به نظر نمی رسد مخالفین مسلمان شاه قادر به استقرار یک رژیم جانشین با ثبات باشند، اسرائیلیها
معتقدند ایران برای یک دوران طولانی در آشوب به سر خواهد برد. دولت بعدی ممکن است یک
دولت تندرو نباشد، ولی قوی هم نخواهد بود. علی رغم به رسمیت شناختن نیروهای انقلابی در حال
فعالیت در ایران از طرف اسرائیلیها، آنان معتقدند که ایالات متحده می توانست با انرژی و شدت بیشتر
و به طرز مؤثرتری به یکی از متحدان همیشگی و ثابت قدم آنان یاری دهد. آن اسرائیلیهایی که نسبت
به ارزش تعهدات ایالات متحده مشکوک می باشند، به صورت بی تجانسی به ایران به عنوان مثالی
(برای اسرائیل م) در این خصوص که اسرائیل در تحلیل نهایی نمی تواند متکی به واشنگتن باشد،
اشاره می نمایند.
6 با نگرشی وسیعتر اسرائیلیها از این وحشت دارند که تا زمانی که در تولید نفت ایران به میزان
زیادی کاهش وجود دارد، کشورهای صنعتی حتی ممکن است از این هم بیشتر به عربستان سعودی
متکی شوند. در اینجا به ایالات متحده این طور نگریسته می شود که برای اعمال فشار به عربستان
جهت حمایت از پیمان کمپ دیوید و راه حلی معتدل برای تضادهای اعراب و اسرائیل تمایل کمتری
خواهد داشت. علاوه بر این در این حال که سعودیها کنترل را از همیشه بیشتر در اختیار دارند، سادات
نیز جای کمتری برای مانور در مذاکرات صلح از زمان حاضر خواهد داشت.
7 اسرائیلیها با در نظر گرفتن این مطلب یکبار دیگر بر جدل همیشگی خود در این خصوص که
عربستان سعودی برای آمریکا یک حامی غیر قابل اتکاء می باشد، اصرار می ورزند. دید اسرائیلیها از
عربستان سعودی به این صورت است که آن را ذاتاً درست مثل رژیم شاه در مقابل موجی از
تعصب گرایی اسلامی ضربه پذیر می دانند. اعتقاد بر این است که سیر سریع نوسازی و تغییر و تحول در
عربستان سعودی زمینه ای آماده برای نفوذ فزاینده عناصر مذهبی افراطی در خاندان سلطنتی و سنتی
برای ظهور یک قذافی، قذافی سعودی فراهم می آورد.
8 نگرانیها و اضطرابهایی که بواسطه تحولات ایران ایجاد شده اند هنوز تغییر مشهودی در مواضع
دولت اسرائیل در رابطه با معاهده با مصر ایجاد ننموده اند و ماهم فکر نمی کنیم که ایجاد نمایند. مسائل
باقیمانده در عهدنامه محدود هستند و هیچ نشانه ای وجود ندارد که وقایع ایران بتوانند در آنها رسوخ
نمایند. فی الواقع، می توان به طور منطقی به این نتیجه رسید که انقراض یکی از رژیمهای میانه رو در
منطقه، اسرائیلیها را به فکر عاقبت خود با مصر در وحله اول و متعاقباً با عربستان سعودی انداخته و
بنابراین با حداکثر سرعت ممکنه به سمت پایان بخشیدن به کار معاهده حرکت می نمایند. ولی
متأسفانه آن آینده نگری استراتژیک در اینجا تقریباً به طور کامل وجود ندارد. برخی افراد از جمله
دایان وزیر امورخارجه رژیم سادات را بالقوه و به همان اندازه در مقابل همان نیروهایی که به نظر
می رسد تقریباً شاه را ساقط کرده باشند، ضربه پذیر می داند. آنها نسبت به واگذاری منطقه استراتژیک و
چاههای نفت در مقابل یک پیمان صلح با رژیم بالقوه ضربه پذیر مصر فقط محتاط تر شده اند. چیزی که
ما به طور کلی در اینجا شاهد آن هستیم یک اضطراب عمیق در مورد تأثیری می باشد که یک ایران
رادیکال می تواند بر خاورمیانه به طور اعم و اسرائیل به طور اخص داشته باشد، ولی تأییدی بر اینکه
سیاستهای دولت ایران بتواند نفوذ قابل ملاحظه ای بر سرنوشت میانه روی در منطقه داشته باشد وجود
ندارد.
پیش بینی دورنمای تیره برای ایران
سند شماره (8)
از : کنسولگری آمریکا در اصفهانبه : وزارت خارجه آمریکا
طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 6 ژانویه 1979 16 دی 1357
موضوع : پیش بینی دورنمای تیره برای ایران
خلاصه: یک دولت غیر نظامی اداره امور را در ایران به دست خواهد گرفت و با مشکلاتی روبرو
خواهد شد که قادر است خوش شانس ترین و محبوبترین سیاستمداران را به ورطه شکست بکشاند؛
حال آن که به نظر نمی رسد چنین دولتی دارای چنان سیاستمداران خوش شانس و مجربی باشد.
امیدوار کننده ترین دورنمایی که می توان برای آن متصور شد این است که دولت بتواند به صورتی
متزلزل و آماده جنگ در مصدر امور باقی بماند تا منجر به برگزاری انتخابات اوایل تابستان گردد.
عدم موفقیت و شکست آن محتملتر است که خود منجر به تجدید و تشدید بحران خواهد شد. به
هرحال، برای فردفرد آمریکاییان، آینده خالی از خطر نخواهد بود. (پایان خلاصه)
نقطه نظرات اصفهانیها در مورد دولت بختیار
نقطه نظرات اصفهانیها در مورد دولت بختیار
با پخش شایعات مبنی بر روی کار آمدن دولت بختیار، درصدد برآمدم تا از نقطه نظرات اصفهانیها
در مورد امکان موفقیت وی مطلع شوم. اکثر پاسخ دهندگان اظهار داشتند که اگر بختیار بتواند حمایت
خمینی را نسبت به خود جلب کند و (مهمتر از همه) موجبات خروج شاه را فراهم سازد و افراد
ذیصلاح و عاری از انتقاد را به عنوان اعضای کابینه گردآورد، آنها با او مخالفت نخواهند کرد و او از
شانس موفقیت نیز برخوردار خواهد شد. در میان تمام کسانی که من با آنها صحبت کردم هیچ کس
نبود که از شنیدن نام وی هیجان زده شود ولی هیچ کس از او ناراضی و ناراحت نیز نبود. آنها می گفتند
که احتمالاً وی بیش از هر یک از دیگر افراد موجود در جناح مخالف که در گذشته از آنها ذکری به
میان آمده مورد قبول ارتش واقع خواهد شد و احتمالاً جبهه ملی نیز وی را قبول خواهد کرد. آنهایی
که تحصیلکرده تر بودند می گفتند که صلاحیت و عدم مشارکت در صحنه عمومی کشور طی بیست
سال گذشته یا اندی (که هر دو لازم و ملزوم خالی از انتقاد بودن است) به احتمال بسیار ترکیب درستی
نخواهد بود و دیگر اینکه بختیار چاره ای ندارد جز اینکه بین صلاحیت و حمایت یکی را برگزیند. از
آنجا که ایران کنونی با مشکلاتی روبروست که دولتهای پیشین را سرنگون ساخته و ناآرامیها و
اعتصابات شش ماه گذشته نیز به آنها افزوده شده. بعید است که وی بتواند کابینه ای را که از نظر
عملکرد کارایی داشته باشد روی کار آورد و احتمالاً اولین قربانی دوران بعد از شاه خود او خواهد
بود. ممکن است در نتیجه مانورهای آخرین لحظات بتوان فرد دیگری را جانشین بختیار نمود. ولی،
هر دولت غیر نظامی که در این زمان روی کار آید با همان محدودیتها و مشکلات بختیار روبرو
خواهد بود؛ بنابراین آنچه در ذیل گفته می شود مشکلاتی است که در خدمت نخست وزیر جدید
خواهد بود و نام وی در این موضوع تغییری ایجاد نمی کند.
مشکلاتی که دولت با آنها روبروست
مشکلاتی که دولت با آنها روبروست
دولت جدید باید در ابتدای امر با ظرافت و زرنگی خاصی تعادل خود را حفظ کند. در ابتدا باید
ثابت کند که مورد قبول شاه است وگرنه منصوب نخواهد شد، ولی اگر میزان تأیید آن توسط شاه بیش
از حد لازم باشد، مخالفین آن را نخواهند پذیرفت. این دولت باید مورد تأیید پارلمان که تقریباً نماینده
مردم است نیز قرار گیرد. لیکن از آنجا که خود پارلمان نیز حاوی اعضایی است که در نظر ناراضیان
مقبول نمی افتند، (و آن را تشکیلاتی می دانند که آلت دست شاه می باشد) باید بتواند از پارلمان فاصله
بگیرد. این دولت باید مورد قبول کارگران اعتصابی واقع شود، تا آنها نیز به سر کارهای خویش باز
گردند، ولی باید از وعده های دولت قبلی در مورد افزایش دستمزدها فاصله بگیرد تا بتواند با تورم
برخورد کند.
اولین مسئله ای که دولت با آن روبرو خواهد شد عبارت است از: خروج شاه؛ ضرورت مورد قبول
واقع شدن و سازمان مقاومت مرکب از گروههای مخالف در حال رقابت با یکدیگر. احتمالاً شاه زمان
عزیمت خویش را به تعویق خواهد انداخت تا از ثبات حکومت جدید اطمینان حاصل کند. اما اگر در
تعیین موعد مقرر برای این کار مهارت لازم را به خرج ندهد، تأخیر وی سبب می شود که دولت بختیار
نیز در انظار مردم مانند یکی دیگر از دولتهای دست نشانده شاه به شمار آید و در نهایت مورد قبول
مردم واقع نشود.
ولی پس از پذیرفته شدن، این دولت باید با عامل انتقامجویی سروکار پیدا کند. در اصفهان
لیستهای حاوی بیش از 100 اسم تهیه شده که می بایست به «مرگ» محکوم شوند و شمار کثیر دیگری
نیز هست که برای آنها «کیفر» (نامشخص) و یا حبس در نظر گرفته شده است. این لیستها که به وسیله
جناح مخالف محلی تهیه شده، ظاهراً حامل اسامی آن دسته از پرسنل ساواک که دستور قتل ناراضیان
را صادر کرده و یا عامل کشتار آنها بوده اند و علاوه بر این در برگیرنده اسامی افرادی از بخش
خصوصی و دولتی است که سودجو و فاسد تلقی شده اند. اسامی موجود در این گونه لیستها به نسبت
تهیه کنندگان آنها تغییر می کند و می گویند بسیاری از اسامی تنها به منظور تسویه حسابهای قدیمی و
شخصی در آنها گنجانده شده است. ظاهراً در تمام شهرها و شهرکهای ایران این گونه فهرستها تهیه شده
است. در اصفهان تعدادی از کسانی که نامشان در زمره محکومین به مرگ آمده بود، به قتل رسیده اند.
دولت جدید باید در جهت ارضای این حس انتقامجویی و در عین حال حضور عدالت و دادگستری
گام بردارد. علاوه بر این، تعداد اسامی مقامات ارتشی و امنیتی در این گونه لیستها آن قدر زیاد است که
ارتش در برابر هیچ چیز مگر یک فداکاری رسمی تاب مقاومت نخواهد داشت. ولی اگر گروههای
مردمی با اقدامات دولت راضی نشوند ممکن است خود وارد معرکه شوند و ساواک و ارتش نیز به
دفاع از خود اقدام کند که به احتمال بسیار درگیری خونین به وقوع خواهد پیوست. به مفهوم وسیعتر،
دولت باید راهی برای برقراری نظم بیابد، در حالی که با دسته هایی از جوانان سرسخت روبرو خواهد
شد که به خشونتهای دسته جمعی عادت داشته و از آن لذّت می برند و در عین حال به فعالیتهای خود
نیز ادامه می دهند. به هر حال باید یک موازنه ظریف برقرار شود زیرا اگر چیزی شبیه حکومت نظامی
یا استبدادی حاکم شود کلّ جمعیت بار دیگر قیام خواهد نمود.
مسئله مهمتر، اقتصاد خواهد بود. دولت باید کارگران را به سرکارهایشان بازگرداند و در عین حال
از آنها و نیز از کل کشور بخواهد که فداکاری کرده و به کمبودها و احتمالاً قیمتهای بالا تن در دهند. به
کارگران وعده افزایش دستمزدهایی داده شده که خارج از استطاعت کشور است و هزینه بازگرداندن
اقتصاد کشور به وضعیت عادی نیز سرسام آور و نجومی می باشد. کارگرانی که زمانی به خاطر افزایش
دستمزدهایشان به میزان بین 50 الی 125 درصد دست از کار کشیده بودند آیا اکنون با دریافت
دستمزدهای قدیمی حاضر به از سرگرفتن کار خود می باشند؟ کاپیتالیستها و سرمایه داران و کسانی که
سرمایه هایی را تحت کنترل خویش دارند که طی شش ماه گذشته از کشور خارج شده، اقدامات دولت
را به دقّت زیر نظر خواهند گرفت. اگر آنها دریابند که سیاستهای دولت طوری طراحی شده که منجر به
خشنودی کارگران و پیدایش طورّم و عقب افتادگی اقتصادی می شود، از به خطر انداختن سرمایه های
خویش امتناع خواهند ورزید. میزان بی کاری در حال حاضر زیاد است و افزایش نیز خواهد یافت.
مگر آنکه تجار و بازرگانان حاضر شوند در اقتصاد کشور مشارکت نمایند. جامعه تجاری کشور از
نظر جریان نقدینگی در وضعیّت بحرانی است. آن دسته از کارخانجاتی که به کار خود ادامه داده اند.
نیز تمام اعتبارات بانکی موجود در اختیار خویش را مصرف کرده و اکنون اقدام به استفاده از ذخایر
(به خصوص سوخت) کرده و ذخایر عظیمی از کالاهای فروخته نشده را در اختیار داشته ولی پولی
ندارند. بازاریها نیز که برای مدتی حدود دو ماه کارشان را تعطیل کرده بودند از نظر پولی وضع خوبی
ندارند و مشتریانی نیز که قیمتهای منفعت باری را می پردازند ولی از نظر دریافت دستمزد وضع
مشخصی ندارند، کم پول هستند. بالاخره از نقطه ای باید به مقدار عظیمی پول نقد یا اعتبار برای به راه
افتادن چرخهای اقتصاد، به این کشور تزریق شود و این کار باید برای یک مدت زمان طولانی انجام
شود، زیرا در این جا معاملات معمولاً بر اساس صورت حسابهای قابل پرداخت در مدت 120 روز
صورت می گیرد. اگر جلو فرار سرمایه گرفته نشود تا بتوان آنرا در جامعه به کار برد، تولید پول جدید،
تورّمی عظیم را پدیدار ساخته و عامل پیدایش یک بحران جدید اقتصادی و سیاسی خواهد شد.
سناریو برای موفقیّت (محدود)
سناریو برای موفقیّت (محدود)
به نظر نمی رسد که چنین دولت بی تجربه ای بتواند بر مشکلات فوق الذکر فایق آید. ولی یک
سناریو وجود دارد که می تواند مؤقیّت محدود آن را به همراه داشته باشد: این سناریو منعکس کننده
نظریات فعالین جبهه ملی در اصفهان است. در این سناریو فرض بر این است که با رسیدن مخالفت
خمینی / جبهه ملی با بختیار به اوج خود، شاه ایران را ترک می گوید که خود سبب فروکش کردن
جنبشها و تظاهرات در نتیجه شادی ناشی از این مؤقیّت می گردد. به این ترتیب تمام کارگران به
سرکارهایشان برمی گردند چون از این قضیه خوشحالند و از دستمزدها هیچ سخنی به میان نمی آورند.
خمینی نیز میزان نفوذ خویش را از دست می دهد، چون او خواستار برگزاری تظاهرات می شود در
حالی که مردم، دیگر خسته شده اند. دولت چند محاکمه مهمّ ظاهری را ترتیب خواهد داد و به نحوی
فهرستهای متعددی حاوی اسامی کسانی که باید از آنها انتقام گرفته شود مورد «تأیید» قرار می دهد؛
بدون اینکه در مورد آنها اقدامی به عمل آورد و سعی می کند که توجه مردم را به محاکمات مهم
معطوف دارد و شعار «تعقیب بی وقفه» تمام تبهکاران را نیز سر دهد در همان حال زمانی که دولت
دریافت که اشخاصی مهم از ایران گریخته اند اقدام به ضبط و توقیف اموال آنها در ایران خواهد نمود. از
آنجا که تنبیه زیر دستان پس از فرار کلّه گنده ها منصفانه نیست، دولت چند نفر را به صورت نمایشی
دستگیر می کند. از آن پس نیز هر کارگری در اعتراض به عدم افزایش دستمزدها اقدام به برگزاری
اعتصاب یا تظاهرات نماید، مانند شاه، به عنوان فردی سودجو مورد انتقاد قرار خواهد گرفت و در
نهایت با دهان بسته به کار خویش بازگردانده خواهد شد. کابینه دائماً تغییر خواهد یافت و نمایندگانی
از جبهه ملی و دیگر جناحهای غربی مخالف را جذب و آنها را رودرروی یکدیگر قرار خواهد داد و
وزرا را به اتهام ناتوانی در برخورد با مسائل اخراج خواهد کرد و بدین ترتیب تقصیر را متوجه دیگری
ساخته و فرصت بیشتری را برای خود پدید می آورد. توجّه زیادی به انتخابات آتی خواهد شد و چند
کمیته مرکب از چهره های مخالف منصوب و تأخیرهای جزئی نیز ایجاد خواهد شد تا مردم در حالت
اضطراب و انتظار باقی بمانند. خود دولت نیز در مبارزات انتخاباتی نقش عمده ای را ایفا خواهد نمود
و مشکلات کشور را بسیار جدی عنوان خواهد کرد. و از نامزدهای انتخاباتی خواهد خواست که به
مسایل بپردازند و شخصیتها را مورد خطاب قرار ندهند. بدین ترتیب جناح مخالف مجبور است دائماً
مراقب انتخابات باشد و بنابراین نخواهد توانست علیه بختیار جبهه متحدی را تشکیل دهد. اقتصاد به
چرخش در خواهد آمد در حالی که دولت دائماً خواستار فداکاری بیشتر خواهد شد تا ایران متعلق به
ایرانیان شود. بالاخره و شاید مهمتر از همه، دولت توجّه خود را به یک دشمن جدید معطوف خواهد
ساخت که این دشمن شاید خارجی و به احتمال زیاد آمریکا باشد. آنها متهم خواهند شد که به عنوان
آخرین حربه خویش در حمایت از شاه پروژه های لازم الاجرا را به طرز خائنانه ای به حال خود رها
کرده و در همان حال سعی کرده اند در حال ماندن و یا ترک کشور از اقتصاد استوار بر تقاضا و سود
کشور سوءاستفاده کنند. از جمله اقدامات تأدیبی نمایشی که در مورد خارجیهایی که بدون وجود کار
و یا اجازه اقامت و یا برخلاف سایر مقررات و قوانین ایران هنوز به کار خود ادامه می دهند می توان از
اخراج آنها نام برد که با جار و جنجال نیز توأم باشد. در این سناریو جایی دیگری برای مانور باقی
نمی ماند، امّا اگر تمام عناصر لازم در مکانهای بایسته خویش قرار گیرند، دولت بختیار خواهد توانست
تا زمان برگزاری انتخابات و شاید بعد از آن روی کار باقی بماند که اینها همه به میزان تفرقه میان
جناح مخالف بستگی دارد.
تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان
تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان
اگر دولت بختیار سقوط کند، محتمل ترین نتیجه آن روی کار آمدن رژیمی استبدادی یا به وسیله
یک کودتای نظامی یا جناح راست رادیکال که (خمینی را به قدرت برساند) یا حرکت جناح چپ (که
به نظر نمی رسد با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد) خواهد بود. یک کودتای نظامی در عین
حال که ممکن است موفقیت آمیز باشد و با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد، مدت زیادی دوام
نخواهد آورد، زیرا مردم نحوه مبارزه با ارتش را آموخته اند یعنی به جای اعمال خشونت مستقیم به
نافرمانی و اعمال فشار اقتصادی می پردازند و شواهد موجود حاکی از آن نیست که ارتش توانسته
است پاسخ صحیح مربوط به این گونه رفتارها را بیابد. موفقیت آن نیز بستگی به پیروی از یکی از دو
جناح راست یا چپ رادیکال دارد. دولت خمینی، در صورت روی کار آمدن اصولاً ضد آمریکایی و
خارجی خواهد بود و پس از مدت کوتاهی به خاطر عدم شایستگی و صلاحیت و کارایی خویش از
بین خواهد رفت. دولت جناح چپ تندرو نیز در صورت روی کار آمدن مانند آنچه که در افغانستان
است، احتمالاً در روابط خویش با آمریکا رویه درستی را در پیش خواهد گرفت. لیکن مجبور خواهد
شد شدیدا به حمایت شوروی متکی بشود و به سرعت گرفتار منازعات داخلی با جناح راست مذهبی
گردد که این وضعیت نیز با وضع موجود در افغانستان شباهت بسیار دارد. هریک از نتایج فوق سبب از
هم پاشیدن بنیه اقتصادی ایران، فزونی گرفتن گروه بندیها و درگیریها و در نهایت از دست رفتن ایران به
عنوان یکی از همپیمانان آمریکا خواهد شد.
از طرف دیگر موفقیت بختیار ممکن است حداقل در کوتاه مدت برای آمریکاییهای مقیم ایران و یا
حداقل اصفهان آبستن خطرات جدی باشد. احساسات ضد آمریکایی و ضد خارجی توأم با خشونت
رو به فزونی، در این جا به قوت خود باقی است. اگر دولتی که در تهران امور را به دست می گیرد
انتقامجویی علیه ساواکیها و شخصیتهای امنیتی را محدود کرده و یک موضع ضد آمریکایی اتخاذ کند،
میزان رویدادهای خشونت آمیز علیه آمریکاییان افزایش یافته و اگر خشونتها در سطوح بالای کنونی
ادامه یابد نتایج آنها وارد آمدن جراحات جدی و یا مرگ خواهد بود. چنین به نظر می رسد که آنچه که
به نفع آمریکاست به ضرر فرد فرد آمریکاییان مقیم اینجا است و ایجاب می کند که حضور آمریکاییان
حداقل برای مدت چند ماه کاهش قابل ملاحظه ای پیدا کند.مک گافی
بیانیه ساندرز معاون وزیر امور خارجه
سند شماره (9)
طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 17 ژانویه 1979 27 دی 1357
از : وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.به : سفارت آمریکا در امان فوری
موضوع : بیانیه ساندرز معاون وزیر امورخارجه
آنچه در ذیل می آید متن بیاناتی است که ساندرز معاون وزیر امورخارجه در روز چهارشنبه در
ساعت 10 صبح در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان ایراد خواهد کرد. لطفاً توجه داشته
باشید که تا قبل از انتشار این مطالب در برابر کمیته متن بیانیه نباید در اختیار عموم قرار گیرد.
وضع حاضر در ایران و تأثیرات آن
آغاز متن
وضع حاضر در ایران و تأثیرات آن
مقدمه
مقدمه:
در این جلسه فرصتی پدید آمده تا به اتفاق یکدیگر مروری داشته باشیم بر وضع کنونی ایران و
بعضی از تأثیرات آن بر آینده سیاست آمریکا در قبال ایران و خاورمیانه
پیشنهاد می کنم که در مقدمه مطلب سؤلات زیر، مورد بحث و تبادل نظر واقع شوند:
منافع و نقش آمریکا در ایران چه بوده است؟
وضع کنونی چیست و چگونه پدید آمد؟
تأثیر این رویدادها در ایران بر اوضاع منطقه و جهان چگونه است؟
آمریکا در قبال این وضع چه موضعی را اتخاذ کرده است؟
در پیش رو چه داریم؟
به طور خلاصه در مورد نکات ذیل صحبت خواهم کرد:
آمریکا مانند تمام دولتهای سابق این کشور از زمان جنگ جهانی دوم نسبت به ایرانی آزاد، با
ثبات و مستقل، خود را متعهد می داند. استقلال ایران برای حراست از آزادی ملل دیگر در خاورمیانه
حیاتی است. پنجاه درصد نفت، مصرفی جهان آزاد از طریق تنگه هرمز در قسمت جنوبی ایران عبور
می کند.
ایران مانند کشورهای دیگری که به سرعت پیشرفت کرده اند طی دو دهه گذشته دستخوش
تغییراتی سریع و بنیادین شده است که عبارتند از عمران اقتصادی، تغییرات اجتماعی گسترده و تقاضا
برای مشارکت بیشتر مردم در اتخاذ تصمیماتی که بر حیات و آینده ایران تأثیر بسیار دارد. در مسیر
این نوگرایی بسیار سریع، پیشرفت اقتصادی فراتر از گسترش نهادهای سیاسی بوده است. بعضی از
ایرانیها معتقدند که نقش سنتی آنها و اعتقادات مذهبی شان بواسطه این پیشرفتها و نیز رواج فرهنگی
بیگانه مورد تهدید و در معرض خطر واقع شده است. در حال حاضر بسیاری خواستار مشارکت بیشتر
در زمینه قدرت سیاسی و نیز منافع اقتصادی می باشند. این هسته اصلی مشکل کنونی ایران است.
در طول سه دهه گذشته سیاست ما بر همکاری با ایران و دیگر کشورهایی که دستخوش همین
تغییرات شده اند، بوده است تا راه حلهای سازنده ای برای مشکلات آنها یافته شود، ثباتی نوین
صحنه های تغییر را پشت سر بگذارد و در نهایت موجبات حراست و حفاظت از استقلال آنها پدید آید.
نظر اکثر ما این است که هیچ نیروی خارجی حق ندارد مسیر پیشرفت ایران را دیکته کرده، از بی ثباتی
آن برای نیل به اهداف خود سود جسته و یا درصدد کنترل این منطقه باشد. هر کشوری حق دارد
آزادانه و به دور از مداخله خارجی آینده خود را تعیین کند.
تمام منطقه آسیای غربی دستخوش رشد و تغییر شده است. تغییر، مولد فرصتها و نیز بی ثباتی و
بحران است. ولی باید دید که چگونه می توان تغییر را منجر به پیدایش ثبات و قدرت نمود. موضع ما
در این منطقه توأم با قدرت است. اکثر کشورهای منطقه از اهداف ما برای این منطقه یعنی امنیت و
استقلال ملی هر کشور و ایجاد فرصتی برای اینکه بتوانند با شیوه های خود سطح زندگی ملتشان را
بهبود بخشند، پیروی می کند. از آنجایی که ما نیز درصدد تحقق همین اهداف بوده و سلطه طلب نیستیم،
معتقدیم برای اینکه ملل منطقه بتوانند آینده خود را ترسیم کنند در آینده نیز مانند گذشته به کمک
آمریکا نیاز خواهد بود. با حکومتهای موجود در منطقه و نقاط دیگر جهان که منافعشان بواسطه
اوضاعی مشابه تحت تأثیر واقع شده در تماسی نزدیک هستیم.
منافع و نقش آمریکا
منافع و نقش آمریکا:
منافع آمریکا در ایران در طول عمر نسل گذشته به قوت خود پا برجا مانده است.
به خاطر اهمیت ایران از نظر امنیت منطقه خلیج، آینده خاورمیانه و تولید نفت، ما به ایرانی آزاد، با
ثبات و مستقل شدیداً علاقه مند هستیم. ما از زبان جنگ جهانی دوم مصرانه و فعالانه در پی تحقق این
هدف بوده ایم.
با همکاری در محدوده تعیین شده توسط دولت ایران در زمینه علائق مشترک، به دو طریق به
ایران کمک کرده ایم تا بنیه اقتصادی خود را تقویت کند:
(1) ما در روند نوسازی ایران اولاً از طریق کمکهای عمرانی و ثانیاً از طریق همکاری شرکتهای
خصوصی آمریکایی مشارکت داشته ایم.
(2) شرکتهای آمریکایی و غربی در زمینه تولید و بازاریابی نفت ایران شرکت داشته و به این وسیله
درآمدهایی را تأمین کرده اند که محرک اصلی عمران اقتصادی ایران بوده است.
همان گونه که در مورد دولتهای دارای قدرت تمرکز یافته و نیز کشورهایی که در آنها منافع
اقتصادی و استراتژیک در گرو بسیاری مسائل دیگر است، صادق می باشد، توان ما در حفظ تماس با
تمام عناصر جامعه و مطبوعات جهت پدید آوردن تغییرات مؤر و سازنده بسیار محدود بوده است.
زمانی که شاهد فشارهای اجتماعی و سیاسی در جامعه بودیم توجه مقامات را نسبت به آنها جلب
می کردیم، ولی سرعت پیشرفتها و رویدادها توسط دولت و شرایط حاکمه بر ایران تعیین شده بود.
علاوه بر این ما به درخواست ایران مبنی بر کمک به نوسازی نیروهای مسلح آن که در دفاع ایران
نقش مهمی را ایفا کرده و می کند پاسخ داده ایم. پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس در سال 1971،
ما کشورهای منطقه را در زمینه تقویت بنیه امنیتی آنها دعوت به همکاری کرده ایم. برای جبران خلأ
ناشی از کناره گیری انگلستان نیز رابطه کمک امنیتی مختصر خود را پدید آوردیم. نیروهای مسلح
ایران علاوه بر یاری رسانیدن به عمان در دفاع از خود علیه شورشیان در حراست از غرب به منظور
دسترسی داشتن به عرضه کنندگان نفتی مثمر ثمر بوده اند.
علاوه بر این ما ایران را به همکاری در زمینه پیشرفت اقتصادی و ثبات جهان نیز ترغیب نموده ایم.
ایران تا همین اواخر نه تنها با تولید نفت جهت تأمین انرژی مورد نیاز جهان بلکه با ارائه کمکهای
عمده خود به کشورهای دیگر، سرمایه گذاری در کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت و ایفای
نقشی مهم در صحنه اقتصادی جهان، کمکهای شایان توجهی کرده است.
در دیپلماسی بین المللی، ایران مساعدتهای بسیار ثمر بخشی داشته است: حراست از صلح در
ویتنام و خاورمیانه، حمایت از راه حلهای توأم با میانه روی در برابر مسائل آفریقا و نقاط دیگر، و
تلاش برای حل اختلافات دیرین با همسایگان خود از آن مقوله اند.
در نتیجه منافع دیگرمان در ایران، به رویدادها و ثبات داخلی ایران نیز در آینده نیز مانند گذشته به
حقوق ایرانیها در تعیین سرنوشت آتی خود احترام بگذاریم.
چگونگی پدیدار شدن وضع حاضر
چگونگی پدیدار شدن وضع حاضر:
برای پی بردن به ماهیت وضع کنونی باید چگونگی پدیدار شدن آن را مورد بررسی قرار دهیم.
نوسازی
نوسازی
پس از جنگ جهانی دوم ایران بسیاری از فشارها و بحرانهای داخلی ناشی از نوسازی را که
موجب بی ثباتی کشورهای دیگر بوده اند تجربه کرده است. بعضی از این بحرانها آشنا هستند؛ مانند
رشد سریع جمعیت، گرایش مردم از روستانشینی به شهرنشینی، کثرت دانشجویان و کارگران بیکار یا
کم کار و مسائل متعدد دیگری که در کشوری با ملیتهای گوناگون و در حرکت به سوی عمران و
پیشرفت در چند جبهه به طور قرینه وجود دارد.
در ایران نکته حائز اهمیت از جدایی و بیگانگی رو به افزایش بین رهبران و سود برندگان از روند
نوسازی با دیگرانی است که موضع اجتماعی آنها و نیز اعتقادات عمیقاً مذهبیشان توسط این روند