بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 325

قرار داد. این اطلاعات برای پاول جالب توجه بود، اما معتقد است که اقامه دعوای لاویها مانع از آن

می گردد، که وی در این موقعیت پاسخ جامعی بدهد. او در نظر ندارد در آینده نزدیک به ایران سفر کند.

2 پاول گفت سند اقامه شکایت لاویها که گزارش گر نیویورک تایمز آن را ندیده است، چند مطلب

را تصریح می کند که در آنها پای ایرانیها و دولت ایران به میان کشیده شده است. وی می گوید هرگاه که

سندی وارد قلمرو عمومی شود، مقالات مطبوعاتی بسیاری نیز به دنبال آن پدیدار می گردند.رابینسون

اختلافات تجاری شرکت گرومن

سند شماره (18)

تاریخ: 17 اکتبر 1978طبقه بندی: محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت خارجه در واشنگتن دی.سی

موضوع: اختلافات تجاری شرکت گرومن

1 آقای برادفورد وستون، نماینده آقای آلبرت آی. ادلمان از شرکت حقوقی تروبین سیلکاکس

ادلمان و کناپف، شماره 375 خیابان پارک، نیویورک 10022 در تاریخ 10 و 11 اکتبر با بخش

بازرگانی سفارت تماس گرفت و خواستار دریافت اطلاعات و گفتگو در مورد پرونده حقوقی مطروحه

بین برادران لاوی و شرکت گرومن شد.

2 این شرکت که نماینده برادران لاوی در دعوای حقوقیشان برای دریافت 24 میلیون دلار از

شرکت گرومن است، مایل است به اسناد و سوابق مربوط به پرونده، از جمله مطالبی که در آنها به

اسنادی اشاره شده که گویا چندین سال قبل توسط سفارت در اختیار گرومن قرار داده شده است،

دسترسی پیدا کند. این مطالب عبارتند از: مکاتباتی که حکایت از قرار گرفتن نام برادران لاوی توسط

وزارت جنگ در فهرست سیاه دارد.

3 در پاسخ، مقام سفارت گفت که این بخش فاقد هرگونه پرونده ای در مورد شرکت گرومن

می باشد، ولی یک گزارش جامع در مورد تجارت جهانی مربوط به شریک شرکت لاوی تحت عنوان

لاوکو چندین سال قبل تهیه شده که در آن نشانه ای از رابطه بین شرکت مزبور و کمپانیهای آمریکایی

وجود ندارد.

4 بررسی دقیق نشان داد که بایگانی اداره تجارت جهانی حاوی چنین گزارشی نمی باشد، و

ظاهرا تصور بر این است که در پرونده های وزارت بازرگانی در واشنگتن ممکن است نسخه ای از این

گزارش وجود داشته باشد. FSNنیز تأیید کرده که چنین گزارشی را قبلاً تهیه کرده است.

5 بررسیهای انجام شده در بایگانی پرونده های بازرگانی حاوی هیچ گونه سند یا سابقه ای در

رابطه با لاوی ها یا گرومن و به خصوص مکاتبات بین وزارت جنگ و سفارت یا بین سفارت و

گرومن نبود.

6 وابسته بازرگانی که از نوامبر 1974 در این واحد مشغول کار بوده به وستون گفت که او به

خاطر ندارد که در این مورد مطلبی دریافت و یا ارسال کرده و یا موضوع را با گرومن و یا مشاور آن

در میان گذاشته باشد؛ و در همان حال یادآور شد که در اوج رونق بازار نفتی ایران در سال های

1974 و 75 شمار بازدیدکنندگان و نامه های وارده به این بخش بسیار سرسام آور بوده است.

7 وستون در ملاقات کوتاهی که با مشاورین سیاسی و نظامی داشت، از آنها سؤال کرد که آیا در


صفحه 326

بایگانی پرونده های سیاسی نظامی نسخه اصلی نامه های سال 1972 که در آنها نام لاویها به فهرست

سیاه وارد شده وجود ندارد؟ به وی اطلاع داده شد که بررسی پرونده ها نشانگر مطالبی مرتبط با این

موضوع نبوده است. وستون علاوه بر این به صورت کلی در مورد سیستم ضبط پرونده ها و نامه ها

سؤال کرد.

8 در پاسخ به سؤال مربوط به نحوه ضبط و ربط نامه ها یا مکاتبات دریافتی، وابسته بازرگانی

گفت مدتی پس از ورود وی مکاتبات دریافتی در دفتر خاصی ضبط می شد، ولی نظام اداری کنونی

مجاز است. بنا به دلخواه این کار را انجام ندهد. وی افزود که البته تنها از طرف بخش مربوطه خودش

این گونه سخن می گوید و به بخشهای دیگر کاری ندارد. وابسته بازرگانی همچنین اظهار داشت که در

همان زمان (سال های 1977 یا 1978) فرم مخصوصی برای بازدیدکنندگان تهیه شد و در آن نام،

کمپانی، آدرس محلی و غیره، بازدیدکنندگان امور تجاری به خصوص کسانی که قبلاً وقت گرفته

بودند ضبط می شد. ولی کسانی که قبلاً وقت نگرفته بودند از چنین مسائلی برخوردار نمی شدند. وی

گفت که در اوراق قدیمی جستجو خواهد کرد تا شاید نام بازدیدکننده مورد علاقه وستون را بیابد، ولی

بررسی های انجام شده نشان داد که تمام این اوراق مربوط به سال 1977 و بعد از آن می باشند.

9 قبل از عزیمت، وستون از وابسته بازرگانی تقاضا کرد که یک نوشته با مضمون زیر در اختیار

وی قرار دهد: نقل قول «آیا بایگانیهای وابسته بازرگانی، سفارت آمریکا در تهران حاوی پرونده یا

اطلاعات دیگری در مورد شرکتها و افراد ذیل می باشند: لاوکو، جنتی اینترنشنال، استارلایت

اینترنشنال، ایستون اینترنشنال، گدکو، شرکت گرومن، هوشنگ لاوی، جمشید لاوی، منصور لاوی».

(پایان نقل قول).

وستون همچنین در نامه خویش خواسته است که نقل قول: وابسته بازرگانی سفارت آمریکا در تهران

شرح دهد که از چه سیستمی برای ضبط و ربط نامه ها مکاتبات، اطلاعات و دیگر اسناد وارده و

تاریخ و فرستنده آنها و غیره استفاده می کند. (پایان نقل قول).

10 در صورتی که وزارت خارجه اعتراضی نداشته باشد، وابسته بازرگانی می تواند به اطلاع وی

برساند که به دنبال یک جستجوی دقیق ولی نه چندان کامل او نتوانسته است، هیچ گونه نامه، گزارش،

و یا پرونده ای در رابطه با شرکتها و یا افراد فوق الذکر به دست آورد. که البته یادداشت مکالماتی با

مدیر اجرای گرومن از این قاعده مستثنی است و با هیچ یک از طرفین دیگر مربوط نمی باشد. ثانیا

یک سال و اندی پس از ورود وی به سفارت به کارگیری سیستم ضبط و ربط نامه ها در بخش

بازرگانی سفارت معمول گردید ولی بعضی از نامه های وارده نیز مشمول این سیستم نمی شد. به هر

حال، ضبط و ربط در مورد تمام نامه ها از جمله مکاتبات دریافتی از دیگر بخشهای سفارت رعایت

نمی گردد. علاوه بر این، طبق روش معمول پس از مدت دو سال باید تمام سوابق غیر فعال نابود شوند.

11 از دریافت سریع اظهارات و نصایح وزارتخانه خوشحال خواهیم شد.سولیوان


صفحه 327

سند شماره (19)

تاریخ: 9 نوامبر 1978شماره: 11028

از : سفارت آمریکا تهران به : وزارت امور خارجه واشنگتن

مرجع: 268454 وزارت خارجهطبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع : اختلافات تجاری گرومن

ما به مطالب دیگری در مورد موضوع پرونده سیاسی نظامی دلالها در سال 1976 دست یافتیم.

قسمت اعظم آن پرونده مربوط به گرومن، برادران لاوی و فروش هواپیماهای اف 14 می شود.

نسخه اصل یا کپی نامه های طوفانیان به لاوی ها و محوی ضمیمه شده است.سولیوان

پرداخت حق الزحمه دلالها

سند شماره (20)

تاریخ: 4 سپتامبر 79طبقه بندی: خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت خارجه در واشنگتن دی. سی.

مرجع : تلگرام وزارت خارجه 227121

موضوع: پرداخت حق الزحمه دلالها

1 تحقیق در پرونده های سیاسی نظامی سفارت هیچ گونه پاسخ قطعی را در ازای سؤال مطروحه

در تلگرام مرجع پدید نیاورده است. آخرین اشاره ای که به منبع استفاده از دلال ها یا پرداخت

حق الزحمه به آنها در فروشهای نظامی شده، در یادداشت مکالماتی 11/8/73 بین معاون ژنرال

طوفانیان، هوشنگ دهش و مقامات گروه کمک مستشاری نظامی درج گردیده است. بر طبق این

یادداشت مکالماتی، دهش گفته است که دولت ایران پرداخت هیچ گونه حق الزحمه یا درصدی را در

قبال 1680 فروشهای نظامی خارجی تقبل نخواهد کرد. حتی اگر دولت آمریکا اعلام کند که پرداخت

این هزینه ها بر اساس مقررات ASPR قابل قبول است، دولت ایران زیر بار نخواهد رفت.

2 بنا به پیام 91335، ژوئیه 1975 گروه کمک مستشاری سرلشگر طوفانیان به ژنرال برت گفته

بود که شاه «با پرداخت هرگونه حق الزحمه و یا هزینه های اضافی برای تهیه و تدارک تجهیزات دفاعی

شدیدا مخالف است».

3 در پرونده های سفارت هیچ گونه بیانیه صریحی در رابطه با زمان و یا شکل منع پرداخت

حق الزحمه دلالها وجود ندارد. گروه کمک مستشاری نظامی توصیه می کند، که شما موضوع را با

آژانس کمک امنیتی دفاعی در میان بگذارید. معاون مدیر آژانس کمک امنیتی دفاعی ممکن است در

این مورد اطلاعات بیشتری داشته باشد.

4 سفارت نسخه هایی از اسناد مربوطه را برای اداره امور خاور نزدیک / ایران ارسال

می دارد.تامست

کتاب شصت و هشتم

توهم براندازی


صفحه 328

صفحه 329

توهم براندازی

مقدمه


صفحه 330

صفحه 331

بسم اللّه الرحمن الرحیم

مقدمه

در مجموعه کتابهای دخالتهای آمریکا در ایران و خصوصا خط میانه، خط مشی آمریکا در مواجهه

با انقلاب و رهبری آن به خوبی ملاحظه می شود. از کلیدی ترین جملات اسناد مندرج در کتاب شماره

55 و در هدایت جریان شریعتمداری و افراد مرتبط با او خط مشی زیر می باشد:

«من (رئیس قرارگاه سیا در تهران) نظر خود را تا زمانی که ارتش دوران نقاهت خود را طی کند

اعلام می دارم و این هم مرحله ای است که برای طی آن از دست ما تقریبا هیچ کاری ساخته نیست.

کاری که از دست ما برمی آید و من هم اکنون درگیر آن هستم، این است که سران بالقوه یک ائتلاف

متشکل از لیبرالهای سیاسی، چهره های مذهبی میانه رو و سران ارتشی متمایل به غرب (زمانی که

ظهورشان شروع شد) را شناسایی کرده و آماده حمایت از آنها بشویم، کسی که بیش از دیگران

احتمال داده می شود این ائتلاف را سرعت بخشد آیت اللّه شریعتمداری است.»

در جواب ستاد مرکزی سیا تصریح می کند: هدف ما از اقدام سیاسی مان در ایران، روی کار آوردن

دولتی است که نسبت به منافع ایالات متحده نظر موافق داشته باشد. برای آنکه حزب شریعتمداری را

به عنوان یکی از راههای نیل به هدف خود مورد توجه قرار دهیم، لازم است که قدرت و نفوذ آن را

معین کنیم.

«بهترین راه نیل به این هدف استقرار یک دولت میانه روی برخوردار از حمایت مردم است که

تحت رهبری یا حمایت جامعه روحانیت باشد و قدرت حفظ نظم و قانون را داشته باشد.»

با این مقدمه روشن است که آمریکا که در مرحله اول با شکست غیرمنتظره ای مواجه شده و

نتوانسته است علیرغم همه فعالیتهای سیاسی پشت پرده شاه را بر سریر قدرت نگاه دارد، با حاکمیت

انقلاب در کمال احتیاط برخورد نماید و در شرایطی که به عنوان مظنون درجه یک در تهدید انقلاب به

او نگریسته می شود، به بازسازی اهرمهای از دست رفته بپردازد.

اسنادی که در این مجموعه ارائه می شود حکایت اشخاصی است که به اشکال مختلف بعد از

پیروزی انقلاب اسلامی خود را به عناصر آمریکایی نزدیک نموده و موضوع براندازی حاکمیت

جمهوری اسلامی ایران را مطرح و خواستار پشتیبانی آمریکا شده اند. از آنجا که عموما این افراد فاقد

ویژگیهای اساسی مورد نظر آمریکا یعنی داشتن هدف و حمایت واقعی توده ای و نفوذ با دوام و قابل

اتکاء بوده اند با جمله کلیشه ای «آمریکا قصد دخالت در امور داخلی ایران را ندارد» مواجه می شده اند.

البته به تناسب، این افراد مواضع متمایل به میانه روی و معقولتری نسبت به شرایط جدید اتخاذ


صفحه 332

می کردند، این پاسخ آمریکا از رقت کمتری برخوردار بود و روزنه هایی برای دسترسی به حمایت

آمریکا باقی گذاشته می شد. طبیعی است افرادی که مشهور به ارتباط با رژیم گذشته بوده اند در آن

زمان نمی توانستند محور حرکت آتی آمریکا بشوند. در کنار اهداف جاه طلبانه به تعبیر خود

آمریکاییها فرصت طلبانه بعضی از این اشخاص، آمریکا مستقلاً با هدف جاسوسی و جمع آوری

اطلاعات سعی می کند از ظرفیت دسترسیهای آنان حداکثر بهره برداری را بنماید. زمانی که این

دسترسی شامل اطلاعات با ارزش طبقه بندی شده می شود فرد به سیا تحویل داده شده و ارتباطات

کاملاً صورت اطلاعاتی پیدا می کند و تا مرحله آموزشهای ویژه جاسوسی نیز پیش می رود.

کلیه این فعالیتها در جهت همان هدف اصلی که ایجاد یک جریان میان رو است هدایت می شود.

محورهای جاسوسی زیر از این اسناد استخراج شده است:

طرحها و شکافهای درونی رهبری روحانیت.

دستگاه اطلاعاتی جدید و اطلاعات مربوط به امنیت داخلی.

شناسایی سرهنگهای میان رتبه که هسته رهبری آتی ارتش را به عهده دارند.

تواناییهای نظامی و دفاعی(1)(در رابطه با تهاجم عراق، بر علیه آل سعود در مقابل شوروی و در

حمایت از پاکستان).

نحوه مقابله با تحریکات گروهکها که از آن تحت عنوان ناآرامی اقلیتها یاد می شود.

دستیابی به اطلاعات مربوط به خریدهای نظامی گذشته و از حمله زیر دریایی از آلمان غربی.

در مورد عناصری که در خارج از کشور دعوی تشکیل هسته های مخالفین را داشتند مسئله

تفاوت می کرد. این افراد ارزش استفاده جاسوسی را برای آمریکا نداشتند لیکن آمریکا علاقه مند بود

در جریان فعالیت این به اصطلاح تبعیدیها قرار داشته باشد و همچنین از موضع دولت میزبان آن مطلع

باشد.

با این وجود، از آنجا که ارزیابی سفارت آمریکا در تهران این بود که هیچ کدام از این تبعیدیها

پایگاهی خاص در بین مردم ندارند و از سوی دیگر خود این افراد در ابراز حمایت آمریکا از خودشان

بیش از حد غلو می کردند و احتمال داده می شد که حساسیت دولت ایران در این راستا برانگیخته شود

و یا موجب تضعیف جریانهای حامی ارتباط با آمریکا که هنوز از حاکمیت تصفیه نشده بودند گردد،

بعضا از ادامه تماس با به اصطلاح مخالفین واهمه داشتند. تعابیری که در توصیف شخصیت بی مقدار

بعضی از این عناصر به کار رفته است بسیار قابل توجه است. در عین حال، برخی از آنان نظیر

منوچهر گنجی در سالهای اخیر با توجه به رویارویی جدیتر آمریکا با انقلاب اسلامی به صورت محور

تحرکات جناح راست و طرفدار غرب درآمده اند که ریشه آن را باید در همان تماسهای اولیه و

برداشتهای آمریکا از دیدگاههای این فرد دانست. همچنین بعد از تسخیر لانه جاسوسی و تحمل ضربه

جدید آمریکا از عناصری همچون باقری (فرمانده وقت نیروی هوایی) در جریان طبس و حمله نظامی

به ایران استفاده می کند. در واقع شرایط ویژه بعد از انقلاب، زمانی که هنوز جریانهایی نظیر نهضت

1- نوع اطلاعات مورد توجه آمریکاییها با توجه به تهاجم نظامی عراق و شروع جنگ توسط رژیم متجاوز بعث و همچنین همکاریهای بعدی بین آمریکا و عراق در زمینه تبادل اطلاعات نظامی که در مطبوعات هم مطرح شد ٬ حاکی از نقش مستقیم آمریکا در شروع جنگ تحمیلی می تواند باشد.