فروکش کردن کارهای ساختمانی، فرصتهای شغلی غیر ممکن برای دانشجویانی که هر ساله
فارغ التحصیل می شدند، توزیع غیر عادلانه منافع حاصله از برنامه های عمرانی، قربانی شدن
برنامه های غیرنظامی در راه کسب تجهیزات نظامی و افزایش تورم که دائماً فراتر از افزایش حقوق و
دستمزدها بود و نمی توانست چشمداشتهای موجود در رابطه با افزایش سطح زندگی را برآورده سازد،
از جمله اشتهای موجود در رابطه با افزایش سطح زندگی را برآورده سازد، از جمله مهمترین عوامل
نارضایتیها به شمار می آمدند. این شکوه ها و فقدان نهادهای سیاسی جهت تأثیر بخشیدن بر سیاستهای
دولت، رهبران جناح مخالف میانه رو را بر آن داشت تا با عناصر برجسته روحانیت مسلمان همگام
شوند.
در پاسخ به انتقادات و شور و حرارتهای سیاسی در سالهای 1976 و 1977، دولت تلاشی را
برای ریشه کن ساختن فساد در بخشهای خصوصی و عمومی آغاز کرد، برای از بین بردن اسراف و
افزایش کارایی خود را مجدداً سازماندهی نمود و به یک حزب رسمی سیاسی اجازه مشارکت بیشتر
داد مشروط بر آنکه تجاوزی به حقوق سلطنتی نکند. اقداماتی نیز در جهت بهبود وضع حقوق بشر، از
بین بردن شکنجه و افراط کاریهای تأدیبی در زندانها و عفو زندانیان سیاسی به جای ایجاد نهادهای
سیاسی جدید، انجام گرفت. در نهایت اقدامات دولتی سبب ترغیب «انتقادات سازنده» در جهت
افزایش مشارکت مردم در مسائل دولتی و نیز سبب کاهش رشد اقتصادی سریع که موجب انحرافهای
جدی در جامعه شده بود، گردید. ولی این تغییرات نتوانست نیاز روزافزون ایرانیان را به نظامی باز از
نظر سیاسی ارضا کند.
در پایان سال 1977، ناظران خارجی و ایرانی مشاهده کردند که این حرکتها اولین نتایج سیاست
رسمی دولت مبنی بر ایجاد فضای باز سیاسی ایران که از سال 1976 آغاز شده بود، می باشد. ولی این
حرکتها به هیچ وجه در برگیرنده حرکتی اساسی بسوی تغییرات بنیادین سیاسی نبود.
در اوایل 1978 اغتشاشات گسترده آغاز و دانشجویان ایرانی مقیم خارج نیز نسبت به آن ابراز
همدردی کردند. در ابراز مخالفت با دولت چهره های مذهبی رهبریت را به دست گرفتند. شاه علناً
اظهار داشت که قصد دارد روند گسترش فضای باز سیاسی را دنبال کرده و در نهایت انتخابات آزادی
را برگزار کند. ولی در اواخر اوت معلوم شد که دولت عمق نارضایتیها را دست کم گرفته است. در آن
زمان دولتی جدید روی کار آمد که آزادی فعالیت احزاب سیاسی مشروع را وعده داد چند روز بعد
مجبور به اعلام حکومت نظامی در تهران و بازده شهر دیگر در پاسخ به تظاهرات عمومی گردید. در
اواخر اکتبر، اعتصابات و بی نظمی ها گسترش عجیبی یافته بود. تولید نفت به طرز فاحش کاهش یافته
بود و فعالیت بخشهای مختلف دولت متوقف گردید. با افزایش شورشها در اوایل نوامبر بحران بحد
نهایی رسیده و یک حکومت نظامی روی کار آمد.
امروز
امروز
به عقیده ما وضع کنونی ایران شامل عناصر زیر است: اعتصابات و تظاهرات گسترده اقتصاد ایران
را تقریباً به طور کامل متوقف ساخته است. بسیاری از مردم شهرهای بزرگ کار نمی کنند و از کمبود
کالاهای اساسی رنج می برند. عملکرد سیستم بانکی متوقف شده و تولید نفت نمی تواند نیاز داخلی را
تأمین کند رهبران فعال مذهبی و بسیاری از اعضای سیاسی مخالف خواستار خروج شاه از ایران و یا
کناره گیری وی از سلطنت شده اند. شاه نیز ایران را به بهانه گذراندن تعطیلات ترک کرده است. از
شورای نیابت سلطنت خواسته شده تا به وظایف خود در غیاب شاه عمل کند. دولت نخست وزیر
بختیار با وظیفه دشوار برقراری نظم در کشور و آشتی دادن عناصر سیاسی مخالف با یکدیگر، روبرو
گردیده است.
خلاصه اینکه، ایران یک و نیم دهه رشد سریع و تغییر اجتماعی را پشت سر گذاشته در حالی که
نهادهای سیاسی آن از این رشد و تکامل برخوردار نبوده اند. مردمی که بیش از همه تحت تأثیر این
تغییرات واقع شده اند اکنون خواستار مشارکت بیشتر در تعیین سرنوشت ایران شده اند، اما هنوز
نتوانسته اند به طور منظم عقاید خود را در مورد مسیر آتی ایران و نحوه تعیین سرنوشت آن ابراز دارند.
چرا انفجار؟
چرا انفجار؟
در وهله اول توضیح این سؤال بسیار ساده است ولی این طور نیست. بعضی از تحلیلگران دولتی و
غیر دولتی طی سالهای متمادی خاطرنشان ساخته اند که در سیستمهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی
ایران نقطه ضعفهایی وجود دارد. در اواسط سال 1976، با آغاز عکس العمل رهبریت ایران در برابر
نارضایتیهای روز افزون، تحلیلگران موجود در واشنگتن اعلام کردند که مشارکت سیاسی همگام با
رشد اقتصادی سریع ایران نبوده و دولت باید زمینه را برای تقسیم بیشتر قدرت فراهم آورد.
از سال 1976 چند رویداد سبب عمیقتر شدن میزان نارضایتیها و تسریع غیر قابل انتظار بحران
گردیده است. موفقیت روند نوگرایی اقتصادی یکی از محرکهای اصلی این موضوع بوده است. رشد
اقتصادی توأم با افزایش بیکاری و تورم سبب بالا رفتن میزان نارضایتیها و بیکارانی گردید که دیگر
در اقتصاد فعال موجود سهمی نداشتند. در همان حال که دولت ایران گامهایی را در جهت آزادسازی
بیان انتقادی و بهبود عملکرد خود در زمینه حقوق بشر برمی داشت، شکوه های اساسی به قوت خود
باقی بود. در همین رابطه، تظاهرات وسیع ضد دولتی در اعتراض به برنامه های شاه در اوایل 1978
برگزار شد و آغازی بود بر فعل و انفعالاتی که از آن زمان به بعد شاخص اصلی صحنه ایران بوده
است.
مسائلی که در پیش رو داریم
مسائلی که در پیش رو داریم:
مهمترین مسأله برای دولت ایران پایان بخشیدن به خونریزیها و اعاده نظم در کشور است تا با
برگزاری انتخابات عمومی بتوان در مورد حکومت آتی ایران و اولویتهای داخلی و خارجی آن
تصمیم گیری نمود. مهمترین کار شورای نیابت سلطنت و دولت غیر نظامی جدید جلب حمایت مردم
است تا خشونت پایان پذیرد و فعالیتهای عادی اقتصادی از سرگرفته شود، علاوه برپایان بخشیدن به
رنجهایی که مردم در ماههای اخیر تجربه کرده اند، باید محیطی برای مباحثات منطقی بر اساس یافتن
یک راه حل سیاسی برای مشکلات ایران در دراز مدت پدید آید.
در کشوری با معضلات ایران نمی توان راه حلهای سریع را تجویز نمود. در کشوری که خشونت
بسیار را تجربه کرده است، نمی توان انتظار پدید آمدن پاسخهای خالی از رنج و دردسر را داشت. صلح
داخلی باید برقرار شود و احتمالاً زمان بسیاری باید بگذرد تا مردم ایران بتوانند در مورد آینده سیاسی
خود تصمیم گیریهای لازم را بنمایند. نکته مهم این است که این روند باید به طور منظم دنبال شود. ما
نمی توانیم بگوییم که ایران چه راهی را انتخاب خواهد کرد ولی ایرانیها خود باید این تصمیم مهم را
اتخاذ کنند.
تأثیرات منطقه ای
تأثیرات منطقه ای:
مهمترین سؤلی که به کرات در مورد تأثیرات بحران کنونی ایران مطرح می شود این است که آیا ما
بی ثباتی ایران همراه با رویدادهای اخیر افغانستان، یمن شمالی و جنوبی و شاخ آفریقا را بخشهایی از
یک الگوی بی ثباتی که جهت گیری سیاسی منطقه استراتژیک خاورمیانه را تغییر خواهد داد،
نمی بینیم؟
در اینجا باید چهار نکته مهم را روشن ساخت:
اولاً، ما می دانیم که در منطقه آسیای غربی و شمال شرقی آفریقا تغییراتی بنیادین از جمله نوگرایی
اقتصادی، تغییرات اجتماعی، تجدید حیات دینی، ناسیونالیزم و درخواست روزافزون مردمی برای
مشارکت بیشتر در روند سیاسی در حال وقوع است. ولی این تغییرات توسط نیروهای داخل همین
کشورها پدید آمده است. ما باید بین آنها وجوه تمایزی قائل شده و از ساده گرایی پرهیز نماییم.
رویدادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی پدیده های پیچیده ای هستند و ما هنوز نتوانسته ایم از آنها
سردربیاوریم. سیاست آتی ما مانند سیاست سی سال گذشته مان همکاری با کشورهای دستخوش این
گونه تغییرات است تا بتوانند به راه حلهای سازنده تری دست پیدا کرده و با ثبات نوینی این دوران توأم
با تغییرات را پشت سر بگذارند. تا زمانی که این ملتها به معنی واقعی کلمه مستقل نشوند و بدون ترس
به دنبال کردن سیاستهای خود بپردازند، آمریکا نخواهد توانست جهانی را که مد نظر دارد، ایجاد
نماید.
ثانیاً، بی ثباتی در کشوری که در یک منطقه استراتژیک قرار دارد عامل مهمی در سیاستهای جهانی
محسوب می گردد. ما با همپیمانان و دوستان خود در خاورمیانه و نقاط دیگر جهان در تماس نزدیک
بوده و از نگرانی آنها مبنی بر این که مبادا مشکلات ایران خطرات موجود علیه استقلال آنها را افزایش
دهد، مطلع هستیم. ما به همکاری خود با آنها در جهت کاهش این خطر ادامه خواهیم داد. ما به آنها
اطمینان خواهیم داد که ثبات، امنیت و استقلال ملی هریک از ملل منطقه را تضمین خواهیم کرد. به نظر
ما این هدف مشترک اساس همکاریهای صمیمانه تر آتی را پی ریزی خواهد نمود.
ثالثاً، موضع دراز مدت ما در این منطقه استراتژیک تا زمانی که کشورهای منطقه بتوانند اهداف
عمرانی خود را به دور از هرگونه مداخله خارجی دنبال کنند، نیرومند باقی خواهد ماند. احترام ما به
اصول دموکراسی و آزادیهای انسانی، درخواست آنها برای دستیابی به قدرت اقتصادی و تکنولوژیک
غرب و تلاش ما در جهت پیاده کردن اصول دموکراسی مورد توجه شدید ملل و کشورهای منطقه واقع
شده است. آنها می دانند که ما آماده ایم تا از تلاشهای آنان در جهت تقویت توان دفاعیشان حمایت
کنیم بدون آنکه از آنها چیزی را بخواهیم که خود مایل نباشند به ما بدهند.
رابعاً، تغییراتی که ما در این منطقه از آسیای غربی و شمال شرقی آفریقا شاهد آنها هستیم حاوی
اهدافی در جهت پیشرفت و نیز بحران است. بعضی از نقاط این منطقه از جمله ملل بسیار غنی و سریعاً
رو به رشد جهان می باشند و بعضی دیگر از جمله فقیرترین و سنتی ترین جوامع می باشند. مبارزه ای که
ما و دوستانمان با آن روبرو هستیم در نحوه استفاده از فرصتها برای کانالیزه کردن تغییرات در جهت
پدید آمدن نتایج سازنده است نه نشان دادن عکس العمل صرف نسبت به آن به عنوان یک عامل مهم
بی ثباتی و تضاد.
البته با گفتن این مطلب خطراتی را که علیه منافع آمریکا وجود دارد نیز کاهش نداده ایم، ولی باید
منافع مردم منطقه را نیز در نظر گرفت.
سیاست آمریکا
سیاست آمریکا:
سیاست آمریکا در قبال ایران همیشه بر سه اصل،با توجه به رویدادهای چند ماه اخیر این کشور
استوار بوده است:
1 ما به کرات تصریح کرده ایم که تصمیمات مربوط به آینده ایران و رابطه بین مردم و دولت ایران
باید در ایران و توسط ایرانیها اتخاذ شود. ما مایل نیستیم در زمینه این تصمیم گیریها نقشی داشته باشیم
و از نظر ما اعمال نفوذ خارجی نادرست است.
2 دولت آمریکا در چهار چوب نهادهای ایران و با مقامات این کشور بر اساس مفاد قانون
اساسی ایران همکاری کرده است. در قانون اساسی موادی برای تغییر اصول آن وجود دارد و ما از
تصمیمات دولت ایران هر زمان و هر جا که بتوانیم مفید واقع شویم حمایت می کنیم.
3 ما از استقلال ایران حمایت کرده ایم. موضع گیری ما چنین بود که هیچ نیروی خارجی حق
بهره برداری از بی ثباتی ایران و یا کشورهای دیگر را به نفع خود ندارد، هدف نهایی آمریکا در رابطه با
ایران این است که این کشور باید به دور از هر گونه مداخله خارجی بتواند آینده خود را مشخص کند.
این اصول دائماً همزمان با آشوبهای سال گذشته ایران به کار گرفته شده و شاخصهای اصلی
سیاستهای آتی ما خواهند بود.
در متن این اصول ما این اهداف مهم را دنبال کرده ایم
در متن این اصول ما این اهداف مهم را دنبال کرده ایم:
اولاً، امیدواریم که شاهد پایان خونریزیها باشیم تا مردم ایران بتوانند زندگی عادی خود را از
سرگیرند، چون تنها در این شرایط است که با برگزاری مباحث منطقی می توان راه حلهای سیاسی را
برای مشکلات ایران یافت و ثبات را بر این کشور حکمفرما نمود. ما از تمام طرفین خواهیم خواست
که با راههای مسالمت آمیز به اهداف سیاسی خود دست یابند.
ثانیاً، ما خواهان حفظ روابط خود با ایرانی مستقل، با ثبات و امن هستیم. ما معتقدیم که منافع
ایران و آمریکا به یکدیگر وابسته اند بنابراین خواستار حکمفرما شدن جوی توأم با احترام متقابل و
همکاری مثبت می باشیم. ما معتقدیم که این امر به نفع ایران، آمریکا و جهان آزاد خواهد بود.
ثالثاً، ما خواهان ایرانی با ثبات و کامیاب هستیم تا بتواند نقش خود را در منطقه و جامعه
بین المللی ایفا کند. ما آماده کمک فنی به ایران در سطوح دولتی و دیپلماتیک هستیم تا بنیه تولیدی
خود را بازیافته و حس اعتماد بین المللی را که طی دهه گذشته نسبت به خود جلب کرده بود بار دیگر
به دست آورد. آغاز مجدد صادرات نفتی ایران به نفع اقتصاد ایران و اقتصاد جهان آزاد است.
ما معتقدیم که این اهداف نه تنها به حفظ منافع کشور خودمان بلکه به حراست از منافع مردم ایران
نیز خواهد انجامید. به نظر ما همین اهداف زمینه عملی همکاریهای آتی را فراهم می آورد.
در پیش رو چه داریم؟
در پیش رو چه داریم؟
ایران در چنگال یک بحران عظیم اجتماعی گرفتار آمده است و به نظر ما این روند به سادگی حل
نخواهد شد و برای ما نیز قابل توجیه نیست که تنها سیر وقایع را پیش بینی کنیم. مردم آمریکا و ایران
در مورد چهار معیار اساسی توافق دارند.
اولاً، ما هر دو از موروثات مذهبی قدرتمندی برخورداریم.
مردم هر دو کشور به نحوه ای از زندگی معتقد هستند که از اصول اخلاقی نشأت گرفته باشد. ما
معتقدیم که این اصول باید راهنمای دولتی واقعاً عادل باشد.
ثانیاً، ما معتقدیم که مردم حق اظهار نظر سیاسی از طریق نهادهای تشکیل شده توسط خود را
دارند. ما هر دو معتقدیم که ایرانیها باید در مورد حکومت آتی خود تصمیم بگیرند همان طور که در
آمریکا این کار توسط مردم آمریکا انجام می شود.
ثالثاً، هر دوی ما به استفاده از سلامت ملی خود در جهت بهبود وضع زندگی مردممان معتقدیم. به
همین دلیل آمریکا آماده است در زمینه عمران کشور به ایران کمک کند.
نهایتاً اینکه، آمریکاییها و ایرانیها خواستار پدید آمدن ایرانی واقعاً مستقل می باشند. ما به هیچ وجه
خواهان دیکته کردن سیاستهای دولت ایران نیستیم.
بر اساس همین اشتراک نظر و منافع، ما تلاش خواهیم کرد تا رابطه نزدیک بین ایران و آمریکا را
حفظ نماییم.
در نگاهی به آینده، آمریکا با رهبران ایران در جهت تقویت حکومتی غیر نظامی و جلب حمایت
مردمی از اعاده نظم و قانون و ایجاد یک بنیاد سیاسی سالم برای تداوم پیشرفت و استقلال ایران
همکاری خواهد نمود.ونس
سفر فرانسوا پونست، وزیر خارجه فرانسه به کپنهاک
سند شماره (10)
طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 29 ژانویه 1979 9 بهمن 1357
از : سفارت آمریکا در کپنهاک به : وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.
موضوع : سفر فرانسوا پونست، وزیر خارجه فرانسه به کپنهاک
1 تمام متن خیلی محرمانه است.
2 خلاصه: دفتر وزارت امور خارجه در تاریخ 6 بهمن ماه در مورد سفر پونست به کپنهاک در
تاریخ 3 بهمن گزارشی به ما ارائه کرد. موضوعات مورد بحث عبارت بوده اند از نظام پولی اروپا و
رابطه آن با موازنه مقادیر پولی، مناقشه بودجه ای پارلمان و شورای جامعه کشورهای اروپایی، خلع
سلاح، ایران و تأثیر آن بر حل مسائل خاورمیانه، و هندوچین. (پایان خلاصه)
3 فرانسوا پونست، وزیر خارجه، عصر روز 3 بهمن ماه از راه رسید و در ساعت 10 همان شب
آنجا را ترک گفت. این سفر یکی از چند سفری است که پس از انتصاب به سمت جدید انجام داده
است. در کپنهاک وی با وزیر خارجه دانمارک یعنی هنینگ کریستوفرسن و چند تن از دیگر مقامات
ملاقات کرد و پس از آن در ضیافت شامی که از طرف کریستوفرسن تهیه دیده شده بود حضور یافت.
4 در ملاقات قبل از شام سه موضوع مورد بحث قرار گرفت. نظام پولی اروپا، رابطه توازن مقادیر
پولی و آغاز کار نظام پولی اروپا و مناقشه بین شورا و پارلمان جامعه کشورهای اروپایی بر سر
بودجه. بنابه گفته مقام وزارت خارجه دانمارکیها در مورد این مسائل با میهمان خود برخوردی
«عادلانه» داشتند.
5 ضیافت بحث و شام بیشتر یک «ضیافت شام» بود. وزیر خارجه فرانسه در مورد کنفرانس
پیشنهادی دولت خود در زمینه خلع سلاح اروپا؛ اوضاع ایران و تأثیر آن بر حل تضاد موجود در
خاورمیانه و اوضاع آسیای جنوب شرقی گفتگو کرد.
الف. فرانسوا پونست در مورد کنفرانس خلع سلاح اروپا گفت باید بر اصول موجود در پیشنهاد
تأکید خاصی نشده یعنی هر کشور به تنهایی امنیت خود را تضمین نماید. وی در مقام تأیید گفت ابتدا
باید به مسئله نیروهای قراردادی و پس از آن به اهمیت شرایط رضایتبخش تأیید پرداخت. وی گفت
فرانسه حاضر است در رابطه با پیشرفت کنفرانس صبر و حوصله بسیاری به خرج دهد. (وی در مورد
15 10 سال تلاش شوروی در رابطه با کنفرانس از این نوع سخن گفت)
ب فرانسوا پونست در مورد آینده ایران با «بدبینی» سخن گفت و اظهار داشت که این کشور
دچار «آشوب و بی ثباتی» خواهد شد. وی گفت نگرانی او این است که اروپا در نتیجه این وضع در
اواخر سال جاری دشواریهای مربوط به کاهش عرضه نفتی را تجربه خواهد کرد.
ج بنابه اعتقاد وزیر خارجه فرانسه، رویدادهای ایران احساس ناامنی اسرائیل و مصر را افزایش
می دهد. اسرائیل که گذشته از دیگر مسائل نگران وضع آتی نفت است، در انعقاد قرارداد دوجانبه با
مصر انعطاف پذیری کمتری نشان خواهد داد و مایل به استرداد قلمرو تحت اشغال خود نخواهد بود.
گسترش نا امنی حل مسائل خاورمیانه را از طریق کمپ دیوید دشوارتر خواهد نمود. به گفته فرانسوا
پونست این شرایط در صورت انعقاد قرارداد بین مصر و اسرائیل موضع اروپا را پیچیده تر خواهد کرد.
وی افزود در چهار ماه گذشته جامعه کشورهای اروپایی از انعقاد این قرارداد استقبال می کرد، لیکن در
حال حاضر پاسخ جامعه کشورهای اروپایی ابهام آمیز است. (مقام سفارت خواستار توضیح بیشتر در
این مورد شد. اما مقام وزارت خارجه گفت که در ضیافت شام بیش از این چیزی اظهار نشده است).
د مقام وزارت امورخارجه گفت موضع وزیر امورخارجه فرانسه در مورد هندوچین با موضع
آمریکا و دانمارک مطابقت دارد. یعنی حضور ویتنامیها در کامبوج غیر قابل قبول است؛ در مورد
تحریم کمکها صحبت شد، ولی در عین حال گفته شد باید راهها باز باشد چون ممکن است ویتنامیها به
اشتباهات خود اعتراف کنند. و ویتنامیها باید بدانند که غرب هنوز هم از «طرفین بالقوه»
می باشد.مانشل
بحثهای اقتصادی حامیان آیت اللّه خمینی
سند شماره (11)
79 02173 / 315 TDFIRDBتاریخ : 5 فوریه 1979 16 بهمن 1357
طبقه بندی گزارش : سری هشدار، شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیرقابل رؤت برای
بیگانگان غیر قابل رؤت برای پیمانکاران یا پیمانکاران مشاور
کشور : ایران
موضوع : بحثهای اقتصادی حامیان آیت اللّه خمینی (تاریخ اطلاعات: اوایل فوریه 1979)
منبع: یک.... و نویسنده مقالات بازرگانی که به مخالفین مذهبی در تهران دسترسی دارد. او قبلاً نیز
در مورد امور اقتصادی گزارش داده است ولی میزان دسترسی وی به جامعه مذهبی مشخص نیست.
1 مشاورین آیت اللّه روح اللّه خمینی اکنون به این سؤل پرداخته اند که پس از به دست گرفتن
قدرت چگونه با مشکلات اقتصادی عظیم کشور دست و پنجه نرم خواهند کرد و درصدد فرمول بندی
اصول مهم برای هدایت برنامه های اقتصادیشان برآمده اند. عموماً، آنها از کلی گویی در مورد اصل
ملی سازی واحدهای تولیدی و تأکید بر تولیدات کشاورزی پا را فراتر ننهاده اند. اصولاً این مشاورین و
نیز شخص خمینی سعی دارند در ابتدای امر با ماهیت اقتصاد ایران برخورد کنند. در حقیقت حاضرند
اقتصادی نه چندان پیچیده را بپذیرند تا در آن صورت بتوانند حضور خارجی را در ایران و نیز سلطه
بیگانگان بر اقتصاد کشور را کاهش دهند. علاوه بر این در مورد نیاز کشور به صادرات نفت به میزان
قبل از دوران اعتصاب اظهار تردید کرده اند. آنها که نگران قدرت جذب اقتصاد کشور هستند معتقدند
که کاهش تولید اقتصاد را تحت کنترل آنها در آورده و در نهایت سبب کنترل مسیر حرکت آن خواهد
شد.
2 در زمینه های خاص، خمینی و مشاورانش در نظر دارند اقدامات زیر را دنبال کنند:
الف: کشاورزی خمینی بر این باور است که برنامه اصلاحات ارضی شاه سبب نابودی بسیاری از
اراضی زراعی ایران در نتیجه تقسیم آنها شده است چون این تقسیمات از نظر اقتصادی مقرون به صرفه
نبوده و دهقانان را از آزادی چندانی برخوردار نمی کرده است. دولت الهام گرفته از خمینی بر
کشاورزی تأکید خواهد کرد ولی برنامه های این دولت برای انجام چنین کاری هنوز طرح ریزی نشده
است.
ب: کارگری در مورد برخورد با مسئله کارگری و نیز افزایش مزایا و خدمات اجتماعی برای
کارگران نیز هیچ برنامه خاصی فرمول بندی نشده است.
ج: صنعت خمینی و مشاورانش شدیداً در فکر ملی سازی تمام واحدهای تولیدی مهم اقتصاد
ایران می باشند. صنایع بهائیها و به خصوص شرکت مهم «ارج» از این جمله بوده و مورد توجه خاص
قرار دارد. ولی برنامه ای خاص که از طریق آن ملی سازی تحقق خواهد یافت و یا از طریق آن بخش
تولیدی اقتصاد به حرکت در خواهد آمد، تدوین نشده است.
د: بانکداری بر طبق اصول اسلامی، بانکها دیگر بر اساس معیارهای پذیرفته شده غربی عمل
نخواهند کرد و ملی خواهند شد. بانکها باز هم پول قرض خواهند داد ولی بهره ای به آن تعلق نخواهد
گرفت، بلکه منافع حاصله از سرمایه گذاریها قابل توزیع است و ضرر و زیان حاصل از آن قابل جذب.
سیاستهای مربوط به پس انداز و دیگر معاملات بانکی نیز در مرحله فرمول بندی است.
3 (اظهار نظر منبع: طرز فکر اقتصادی خمینی و مشاورانش نادر است و پس از تفحص بیشتر از
جمله در مورد نحوه اجرای برنامه ملی سازی، این مشاورین می گویند که جزئیات بعداً به اطلاع خواهد
رسید. بخش اعظم این طرز فکر ناشی از ساده اندیشی است و در حین اتخاذ تصمیم در مورد اقتصاد و
مولد بودن آن تغییر خواهد کرد.)
4 بدست آمده در: ایران، تهران (4 فوریه 1979). شماره از حوزه فعالیت 10438 NIT
5 انتشار از حوزه فعالیت: سفارت و مشاور اقتصادی در تهران. ارسال شده به پاریس، کویت،
جده، ابوظبی، امان، قاهره، تل آویو، منامه، مسقط، دهلی نو، کابل، اسلام آباد، کراچی (فقط برای
مقامات ارشد).
طبقه بندی گزارش سری : هشدار، شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیر قابل رؤت برای
بیگانگان غیر قابل رؤت برای مشاورین یا مشاورین پیمانکار پخش و اقتباس خبر تحت نظر
تهیه کننده. تا تاریخ 5 فوریه 1999 در بایگانی ضبط شود. طبقه بندی توسط مأمور گزارشگر ثبت شده
است. تمام اجزای گزارش حاوی طبقه بندی و قیود کل سند می باشند.
چه اشتباهی در ایران رخ داد؟
سند شماره (12)
استانلی(1)تی. اسکودروخیلی محرمانه
چه اشتباهی در ایران رخ داد؟
در تمام مدت بعد از جنگ و به خصوص از سال 1953 به این طرف، آمریکا با شاه ایران و
رژیمش رابطه ای بسیار نزدیک برقرار نمود. ما در سرنگونی نخست وزیر چپگرا و ناسیونالیست یعنی
مصدق و بازگرداندن شاه از تبعید مختصرش در اروپا نقش بسیار مؤری را ایفا نمودیم. ما چند میلیارد
دلار در زمینه پروژه های کمک دو جانبه مصرف کردیم که بسیاری از آنها به خوبی قابل درک بود و
مورد تمجید قرار گرفت. بر اساس منافع مشترک امنیتی و نیز قدرت خرید ایران، ما به ایران کمک
کردیم تا به صورت قدرت بی چون و چرا در خلیج فارس درآید. ما در آن کشور دارای هزاران
مستشار و تکنیسین نظامی و غیر نظامی بودیم. از حاکمی نیرومند و مستبد حمایت می کردیم که در
نتیجه بصیرت خویش به ضرورت عمران ملی پی برده بود و ظاهراً آن قدر شجاع بود که هدایت ایران
را در مسیر اصلاحات اقتصادی و اجتماعی ملی به دست گرفت تا ایران بتواند به قرن بیستم وارد شود.
این فهرست بسیار عریض و طویل است ولی به طور خلاصه می توان گفت که ما در انجام این کارها
موفق بودیم.
لیکن پس از بازگشت به تهران در نوامبر 1978، پس از 3 سال و نیم دوری از این شهر، متوجه
شدم که شاه آخرین روزهای عمر حکومت خود را پشت سر می گذارد. مقامات آمریکایی با وسایط
نقلیه زرهی و همراه گاردهای مسلح سفر می کردند، تا از آنها نه در برابر گروههای منزوی تروریستی
بلکه در برابر دسته های عظیمی از افراد ایرانی معمولی حراست به عمل آید. سفارت و دیگر تأسیسات
آمریکا و دولت ایران نیز به وسیله کامیونهای مملو از سربازان ایرانی مسلح به سلاحهای خودکار در
1- استانلی اسکودرو دوبار در ایران خدمت کرده است؛ آخرین دوره آن به صورت موقت و بین ماههای نوامبر ژانویه بود. در حال حاضر وی خدمت می کند. UNP / در دفتر امور ای