بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 505

با درنظر گرفتن سناریوی رشد بیشتر، واردات خالص نفتی در سال 1985 مشتمل بر 9/34 میلیون

بشکه در روز خواهد گردید، با این فرض که میزان عرضه برای تکافوی این مقدار تقاضا مناسب خواهد

بود، در این سناریو تقاضای خالص وارداتی آمریکا به 2/14 میلیون بشکه در روز خواهد رسید، که

ظرفیت بنادر موجود را تحت فشار قرار خواهد داد.

تقاضای کشورهای غیرکمونیستی خارج از کشورهای عضو سازمان...

4 تقاضای کشورهای غیرکمونیستی خارج از کشورهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای

نفت اوپک

در مرحله بعدی تجزیه و تحلیل، ما به برآورد تقاضای کشورهای درحال توسعه غیراوپک و چند

کشور صنعتی خارج از حوزه سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای نفت اوپک پرداختیم. برای

ساده تر شدن تحلیل و متمرکز شدن آن بر سیاستهای موازنه ای در کشورهای پیشرفته، تصمیم گرفتیم

محتمل ترین برآورد را در مورد تقاضای این کشورها در مورد نفت اوپک به دست آوریم. به علت عدم

کفایت اطلاعات موجود، بقیه کشورهای غیراوپک و غیرکمونیستی را نمی توان با کشورهای پیشرفته در

یک ترازو قرار داد. در عوض، رابطه تاریخی بین فعالیت اقتصادی را که به وسیله تولید ناخالص داخلی

اندازه گیری می شود و مصرف نفتی یازده کشور مصرف کننده بزرگ درحال توسعه و بقیه کشورهای در

حال توسعه غیراوپک و چهار کشور پیشرفته را مورد بررسی قرار داده ایم.

تقاضای خالص وارداتی نفتی کشورهای درحال توسعه غیراوپک

از نظر ما کشورهای درحال توسعه غیراوپک به طور گروهی در سال 1985 کمتر از امروز به نفت

وارداتی نیاز خواهند داشت که در سال مزبور تقاضای وارداتی آنها برابر 3/2 میلیون بشکه در روز خواهد

بود، در حالی که در سال 1977 این تقاضا معادل 3 میلیون بشکه در روز بوده است. با این وصف این تولید

سریعا رشد یابنده نفت مکزیک است که وابستگی وارداتی بسیاری از کشورهای درحال توسعه غیراوپک

را مخفی نگاه می دارد. صادرات نفتی مکزیک از 000/250 بشکه در روز در سال گذشته به 7/2 میلیون

بشکه در سال 1985 افزایش خواهد یافت. (به جدول 9 نگاه کنید)

به نظر ما در طول سالهای 85-1978 مصرف نفت در کشورهای در حال توسعه غیراوپک افزایش

خواهد یافت. در بسیاری از این کشورها سهم صنعت در بازده ملی رو به افزایش است، و کاهش استفاده از

نفت را مشکل می سازد. به طور کلی، برآورد ما نشان می دهد که تقاضای نفتی کشورهای درحال توسعه

غیراوپک از 2/7 میلیون بشکه در روز در سال گذشته به بیش از 11میلیون بشکه در سال 1985 بالغ

خواهد گردید. این برآوردهای مربوط به تقاضا، فرض را بر آن قرار داده است که این کشورها به طور

گروهی در سالهای 851977 به رشد تولید ناخالص داخلی معادل 5/4 درصد در سال دست خواهند

یافت. این میزان رشد اقتصادی تقریبا برابر چهارپنجم میزان رشد تاریخی است. گرچه در میان کشورهای

در حال توسعه تفاوتهایی نیز در این زمینه به وجود خواهد آمد، ولی این میزان با نرخ نسبتا کند رشد در

کشورهای پیشرفته همراهی خواهد داشت.

تولید نفت داخلی کشورهای در حال توسعه غیراوپک از 2/4 میلیون بشکه در روز در سال 1977 به

3/6 میلیون بشکه در روز در سال 1980 و 9 میلیون بشکه در روز در سال 1985 افزایش خواهد یافت.


صفحه 506

(به تصویر 9 نگاه کنید) بخش اعظم این افزایش در کشورهای مکزیک و مصر و بخش کمتر آن از

کشورهای هند، برزیل و برونئی و مالزی تأمین خواهد گردید. تولید نفت و گاز طبیعی مایع در مکزیک از

بیش از یک میلیون بشکه در روز در سال گذشته به 3/2 میلیون بشکه در سال 1980 و 9/3 میلیون بشکه

در روز در سال 1985 بالغ خواهد گردید. بازده نفتی مصر احتمالاً به 000/700 بشکه در روز در سال

1980 و یک میلیون بشکه در روز در سال 84-1983 بالغ خواهد گردید.

کشف ذخایر نفتی وسیع در ایالات چیاپاز و تاباسکو در جنوب شرقی مکزیک در سال 1972

دورنمای وخیم عرضه نفت را دگرگون ساخت. پمکس، کمپانی دولتی نفتی یک برنامه ضربتی را برای

گسترش دادن ذخائر؛ نفتی جدید ترتیب داد و مکزیک دوباره عنوان قبلی خود یعنی بشکه صادرکننده

خالص نفت خام را در سپتامبر 1974 به دست آورد. در اواخر سال 1977 تولید نفت مکزیک به بیش از

یک میلیون بشکه در روز بالغ گردید.

* برآوردهای اخیر مربوط به ذخایر نفتی واقع در خشکی حوزه رفورما در جنوب شرقی نشان

می دهد که بین 20 تا 60 میلیارد بشکه نفت در این منابع وجود دارد. در این بخش 20 حوزه نفتی کشف

شده و حداقل 65 حوزه دیگر آن کشف نشده باقی مانده است. شش حوزه نفتی با حداقل 130 حلقه چاه

فعال روزانه معادل 000/750 بشکه نفت تولید می نماید. در خارج از خشکی، کمپانی پمکس در منطقه

«چاک» به چهارحوزه نفتی دیگر دست یافته است، که در 75 کیلومتری شمال کویداد دل کارمن قرار دارد

که حدود 60 حوزه یا بیشتر آن هنوز بکر باقی مانده است.

قدرت نفتی مصر خیلی بیشتر از اکثر کشورهای در حال توسعه غیراوپک می باشد. کمپانیهای

بین المللی نفتی به توان ذخایر مصر امید بسیار دارند، که این امید آنها بیشتر در منطقه کانال سوئز متمرکز

است که در آن به چهار اکتشاف مهم و چشمگیر دست یافته شده است. به نظر ما تولید نفت مصر به آرامی

گسترش خواهد یافت، چون به لحاظ ادعاهای اسرائیل، امتیازات مربوط به اکتشافات نفت در کانال سوئز

توأم با تردید باقی خواهد ماند. با توجه به عدم اطمینان در مورد وضعیت سیاسی، بازده نفتی مصر تا سال

1983 یا 1984 و در مقایسه با پیش بینی قاهره در مورد تولید 1 میلیون بشکه در روز در سال 1980 به

سطح یک میلیون بشکه در روز نخواهد رسید.

دیگر کشورهای پیشرفته

دورنمای تولیدی دیگر کشورهای پیشرفته از قبیل استرالیا، اسرائیل، نیوزیلند و آفریقای جنوبی

چندان امیدوار کننده نمی باشد. در استرالیا که مهمترین تولیدکننده نفت این گروه به شمار می آید، انتظار

می رود که در 85-1978 تولید به سطح 000/500 بشکه در روز کاهش یابد. به طور کلی، واردات نفتی

این گروه از 000/700 بشکه در سال 1977 به روزانه 3/1 میلیون بشکه در سال 1985 افزایش خواهد

یافت.

کشورهای کمونیست در بازار نفت

5 کشورهای کمونیست در بازار نفت

ما پیش بینی می کنیم که تولید نفت شوروی در سالهای 85-1981 کاهش خواهد یافت و به سطحی

می رسد که تنها خواهد توانست نیازهای داخلی را برآورده سازد و مازادی برای صدور به خارج باقی


صفحه 507

نخواهد گذاشت. ما انتظار داریم به این لحاظ که اروپای شرقی، کوبا، ویتنام، کره شمالی و مغولستان مناطق

مواجه با کمبود هستند، روند تغییرات شوروی سبب خواهد شد که موضع کشورهای کمونیستی به عنوان

صادرکننده خالص نفتی به وارد کننده خالص نفتی تغییر یابد. اینکه آنها تا سال 1985 چه مقدار نفت وارد

خواهند کرد نامعلوم است. پیش بینی های ما نه تنها تحت تأثیر نامشخص بودن اطلاعات مربوط به تولید و

مصرف قرار دارد، بلکه از این واقعیت نیز متأثر می شود که واردات حتی ناچیز نفتی باتوجه به

استانداردهای جهانی موجب مصرف سنگین درآمدهای محدود ارز خارجی کسب شده، توسط

کشورهای کمونیستی می گردد. با درنظر گرفتن شرایط احتمالی عرضه و تقاضای نفتی و با فرض اینکه

قیمتهای نفت ثابت بمانند. می توان گفت که مضیقه های مالی مرتبط با تراز پرداختهای کشورهای

کمونیستی، واردات خالص نفتی آنان را در سال 1985 به 5/2 میلیون بشکه در روز محدود خواهد کرد.

(به تصویر 10 نگاه کنید). علاوه بر این، حتی اگر کشورهای کمونیستی از وارد کردن نفت اجتناب ورزند،

تأثیر این اقدام آنها بر عرضه نفت جهانی، هجوم فشار وارده بر تقاضا را تنها یک سال به تعویق خواهد

افکند.

مشکل نفتی شوروی

گرچه شوروی موضع خود را به عنوان مهمترین تولید کننده نفتی روزانه 9/10 میلیون بشکه در سال

1977 حفظ کرده است، لیکن میزان رشد بازده نفتی به طرز قابل توجهی کندتر شده است. در تولید نفت

شوروی در سال 1977 تنها 000/500 بشکه در روز افزایش وجود داشت. این مقدار از سال 1972

کوچکترین افزایش واقعی بود و در مقایسه با دوران بعد از جنگ کمترین میزان رشد تولید به شمار می رود.

میزان بازده تمام مناطق نفتی شوروی در حال حاضر رو به کاهش است بجز غرب سیبری که اکنون به

لحاظ اینکه حوزه نفتی غول آسای ساموتلر به اوج تولید خود رسیده است، بازده تولید به نظر می رسد که

دچار مشکلات بیشتری شود. (به تصویر 11 نگاه کنید).

حوزه نفتی ساموتلر به تنهائی بیشترین سهم را در رشد تولید نفت شوروی در پنج تا شش سال گذشته

داشته است. گسترش و بهره برداری از حوزه های دیگر غرب سیبری از برنامه خیلی عقب است. در

سالهای 80-1976 حداقل از شش تا هشت حوزه جدید می بایست بهره برداری تجاری آغاز گردد، تا

کاهش تولید ساموتلر جبران گردد. ولی در سال 1976 و 1977 سالانه فقط پنج حوزه نفتی کشف گردید

که علت آن نیز عدم توانایی برآورد نیازهای مربوط به حفاری و کارهای زیربنایی بوده است.

مهمتر از همه اینکه، بازده حوزه ساموتلر احتمالاً در سال 1980 رو به کاهش خواهد گذارد و در

سالهای 85-1982 کاهش آن عمده خواهد بود، در حالی که کاهشی که هم اکنون در مناطق دیگر در

جریان است در اثر تخلیه ذخایر سریعا افزایش می یابد. در نتیجه ما معتقدیم که بازده نفتی شوروی در سال

1980 به اوج خود خواهد رسید و در اوایل سالهای 1980 سیر نزولی سریعتری پیدا خواهد کرد. بنابراین

برآورد ما پیش بینی می کنیم بازده نفتی این کشور در سال 1985 معادل 10 میلیون بشکه در روز خواهد

بود. البته اعتقاد داریم این مقدار بالاترین دامنه امکان تولید است و در صورتی که اکتشافات موفقیت آمیز

باشند و حفاریها به خوبی انجام گیرد و شوروی بتواند تجهیزات و تکنولوژی مورد نیاز خود را وارد نماید،

بدان نائل می شود. اگر نتیجه این اقدامات چندان مثبت نباشد، میزان بازده حداقل 8 میلیون بشکه در روز


صفحه 508

خواهد بود.

در کوتاه مدت حداکثر تولید سوختهای جایگزین از قبیل زغال سنگ و گاز طبیعی کاهش بازده نفت را

به طور نسبی خواهد توانست جبران نماید. صنعت گاز طبیعی شوروی از مرحله رشد چشمگیر گذشته و

وارد یک مرحله کاهش رشد گشته است. تولید زغال سنگ شوروی نیز بسیار کم و برای تأمین نیاز

برنامه های کافی نمی باشد.

گرچه ذخایر گازخیز بسیار بزرگ و تولید سالانه سالهای 1976 و 1977 بیش از حد موردنیاز بود،

ولی در آینده این میزان توأم با نقصان خواهد گشت.

* پتانسیل مهم رشد هم اکنون بیش از هر زمان از وقتی که صنعت گاز شوروی رشد سریع خود را از

اواسط دهه 1960 آغاز کرد، بیشتر بر یک منطقه منفرد متمرکز شده است. درحال حاضر مهمترین منطقه

گاز خیزتویمان اوبلاست شمالی در غرب سیبری می باشد. مشکلات فیزیکی و قیمت تمام شده مربوط به

گسترش ذخایر در قلمروهای غیرقابل سکونت و احداث هزاران کیلومتر خط لوله جهت انتقال گاز برای

استفاده داخلی و صادرات، مشکلات جدیدی را به وجود آورده است. زیربنای نه چندان خوب و شرایط

سخت قطبی، حفاری، تولید و احداث خطوط لوله را توأم با کندی خواهد کرد و مانع از آن خواهد شد که

شوروی ها بتوانند از این ذخایر عظیم بهره برداری نمایند.

* تولید ذخایر مهم دیگر کشور در اوکراین، قفقاز شمالی، و ازبکستان در سال 1976 به اوج خود

رسید و برای اولین بار در سال 1977 کاهش یافت و حتی برنامه ریزی شده که در چند سال آینده نیز سیر

نزولی بیشتری را طی نماید.

شوروی دارای ذخایر عظیم زغال سنگ است، لیکن بسیاری از این ذخایر که در بخش اروپایی

شوروی قرار دارند نیز مانند منابع نفت و گاز درحال رسیدن به انتها بوده و بهره برداری از آنها بسیار مشکل

و گران قیمت می باشد. بخش اعظم ذخایر جدید نیز در شرق مراکز صنعتی و بخش اروپایی کشور قرار

دارند و بسیاری دیگر از ذخایر قابل دسترس شرق نیز از نظر کیفیت نامرغوب هستند. در دو دهه گذشته

میزان افزایش سالانه زغال سنگ دو درصد بوده است و 3 درصد افزایش سالانه سالهای 80-1976

هنوز تأمین نشده است. کمبود واگنهای راه آهن جهت حمل و نقل زغال سنگ، استفاده نادرست از نیروی

کار و کاهشهای اضافه شده بر ظرفیت بهره برداری از معادن جدید از جمله موانع مهم به شمار می آیند. با

افتتاح معادن جدید در سیبری، مسئله حمل و نقل یک مشکل غامض رو به افزایش خواهد شد.

کاهش رشد مصرف انرژی در شوروی بدون تأثیر شدید بر اقتصاد بسیار مشکل خواهد بود.(1)نحوه

مصرف انرژی شوروی با الگوی مصرف آن در کشورهای صنعتی غرب بسیار متفاوت است و مشکلی

است که صرفه جویی در انرژی را بسیار دشوارتر می سازد. صنایع شدیدا پرمصرف انرژی آهن و فولاد

حدود 13 درصد مصرف انرژی شوروی را به خود اختصاص داده اند. در حالی که این صنایع در آمریکا

تنها 3 درصد مصرف انرژی را شامل می شوند. در کشورهای غربی حمل و نقل و مسکن بخش اعظم

مصرف انرژی را به خود اختصاص داده اند، و دورنمای صرفه جویی در این نقاط بسیار امیدوارکننده است.

در شوروی بسیاری از تکنیکهای مربوط به صرفه جویی انرژی در صنایع و منازل که اکنون در غرب مورد

بحث قرار گرفته، در شوروی به خدمت گرفته شده اند. درشوروی حرارت بسیاری از مناطق شهری و نیز

1- به ضمیمه ”ه“ جهت مشاهده بحث مفصل پیرامون عرضه و مصرف انرژی در شوروی رجوع شود.


صفحه 509

صنعتی از طریق سیستمهای مولد مشترک تأمین می گردد. در حالی که در غرب تعداد این سیستمها بسیار

کم است (که اکثر آنها در آلمان غربی و سوئد واقع شده اند). ولی شوروی هزاران سیستم اینگونه ای را در

خود مستقر کرده است. بخش اعظم حمل و نقل بار در شوروی توسط خطوط راه آهن انجام می گردد، در

حالی که در آمریکا و اروپای غربی به جای آن از کامیون استفاده می شود. در رابطه با اتومبیلهای سواری،

شوروی برای هر 40 تا 50 نفر از ساکنین خود یک اتومبیل دارد، در حالی که در آمریکا و کانادا هر دو نفر

بیش از یک ماشین سواری و در اروپای غربی هر چهار تا پنج نفر یک اتومبیل سواری دارند.

به خاطر ساختار مصرف، صرفه جویی یا باید از طریق ارتقای تکنولوژی صنعتی و یا تغییر تولید از

صنایع سنگین به صنایع و خدمات سبک تأمین گردد. ولی هیچ کدام از این کارها آسان نیست. ارتقای

تکنولوژی زمان و هزینه بسیار لازم دارد. تغییر روش از صنایع سنگین مانند آهن و فولاد نیز با نظریات

گروههای حاکم ذی نفع شوروی مغایرت دارد.

تولید واقعی ناخالص ملی در شوروی رو به کاهش است و انتظار می رود در سالهای 1980 نیز توأم با

کاهش بیشتر باشد. ما پیش بینی می کنیم که افزایش تولید واقعی ناخالص ملی در سالهای 80-1976

معادل 4 درصد در سال و در سالهای 85-1981 معادل 3 تا 5/3 درصد در سال باشد.(1)

مصرف انرژی شوروی دارای رشدی سریعتر از تولید ناخالص ملی در سالهای اخیر و سالهای 1960

می باشد. با درنظر گرفتن محدودیت موجود در زمینه صرفه جویی انرژی مجموع تقاضا برای انرژی

احتمالاً با نرخی مشابه به نرخ رشد، تولید ناخالص ملی در سالهای 85-1981 افزایش خواهد یافت.(2)

کاهش قریب الوقوع در تولید نفت همراه با رشد تولید ناخالص ملی سبب خواهد شد که شوروی نتواند

در سالهای 85-1981 به قدر کفایت نیازهای داخلی، نفت تولید نماید و در همان حال موضع خود را به

عنوان صادرکننده عمده حفظ نماید. ما انتظار داریم که نرخ رشد برای تولید انرژی، حدود نیمی از تقاضا

باشد. بنابراین شوروی باید از مقدار صادرات انرژی خود به مقدار قابل ملاحظه ای بکاهد. در سال 1976

میزان صادرات انرژی این کشور معادل 3/3 میلیون بشکه نفت در روز بود، ولی تا سال 1985 تداوم

حداقل 1 میلیون بشکه نفت در روز نیز، کاری بس دشوار خواهد بود. ما فکر می کنیم که تا سال 1985

بخش اعظم انرژی صادراتی این کشور را گاز طبیعی تشکیل دهد. در آن زمان، بین تولید و مصرف نفت

شوروی به سختی توازن برقرار خواهد گشت، بنابراین صدور مستمر نفت شوروی به دیگر کشورهای

کمونیستی به وسیله واردات حاصله از غرب تأمین خواهد شد.

فقر انرژی اروپای شرقی

به دلیل قلت منابع انرژی داخلی، حدود 80 درصد انرژی مصرفی اروپای شرقی از طریق واردات

تأمین می شود. از 2 میلیون بشکه نفتی که روزانه در سال 1976 مصرف شد، حدود 6/1 میلیون بشکه آن

1- در دهه آتی شوروی با مشکل اقتصادی حادی روبرو خواهد شد. گذشته از مسئله انرژی ٬ به خاطر کاهش شدید در میزان رشد نیروی کار ٬ نرخهای رو به کاهش بازدهی سرمایه ٬ و کشاورزی فاقد کارایی و غیرقابل اعتماد ٬ و محدودیت در توانایی کسب ارز معتبر جهت واردات تکنولوژی موردنیاز و خریدهای وسیع و متناوب گندم ٬ انتظار بر پایین آمدن نرخ رشد می رود. بحث مفصل مربوط به دورنماها و مشکلات اقتصادی شوروی در نشریه 10436 ٬77 ژوئیه 1977 آورده شده است. 2- به ضمیمه ”ه“ رجوع گردد.


صفحه 510

را واردات نفتی تشکیل می داد که 85 درصد آن از طریق شوروی تأمین می گردید. تقریبا تمام نفت تولیدی

اروپای شرقی از رومانی که تقریبا خودکفاست به دست می آید و مقداری از آن نیز در یوگسلاوی تولید

می گردد که این کشور نیز می تواند 30 درصد نیاز خود را تأمین کرده و بقیه آن را در ازای ارز معتبر

خریداری می نماید. بلغارستان، چکسلواکی، مجارستان، لهستان و آلمان شرقی تقریبا به طو رکامل به

واردات متکی هستند که درحال حاضر تقریباً و منحصرا با پرداخت ارز معتبر از اتحادشوروی تأمین

می نمایند.

رشد اقتصادی اروپای شرقی با کندی روبرو شده است. یعنی در سال 1976 و 1977 معادل 5/3

درصد بوده است در حالی که در سالهای 75-1971 میزان رشد برابر با 5/4 درصد بوده و ما فکر می کنیم

که این کندی رشد همچنان ادامه خواهد داشت و در سالهای 85-1981 معادل 5/3 تا 4 درصد در سال

خواهد بود. رشد تقاضای انرژی نیز دچار سیرنزولی شده است. علیرغم افزایش واردات گاز، تأکید بر

تولید زغال سنگ و آغاز یک برنامه جاه طلبانه در زمینه انرژی هسته ای واردات فزاینده نفتی باید بتواند

بخش اعظم تقاضای انرژی را بر آورده نماید. به نظر ما میانگین سالانه رشد واردات نفتی نیز بشدت

کاهش خواهد یافت و از 12 درصد در سالهای 76-1971 به 5 درصد در سالهای 85-1977 تقلیل

خواهد یافت. به طور کلی اروپای شرقی نیاز مبرمی به واردات نفتی روزافزون خواهد داشت.

احتمالاً رومانی و یوگسلاوی خواهند توانست در ازای نفت مورد نیاز خود ارز معتبر بپردازند. نیاز

رومانی به نفت وارداتی در سال 1985 نباید بیش از 000/100 بشکه در روز باشد. یوگسلاوی نیز در

حال حاضر روزانه 000/180 بشکه نفت وارد می کند که احتمالاً نیمی از آن از طریق شوروی و در ازاء

ارز معتبر به دست می آید. ولی تا سال 1985 یوگسلاوی روزانه به 000/250 بشکه نفت وارداتی نیاز

خواهد داشت که تقریبا باید در ازای همه آن ارز معتبر بپردازد.

کاهش احتمالی تولید نفت شوروی مشکلات زیادی برای اروپای شرقی به وجود خواهد آورد، و

احتمالاً این کشورها نیز مجبور خواهند شد در تحمل بار سنگین کمبود نفتی شوروی شریک باشند.

بهترین وضع این است که پس از سال 1980 به احتمال زیاد در میزان صدور نفت شوروی به اروپای شرقی

افزایشی پدید نخواهد آمد و بدترین وضع این است که این صادرات ممکن است، متوقف گردد. اگر

بلغارستان، چکسلواکی، آلمان شرقی و مجارستان تا سال 1985 مجبور شوند نفت خود را از طریق غرب

تأمین نمایند، با قیمتهایی که نفت در سال 1977 خواهد داشت باید معادل 13 میلیارد دلار بپردازند و این

رقم برابر کل ارز معتبری است که جمعا در سال گذشته به دست آورده بودند. ولی واضح است هیچ راهی

وجود ندارد که آنها بتوانند چنین مخارجی را متحمل شوند. تحت چنین شرایطی احتمالاً شوروی به

صادرات نفتی خود در سطحی پایین تر به اروپای شرقی ادامه خواهد اد و متعاقبا در ازای ارز معتبر از

طرف آنها مقداری از نفت اوپک را نیز خریداری خواهد نمود.

دیگر کشورهای کمونیستی

در حال حاضر دیگر کشورهای کمونیستی بجز چین، نفت مورد نیاز خود را از شوروی وارد می کنند.

آنها منابع انرژی جایگزین معدودی دارند و احتمالاً میزان واردات نفتی آنها افزایش خواهد یافت. کوبا

بخش اعظم صادرات نفتی 000/330 بشکه در روز شوروی را در سال 1977 به خود اختصاص داده


صفحه 511

است و مسکو برای تأمین نیاز انرژی آتی هاوانا اولویت خاصی قائل شده است. کوبا در سال 1976 روزانه

معادل 000/180 بشکه نفت مصرف نمود و در سال 1985 احتمالاً معادل 000/250 بشکه در روز و یا

بیشتر استفاده خواهد کرد. در سال 1976 هزینه کل واردات نفتی کوبا حدود 900 میلیون دلار یا بیش از

کل ارز معتبر اکتسابی توسط این کشور گردید. در رابطه با کره شمالی، ویتنام، و مغولستان باید گفت که در

حال حاضر مجموع واردات روزانه آنها فقط حدود 000/50 بشکه نفت می باشد و احتمال دارد که فقط به

میزان کمی افزایش یابد. چین می تواند احتمالاً در آینده برای آنها منبع جایگزین انرژی به شمار آید.

تداوم صادرات چین

در دهه آتی احتمالاً چین نخواهد توانست در زمره عرضه کنندگان اصلی نفت به بازار جهانی درآید.

بازده 8/1 میلیون بشکه در روز سال 1977، چین را در زمره تولیدکنندگان نفتی مهم جهان قرار داده که با

اندونزی و ابوظبی قابل قیاس می باشد. لیکن تقاضای داخلی به سرعت رو به افزایش است و درحال

حاضر این کشور 90 درصد تولیدات نفتی خود را خود مصرف می نماید.

رشد تولید نفت خام از 20 درصد و یا بیشتر در اوائل سالهای 1970 به 8 درصد در سال 1977 کاهش

پیدا کرده است. این کاهش نیز ظاهرا به دلیل ناآرامیهای سیاسی و سرعت پیدا کردن مشکلات فنی در بالا

بردن بازده حوزه های نفتی بزرگ به وجود آمده است. مهمترین حوزه های تولیدی اکنون ده سال و یا بیشتر

از عمر خود را سپری ساخته اند و بخشهای کم عمق آنها درحال تخلیه کامل است. با این وصف چهار حوزه

کم عمق جدید دیگر نیز وجود دارد که چینیها خواهند توانست با تواناییهای کنونی حفاری خود

بهره برداری از آنها را آغاز نمایند. و در همین حال پکن درحال وارد کردن تکنولوژی حفاری عمیق از

آمریکاست. این کشور بهره برداری از خلیج پوهای را آغاز کرده و با استفاده از مته های وارده از سنگاپور،

ژاپن و نروژ به حفاریها اکتشافی مبادرت ورزیده است.

در اوائل سالهای 1980 احتمالاً چین خواهد توانست بیش از نیاز اقتصادی داخلی نفت تولید نماید. و

در سال 1982 میزان صدور نفت برابر با 000/500 تا 000/600 بشکه در روز خواهد گردید. ژاپن نیز

احتمالاً بخش اعظم این صادرات را جذب خواهد نمود، چون براساس یک قرارداد تجاری درازمدت بین

چین و ژاپن نفت و زغال سنگ چین با تکنولوژی ژاپن معاوضه خواهد گردید. برای افزایش صادرات نفت

به سطحی فراتر از سال 1982، چین نیازمند شانس قابل ملاحظه ای برای یافتن ذخایر بزرگ که به آسانی

قابل بهره برداری هستند، می باشد و یا اینکه باید در میزان مصرف داخلی نفت، اقتصاد مبنی بر صرفه جویی

را تقویت نماید.

موازنه تجارت نفتی کمونیستی

بسته به اینکه تولید نفت شوروی در چه زمانی شروع به کاهش یافتن خواهد کرد و با درنظر گرفتن

میزان رشد اقتصادی کشورهای کمونیستی مختلف، و رشد ارز معتبر اکتسابی آنان، واردات خالص نفتی

آنها در سال 1985 معادل 5/2 میلیون بشکه در روز خواهد بود. (به جدول 10 نگاه کنید) این رقم در

برگیرنده 500000 بشکه در روز صادرات قابل پیش بینی چین، واردات 7/2 میلیون بشکه در روز

اروپای شرقی، موقعیت تعادلی برای شوروی، واردات خالص 000/300 بشکه در روز برای دیگر


صفحه 512

کشورهای کمونیستی به خصوص کوبا می باشد.

روشی که شوروی مشخصاً در تخصیص واردات و صادرات نفتی خود اعمال می نماید، البته جای

تعمق و بررسی دارد. مسکو در حال حاضر حدود 5 میلیارد دلار از طریق صادرات نفتی خود، عمدتا به

اروپای غربی ارز معتبر به دست می آورد.

جدول 10

البته ممکن است شوروی بخشی از این صادرات را ادامه دهد و مقداری نفت نیز از اوپک خریداری

نماید تا نیاز خود را برآورده سازد و به همین ترتیب به صدور نفت خود به اروپای شرقی ادامه خواهد داد و

مقدار موردنیاز برای جبران را نیز از اوپک وارد خواهد کرد. ولی چون هیچ یک از کشورهای اوپک

حاضر نیستند که در ازاء چیز دیگری به جز ارز معتبر نفت خود را به فروش برسانند، بنابراین تأثیر آن برتر

از پرداختهای ارزی شوروی، حداقل مشابه توقف صدور نفت شوروی خواهد بود. تا زمانی که شوروی

نفت را در ازاء ارز معتبر وارد نماید تا بتواند به صادرات نفتی خود به اروپای شرقی و یا کوبا در ازاء ارز

غیرمعتبر ادامه دهد، تراز پرداختهای ارزی آن وضع وخیمتری پیدا خواهد کرد.

در صورتی که قیمت نفت معادل قیمت زمان حال آن باقی می ماند، کشورهای کمونیستی احتمالاً قادر

می بودند تا وجوه لازم برای واردات نفتی خود را به میزانی که پیش بینی شده بود، تأمین نمایند. در سال

1977 مجموع واردات در مقابل ارز و دریافتیهای ارزی شوروی، اروپای شرقی و کوبا به طور گروهی

تقریبا موازنه داشت، و در هر طرف تراز معادل 33 میلیارد دلار می گردید. میزان ارز معتبری که این

کشورها در نتیجه صدور نفت در سال(1)1977 به دست آوردند معادل 5 میلیارد دلار بود. واردات نفتی

مورد نیاز آنها در سال 1985 برابر با 5/2 میلیون بشکه در روز خواهد بود که اگر قیمتهای نفت در سال

1977 ثابت بماند بالغ بر 12 میلیارد دلار خواهد گردید. بنابراین 17 میلیارد دلار ارز لازم، نیمی از ارز

معتبر دریافتی آنان را تشکیل خواهد داد. بنابراین منطقی است اگر فرض کنیم که ارز معتبر دریافتی

حاصله از صادرات غیرنفتی، طلا، و اعتبارات خالص تا پایان سال 1985 باید حداقل به سطح 10 میلیارد

دلار برسد. درنتیجه گرچه لازم خواهد شد که در واردات غیرنفتی کاهش پدید آید، ولی به نظر می رسد که

تمام واردات واجد ارجحیت آنها به این ترتیب برآورده شود.

این پیش بینی فرض را بر آن قرار داده است که تولید نفت شوروی در سال 1985 معادل 10 میلیون

بشکه در روز و یا حد بالای دامنه ای که ما احتمال آن را می دهیم، خواهد بود. ولی اگر تولید نفت درحد

پایین دامنه مورد پیش بینی ما یعنی 8 میلیون بشکه در روز باشد، فکر نمی کنیم که بتوانند کمبود مربوط را

با وارد کردن نفت اضافی مورد نیاز در ازاء ارز معتبر جبران نمایند. واردات به میزان مورد لزوم بر تراز

پرداختهای تلفیقی شوروی و اروپای شرقی تأثیر غیرقابل تحملی خواهد گذاشت. به همین دلیل ما

معتقدیم که پیدایش هرگونه کمبود در تولید نفت شوروی از طریق رشد اقتصادی کندتر در اقتصاد شوروی

1- بشکه در روز می باشد و به استثنای صادرات پیش بینی5 به استثنای پیش بینی نفتی که به صورت پایاپای وارد می گردد و معادل شده چین.