بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 381

2 پرونده: 962683 201 تا تاریخ 30 شهریور 78 در بایگانی ضبط شود. تماما سری سری

سند شماره (19)

3 مهر 58 اعضاءسری

از: رم 78181به: رئیس، رونوشت برای تهران

هشدار شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است. اس. دی. تندرا

عطف به: رئیس 518812

1 مطابق تذکرات تلگرام مرجع عمل خواهیم کرد. قرارگاه نظارت خود بر آدرس عملیاتی را

همچنان ادامه خواهد داد و در صورتی که اس. دی. تندرا/ا (ت/ا) تماس مکاتبه ای را شروع کرد

اطلاع خواهیم داد. یک سری تصویر ت/ا که از پاسپورتش برداشته شده همراه با یک تصویر جداگانه

که او در اختیار آناکلاریو گذارد با T/Mفرستاده شد. این تصاویر به گیرندگان تلگرام ارسال می شوند

تا هرجا که ت/ا دوباره پیدایش شد به طور مثبت شناسایی شود.

2 پرونده: 962683 201 تا تاریخ 3 مهر 78 در بایگانی ضبط شود.سری

هوشنگ نهاوندی

هوشنگ نهاوندی

نهاوندی که از عناصر اصلی رژیم شاه و گردانندگان حزب رستاخیز بوده است، برابر اسناد موجود

در بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی دستگیر و بازجویی می شود، لیکن موفق به فرار از بازداشتگاه

شده و در اطراف تهران و منطقه شمال کشور مخفی می گردد. وی در اردیبهشت ماه 1358 از طریق

کردستان به ترکیه گریخته است. او علیرغم تحصیل در فرانسه و سابقه فرانسویش همیشه در تماس با

سفرای آمریکا بوده است.

در مرداد 1358 با وابسته فرهنگی سفارت آمریکا در فرانسه که سابقه دوستی داشته ملاقات و

ضمن ادعای اوجگیری مخالفتها بر علیه انقلاب از کردها به عنوان قویترین نیروی نظامی در کشور یاد

می کند. وی پیش بینی می کند کودتایی توسط بعضی از امرای سابق ارتش و با پشتیبانی کردها 6 تا 8

هفته بعد به وقوع می پیوندد و اگر کودتا موفق نشود کمونیستها حاکم خواهند شد. وی اظهارنظر کرده

که کردها احتمالاً از طرف اسرائیل و عربستان سعودی حمایت می شوند. یک هفته بعد در ملاقات

دیگری نهاوندی می گوید از کودتای خاصی صحبت نمی کرده و یک سناریوی خیالی را مطرح نموده

است. وی مجدداً بحث براندازی جمهوری اسلامی ایران را مطرح و زمینه های زیر را برای آن

برمی شمرد:

1 حمایت خارجی کشورهای اسرائیل، عربستان سعودی، اردن و مصر، البته وی اضافه می کند

نیازی به دخالت خارجی نیست، ولی از طرف دیگر ارتش در پشتیبانی از هر نوع نهضت سیاسی ایران

نیاز به چراغ سبز یا عدم چراغ قرمزِ خارج دارد.

2 کردها و نارضایتی آقای شریعتمداری و هوادارن او.

3 هواداران رژیم سابق در ارتش.

4 حمایت آمریکا را جداگانه و در آخر با تأکید مطرح می کند.


صفحه 382

مأمور آمریکایی سیاست عدم دخالت آمریکا در امور ایران را مطرح می کند که ریشه آن به خوبی

در اسناد بعدی قابل ملاحظه است. سفارت آمریکا در تهران ضمن ارزیابی اظهارات نهاوندی

وردتلویحی آنها وی را یک سیاستمدار فرصت طلب و یکی از چاپلوسترین افرادی که شاه را به طور

گسترده در سالهای اخیر کمک کرده و به همین جهت مورد تنفرشدید همکاران خود و اکثر ایرانیان

می باشد دانسته است و اضافه کرده است با توجه به این وضع، متمرکز شدن نیروهای مخالف رژیم در

اطراف این شخص را بعید می بینیم.

در پاسخ به سؤال سفارت آمریکا در پاریس که آیا تماس با نهاوندی ادامه پیدا کند و سطح تماس

چگونه باشد، یادداشتی ملاحظه می شود که اظهارنظر شده نظریات نهاوندی مزخرف است و پیشنهاد

شده تماسهای آینده با وی در سطح سرایدار باشد! وزارت خارجه آمریکا نیز با توجه به سوابق

نهاوندی نقش فرضی رهبری در ایران آتی را برای او منتفی دانسته و به سفارتخانه های خود توصیه

می کند ضمن تماس با ایرانیهایی که در برابر شما خودنمایی می کنند، آنها را تشویق به امری نکنید و

برای آمریکا دانستن فعالیتهای آنان حتی اگر آینده سیاسی چندان مثبتی نداشته باشند، ضروری است.

نهاوندی بعداً اطلاع می دهد که قصد دارد برای دیدن شاه به مکزیک برود و او را در جریان

تحرکات مخالفین قرار دهد، لیکن وزارت خارجه آمریکا در مورد نهاوندی تصریح می کند که تماس

گاه به گاه با او را بلامانع می داند، لیکن علاقه مند نیست که در صحبت با او پیشقدم باشد.

سند شماره (1)

تاریخ: 10 ژانویه 1972 20 دی 1350سری

از: منابع کنترل شده آمریکایی

یادداشت برای: قسمت سیاسییادداشت 116

موضوع: شهرت دکتر هوشنگ نهاوندی رئیس دانشگاه تهران در میان شیرازیها

اطلاعات زیر از یک منبع قابل اعتماد می باشد که برای اطلاع و استفاده شما نوشته شده و

احتیاجی به ذکر و قید منابع کنترل شده آمریکایی نیست.

تا زمانی که نهاوندی به عنوان رئیس دانشگاه پهلوی شیراز شروع به استفاده از نیروهای ساواک

در کاهش مشکلات دانشجویی نکرده بود، دانشجویان رفتاری معتدل و ملایم داشتند. سرکوبهای

مستمر توسط ساواک نه تنها دانشجویان بلکه اولیاء آنها را نیز تندروتر کرده است. (اظهارنظر:

گزارشهای قبلی حاکی از آن است که ساواک به نهاوندی گفته است که آنها وارد محوطه دانشگاه

پهلوی خواهند شد). نهاوندی در دسامبر 1971، در نظر داشت که یک سخنرانی در دانشگاه قدیمی

خودش در شیراز انجام دهد. به توسط خیلی از شیرازیها به او تذکر داده شد که برای ایراد سخنرانی

تلاش نکند، ولی وی پندهای آنها را نادیده گرفته و به شیراز رفت. در حالی که نهاوندی صحبت

می کرد عده ای از حضار سالمند آنقدر جنجال به راه انداختند که وی سخنرانی خود را نیمه تمام

گذاشت و سالن را ترک کرد.سری


صفحه 383

سند شماره (2)

تاریخ: 25 ژوئن 1978 4 تیر 1357سری

یادداشت سیا: 228

برای: مشاور امور سیاسی

موضوع: هوشنگ نهاوندی

پرونده های سیا حاوی مطالب منفی زیر در رابطه با هوشنگ نهاوندی است که احتمالاً همان

شخصی است که رئیس گروه بررسی مسائل ایرانیان می باشد.

24 اوت 1954 دانشجوی رشته حقوق و عضو هیئت مدیره یک سازمان طرفدار مصدق در

پاریس تحت عنوان اتحادیه دانشجویان ایرانی فرانسه بود که با حزب توده همکاری داشت.

11 ژانویه 1955 دانشجوی رشته حقوق که در تاریخ 31 اکتبر 1954 در یکی از جلسات حزب

توده که در منزل دوشیزه ای به نام خانلری در پاریس برگزار شده بود شرکت داشت. نهاوندی هوادار

مصدق توصیف شده است.سری

سند شماره (3)

تاریخ: 3 مه 1979 13 اردیبهشت 1358

از: تام فارل به: جان استمپل

پرونده نهاوندی

در تاریخ 2 مه یک رفیق ایرانی، به نام رفیع جاوید، یک مقاطعه کار برق، به من گفت که آقای

نهاوندی رئیس سابق دانشگاه تهران (و رئیس سابق دفتر شهبانو)، در حال ترک کشور (احتمالاً همان

شب) به سوی اروپا می باشد و گفت که اعضای یکی از کمیته ها به وی کمک می کنند تا از کشور خارج

شود یا فرار کند.

نام نهاوندی در طول بحثی که بر سر اوضاع فعلی بعد از انقلاب داشتیم پیش آمده بود. جاوید

درخواست کرده بود که من در اواخر ژانویه بین نهاوندی و سفیر ترتیب ملاقاتی را بدهم. به علت

احساس ناامنی که نهاوندی دارد، ملاقاتی که وی با افراد سفارت می خواست داشته باشد، هرگز جامه

عمل به خود نپوشید. من خوانده بودم که نهاوندی متهم و توسط دادگاه انقلاب محکوم شده و خیال

می کردم که اعدام شده است، نتیجتاً داشتم به رفیقش جاوید تسلیت می گفتم. جاوید مدعی است که

نهاوندی بلافاصله بعد از 22 بهمن توسط افراد کمیته مورد بازجویی قرار گرفت، ولی وی موفق شد که

از بازداشتگاه فرار کند و هفته های اخیر را در اطراف تهران نزد دوستانش به سر برده است. جاوید

معتقد است که آخرین پناهگاه نهاوندی در منطقه دریای خزر بوده است.

به هر تقدیر، نهاوندی از ایران خارج شده است، یا به زودی خارج خواهد شد، اگرچه وی در

لیست افراد تحت تعقیب است، ولی کمک افراد ناشناسی در کمیته قرار است که خروج وی را تضمین

کند.


صفحه 384

سند شماره (4)

تاریخ: 3 اوت 1979 12 مرداد 1358سری

از: سفارت آمریکا در پاریسبه: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی

رونوشت به: سفارت آمریکا در تهران

موضوع: وزیر اسبق وقوع یک کودتا را در ایران پیش بینی می کند

1 (سری تمام مطلب)

2 خلاصه مطلب: در 28 ژوئیه (6 مرداد) هوشنگ نهاوندی وزیر اسبق مسکن و شهرسازی

اطلاع داد که احساس انزجار نسبت به رژیم فعلی افزایش یافته و ممکن است بدتر از اینها هم بشود. او

از کردها به عنوان یکی از قوی ترین نیروهای نظامی در کشور یاد کرد و گفت نیروهای مسلح کشور

در حال از هم پاشیدگی است. او پیش بینی می کند که یک کودتا توسط بعضی از تیمسارهای ارتشی با

پشتیبانی کردها 6 الی 8 هفته دیگر به وقوع خواهد پیوست. نهاوندی پیش بینی می کند که اگر این کودتا

موفق نشود ایران به سوی آشفتگی بیشتر پیش رفته و سرانجام کمونیستها حاکم خواهند شد. (پایان

خلاصه).

3 در 28 ژوئیه (6 مرداد) هوشنگ نهاوندی وزیر اسبق مسکن و شهرسازی (در سال 1966) و

رئیس اسبق دانشگاه تهران (از سال 1971 تا سرنگونی رژیم شاه) مأمور امور فرهنگی سفارت را که

یکی از دوستان شخصی او می باشد دید. هوشنگ نهاوندی که می دانست نظرات او گزارش خواهند

شد، تجزیه و تحلیل مفصلی از موقعیت فعلی ایران را ارائه نمود. او در تشریح مطلب گفت که پس از

سرنگونی شاه، در اختفا به سر می برده و بعداً در نتیجه تماسهایی که با رهبران اکراد داشته ایران را از

طریق کردستان ترک و به ترکیه رفته است.

4 نهاوندی وضعیت ایران را وخیم و رو به زوال توصیف کرده و گفت دو عامل مهم یعنی عادات

معمول ایرانیها و نیز فشار وارده بر مصرف کنندگان در سقوط دولت فعلی نقش خواهند داشت و پس از

آن آشفتگی و هرج و مرج شدیدی حاکم خواهد شد. وی گفت حزب توده زرنگ تر از آن است که در

حال حاضر وارد صحنه شود، ولی اکنون مشغول رخنه به مواضع مهم کشور از جمله ارتش می باشد تا

فرصت مناسب به دست آید. زمان حاضر برای توده ای ها مناسب نیست، چرا که فعلاً یک حالت ضد

کمونیستی قوی بین مردم رواج دارد. ولی ادامه هرج و مرج سبب مقبول واقع شدن کمونیستها خواهد

شد.

5 نهاوندی کردها را یکی از قوی ترین (بنا به گفته او در حدود 10000 فرد مسلح دارند) و

سازمان یافته ترین نیروها توصیف کرد که منطقه ای به وسعت 100 تا 150 کیلومتر را در طول مرز

ترکیه و عراق تحت کنترل خود دارند. او معتقد است که خلع سلاح کردها واقعاً دشوار و غیرممکن

است چون نیروهای مسلح ایران نیز در وضعی بسیار آشفته بسر می برند. او همچنین در مورد منبع

پشتیبانی مالی کردها اظهارنظر کرد (بنا به گفته او احتمالاً از طرف اسرائیل و عربستان سعودی حمایت

می شوند).

6 نهاوندی به یک کودتای نظامی ویژه که در دست تهیه می باشد اشاره کرد و معتقد بود که این

کودتا 6 الی 8 هفته دیگر به وقوع خواهد پیوست. این کودتا توسط بعضی از تیمسارهای ارتشی


صفحه 385

رهبری خواهد شد و اگر این کودتا موفق شود، مانع از ادامه هرج و مرج و به قدرت رسیدن کمونیستها

خواهد شد. نهاوندی گمان می کند که کردها از این کودتا پشتیبانی نظامی خواهند کرد، چرا که آنها

امیدوارند بعداً استقلال داخلی بیشتری، (به خصوص در زمینه تعلیم و تربیت به زبان کردی، و عدم

حضور پلیس و نظامیان غیر کرد در استان) به دست آورند. نهاوندی وجود خطر در این طرح را

تصدیق کرد، اما معتقد است که خطر این طرح کمتر از حد تصور خواهد بود. به هر حال او گفت که در

حال حاضر هیچ نیروی متشکلی غیر از کردها در ایران وجود ندارد.

7 نهاوندی خود را یک سلطنت طلب می داند که شاه پرست نیست. او گفت فکر می کند که مراجعت

شاه غیرممکن است، اما بهترین فرم حکومت در ایران روش پارلمانی شاهنشاهی بریتانیایی می باشد.

او

تصمیم دارد که در پاریس بماند و امیدوار است که بتواند نیروهای مخالف را در اطراف خود

جمع آوری کند. تمام یادداشت مکالماتی توسط پست سیاسی برای بخش خاورمیانه امور ایران ارسال

گردید.

چپمن

سری

سند شماره (5)

تاریخ: 3 اوت 79، 12 مرداد 58سری

یادداشت مکالماتیتاریخ: 28 ژوئیه 1979

شرکت کنندگان: هوشنگ نهاوندی وزیر اسبق مسکن و شهرسازی مشیر فاطمی رئیس اسبق امور

دانشجویان دانشگاه پهلوی شیراز ریچارد تی آرندت وابسته فرهنگی سفارت آمریکا در پاریس.

مکان: رستوران رکامیه پاریس

موضوع: وزیر اسبق ایران وقوع یک کودتا را در ایران پیش بینی می کند

سوابق

من فکر می کنم هوشنگ نهاوندی در حدود سال 1926 در رشت متولد شد و هنگامی که من در

سال 1966 وارد ایران شدم او وزیر مسکن و شهرسازی بود. پس از آن رئیس دانشگاه پهلوی شیراز

شد و سپس در سال 1971 رئیس دانشگاه پرقدرت تهران شد، مقامی که همیشه به عنوان یک مقام هم

سطح با مقامی در کابینه تلقی می شد. او در این مقام تقریبا تا آخرین لحظات باقی ماند اگرچه در

آخرین روزهای حکومت شاه یکی از 2 نفر کاندیدای، احراز مقام نخست وزیری بود که بعداً نصیب

جعفر شریف امامی شد. (اگر شرایط غیر از این بود او مطمئنا روزی به مقام نخست وزیری می رسید).

نهاوندی تحصیل کرده فرانسه است، او دکترای اقتصاد خود را در اوائل سالهای 50 در پاریس

گرفت (شاید سال 1952: عنوان دکترایش: جوزف شامپیتر، تئوریسین سرمایه داری). او علیرغم سابقه

فرانسویش همیشه در تماس با سفرای آمریکا بوده است که این تماسها را با «آرمین مایر» شروع کرده

ولی مخصوصا با هلمز و سولیوان نیز در تماس بوده است. او دشمن نخست وزیر هویدا به شمار

می آمد، ولی از جانب ملکه به خوبی حمایت می شد و به همین دلیل قادر به حفظ مقام خویش بود.


صفحه 386

قبلاً، او یکی از تکنوکراتهای تحصیل کرده غرب بود که در اطراف علی منصور (که قبل از هویدا

نخست وزیر بود و به قتل رسید) جمع شده بودند. اگرچه دشمن هویدا و دوست کسی که بر هویدا

غالب گشت، یعنی جمشید آموزگار (دکترای خود را در رشته مهندسی از دانشگاه کورنل آمریکا کسب

کرده است) می باشد، اما گفته است که تفاوت این دو بسیار فاحش است. آموزگار اگرچه دوست او

است و در اساس کار با او در توافق است اما مردی است دارای دید نه چندان وسیع و هویدا اگرچه

دشمن او و در تضاد با او بود، ولی مردی بود بلنداندیشه و پرجنبه.

نهاوندی خود را کسی می داند که در مقابل نفوذ فساد در ایران ایستادگی کرده است. می گوید که

تنها اتهامی که بر علیه او یافته اند این بوده که او مبلغ 250 هزار دلار در یکی از شغلهایی که احتمالاً

دانشگاه پهلوی شیراز می باشد، بدون هیچ دلیلی دریافت کرده است. او می گوید که این پول هنگامی که

او و ملکه ترتیب برگزاری کنفرانس مشهور آسپن را می دادند برای او و ملکه در آمریکا خرج شده بود.

او می گوید که پس اندازش در اینجا تقریبا ناکافی برای مخارج او و زنش می باشد و آنچنان که او

می گوید در تضاد صریح با دیگر همکاران سابقش که حساب بانکی آنها در اروپا به طور افسانه ای

است می باشد.

انگلیسیش بد نیست، ولی ترجیح می دهد در مکالماتش از زبان فرانسه استفاده کند. او فرانسه را

واقعاً مانند زبان مادری تکلم می کند. مشیر فاطمی زمانی که نهاوندی پست ریاست دانشگاه پهلوی

شیراز را داشت رئیس امور دانشجویان بود. اما مهمتر اینکه او مسئول امنیتی و احتمالاً رابط دانشگاه با

ساواک بوده است. پس از آن نیز وی در زمینه تجهیزات امنیتی از جمله سیستمهای هشداردهنده و

غیره، در آمریکا، ایران و اروپا برای خود شغل پردرآمدی دست و پا کرده است.

مکالمه

او اخیراً بعد از 6 ماه مخفی بودن به پاریس رسیده است. مدتی از این زمان را در تهران مخفی بوده

و سپس با ریشی تمام عیار به محدوده کردستان سفر کرده بود. بعد از آن او برای مدتی در کردستان

ماند و سپس آنجا را ترک کرد و با پای پیاده و با پشت سر گذاشتن حدود 500 متر از مرز عبور کرد،

ولی بقیه راه را عمدتاً با وسیله نقلیه سفر کرده بود. او به اندازه کافی موجودی دارد که در پاریس

زندگی کند و با زنش در یک آپارتمان کوچک به سر می برند. خوشبختانه تمام بچه هایش

حقوق بگیرند و پول در می آورند، بنابراین او نیاز چندانی به پول ندارد. او در نظر دارد که در پاریس

بماند و «کار کند» که تصور می کنم این کار وقف کمک به اعاده عقل سلیم در ایران باشد. او گفت که

یک سلطنت طلب است و نه یک شاه طلب و توضیح داد که به عقیده او بازگشت شاه به ایران غیرممکن

است. اما تصور می کند که دولت ایده آل برای ایران همانند حکومت سلطنتی پارلمانی در بریتانیا

می باشد. او گفت در مورد سرنگونی کاملاً اطمینان دارد که به اصطلاح دولت کنونی ایران در زمانی بین

شش تا هشت هفته بعد از ملاقات کنونی مان سقوط خواهد کرد.

او گفت فشار مصرف کننده و سنتهای معمولی ایرانیان (خوشگذرانیها) عامل مهمی در سرنگونی

دولتی خواهد بود که ظاهرا در نظر دارد تمام لذایذ مادی را از بین ببرد. او گفت سرنگونی رژیم خمینی

به بحرانهایی می انجامد که نتیجه اش در درازمدت تنها تسلط شورویها بر این کشور خواهد بود، ولی در


صفحه 387

ابتدا ظاهر امر چنین نشان نخواهد داد. او فکر می کند که اگر کودتایی که جزئیات طرح آن در زیر آمده

است اجرا نشود، سرنگونی رژیم خلائی را به وجود می آورد که تنها حزب توده است که در آن

سازمان یافته و متشکل باقیمانده است. اما او گفت که در حال حاضر حزب توده خیلی زیرک تر و

باهوش تر از آن است که علناً وارد صحنه شود. او گفت آنها محتاطانه در بخشهای مهم منجمله ارتش

لانه می کنند و منتظر فرصت مناسب هستند. او احساس می کند اکنون زمان مناسبی برای روی کار

آمدن کمونیستها یا توده ایها و یا روسها نمی باشد، چرا که اکنون نارضایتی عمومی با یک جنبه نسبتاً

شدید ضد کمونیستی همراه است. او خاطرنشان ساخت که دوران پس از سرنگونی احتمالاً توأم با

آشوبهای بیشتری خواهد بود که حتی امکان دارد در زمستان بدتر نیز بشود که به دنبال آن عناصر

مارکسیستی جلب نظر خواهند کرد. او معتقد است که حزب توده تا یکی دو سال آینده حرکت نهایی را

از خود نشان نخواهد داد.

کودتایی که او به آن اشاره می کرد به قسمتی از مشاهدات او در کردستان مربوط می شود. او

می گوید که کردها به شدت مسلح بوده و رقم 10000 مرد مسلح را به کار می برد. او می گوید هر نوع

اسلحه قابل تصوری در بازار کردستان آزادانه در معرض خرید و فروش است. او می گوید که کردها

کنترل منطقه ای به طول 100 تا 150 کیلومتر را در داخل خاک ایران و در طول مرز ترکیه و عراق در

دست دارند. او چنین قضاوت کرد که واقعاً غیرممکن خواهد بود که آنها را خلع سلاح کرد، مخصوصا

با آن از کارافتادگی که ارتش در تهران دارد. او احساس می کند که ده هزار کرد در کردستان به علاوه

بی نظمی حاکم در تهران به علاوه یک رهبری مناسب برای کردها شاید بتواند دولت را سرنگون کند.

او گفت جای تردیدی نیست که مقدار قابل توجهی پول خارجی برای تأمین اسلحه های کردها به

کردستان سرازیر شده است. او گمان نمی کند که منبع این پولها آمریکا باشد؛ بلکه برعکس فکر می کند

که احتمالاً این گونه نیست. اما تشخیص آن مشکل است و معلوم نیست که این پول از کجا می آید و

آیا یک منبع اولیه دارد یا موقت. او حدس می زند که اسرائیل، عراق یا عربستان سعودی احتمالاً منابع

مورد نظر هستند، اما احتمالاًت دیگر را هم کتمان نکرد. واضح بود که از فرار او از طریق ترکیه به

وسیله ترکها ممانعت به عمل نیامده بود. به هرصورت او به کودتای مخصوص نظامی اشاره می کند که

در حال تکوین و زمان به مرحله اجرا درآمدن آن تعیین شده است که به عقیده او 6 هفته دیگر خواهد

بود. اگر این کودتا موفق شود، که به نظر او احتمال آن زیاد است، جایگزین سناریوی فوق الذکر خواهد

شد. این کودتا قرار است توسط تیمسارهای خاصی به اجرا درآید. از قرار معلوم در طول مسافرتش به

کردستان ملاقاتهائی با افراد بلندپایه کرد و همچنین با چند تن از همردیفان تهرانی برجسته پناهنده اش

داشته است. او گفت حالت پناهندگان انتقام جویانه بود و او در این ملاقاتها خواسته بود که در صورت

انجام این کودتای موفق، کشتار به حداقل برسد، زیرا کشتار بیشتر سبب افزایش تضاد خواهد شد.

کردهایی که او با آنها صحبت کرده و ظاهرا با همه رهبران آنها نیز تبادل نظر کرده، گویا حالتی

آشتی پذیر و مسالمت جو داشته اند.

وی تحت تأثیر برنامه های توأم با فروتنی آنها قرار گرفته است. او گفت که کردها در ازای کمک به

آزاد کردن ایران از تعدی خمینی تا حد مشخصی خودمختاری منطقه ای می خواهند، اما به طرز عجیبی

در دیگر خواسته هایشان فروتن هستند.


صفحه 388

هسته مرکزی خواسته آنها زبان است: آنها می خواهند تمام مراحل آموزش و پرورش به زبان

کردی صورت گیرد و زبان فارسی به عنوان زبان دوم در سطح دبیرستان تدریس شود. آنها نسبت به

اینکه استاندار از تهران فرستاده شود اعتراضی نداشته و بر نصب متصدیان کردی الاصل نیز اصراری

ندارند.

وی در جواب سئوالی تأیید کرد که مشخصا احساسات ملی گرایانه کردها را تنها نیروی

متشکل کننده ای می داند که می تواند اوضاع را در تهران روبه راه کند. او می داند که این یک ریسک

خطرناک است اما افزود که به این نتیجه رسیده که این کم خطرترین کار قابل تصور است. او گفت در

هر صورت آن طور که او می داند هیچ گونه نیروی سازمان داده شده دیگری که بتوان روی آن حساب

کرد وجود ندارد. از او در مورد اینکه آیا وضع مناطق مرزی دیگر هم به این صورت هستند سئوال شد

وی گفت که در این مورد خبری ندارد، اما تصور می کند که در این نقاط نیز حتماً همین وضع حاکم

است. در نگاهی به وقایع گذشته، او گفت که احساس می کند که آمریکاییها اشتباه کرده اند، اما عوامل

دیگر هم دخیل بوده اند. او مباحثات خصوصی زیاد و عمیقی با سفیران (هلمز و سولیوان) داشته بود.

هر دو به او گزارش داده بودند که آنها قادر نبوده اند پیامهای مهم او را از حلقه ای که در اطراف شاه

ایجاد شده گذرانیده و به او برسانند. وی از این موضوع تعجب کرده و چنین تصور می کرد که شاه

می توانسته قابل دسترسی باشد. او ماجرای آخرین کوششهای شاه برای حفظ موقعیت خود را گفت.

در زمان بررسی دولت شریف امامی او نامزد دیگری برای احراز پست نخست وزیری بود. شاه از او و

شریف امامی خواسته بود که برنامه هایشان را تقدیم کنند، ولی برنامه های او رد شد، چرا که شاه بعضی

از سخت گیریهای او را قابل قبول نمی دانست. او در بین برنامه هایش خواسته بود که یک خواهر و دو

برادر شاه فوراً ایران را ترک کنند و 2 نفر از اعضای جبهه ملی را در کابینه پیشنهادی خود جای داده

بود که هردوی آنها هم اکنون در کابینه بازرگان فعال هستند که یکی از آنها وزیر دادگستری می باشد. او

احساس می کند که شاه به طور خاصی مانع از پافشاری او شد که تمام اعضای کابینه اش باید مرکب از

افرادی «غیرقابل» سرزنش باشند. از قرار معلوم او احساس می کند که چیزی در گفته هایش مانع

پذیرفتن شاه شد و او را به بحث فرعی که چه کسی قابل سرزنش و چه کسی قابل سرزنش نیست

کشاند. بدون اینکه بخواهد، طفره برود که چه رقابتها بر سر چه مسائلی بوده، گفت که خواسته هایش

به طرز قابل توجهی از آنچه که شاه یک ماه بعد به دولت بختیار واگذار کرد خاشعانه تر بوده است.

در مورد تهران او چندین ماجرا را تعریف کرد. اما در مجموع او گفت که نوشته های جین لارتکی

در روزنامه پاری ماچ 2 هفته قبل (به پیوست ارسال می شود) بهترین گزارشی است که می توانسته

نوشته شده باشد و آن مقاله جزئیات و بررسی کامل اوضاع را در بر دارد.

واضح است که وی امیدوار می باشد که یک هسته مخالف را در پاریس به دور خودش جمع کند.

در جواب اینکه در مورد گذراندن یک دوره در دانشگاه آمریکا چه احساسی دارد، او گفت، اگرچه در

نظر ندارد خانه ای را در نوفل لوشاتو اجاره کند، اما بهتر است به کارهایی که در پاریس لازم است

انجام گیرد سر و سامان دهد.

آرندت

سری