در سال 1975

تولید نفت به میزان 8/9 میلیون بشکه در روز و تولید گاز طبیعی به سطح 793 میلیون متر مکعب در روز

رسید (به جدول ضمیمه ت نگاه کنید). در سالهای 75 1961 تولید نفت سالانه به میزان 3/8 درصد و

تولید گاز طبیعی سالانه به میزان 1/13 درصد افزایش یافت. سهم نفت و گاز شوروی در سال 1965 از

50 درصد تولید و 46 درصد مصرف به 64 درصد تولید و 60 درصد مصرف در سال 1975 افزایش یافت

(به جدول 2 ضمیمه ت نگاه کنید).

2 بجز در مورد خط لوله، شوروی توانست با استفاده از تجهیزات و تکنولوژی نفتی خود به درجه

اهمیت کنونی دست پیدا کند. لیکن در سالهای اخیر شوروی به منظور بالا بردن ظرفیت و تواناییهای فنی

خود به خرید تجهیزات و تکنولوژی غرب در زمینه نفت و گاز همت ورزیده است. در سالهای 75 1972

میزان این خریدها معادل 3/1 میلیارد دلار گردید، که 226 میلیون دلار آن به آمریکا رسید.

3 شوروی یکی از صادرکنندگان عمده نفت است و در آینده نزدیک در زمینه صدور گاز نیز همین

نقش را ایفا خواهد کرد. صدور نفت در سال 1975 به میزان 6/2 میلیون بشکه در روز انجام می شد که

حدود 55/1 میلیون بشکه آن در روز به کشورهای کمونیستی، بخصوص اروپای شرقی و حدود 05/1

میلیون بشکه آن هر روز به غرب صادر می گشت. (به جدول 2 ضمیمه ت نگاه کنید.) از طریق همین صدور

نفت به غرب شوروی مهمترین و بیشترین مقدار ارز خارجی خود را که در سال 1974 حدود 6/2 میلیارد

دلار و در سال 1975 بالغ بر 2/3 میلیارد دلار می شد، بدست آورد.

4 قبل از افزایش چشمگیر قیمت نفت اوپک در سالهای 1973 و 1974 شوروی نفت خود را به

قیمت نفت اوپک به غرب می فروخت. برای نفتی که به اروپای شرقی صادر می کرد معمولاً بیش از آن

دریافت می نمود. ولی پس از چهار برابر شدن قیمت نفت اوپک در سالهای 1973 و 1974 وضع فرق کرد.

شوروی با مشتریان غربی خود نیز همین کار را کرد ولی در رابطه با اروپای شرقی که قیمت نفت صادراتی

برای آنها بر اساس قراردادهای برنامه 75 1971 تعیین می گردید قیمتها را فقط مقداری بالا برد و در

سال 1974 هر بشکه نفت را فقط به مبلغ کمتر از 3 دلار به آنها می فروخت. لیکن در اوایل سال 1975،

شوروی با دیگر شرکای خود در شورای کمکهای دوجانبه اقتصادی مذاکره نمود و قیمت نفت را برای

مشتریان اروپای شرقی خود به میزان 7 دلار برای هر بشکه بالا برد که با وجود این از قیمت 50/10

دلاری اوپک نیز کمتر است. در همان حال مسکو فرمولی را به وجود آورد و بر اساس رشد قیمت نفت

جهان در 5 سال گذشته، خواستار آن شد که سالانه در قیمت نفت تجدید نظر گردد. ولی شوروی به منظور

بدست آوردن ارز خارجی بیشتر در صدور نفت خود به غرب از سیاستهای قیمت گذاری اوپک دنباله روی

خواهد کرد.

5 بخش اعظم نفت خام صادراتی شوروی در سالهای اخیر از حوزه های وسیع قدیمیتر اورالز ولگا

روماشکینو، موخانوفو، توی مازی، آرلان بدست می آمد که از نظر کیفیت مشابه نفت خام متوسط