بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 301

مجاری مخفی جهت عدم پرداخت مالیات و حقوق گمرکی از مشخصات آن است. کارتلهای

تولیدکننده سلاحهای جنگی با پرداخت رشوه های کلان به مسئولین کشورها و متنفذان و خریدن

برخی مهره های مهم و صاحب نفوذ، قراردادهای سنگین را به ملل محروم تحمیل می کنند.

جایگزینی و نوآوری: به دلیل رقابت فشرده ای که میان تولید کنندگان اسلحه وجود دارد، طراحان

ابزار نظامی هر روز در کار خلق ابزار و تجهیزات پیچیده تری هستند. نوآوری، تحولات کیفی، خارج

کردن سیستمهای فرسوده و منسوخ و جایگزینی تجهیزات پیشرفته تر، سود کلانی را نصیب کمپانیهای

سازنده اسلحه می نماید. به همین دلیل فروشندگان سعی می کنند تسلیحات قدیمیتر را به فروش

برسانند و برای فروش اسلحه پیشرفته تر در آینده زمینه سازی کنند.

ممنوعیت انتقال تکنولوژی ساخت و به کارگیری. روشهای تخریبی جهت تضعیف و ورشکستگی

صنایع دفاعی بومی ممالک تولیدکننده به صورت جدی از دستیابی ممالک ضعیفتر به تکنولوژی

ساخت سلاحهای مورد نیاز ممانعت به عمل می آورند و یا آنقدر کارشکنی می کنند که هیچ گاه به

مرحله بهره برداری نمی رسد.

واسطه ها و دلالان: گروهی که در بازار اسلحه مجری سیاستهای تولیدکنندگان اسلحه می باشند و

در اداره بازاریابی به هر شیوه غیر اصولی متمسک می گردند، دلالان می باشند، یعنی در حقیقت

تعزیه گردان اصلی بازار اسلحه که علاوه بر دسترسی به مراکز قدرت، دارای نفوذ سیاسی و قضایی نیز

هستند. این دلالان و واسطه ها که عمدتا خود متعلق به ممالک خریدار می باشند، عموما به عنوان

ستون پنجم و کسانی که از تحولات و اوضاع داخلی مطلعند شناخته می شوند. اینها مجریان طرحهای

سیاسی دیگران و مزدوران صاحبان کارخانجات اسلحه سازی اند.

معرفی کتاب

معرفی کتاب

تلاش کمپانیهای تولید تجهیزات و جنگ افزارهای نظامی در زمینه ایجاد رابطه با واسطه های

سرشناس و پر نفوذ ایرانی که به نحوی از انحاء به دستگاه حاکمه شاه نزدیک بودند، از اهداف اصلی

آنها به شمار می رفته و دادن رشوه های کلان به دلالان حرفه ای در حقیقت منافع دراز مدت آنها را

چپاول هرچه بیشتر پولهای نفتی و نیز تثبیت موقعیت سرمایه گذاریهای آینده آنها تضمین می کرده

است.

این طرز تلقی عناصر آمریکایی از ساختار رژیم شاهنشاهی که بر پایه رشوه و فساد مبتنی بوده،

دقیقا برخاسته از همان ساختار حکومتی دولت آمریکا می باشد و این نیز حکایت از یک وجه تشابه

میان دو نظام دارد. مطالعه اسناد اخیر نشان می دهد که کمپانیهای آمریکایی اطمینان داشتند که بدون

دادن رشوه های کلان که در حقیقت می دانستند، نهایتا به جیب اشخاصی نظیر خاتمیها و طوفانیان ها

می رود، توفیق در فروش جنگ افزار نخواهند یافت و راه به بیراهه خواهند برد. شاه که در رأس دزدان

و غارتگران بیت المال بود و بانکهای دنیا را از سرمایه های به غارت برده مردم محروم این سامان

لبریز نموده بود، علنا دست افرادی امثال طوفانیان و خاتمی را جهت به یغما بردن سرمایه های ملت

مسلمان ایران باز می گذاشت و تنها، گلایه اش از دلالان خرده پا بوده است و مدعی بود آنها با این

کارشان امنیت ملی را به خطر می اندازند.


صفحه 302

نکته جالب آنکه زمانی که موضوع کنار رفتن واسطه های جزء مطرح می شود، عناصر آمریکایی

آن را برای کمپانیهای آمریکایی یک فاجعه می خوانند، چرا که راز موفقیتشان را در زمینه فعالیتهای

گسترده در ایران و جذب پولهای نفتی، همین دلالان خرده پا، اما با نفوذ می دانستند.

افرادی مانند طوفانیان، نگرانیشان از این بابت بود که چرا کمپانیهایی مانند گرومن و نورتروپ

جهت انجام معامله نزد واسطه هایی مانند برادران لاوی می روند و او را به عنوان فرد اصلی تصمیم

گیرنده نادیده می گیرند؛ چیزی که وی در مورد آن جنجال زیادی به راه انداخت و قضیه را به

مطبوعات کشانید. اما نهایتا خود نیز به عنوان رشوه گیرنده اصلی تیتر روزنامه های داخلی و خارجی

گردید و مغضوب دزد اصلی یعنی شاه شد.

هرچند که بیان همه واقعیت در این مختصر نمی گنجد و تنها مشتی از خروارهاست و حضور بیش

از چندین دهه نفوذ استعماری گردنکشانه و چپاولگرانه کمپانیهای چند ملیتی آمریکایی مستلزم

نوشتن کتابهای بیشمار است، بر این اساس تنها به ذکر نمونه هایی از این مقوله بسنده می کنیم:

حکایت از آنجا شروع می شود که کمپانی آمریکایی گرومن سازنده هواپیماهای اف 14 تام کت در

موقعیت ورشکستگی قرار می گیرد و دولت ایران جهت نجات گرومن، یک وام 75 میلیون دلاری به

منظور جلوگیری از ورشکستگی آن در نظر می گیرد.

اما گرومن به این مبلغ اکتفا نکرده و تلاش آن در جهت فروش هواپیماهای تام کت به نیروی

هوایی ایران شروع می گردد. آنها برادران لاوی را به عنوان یک پل ارتباطی انتخاب می کنند. گفته

می شد که برادران لاوی(1)با شهرام، یکی از اعضای خانواده شاه در ارتباط بوده اند. برادران لاوی در

ازای قرار دریافت 28 میلیون دلار از گرومن مقدمه فروش 30 فروند هواپیمای اف 14 را فراهم

می کنند. موافقتنامه گرومن لاوی در نوامبر 1972 منعقد می شود، یعنی یک سال قبل از احتمال

بررسی خرید هواپیماهای اف 14 در ایران، ولی اعلام انعقاد آن در فوریه 1974 یعنی یک سال پس

از امضای قرارداد فروش صورت می گیرد. بر اساس قرائن و شواهد، گرومن در پشت پرده با خاتمی

در ارتباط بوده و این نقش واسطگی را برادران لاوی بازی می کردند و به خاطر همین روابط پنهانی

بود که دولت ایران درصدد نجات کمپانی گرومن از ورشکستگی برآمد. ضمنا واسطه های دیگری از

قبیل ابوالفتح محوی یکی از بنیانگذاران صنایع هواپیمایی ایران و رئیس شرکت اطلاعاتی ایز ایران، از

دوستان نزدیک خاتمی در این رابطه در فعالیت بودند. محوی با 17 شرکت آمریکایی که از مهمترین

آنها می توان راکول، لیتون، جنرال الکتریک، نورتروپ و گرومن را نام برد، در ارتباط بوده و پولهای

کلانی را از این راه به جیب می زد. سپهبد خاتمی و خادمی به اعتقاد آمریکاییها از شرکای اصلی

محوی محسوب می شدند. فردی واسطه به نام دهش که از طرف طوفانیان رانده شده بود به آمریکاییها

گفته بود که محوی به عنوان کمیسیونر اصلی به گرومن معرفی گردیده و گرومن تنها او را به رسمیت

می شناخته است. محوی یک دلال و واسطه بنام بود و در فروش هواپیماهای اف 5 به ایران سهم

بسزایی داشت، زیرا ایران در عین حالی که موافقت خود را جهت خرید هواپیماهای اف 5 اعلام

می کرد، میزان خرید خود را در مورد هواپیماهای اف 5 از 36 فروند به 146 فروند افزایش داد. در

بحبوحه فعالیتهای برادران لاوی در امر واسطگی با گرومن، فرد جدیدی وارد صحنه می گردد. نام وی

1- برادران لاوی یهودی ایرانی الاصل و تبعه اسرائیل بودند.


صفحه 303

آلبرت جی فیوج بود. لاوی دلال ایرانی که در ازای دریافت 28 میلیون دلار کمیسیون از شرکت

گرومن موجبات فروش جنگنده های اف 14 به ایران را فراهم آورده بود، اعلام نمود که تحت

فشارهایی مجبور گردیده است که بخش اعظمی از کمیسیون دریافتی را به فردی بدهد که مدعی بود

از طرف دو تن از مقامات عالیرتبه دولت ایران (یعنی ژنرال حسن طوفانیان و ژنرال محمد خاتمی

داماد شاه) به این کار مامور گردیده است. عامل جدید آلبرت جی. فیوج سریعا موفق شد که در عرض

دو ماه تعداد 50 فروند به خریدهای اف 14 اضافه نماید. فیوج به لاوی گفته بود که می بایست 66

درصد کل کمیسیون را به او بدهد. قبل از تغییر واسطگی لاوی به فیوج، یکی از مقامات عالیرتبه ایرانی

(احتمالاً محوی) پس از افشای پرداخت 28 میلیون دلار رشوه از طرف گرومن به لاوی در سال 74

به گرومن اطلاع داد که دیگر نباید بیش از این از لاوی استفاده نمایند. بعدها رئیس گرومن، پیتر جی.

اورام، اعلام کرده بود که از بازگشت این کمیسیونها به مقامات ایرانی بی اطلاع بوده، اما در زمینه

موضوع انتقال کمیسیون از لاوی به فیوج آگاهی داشته است. در حقیقت این اعلام عدم آگاهی از

بازگشت کمیسیونها به مقامات ایرانی، نشانه ترس و واهمه کمپانی گرومن در ارتباط با قراردادهای

آینده بود. همان طور که در اسناد آمده است، خود آمریکاییها به این امر واقف بودند که برادران لاوی و

فیوج پوششی برای فعالیت عناصر و اشخاص دیگری محسوب می شوند که آنها اشخاصی جز

ژنرالهای بانفوذ ایرانی نبودند. در این میان بود که رقابت سختی بین محوی و طوفانیان در گرفت.

طوفانیان علیرغم آگاهی از روابط نزدیک خاتمی و محوی، جرأت درگیر شدن با ژنرال خاتمی به

عنوان داماد شاه را نداشت و این قرعه به نام محوی می افتد. طوفانیان ماجرای دخالتهای محوی و

برادران لاوی را به اطلاع شاه می رساند و شاه آنها را در لیست سیاه قرار می دهد. محوی که با 17

شرکت آمریکایی رابطه داشت، از قرار گرفتن در لیست سیاه شاه مطلع می شود و طی یک توبه نامه به

شاه مجددا از لیست سیاه خارج می گردد.

اما در این بین طوفانیان موضوع برادران لاوی را دنبال می کند و مسئله 28 میلیون دلار رشوه

پرداختی به آنها از طرف گرومن را به جراید می کشاند و ادعا می کند که گرومن با اختصاص 28

میلیون دلار جهت کمیسیون، سر ایران را کلاه گذاشته است و تهدید نمود که این شرکت را تحت تعقیب

قانونی قرار خواهد داد. فروش هواپیماهای اف 14 به ایران حدود 2/2 میلیارد دلار برای کمپانی

گرومن به همراه داشت که جان تازه ای در وجود این کمپانی ورشکسته و بی رمق دمید. طوفانیان در

ملاقات با مستشاری نظامی در ایران به این روش کمپانیها در فروش تجهیزات نظامی به ایران با نشان

دادن دو قطعه چک مربوط به پرداختی گرومن به برادران لاوی به ارزش 6 میلیون دلار اعتراض نمود

و خواستار حذف عناصر واسطه گردید. وی گفت بر اساس رابطه ای که وی با گرومن و نورتروپ

داشته است به آنها اطلاع داده که وی به عنوان معاون وزیر جنگ، تنها نماینده دولت ایران در برابر

دولت آمریکاست و مشخص بود که طوفانیان نمی توانست سایر رقبای خود را در این میان تحمل

نماید و به این خاطر بود که با از میدان به در نمودن تک تک آنها سعی داشت ابتکار عمل را در امور

واسطگی خود به دست گیرد. اما ظاهرا این شرکتها و کمپانیها هم با آگاهی از ساختار فاسد دستگاه

سلطنتی و نیز جهت حفظ منافع آینده خود به سخنان وی وقعی ننهادند و با وجود اعلام دولت ایران در

خصوص منع استفاده از دلالهای اسلحه کماکان کمپانیهای تسلیحاتی به فعالیت خود در ارتباط با


صفحه 304

دلالها به عنوان پلهای ارتباطی و پرنفوذ خود ادامه می دادند. نکته جالب آنکه حتی خود آمریکاییها در

زمینه محدود نمودن فعالیت کمپانیهای خود و حذف عناصر واسطه به وحشت افتادند و آن را برای

فعالیتهای آینده خود مضر می دانستند.

البته طوفانیان نیز در این درگیری با واسطه ها آنچنان هم رو سفید بیرون نیامد و رقبای او هم در

راستای فعالیتهای وی بیکار ننشستند و دست به کار از میدان به در کردن وی شدند. شخصی به نام

دهش که از رانده شدگان طوفانیان بود در ملاقات با عناصر لانه جاسوسی گفته بود که طوفانیان از

بابت معامله فولاد از هندوستان و نیز خرید قایقهای گشتی فرانسوی مبالغ هنگفتی رشوه گرفته است،

و با اطمینان گفت که خیلی زود وی از نظرها خواهد افتاد و چنین نیز شد و در اوج مبارزات ملت

مسلمان ایران، نام او نیز به عنوان یک رشوه گیر بنام، تیتر روزنامه های داخلی و خارجی گردید.

مروری بر حرکتها و فعالیتهای کمپانیهای آمریکایی جهت نفوذ و در دست گرفتن بازار ایران

می تواند تا حدود زیادی عمق نظام فاسد و استکباری آمریکا را نشان دهد؛ نظامی که ساختار اصلی

آن را کمپانیهای چند ملیتی تشکیل داده اند و هرچند با گذشت زمان با تعویض رؤسای جمهور تظاهر

به انجام دگرگونی در نظام بیمارگونه خود می نمایند، اما ملل جهان تاکنون به این نتیجه رسیده اند که

اینها جز عروسکهای خیمه شب بازی چیز دیگری نیستند و صحنه گردان اصلی این جریانات همان

کمپانیهای چپاولگر می باشند. آمار زیر در خصوص پرداخت رشوه می تواند تا حدودی روشنگر این

واقعیات باشد:

1 شرکتهای لیتون مک دونالد داگلاس لاکهید (از بابت فروش پ 3) و نورتروپ، همگی

جهت ورود به بازار ایران و فروش جنگ افزار، رشوه های کلان به واسطه ها داده اند.

2 یک شرکت به نام Economic Development مستقر در سوئیس به توسط فردی به نام فرانک دو

فرانسیس جهت ارتقای سطح فروش اف 5 در سطح جهان کمیسیونی به مبلغ 1/1 میلیون دلار در

رابطه با فروش هواپیما به ایران در اختیار یک واسطه گذاشته است.

3 شخصی به نام کشفی دو مبلغ 3 و 4/1 میلیون دلار از کمپانی فیلکو فورد به خاطر انعقاد

قرارداد رادار دریافت کرده است.

4 شرکت بل هلیکوپتر به یک عامل ناشناس 489000 دلار (هزار دلار بابت فروش هر

هلیکوپتر) برای فروش سال 73 آن شرکت پرداخت نموده است.

5 شرکت نورتروپ دو مبلغ 6/1 میلیون دلار و 450 هزار دلار جهت حق الزحمه برای انعقاد

یک قرارداد به یک واسطه پرداخته است.

6 پرویز بوشهری دلقک دربار از کمپانی GTE طرف قرارداد شرکت مخابرات از یک قرارداد

یک میلیاردی، 5/2 درصد دریافت نمود.

با بررسی و مطالعه اسناد این نتیجه حاصل می شود که اصولاً فروش تسلیحات و جنگ افزارهای

پیشرفته در مرحله اول باعث اعمال سیاستهای زورمدارانه استکبار جهانی است که در این رهگذر

عوامل دلال و واسطه ها نقش ثانوی را در اجرای این سیاستها بازی می کنند. به طور قطع با گذشت

زمان و با تشدید رقابتهای تسلیحاتی مابین کشورها و غولهای تسلیحاتی جهان این موضوع بعد

تازه ای به خود می گیرد و کشورهایی که در حجم وسیع روابط تسلیحاتی با آمریکا دارند نمی توانند از


صفحه 305

این موضوع مستثنی باشند. در کشورهای مرتجع عربی و در راس آنها رژیم حاکم بر حجاز و مصر

این موضوع (دخالت عناصر واسطه و دلال در امر فروش تجهیزات نظامی و به دنبال آن پرداخت

رشوه های کلان) می تواند در ابعاد بسیار وسیعتری مطرح باشد و در همین کشورهاست که کمپانیهای

تسلیحاتی آمریکایی از طریق واسطه های سرشناس و پر نفوذ اهداف سیاسی نظامی اقتصادی خود

را جامه عمل می پوشانند.

اسناد اخیر نشان می دهد که نظام حاکم بر آمریکا مبتنی بر رشوه و فساد و تباهی است و اکنون نیز

از آن جز یک ببر کاغذی چیزی باقی نمانده است. تلاش دولتمردان آمریکایی جهت به دست آوردن

قدرت و نفوذ گذشته خود به منظور چپاول اموال ملتهای محروم جهان و به زیر سلطه بردن آنها، با

مطرح گردیدن مجدد اسلام حیات بخش و گسترش نفوذ آن در ملل محروم و مستضعف جهان با

شکست قطعی روبرو گردیده است و این قدرت استکباری دوران افول خود را به سرعت سپری

می کند. آمریکا با پی بردن به عظمت و قدرت انقلاب اسلامی ایران به خیال واهی نزدیک شدن به آن و

به زعم خودش جذب عناصر میانه رو سعی داشت که اهداف و انگیزه های شیطانی خود را به منصه

ظهور گذارد. لکن این بار شیپور را از دهانه گشادش نواخت و به این خیال باطل که اکنون نیز همانند

رژیم شاه می تواند اهداف خود را از طرق تسلیحات جامه عمل بپوشاند، با شکست و رسوایی ذلت

باری مواجه گردید، که همانند مار زخم خورده ای هنوز بر خود می پیچد.

والسلام

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

اسفند 1367

دلالهای نفوذ


صفحه 306

سند شماره (1)

خیلی محرمانه آوریل 1973

از: گروه کمک مستشاری نظامی آمریکا در تهران، ایرانبه : وزیر دفاع، واشنگتن دی سی

موضوع : دلالهای نفوذ

1 (خیلی محرمانه) حدود یک سال قبل شاه با بیانی تند خطاب به پرسنل تهیه کننده تسلیحات

گفت که ایران دیگر یک کشور در حال ظهور نیست. بنابراین نباید برای نفوذ افراد هزینه ای را متحمل

گردد. از آن زمان به بعد شدیدا تلاش شد تا با پاکسازی قراردادهای خرید تسلیحاتی تمام عناصری را

که هزینه های نادرستی را به این کشور تحمیل کرده اند، از صفحه خرید حذف نمایند. طی سال گذشته

پرونده های فروش نظامی خارجی چندین بار و به دقت بررسی شد، و در انجام آن حتی فهرستی از

اسامی افرادی که در مذاکرات دخالت داشته اند، تهیه گردید.

2 (خیلی محرمانه) اکنون مقامات ایرانی فهرست مفصلی را از اسامی افراد ایرانی و خارجی که در

این کشور اقامت دارند، لیکن نماینده کارخانه ها و یا کمپانیهای خارجی دارای رابطهای خاص در

خارج از کشور می باشند، تهیه نموده اند. شخص شاه این فهرست را به دقت مطالعه کرده و فرمان داده

است که به هیچ یک از آنها به خاطر انعقاد قراردادها خرید تسلیحاتی کمیسیون یا هزینه ای پرداخت

نشود.

3 (خیلی محرمانه) مقامات نظامی دست اندرکار خرید تسلیحاتی این موضوع را تا جایی دنبال

کرده اند که مسئله جنبه عاطفی به خود گرفته و اعلام نموده اند که آن دسته از افرادی که در ایران اقامت

دارند لیکن نماینده کمپانیهای خارجی می باشند، نباید در جلسات توجیهی، بحثها، و یا مذاکرات

مربوط به خرید تسلیحات نظامی حضور داشته باشند.

اخیرا نیز آنها در چند مورد افراد حاضر را شناسایی کرده و از بعضی از افراد خواسته اند که قبل از

آغاز گفتگوها جلسه را ترک نمایند.

4 (خیلی محرمانه) از مقامات ما در واشنگتن دعوت شده تا نمایندگان شرکتهای تجاری

تولیدکننده تجهیزات نظامی را که قصد سفر به ایران دارند معرفی نمایند، تا اطمینان حاصل شود که در

پیشنهادات آنها به ایران هیچ گونه هزینه و یا کمیسیون نادرستی گنجانده نشده است. این نمایندگان باید

از آوردن شخصیتهای محلی به جلسات مذاکرات اجتناب نمایند.

5 (خیلی محرمانه) ما این وضع را زیر نظر گرفته و در مورد هرگونه انحراف مهمی که در عمل

نسبت به مقاصد دولت به وجود آید، گزارشات لازم را ارسال خواهیم نمود.

6 سفارت آمریکا نیز موافقت خویش را اعلام می دارد.

7 خروج از طبقه بندی در سال 1979.


صفحه 307

سند شماره (2)

اداری غیر رسمی استفاده اداری محدودتاریخ: 30 ژانویه 1975

استانلی تی. اسکودرو بخش سیاسی سفارت آمریکا، تهرانوزارت خارجه واشنگتن دی. سی.

استان عزیز:

لطفا در اوقات فراغت خویش اطلاعات، بیوگرافیک مردی به نام محوی که مدیر عامل سیستم

اطلاعاتی ایران (ایز ایران) است (یا بوده) و گویا در حال تشکیل شرکت الکتریسیته هسته ای ایران

(INECO)و شرکت تکنولوژی پیشرفته ایران می باشد، برای ما ارسال نمایید. امیدوارم بخش اقتصادی

در مورد وی اطلاعات خوبی داشته باشد، چون او ظاهرا خدمتکار خوش سیمای شاه در زمینه تشکیل

شرکتهایی است که آماده واردسازی صنعت تکنولوژی پیشرفته به ایران می باشند. هرگونه اطلاعات

دیگری که در مورد دست راست محوی یعنی آقای مناوی و نیز شیرین (شاهین م) آقایان، وکیل و

مشاور تجاری وی داشته باشید برای ما جالب خواهد بود.

این اطلاعات تنها جنبه ارضای کنجکاوی شخصی دارد، چون نام این افراد در گفتگو با تجار به

کرات مطرح می گردد ولی کسب این اطلاعات می تواند در پی بردن به رابطه های قدرت بسیار مفید

واقع گردد. با این وصف می توانم از دریافت این اطلاعات صرف نظر نمایم، تا این افراد فکر نکنند که

سفارت در مورد آنها فضولی می کند.

سلام گرم ما را به جی و ساشا برسانید.

(یعنی آلساندرا)

ارادتمند بایرون بی مورتون دفتر امور ایران

درخواست اطلاعات در مورد ابوالفتح محوی

سند شماره (3)

از: مستشاری نظامی (آرمیش مگ) تهرانخیلی محرمانه 7 ژوئیه 1975

به: سازمان همکاری امنیتی وزارت دفاع ستاد فرماندهی ایالات متحده در اروپا برای سپهبد فیش

و سرلشکر رایدر از سرلشگر برت

موضوع: وضعیت ابوالفتح محوی

1 (خیلی محرمانه) ژنرال طوفانیان معاونت وزیر جنگ امروز 6 ژوئیه به ژنرال برت تلفن زد و به

وی اطلاع داد که شاه آقای ابوالفتح محوی را در لیست سیاه قرار داده است. ژنرال طوفانیان قاطعانه

درخواست کرد که ژنرال برت وزارت دفاع را از تصمیم شاه مطلع سازد.

2 (خیلی محرمانه) بر اساس تجربه گذشته، این امر به وضوح بدین معناست که آقای محوی به

عنوان نماینده یا مشاور هرگونه شرکت خارجی پذیرفته نخواهد شد. ما در این مرحله هیچ گونه اطلاع

موثقی در این خصوص که آقای محوی نماینده کدامیک از شرکتهای آمریکایی می باشد، نداریم؛ ولی

در هر حال شواهد دال بر این امر هستند که وی در گذشته نماینده شرکتهای بازرگانی خصوصی بوده

است.

3 (خیلی محرمانه) پیشنهاد می نماییم که این خبر به نحو مناسبی پخش شود. از مذاکرات با

نمایندگان مقاطعه کاران آمریکایی در این جا آشکار است که تمایل بسیار قوی از جانب شاه و دولت


صفحه 308

ایران در قبال عدم استفاده از نمایندگیها و یا افرادی که به هر جهت می توانند، به طور جدی در معرض

خطر قرار گیرند، وجود دارد. ما هیچ گونه وقفه ای در این تلاش نمی بینیم ولیکن قویا بر این عقیده

هستیم که این تنها راهی است که شرکت های آمریکائی می توانند در ایران به کار بپردازند. من

پیش بینی می کنم که برخی افراد مشهور دیگر نیز در لیست سیاه قرار داده شوند و این امر می تواند به

شرکتهای آمریکایی که از طریق این افراد معرفی می شوند لطمه وارد نماید.

4 (خیلی محرمانه) نظرات و پیشنهادات شما مورد قبول ما است. ما در مستشاری نظامی همیشه

مستمرا و آگاهانه به نمایندگان شرکتهای آمریکایی در مورد نقطه نظرات دولت ایران در خصوص این

موضوع گوشزد کرده ایم.

سند شماره (4)

خیلی محرمانه 8 ژوئیه 1975

از: سرلشکر برتبه: پیام شخصی برای وزیر آقای هوفمان (شورای عمومی) و سپهبد فیش

مرجع: الف پیام ژوئیه 75 (خیلی محرمانه) اینجانب در مورد موضوع ب پیام 8 ژوئیه 75 (خیلی

محرمانه) اینجانب تحت عنوان دلالها و نرخ دلالها

موضوع: وضعیت آقای ابوالفتح محوی

1 (خیلی محرمانه) در تاریخ 8 ژوئیه 75 طی ملاقاتی طولانی بین ژنرال طوفانیان معاون وزیر

جنگ و سرلشکر برت از گروه کمک مستشاری نظامی، طوفانیان از اینجانب خواست که نقل قول شده

ذیل را که مکمل مطالب گزارش شده در مرجع الف می باشد برای وزیر دفاع ارسال نمایم.

نقل قول:

عالیجناب وزیر دفاع جیمز شلزینگر 8 ژوئیه 1975

پنتاگون، واشنگتن دی سی.

ایالات متحده آمریکا

آقای وزیر عزیز:

1 طبق فرمان اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر، فرمانده کل قوا، باید به اطلاع آن جناب برسانم که به

علت دخالتهای آقای ابوالفتح محوی در تهیه و تدارک سیستمهای دفاعی مورد نیاز نیروهای مسلح

سلطنتی ایران از صنایع آمریکایی، نام وی باید در فهرست سیاه قرار گیرد. به این جانب دستور داده

شده تا مقدمات اختتام فعالیتهای وی را فراهم سازم. وی هیچ گونه حق و اختیاری ندارد تا تحت هیچ

عنوان و پوششی در زمینه تأمین سیستمهای دفاعی برای نیروهای مسلح سلطنتی مداخله نماید.

2 باعث خرسندی من خواهد بود چنانچه جناب وزیر با مساعی خویش به تمام شرکتها و صنایع

آمریکایی اطلاع دهند که وزارت جنگ دولت شاهنشاهی ایران هیچ قراردادی را که آقای ابوالفتح

محوی تحت هر نام و به هر ترتیبی با آن مربوط باشد، امضاء نخواهد کرد.

3 با احترامات گرم و صمیمانه.

ارادتمند: