آسیا و حوزه اقیانوس آرام
بنگلادش ضعیف خوب تا متوسط دورنمای ذخایر گاز امیدوار کننده است. مناقشات مرزی وجود دارد
برونئی خوب تا متوسط عالی در مورد کشفیات بیشتر خارج از خشکی دورنمای خوبی وجود دارد
برمه متوسط تا خوب متوسط احتمال افزایش مقدار کمی بر ذخایر داخلی وجود دارد تواناییهایی هم
در خارج از خشکی وجود دارد
هند خوب خوب تا متوسط یک ”بمبئی خوب“ بدون مسئله نمی باشد
اندونزی خوب خوب سرعت اکتشاف همچنان بالاست
مالزی خوب تا متوسط متوسط در چندین منطقه اکتشافات بیشتری مورد نیاز است
پاکستان متوسط خوب تا متوسط حوزه های اصلی کشف نشده اند
فیلیپین متوسط تا خوب خوب توانایی در خارج از خشکی و مناقشات مرزی وجود دارد
کره جنوبی متوسط متوسط تا خوب مناقشات مرزی وجود دارد.
تایوان ضعیف تا متوسط خوب تا متوسط دورنمای ذخایر گاز خوب است. مناقشات مرزی وجود دارد
تایلند ضعیف خوب دورنمای ذخایر گاز خوب است
ویتنام متوسط تا خوب متوسط تا ضعیف توانایی اکتشافات غیراقتصادی وجود دارد
سایر مناطق ضعیف خوب تا ضعیف
کشورهای خاورمیانه ای غیر اوپک٬ آفریقای شمالی و حوزه مدیترانه
مصر خوب تا عالی خوب مناقشه با اسرائیل اکتشاف را کاهش می دهد
یونان متوسط تا ضعیف متوسط مناقشه مرزی با ترکیه
اردن ضعیف خوب تا عالی ساحل غربی ممکن است تا حدی توانایی داشته باشد
عمان خوب تا متوسط خوب کشف حوزه های کوچکتر و پرهزینه تر احتمال دارد
سوریه متوسط متوسط بهترین دورنماها در مورد خارج از خشکی است
تونس خوب تا متوسط خوب تا متوسط مناقشه مرزی با لیبی
سایر کشورها ضعیف خوب تا متوسط اسرائیل و لبنان دارای تواناییهای اندکی هستند
آفریقای مادون صحرا
آنگولا خوب تا متوسط ضعیف تا متوسط تا هنگام تثبیت اوضاع سیاسی هیچ افزایشی در اکتشافات محتمل
نمی باشد
کامرون خوب خوب تا متوسط افزایش ذخایر فعلی تقریباً مسلم است
چاد خوب خوب تا متوسط برای انتقال نفت به خارج خط لوله گرانی مورد نیاز است
کنگو متوسط تا ضعیف خوب تا متوسط هر نوع افزایشی به ذخایر احتمالاً کم خواهد بود
گابن متوسط تا ضعیف خوب تا متوسط هر نوع افزایشی به ذخایر احتمالاً کم خواهد بود
ساحل عاج متوسط تا خوب خوب تا متوسط هزینه های غیراقتصادی ممکن است منجر به کشفیات بزرگتر گردید
نیجریه خوب متوسط تا خوب ممکن است حوزه های کوچک بسیاری کشف گردد
زئیر متوسط تا ضعیف خوب تا متوسط هر نوع افزایشی در مقدار ذخایر احتمالاً کم خواهد بود
سایر کشورها ضعیف خوب تا ضعیف سواحل آفریقای شرقی از سودان تا سومالی و ناحیه خلیج گینه در غرب
نیجریه تواناییهایی دارد.
آمریکای لاتین
آمریکای لاتین
نیمکره غربی نوید بخش ترین منطقه جهت یافتن منابع نفتی جدید و عظیم در میان کشورهای کمتر
رشد یافته غیر اوپک است. حوزه های رفورمای(1)مکزیک، در صورت اکتشاف کامل، به احتمال قریببه یقین معادل منابع نفتی خاور میانه نفت خواهد داشت. در این منطقه کار به سرعت پیش می رود، و
در صورت از بین رفتن محدودیت های مالی و سیاسی پیشرفت بیشتری نیز حاصل خواهد شد.
حوضچه های رسوبی بین آرژانتین و جزایر فالکلند(2)که تاکنون حفاری نشده اند ظاهرا دارایتواناییهای عظیمی می باشند و شرایط عملیاتی سخت، قطعی نبودن اجزای سیاستهای نفتی آرژانتین و
اختلاف انگلیس و آرژانتین در مورد مالکیت جزایر فالکلند منابع ادامه عملیات اکتشافی در این منطقه
می شوند. دورنمای پیدایش ذخایر دیگر در سایر مناطق آمریکای لاتین که اکثرشان نسبتا ناچیز
می باشند، تقریبا خیلی دورتر از اورنیوکو(3)و آمازون، در ترانس اندین(4)، پرو، اکوادور، بولیوی و فلاتقاره برزیل امکان پذیر است. عدم موفقیت در گذشته، و در بعضی موارد، سیاستهای ناسیونالیستی
دولتها عملیات اکتشافی را در حال حاضر محدود نموده است.
مکزیک
مکزیک
مکزیک در میان کشورهای کمتر رشد یافته غیر اوپک نوید بخش ترین منطقه از نظر افزایش قابل
ملاحظه بازده نفتی به شمار می آید. رئیس جمهور لوپز پورتیلو(5)و مشاورین اصلی وی متقاعد شده اندکه افزایش صادرات گاز طبیعی و نفت ضروری است و در مورد شرکت نفتی دولتی این کشور یعنی
پمکس(6)یک برنامه سرمایه گذاری جاه طلبانه را تصویب نموده اند. پایه ذخایر فعلی نفتی این کشور بهتنهایی عظیم است و در صورت انجام اکتشافات جدید مقدار آن افزایش شدیدی خواهد یافت. پمکس
نیز این توانایی را سریعا گسترش می دهد. در صورت از بین رفتن محدودیتهای مالی و در صورت
تلاش همه جانبه لوپز پورتیلو گسترش این تواناییها با سرعت بیشتری انجام خواهد شد.
چشم انداز زمین شناسی
مکزیک در سال 1973 ذخایر نفتی عظیم رفورما(7)در ایالات جنوب شرقی و تاباسکو(8)و چیاپاز(9)را کشف نمود. هم اکنون مقامات مکزیک معتقدند که این حوزه های نفتی واقع در خشکی با اکتشافات
1- Mexico's Reforma Fields. 2- Falkland Islands. 3- Orinoco. 4- Trans - Andean. 5- Lopez Portilo. 6- Pemex. 7- Reforma. 8- Tabasco. 9- Chiapas.
خارج از خشکی اخیر چاک(1)در 160 کیلومتری شمالی این حوزه مرتبط بوده و آن چنان منطقهتولیدی عظیمی را به وجود می آورند که می تواند با بزرگترین حوزه های نفتی عربستان سعودی از نظر
وسعت به رقابت بپردازد. با استفاده از تعاریف صنعتی، برآورد می کنیم که ذخایر قطعی و احتمالی واقع
در خشکی حوزه رفورما معادل 25 میلیارد بشکه باشد. در صورت اثبات این ارقام از طریق حفاری
می توان احتمال داد که ذخایر بالقوه نفتی این کشور چندین که ذخایر بالقوه نفتی این کشور چندین بار
بیشتر از آنچه هست باشد. نفت حوزه رفورما کیفیت بالا و از نظر مقدار گوگرد متوسط (6/1 درصد
وزنی) و دارای گراویته 28 تا 30 درجه API می باشد. علاوه بر این حوزه رفورما دارای مقدار زیادی
گاز طبیعی همراه است که به طور میانگین در برابر هر بشکه نفت 1300 فوت مکعب گاز طبیعی
بدست می دهد.
از نظر تاریخی، فعالیتهای اکتشافی در منطقه دشتهای ساحلی خلیج مکزیک(2)متمرکز بوده است.قبل از سال 1900 در ایالات تامائولیپاس(3)و راکروز(4)نفت در اعماق کم کشف گردیده بود. حوزهبسیار بزرگ «گلویس لیس»(5)مکزیک که در سال 1910 کشف گردید و حوزه های غنی پوزاریکا(6)کهدر سال 1930 کشف شدند در زمره مهمترین اکتشافات نفتی زمان خود به حساب می آیند. پمکس در
سالهای اخیر به فعالیتهای اکتشافی خود در مناطق دیگر افزوده است و مقامات معتقدند که تاکنون فقط
10 درصد از مناطق نفت خیز کشف شده است. اخیرا ذخایر گازی بزرگی در شمال مکزیک بین
نیوولاریدو(7)و مونکوا(8)کشف شده و در مناطق جدید ایالت وراکروز چاههای نفتی بسیارنویدبخشی حفر گردیده است. منطقه خارج از خشکی باجا کالیفرنیا(9)نیز دارای تواناییهای عمدههیدرو کربنی می باشد.
پمکس دانش فنی و پرسنل آموزش دیده لازم را برای انجام تمام مراحل عملیاتی صنعت نفت در
اختیار دارد. مهندسین این شرکت در رابطه با حفر چاه در ذخایر کربناته دارای تخصص لازم می باشند.
مکزیک در حال به ثبت رسانیدن اختراعات خود، به خصوص در زمینه پالایش بوده و در حال حاضر
کمک های فنی در اختیار دیگر کشورها قرار می دهد. شرکتهای امریکایی هنوز هم اکثر تجهیزات و
تکنولوژی مورد استفاده پمکس را تأمین می کنند، اما پرسنل پمکس تمام وظایف را به صورت
رقابت آمیزی انجام می دهند.
جورج دیاز سرانو(10)از زمان انتصابش به عنوان مدیر کل پمکس از طرف لوپز پورتیلو توانسته است
1- Chac. 2- Gulf of Mexico. 3- Tamaulipas. 4- Veracruz. 5- Golden Lane Fields. 6- Poza Rica Feilds. 7- Nuevo - Laredo. 8- Monclova. 9- Baja - California. 10- Jorge Diaz Serrano.
کارآیی و شایستگی کمپانی را بالا ببرد.
در حال حاضر چنین به نظر می رسد که مکزیک قادر خواهد بود سرمایه لازم جهت اجرای برنامه
توسعه پمکس را تأمین نماید. برنامه شش ساله جدید خواستار آن است که سرمایه گذاری سالانه دو
برابر میانگین سرمایه گذاری دو سال گذشته و معادل 5/2 میلیارد دلار در سال بشود. احداث یک خط
لوله گازرسانی از حوزه رفورما به امریکا نیز به 5/1 میلیارد دلار سرمایه دیگر نیاز خواهد داشت.
افزایش سریع مخارج نفتی پمکس میزان قروض خارجی این شرکت را از 25/1 میلیارد دلار در سال
گذشته به سطح 4/2 میلیارد دلار رسانیده است. گرچه نرخ اعتبارات تجاری هنوز هم خوب است،
ولی اعتبارات محدودتر خواهد شد. پمکس تخمین می زند که لازم است نیمی از سرمایه مورد نیاز
خود را از طریق منابع خارجی تأمین نماید.
طرح توسعه 1/15 میلیارد دلاری پمکس (1982 1977) به خوبی با تواناییهای فنی این کمپانی
مطابقت دارد. این کمپانی در نظر دارد تا سال 1982 تولید روزانه خود را به 2/2 میلیون بشکه نفت و
6/3 میلیارد فوت مکعب گاز برساند. این طرح توسعه یک میلیارد دلار به اکتشافات مقدماتی، 4
میلیارد دلار به حفاری، 2/3 میلیارد دلار به تولید، 9/6 میلیارد باقیمانده را به پالایش، تولید مواد
پتروشیمیایی، بازاریابی و حمل نقل اختصاص داده است. برنامه حفاری مستلزم حفر 2100 چاه
توسعه ای و 1300 فقره عملیات حفاری مخاطره آمیز، منجمله 477 چاه توسعه ای در تاباسکو و
چیاپاز و 24 حلقه چاه اکتشافی و 120 حلقه چاه توسعه ای در فلات قاره کامپه چی(1)می باشد. طرحتولید نیز شامل تشدید بهره برداری از حوزه های فعلی تولیدی، بازیابی ثانویه و توسعه حوزه های
خارج از خشکی می باشد.
دورنما
در صورت اتخاذ یک طرح توسعه فعالتر و در صورت موجود بودن سرمایه خارجی کافی،
مکزیک حتی خواهد توانست بیش از برنامه تعیین شده کار انجام دهد. به این ترتیب در سال 1980
تولید روزانه معادل 2/2 میلیون بشکه و در سال 1982 بیش از 5/3 میلیون بشکه نفت خواهد گردید.
تحقق چنین امری اجازه می دهد که در سال 1980، 2/1 و در سال 1982، 2/2 میلیون بشکه نفت در
روز صادر شود. نحوه تولید هرچه باشد، حوزه رفورما باز هم سهم عظیمی را در تولید به عهده خواهد
داشت. میزان موفقیت حفاری ها در این مناطق فوق العاده بوده و تنها 15 درصد از چاهها خشک و یا
غیر تجاری بوده است. مکزیک علاوه بر طرح توسعه در جهت اجرای یک برنامه 5/1 میلیارد دلاری
جهت احداث خط لوله گازی 48 اینچی اقدام خواهد نمود. این خط لوله گاز را در طول یک فاصله
1200 کیلومتری از حوزه رفورما به مرز امریکا منتقل می نماید. این خطر لوله قرار است از طریق
کاکتوس(2)و چیاپاز به سواحل رینوزا(3)برسد. احداث این خط لوله از هنگام شروع تا تکمیل دو تا سه
سال طول خواهد کشید. ظرفیت واقعی خط لوله روزانه معادل 7/2 میلیارد فوت مکعب خواهد بود، با
1- Campeche. 2- Cactus. 3- Reynosa.
این حال مکزیک هر روز فقط 1 میلیارد فوت مکعب گاز منتقل خواهد کرد، ولی تا سال 1982 میزان
انتقال به 2 میلیارد فوت مکعب در روز خواهد رسید. مصرف کنندگان داخلی 7/0 میلیارد فوت
مکعب باقیمانده را مورد استفاده قرار خواهند داد.
با وجودی که به نظر می رسد لوپز پورتیلو به همکاری در زمینه انرژی علاقه داشته باشد، ولی
صریحاً اظهار داشته است که چنین همکاریهایی باید حساسیت مکزیکی ها را نیز در نظر گرفته و
نمی تواند تسلط کامل مکزیک در توسعه منابع خود را تحت کنترل قرار دهد. به علت تعصب
مکزیکی ها در رابطه با کمپانیهای نفتی خارجی قراردادهای مشارکت در تولید را نمی توان به هیچ وجه
مطرح نمود حتی اگر سبب شود که گسترش نهایی ذخایر بکندی صورت پذیرد.
آرژانتین
آرژانتین
موقعیت آرژانتین برای گسترش ذخایرش تا چند برابر 5/2 میلیارد بشکه ای کنونی بسیار عالی
است. فلات قاره این کشور که معادل 6/2 میلیون کیلومتر مربع می باشد تقریبا معادل چهار برابر
وسعت ساحل امریکا در اقیانوس آرام بوده و یکی از نوید بخش ترین مناطق بکر جهان است. با وجود
اینکه اکتشاف با زحمت شروع شده، ولی نتایج حاصله از مطالعات زمین شناسی منطقه وجود ذخایر
عظیمی را نشان می دهد. ذخایر واقع در خشکی نیز احتمالاً بیش از ذخایر شناخته شده می باشد.
چشم انداز زمین شناسی
فلات قاره آرژانتین ممکن است ذخایر عظیمی از نفت را در بر گرفته باشد. بر اساس تحقیقات
زمین شناسی سال 1974 ایالات متحده و بر اساس یافته های مقدماتی، این ناحیه می تواند حدود 200
میلیارد بشکه نفت یا 80 برابر ذخایر قطعی نیمکره غربی را در بر داشته باشد. دولت از دو کمپانی
امریکایی یعنی مؤسسه خدمات ژئوفیزیک و کمپانی ژئوفیزیک غربی دعوت کرده است تا در این
منطقه تحقیقات زمین شناسی و لرزه نگاری به عمل آورند. ولی نتایج نهایی تا مدتها معلوم نخواهند
شد.
از هشت حوضچه رسوبی، دو حوضچه یعنی سان ژورگه(1)و اوسترال(2)(ماژلان) دنباله مناطق تولیدی مهم واقع در خشکی می باشند. حوضچه مالویناس(3)نیز که در مجاورت حوضچه اوسترال قراردارد از نظر متخصصین بسیار نویدبخش به حساب می آید لیکن عملیات اکتشافی با زحمت بسیار
صورت می گیرد زیرا این حوضچه بین ناحیه تحت حاکمیت آرژانتین و حوزه جزائر فالکلند که توسط
انگلیس اداره می شود ولی مورد ادعای آرژانتین می باشد قرار دارد و مورد اختلاف می باشد. در
تحقیقات انگلیس احتمالاً بنا به دلایل سیاسی تواناییهای نفتی این منطقه ناچیز به حساب آمده است.
دیگر مناطق احتمالی لیکن دارای میزان نویدبخشی کمتر در مجاور فالکلند یعنی بردوودبنک(4)، فلات
1- San Jorge. 2- Austral (Magellan). 3- Malvinas Basin. 4- Burdwood Bank.
فالکلند(1)و حوضچه سان ژورگه نیز به سرنوشت مشابه دچار شده است.
در دیگر مناطق خشکی اکتشافات با سهولت بیشتری انجام می شود و در حوضچه کلرادو(2)خارجاز باهیابیانکا(3)عملیات هم اکنون آغاز شده است. کمپانی نفتی دولتی به نام «یاسی مینتوسپترولیوفروس فیسکالس» در اوایل سال جاری با استفاده از ماشین آلات حفاری خریداری شده ازفرانسه عملیات حفاری در این منطقه را آغاز کرده است. اولین چاه که عملیات آن به پایان رسید
بی حاصل بود، لیکن دومین چاه ظاهرا به سنگ حامل نفت برخورد کرده است و طرح چاه سوم نیز در
دست اقدام است.
در سرتاسر آرژانتین اکتشاف مناطق ساحلی با سرعت بیشتری در حال انجام است. تمام ایالتهای
نیمه جنوبی کشور و ایالات جوجوی وسالتا(4)در شمال غربی هم اکنون مشغول تولید نفت هستند.مندوزا در بخش غربی مرکز آرژانتین مهمترین ایالت نفتی بوده و پس از آن چوبوت ، سانتاکروز وریونگرو(5)در جنوب قرار گرفته اند. اکثر حوزه ها کوچک هستند. در سال 1975 حوزه نفتی جدید وبزرگی در ایلات مندوزا(6)کشف گردید و علاوه بر این در سال جاری چند حوزه جدید نیز در ایالات
سالتا، نیوکن(7)، مندوزا، سانتاکروز(8)و چوبوت(9)کشف و گزارش گردیده است.
میزان ذخایر قطعی در چند سال گذشته تقریبا ثابت مانده است، به طوری که می تواند به مدت 17
سال تولید 400000 بشکه در روز سال 1976 را تأمین نماید ولی بسیار کمتر از آن حدی است که
دولت را در رسیدن به هدف خودکفایی نفتی تا اواسط سالهای 1980 رهنمون شود. بازده کنونی
می تواند 85 تا 90 درصد نیازها را تأمین نماید.
تواناییها و محدودیتها
اقتصاددانان دولتی برآورده کرده اند که برنامه توسعه نفتی آرژانتین در ده سال آتی به 15 تا 20
میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد و چون خود دولت قادر نیست تمام این سرمایه را تأمین نماید علی رغم
سیاستهای ناسیونالیستی دولت های پیشین، مشارکت خصوصی و به ویژه خارجی را به صورت جزء
لاینفک این برنامه درآورده است. قانون جدید سرمایه گذاری خارجی جونتا(10)(شورای سیاسیدولتی) با کاهش تشریفات خسته کننده اداری و اطمینان به اینکه منافع و سرمایه قابل اعاده می باشد،
1- Falkland Plateau. 2- Colorado Basin. 3- Bahia Blanca. 4- Satla and Jujuy. 5- Rio Negro. 6- Mendoza. 7- Neuquen. 8- Santa Cruz. 9- Chubut 10- Junta.
سرمایه گذاران خارجی را به سرمایه داری راغب نموده است. با این وصف اکثر کمپانی های خارجی
منتظرند ببینند که آیا شرایط سیاسی و اقتصادی توام با ثبات خواهد ماند یا خیر. علاوه بر سرمایه
خارجی، آرژانتین به تکنولوژی خارجی، به ویژه به منظور حفاریهای خارج از خشکی نیاز دارد.
دولت امیدوار است بتواند کمپانی های داخلی و خارجی را وادار به عقد قراردادهای مخاطره آمیز
بنماید به این صورت که کمپانیها تکنولوژی و هزینه اکتشافی را فراهم نمایند و در عوض در منافع هر
منبع کشف شده سهمی شوند. با وجود اینکه بعضی از کمپانی های خارجی قراردادهای اکتشافی را
امضاء کرده اند، ولی سیاستهای در حال نوسان دولت های پیشین، آنها را از سرمایه گذاریهای سنگین
باز می دارد تا مطمئن شوند که دولت کنونی آنقدر بر اریکه قدرت خواهد ماند که بتواند سیاستهای
خود را به اجرا درآورد. با وجود اینکه چند منطقه نویدبخش خارج از خشکی در مجاورت بخش
اصلی آرژانتین قرار دارد ولی ظاهرا مهمترین مناطق در خارج خشکی و در آبهای طوفانی بین منطقه
اصلی و جزایر فالکلند واقع شده است. به خاطر شرایط جوی بسیار سخت این مناطق، عملیات
اکتشافی این منطقه نیز مانند دریای جنوب چین به سختی و دشواری انجام می گیرد. در صورت
پیدایش نفت، توسعه و حمل و نقل نفت نیز مشکل خواهد بود. ظاهرا انگلیس نیز میل ندارد عملیات
اکتشافی نفتی در فالکلند صورت گیرد و احتمالاً علت آن نیز این است که اگر نفتی در آنجا کشف شود
آرژانتین در ادعای خود نسبت به تصاحب این جزائر پافشاری خواهد کرد.
دورنما
دورنماها خوب هستند به طوری که آرژانتین به احتمال بسیار خواهد توانست منابع نفتی
بسیاربزرگی را کشف نماید. چون در بسیاری از مناطق داخل خشکی و خارج خشکی شرایط
زمین شناسی بسیار مناسب است. خودکفایی نفتی تا اواسط سالهای 1980 یک هدف معقول است،
لیکن در مورد زمان بندی آن هیچ تضمینی وجود ندارد. خطیرترین عامل کمک خارجی است، که آن
هم به نوبه خود به ثبات سیاسی بستگی دارد. کمپانیهای نفتی خارجی باید متقاعد شوند که سیاست
کنونی مناسب با فعالیتهای آنها پایدار خواهند بود و همان گونه که اغلب در گذشته رخ داده با یک
یادداشت کوتاه دگرگون نخواهد شد.
ونزوئلا
ونزوئلا
دورنمای دستیابی ونزوئلا به منابع بزرگ و جدید نفتی مبهم است. با 14 میلیارد بشکه ذخایر
قطعی و احتمالی، پیش بینی می شود که تولید نفت در طی سالهای 1980 به رکود کشیده شده
کاراکاس(1)به عنوان پنجمین تولید کننده بزرگ نفت مقام خود را از دست بدهد. علاوه بر این، به علتفرسایش حوزه های کنونی، بازده نفتی این کشور نیز در اواسط سالهای 1980 بشدت کاهش خواهد
یافت. با وجود اینکه در خارج از خشکی و در فلات قاره این کشور مناطق بکر دارای توانایی نفتی
وجود دارد، ولی کاراکاس در نتیجه سیاستهای ملی گرایانه خود رغبت کمپانی های نفتی بزرگ را در
1- Caracas.
این زمینه از بین برده است. ذخایر نفت سنگین عظیمی در اورینوکو تاربلت(1)وجود دارد، لیکن باتکنولوژی موجود و با صرف هزینه های بسیار تنها می توان بخش کوچکی از این ذخایر را بازیابی
نمود.
چشم انداز زمین شناسی
در سال 1914 یعنی سه سال پس از آغاز اکتشافات، ونزوئلا به اولین کشف تجاری نفتی خود
دست یافت. از آن زمان تاکنون، تولید تنها در داخل و اطراف دریاچه مارکائیبو(2)، خصوصا در حوزه ساحلی بولیوار(3)، یعنی چهارمین حوزه بزرگ دنیا متمرکز بوده است. این حوزه در سال 1917 کشفگردید و هنوز هم مهمترین منبع تولیدی ونزوئلاست و روزانه 5/1 میلیون بشکه نفت از آنجا استخراج
می گردد. دیگر مناطق تولیدی عبارتند از حوضچه ماتورین(4)در شرق ونزوئلا که از ایالت گواریکاتو(5)در سواحل اقیانوس آرام شروع شده، و حوزه باریناس(6)در جنوب و حوزه فالکون(7)در شمال اینکشور ادامه دارد.
در سالهای اخیر عملیات اکتشافی ناچیزی صورت گرفته است و ذخایر قطعی و احتمالی 4/17
میلیارد بشکه ای سال 1960 را تا 1976 به سطح 14 میلیارد بشکه تقلیل داده است. قبل از ملی شدن
نفت در سال 1976، سیاستهای ملی گرایانه روزافزون سبب گردید که اقدامات اکتشافی شرکتهای نفتی
خارجی در مناطق مورد امتیاز یا قراردادی شان در جنوب دریاچه ماراکائیبو دچار محدودیت بسیار
شود. مؤسسه نفتی ونزوئلا(8)که یک شرکت نفتی دولتی است، مسئول اکتشاف در مناطق دیگر شد،لیکن به علت فقدان سرمایه و تخصص کافی نتوانست عملیات اکتشافی مهمی را انجام دهد.
از زمان ملی شدن صنعت نفت، اکتشافات نیز کندتر شده است. در سال 1976 پترولئوس دو
ونزوئلا(9)که کمپانی ملی نفتی جدید این کشور است اقدام به حفر 39 حلقه چاه اکتشافی درحوضچه های ماراکائیبو و فالکون نمود. در سه حوزه جدید با شرایط نامساعد چاههایی حفر گردید
که دو حوزه آن بی حاصل و در یکی از حوزه ها در حوضچه فالکون که تا اعماق 1500 متری حفاری
شده بود، روزانه 1126 بشکه نفت با 22 درجه APIتولید شد. دیگر حفاریها نیز به همین ترتیب، و
نتیجه آن 21 حلقه چاه نفت مولد و 15 حلقه چاه بی حاصل بود. قرار است در سال جاری 57 حلقه
چاه اکتشافی حفر گردد. به دنبال افزایش سرمایه گذاری از 8/0 میلیارد دلار در سال 1977 به سالانه
6/1 میلیارد در طول سالهای 80 1978 پترولئوس در نظر دارد اقدامات اکتشافی خود را گسترش
1- Orinoco Tar belt. 2- Lake Maracaibo. 3- Bolivar Coastal Field. 4- Maturin Basin. 5- Guarico 6- Barinas. 7- Falcon. 8- Venezuelan Petroleum. 9- Petroleos de Venezuela.