بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 29

ثابت کند که مورد قبول شاه است وگرنه منصوب نخواهد شد، ولی اگر میزان تأیید آن توسط شاه بیش

از حد لازم باشد، مخالفین آن را نخواهند پذیرفت. این دولت باید مورد تأیید پارلمان که تقریباً نماینده

مردم است نیز قرار گیرد. لیکن از آنجا که خود پارلمان نیز حاوی اعضایی است که در نظر ناراضیان

مقبول نمی افتند، (و آن را تشکیلاتی می دانند که آلت دست شاه می باشد) باید بتواند از پارلمان فاصله

بگیرد. این دولت باید مورد قبول کارگران اعتصابی واقع شود، تا آنها نیز به سر کارهای خویش باز

گردند، ولی باید از وعده های دولت قبلی در مورد افزایش دستمزدها فاصله بگیرد تا بتواند با تورم

برخورد کند.

اولین مسئله ای که دولت با آن روبرو خواهد شد عبارت است از: خروج شاه؛ ضرورت مورد قبول

واقع شدن و سازمان مقاومت مرکب از گروههای مخالف در حال رقابت با یکدیگر. احتمالاً شاه زمان

عزیمت خویش را به تعویق خواهد انداخت تا از ثبات حکومت جدید اطمینان حاصل کند. اما اگر در

تعیین موعد مقرر برای این کار مهارت لازم را به خرج ندهد، تأخیر وی سبب می شود که دولت بختیار

نیز در انظار مردم مانند یکی دیگر از دولتهای دست نشانده شاه به شمار آید و در نهایت مورد قبول

مردم واقع نشود.

ولی پس از پذیرفته شدن، این دولت باید با عامل انتقامجویی سروکار پیدا کند. در اصفهان

لیستهای حاوی بیش از 100 اسم تهیه شده که می بایست به «مرگ» محکوم شوند و شمار کثیر دیگری

نیز هست که برای آنها «کیفر» (نامشخص) و یا حبس در نظر گرفته شده است. این لیستها که به وسیله

جناح مخالف محلی تهیه شده، ظاهراً حامل اسامی آن دسته از پرسنل ساواک که دستور قتل ناراضیان

را صادر کرده و یا عامل کشتار آنها بوده اند و علاوه بر این در برگیرنده اسامی افرادی از بخش

خصوصی و دولتی است که سودجو و فاسد تلقی شده اند. اسامی موجود در این گونه لیستها به نسبت

تهیه کنندگان آنها تغییر می کند و می گویند بسیاری از اسامی تنها به منظور تسویه حسابهای قدیمی و

شخصی در آنها گنجانده شده است. ظاهراً در تمام شهرها و شهرکهای ایران این گونه فهرستها تهیه شده

است. در اصفهان تعدادی از کسانی که نامشان در زمره محکومین به مرگ آمده بود، به قتل رسیده اند.

دولت جدید باید در جهت ارضای این حس انتقامجویی و در عین حال حضور عدالت و دادگستری

گام بردارد. علاوه بر این، تعداد اسامی مقامات ارتشی و امنیتی در این گونه لیستها آن قدر زیاد است که

ارتش در برابر هیچ چیز مگر یک فداکاری رسمی تاب مقاومت نخواهد داشت. ولی اگر گروههای

مردمی با اقدامات دولت راضی نشوند ممکن است خود وارد معرکه شوند و ساواک و ارتش نیز به

دفاع از خود اقدام کند که به احتمال بسیار درگیری خونین به وقوع خواهد پیوست. به مفهوم وسیعتر،

دولت باید راهی برای برقراری نظم بیابد، در حالی که با دسته هایی از جوانان سرسخت روبرو خواهد

شد که به خشونتهای دسته جمعی عادت داشته و از آن لذّت می برند و در عین حال به فعالیتهای خود

نیز ادامه می دهند. به هر حال باید یک موازنه ظریف برقرار شود زیرا اگر چیزی شبیه حکومت نظامی

یا استبدادی حاکم شود کلّ جمعیت بار دیگر قیام خواهد نمود.

مسئله مهمتر، اقتصاد خواهد بود. دولت باید کارگران را به سرکارهایشان بازگرداند و در عین حال

از آنها و نیز از کل کشور بخواهد که فداکاری کرده و به کمبودها و احتمالاً قیمتهای بالا تن در دهند. به

کارگران وعده افزایش دستمزدهایی داده شده که خارج از استطاعت کشور است و هزینه بازگرداندن


صفحه 30

اقتصاد کشور به وضعیت عادی نیز سرسام آور و نجومی می باشد. کارگرانی که زمانی به خاطر افزایش

دستمزدهایشان به میزان بین 50 الی 125 درصد دست از کار کشیده بودند آیا اکنون با دریافت

دستمزدهای قدیمی حاضر به از سرگرفتن کار خود می باشند؟ کاپیتالیستها و سرمایه داران و کسانی که

سرمایه هایی را تحت کنترل خویش دارند که طی شش ماه گذشته از کشور خارج شده، اقدامات دولت

را به دقّت زیر نظر خواهند گرفت. اگر آنها دریابند که سیاستهای دولت طوری طراحی شده که منجر به

خشنودی کارگران و پیدایش طورّم و عقب افتادگی اقتصادی می شود، از به خطر انداختن سرمایه های

خویش امتناع خواهند ورزید. میزان بی کاری در حال حاضر زیاد است و افزایش نیز خواهد یافت.

مگر آنکه تجار و بازرگانان حاضر شوند در اقتصاد کشور مشارکت نمایند. جامعه تجاری کشور از

نظر جریان نقدینگی در وضعیّت بحرانی است. آن دسته از کارخانجاتی که به کار خود ادامه داده اند.

نیز تمام اعتبارات بانکی موجود در اختیار خویش را مصرف کرده و اکنون اقدام به استفاده از ذخایر

(به خصوص سوخت) کرده و ذخایر عظیمی از کالاهای فروخته نشده را در اختیار داشته ولی پولی

ندارند. بازاریها نیز که برای مدتی حدود دو ماه کارشان را تعطیل کرده بودند از نظر پولی وضع خوبی

ندارند و مشتریانی نیز که قیمتهای منفعت باری را می پردازند ولی از نظر دریافت دستمزد وضع

مشخصی ندارند، کم پول هستند. بالاخره از نقطه ای باید به مقدار عظیمی پول نقد یا اعتبار برای به راه

افتادن چرخهای اقتصاد، به این کشور تزریق شود و این کار باید برای یک مدت زمان طولانی انجام

شود، زیرا در این جا معاملات معمولاً بر اساس صورت حسابهای قابل پرداخت در مدت 120 روز

صورت می گیرد. اگر جلو فرار سرمایه گرفته نشود تا بتوان آنرا در جامعه به کار برد، تولید پول جدید،

تورّمی عظیم را پدیدار ساخته و عامل پیدایش یک بحران جدید اقتصادی و سیاسی خواهد شد.

سناریو برای موفقیّت (محدود)

سناریو برای موفقیّت (محدود)

به نظر نمی رسد که چنین دولت بی تجربه ای بتواند بر مشکلات فوق الذکر فایق آید. ولی یک

سناریو وجود دارد که می تواند مؤقیّت محدود آن را به همراه داشته باشد: این سناریو منعکس کننده

نظریات فعالین جبهه ملی در اصفهان است. در این سناریو فرض بر این است که با رسیدن مخالفت

خمینی / جبهه ملی با بختیار به اوج خود، شاه ایران را ترک می گوید که خود سبب فروکش کردن

جنبشها و تظاهرات در نتیجه شادی ناشی از این مؤقیّت می گردد. به این ترتیب تمام کارگران به

سرکارهایشان برمی گردند چون از این قضیه خوشحالند و از دستمزدها هیچ سخنی به میان نمی آورند.

خمینی نیز میزان نفوذ خویش را از دست می دهد، چون او خواستار برگزاری تظاهرات می شود در

حالی که مردم، دیگر خسته شده اند. دولت چند محاکمه مهمّ ظاهری را ترتیب خواهد داد و به نحوی

فهرستهای متعددی حاوی اسامی کسانی که باید از آنها انتقام گرفته شود مورد «تأیید» قرار می دهد؛

بدون اینکه در مورد آنها اقدامی به عمل آورد و سعی می کند که توجه مردم را به محاکمات مهم

معطوف دارد و شعار «تعقیب بی وقفه» تمام تبهکاران را نیز سر دهد در همان حال زمانی که دولت

دریافت که اشخاصی مهم از ایران گریخته اند اقدام به ضبط و توقیف اموال آنها در ایران خواهد نمود. از

آنجا که تنبیه زیر دستان پس از فرار کلّه گنده ها منصفانه نیست، دولت چند نفر را به صورت نمایشی

دستگیر می کند. از آن پس نیز هر کارگری در اعتراض به عدم افزایش دستمزدها اقدام به برگزاری


صفحه 31

اعتصاب یا تظاهرات نماید، مانند شاه، به عنوان فردی سودجو مورد انتقاد قرار خواهد گرفت و در

نهایت با دهان بسته به کار خویش بازگردانده خواهد شد. کابینه دائماً تغییر خواهد یافت و نمایندگانی

از جبهه ملی و دیگر جناحهای غربی مخالف را جذب و آنها را رودرروی یکدیگر قرار خواهد داد و

وزرا را به اتهام ناتوانی در برخورد با مسائل اخراج خواهد کرد و بدین ترتیب تقصیر را متوجه دیگری

ساخته و فرصت بیشتری را برای خود پدید می آورد. توجّه زیادی به انتخابات آتی خواهد شد و چند

کمیته مرکب از چهره های مخالف منصوب و تأخیرهای جزئی نیز ایجاد خواهد شد تا مردم در حالت

اضطراب و انتظار باقی بمانند. خود دولت نیز در مبارزات انتخاباتی نقش عمده ای را ایفا خواهد نمود

و مشکلات کشور را بسیار جدی عنوان خواهد کرد. و از نامزدهای انتخاباتی خواهد خواست که به

مسایل بپردازند و شخصیتها را مورد خطاب قرار ندهند. بدین ترتیب جناح مخالف مجبور است دائماً

مراقب انتخابات باشد و بنابراین نخواهد توانست علیه بختیار جبهه متحدی را تشکیل دهد. اقتصاد به

چرخش در خواهد آمد در حالی که دولت دائماً خواستار فداکاری بیشتر خواهد شد تا ایران متعلق به

ایرانیان شود. بالاخره و شاید مهمتر از همه، دولت توجّه خود را به یک دشمن جدید معطوف خواهد

ساخت که این دشمن شاید خارجی و به احتمال زیاد آمریکا باشد. آنها متهم خواهند شد که به عنوان

آخرین حربه خویش در حمایت از شاه پروژه های لازم الاجرا را به طرز خائنانه ای به حال خود رها

کرده و در همان حال سعی کرده اند در حال ماندن و یا ترک کشور از اقتصاد استوار بر تقاضا و سود

کشور سوءاستفاده کنند. از جمله اقدامات تأدیبی نمایشی که در مورد خارجیهایی که بدون وجود کار

و یا اجازه اقامت و یا برخلاف سایر مقررات و قوانین ایران هنوز به کار خود ادامه می دهند می توان از

اخراج آنها نام برد که با جار و جنجال نیز توأم باشد. در این سناریو جایی دیگری برای مانور باقی

نمی ماند، امّا اگر تمام عناصر لازم در مکانهای بایسته خویش قرار گیرند، دولت بختیار خواهد توانست

تا زمان برگزاری انتخابات و شاید بعد از آن روی کار باقی بماند که اینها همه به میزان تفرقه میان

جناح مخالف بستگی دارد.

تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان

تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان

اگر دولت بختیار سقوط کند، محتمل ترین نتیجه آن روی کار آمدن رژیمی استبدادی یا به وسیله

یک کودتای نظامی یا جناح راست رادیکال که (خمینی را به قدرت برساند) یا حرکت جناح چپ (که

به نظر نمی رسد با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد) خواهد بود. یک کودتای نظامی در عین

حال که ممکن است موفقیت آمیز باشد و با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد، مدت زیادی دوام

نخواهد آورد، زیرا مردم نحوه مبارزه با ارتش را آموخته اند یعنی به جای اعمال خشونت مستقیم به

نافرمانی و اعمال فشار اقتصادی می پردازند و شواهد موجود حاکی از آن نیست که ارتش توانسته

است پاسخ صحیح مربوط به این گونه رفتارها را بیابد. موفقیت آن نیز بستگی به پیروی از یکی از دو

جناح راست یا چپ رادیکال دارد. دولت خمینی، در صورت روی کار آمدن اصولاً ضد آمریکایی و

خارجی خواهد بود و پس از مدت کوتاهی به خاطر عدم شایستگی و صلاحیت و کارایی خویش از

بین خواهد رفت. دولت جناح چپ تندرو نیز در صورت روی کار آمدن مانند آنچه که در افغانستان

است، احتمالاً در روابط خویش با آمریکا رویه درستی را در پیش خواهد گرفت. لیکن مجبور خواهد


صفحه 32

شد شدیدا به حمایت شوروی متکی بشود و به سرعت گرفتار منازعات داخلی با جناح راست مذهبی

گردد که این وضعیت نیز با وضع موجود در افغانستان شباهت بسیار دارد. هریک از نتایج فوق سبب از

هم پاشیدن بنیه اقتصادی ایران، فزونی گرفتن گروه بندیها و درگیریها و در نهایت از دست رفتن ایران به

عنوان یکی از همپیمانان آمریکا خواهد شد.

از طرف دیگر موفقیت بختیار ممکن است حداقل در کوتاه مدت برای آمریکاییهای مقیم ایران و یا

حداقل اصفهان آبستن خطرات جدی باشد. احساسات ضد آمریکایی و ضد خارجی توأم با خشونت

رو به فزونی، در این جا به قوت خود باقی است. اگر دولتی که در تهران امور را به دست می گیرد

انتقامجویی علیه ساواکیها و شخصیتهای امنیتی را محدود کرده و یک موضع ضد آمریکایی اتخاذ کند،

میزان رویدادهای خشونت آمیز علیه آمریکاییان افزایش یافته و اگر خشونتها در سطوح بالای کنونی

ادامه یابد نتایج آنها وارد آمدن جراحات جدی و یا مرگ خواهد بود. چنین به نظر می رسد که آنچه که

به نفع آمریکاست به ضرر فرد فرد آمریکاییان مقیم اینجا است و ایجاب می کند که حضور آمریکاییان

حداقل برای مدت چند ماه کاهش قابل ملاحظه ای پیدا کند.مک گافی

بیانیه ساندرز معاون وزیر امور خارجه

سند شماره (9)

طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 17 ژانویه 1979 27 دی 1357

از : وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.به : سفارت آمریکا در امان فوری

موضوع : بیانیه ساندرز معاون وزیر امورخارجه

آنچه در ذیل می آید متن بیاناتی است که ساندرز معاون وزیر امورخارجه در روز چهارشنبه در

ساعت 10 صبح در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان ایراد خواهد کرد. لطفاً توجه داشته

باشید که تا قبل از انتشار این مطالب در برابر کمیته متن بیانیه نباید در اختیار عموم قرار گیرد.

وضع حاضر در ایران و تأثیرات آن

آغاز متن

وضع حاضر در ایران و تأثیرات آن

مقدمه

مقدمه:

در این جلسه فرصتی پدید آمده تا به اتفاق یکدیگر مروری داشته باشیم بر وضع کنونی ایران و

بعضی از تأثیرات آن بر آینده سیاست آمریکا در قبال ایران و خاورمیانه

پیشنهاد می کنم که در مقدمه مطلب سؤلات زیر، مورد بحث و تبادل نظر واقع شوند:

منافع و نقش آمریکا در ایران چه بوده است؟

وضع کنونی چیست و چگونه پدید آمد؟

تأثیر این رویدادها در ایران بر اوضاع منطقه و جهان چگونه است؟

آمریکا در قبال این وضع چه موضعی را اتخاذ کرده است؟

در پیش رو چه داریم؟

به طور خلاصه در مورد نکات ذیل صحبت خواهم کرد:

آمریکا مانند تمام دولتهای سابق این کشور از زمان جنگ جهانی دوم نسبت به ایرانی آزاد، با


صفحه 33

ثبات و مستقل، خود را متعهد می داند. استقلال ایران برای حراست از آزادی ملل دیگر در خاورمیانه

حیاتی است. پنجاه درصد نفت، مصرفی جهان آزاد از طریق تنگه هرمز در قسمت جنوبی ایران عبور

می کند.

ایران مانند کشورهای دیگری که به سرعت پیشرفت کرده اند طی دو دهه گذشته دستخوش

تغییراتی سریع و بنیادین شده است که عبارتند از عمران اقتصادی، تغییرات اجتماعی گسترده و تقاضا

برای مشارکت بیشتر مردم در اتخاذ تصمیماتی که بر حیات و آینده ایران تأثیر بسیار دارد. در مسیر

این نوگرایی بسیار سریع، پیشرفت اقتصادی فراتر از گسترش نهادهای سیاسی بوده است. بعضی از

ایرانیها معتقدند که نقش سنتی آنها و اعتقادات مذهبی شان بواسطه این پیشرفتها و نیز رواج فرهنگی

بیگانه مورد تهدید و در معرض خطر واقع شده است. در حال حاضر بسیاری خواستار مشارکت بیشتر

در زمینه قدرت سیاسی و نیز منافع اقتصادی می باشند. این هسته اصلی مشکل کنونی ایران است.

در طول سه دهه گذشته سیاست ما بر همکاری با ایران و دیگر کشورهایی که دستخوش همین

تغییرات شده اند، بوده است تا راه حلهای سازنده ای برای مشکلات آنها یافته شود، ثباتی نوین

صحنه های تغییر را پشت سر بگذارد و در نهایت موجبات حراست و حفاظت از استقلال آنها پدید آید.

نظر اکثر ما این است که هیچ نیروی خارجی حق ندارد مسیر پیشرفت ایران را دیکته کرده، از بی ثباتی

آن برای نیل به اهداف خود سود جسته و یا درصدد کنترل این منطقه باشد. هر کشوری حق دارد

آزادانه و به دور از مداخله خارجی آینده خود را تعیین کند.

تمام منطقه آسیای غربی دستخوش رشد و تغییر شده است. تغییر، مولد فرصتها و نیز بی ثباتی و

بحران است. ولی باید دید که چگونه می توان تغییر را منجر به پیدایش ثبات و قدرت نمود. موضع ما

در این منطقه توأم با قدرت است. اکثر کشورهای منطقه از اهداف ما برای این منطقه یعنی امنیت و

استقلال ملی هر کشور و ایجاد فرصتی برای اینکه بتوانند با شیوه های خود سطح زندگی ملتشان را

بهبود بخشند، پیروی می کند. از آنجایی که ما نیز درصدد تحقق همین اهداف بوده و سلطه طلب نیستیم،

معتقدیم برای اینکه ملل منطقه بتوانند آینده خود را ترسیم کنند در آینده نیز مانند گذشته به کمک

آمریکا نیاز خواهد بود. با حکومتهای موجود در منطقه و نقاط دیگر جهان که منافعشان بواسطه

اوضاعی مشابه تحت تأثیر واقع شده در تماسی نزدیک هستیم.

منافع و نقش آمریکا

منافع و نقش آمریکا:

منافع آمریکا در ایران در طول عمر نسل گذشته به قوت خود پا برجا مانده است.

به خاطر اهمیت ایران از نظر امنیت منطقه خلیج، آینده خاورمیانه و تولید نفت، ما به ایرانی آزاد، با

ثبات و مستقل شدیداً علاقه مند هستیم. ما از زبان جنگ جهانی دوم مصرانه و فعالانه در پی تحقق این

هدف بوده ایم.

با همکاری در محدوده تعیین شده توسط دولت ایران در زمینه علائق مشترک، به دو طریق به

ایران کمک کرده ایم تا بنیه اقتصادی خود را تقویت کند:

(1) ما در روند نوسازی ایران اولاً از طریق کمکهای عمرانی و ثانیاً از طریق همکاری شرکتهای

خصوصی آمریکایی مشارکت داشته ایم.


صفحه 34

(2) شرکتهای آمریکایی و غربی در زمینه تولید و بازاریابی نفت ایران شرکت داشته و به این وسیله

درآمدهایی را تأمین کرده اند که محرک اصلی عمران اقتصادی ایران بوده است.

همان گونه که در مورد دولتهای دارای قدرت تمرکز یافته و نیز کشورهایی که در آنها منافع

اقتصادی و استراتژیک در گرو بسیاری مسائل دیگر است، صادق می باشد، توان ما در حفظ تماس با

تمام عناصر جامعه و مطبوعات جهت پدید آوردن تغییرات مؤر و سازنده بسیار محدود بوده است.

زمانی که شاهد فشارهای اجتماعی و سیاسی در جامعه بودیم توجه مقامات را نسبت به آنها جلب

می کردیم، ولی سرعت پیشرفتها و رویدادها توسط دولت و شرایط حاکمه بر ایران تعیین شده بود.

علاوه بر این ما به درخواست ایران مبنی بر کمک به نوسازی نیروهای مسلح آن که در دفاع ایران

نقش مهمی را ایفا کرده و می کند پاسخ داده ایم. پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس در سال 1971،

ما کشورهای منطقه را در زمینه تقویت بنیه امنیتی آنها دعوت به همکاری کرده ایم. برای جبران خلأ

ناشی از کناره گیری انگلستان نیز رابطه کمک امنیتی مختصر خود را پدید آوردیم. نیروهای مسلح

ایران علاوه بر یاری رسانیدن به عمان در دفاع از خود علیه شورشیان در حراست از غرب به منظور

دسترسی داشتن به عرضه کنندگان نفتی مثمر ثمر بوده اند.

علاوه بر این ما ایران را به همکاری در زمینه پیشرفت اقتصادی و ثبات جهان نیز ترغیب نموده ایم.

ایران تا همین اواخر نه تنها با تولید نفت جهت تأمین انرژی مورد نیاز جهان بلکه با ارائه کمکهای

عمده خود به کشورهای دیگر، سرمایه گذاری در کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت و ایفای

نقشی مهم در صحنه اقتصادی جهان، کمکهای شایان توجهی کرده است.

در دیپلماسی بین المللی، ایران مساعدتهای بسیار ثمر بخشی داشته است: حراست از صلح در

ویتنام و خاورمیانه، حمایت از راه حلهای توأم با میانه روی در برابر مسائل آفریقا و نقاط دیگر، و

تلاش برای حل اختلافات دیرین با همسایگان خود از آن مقوله اند.

در نتیجه منافع دیگرمان در ایران، به رویدادها و ثبات داخلی ایران نیز در آینده نیز مانند گذشته به

حقوق ایرانیها در تعیین سرنوشت آتی خود احترام بگذاریم.

چگونگی پدیدار شدن وضع حاضر

چگونگی پدیدار شدن وضع حاضر:

برای پی بردن به ماهیت وضع کنونی باید چگونگی پدیدار شدن آن را مورد بررسی قرار دهیم.

نوسازی

نوسازی

پس از جنگ جهانی دوم ایران بسیاری از فشارها و بحرانهای داخلی ناشی از نوسازی را که

موجب بی ثباتی کشورهای دیگر بوده اند تجربه کرده است. بعضی از این بحرانها آشنا هستند؛ مانند

رشد سریع جمعیت، گرایش مردم از روستانشینی به شهرنشینی، کثرت دانشجویان و کارگران بیکار یا

کم کار و مسائل متعدد دیگری که در کشوری با ملیتهای گوناگون و در حرکت به سوی عمران و

پیشرفت در چند جبهه به طور قرینه وجود دارد.

در ایران نکته حائز اهمیت از جدایی و بیگانگی رو به افزایش بین رهبران و سود برندگان از روند

نوسازی با دیگرانی است که موضع اجتماعی آنها و نیز اعتقادات عمیقاً مذهبیشان توسط این روند


صفحه 35

تهدید می گردد.

انقلاب سفید

انقلاب سفید:

63 1962. در دهه 1960 رهبران ایران از افزایش نارضایتیها مطلع گشته و دریافتند که باید

اصلاحات گسترده تری را در بعدی وسیعتر پدید آورند تا در نظامی غیر استبدادی از نظر سیاسی

پاسخگوی نیاز همگان باشد. به منظور کانالیزه کردن این فشارها در جهت به وجود آوردن تغییرات

سازنده به جای دیگر تغییرات انقلابی، دولت ایران یک برنامه اصلاحی و عمرانی انقلابی را آغاز کرده

که از بالا به صورت پیش نویس تحمیل شده بود. این انقلاب سفید، نوسازی اقتصادی و اجتماعی را

مورد توجه قرار داده و شاه نیز مهمترین عامل در این روند اصلاحی به شمار می آمد.

برنامه اصلاحی متأثر از درآمدهای رو به افزایش در سالهای 1960 سریعاً منجر به تغیرات دور از

تصور گردید و زندگی بسیاری از شهروندان را بهبود و وضع بسیاری دیگر را به وخامت کشانید. به

طور مثال تقسیم مجدد اراضی قدرت زمینداران بزرگ و نیز روحانیون را تضعیف نمود، چون منبع

درآمد مستقل آنان را از بین می برد و وابستگی آنها را به اعانات خصوصی افزایش می داد. بعد

جاه طلبی برنامه عمرانی نخبگان جدیدی را پدیدار کرد و آنان را مأمور برنامه ریزی و اجرای برنامه ها

ساخت، لیکن این برنامه ها طرح ریزی و اجرا می شد بدون این که آرای عمومی در نظر گرفته شود. در

همان حال که علائق تجار بازاری و دیگر عناصر سنت گرا نادیده گرفته می شد، گسترش بخش

خصوصی موجب پیدایش طبقه جدیدی از سرمایه گذاران گردید. فرصتهای موجود در زمینه آموزش و

پرورش افزایش یافت، لیکن محدودیتهای جاری موجب محدود شدن مشارکت تحصیلکردگان جدید

در روند سیاسی می شد و میزان آموزش دیدگان بیش از کسانی بود که در پستهای جالب توجه به

استخدام در می آمدند.

اعتماد و رشد: 76 1963

اعتماد و رشد: 76 1963

پیشرفتهای اقتصادی ناشی از انقلاب سفید فقدان پیشرفتهای مشابه در نظام سیاسی را تحت الشعاع

قرار داده بود. در سال 1976، اکثر ناظران صحنه ایران بر این عقیده بودند که نحوه برخورد ایران با

روند مدرن سازی پیشرفتهای عمده ای را به دنبال داشته است.

در نتیجه برنامه اصلاحی، ایران در حال تبدیل به یک قدرت مدرن اقتصادی بود و آینده آن

درخشان به نظر می آمد. چنین به نظر می رسید که درآمدهای سریعاً رو به افزایش نفتی کامیابی

اقتصادی کشور را تضمین کرده است. تا سال 1976 پیشرفتها قابل توجه بود، ولی پیشرفتهای

اقتصادی و سیاسی با سرعتهای بسیار متفاوت راههای جداگانه ای را در پیش گرفته بودند.

مشکلات و فشارها: 1978 1976

مشکلات و فشارها: 1978 1976

پیشرفت جدید سبب مخفی ماندن مشکلات ناشی از تمرکز قدرت سیاسی در راس هرم دولت و

فقدان کارایی و سیاست در سطوح بالا، بی احترامی به احساسات مذهبی مردم، عدم موازنه بین

درآمدها و هزینه ها، کمبود برنامه ریزی، اجرای پروژه های جاه طلبانه، بیکاری روز افزون در شهرها با


صفحه 36

فروکش کردن کارهای ساختمانی، فرصتهای شغلی غیر ممکن برای دانشجویانی که هر ساله

فارغ التحصیل می شدند، توزیع غیر عادلانه منافع حاصله از برنامه های عمرانی، قربانی شدن

برنامه های غیرنظامی در راه کسب تجهیزات نظامی و افزایش تورم که دائماً فراتر از افزایش حقوق و

دستمزدها بود و نمی توانست چشمداشتهای موجود در رابطه با افزایش سطح زندگی را برآورده سازد،

از جمله اشتهای موجود در رابطه با افزایش سطح زندگی را برآورده سازد، از جمله مهمترین عوامل

نارضایتیها به شمار می آمدند. این شکوه ها و فقدان نهادهای سیاسی جهت تأثیر بخشیدن بر سیاستهای

دولت، رهبران جناح مخالف میانه رو را بر آن داشت تا با عناصر برجسته روحانیت مسلمان همگام

شوند.

در پاسخ به انتقادات و شور و حرارتهای سیاسی در سالهای 1976 و 1977، دولت تلاشی را

برای ریشه کن ساختن فساد در بخشهای خصوصی و عمومی آغاز کرد، برای از بین بردن اسراف و

افزایش کارایی خود را مجدداً سازماندهی نمود و به یک حزب رسمی سیاسی اجازه مشارکت بیشتر

داد مشروط بر آنکه تجاوزی به حقوق سلطنتی نکند. اقداماتی نیز در جهت بهبود وضع حقوق بشر، از

بین بردن شکنجه و افراط کاریهای تأدیبی در زندانها و عفو زندانیان سیاسی به جای ایجاد نهادهای

سیاسی جدید، انجام گرفت. در نهایت اقدامات دولتی سبب ترغیب «انتقادات سازنده» در جهت

افزایش مشارکت مردم در مسائل دولتی و نیز سبب کاهش رشد اقتصادی سریع که موجب انحرافهای

جدی در جامعه شده بود، گردید. ولی این تغییرات نتوانست نیاز روزافزون ایرانیان را به نظامی باز از

نظر سیاسی ارضا کند.

در پایان سال 1977، ناظران خارجی و ایرانی مشاهده کردند که این حرکتها اولین نتایج سیاست

رسمی دولت مبنی بر ایجاد فضای باز سیاسی ایران که از سال 1976 آغاز شده بود، می باشد. ولی این

حرکتها به هیچ وجه در برگیرنده حرکتی اساسی بسوی تغییرات بنیادین سیاسی نبود.

در اوایل 1978 اغتشاشات گسترده آغاز و دانشجویان ایرانی مقیم خارج نیز نسبت به آن ابراز

همدردی کردند. در ابراز مخالفت با دولت چهره های مذهبی رهبریت را به دست گرفتند. شاه علناً

اظهار داشت که قصد دارد روند گسترش فضای باز سیاسی را دنبال کرده و در نهایت انتخابات آزادی

را برگزار کند. ولی در اواخر اوت معلوم شد که دولت عمق نارضایتیها را دست کم گرفته است. در آن

زمان دولتی جدید روی کار آمد که آزادی فعالیت احزاب سیاسی مشروع را وعده داد چند روز بعد

مجبور به اعلام حکومت نظامی در تهران و بازده شهر دیگر در پاسخ به تظاهرات عمومی گردید. در

اواخر اکتبر، اعتصابات و بی نظمی ها گسترش عجیبی یافته بود. تولید نفت به طرز فاحش کاهش یافته

بود و فعالیت بخشهای مختلف دولت متوقف گردید. با افزایش شورشها در اوایل نوامبر بحران بحد

نهایی رسیده و یک حکومت نظامی روی کار آمد.

امروز

امروز

به عقیده ما وضع کنونی ایران شامل عناصر زیر است: اعتصابات و تظاهرات گسترده اقتصاد ایران

را تقریباً به طور کامل متوقف ساخته است. بسیاری از مردم شهرهای بزرگ کار نمی کنند و از کمبود

کالاهای اساسی رنج می برند. عملکرد سیستم بانکی متوقف شده و تولید نفت نمی تواند نیاز داخلی را