این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
تجددطلبانه با راه و رسم سنتهای اجتماعی می داند.
2 با تبلیغ رفورم به جای انقلاب برای کشورهای منطقه، این روش را تنها راه در امان ماندن از
رشد انقلاب اسلامی و صدور آن می داند.
3 علت دیگر بر سقوط رژیم پهلوی در ایران را تز «دفاع از کشور» حتی به قیمت رفاه اجتماعی
ذکر می کند!!
4 در قسمتهای مختلف سند عنوان شده که در کشورهای خلیج فارس، دولتها با فراهم آوردن
امکانات فراوان اقتصادی برای مردم می خواهند از تغییر و تحول جلوگیری کنند. (به نظر می رسد که
نویسنده نسبت به این تز و موفقیت آن خوشبین است).
5 نیروهای مسلح این کشورها غالبا نقش بازدارنده را دارند و تنها می توانند تا زمان رسیدن
نیروهای کمکی خارجی، مقاومت نمایند.
6 تأثیر انقلاب اسلامی در عملکرد حکام خلیج فارس تاکنون این بوده که به مردمشان بیشتر
رسیدگی کنند.
آمریکا و سایر قدرتهای شیطانی، همواره از درک این معنا که اسلام و انقلاب اسلامی مهارناشدنی
بوده و به مثابه یک اعتقاد ناب به هر جا که انسان و انسانیت است راه یافته و تشنگان استقلال و
آزادی را سیراب می کند، عاجز بوده و با این تفکر که با به کارگیری عوامل اقتصادی، نظامی و سیاسی،
می توان مانع صدور انقلاب اسلامی شد، هر روز بیش از پیش بر تلاش خود می افزایند.
علیرغم کج فهمی ابرقدرتها اکنون در این برهه حساس از تاریخ مسلمین جهان و مستضعفان به
خوبی معنا و مفهوم صدور اسلام و انقلاب اسلامی را دریافته و مصادیق مختلفه ای در طول نه سال
پس از پیروزی انقلاب بر آن یافته اند.
بدون تردید، شعاع تأثیر مبارک انقلاب اسلامی، سراسر جهان اسلامی را در برگرفته و اسلام اکنون
به عنوان قدرتی معنوی و الهی در مقابل تمامی قدرتهای شیطانی، سرفرازی می کند.
اگر انقلاب اسلامی در ایران پیروز نشده و قدرت شیطانی آمریکا در ایران ضربه نخورده بود، بدون
تردید:
1 پیمان نامیمون کمپ دیوید، علاوه بر مصر اکثر کشورهای عربی و چه بسا تمام آنان را شامل
شده و در این رابطه آمریکا و غاصبان قدس به پیروزی بزرگی دست یافته بودند.
2 ترور انقلابی سادات خائن اتفاق نمی افتاد و موج آن در مصر انقلابی، علیه رژیم مبارک و منافع
نامشروع آمریکا در این کشور اسلامی به حرکت در نمی آمد.
3 دولتهایی چون رژیم آل سعود حتی خود را ملزم بر حفظ ظواهر اسلامی نمی دیده و بدون
پرده پوشی و ریاکاری خود و مقدرات کشور اسلامی حجاز را تماما در اختیار ابرقدرت آمریکا قرار
می دادند و خود را از بروز حرکتهای اسلامی مخالف، در امان می پنداشتند.
4 رژیم نمیری در سودان هنوز بر سر کار بود و....
5 جغرافیای سیاسی در لبنان با آنچه که امروز هست، تفاوت کلی داشت و تفنگداران آمریکا و
فرانسه، اینچنین دلیرانه هدف عملیات قهرمانانه ملت مسلمان لبنان قرار نمی گرفتند.
6 در تونس رژیم حاکم به کلی آسوده خاطر بود و خطری از جانب ملت مسلمان تونس متوجه
خود نمی دید. بدون شک آمریکای جهانخوار در مقابل پیروزی انقلاب، از خود واکنش نشان خواهد
داد و اگر از جاسوسی و فتنه گری و دیپلماسی مزورانه طرفی نبندد، از به کارگیری نیروی تجاوزگر
نظامی ابا نخواهد کرد. چرا که خوی جهانخواری و تجاوزگری امپریالیسم تحمل گسترش اندیشه ناب
اسلام انقلابی را ندارد و بقا و رشد آن را به منزله انحطاط و نابودی خود می داند. اما چه باک که
رهروان راه شهادت از آن روز که شعار نه شرقی و نه غربی و استقلال و آزادی را سر دادند خود را
برای مقابله با قدرتهای ضد خدایی مهیا نموده و دل به دریا زده اند و سرانجام کار را احدی الحسنیین
پیروزی یا شهادت می دانند.
حسن ختام مطلب را از پیام تاریخی امام به مناسبت حج می آوریم: «من با اطمینان می گویم اسلام،
ابرقدرتها را به خاک مذلت می نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از
دیگری بر طرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد».
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
زمستان 1366
قابل توجه:
منابع و روشهای اطلاعاتی به کار گرفته شده است.
اطلاعات امنیت ملی:
افشای غیرمجاز مشمول مجازات جنایی خواهد بود.
علائم اختصاری
NFغیرقابل پخش برای ملیتهای خارجی
NCغیرقابل پخش برای پیمانکاران و یا مشاوران پیمانکار
PPاحتیاط مشمول اطلاعات انحصاری
NOفقط برای ادارات
OCانتشار و اقتباس اطلاعات تحت نظارت تهیه کننده اصلی است
RELمجاز است که این اطلاعات در اختیار... قرار گیرد
FGIاطلاعات دولت خارجی
Uطبقه بندی نشده
طبقه بندی مستخرج (مشتق) توسط 483626 این نشریه به صورت میکروفیش در دسترس می باشد
موعد تجدیدنظر 6 آوریل 1999 - برای اخذ یک نسخه میکروفیش از این نشریه با
7177
CCR/DSB تماس بگیرید.
برای نسخه های آتی (علاوه بر یا به جای نسخه های
جلد مقوایی) با 5203 PPG/RD تماس بگیرید.
مرکز ملی اطلاعات خارجی سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان
یک ارزیابی اطلاعاتی تحقیقات مربوط به این گزارش در تاریخ 30 مارس 1979 تکمیل گردید.
روندهای اقتصادی و سیاسی در شبه جزیره عربستان
نویسندگان اصلی این گزارش عبارتند از: گوردن فرالین و توماس زرن از «دفتر تحقیقات اقتصادی
بخش کشورهای در حال رشد». تحلیلگران دیگری نیز در تهیه این گزارش مشارکت داشته اند
منجمله از دفاتر تحقیقات اقتصادی تجربه و تحلیل سیاسی، مرجع مرکزی، تحقیقات جغرافیایی و
نقشه برداری و تحقیقات استراتژیکی. نظرات و سؤالات مورد استقبال بوده و باید برای آقایان فرالین و
یا زرن (تلفن 7234 351) ارسال شود.
این گزارش در دفتر تحقیقات اقتصادی، هماهنگ با دفاتر تجزیه و تحلیل سیاسی، تحقیقات
استراتژیکی، تحقیقات جغرافیایی و نقشه برداری و مرجع مرکزی، تنظیم گشته است.
سری
10222-79ER
آوریل 1979
سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان
فهرست
مقدمه
نگرش کلی
بحرین: کشوری که اداره امور اقتصادی و سیاسی اش حادتر می شود
کویت: کشوری که با رشوه از وقوع انقلاب جلوگیری می کند
یمن شمالی: روابط این کشور با عربستان سعودی توفیقی روبابند است
عمان: کشوری که قرن بیستم را درک می کند
قطر: یک مؤسسه خانوادگی که به وسیله توسعه مورد تهدید قرار گرفته است
عربستان سعودی: نیروهایش را برای پذیرش تحولات توازن می بخشد
یمن جنوبی: خنجری که از پشت به شبه جزیره عربستان فرو رفته است
امارت متحده عرب: فشار در جهت وحدت بیشتر
ضمائم
ضمائم آماری
نمودارها
1 اهمیت انرژی (کشورهای) غیر کمونیست
2 ذخایر انرژی بین المللی
3 اهمیت (این شبه جزیره) به مثابه کمک رسان اقتصادی
غیرقابل رؤیت برای بیگانگان سری
مقدمه
هدف از این گزارش این است که: (الف) برای گروه دست اندرکار سیاست خارجی زمینه ای
اطلاعاتی در مورد کشورهای شبه جزیره عربستان فراهم نماید؛ (ب) فشارهای عمده اجتماعی
سیاسی و اقتصادی را جهت ایجاد تغییر در منطقه مشخص نماید و تا آنجا که ممکن است روابط میان
این عوامل را باز شناساند؛ (ج) وجوه تشابه و افتراق عوامل تغییر و تحوّل در ایران و کشورهای شبه
جزیره عربستان را تعیین نماید. این ارزیابی را به هیچ وجه نباید به عنوان برآوردی از امکان و یا عدم
امکان بقاء و تداوم دولتهای حاکم منطقه تفسیر کرد.
روندهای اقتصادی و سیاسی در شبه جزیره عربستان
روندهای اقتصادی و سیاسی در شبه جزیره عربستان
نگرش کلی
نگرش کلی
جهشهای بهای نفت در اوپک طی سالهای 1973 و 1974 موقعیت شبه جزیره عربستان را در
جهان به شدت تقویت نموده، نیروهای عظیمی را برای تغییرات درونی به حرکت در آورده است. طی
چند سال گذشته، کلیه کشورهای منطقه برنامه های اقتصادی تجددطلبانه ای را با شتاب پذیرفته و در
پیش گرفته اند، و این امر آن گونه که در مورد ایران صادق است ارزشهای سنتی اجتماعی را مورد
تهدید قرار داده است. برای بسیاری از این کشورها، این مسئله عوارض منفی ای از قبیل تنگناهای
توزیع، تورم شتاب یافته، هر چه بیشتر در معرض نفوذ بیگانه قرار گرفتن، نابرابریهایی وسیعتر درآمد و
شیوع فساد را به همراه داشته است. همچون دولت ایران، حکومتهای این کشورها در اختیار
خانواده های سلطنتی ای قرار دارند که مایل به تقسیم قدرت خویش با طبقه متوسط در حال پیدایش و
رشد نمی باشند.
به هر ترتیب، صرف نظر از این شباهتها، آن کشورها با ایران قابل قیاس نبوده و یا از وجوه تشابه
بارزی برخوردار نیستند. هر چند نهادهای دموکراتیک در سراسر منطقه ضعیف می باشند، لکن اکثر
کشورها از چنان روشهای سنتی که نفوذ شکایات و خواستهای مردم را به صورت تصفیه شده به مرکز
حکومت مقدور می سازد، بهره می جویند. در بسیاری از موارد، رسوم و عرف مذهبی به مثابه عامل
مهمی در خط مشی سیاسی مورد توجه قرار می گیرد. در حالی که انقلاب ایران و عواقب ژئوپلیتیکی
آن درون شبه جزیره عربستان مایه نگرانی جدی است، به نظر می رسد که اکثر این کشورها، به جای
انقلاب به مفهوم واقعی کلمه، با بی میلی تحولات سیاسی تدریجی توأم با کاهش شتاب در روند
تجددطلبانه اجتماعی و اقتصادی در آینده نزدیک را برگزیده اند.
شبه جزیره عربستان و جهان
تملک منابع عظیم نفتی به شبه جزیره عربستان در جهان مقامی برجسته بخشیده است. وجهه ای که
این گونه منطقه در اوپک و در امور مربوط به اعراب کسب نموده است، در غیر این صورت قابل
حصول نبود. افزایش بهای نفت در سالهای اولیه دهه 80 1970 به کشورهای ثروتمندتر منطقه
مسئولیتهای بین المللی وسیعی سپرده است، که دستگاه رهبری و نهادهای موجود در آن کشورها فاقد
آمادگی لازم برای پذیرش و ادای آن تعهدات بوده اند.
ذخایر شناخته شده نفتی در شبه جزیره عربستان 48% کل ذخایر جهان آزاد را تشکیل می دهد.
تولید نفت خام عمدتا در سه کشور واقع در خلیج فارس به 28% آن ذخایر می رسد. (به نمودار
شماره 1 رجوع شود)
تخلیه ذخایر در بحرین و عمان هم اکنون نیز بازده را به اوج خود رسانیده است. با وجود آنکه در
دو کشور یمن نفتی کشف نشده است، این کشورها نیز از ثروتهای همسایگان خود سود برده اند.
عربستان سعودی بزرگترین تولیدکننده نفت در منطقه بود و پس از اتحاد جماهیر شوروی، مقام دوم را
از نظر بازده در دنیا داراست. در نتیجه امکانات بالقوه برای افزایش تولید، عربستان سعودی به عنوان
تأمین کننده اصلی و نهائی تلقی شده و کانون فشارهای بین المللی برای پائین نگاهداشتن قیمت نفت
می باشد. در گذشته، توان استفاده از ظرفیت مازاد در حقیقت به مثابه اهرمی برای تعدیل بهای نفت
اوپک که به نظر سعودیها ثبات اقتصادی جهان را تهدید می نمود مورد استفاده قرار گرفته است.
عمدتا به منظور حفظ تنها منبع طبیعی با ارزش خویش، عربستان سعودی، کویت و امارات متحده
عربی، سقف تولیدی بر استخراج نفت خود قائل گشته اند. با در نظر گرفتن کاهش تولید نفت خام ایران
در ماههای اخیر و کمبود جهانی متعاقب آن، سعودیها قسمت عمده ای از قدرت نفوذ خویش در
خط مشی قیمت گذاری اوپک را از دست داده اند.
عامل دیگری که بر دیدگاه های کشورهای نفت خیز درباره سطح تولید مؤثر بوده است، انباشتگی
ارز رسمی خارج آنان است (به نمودار شماره 2 رجوع کنید). علیرغم انگیزه های شتابنده توسعه
اقتصادی و برنامه های عظیم مربوط به کمکهای خارجی، جمعیت اندک و تواناییهای ناچیز برای
جذب، مانع استفاده کامل از درآمدهای نفتی بوده است. در عرض پنج سال، میزان دارایی ذخیره
خارجی رسمی (در تملک دولت) منطقه از نسبت 5% در جهان آزاد به 17% در سال 1978 رسیده
است. چهار تولیدکننده اصلی نفت اکنون دارای بیش از 105 میلیارد دلار (دارایی ذخیره) و کل شبه
جزیره 108 میلیارد دلار می باشند که قسمت عمده آن در خزانه های آمریکا و اروپای غربی قرار
دارد. عربستان سعودی به تنهائی از دارایی ارزی بیشتری از هر یک از کشورهای آلمان غربی و ژاپن
برخوردار است. در نتیجه این ذخایر انعطاف مالی عظیمی ایجاد شده است، به طوری که کشورهای
ثروتمندتر قادرند برای 20 تا 45 ماه واردات خود را تأمین نماید در مقایسه با استاندارد عمومی 5
ماه در کشورهای کمتر رشد یافته (S-NF).
درآمدهای نفتی به طور معتنابهی توانایی تولیدکنندگان بزرگ منطقه را تقویت نموده است. ترس از
محاصره شوروی و از اعراب رادیکال (تندرو) منجمله یمن جنوبی واقع در خود شبه جزیره
کشورهای محافظه کار را واداشته است، که از غرب و خصوصا از ایالات متحده آمریکا طلب حمایت
نمایند. در عین حال، این کشورها، از طریق کمکهای وسیع، بر وحدت اعراب تأکید ورزیده اند.
کمکهای اهدایی چهار کشور بزرگ تولیدکننده نفت شبه جزیره عربستان به کشورهای عرب درگیر
مصر، اردن و سوریه در گردش امور آنان بسیار مؤثر بوده است. کمکهایی همچنین در اختیار
همسایگان فقیرتر، نظیر بحرین، عمان و دو کشور یمن، در جهت حفظ ثبات در شبه جزیره، قرار گرفته
است.
روی هم رفته این سیاستها حداقل راهی برای نفوذ دولتهای محافظه کار شبه جزیره جهت تعدیل
تصمیمات مربوط به امور اعراب گشوده و به حفظ اعتبار خلیج در اخوت عرب کمک نموده است.
کمک به کشورهای کمتر پیشرفته جهان، که بهتر است به دست ودل بازی اجباری تعبیر شود، عمدتا
منحصر به کشورهای مسلمان بوده است (به نمودار شماره 3 رجوع شود). این کمک در سال 1977
بیش از میزان کمکی بوده که توسط ایالات متحده آمریکا انجام گرفته است. در حقیقت میزان کمکهای
خارجی به عنوان درصدی از تولید ناخالص ملی (GNP) خارق العاده بوده، به 40% برای عربستان
سعودی و 10% برای کویت بالغ گردیده است.
رونق اقتصادی
ترقی بهای نفت در دهه 80 1970، به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحرک و پول لازم جهت تنوع
در سیستمهای اقتصادی کلیه کشورهای شبه جزیره عربستان را تأمین نمود. این گونه، روند
تجدد گرایانه ای آغاز گردید که شکافی روز به روز وسیعتر میان ارزشهای اقتصادی و اجتماعی از یک
سو و نظامهای سیاسی که در محدوده این ارزشها بایستی عمل نماید از سوی دیگر، ایجاد می نماید.
لکن، برخلاف ایران، بسیاری از کشورهای منطقه در نیمه دهه 80 1970 کاهشی در اهداف
توسعه گرایانه خویش آغاز نمودند و هیچ یک، آن همه که ایران بر مسئله دفاع به قیمت رفاه اجتماعی
تأکید می نمود، بر این امر اصرار نورزیدند.
در قسمتی از شبه جزیره که بر خلیج فارس واقع است، درآمدهای رو به افزایش نفتی بین سالهای
77 1974 رشد اقتصادی واقعی ای را بالغ بر سالیانه 20% در بخشهای (اقتصادی) غیر نفتی همه
کشورها ایجاد نمود بجز کویت که میزان متوسط آن به 8% می رسید در اکثر موارد فعالیتهای
ساختمانی، تجارت داخلی و خدمات دولتی (از دیگر بخشهای اقتصادی) پیشتر بودند. یمن شمالی، با
سود جستن از افزایش سریع درآمد آن دسته از اتباع خود که جذب مشاغل موجود در کشورهای
ثروتمند نفتی شده بودند، شاهد رشدی در تولید ناخالص ملی خود بود که در سالهای آخر این دوره به
سالیانه 17% بالغ می گردید.
در اکثر برنامه های توسعه گرایانه، رفاه اجتماعی از اولویت زیادی برخوردار بوده و امروز در
مقایسه با ده سال قبل اغلب اتباع این کشورها در موقعیت مادی بهتری قرار دارند. مدارس رایگان،
مراقبت بهداشتی و معافیت از مالیات بر درآمد، بجز در دو کشور یمن، در همه کشورها امری عادی
است. برای مسکن و مواد غذایی نیز عموما سوبسید در نظر گرفته می شود. در عین حال، در موارد
متعددی توزیع درآمد نابرابرتر شده و فساد به وسیله خاندان سلطنتی شیوع یافته است. حکام و
دستیاران ایشان و برخی از مالکین و تجار محتملاً امروزه از عموم شهروندان نسبت به قبل از دوره
رونق ثروتمندتر شده اند. این عدم مساوات به خصوص در عمان بسیار چشمگیر است، چون ایادی
سلطان قابوس در این کشور از هیچ چیز جهت اقناع مطامع خویش دریغ نورزیده اند.
اگر چه دسترسی به خدمات اجتماعی برای اتباع این ممالک بهبود یافته و سهلتر امکانپذیر است،
لکن تنوع طلبی اقتصادی، در اکثر موارد به تنگناهایی در توزیع و تورمی شتاب یافته منجر گشته است.
عقد قراردادهایی که متضمن تشدید تورم بوده اند هزینه ها را بالا برده و بر ضایعات افزوده اند.
هزینه های گزافی صرف طرحهای نمایشی شده و از آن هم بدتر برای طرحهای بیجایی چون احداث
چهار فرودگاه بین المللی به فاصله چند صد کیلومتر از یکدیگر در امارات متحده عربی، تلف گردیده
است. تعدادی از پروژه های مربوط به صنایع سنگین مستلزم مواد خام وارداتی است و این امر احتمالاً
سبب خواهد شد که استفاده از محصولات این صنایع صرف نداشته باشد. طرحهای کشور عربستان
سعودی برای ایجاد صنعت پتروشیمی مشتمل بر چنان هزینه های سنگینی است که ممکن است آن
دولت ناگزیر از سوبسید مواد مصرفی این تأسیسات باشد، شاید به این صورت آن طرحها ارزش اجرا
پیدا کنند.
مشکلات اقتصادی و نگرانیهای روز افزون درباره عوارض اجتماعی تجددگرایی، بسیاری از
کشورهای شبه جزیره عربستان را واداشته است که محرکات توسعه گرایانه خویش را در اواسط دهه
80 1970 تعدیل نمایند. در سال 1976 عربستان سعودی چندین پروژه صنعتی خود را به تعویق
انداخت و اجرای بقیه طرحها را نیز در جریان یک بحران نقدینگی به کناری نهاد. مشکلات بودجه و
موازنه پرداخت باعث شد که عمان در سال 1977 هزینه های مربوط به توسعه (اقتصادی) خود را
کاهش دهد و کویت در سراسر دهه 80 1970 نسبت به رشد اقتصادی موضعی محافظه کارانه اختیار